۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 72
  1. #61
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض






    وفادارترين سرباز


    اى زصهباى حسينى سرمست
    دستگير همه عالم بى‏ دست


    ما همه دست بدامان توايم
    ميزبان غم و ميهمان توايم


    اى علمدار سپه كو علمت
    علم و دست زبازو قلمت


    چرا اى غرقه خون از خاك صحرا برنمى ‏خيزى
    حسين آمد به بالين تو از جابر نمى‏ خيزى


    نماز ظهر را با هم ادا كرديم در مقتل
    شده وقت نماز عصر آيا بر نمى‏ خيزى


    منم تنهاى تنها و عزيزانم به خون غلطان
    چرا بر يارى فرزند زهرا بر نمي خيزى


    جمال حق ز سر تا پاست عباس
    به يكتائى قسم يكتاست عباس


    شب عشاق را تا صبح محشر
    چراغ روشن دلهاست عباس


    خدا داند كه از روز ولادت
    امام خويش را ميخواست عباس


    اگر چه زاده ام البنين است
    وليكن مادرش زهراست عباس



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  2. تشكرها 4


  3. #62
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در تاسوعا چه گذشت


    تاسوعا یا همان نهم محرم که یادآور نهمین روز از محرم سال 61 هجری قمری و واقعه کربلاست هر چند به نام قمر بنی هاشم علیه السلام رقم خورده است و عاشقان و شیفتگان آن حضرت با اینکه شهادت آن جناب در روز عاشوراست این روز را به عزاداری آن سقای تشنه لب اختصاص داده اند که سنتی است بس شریف و ارزشمند است؛
    اما وقایعی را در بردارد که ارزشمندند و می توان با بازخوانی دوباره آنها به درسها و پیامهای بیشتری از کلاس پُر درس و عبرت عاشورا دست یافت
    .

    روز تاسوعا ، روز محاصره حسین علیه السلام و یارانش‏

    مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی به نقل از عبد الملك می نویسد: امام صادق علیه السلام فرمود:
    تَاسُوعَاءُ یَوْمٌ حُوصِرَ فِیهِ الْحُسَیْنُ ع وَ أَصْحَابُهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ بِكَرْبَلَاءَ
    تاسوعا، روزى است كه حسین و یارانش ـ كه خدا از ایشان، خشنود باد ـ در كربلا، محاصره شدند و سپاه شام[1]، بر گِرداگِرد آنها حلقه زد و آنها را محاصره کرد.
    ابن مرجانه و عمر بن سعد از وفور و فراوانىِ سپاهیان، شادمان شدند و در این روز، حسین علیه السلام و یارانش را كه خدا از ایشان خشنود باد، ناتوان شمردند و یقین كردند كه كسى به یارى حسین علیه السلام نخواهد آمد و عراقیان هم به او كمكى نخواهند کرد.
    امام صادق علیه السلام بعد از این سخن این جمله را بر زبان جاری ساخت:
    بِأَبِی الْمُسْتَضْعَفُ الْغَرِیبُ ؛ یعنی پدرم به فداى غریبی که او را ناتوان شمردند.[2]
    عصر تاسوعا ، آهنگ حمله دشمن و آنچه که در خیمه گاه حسین علیه السلام گذشت.



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  4. تشكرها 5

    محب الزهرا (05-09-1391), مدير اجرايي (05-09-1391), رایکا (05-09-1391), شهیده (05-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-09-1391)

  5. #63
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تاریخ طبرى به نقل از ابو مِخنَف، در باره حوادث عصر تاسوعا می نویسد:
    حارث بن حَصیره از عبد اللّه بن شریك عامرى برایم نقل كرد كه: عمر بن سعد ندا داد: اى لشكر خدا! سوار شوید و بشارتتان باد! آن گاه، خود با مردم، سوار شد و پس از نماز عصر، به سوى آنان (سپاه امام حسین علیه السلام)، حركت كرد. حسین علیه السلام، جلوى خیمه نشسته بود و پاهایش را بر گِرد شمشیرش حلقه كرده بود و سرش بر روى زانوانش گذارده بود كه خواهرش زینب علیهاالسلام، صدا [ى حركت لشكر ابن سعد] را شنید و به برادرش نزدیك شد و عرض کرد: اى برادر من! شما هم صداهایی را که نزدیک می شوند می شنوید؟
    حسین علیه السلام، سرش را بلند كرد و فرمود: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله را در خواب دیدم. به من فرمود: تو به سوى ما مى‏آیى.
    خواهرش به صورت خود زد و گفت: واى بر من!
    حسین علیه السلام فرمود: خواهرم! رحمت خدا بر تو باد! آرام باش.
    عبّاس بن على علیه السلام آمد و عرض کرد: اى برادر! دشمن حرکت کرده و به سوی ما می آید.
    امام حسین علیه السلام برخاست و فرمود:
    یا عَبّاسُ، اركَب بِنَفسی أنتَ یا أخی حَتّى تَلقاهُم. فَتَقولُ لَهُم: ما لَكُم و ما بَدا لَكُم؟ و تَسأَلُهُم عَمّا جاءَ بِهِم؟
    «اى عبّاس! اى برادرم! جانم فدایت! سوار شو و با آنان ملاقات كن و بپرس كه در چه حالند و چه شده است و براى چه به سوی ما می آیند؟
    عبّاس علیه السلام با بیست سوار، به پیشواز آنان رفت. زُهَیر بن قَین و حبیب بن مُظاهر نیز میان آن بیست تن بودند. عبّاس علیه السلام به آنان گفت: چه شده و چه مى‏خواهید؟
    گفتند: فرمان امیر آمده كه به شما پیشنهاد دهیم كه یا به حكمش گردن نهید و یا با شما بجنگیم.
    عبّاس علیه السلام گفت: عجله نكنید تا به سوى ابا عبد اللّه باز گردم و آنچه را گفتید به او برسانم.
    آنان ایستادند و گفتند: این خبر را به او برسان و پاسخش را برای ما بیاور.
    عبّاس علیه السلام با شتاب به سوى حسین علیه السلام بازگشت تا خبر را برساند... هنگامى كه عبّاس بن على علیه السلام نزد امام حسین علیه السلام آمد و پیشنهاد عمر بن سعد را باز گفت، امام علیه السلام به او فرمود: به سوى آنان باز گرد و اگر توانستى، بازشان گردان و [رویارویى با] آنها را تا صبح به تأخیر بینداز.
    لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنَا اللَّیلَةَ و نَدعوهُ و نَستَغفِرُهُ، فَهُوَ یَعلَمُ أنّی قَد كُنتُ احِبُّ الصَّلاةَ لَهُ، وتِلاوَةَ كِتابِهِ، وكَثرَةَ الدُّعاءِ وَالاستِغفارِ!
    تا امشب براى پروردگارمان نماز بخوانیم، او را بخوانیم و از او طلب آمرزش کنیم، چرا كه او خود مى‏داند كه من، نمازگزاردن براى او، تلاوت كتابش، دعا و آمرزش‏خواهىِ فراوان را دوست دارم.[3]
    [بعد از دریافت پاسخ] عبّاس بن على علیه السلام به شتاب بازگشت و به آنها گفت: اى مردم! ابا عبد اللّه، از شما مى‏خواهد كه امشب، باز گردید تا در این باره (قصدی که دارید) بیندیشد ...
    طبری به نقل از امام زین العابدین علیه السلام ادامه می دهد: پیكى از سوى عمر بن سعد، نزد ما آمد و به گونه‏اى ایستاد كه سخنش را بشنویم و سپس گفت: ما تا فردا به شما، مهلت مى‏دهیم. اگر تسلیم شدید، شما را به سوى امیرمان عبید اللّه بن زیاد مى‏بریم و اگر خوددارى كردید، شما را رها نخواهیم کرد.


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  6. تشكرها 5

    محب الزهرا (05-09-1391), مدير اجرايي (05-09-1391), رایکا (05-09-1391), شهیده (05-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-09-1391)

  7. #64
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    درسی مهم از مهلت خواهی روز تاسوعا

    مجاهدتهاى سیّد الشهدا علیه السلام و همه شهداى راه حق و فضیلت در طول تاریخ، براى آشنا كردن مردم با خداوند متعال و استقرار یگانه‏پرستى در سایه حكومت دینى در جهان بود. آنچه حسین علیه السلام را می آزرد دوری مردم از روح دین و بندگی خدا بود. امام حسین علیه السلام عصر تاسوعا تا به صبح عاشورا را مهلت گرفت تا در یک کلاس عملی و کاملا واقعی این مبنا و محور قیام خود را به تصویر بکشد به همگان نشان دهد که هدف او از این حرکت عظیم زنده کرده دین و بندگی واقعی خدا است و از دینی که در ظاهر نماز و روزه و قرائت قرآن است ولی امام آن یزید و یزیدیان زمان است بیزار است. و این، درس بزرگى است كه امام حسین علیه السلام براى ارائه آن به عموم مسلمانان، به خصوص پیروان خود، در عصر تاسوعا، از دشمن، یك شب مهلت خواست و بدین سان، شب عاشورا، آخرین شب انس امام حسین علیه السلام و یارانش با انیس ذاكران بود. در منابع تاریخی آمده است:


    جاءَ اللَّیلُ، فَباتَ الحُسَینُ علیه السلام تِلكَ اللَّیلَةَ [لَیلَةَ عاشوراءَ] راكِعاً ساجِداً باكِیاً مُستَغفِراً مُتَضَرِّعاً و باتَ أصحابُهُ و لَهُم دَوِیٌّ كَدَوِیِّ النَّحلِ.[4]


    شب فرا رسید و حسین علیه السلام، شب عاشورا را به ركوع و سجود و گریه و آمرزش‏خواهى و تضرّع و زارى پرداخت و یارانش در آن شب، زمزمه‏اى مانند آواى زنبور (بدون وقفه) داشتند.


    پی نوشت:

    1. منظور همان سپاه کوفه است که چون از سوی شام (مقر حکومت یزید) فرماندهی می شدند به در برخی نقلها به سپاه شام نامیده شده اند.

    2. کافی 4/147

    3. تاریخ طبری 5/416 ؛ الارشاد 2/89

    4. الفتوح 1/99

    امید پیشگر

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  8. تشكرها 5

    محب الزهرا (05-09-1391), مدير اجرايي (05-09-1391), رایکا (05-09-1391), شهیده (05-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-09-1391)

  9. #65
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    منزلت غدیر





    امیر علقمه از صدر زین به زیر افتاد

    میان لشگری از تیغ و نیزه گیر افتاد

    دو دست زخمی او ماندو طعنه ی تکبیر

    به یــاد مــنــزلت آیــه ی غــدیر افــتــاد

    چقدر شدت ضرب عمود سنگین بود!

    دوبــاره چند تــرک بر دل کویــر افتاد

    نگاه خسته و شرمنده اش به آقا گفت:

    ببخش‎‏ْ، مشک حرم بین این مسیر افتاد

    چگونـه پیکـر او را بـه خـیـمه هـا ببرد؟

    حسین گریه کنان فکر یک حصیر افتاد

    ***

    تمام غصه ام این است , پشت پا بخوری

    تو هم شبیه خودم نیزه بی هوا بخوری


    خـدا کند که به فرقـم نـظر نـینـدازی

    هراس دارم از این عمق زخم جا بخوری!

    عـزیز فـاطـمه مـدیون زیـنبت کـــردم

    اگر که ثانیه ای غصـه ی مـرا بخـوری

    شبیه من جگرت آب می شود وقتی

    به زیر تیغ وسنان حرص خیمه را بخوری

    خلاصه عرض کنم حرف تیرها این است

    قـرار نیست که از آب کـربلا بـخـوری!

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    وحید قاسمی


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  10. تشكرها 5

    محب الزهرا (05-09-1391), مدير اجرايي (05-09-1391), رایکا (05-09-1391), شهیده (05-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-09-1391)

  11. #66
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آزمون وفاداری روسفیدان تاریخ



    برای یاران ابا عبدالله علیه السلام شب عاشورا آخرین شب بود. فردایش روز فداکاری و حماسه آفرینی و روز به اثبات رساندن ادّعای صدق و وفا بود. روز از خود گذشتن، به خدا رسیدن، در راه دین عاشقانه جان دادن و از مرگ نهراسیدن و به‏روی مرگ لبخند زدن.
    در آن شب، امام حسین علیه السلام آخرین سخنها و سخن آخر را با یاران در میان نهاد.
    همه اصحاب را در خیمه ‏ای گرد آورد و در میان افراد بنی هاشم و یاران خویش قرار گرفت و این خطابه را ایراد نمود:
    «خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هایش سپاسگزارم.
    خدایا! تو را می ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدی و قرآن را به ما آموختی و با دین و آیین آشنایمان ساختی و به ما گوش(حق شنو) و چشم(حق بین) و قلب(روشن) عطا فرمودی و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندی.
    اما بعد، من اصحاب و یارانی بهتر از یاران خود ندیدم و اهل بیت و خاندانی باوفاتر و صدیق تر از اهل بیت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزای خیر دهد».
    آن گاه فرمود:«جدم رسول خدا خبر داده بود که من به عراق فراخوانده می شوم و در محلی به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت می رسم و اکنون وقت این شهادت رسیده است.
    به اعتقاد من همین فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستید و من بیعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه می دهم که از این سیاهی شب استفاده کرده و هر یک از شما دست یکی از افراد خانواده مرا بگیرد و به سوی آبادی و شهر خویش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زیرا این مردم فقط در تعقیب من هستند و اگر بر من دست یابند با دیگران کاری نخواهند داشت، خدا به همه شما جزای خیر و پاداش نیک عنایت کند!»




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  12. تشكرها 5

    محب الزهرا (05-09-1391), مدير اجرايي (05-09-1391), رایکا (05-09-1391), شهیده (05-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-09-1391)

  13. #67
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آخرین آزمایش

    امام حسین بن علی(علیهما السلام) که در طول راه از مدینه تا کربلا و در موارد مختلف، شهادت خویش را اعلام نموده و به یارانش اجازه مرخصی داده و بیعت را از آنان برداشته بود، درشب عاشورا و برای آخرین بار نیز این موضوع را با صراحت مطرح نمود که « قد قرب الموعد؛ یعنی هنگام شهادت فرا رسیده است» و من بیعت خود را از شما برداشتم، از تاریکی شب استفاده کنید و راه شهر و دیار خویش را پیش بگیرید.
    این پیشنهاد در واقع آخرین آزمایش بود از سوی آن حضرت و نتیجه این آزمایش، عکس العمل یاران آن بزرگوار بود که هر یک با بیان خاص، وفاداری خود را به آن حضرت و استقامت و پایداری خویش را تا آخرین قطره خون اعلام داشتند و بدین گونه از این آزمایش روسفید و سرفراز بیرون آمدند.


    حال پاسخ چند تن از این یاران باوفا و اهل بیت صدیق و باصفا:


    1- اولین کسی که پس از سخنرانی امام لب به سخن گشود برادرش عباس بن علی علیهماالسلام بود.
    او چنین گفت:" لا أرنا الله ذلک أبدا؛ خدا چنین روزی را نیاورد که ما تو را بگذاریم و به سوی شهر خود برگردیم."

    2- آن گاه سایر افراد بنی هاشم در تعقیب گفتار حضرت ابوالفضل علیه السلام و در همین زمینه سخنانی گفتند که امام نگاهی به فرزندان عقیل کرد و چنین گفت:" حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم؛ کشته شدن مسلم برای شما بس است، من به شما اجازه دادم بروید."
    آنان در پاسخ امام چنین گفتند: در این صورت اگر از ما سۆال شود که چرا دست از مولا و پیشوای خود برداشتید چه بگوییم؟
    نه، به خدا سوگند! هیچ گاه چنین کاری را انجام نخواهیم داد؛ بلکه ثروت و جان و فرزندانمان را فدای راه تو می کنیم و تا آخرین مرحله در رکاب تو می جنگیم.

    3- یکی دیگر از این سخنگویان، مسلم بن عوسجه بود که چنین گفت: ما چگونه دست از یاری تو برداریم؟ در این صورت در پیشگاه خدا چه عذری خواهیم داشت؟
    به خدا سوگند! من از تو جدا نمی شوم تا با نیزه خود سینه دشمنان تو را بشکافم و تا شمشیری در اختیار من است با آنان بجنگم و اگر هیچ سلاحی نداشتم با سنگ و کلوخ به جنگشان می روم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم
    .
    4- یکی دیگر از یاران آن حضرت سعد بن عبدالله بود که چنین گفت: به خدا سوگند! ما دست از یاری تو برنمی داریم تا در پیشگاه خدا ثابت کنیم که حق پیامبر را درباره تو مراعات نمودیم.
    به خدا سوگند! اگر بدانم که هفتاد مرتبه کشته می شوم و بدنم را آتش زده و خاکسترم را زنده می کنند، باز هم هرگز دست از یاری تو برنمی دارم و پس از هر بار زنده شدن به یاری ات می شتابم؛ در صورتی که می دانم این مرگ یک بار بیش نیست و پس از آن نعمت بی پایان خداست.



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  14. تشكرها 4

    مدير اجرايي (05-09-1391), رایکا (05-09-1391), شهیده (05-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-09-1391)

  15. #68
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    5- زهیربن قین چنین گفت: یابن رسول الله! به خدا سوگند! دوست داشتم که در راه حمایت تو هزار بار کشته، باز زنده و دوباره کشته شوم و باز آرزو داشتم که با کشته شدن من، تو یا یکی از این جوانان بنی هاشم از مرگ نجات یابید.

    6- درهمین ساعت ها بود که خبر اسارت فرزند محمد بن بشیر حضرمی(یکی از یاران آن حضرت) به وی رسید. امام به او فرمود: تو آزادی، برو و در آزادی فرزندت تلاش بکن.
    محمد بن بشیر گفت: به خدا سوگند! من هرگز دست از تو برنمی دارم! و این جمله را نیز اضافه نمود: درندگان بیابان ها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خویش قرار دهند اگر دست از تو بردارم.
    امام چند قطعه لباس قیمتی به او داد تا در اختیار کسانی که می توانند در آزادی فرزندش تلاش کنند قرار دهد.
    آن گاه که امام حسین بن علی(علیهما السلام) این عکس العمل را از افراد بنی هاشم و صحابه و یارانش دید و آن کلمات و جملاتی که دلیل بر آگاهی و احساس مسۆولیت و وفاداری آنان به مقام امامت بود، شنید در ضمن دعا برای آنان «جزاکم الله خیرا؛ خدا به همه شما پاداش نیک عنایت کند» قاطعانه و صریح فرمود: إنی غداً أقتل و کلکم تقتلون...؛ من فردا کشته خواهم شد و همه شما، و حتی قاسم و عبدالله شیرخوار، نیز با من کشته خواهند شد."
    همه یاران آن حضرت با شنیدن این بیان یک صدا چنین گفتند: ما نیز از خدای بزرگ سپاسگزاریم که با یاری تو به ما کرامت و با کشته شدن در رکاب تو به ما عزت و شرافت بخشید. ای فرزند پیامبر! آیا ما نباید خشنود باشیم از این که در بهشت با تو هستیم؟
    طبق نقل خرائج راوندی امام پرده را از جلو چشم آنان کنار زد و یکایک آنان محل خود و نعمت هایی که در بهشت برایشان مهیا شده است مشاهده نمودند.
    فرآوری: فاطمه زین الدینی
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    منبع:
    کتاب سخنان حسین بن علی علیهما السلام ، از مدینه تا کربلا ، محمد صادق نجمی ،
    شب عاشورا نوشته، سید محمد امین رضویان.




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩

  16. تشكرها 4

    مدير اجرايي (05-09-1391), رایکا (05-09-1391), شهیده (05-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-09-1391)

  17. #69
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    السلامُ عَلَیکَ اَیُهَاالعَبدُ الصّالِحٍُ المُطیعُ للهِ ولِرسولهِ ولامیرَالمؤمنین وَالحَسَنِ وَ الحُسینِ

    چرا ای غرقه خون از خاک صحرا برنمی خیزی

    حسین آمد به بالینت آیا برنمی خیزی

    نماز ظهر را با هم ادا کردیم درمقتل

    بود وقت نماز عصر آیا برنمی خیزی

    خیام کودکان خالی بود از آب و پرغوغا

    تو ای سقای من از پیش دریا برنمی خیزی

    منم تنها و تنهای عزیزانم به خون غلتان

    چرا بر یاری فرزند زهرا برنمی خیزی

    شکست از مرگ تو پشتم ?برادر ?داغ تو کشتم

    که میدانم دگر از خاک صحرا برنمی خیزی

    به دستم تکیه کن برخیز با من در بر زهرا

    که می بینم زبی دستی توازجا برنمی خیزی





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز (تاسوعا) نهم محرم}۩~*~۩




  18. تشكرها 4


  19. #70

  20. تشكرها 3


صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •