۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 32
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    وقتى امام حسين از منزلگاه«قصر بنى مقاتل»گذشت،روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى«انا لله و انا اليه راجعون»گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد.على اكبر وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد،حضرت فرمود:
    در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود.
    پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟
    فرمود: چرا.
    گفت: «فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين»پس باكى از مرگ در راه حق نداريم!(3)

    روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام،اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود.گر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود ، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود.وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين«ع» در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد.

    على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود. هنگام جنگ،اين رجز را مى‏خواند كه نشان دهنده روح بلند و درك عميق اوست:
    انا على بن الحسين بن على‏
    نحن و رب البيت اولى بالنبى‏
    تالله لا يحكم فينا ابن الدعى‏
    اضرب بالسيف احامى عن ابى‏
    ضرب غلام هاشمى عربى(4)




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  2. #22
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پيكار سخت، او را تشنه‏تر ساخت. به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد.
    قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.
    پيكر على اكبر با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد. وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود .صورت بر چهره خونين على اكبر نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد:
    «قتل الله قوما قتلوك...» و تكرار مى‏كرد كه:
    «على الدنيا بعدك العفا».
    و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند.(5)
    على اكبر، نزديكترين شهيدى است كه با حسين«ع» دفن شده است. مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين«ع» قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام ، شش گوشه دارد.(6)






    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  3. #23
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    الگوى شجاعت و ادب،اكبر
    در دانه فاطمى نسب،اكبر


    فرزند يقين ز نسل ايمان بود
    پرورده دامن كريمان بود


    آن يوسف حسن،ماه كنعانى‏
    در خلق و خصال،احمد ثانى‏


    آن شاهد بزم،سرو قامت بود
    دريا دل و كوه استقامت بود


    آن دم كه لباس رزم مى‏پوشيد
    از كوثر عشق،جرعه مى‏نوشيد


    از فرط عطش فتاده بود از تاب‏
    گرديد ز دست جد خود سيراب‏


    در راه خدا ذبيح دين گرديد
    بر حلقه عاشقان نگين گرديد


    داغش كمر حسين را بشكست‏
    با خون سرش حناى خونين بست‏


    ديباچه داستان حق،اكبر
    قربانى آستان حق،اكبر



    منابع:
    1- الامام الحسين،ج 3،ص 245 و مقاتل الطالبيين.
    2ـ بحار الأنوار،ج 45،ص .43
    3ـ اعيان الشيعه،ج 8،ص .206
    4ـ همان،ص 207
    5 ـ حياة الامام الحسين،ج 3،ص 248
    6ـ از جمله براى شرح حال او ر.ك:«على الاكبر»از عبد الرزاق الموسوى،چاپ 1368 قمرى،نجف،146 صفحه.
    حوزه



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  4. #24
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ماهم فتاده بر خاک با جسم پاره پاره
    ای اشک ها بریزید بر دیده چون ستاره


    جز من که همچو خورشید افروختم در این شب
    کی پاره پاره دیده اندام ماه پاره


    ماهم فتاده بر خاک دیدم که خصم ناپاک
    با تیغ زخم میزد بر زخم او دوباره


    در پیش چشم دشمن بر زخمت ای گل من
    جز اشک نیست مرحم جز آه نیست چاره


    خندید قاتل تو بر اشک دیده من
    با آنکه خون بر آمد از قلب سنگ خاره


    وقتی لبت مکیدم آه از جگر کشیدم
    جای نفس برون ریخت از سینه ام شراره


    ای جان رفته از دست بگشا دو دیده از هم
    جانی بده به بابا حتی به یک اشاره


    دشمن چنین پسندد استاده و بخندد
    فرزند دیده بندد بابا کند نظاره


    چون ماه نو خمیدم با چشم خویش دیدم
    خورشید غرقه خون را در یک فلک ستاره


    دردا که پیش رویم در باغ آرزویم
    افتاد برگ یاسم با زخم بی شماره


    جسم عزیز جانم چون دامن زره شد
    از زخم هر پیاده از تیغ هر سواره


    افتاده جسم صد چاک جان حسین بر خاک
    (میثم) بر آن پاک خون گریه کن هماره


    ***استاد حاج غلامرضا سازگار(میثم)***




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  5. #25
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    تاكنارت با دوزانو اومدم عزيز ليلا
    جلوي چشماي بابا دست وپا نزن مسيحا


    اي عصاي پيري من واسه چي تورو شكستن
    چرا با دستاي نيزه چشماي نازت وبستن

    الهي هيچكسي اين جور داغ بچه شونبينه
    بابايي نياد كنار بدن گلش بشينه


    علي اكبر 4

    وقتي پيشم راه مي افتي سينه م وسپرميكردم

    نميدوني با چه عشقي به قدت نظرميكردم

    حالا من موندم و جسمي كه برام خيلي عزيزه
    همه ي ترسم ازاينه كه تنت به هم بريزه

    با يه حسرتي كنارگل پرپرم ميشينم
    با يه زحمتي تنت رو روي يك عبا ميچينم

    علي اكبر4



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  6. #26
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    علی اکبر (ع)؛ اولین شهید کربلا

    علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها
    « علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد. وی از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی » است.
    علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است.

    روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادند: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند.
    کنیه آن حضرت « ابوالحسن » و لقبش علی اکبر است. زیرا بنابر صحیح ترین اقوال درباره سن آن حضرت، وی بزرگترین فرزند امام حسین علیه السلام است. برخی سن مبارک ایشان در هنگام شهادت بیست و پنج سال نوشته اند. ولی این قول مشهورتر است .
    از بنی هاشم علی اکبر اولین کسی است که در کربلا به شهادت رسیده است.







    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  7. #27
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    علی اکبر (ع)؛ اولین شهید کربلا

    علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها
    « علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد. وی از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی » است.
    علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است.

    روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادند: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند.
    کنیه آن حضرت « ابوالحسن » و لقبش علی اکبر است. زیرا بنابر صحیح ترین اقوال درباره سن آن حضرت، وی بزرگترین فرزند امام حسین علیه السلام است. برخی سن مبارک ایشان در هنگام شهادت بیست و پنج سال نوشته اند. ولی این قول مشهورتر است .
    از بنی هاشم علی اکبر اولین کسی است که در کربلا به شهادت رسیده است.







    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  8. #28
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    امام حسین و خاندانش در سوگ حضرت علی اکبر
    روز عاشورا پس از شهادت علی اکبر، امام حسین علیه السلام بر بالین فرزندش آمد، صورت به صورتش نهاد و گفت:
    « خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند، گستاخی را از حد گذراندند و حرمت رسول خدا را شکستند. پس از تو خاک بر سر دنیا باد!»
    صدای گریه امام بلند شد، به گونه ای که کسی تا آن زمان نشنیده بود.
    آن گاه سر علی را بر دامان گرفت و در حالی که خون از دندان‌هایش پاک می‌کرد، بر صورتش بوسه زد و گفت:

    «فرزندم! تو از محنت دنیا آسوده شدی و به سوی رحمت جاودانه حق رهسپار گشتی. پدرت پس از تو تنها مانده است، ولی به زودی به تو ملحق خواهد شد.»
    در این هنگام زینب کبری با شتاب از خیمه بیرون آمد، در حالی که فریاد می زد:
    « ای برادرم، و ای پسر برادرم!» و خود را بر روی علی اکبر افکند.

    امام حسین علیه السلام او را بلند کرد و به خیمه بازگرداند، و به جوانان دستور داد جسد علی را از میدان بیرون ببرند. آنان پیکر علی اکبر را در برابر خیمه ای که در مقابل آن مبارزه می کردند بر زمین نهادند.
    امام حسین علیه السلام محزون و دلشکسته به خیمه بازگشت. سکینه پیشش آمد و سراغ برادرش را گرفت. امام خبر شهادت او را به دخترش داد. سکینه در حالی که فریاد می‌زد، خواست از خیمه خارج شود. امام حسین علیه السلام اجازه نداد و فرمود:« ای سکینه! تقوای خدا پیشه کن و شکیبا باش!»
    سکینه گفت:« ای پدر! کسی که برادرش را کشته اند چگونه صبر کند؟!»


    منابع:
    قصه کربلا، ص 332
    مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 31
    نفس المهموم، ص 308
    ابصار العین، ص 21
    لهوف، ص 48
    ذریعه النجاة، ص 128
    ارشاد مفید، ج 2، ص 107
    الدمعه الساکبه، ج 4، ص 332.






    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  9. #29
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در رزمگاه عشق نه فرق پسر شکست
    گویی درست، شیشه عمر پدر شکست

    پشتی که جز مقابل یکتا دو تا نشد
    پشت حسین بود و ز داغ پسر شکست


    تا شد سپر به تیغ، سر شبه مصطفی
    سر شد دو تا و ،‌ رونق شق القمر شكست

    شد تا سر شکسته ز زین سرنگون و لیک
    با آن شکست، داد به بیدادگر شکست

    سر سبز شد به اشک نهالم و لیک خصم
    تا خواست این درخت برآرد ثمر، شکست

    مادر در انتظار، و زین بی خبر که تیغ
    از تو سر و ازو دل و از من کمر شکست

    آن دست بشکند که سرت را شکست و یافت
    پای امید مادر خونین جگر شکست

    صیاد دون به داغ تو او را ز پا فکند
    از مرغ دل شکسته، چرا بال و پر شکست

    با اشك چشم، ریخته شد طرح این رثاء
    زان این سروده قیمت درّ و گهر شكست

    شاعر:علی انسانی




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩


  10. #30
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    shamee





    فتح خون

    گفته اند آنگاه كه حُر بن یزید ریاحی از لشكریان عمرسعد كناره می گرفت تا به سپاه حق الحاق یابد ، « مهاجر بن اوس» به او گفت : « چه می كنی؟ مگر می خواهی حمله كنی ؟ » ... و حُر پاسخی نگفت ، اما لرزشی سخت سراپایش را گرفت. مهاجر حیرت زده پرسید : «والله در هیچ جنگی تو را اینچنین ندیده بودم و اگر از من می پرسیدند كه شجاع ترین اهل كوفه كیست، تو را نام می بردم. اما اكنون این رعشه ای كه در تو می بینم از چیست؟»

    راوی

    تن چهره ای است كه جان را ظاهرمی كند ، اما میان این ظاهر و آن باطن چه نسبتی است؟ آنان كه روح را مركبی می گیرند در خدمت اهوای تن ، چه می دانند كه چرا اهل باطن از قفس تن می نالند؟ تن چهره جان است، اما از آن اقیانوس بی كرانه نَمی بیش ندارد، و اگر داشت كه آن دلباختگان صنم ظاهر ، حسین را می شناختند.

    محتضران را دیده ای كه هنگام مرگ چه رعشه ای بر جانشان می افتد؟ آن جذبه عظیم را كه از درون ذرات تن، جان را به آسمان لایتناهای خلد می كشاند كه نمی توان دید... اما تن را از آن همه ، جز رعشه ای نصیب نیست . این رعشه، رعشه مرگ است ؛ مرگی پیش از آنكه اجل سر رسد و سایه پردهشت بال های ملك الموت بر بستر ذلت حُر بیفتد ... موتوا قبل ان تموتوا. اینجا دیگر این حُر است كه جان خویش را می ستاند، نه ملك الموت. پیش چشم سٌرادقات مصفای عشق است، گسترده به پهنای آسمان ها و زمین، نورٌ علی نور تا غایت الغایات معراج نبی؛ و در قفا ، گور تنگی تنگ تر از پوست تن ، آن سان كه گویی یكایك ذرات تن را در گوری تنگ تر از خود بفشارند.

    حُر بن یزید ، لرزان گفت :« والله كه من نفس خویش را درمیان بهشت و دوزخ مخیر می بینم و زنهار اگر دست از بهشت بدارم، هر چند پاره پاره شوم و هر پاره ام را به آتش بسوزانند!» ... و مركب خویش را هِی كرد و به سوی خیمه سرای حسین بن علی بال كشید.

    راوی

    حُر بن یزید ریاحی تكبیره الاحرام خون بست و آخرین حجاب را نیز درید و آزاد از بندگی غیر، حُرّ وارد نماز عشق شد و این نماز ، دائم است و آن كه درآن وارد شود هرگز از آن فارغ نخواهد شد: الذین هم علی صلاتهم دائمون... و خود جان خویش را گرفت . حُر آن كسی است كه حق اذن جان گرفتن را به خود او می سپارد و این اكرم الموت است : قتل در راه خدا. و مگر آزاده كرامت مند را جز این نیز مرگی سزاوار است؟ احرار از مرگ در بستر به خدا پناه می برند.قدم صدق هرگز بر صراط نمی لرزد؛ حُر صادق بود و از‌ آغاز نیز جز در طریق صدق نرفته بود... احرار را چه بسا كه مكر لیل و نهار به دارالاماره كوفه بكشاند، اما غربال ابتلائات هیچ كس را رها نمی كند و اهل صدق را، طوعاً یا كرهاً ، از اهل كذب تمییز می دهد ... مكاری چون ضحاك بن عبدالله نیز نمی تواند از چشم ابتلای دهر پنهان شود... و فاش باید گفت ، این محضر عظیم حق جایی برای پنهان شدن ندارد.

    ضحاك بن عبدالله خود گفته است:« چون دیدم كه اصحاب حسین همه كشته افتاده اند و جز «سوید بن عمرو بن ابی المطاع خثعمی» و « بشیر بن عمرو حضرمی» دیگر كسی نمانده است، به او گفتم : یا بن رسول الله ، می دانی آن عهدی را كه بین من و توست ، من شرط كرده بودم كه در ركاب تو تا آنگاه بمانم كه جنگجویی با تو هست. اكنون كه دیگر كسی نمانده است ، آیا مرا حلال می داری كه از تو انصراف كنم؟ و حسین اذن داد كه بروم... اسبی را كه از پیش در یكی ازخیمه ها پنهان داشته بودم سوار شدم و به دامنِ دشت كه پر از دشمن بود زدم و گریختم...»

    راوی

    تن ضحاك بن عبدالله همه عاشورا، ازصبح تا غروب، به همراه اصحاب عاشورایی امام عشق بود، اما جانش ، حتی نفسی به ملكوتی كه آن احرار را بار دادند راه نیافت ، چرا كه بین خود و حسین شرطی نهاده بود. « عبادت مشروط » كرم ابریشمی است كه در پیله خفه می شود و بال های رستاخیزی اش هرگز نخواهد رست. این شرطی بود بین او و حسین ... و اگرچه دیگری را جز خدای از آن آگاهی نبود، اما زنهار كه لوح تقدیر ما بر قلم اختیار می رود!

    تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مكن
    كه خواجه خود روش بنده پروری داند


    اگرنه ،آن شرط تعلقی است که حجاب راه میشود و تو را از پیوستن به جمع احرار باز می دارد. آن شرط قلاده ای است که شیطان بر گردن تو انداخته است و با آن تور ا از صحرای کربلا و از رکاب حسین (علیه السلام) می رباید.ضحاک همه روز را جنگیده بود ،اما شهادت همه روز را از او گریخته بود... دهر نیز همه لوازم را جمع آورده بود تا بتواند از آن معرکه بگریزد. معرکه ای که دشمن آنچنان بر آن احاطه داشت که حلقه ای از خاتم انگشتر... نه! صُدفه را در کار خلقت راهی نیست و سر انجام کارما، بلااستثنا،انعکاس چهره باطن ماست در آیینه دهر.



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز هشتم محرم}۩~*~۩




  11. تشكرها 2


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •