۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 32
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ای مرا آشفته کرده حال تو
    دیده و جان و دلم دنبال تو

    عزم وصل حق تعالی کرده‎ای
    ترک جان یا ترک بابا کرده‎ای

    روح من با این شتاب از تن مرو
    ای تمام عمر من بی من مرو

    کم ز هجر خویش قلبم چاک کن
    باز گرد از دیده اشکم پاک کن

    راه غم بر قلب تنگم باز شد
    غربتم با رفتنت آغاز شد

    ای دل صد پاره‎ام پیراهنت
    اشک ثارالله وقف دامنت

    می‎روی این قوم سنگت می‎زنند
    گرگ‎های کوفه چنگت می‎زنند

    صبر کن بابا تماشایت کنم
    سِیر حسن و قدّ و بالایت کنم

    بعدِ عمری حاصل من داغ توست
    جان بابا قاتل من داغ توست

    عهد من با دوست عهدی محکم است
    هر چه بینم داغ در این ره کم است

    عهد بستم تا که قربانت کنم
    غرق خون تقدیم جانانت کنم

    عهد بستم تا که در راه خدا
    عضو عضوت را کنند از هم جدا

    زخم تو مشکل گشایی می‎کند
    مرگ از تو دلربایی می‎کند

    من خلیل الله، تو اسماعیل من
    داغ تو تسبیح من تهلیل من

    جسم مجروحت گلستان من است
    فرق خونین تو قرآن من است

    خون گلاب و خاک صحرا مُشک توست
    آبروی من دهان خشک توست

    زخم ما را خنده بر شمشیرهاست
    چشم ما چشم انتظار تیرهاست

    گرچه خشک از تشنگی لب‎های توست
    رو که جدم مصطفی سقای توست

    ما به راه دوست هستی باختیم
    بعد از آن در قلب دشمن تاختی

    "غلامرضا سازگار"





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 03-09-1391 در ساعت 05:05
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2. #12
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    به میدان رفتن حضرت علی‏اکبر (ع)


    نوشته‏اند تا اصحاب زنده بودند،تا یک نفرشان هم زنده بود،خود آنها اجازه ندادند یک نفر از اهل بیت پیغمبر،از خاندان امام حسین،از فرزندان،برادر زادگان، برادران،عموزادگان به میدان برود.می‏گفتند آقا اجازه بدهید ما وظیفه‏مان را انجام بدهیم،وقتی ما کشته شدیم خودتان می‏دانید.


    اهل بیت پیغمبر منتظر بودند که نوبت آنها برسد.آخرین فرد از اصحاب ابا عبد الله که شهید شد،یکمرتبه ولوله‏ای در میان جوانان خاندان پیغمبر افتاد.همه از جا حرکت کردند.نوشته‏اند:


    «فجعل یودع بعضهم بعضا»شروع کردند با یکدیگر وداع کردن و خدا حافظی کردن،دست‏به گردن یکدیگر انداختن،صورت یکدیگر را بوسیدن.








    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩

  3. تشكرها 2


  4. #13
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    از جوانان اهل بیت پیغمبر اول کسی که موفق شد از ابا عبد الله کسب اجازه کند، فرزند جوان و رشیدش علی اکبر بود که خود ابا عبد الله در باره‏اش شهادت داده است که از نظر اندام و شمایل،اخلاق،منطق و سخن گفتن،شبیه‏ترین فرد به پیغمبر بوده است.

    سخن که می‏گفت گویی پیغمبر است که سخن می‏گوید.آنقدر شبیه بود که خود ابا عبد الله فرمود:خدایا خودت می‏دانی که وقتی ما مشتاق دیدار پیغمبر می‏شدیم،به این جوان نگاه می‏کردیم.آیینه تمام نمای پیغمبر بود.این جوان آمد خدمت پدر،گفت:
    پدر جان!به من اجازه جهاد بده.

    در باره بسیاری از اصحاب،مخصوصا جوانان،روایت‏شده که وقتی برای اجازه گرفتن نزد حضرت می‏آمدند،حضرت به نحوی تعلل می‏کرد(مثل داستان قاسم که مکرر شنیده‏اید)ولی وقتی که علی اکبر می‏آید و اجازه میدان می‏خواهد، حضرت فقط سرشان را پایین می‏اندازند.جوان روانه میدان شد.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩

  5. تشكرها 2


  6. #14
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نوشته‏اند ابا عبد الله چشمهایش حالت نیم خفته به خود گرفته بود:«ثم نظر الیه نظر ائس‏» (1) به او نظر کرد مانند نظر شخص ناامیدی که به جوان خودش نگاه می‏کند.

    ناامیدانه نگاهی به جوانش کرد،چند قدمی هم پشت‏سر او رفت.اینجا بود که گفت:
    خدایا! خودت گواه باش که جوانی به جنگ اینها می‏رود که از همه مردم به پیغمبر تو شبیه‏تر است.

    جمله‏ای هم به عمر سعد گفت،فریاد زد به طوری که عمر سعد فهمید:

    «یابن سعد قطع الله رحمک‏» (2)
    خدا نسل تو را قطع کند که نسل مرا از این فرزند قطع کردی.

    بعد از همین دعای ابا عبد الله،دو سه سال بیشتر طول نکشید که مختار عمر سعد را کشت.پسر عمر سعد برای شفاعت پدرش در مجلس مختار شرکت کرده بود.سر عمر سعد را آوردند در مجلس مختار در حالی که روی آن پارچه‏ای انداخته بودند،و گذاشتند جلوی مختار.حالا پسر او آمده برای شفاعت پدرش.یک وقت‏به پسر گفتند:
    آیا سری را که اینجاست می‏شناسی؟وقتی آن پارچه را برداشت،دید سر پدرش است.بی اختیار از جا حرکت کرد.مختار گفت:او را به پدرش ملحق کنید.




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  7. #15
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    این طور بود که علی اکبر به میدان رفت.مورخین اجماع دارند که جناب علی اکبر با شهامت و از جان گذشتگی بی نظیری مبارزه کرد.
    بعد از آن که مقدار زیادی مبارزه کرد،آمد خدمت پدر بزرگوارش-که این جزء معمای تاریخ است که مقصود چه بوده و برای چه آمده است؟-گفت:پدر جان‏«العطش‏»!تشنگی دارد مرا می‏کشد،سنگینی این اسلحه مرا خیلی خسته کرده است،اگر جرعه‏ای آب به کام من برسد نیرو می‏گیرم و باز حمله می‏کنم.این سخن جان ابا عبد الله را آتش می‏زند،می‏گوید:

    پسر جان!ببین دهان من از دهان تو خشکتر است،ولی من به تو وعده می‏دهم که از دست جدت پیغمبر آب خواهی نوشید.این جوان می‏رود به میدان و باز مبارزه می‏کند.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩

  8. تشكرها 2


  9. #16
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مردی است‏به نام حمید بن مسلم که به اصطلاح راوی حدیث است،مثل یک خبرنگار در صحرای کربلا بوده است.البته در جنگ شرکت نداشته ولی اغلب قضایا را او نقل کرده است.می‏گوید:

    کنار مردی بودم.وقتی علی اکبر حمله می‏کرد،همه از جلوی او فرار می‏کردند.او ناراحت‏شد،خودش هم مرد شجاعی بود،گفت:
    قسم می‏خورم اگر این جوان از نزدیک من عبور کند داغش را به دل پدرش خواهم گذاشت.

    من به او گفتم:تو چکار داری، بگذار بالاخره او را خواهند کشت.
    گفت:خیر.

    علی اکبر که آمد از نزدیک او بگذرد، این مرد او را غافلگیر کرد و با نیزه محکمی آنچنان به علی اکبر زد که دیگر توان از او گرفته شد به طوری که دستهایش را به گردن اسب انداخت،چون خودش نمی‏توانست تعادل خود را حفظ کند.در اینجا فریاد کشید:
    «یا ابتاه!هذا جدی رسول الله‏» (3) پدر جان!الآن دارم جد خودم را به چشم دل می‏بینم و شربت آب می‏نوشم.

    اسب، جناب علی اکبر را در میان لشکر دشمن برد،اسبی که در واقع دیگر اسب سوار نداشت. رفت در میان مردم.اینجاست که جمله عجیبی نوشته‏اند:«فاحتمله الفرس الی عسکر الاعداء فقطعوه بسیوفهم اربا اربا» (4).






    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩

  10. تشكرها 2


  11. #17
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    و لا حول و لا قوة الا بالله
    پى نوشت ها:

    1 و 2) اللهوف،ص 47.
    3) بحار الانوار،ج 45/ص 44.
    4) مقتل الحسین مقرم،ص 324.

    منبع:مرتضی مطهری (مجموعه آثار ج 17)



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩

  12. تشكرها 2


  13. #18
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دور عیش و کامرانی شد تمام
    وقت مرگ است ای پدر بادت سلام


    ای پدر اینک رسول داورم
    داد جامی از شراب کوثرم


    تا ابد گردم از آن پیمانه مست
    جام دیگر بهر تو دارد به دست


    شه ز خیمه تاخت باره با شتاب
    دید حیران اندر آن صحرا عقاب


    با همان آهن دلی گریان بر او
    چشم خونین اشک جوشن مو به مو


    چهر عالم تاب بنهادش به چهر
    شد جهان تار از قِران ماه و مهر


    سر نهادش بر سر زانوی ناز
    گفت کای بالنده سرو سر فراز


    ای بطرف دیده خالی جای تو
    خیز تا بینم قد و بالای تو


    این بیابان جای خواب ناز نیست
    کایمن از صیاد تیر انداز نیست


    خیز تا بیرون از این صحرا رویم
    اینک بسوی خیمه ی لیلا رویم


    رفتی و بردی ز چشم باب خواب
    اکبرا بی تو جهان بادا خراب


    ***نیر تبریزی***





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  14. #19
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شبه پیامبر در روز عاشورا



    فرزند بزرگ سيد الشهدا و شبيه پيامبر كه روز عاشورا فداى دين شد.مادر على اكبر، ليلا دختر ابى مره بودكنيه اش ابوالحسن ، مادرش ليلى دختر ابى مرة بن مسعود ثقفى ، و مادر ليلى ميمونه دختر ابوسفيان بود، و مادر ميمونه دختر ابى العاص بن اميه بوده است .

    على اكبر نخستين كسى بود كه از بنى هاشم در معركه كربلا به شهادت رسيد. محمد بن محمد بن سليمان به سندش از مغيره براى من حديث كرد كه روزى معاويه به اطرافيان خود گفت :
    چه كسى در اين زمان سزاوارتر به خلافت است ؟
    گفتند: تو معاويه
    گفت : نه سزاوارترين مردم به خلافت على بن الحسين است كه جدش رسول خدا صلى الله عليه و آله است و در او گرد آمده شجاعت بنى هاشم ، سخاوت بنى اميه ، زيبائى قبيله ثقيف .



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  15. #20
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    يحيى بن حسن علوى و ديگر از طالبين گفته اند:

    آن على بن الحسين كه در كربلا كشته شد مادرش كنيزى بود. ام ولد و آنكه مادرش ليلى بود فرزند ديگر حضرت بود و او جد يحيى بن الحسن و ساير كسانى است كه نسبشان به حسين بن على عليه السلام مى رسد..
    علی در كربلا حدود 25 سال داشت.سن او را 18 سال و 20 سال هم گفته‏اند.او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود.(1) على اكبر شباهت بسيارى به پيامبر داشت،هم در خلقت،هم در اخلاق و هم در گفتار.به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين«ع»چهره به آسمان گرفت و گفت:
    «اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...»(2)شجاعت و دلاورى على اكبر و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او،در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد.سخنان،فداكاريها و رجزهايش دليل آن است.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •