سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 18 از 21 نخستنخست ... 81415161718192021 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 204

موضوع: ۩~*~۩ کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود{شرح دوران اسارت آل الله -ویژه نامه دهه دوم وسوم محرم}۩~*~۩

  1. Top | #171

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    در اين نبرد تعداد زيادى از سپاهيان شام ، كشته و زخمى گرديدند و در ميان كشته شدگان جنازه ((عبدالله بن منذر تنوخى (( پيدا شده بود كه از دلاوران و ناموران رزمى شاميان بود و به دست جوان نورسى از سپاه مالك اشتر به نام ))ظبيان بن عماره تميمى (( به هلاكت رسيده بود. اين شكست ، مايه ننگ و عار شاميان گرديد و بارها براى جبران آن اقدام كردند ولى با هشيارى و مديريت رزمى مالك اشترى و ديگر فرماندهان حضرت على عليه السلام جز شكست چيز ديگرى نصيب آنان نگرديد.

    پس از ورود طلايه داران و پيش مبارزان به فرماندهى مالك اشتر، حضرت على عليه السلام در راس سپاهى به استعداد يكصد هزار نفر عازم صفين گرديد و در 22 محرم سال 37 قمرى وارد اين سرزمين شد و در همين ماه ، معاويه نيز با سپاهيان خود به صفين وارد شد و به طلايه داران سپاه خود به فرماندهى ابوالاءعور سلمى پيوست.
    امام على بن ابى طالب عليه السلام به حرمت ماه محرم ، در اين مبارزه و نبرد با شاميان امتناع نمود حتى براى رعايت حال سپاه دشمن ، دستور داد آب فرات را بر روى آنان بازگذاشته و طرفين به طور آزاد از اين آب استفاده كنند.



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  2. Top | #172

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    پس از پايان يافتن ماه محرم ، نبرد ميان طرفين آغاز گرديد و مدت زيادى ادامه يافت و بنا به روايت تاريخ نگاران ، هيجده ماه استمرار يافت .
    اين نبرد، بزرگترين و طولانى ترين جنگى بود كه تا آن روز در ميان عرب ها به وقوع پيوسته بود. در اين جنگ از دو طرف تعداد زيادى كشته و زخمى گرديدند ولى تلفات شاميان چند برابر شهدا و زخميان شهدا حضرت على عليه السلام بود.

    در صفين با اين كه برخى از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران ويژه امير مومنان عليه السلام ، مانند عمار ياسر و اويس قرنى به شهادت رسيدند، ولى در اكثر عمليات ، پيروزى با ياران امام على عليه السلام بود. به ويژه عمليات هايى كه فرماندهى آنها را خود اميرمومنان عليه السلام و يا مالك اشتر نخعى و يا امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام بر عهده داشتند.
    و بدین سان، این قلب متوکل و مطمئن از کار ایستاد، تا قلبهاى جهانیان را به تپش و حرکت به سمت معبود وا دارد.

    سرانجام سپاه دشمن با دسيسه هاى معاويه و عمرو بن عاص در واپسين مراحل جنگ ، قرآنها را بر روز نيزه كرده و خواستار صلح و حكميت شدند. با اين كه حضرت على عليه السلام و مالك اشتر و ديگر ياران فداكار آن حضرت ، اصرار بر ادامه جنگ و پايان دادن فتنه قاسطين داشتند، گروهى از فريب خوردگان سپاه آن حضرت ، دست از جنگ برداشته و خواستار آتش ‍ بس و حكميت قران گرديدند!

    به هر حال ، اين نبرد بزرگ كه مى رفت به نتيجه شيرين و مطلوبى دستيابد، با مكر و حيله هاى دشمن و حماقت و كج فهمى هاى خود بدون اين كه پيروزمندى داشته باشد، پايان يافت . سرنوشت نهايى آن به حكميت واگذار گرديد.




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  3. Top | #173

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    بر شما امید بسته ام

    داشـتـن تـکـیـه گـاهـى قـدرتـمـنـد و اسـتـوار در شـدایـد و حـوادث، عـامـل ثـبـات قـدم و نـهـراسـیـدن از دشـمـنـان و مـشـکـلات اسـت.توکل، تکیه داشتن بر نیروى الهى و نصرت و امداد اوست.قـرآن کـریـم دستور مى دهد که مؤمنان تنها بر خدا تکیه کنند و در روایات اسلامى آمده است که هر کسی به غیر خدا اتکاء و پشت گرمى داشته باشد، خوار و ضعیف مى شود.

    امـام حـسـیـن (علیه السلام) در آغـاز حـرکـت خـویـش از مـدیـنـه، تـنـهـا بـا تـوکـّل بـر خـدا ایـن راه را بـرگـزیـد و هـنـگـام خـروج از مکه به سوى کوفه، اگر چه براى پاسخگویى به دعوتنامه هاى کوفیان، آهنگ آن دیار کرد؛ ولى باز هم تکیه گاهش خدا بود؛ نه نامه‌ها و دعوت هاى مردم کوفه.

    ایـن روحیه توکل بر خدا، هم در آغاز بیرون آمدن از مدینه در وصیت نامه اش به محمد حنفیه به چـشـم مـى خـورد، هـم در واپـسـیـن لحـظـات حـیـات در قـتـلگـاه.تـوکـّلى مداوم در طـول ایـن راه و حتی در اوج شـدایـد و بـحـرانـهـاى پـیـش آمـده ...در عـیـن حال، همه مقدّمات لازم و تمهیدات شایسته را نیز در جریان نهضت فراهم ساخته بود تا توکلش جـداى از عـمـل و اسـتـفـاده از امـکـانـات در راه هـدف نـبـاشـد و ایـن اسـت مـفـهـوم راسـتـیـن توکل.

    امـام حـسـیـن (علیه السلام)بـه هـمـیـن جـهـت نـیـز وقـتـى مـیـان راه، خـبـر بـى وفـایـى مـردم و شـهـادت مـسـلم بـن عقیل(سفیرش در کوفه) را شنید، باز نگشت و چون در انجام تکلیف، توکلش بر خدا بود، راه را ادامه داد.در طول راه نیز در برخورد با ضحّاک بن عبدالله مشرقى، وقتى وى آمادگى کوفیان را براى جنگ با او اعلام کرد، تنها پاسخ امام این بود: "خدا براى من بس است وخوب پشتیبان وتکیه گاهى است."

    حـتـى تـوکـّلش بـر یـاران هـمـراه هم نبود. از این رواز آنان خواست که هر کسی مى خواهد، بر گـردد. بـا ایـن تـوکـّل بـود کـه هـیـچ پـیـش آمـدى در عـزم او خلل وارد نمى کرد. در وصیتى که به برادرش محمد حنفیه در آغاز حرکت از مدینه داشت، ضمن بیان انگیزه و هدف خویش از این قیام، در پایان فرمود: "توفیق من جز به واسطه خداوند نیست، بر او تکیه کردم و به سوی او باز می‌گردم." در یکی دیگر از مـنازل میان راه، در یـک سخنرانى که خطاب به اصحاب خود و سربازان حرّ انجام داد، ضمن انـتـقاد از پیمان شکنى کوفیان و نیرنگ آنان که به او نامه نوشته بودند، فرمود: "خداوند مرا از شما بی نیاز خواهد نمود." و از نصرت آنان اظهار بى نیازى کرد و چشم به خداوند دوخت.






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  4. Top | #174

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    صبح عاشورا با شروع حمله ی دشمن به اردوگاه امام (علیه السلام)، آن حضرت در نیایشى به درگاه خدا، این اتّکال و اعتماد به پروردگارش را در هر گرفتارى و شدّت و پیشامد سخت، چنین بیان کرد:"خداوندا! شما تکیه گاه من در هر محنتی و شما امید من در هر شدتی و شما پشت گرمی و وسیله من در هر پیشامد هستید." و خـدا را، هـم بـعـنـوان عـامل پشت گرمى واطمینان نفس )ثقه( و هم نیروى حمایتگر و پشتیبان خویش )عـُدّه (خـوانـد.

    همچنین امـام حـسـیـن (علیه السلام) در سخنرانیهاى دیگرى که خطاب به سپاه کوفه داشت، با تلاوت آیاتى کـه مـتـضـمـن ولایـت و نـصـرت الهـى نـسـبـت بـه صـالحـان اسـت، تـوکـل خـویـش را بـر خـدا، این گونه ابـراز نـمـود: "بدرستى که ولى من خداست، آن کسى که کتاب را فرو فرستاده است و او ولایت صالحان را دارد" و در خـطـبـه اى در روز عـاشـورا، جـمله: "همانا من بر خداوند که پروردگار من و شماست، توکل نمودم." را بیان کرد که شاهد دیگرى بر این روحیه و باور است.

    ایـن خـصلت برجسته در آخرین لحظات حیات امام (علیه السلام) نیز همراه او بود:

    وقتى چهره اش از شوق شهادت بر افروخته شد، خسته و تشنه، از جنگ ایستاد تا دمى بیاساید. تـیـرى بـر سـیـنـه اش نـشـسـت و خـون آن قلب رئوف و شجاع، فوران زد. آنگاه تـوانش بـه پایان رسید و همچون نگینى بر زمین افتاد.

    سید الشهدا (علیه السلام) همچنان در آخرین لحظات زندگی و در مـنـاجـاتی بـلنـد و عـارفـانـه بـا مـعـبـود خـویـش، از ایـن توکل بر ذات قادر متعال دم می‌زد:

    "با ناتوانى از تو یارى مى خواهم و بر تو، توکل مى کنم؛ در حالى که تو را کافى مى دانم ..."




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #175

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    چشمش گریست دشت به آتش کشیده را
    بی تـاب گشت ســـــرخی حلـــق بریده را

    آرام بر لبــــان عطشـــناک بوســـــــه زد
    در بر گرفـت قامـــــــت در خون تپیــــده را

    زینب ! عمود خیـــمه عالم شکسته شد
    وقتی که کوفه بر تو فرو بســـت دیده را

    زینب ! به گوشه گوشه صحرا صبور باش
    گلهای نوشکفتـــــه از شاخه چیـــده را

    پیراهنــــی که بوی حسین تو می دهد
    زینب ! صبـــــور باش دو دست بریـده را

    آنک بگو به پســـــتی و نامردمـــی بگو
    آن سینه سرخهای به مقصد رسیده را

    زینب بگو به پستــــی و نامردمـی بگو
    این گرگــــهای وحشی یوسف دریده را

    زینب بگو که از پس این شام می رسد
    یک دست مهـــربان که بر آرد سپیده را



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #176

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    کوفه شهری ست پر از فتنه و آشوب و بلا
    صحنه ای از کرب و بلا
    خلق ز اطراف و ز اکناف روان گشته سوی شهر
    گروهی به جگر سوز و گروهی
    به بصر اشک و گروهی زخوارج همه خشنود
    ز خشم احد قادر معبود
    همه منتظر عترت پیغمبر اسلام
    به کوفه شده اعلام که از جور و جفا و ستم و گردش ایام
    رسیدند به آیین اسارت حرم الله
    به عز و شرف و جاه،
    به اشک و شرر و آه ستادند و گشودند همه چشم تماشا،
    که ببینند اسیران شه کرب و بلا را


    در آن هلهله و شور، گروهی شده محزون و گروهی شده مسرور
    گروهی زخدا دور، در آن عرصه ی محشر صدف بحر ولایت
    ثمر نخل ولا، دخت علی، شیر خدا جلوه ی مصباح، هدا
    شیرزن کرب و بلا، زینب کبرا، به همان شیوه ی حیدر
    به همان عزّت مادر، به بلندای مقام دو برادر
    به فصاحت، به بلاغت، به شهامت، به شجاعت، چو یکی کوه مقاوم
    به خروش دل دریا، به نهیبی که صلای علوی داشت
    به نام احد قادرمنان به چنین خطبه سخن گفت که دیدند به نطق اش نفس شیر خدا را






  7. تشكرها 4

    مدير اجرايي (18-09-1391), حیران (17-09-1391), سالک (17-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (22-09-1391)

  8. Top | #177

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    بعد حمد احد و نعت محمد همه دیدند که آن عصمت دادار ندا داد
    که ای وای بر احوال شما مردم غدارِ ستم پیشه ی مکارِ جنایت گرِ بی عار
    عجیب ست که دارید بدین ننگ به دل ناله به رخ اشک
    الهی نشود اشک شما خشک و بگریید به این ننگ که بر دامن آلوده نهادید
    شما آن زنی استید که بگسیخت همه رشته ی خود را و شما سبزی فاسد شده در مزبله هایید
    شما همچو گچ روی مزارید
    ندارید به جز زشتی و پستیّ و دورویی که خود آراسته مانند زنان در اجنبیانید
    بگریید که پستید نخندید که مستید همین لکه ی ننگی که نهادید به دامن
    به خدایی خدا پاک به صد بحر نگردد، نتوان شست به آب دو جهان ننگ شما را


    وای بر حال شما مردم کوفه
    به جگر پاره ی پیغمبر اسلام چه کردید که از آن
    جگرِ ختمِ رسل پاره شد و سوخت
    بدانید که از آتش بیداد شما سوخت دل فاطمه آن بضعه ی پیغمبر اکرم
    به خود آیید و ببینید چه خون های شریفی زِ دم تیغ شما ریخته بر خاک
    چه تن های لطیفی که ز شمشیر شما شد همه صد چاک
    چه بی باک کشیدید به آتش حرم آل نبی را و کشاندید به صحرا و در و دشت
    زن و دختر و اطفال صغیری که نهادند سر از کثرت وحشت به بیابان و دویدند
    روی خار مغیلان و زدید از ره بیداد به کعب نی و سیلیّ ستم در حرم آل علی فاطمه ها را
    به خدا پیش تر از این ستم و ظلم و جنایت چه به مکّه چه مدینه
    چه سر کوچه و بازار ندیدند ندیدند قد و قامت ما را








  9. تشكرها 4

    مدير اجرايي (18-09-1391), حیران (17-09-1391), سالک (17-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (22-09-1391)

  10. Top | #178

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    گر از این ظلم و ستم ابر شود آتش و باران همه خون گردد و چون سیل ببارد
    به زمین یا که سماوات شوند از همه سو پاره و ریزند ز افلاک
    به روی کره ی خاک و یا باز شود کام زمین و بکشد در دل پر آتش خود خلق جهان را
    عجبی نیست، شما نامه نوشتید که فرزند پیمبر به سوی کوفه بیاید
    در رحمت به سوی خلق گشاید
    همه گفتید که باید پسر فاطمه بر ما ره توحید نماید
    به چه تقصیر کشیدید به رویش ز ره کینه و تزویر همه نیزه و شمشیر
    گه از سنگ و گهی تیر
    کجا رفت جوانمردی و قدر و شرف و غیرت و مردانگی افسوس که کشتید
    پس از کشتن هفتاد و دو تن مثل علی اکبر و عباس نهادید به نی رأس امام شهدا را







  11. تشكرها 3


  12. Top | #179

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    کوفه رفته ست فرو یکسره در ننگ
    از این خطبه شده زاده ی مرجانه دگر شیشه ی عمرش هدف سنگ
    که ناگاه سر یوسف زهرا به سرِنیزه عیان گشت
    همان رو به روی محمل زینب همه گفتند امان از دل زینب
    به جبین خون و به رخ زخم و به لب آیه ی قرآن
    چه دل انگیز صدایی، چه ندایی
    چه نوایی که زمام سخن از زینب مظلومه گرفته
    نه همین برد دل خواهر خود را که دل دشمن خود را
    نه دل دشمن خود را که دل قاتل خود را همه گشتند
    در آن جلوه گری محو جمالش
    همه مبهوت جلالش
    همه دادند به انگشت نشانش
    نگه او به روی زینب و زینب نگه افکند به رویش که هلالم
    چه قَدَر زود غروبِ تو سیه کرد همه ارض و سما را





  13. تشكرها 4

    مدير اجرايي (18-09-1391), حیران (17-09-1391), سالک (17-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (22-09-1391)

  14. Top | #180

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    گل احمد، گل حیدر، گل زهرا
    همه ی آرزوی من به سر و صورت خونین و به پیشانی بشکسته و لب های
    به خون شسته و چشمان خدا بین و به اشکی که روان ست ز چشمت
    به رگ پاره و خونی که روان ست ز رگ های گلویت
    نگهم کن، نگهم کن، نگهم کن که دلم پاره شد از نغمه ی قرآنِ سرت بر سر نیزه
    عجبا فاطمه می گفت به من قصه ی داغ تو
    نمی گفت که روزی به سر نیزه سر پاک تو بر محمل من سایه کند
    لب بگشا ای به لبت آیه ی قرآن نه به من با گل نورسته خود حرف بزن
    در تب و در تاب شده، بر تو دلش آب شده
    تا ز تنش روح نرفته ست بخوان بار دگر آیه ی قرآن و بگو ذکر خدا را

    شاعر: غلامرضا سازگار





  15. تشكرها 4

    مدير اجرايي (18-09-1391), حیران (17-09-1391), سالک (17-09-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (22-09-1391)

صفحه 18 از 21 نخستنخست ... 81415161718192021 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فرار و آوارگی کودکان در غروب عاشورا, فرستادن سرهای شهدا به کوفه, محل دفن شهدای کربلا, نفرین کردن مردم شام توسط حضرت زینب, نقش زنان در پیام رسانی عاشورا, کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود, پس از حسین بر اهل بیت چه گذشت, پس از عاشورا ، ویژه نامه دهه دوم محرم, پشیمانی یزید لعنت الله علیه, اقامت اهل بیت در خرابه شام, از کربلا تا مدینه با حضرت زینب, به آتش کشیدن خیمه ها توسط سپاه ابن زیاد, بازگشت به مدینه, برملا کردن دسیسه یزیدیان توسط زینب, خطبه های آتشین حضرت زینب سلام الله علیها, خطبه حضرت زینب در شام, خطبه حضرت سجاد در شام, خظبه حضرت زینب (س) در مجلس یزید, دفن شهدا, دستور قتل راهب مسیحی توسط یزید, رفتار شامیان با اهل بیت, رسواکردن زید توسط حضرت زینب, سخنان امام سجاد در منازل مختلف, سخنان حضرت زینب سلام الله در منزل های مختلف, سر امام حسین و راهب مسیحی, سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی, شهادت فرزندان مسلم, شهادت حضرت رقیه پس از دیدن سر پدر, شام غریبان عزیزان حسین (ع) درغروب عاشورا, شرح دوران اسارت آل الله, عبور از قتلگاه, غارت خیمه های اهل بیت

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی