۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 49
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بدین گونه، در پی شهادت دومین امام، چهره حماسه‏آفرین‏سومین پیشوا به مایوسان امید و به محرومان حرمت و به‏مظلومان نوید عدالت داد و این خورشید آسمان ولایت، وصی امام‏مجتبی(ع) گردید تا در کنار وظیفه سنگین امامت جامعه مسلمین ودفاع از جبهه حق و افشای باطل، ولی فرزندان برادر باشد.

    حسین(ع) این مظهر عطوفت و چشمه جوشان صفا و مهربانی قاسم راچون فرزندش گرامی داشت و نیکوترین احترام‏ها را به او ارزانی‏نمود و از طرق گوناگون اسباب شادمانی وی را تامین ساخت.به گونه‏ای که فقدان پدر بزرگوار او را بی‏تاب و نگران نسازد.قاسم نیز عمویش را عاشقانه دوست می‏داشت و در تکریم آن فروغ‏امامت از هیچ گونه کوششی دریغ نمی‏کرد. با وجود رسالت‏بزرگ وحساس بودن زمان، حضرت امام حسین(ع) نسبت‏به فرزندان برادرش‏عنایت ویژه‏ای از خوش بروز می‏داد و نهال‏های این بوستان را به‏شکوفایی واداشت.

    برنامه‏های تربیتی و دقت‏های پرورشی آن حضرت‏سبب گردید تا قاسم از همان دوران صباوت ارزش‏ها را تقدیس نموده‏و تمام وجودش را بارقه‏ای معنوی فراگیرد.بدین منوال قاسم که‏نشانه‏هایی از خصال نیکوی پدر بزرگوارش را دربرداشت‏برخی صفات‏برجسته اخلاقی را از محضر حیات‏بخش عمویش فرا گرفت و در خودبروز داد.




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩

  2. تشكرها 5

    نرگس منتظر (01-09-1391), حیران (01-09-1391), ساجده (01-09-1391), شهیده (01-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (01-09-1391)

  3. #32
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) نمایش پست ها





    آمد از خیمه همچو قرص قمر
    آنکه آماده بهر پرواز است
    اشتیاق است و ترس جاماندن
    بند نعلین او را اگر باز است




    کربلا با نسیم گلبرگش
    رنگ و بوی گلاب می گیرد
    حسنی زاده است? حق دارد
    چهره اش را نقاب می گیرد



    آخر او ماهپاره می باشد
    مثل خورشید عرشه ی زین است
    آن گلی که به چشم می آید
    زودتر در نگاه گلچین است



    قامت سبز و قد کوتاهش
    بوی کامل ترین غزل دارد
    اینکه شوق زبان زد عشق است
    سیزده شیشه ی عسل دارد




    جشن دامادی و بلوغش بود
    که به تکلیف خود عمل می کرد
    مثل یک غنچه زیر مرکبها
    داشت خود را کمی بغل می کرد



    سینه گاهش کمی تحمل داشت
    آن هم از دست نعلها وا شد
    معجزه پشت معجزه آمد
    نونهالی شبیه طوبی شد



    گر عمو را شکسته می خواند
    گر کلامی به لب نمی آرد
    در مسیر صدای بی حالش
    استخوان مزاحمی دارد



    قامت او کمی بزرگ شده است
    یا عمو قامت خمی دارد؟!
    رد پای کشیده ی او تا
    وسط خیمه لاله می کارد




    بر سر گیسوی پریشانش
    رنگ خونابه نیست? رنگ حناست
    آخر این نوجوان بی حجله
    تازه داماد سیدالشهدا ست



    (علی اکبر لطیفیان)










    "قـاســـم جـان!"

    تو که قدّت کوتاه تر از علی اکبر بود... ، چی شده؟!... چقدر قد کشیدی پسرم!!!...





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  4. تشكرها 5

    نرگس منتظر (01-09-1391), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (01-09-1391), حیران (01-09-1391), ساجده (01-09-1391), شهیده (01-09-1391)

  5. #33
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    این فرزند دلیر اسلام که مبارزه با سیاهی و تباهی را از پدرفراگرفت، درس حماسه، فداکاری و ستم‏ستیزی را نزد عمویش آموخت وبر اساس تربیت‏های خانوادگی و شایستگی‏های ذاتی با وجود صغر سن‏توانست‏حق را از باطل تمیز دهد و چنین نگرشی وجودش را مشحون‏نفرت از پلیدی و شیفتگی نسبت‏به حقیقت‏ساخته بود.

    آن یادگاردومین خورشید تابناک تاریخ تشیع ناظر فضیلت کشی و جهالت پروری‏و اشاعه منکرات توسط امویان بود. بدین سان قاسم بن حسن(ع)دوران کودکی را تا رسیدن به سنین نوجوانی تحت مراقبت و تربیت‏سرشار از معنویت عمویش سپری کرد و کسی پرورش او را عهده‏دار بود که از نظر زهد، تقوا و عبودیت، یگانه روزگار محسوب می‏گشت ‏و اسوه پایداری در برابر ستم و حمایت از حقانیت آیین نبوی به‏شمار می‏رفت، شخصیت‏بی‏بدیلی که در وجودش هدف الهی و راز قدسی وپرتو علوی نهفته و شبستان سیاه بشری را به گونه‏ای روشن کرده که‏این پرتو افکنی تا همیشه تاریخ استمرار دارد.

    قاسم جرعه‏هایی‏از فضایل این امام همام را به کام جان خویش ریخت و به عنوان ‏نوجوانی پاک‏طینت و باصفا به مقتضای تربیت در بیت امامت واشتیاق به معرفت، مدینه فاضله‏ای را در کربلا پدید آورد.







    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩

  6. تشكرها 4

    نرگس منتظر (01-09-1391), حیران (01-09-1391), ساجده (01-09-1391), شهیده (01-09-1391)

  7. #34
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    این فرزند دلیر اسلام که مبارزه با سیاهی و تباهی را از پدرفراگرفت، درس حماسه، فداکاری و ستم‏ستیزی را نزد عمویش آموخت وبر اساس تربیت‏های خانوادگی و شایستگی‏های ذاتی با وجود صغر سن‏توانست‏حق را از باطل تمیز دهد و چنین نگرشی وجودش را مشحون‏نفرت از پلیدی و شیفتگی نسبت‏به حقیقت‏ساخته بود.

    آن یادگاردومین خورشید تابناک تاریخ تشیع ناظر فضیلت کشی و جهالت پروری‏و اشاعه منکرات توسط امویان بود. بدین سان قاسم بن حسن(ع)دوران کودکی را تا رسیدن به سنین نوجوانی تحت مراقبت و تربیت‏سرشار از معنویت عمویش سپری کرد و کسی پرورش او را عهده‏دار بود که از نظر زهد، تقوا و عبودیت، یگانه روزگار محسوب می‏گشت ‏و اسوه پایداری در برابر ستم و حمایت از حقانیت آیین نبوی به‏شمار می‏رفت، شخصیت‏بی‏بدیلی که در وجودش هدف الهی و راز قدسی وپرتو علوی نهفته و شبستان سیاه بشری را به گونه‏ای روشن کرده که‏این پرتو افکنی تا همیشه تاریخ استمرار دارد.

    قاسم جرعه‏هایی‏از فضایل این امام همام را به کام جان خویش ریخت و به عنوان ‏نوجوانی پاک‏طینت و باصفا به مقتضای تربیت در بیت امامت واشتیاق به معرفت، مدینه فاضله‏ای را در کربلا پدید آورد.




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩

  8. تشكرها 4

    نرگس منتظر (01-09-1391), حیران (01-09-1391), ساجده (01-09-1391), شهیده (01-09-1391)

  9. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شوق شهادت

    (حضرت قاسم بن الحسن)



    برای پرزدنت حجم آسمان كم بود
    ولی به بال وپر خسته ات،توان كم بود
    شتاب كردی و واماند بند نعلینت
    چقدر شوق شهادت! مگر زمان كم بود؟
    چرا تو را همه ی كوفه سنگ باران كرد؟
    درون لشگر آنها مگر سنان كم بود؟
    چرا تو را همه ی كوفه سنگ باران كرد؟
    درون لشگر آنها مگر سنان كم بود؟
    جمل بهانه ی خوبی به دستشان می داد
    برای كشتن تو بغض نهروان كم بود
    به فكر جایزه ی بردن سرت بودند
    شراب خون تو در سفره هایشان كم بود
    نفس كشیدنتان رنگ وبوی زهرا داشت
    میان سینه ی تو چند استخوان كم بود

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    وحید قاسمی



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩

  10. تشكر

    شهیده (01-09-1391)

  11. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    یادگار غریب مدینه در کربلا

    گرچه در کارنامه حیات اجتماعی بشر، حماسه های بسیار بزرگی در طول تاریخ به ثبت رسیده است، اما به اعتراف بسیاری از صاحب نظران، هیچ یک از رخدادهای تاریخی قابل مقایسه با حماسه عاشورای امام حسین علیه السلام نیست.
    درباره علل امتیاز این نهضت از سایر قیام های آزادی بخش، دیدگاه های مختلفی وجود دارد.
    به یک اعتبار، استثنایی بودن این قیام در سه امر اساسی وجه امتیاز این قیام است: رهبری قیام; اهداف و انگیزه های قیام; پیروان رهبری.
    یکی از پیروان این رهبر آسمانی برادرزاده عزیزش قاسم بن الحسن علیه السلام بود که در این مقاله داد سخن در مورد او می دهیم.
    پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش «رمله » می باشد .
    در شب عاشورا در پاسخ امام حسین ( علیه السلام) که فرمود:
    «مرگ در نظر تو چگونه است؟» گفت: «شیرین تر از عسل .»
    قاسم بن حسن علیه السلام نوجوانی کم سن و سال بود که با اصرار از امام حسین علیه السلام اجازه خواست که به میدان جنگ برود.
    ابتدا امام علیه السلام راضی نشدند که او عازم میدان شود، ولی هنگامی که با اصرار بیش از حد او مواجه شدند اذن جهاد در راه خدا را به او دادند.
    او نیز پس از رشادت های بسیار در میدان نبرد پس از کشتن سی و پنج نفر از دشمنان، در نهایت بر اثر ضربت شمشیر نقش بر زمین گشت و به شهادت رسید.

    نقل می کنند وقتی قاسم بن حسن علیه السلام عازم میدان شد این اشعار را می خواند:
    «اگر مرا نمی شناسید پس بدانید من فرزند امام حسن علیه السلام و نوه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هستم و این حسین علیه السلام است که اکنون در محاصره شماست.
    خداوند شما را سیراب نسازد».
    وقتی قاسم به زمین افتاد عموی خود را صدا زد و امام حسین علیه السلام فورا خود را به او رساندند. وقتی سر او را به دامن گرفتند فرمودند:
    «از رحمت خدا دور باشند قومی که تو را کشتند! به خدا سوگند بر عمویت بسیار سنگین است که صدایش کنی و او پاسخ تو را ندهد یا اگر پاسخ داد فایده ای برای تو نداشته باشد.»



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩

  12. تشكر

    شهیده (01-09-1391)

  13. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    از ژرفای وجود


    اگر مرا نمی‌شناسید، امّا من شما را خوب می‌شناسم. شما از نسل کسی هستید که، در کوچه‌ی بنی‌هاشم، صورت مادرمان را به کبودی نشانید.

    پدرم حسن بن علی (علیه‌السلام) از حادثه کوچه بنی هاشم بود که زود به پیری نشست و موهایش در جوانی سفید شد. آخر دستان او در دستان مادرمان فاطمه(علیها‌السلام) بود که نانجیب سیلی به صورتش زد. و اگر پدرم نبود سیّده‌ی زنان عالم راه به خانه گم کرده بود.
    اینک این منم قاسم بن الحسن (علیه السلام)، فرزند پیامبر برگزیده خدا که نفسش از برای رفتن و شهادت در راه امام زمانش بی‌تابی می‌کند.

    و این حسین (علیه‌السلام) است که همچون اسیر، گروگان میان مردمی است که هرگز مباد از آب سیراب شوند.
    به نوجوانی و سنّ کمم نگاه نکنید.
    آمده‌ام تا برای عموجانم، جان ناقابلم را تقدیم کنم.


    آمده‌ام به نیابت از پدرم حسن مجتبی (علیه‌السلام) انتقام صورت سیلی خورده‌ی زهرا(سلام‌الله‌علیها) را بگیرم.
    آمده‌ام تا با ضربه‌ی شمشیرم فریاد بزنم که فرزند حیدر کرّارم.
    صف‌هایتان را می‌شکنم و با شهادتم نقاب از چهره‌ی ذلّتتان بر می‌دارم.
    خداوند می‌داند که شما دعوتمان کردید تا یاریمان کنید ولی دشمنان خدا را یاری کردید. خداوند باران آسمان را از شما دریغ دارد و از برکات خودش محرومتان نماید.
    خدا پراکنده‌تان سازد و گروه گروهتان کند و هرگز از شما راضی نباشد.
    من می‌روم، امّا چشمان نگرانم را از حسین (علیه‌السلام) بر نداشتم.
    من می‌روم امّا داستان غریبی مان تا قیام قیامت هر جان زنده‌ای را خواهد لرزانید.
    من می‌روم تا به پدرم حسن مجتبی (علیه‌السلام) بگویم که با چشمان خودم دیدم که حسین تنهاست.
    یاری می‌طلبد ولی صدای یاری‌کننده‌ای از برای یاریش بلند نمی‌شود.


    می‌روم تا از زهرای اطهر بپرسم آیا توانستم به نوبه‌ی خویش، انتقام از قاتلانش بگیرم.
    منتظر می‌مانم تا عمویم حسین (علیه‌السلام) را در ورای این عالم دوباره ملاقات نمایم.

    جانم از شدت ضربات شما ناتوان شده امّا این سینه‌ی گرم اباعبدالله(علیه‌السلام) است که مرا در آغوش گرفته و صورت به خون نشسته را غرق بوسه می‌کند و مرا به بهتر از این دنیا، بدرقه می‌نماید.
    فرآوری: آمنه اسفندیاری
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    منابع:

    سایت حوزه

    سایت شهید آوینی (نویسنده: ف.بهمنی)
    مجله گلبرگ ـ فروردین 1381، ویژه نامه محرم
    مجله ـ دیدار آشنا ـ اسفند و فروردین 3-1382، شماره 46-45
    ویژگی های جوان عاشورایی ـ سید صادق سیدنژاد (دیدار آشنا، شماره 22 )


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩

  14. تشكر

    شهیده (01-09-1391)

  15. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض








    شیرین تر از عسل

    شب است.
    چیزی به عاشورا نمانده است. امام حسین علیه السلام قلم ولایت به دست گرفته است و با جوهر وحی، سرنوشت صحابی را در عاشورا و جایگاهشان را در بهشت یکی یکی ترسیم می کند. اما پیش از آن چراغ خیمه را خاموش کرده است. نگاه مهربانش را بر زمین پهن کرده و آرام فرموده:

    - دشمن مرا می خواهد، دشمن با من سر جنگ دارد، من بیعتم را از شما بر می دارم. تاریکی شب به اُشتری رهروار می ماند. بر آن بنشینید و از معرکه بگریزید. چراغ خاموش است تا شرم نگاهی، پای رفتن را سست نکند. هر که میل رفتن دارد برخیزد، خدا رحمتتان کند.
    و اصحاب عرضه داشتند:
    ما اهل ماندنیم اهل رفتن نیستیم. ما دست از دامن تو عزیز بر نمی داریم. ما خدا را سپاس می گزاریم که توفیق شهادت در رکاب تو را به ما عطا فرمود و او را شکر می کنیم اگر توفیق شهادت در رکاب تو را نیز به ما عنایت کند. ما افتخارمان به ماندن در کنار توست.
    و اکنون که امام علیه السلام همه را اهل معرفت یافته است، پرده ها را آرام آرام کنار می زند و جزئیات حادثه را پیش از وقوع برایشان شرح می دهد.
    در میان اصحاب کودکی است قاسم نام، فرزند امام حسن علیه السلام.
    او وقتی سرنوشت همراهان را از زبان عمو و امام خویش می شنود، به دامان او می آویزد و می پرسد:
    - آیا من هم جزو شهیدانم؟ مرا هم فردا با مرگ دیداری هست؟
    حسین علیه السلام نگاه مهربانش را به چشمهای قاسم می دوزد و می پرسد: عمو جان! مرگ در نگاه تو چگونه است؟ دریافت تو از مرگ چیست؟ طعم مرگ را چگونه می یابی؟




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩


  16. #39
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    چشمان شیرین قاسم می خندد:
    - شیرین تر از عسل عمو جان! شیرین تر از عسل.

    کودک نه، که غنچه معرفت است این قاسم. پس با او راز می توان گفت:
    - آری عمو جان! تو هم فردا در زمره شهیدانی.
    این شهید شکر و ستایش است که از دهان شیرین کودک می چکد. عجب معرفتی دارد این کودک! پس کودکان هم می توانند قدم به وادی عشق بگذارند و از چشمه زلال شهود بنوشند. پیداست که یک دو جرعه، عطش عشق این کودک را کفاف نمی دهد.
    - عزیزم! قاسم جان! کودک شیرخوارمان هم در زمره شهیدان فرداست.
    قاسم اما از این کلام بر می آشوبد و رنگش تغییر می کند. آنچه اکنون در چشمهای او موج می زند غیرت مردانه است. کجاست کودکی؟ کجاست نوجوانی؟ این نگاه غیرت بار، سپاهی را می لرزاند. شرر به جان یک لشکر می اندازد. با خشمی آشکار در کلام می پرسد:
    - یعنی از زنان عبور می کنند و به کودکان می رسند؟ یعنی دستشان به خیمه های حرم دراز می شود؟
    امام اما تعجب نمی کند از این لحن و کلام که این غیرت را خوب می شناسد؛ که خود منبع و مرجع این غیرت است؛ که خود معلم و مبلغ این غیرت است.
    - نه عمو جان! نه عزیز دلم! من این کودک را بر دست می گیرم تا زبان در دهانش بگذارم و تشنگی اش را التیام ببخشم، ناگاه تیری از کمان پلیدی رها می شود و بر گلوی او می نشیند.
    قاسم که خبر شهادت خود را چون شهد می نوشد، از خبر شهادت این کودک خردسال تر از خود، آن چنان فغانی می کند که دل خیمه نشینان را می لرزاند و دل آسمان شب را می شکند. نه فقط اهل خیمه گاه و حرم، که اهل آسمان و عرش نیز گریه قاسم را همراهی می کنند.

    سیدمهدی شجاعی

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩


  17. #40
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پسر آیینه

    (حضرت قاسم بن الحسن)



    اگر روز است قرص ماه پس چیست؟

    اگر دریاست دلو چاه پس چیست؟
    اگر رزمنده خود و جوشنش کو؟

    عبا و قامت کوتاه پس چیست
    ***
    چنین که بی قراری وای بر من
    سوار بی مهاری وای بر من
    علی اکبر که جوشن داشت آن شد
    تو که جوشن نداری وای بر من
    ***
    خدایا این پسر آیینه ی کیست؟
    میان خاک این گنجینه ی کیست؟
    صدای خُرد گشتن آید اما
    صدای استخوان سینه ی کیست؟
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    رضا جعفری




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز ششم محرم}۩~*~۩


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •