۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    و مولایش رخصت رفتن داد. چنان بر مرکب تاخت زد که گویی به دروازه بهشت می‏تازد و خوف آن دارد که راه آسمان را به رویش ببندند. لختی در برابر سپاه تبهکاران ایستاد:
    «ای کوفیانِ مادر به عزا نشسته! ای خیانت پیشگان رسوا! حسین را به خود خواندید و به یارای‏اش امید دارید و اکنون دست از او کشیده و به رویش درآمده‏اید؟! بر او چون ددان حلقه زده‏اید و آب فرات را که یهود و نصارا و مجوس از آن می‏نوشند و سگان و خوکان در آن می‏غلطند، بر او و خاندان پاکش حرام کرده‏اید؟! چه بد، حق محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را درباره فرزندان او به جای آوردید! خدای، در روز عطشناکی، سیرابتان نکناد!»
    امّا باران تیرهاشان بر سرش فرود آمد. اندکی به سوی خیام حَرم عقب نشست و بار دیگر رجز خوان به سویشان حمله بُرد:
    منم حُر جنگ‏آور صف شکن *** که راهست یارای بازوی من؟
    به یاری فرزند خیر النّسا زنم تیغ بر گردن اشقیا
    و چنان بر فوج دشمن می‏زد که شهابی به سینه شب. چندی کارزار کرد و چندی از تیره روزان به خاک افکنده از نَفَس افتاده بود که گروه نامردان در میانش گرفت و آماج تیر و نیزه و سنانش ساخت. خشنود، با خود می‏اندیشید که «تمام دردها و زخم‏ها را به تن خریدارم تا مولایم حسین را شرط جانبازی به جای آرم.
    گرگ‏ها، نیمه جان رهایش کردند، نفس‏هایش به شماره افتاده بود. می‏دانست تا دمی دیگر روحش قالب تهی خواهد کرد. از هر جای تنش زخمی دهان باز کرده بود و به مرگ می‏خندید. سعادتمندم اگر باری دیگر چشمان مهربانش را ببینم». ضرب آهنگِ با وقارِ گام‏هایی را شنید که به سویش می‏آمد. چشم باز کرد حسین علیه‏السلام را دید که بر بالینش نشسته و سرش را به دامن گرفته تا زخمش را با پارچه‏ای ببندد. امام، حرّ را از کوثر تولاّی خویش چنین لبریز کرد:
    «خدایت رحمت کناد ای حرّ! تو آزاده‏ای چونان که مادرت نامید. گوارایت باد شربت شهادت در برابر خاندان پاک رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ».
    نگاه شکرگزارش را به چشمان آقایش دوخت؛ گو این‏که می‏گوید: «آقای من! رسم آقای تمام کردی که بر بالینم آمدی». می‏خواست، امّا نفسش برنیامد که بگوید «جانم هزار بار فدای تو، یا اباعبداللّه».







    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


  2. #32
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    یوسف زهرا! زشما پُر شدم
    تا که اسیر تو شدم حُر شدم

    از دل دشمن به سویت پر زدم
    آمدم و حلقه براین در زدم

    آمده ام تا که قبولم کنی
    خاک ره آل رسولم کنی

    حرّ پشیمان تو ام یا حسین
    دست به دامان تو ام یا حسین

    یک نگه افکن همه هستم بگیر
    ای پسر فاطمه دستم بگیر

    روز نخستین به تو دل باختم
    در دل من بودی و نشناختم

    دست نیاز من و دامان تو
    کوه گناه من و غفران تو

    ناله ی العفو بُوَد بر لبم
    تا صف محشر خجل از زینبم

    روی علی اکبر تو دیدنی است
    دست علمدار تو بوسیدنی است

    مهر تو کُلّ آبروی من است
    هستی من خون گلوی من است

    چه می شود کشته ی راهت شوم؟
    خاک قدم های سپاهت شوم؟

    حرّ ریاحی به درت آمده
    فطرس بی بال و پرت آمده

    با نگه خویش کمالم بده
    وز کرم خود پر و بالم بده

    بال من از تیغه ی شمشیرهاست
    سینه ی تنگم سپر تیرهاست

    مقتل خون، اوج کمال من است
    تیر محبت پر و بال من است

    بال بده، فطرس دیگر شوم
    طوطی گهواره ی اصغر شوم

    منبع : تبيان





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


  3. #33
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,705      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    باذن زینب کبری (سلام الله علیها)

    تن من را به هواي تو شدن ریخته اند
    علی و فاطمه در این دو بدن ریخته اند

    جلوه واحده را بین دو تن ریخته اند
    این حسینی است که در غالب من ریخته اند

    ما دو تا آینه روبروي یکدگریم
    محو خویشیم اگر محو روي یکدگریم

    اي به قربان تو و پیکر تو پیکرها
    اي به قربان موي خاکی تو معجرها

    امر کن تا که بیفتند بپایت سرها
    آه- در گریه نبینند تو را خواهرها

    از چه یا فاطمه یا فاطمه بر لب داري
    مگر از یاد تو رفته است که زینب داري

    حاضرم دست به گیسو بزنم- رد نکنی
    خیمه را با مژه جارو بزنم- رد نکنی

    حرف از سینه و پهلو بزنم- رد نکنی
    شد که یک بار به تو رو بزنم- رد نکنی؟!

    تن تو گر که بیفتد تن من می افتد
    تو اگر جان بدهی گردن من می افتد

    دلم آشفته و حیران شدو...حرفی نزدم
    نوبت رفتن یاران شدو...حرفی نزدم

    اکبرت راهی میدان شدو...حرفی نزدم
    در حرم تشنه فراوان شدو...حرفی نزدم

    بگذار این پسران نیز به دردي بخورند
    این دو تا شیر جوان نیز به دردي بخورند

    نذر خون جگرت باد،جگر داشتنم
    سپرسینه ي تو"سینه سپر"داشتنم

    خاك پاي پسران تو پسر داشتنم
    سر به زیرم مکن اي شاه به سر داشتنم

    سر که زیر قدم یار نباشد سر نیست
    خواهري که به فدایت نشود خواهر نیست

    راضی ام این دو گلم پرپر تو برگردند
    به حرم بر روي بال و پر تو برگردند

    له شده مثل علی اکبر تو برگردند
    دست خالی اگر از محضر تو برگردند...

    دستمال پدرم را به سرم می بندم
    وسط معرکه چادر ،کمرم می بندم

    تو گرفتاري و من از تو گرفتارترم
    تو خریداري و من از تو خریدارترم

    من که از نرگس چشمان تو بیمارترم
    بخدااز همه غیر از تو جگردار ترم

    امتحان کن که ببینی چقدر حساسم
    بخداوندقسم شیرتر از عباسم

    بگذارم بروي،باز شود حنجرتو؟!
    یا به دست لبه اي کند بیفتد سر تو

    جان انگشت تو افتد پی انگشترتو
    می شودجان خودت گفت به من خواهرتو؟

    طاقتم نیست ببینم جگرت می ریزد
    ذره ذره به روي نیزه سرت می ریزد

    علی اکبر لطیفیان


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩




  4. تشكرها 4


  5. #34
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,705      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    امشب شب دو طفلان حضرت زینب (سلام الله علیها)

    جنگاوران دلاور کوچکی که ناله های هل من ناصر ینصرنی امام غریبشان حسین(علیه السلام) را شنیده بودند و در خیمه ها آرام نداشتند.

    لیک حضرت از طرفی سن و قدو قامت کوچکشان را می دید و از طرفی هم چون می دانست بر دل زینب (سلام الله علیها) چه قرار است بگذر

    به آن دو طفل اذنمیدان نداد. لیک آن دو دلاور کوچک به مادر رجوع کرده و از مادرشان درخواست کمک کردند تا ضمنشان شود نزد امام.

    حضرت زینب پیش آن حضرت رسید و خواست اذن میدان دو طفلش را بگیرد که امام (علیه السلام) بسیار طفره رفت تا بالاخره با قسمی که

    خواهر بر آن امام دادو پهلوی شکسته مادر را یاد آور شد حضرت اذم میدان این دو دلاور را صادر کرد و آن دو نوجوان کم سن و سال به صف

    اول دشمن غصی حضرت هجوم بردند...





    تا صوت قرآن از لب آنها مي آيد
    كفرِ تمام نيزه ها بالا مي آيد

    دجال هاي كوفه درحال فرارند
    دارد سپاه زينب كبري مي آيد

    سدّ سپاه كفر را درهم شكستند
    تكبيرهاي حضرت سقا مي آيد

    انگار كه زخم فدك سر باز كرده
    ازهرطرف فرياد يا زهرا مي آيد

    خون علي گويان عالم را بريزيد
    اي دشنه ها، تازه ترين فتوا مي آيد

    آداب جنگ كربلا مثل مدينه است
    چون ضربه هاشان سمت پهلوها مي آيد

    اي نيزه داران، نيزه هاتان را مكوبيد
    روز مبادا،عصرعاشورا مي آيد

    خون گلوشان خاك را بي آبرو كرد
    آسيمه سربا طشت خود يحيي مي آيد

    اي تيغ هاي كند، با تقسيم سرها
    چيزي از آنها گيرتان آيا مي آيد؟

    اين اولين باريست كه از پشت خيمه
    دارد صداي گريه ي آقا مي آيد

    زينب بيا از خيمه ها بيرون، كه تنها
    با ديدن تو حال آقا جا مي آيد

    وحید قاسمی

    آی امون از دل زینب



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩




  6. تشكرها 5

    مدير اجرايي (30-08-1391), نرگس منتظر (29-08-1391), بیقرار ظهور (17-08-1392), ساجده (30-08-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-08-1391)

  7. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مادر کربلا



    اگر نهایت زن بودن و اوج مقام زن، نیل به مرتبه مردانگی بود، می گفتیم زینب سلام الله علیها اوج مردانگی است ؛
    اما چنین نیست ، آسمان پرواز این دو متفاوت است .
    تضاد نیست؛ رقابت نیست؛ تفاوت است.

    چنین نیست که عالم زن، عالمی باشد پایین تر از عالم مرد، و اوجش تازه ابتدای مردانگی باشد.
    عالم زنان نیز مانند عالم مردان، آسمانی دارد، خورشیدی، ماهی و ستارگانی. خورشید این آسمان بی تردید زهرا سلام الله علیها است.
    و ماه آن، زینب است که پس از به قتلگاه افتادن خورشید، در آسمان تیره جهان درخشید تا مسیر، بی جهت و طریق، تاریک و راه، بی رهرو نماند.
    مادری اوج مقام زنانگی است و زینب ، سدره نشین مرتبه مادری است.

    و اما....
    فرزندان زینب سلام الله علیها ،«عون» و«محمد» که هر دو را به میدان کربلا آورده است.
    این اگرچه ایثار تمامی دارایی زینب است اما همه مساله این نیست که نگاهی بس عظیم و عمیق می طلبد.
    زینب در عاشورا مادر همه ی جوانان است و تیمارگر تمامی مجروحان و غمخوار همه ی کشتگان؛
    وقتی علی اکبر علیه السلام از اسب بر زمین می افتد و می غلتد، این زینب است که جامه می درد و روی می خراشد و با فریاد «مادر!مادر!»، خود را بر جنازه او می افکند و اشک مادرانه می ریزد.
    وقتی سر و روی قاسم دلاور با خاک آشنا می شود، اولین سایه مهری که بر بالای خویش گسترده می بیند، مهربانی زینب است با نوای آرام بخش: مادرم! عزیزم! فرزندم!

    و اولین زلال کوثری که با گونه خویش می چشد، اشک حیات آفرین زینب است با ترانه و ترنّم: پسرم! نازنینم! پاره جگرم!





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


  8. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    و نه فقط علی اکبر و قاسم، که علی اصغر و عبدالله و هر جوان و نوجوان و کودکی که در خاک عاشورا به خون می غلتد، زینب را مادرانه بالای سر خویش می بیند و آخرین رهتوشه مهر را، برای سفر از او می ستاند.

    حال دو جوان، دو سرو، دو رعنا، دو ماهی بر خاک می تپند، اما حضور هیچ دست مادرانه ای را حس نمی کنند که از این سو به آن سویشان کند، غبار از چشمانشان بسترد و خون از چهرهایشان کنار بزند.
    شگفتا! زینب حاضر، زینب ناظر، زینب مادر کجاست؟ مگر ندیده است فرو افتادن این دو نخل را؟
    چرا مادری نمی کند؟ چرا رخ نمی نماید؟ چرا چهره نشان نمی دهد؟

    مگر کیستند این دو جوان؟ مگر صحابی نیستند؟ مگر هاشمی نیستند؟ پس کجایی زینب؟!
    - این هر دو جوان منند؛ عون و محمداند؛ دو هدیه ناقابلند به پیشگاه برادر، به درگاه امام، امام برادر.
    آدم هدیه را که به رخ نمی کشد؛ به دنبال قربانی ناقابلش که ضجه و مویه نمی کند؛ من مادر همه هستم.

    شرط ادب نیست به دنبال این دو پیشکش کوچک، دل برادر را سوزاندن و اندوه او را برانگیختن.
    نه، شرط ادب نیست حضور یافتن و از حال و روز قربانی خود پرسیدن.

    عجبا! ادب هنوز با کلاس درس تو فاصله دارد. تو عالی ترین مربی ادبی، و فرهنگ ادب، واژه هایش را زینب!
    از تو وام می گیرد.

    تو نیامدی، اما ببین! از شکاف این خیمه ها نگاه کن!
    این غبار اسب حسین است که بی تاب به سوی این دو جنازه پیش می تازد. این شاهین که بی قرار از آسمان اسب فرود می آید و دو بالش را بستر این دو سرو می کند، حسین است.

    ببین! هدیه هایت را چگونه در آغوش می فشرد، ببین!
    چگونه با اشک هایش غبار از چهره جوانانت می شوید.

    این ترنم لطیف و پدرانه حسین را حتماً در گوش جوانانت می شنوی که:
    «پسرم! عزیزم! دردانه ام! پاره جگرم!»


    سید مهدی شجاعی



    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


  9. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    سپاه زینب كبری

    (طفلان حضرت زینب علیهاالسلام)



    تا صوت قرآن از لب آنها می آید
    كفر تمام نیزه ها بالا می آید
    دجال های كوفه درحال فرارند
    دارد سپاه زینب كبری می آید
    سد سپاه كفر را درهم شكستند
    تكبیرهای حضرت سقا می آید
    انگار كه زخم فدك سر باز كرده
    ازهرطرف فریاد یا زهرا می آید
    - خون علی گویان عالم را بریزید-
    ای دشنه ها، تازه ترین فتوا می آید
    آداب جنگ كربلا مثل مدینه است
    چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید
    ای نیزه داران، نیزه هاتان را مكوبید
    روز مبادا،عصرعاشورا می آید
    خون گلوشان خاك را بی آبرو كرد
    آسیمه سربا طشت خود یحیی می آید
    ای تیغ های كند، با تقسیم سرها

    چیزی از آنها گیرتان آیا می آید!؟
    این اولین باریست كه از پشت خیمه
    دارد صدای گریه ی آقا می آید
    زینب بیا از خیمه ها بیرون، كه تنها

    با دیدن تو حال آقا جا می آید
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    وحید قاسمی



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


  10. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بشتاب بسوی حسین علیه السلام ...




    کربلا، جغرافیای ایمان، ایثار و پاکبازی و عاشورا، تاریخ حماسه و عشق و حقیقت خواهی است و حق در هیچ تاریخ و جغرافیایی، این همه زیبا و شکوه مند و زلال، چهره ننموده است.
    حضور در صحنه ای که کشته شدن، فرجام و انجام ناگزیر آن است؛ ماندن در عرصه ای که سی و سه هزار شمشیر و نیزه و تیغ، نیروهایی اندک و محاصره شده را نشانه رفته است و ایستادن در عطش و شماتت و شقاوت، هنر روح های بزرگ و معرفت های ژرف و ایمان های ریشه دار است، تزلزل، هراس و گریز، توجیه و بهانه، مهمان قلب ها و اندیشه های به حق پیوسته نمی شود؛
    «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة...؛ (
    فصلت،30) آنان که گفتند پروردگار ما الله است و پایداری و استقامت ورزیدند فرشتگان برایشان فرود می آیند...»
    یاران امام حسین علیه السلام، آینه همه فضیلت ها و عظمت ها و عصاره و خلاصه خوبی و پاکی و پارسایی اند و اباعبدالله علیه السلام خود، در توصیفشان فرمودند: «به خدا سوگند، آنان را از خود راندم و آزمودم و آنان را صخره های ستبر و نفوذ ناپذیر کوهستان و شیفتگان به مرگ یافتم؛ آن سان که کودک شیرخوار، شیفته و دل بسته آغوش مادر و نوشیدن شیر اوست.» (فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام، ترجمه علی مۆیدی، ص 7 ـ 456)
    یکی از این یاران که امام حسین علیه السلام به آنها مباهات می کند حر بن یزید ریاحی است.
    او آدم کوچکی نبود.
    اگر حساب می کردند بعد از عمر سعد شخصیت دوم در این لشکر کیست، غیر از حر بن یزید ریاحی کسی نبود. مرد بسیار با شخصیتی بود.
    به درخواست ابن زیاد، برای مبارزه با امام حسین علیه السلام فراخوانده شد و به سرکردگی هزار سوار منصوب گشت.
    در منزل قصر بنی مقاتل یا شراف، راه را بر امام بست و مانع حرکت آن حضرت به سوی کوفه شد و صبح عاشورا به بهانه آب دادن اسب خویش، از اردوگاه عمر سعد جدا شد و به کاروان حسینی و جبهه حق پیوست.



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


  11. #39
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    انتخاب انقلابی حر

    ایمان و شیوه رفتار امام در امر به معروف عملی سبب شد که «حر» وادار به توبه شد و در زمره «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر» (توبه/112) قرار گرفت، عاقبت بخیر شد و سرمشق دیگران گردید.

    در حقیقت حسین علیه السلام از دل او طلوع کرد.
    مانند آتشی که در دل سماور وجود دارد و آن را به جوش می آورد و در نتیجه بخار فشار آورده و سماور را تکان می دهد و می لرزاند، آن آتشی که حسین بن علی علیه السلام از حقیقت در دل این مرد روشن کرده بود، در مقابل جدارهایی که در وجودش بود به او فشار آورده می گوید: برو به سوی حسین بن علی.
    ولی از طرف دیگر، آن افکار مادی که در هر انسانی وجود دارد، او را وسوسه می کند:
    اگر بروم ساعتی بعد کشته خواهم شد، دیگر زن و فرزندان خود را نخواهم دید، تمام ثروتم از دستم می رود، شاید بعد از من اساسا دشمن تمام ثروتم را مصادره کند، بچه هایم بی سرپرست می مانند، زنم بی شوهر می ماند
    .







    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


  12. #40
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض









    اینها مانع کشیده شدن او به سوی امام می شود. این دو نیروی مخالف به او فشار می آورد. یک وقت نگاه می کنند می بینند حر دارد می لرزد. کسی از او پرسید: چرا می لرزی؟
    تو که مرد شجاعی بودی. خیال کرد لرزشش از ترس او از میدان جنگ است!
    گفت: نه، تو نمی دانی من دچار چه عذاب وجدانی هستم! خودم را در میان بهشت و جهنم مخیر می بینم.
    نمی دانم بهشت نسیه را بگیرم یا دنبال همین دنیای نقد بروم که عاقبتش جهنم است. مدتی در حال کشمکش و مبارزه با خود بود ولی بالاخره این مرد شریف و به تعبیر امام حسین علیه السلام حرّ و آزاده تصمیم خود را گرفت.


    وی پس از توبه با اجازه امام در مقابل مردم ایستاد و گفت:
    شما همان کسانی هستید که بوسیله نامه به وی وعده یاری دادید.
    پیمان شکنی آنان را زشت و ننگین شمرد و پس از اتمام حجت ها جنگید تا به شهادت رسید و این چنین مورد تفقد حضرت اباعبدالله علیه السلام واقع شد «ونعم الحر حر بنی ریاح » «این حر ریاحی چه حر خوبی است.»
    (حماسه حسینی، ج 2، ص 112 تا116)

    سرگذشتهای مربوط به حر و نقش او در حادثه کربلا، از نخستین برخوردش با کاروان سید الشهدا علیه السلام،
    سپس توبه اش و پیوستن به جبهه حق و شهادت در رکاب سالار شهیدان، در همه مقتل ها و کتابهای تاریخ عاشورا نگاشته شده است
    و توبه او شاخص ترین بخش نورانی زندگی اوست و البته انتخاب شگفتش و برگزیدن راه بهشت بر دوزخ، از حر، چهره ای دوست داشتنی و قهرمان ساخت.








    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز چهارم محرم}۩~*~۩


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •