سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 20 از 21 نخستنخست ... 10161718192021 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 204

موضوع: ۩~*~۩ کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود{شرح دوران اسارت آل الله -ویژه نامه دهه دوم وسوم محرم}۩~*~۩

  1. Top | #191

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    در مقابل براى منصور در جهنم ، مرتبه اى است كه به آن نمى رسد مگر آن چه را كه مى بينى و بر ما روا داشته است . اگر مى خواهى بر اين شدايد، صبر كنيم ، صبر مى كنيم ، زيرا به همين زودى راحت مى شويم چه اين كه مرگ به ما نزديك شده است . و اگر خواسته باشى دعا كنم ، دعا مى كنم تا همگى رهايى يابيم ، وليكن منصور به آن مرتبه از جهنم نخواهد رسيد.
    بنى الحسن عليه السلام گفتند: ما تا كنون تحمل كرديم ، از اين پس نيز صبر خواهيم كرد. از آن روز، سه روز بيشتر فاصله نشد كه على بن حسن از شدت درد و رنج زندان ، جان سپرد و روحش به جنان پرواز كرد.

    وى در حالى از دنيا رفت كه سرش بر سجده عبادت بود. على بن حسن ، در هنگام شهادتش ، چهل و پنج سال سن داشت و داراى پنج پسر و چهار دختر به اين نام ها بود: محمد، عبدالله ، عبدالرحمن ، حسن ، حسين ، رقيه ، فاطمه ، ام كلثوم و ام الحسن . مادر همه آنان ، زينب دختر عبدالله بن الحسن مثنى بود.

    پنجمين فرزندش حسين ، همان شخصيتى است كه دليرانه بر ضد بنى عباس قيام كرد و رهبرى واقعه فخ را بر عهده داشت و در ميدان نبرد همانند امام حسين عليه السلام مظلومانه به شهادت رسيد و اهل بيتش به اسارت درآمدند.




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  2. Top | #192

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    وقایع روز بیست و هشتم محرم

    روز ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهربعلبک


    هجده روز از زمان اسارت اهل بيت (ع) پس از واقعه عاشورا مي گذرد ...بيست و هشتم ماه محرم سال 61 هجري قمري بنا بر نقلي مصادف است با ورود اسراي كربلا به شهر بعلبك.





    بنا بر نقلي ورود اسراي اهل بيت (ع) به شهر بعلبك و استقبال مردم آن شهر از نيزه‌داران با شكر و سويق (آرد پخته يا بو داده شده) و آذوقه و ... در اين روز بوده است، كه حضرت ام كلثوم (س) با ديدن اين منظره در حق آنان نفرين كردند.


    منبع: تقويم شيعه، عبدالحسين نيشابوري، انتشارات دليل ما، 1387








    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  3. Top | #193

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    روز 28 محرم - سال 220 هجرى قمرى تبعید امام جواد به بغداد

    ورود امام محمد تقى عليه السلام به بغداد بنا به درخواست معتصم عباسى .

    امام محمد تقى عليه السلام معروف به جوادالاءئمه در 10 رجب و به روايتى در 19رمضان سال 195 قمرى در مدينه ديده به جهان گشود و جهان هستى را با نور خويش درخشان كرد.

    پدرش ، حضرت امام رضا عليه السلام و مادرش سبيكه عليه السلام است كه امام رضا عليه السلام وى را))خيزران (( ناميده بود. اين بانوى پرهيزكار و زاهد، از اهالى ))نوبه(( در سرزمين مصر و از خاندان قبطيه (همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله) بود.

    امام محمد تقى عليه السلام كه يگانه فرزند ذكور امام رضا عليه السلام است ، از دوران طفوليت در مكتب عدالت پرورى و حقيقت جويى پدرش ‍ بهره هاى وافر يافت و از كودكى ، جامع تمام فضايل انسانى و اسلامى بود.

    پدرش امام رضا عليه السلام در سال 200 قمرى ، در حالى كه امام محمد تقى عليه السلام تنها شش سال بيشتر نداشت ، به اجبار و اكراه مامون عباسى عازم خراسان گرديد و فرزند خردسال خويش را در مدينه جانشين خود نمود و همگان را امر به پيروى از او كرد. امام محمد تقى عليه السلام در هشت سالگى، پس از شهادت پدر مهربانش به دست مامون عباسى، امامت شيعيان را بر عهده گرفت .
    آن حضرت در طول عمر با بركت و كوتاه مدت خويش، دوباره به بغداد مسافرت نمود، كه هر دو بار، مصادف با ماه محرم بود.



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  4. Top | #194

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    بار نخست، بنا به دعوت مامون عباسى (پس از شهادت امام رضا عليه السلام در خراسان و بازگشت مامون در بغداد) عازم عراق گرديد و در محرم سال 215 قمرى وارد بغداد شد. در همين هنگام مامون درصدد تجهيز نيروى نظامى عظيم براى نبرد با روميان بر آمده بود.

    مامون ، هنگامى كه به مقام علمى ، حكمت ، ادب و فضايل انسانى امام محمد تقى عليه السلام آگاهى پيدا كرد، از وى به گرمى استقبال نمود و او را بر سايران ، اعم از عباسيان و علويان ترجيح و برترى داد و حتى دختر خود، ام الفضل را به عقد ازدواج آن حضرت درآورد.

    عباسيان و درباريان مامون كه از تصميم وى در ازدواج دخترش با امام محمد تقى عليه السلام آگاهى يافته بودند. جملگى اقدام به سعايت و ايجاد بدگمانى نموده و مامون را از آينده اين امر برحذر داشتند. آنان به مامون گفتند: پيش از اين ، ولايت عهدى را به پدرش على بن موسى عليه السلام واگذار كردى و اگر عمرش دوام مى يافت ، پس از مرگ تو، خلافت از عباسيان به علويان منتقل مى گرديد. حال كه پدرش از دنيا رفته است و عباسيان از آن دغدغه خاطر رهايى يافته اند، بار ديگر علويان را بر ما مسلط مگردان ! و محمد بن على عليه السلام را به دامادى خود انتخاب نكن و دامادى ديگر براى خويش برگزين . مامون كه به گفتار بى اساس آنان اعتقادى نداشت و از سوى ديگر آگاهى كامل به كمالات و فضايل انسانى امام جواد عليه السلام داشت ، در عين مخالفت عباسيان و درباريان خلافت ، دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد.

    وى براى نشان دادن شايستگى آن حضرت ، جلسه مناظره علمى تشكيل داد و آن حضرت را با عالم ترين و مشهورترين فقيه درباره عباسيان ، يعنى ((يحيى بن اكثم)) به مناظره و مباحثه علمى وادار كرد و از اين راه ، موقعيت علمى و فضيلت علمى و فضيلت هاى ناشناخته آن حضرت را بر همگان اثبات نمود.

    مامون در حد مطلوب از آن حضرت تكريم و احترام نمود ولى آن حضرت ، تمايلى به زندگى اشرافى و معاشرت با آنان نداشت و به دنبال فرصتى بود كه خود را از آن محيط خارج گرداند.

    امام جواد عليه السلام به بهانه زيارت خانه خدا از بغداد عازم مكه معظمه گرديد و پس از مراسم حج ، به مدينه رفت و در همان جا ماندگار شد.




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #195

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    ام الفضل ، همسر امام جواد عليه السلام كه در دربار خلافت پرورش يافته و از زندگى اشرافى برخوردار بود، تحمل زندگى زاهدانه و بى آلايش خاندان عصمت و طهارت را نداشت . به همين جهت از آغاز ورود به مدينه منوره ، بناى ناسازگارى در پيش گرفت و اصرار به بازگشت به بغداد را مى نمود.

    ام الفضل ، چند بار در نزد پدرش مامون ، از امام جواد شكايت و گلايه نمود كه آن حضرت ، توجه چندانى به وى ندارد و به همسران ديگر خود بهاى بيشترى مى دهد. مامون ، به اظهار نگرانى و شكوائيه هاى دخترش اعتنايى نمى كرد و وى را توصيه به زندگى مسالمت آميز با همسرش امام جواد عليه السلام مى كرد.

    مامون تا زنده بود از احترام و تكريم امام جواد عليه السلام كوتاهى نكرد و از اين كه آن حضرت ، دامادى وى را پذيرفته است ، افتخار مى نمود.

    سرانجام ، مامون در هفدهم رجب سال 218 قمرى در طرطوس شام بدرود حيات گفته و برادرش(معتصم عباسى)جانشين وى گرديد و زمام امور خلافت را بر عهده گرفت .

    معتصم با اين كه در ظاهر براى امام جواد احترام و اكرام قائل بود. ولى در باطن نسبت به مقام و منزلت آن حضرت و شايستگى وى براى رهبرى مسلمانان ، رشك مى برد و درصدد تحقير و نابودى آن حضرت برآمد.




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #196

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    معتصم براى كنترل و مراقبت بيشتر آن حضرت ، وى را به بغداد طلبيد. گر چه در ظاهر خواسته اش ، صورت دعوت را داشت ولى در حقيقت ، آن حضرت را به اكراه و اجبار به بغداد طلبيد و وى را در آن جا تبعيد نمود.

    امام محمد تقى عليه السلام به ناچار عازم بغداد شد. آن حضرت فرزندش امام على نقى عليه السلام معروف به هادى را در مدينه جانشين خود كرد و به همراه همسرش ام الفضل به بغداد رفت . ورود آن حضرت به بغداد، دو روز مانده به آخر محرم سال 220 قمرى بود.

    معتصم در باطن ، نسبت به آن حضرت و تمام خاندان عصمت و اهل بيت عليه السلام و شيعيان آنان دشمنى داشت و با بهانه هايى ، محدوديت هاى تازه اى براى آنان قائل مى شد. امام محمد تقى عليه السلام در اين سفر، چند ماهى بيشتر در بغداد زندگى نكرد و سرانجام در آخر ذى قعده همين سال (220) به وسيله زهرى كه همسرش ام الفضل به تحريك برادرش جعفر بن مامون و به دستور عمويش معتصم عباسى به آن حضرت خورانيد، مسموم گرديد و پس از چندى به شهادت رسيد و در مقابر قريش بغداد، در كنار جدش امام موسى كاظم عليه السلام كه هم اكنون معروف به كاظمين است ، دفع گرديد.

    امام جواد عليه السلام در ميان دوازده امام معصوم (عليهم السلام) از نظر سنى ، زودتر از همه به امامت نايل گرديد و از نظر سال هاى عمر، از همه كم سن تر بود.

    آن حضرت در هشت سالگى به امامت رسيد و در25سالگى به شهادت نايل آمد.






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  7. Top | #197

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    وفات حذيفه بن يمان

    حذيفه از بزرگان اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و از خواص اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود، پدر حذيفه در جنگ احد اشتباهاً به وسيله يكي از مسلمانان كشته شد.


    حذيفه يكي هفتت نفري بود كه بر صديقه طاهره نماز خواندند، او صحابه منافق را مي شناخت. منافقيني كه پس از غدير خم توطئه قتل پيامبررا چيدند و مي خواستند در راه بازگشت از غدير خم در راهي كه از كوه مي گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط كند و به قتل برسد، امام جبرئيل اين نقشه را به سمع مبارك نبوي رسانيد.

    پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم چون به محل مورد نظر رسيدند منافقين با چهره هاي بسته هر كدام ظرفي كه داخل آن سنگريزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد و فرياد و نعره زدن كردند امام عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذيفه هم در كنار آن حضرت بود و سرانجام نقشه آن كوردلان نقش برآب شد.
    پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم آن منافقين را به حذيفه معرفي نمودند كه عبارت بودند از اولي و دومي و سومي و ابو عببيده و معاذ بن جبل و سالم و معاويه و پدرش ابوسفيان و عمرو عاص و طلحه و زبير و سعدبن ابي وقاص و عبدالرحمن بن عوف و ابوموسي اشعري و مغيرة بن شعبه و ابوهريره و اوس بن الحدثان و ابوطلحه و ابوقتاده انصاري و ابو مسعود.


    و حذيفه همه را به خاطر سپرد، به همين دليل بود كه غاصبين خلافت، بعد از آن واقعه از حذيفه مي ترسيدند كه مبادا انان را به مردم معرفي كند.


    لذا حذيفه بر جنازه هر كس حاضر نمي شد ديگران مي فهميدند كه ميت از منافقين بوده است. نكته جالب آنجا بود كه حذيفه بر ابوبكر نماز نخواند، و دومي براي سرپوش گذاشتن بر نفاق خويش و تبرئه خود، از حذيفه مي پرسيد: اگر اين شخص از منافقين است بگو تا من بر او نماز نخوانم.


    اين بزرگوار چهل روز پس از خلافت ظاهري اميرالمؤمنين در مدائن از دنيا رحلت فرمود، او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعيد وصيت كرد كه هميشه ملازم اميرالمؤمنين عليه السلام باشند و ايشان هم به وصيت پدر عمل كردند تا در جنگ صفين به شهادت رسيدند.






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #198

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    مرحبا اي خاک پاک کربلا

    مرحبا اي خاک پاک کربلا
    از حرم برتر ز عزو اعتلا

    مرحبا اي گلستان خوش شميم‌
    اي به رتبت برتر از عرش عظيم‌

    آستانت قبله اهل جهان
    آستان بوست همه کرّ و بيان‌


    بر غبار و رويت روح الامين
    از سر تعظيم مي‌سايد جبين‌

    محفل ديدار و خلوتگاه عشق‌
    خوابگاه ناز شاهنشاه عشق‌

    مي‌رسد اينک زره سلطان دين
    راز دارد خلوت حق اليقين‌

    خاص تو شد اين شرافت اي زمين‌
    کز تو تا بد نور رب العالمين‌




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 23-09-1391 در ساعت 16:58
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  9. Top | #199

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    صد مرده زنده می شود از ذکر یاحسین
    اربـاب ما معلـم عیسی بن مریم است



    امضاء





  10. Top | #200

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,774
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




صفحه 20 از 21 نخستنخست ... 10161718192021 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فرار و آوارگی کودکان در غروب عاشورا, فرستادن سرهای شهدا به کوفه, محل دفن شهدای کربلا, نفرین کردن مردم شام توسط حضرت زینب, نقش زنان در پیام رسانی عاشورا, کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود, پس از حسین بر اهل بیت چه گذشت, پس از عاشورا ، ویژه نامه دهه دوم محرم, پشیمانی یزید لعنت الله علیه, اقامت اهل بیت در خرابه شام, از کربلا تا مدینه با حضرت زینب, به آتش کشیدن خیمه ها توسط سپاه ابن زیاد, بازگشت به مدینه, برملا کردن دسیسه یزیدیان توسط زینب, خطبه های آتشین حضرت زینب سلام الله علیها, خطبه حضرت زینب در شام, خطبه حضرت سجاد در شام, خظبه حضرت زینب (س) در مجلس یزید, دفن شهدا, دستور قتل راهب مسیحی توسط یزید, رفتار شامیان با اهل بیت, رسواکردن زید توسط حضرت زینب, سخنان امام سجاد در منازل مختلف, سخنان حضرت زینب سلام الله در منزل های مختلف, سر امام حسین و راهب مسیحی, سر امام حسین علیه السلام در تنور خولی, شهادت فرزندان مسلم, شهادت حضرت رقیه پس از دیدن سر پدر, شام غریبان عزیزان حسین (ع) درغروب عاشورا, شرح دوران اسارت آل الله, عبور از قتلگاه, غارت خیمه های اهل بیت

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی