(...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)
صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 28910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 125
  1. #111
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مقصود از نقل اين روايات اين است كه دختران و پسران جوان توجه كنند كه براى تشكيل خانواده شتاب زدگى و ظاهر بينى غلط است؛ آنها به هنگام انتخاب همسر و شريك زندگى بايد به دو نكته اساسى توجه كنند:


    يكى اين كه مى خواهند تشكيل كانونى براى دلگرمى خود و فرزندان خود بدهند و اين كانون بايد پاك و سالم باشد.
    ديگر اين كه سوابق خانوادگى همسر و سلامت جسمى و روحى و اخلاقى او را كاملاً در نظر بگيرند و با الهام از مطالب بالا كه از رهبران دينى نقل شده است بهترين را برگزينند.


    بنابر آنچه گذشت، در انتخاب همسر و شريك زندگى و يار و غمخوار، يكى از معيارهاى بسيار مهم، اصالت و شرافت خانوادگى است.

    براى دادن مشاغل اجتماعى - مخصوصاً مشاغل حساس - نيز توجه به اصالت و شرافت خانوادگى، ضرورى و لازم است.

    در فرمان مالك اشتر - كه برنامه حكومت اسلامى و كشوردارى بر الگوى ضوابط قرآنى است - اميرالمؤمنين دستور مى دهد كه گزينش كارگزاران و عمال دولت بايد از ميان كسانى باشد كه از (بيوتات صالحه) يعنى خانواده هاى شايسته هستند. البته اين هم بعد از آن است كه آنها داراى حيا و تجربه بوده و مورد امتحان و آزمايش قرار گرفته باشند.


    مالك اشتر، نه تنها وظيفه دارد كه مشاغل حساس اجتماعى را بر معيار اصالت و شرافت خانوادگى به اشخاص واگذار كند، بلكه خود نيز همواره بايد به كسانى نزديك شود كه از (بيوتات صالحه) برخاسته اند.(15).

    و بدين ترتيب، خطر اين كه زمامدار بر اثر اطرافيان ناصالح و خودخواه، از گرفتارى ها و دردها و رنج هاى مردم بى خبر بماند و با يك سلسله گزارش هاى غلط و مغرضانه، او را به دام داورى هاى غلط و خلاف واقع بكشند از بين مى رود.

    همچنين مأموران او نيز بهترين خدمتگزاران امين و دلسوز مردم خواهند بود و فكر و رفتار آنها جز در راه خير و صلاح و سعادت مردم، نخواهد بود.

    اصالت و شرافت خانوادگى، انسان را از اين كه در مبارزات سياسى و اجتماعى تسليم ننگ و خوارى و زبونى بشود، باز مى دارد، اما وقتى بنيان خانواده سست است و شخص تاديد و ادراكش كار مى كند، خود را گرفتار يك لجنزار متعفن خانوادگى مى بيند، عامل بازدارنده اى ندارد. او پدر را الگو قرار دهد يا مادر را! از اجداد پدرى در راه صلاح و سداد الهام بگيرد يا ازاجداد مادرى!.


    در حالى كه اگر هر كدام را بنگرد مى بيند يك قهرمان است، يك انسان فداكار و امين است، يك شخصيت نوعدوست و خداترس است و... در اين صورت، دشوار است كه اين شاخه، خود را از اصل ببرد و پاكى را به ناپاكى و صلاح را به فساد و فداكارى و سربلندى را به ذلت و فرومايگى تبديل كند.

    در يكى از سخنان جاودانه حسين(ع) به مناسبت حادثه جانگداز كربلا چنين آمده است:.

    إنَّ الدَعِىَّ ابنَ الدَّعِىّ قَدْ رَكَزَ بَيْن اثنتَيْنِ، بَيْنَ السِلّةِ وَالذِلَّةِ، وَهَيْهاتَ مِنَا الذِلَّةُ، يَأبَى اللّهُ ذلِكَ لَنا وَرَسُوْلُهُ وَحُجُور طابَتْ وَطَهُرَتْ؛(16).

    اين زنازاده كه پدرش نيز زنازاده است، مرا ميان دو چيز گرفتار كرده است: كشته شدن و خوارى؛ اما خوارى، از ما دور است! خدا و پيامبر و دامن هاى پاك از اين كه ما خوار بشويم، امتناع دارند.

    در اين حماسه جاودانه - كه در عين حال بسيار هم حكيمانه است - هم تكيه روى جنبه خانوادگى رقيب شده، هم تكيه روى جنبه خانوادگى خود صاحب سخن.





    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



  2. #112
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    عجيب اين است كه رقيب، همچنان كه از جنبه هاى شخصى بسيار فرومايه است، از جنبه خانوادگى نيز از همه چيز بى بهره است. او پسر زياد است و زياد همان است كه معاويه به شهادت يك شراب فروش، به مردم اعلام كرد كه او را زياد بن ابى سفيان بنامند! اما حسينژ، نه تنها از جنبه هاى شخصى سر بر آسمان عظمت مى سايد، بلكه از لحاظ خانوادگى نيز بى همتا و بى نظير است.


    حسين مى خواهد بگويد: نه تنها من - شخصاً - از رفتن زير بار ذلت ابا دارم بلكه آن پدر و مادرى كه مرا در دامان پر مهر خويش پرورش داده اند نيز ابا و امتناع دارند.


    اصالت و شرافت خانوادگى در عرف مردم نيز مورد قبول و پذيرش واقع شده و حتى در گذشته هاى دور نيز چنين بوده است.

    قرآن، داستان مادر شدن مريم دوشيزه را در يك سوره مستقل نقل مى كند و ما را با يكى از جلوه هاى قدرت بى مانند الهى آشنا مى سازد.

    هنگامى كه كودك معصوم مريم متولد مى شود، براى مردم شگفت انگيز است. شگفتى مردم به خاطر اين است كه چگونه ممكن است مريم، كودك نامشروع به دنيا بياورد، در حالى كه پدر و مادر مريم هيچ كدام بد و آلوده دامان نبوده اند!.

    قرآن در اين باره مى گويد:.

    فَأتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيّاًُ يِا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أبُوكِ امْرَأ سَوْءٍ وَما كانَتْ أمُّكِ بَغِيّاً؛(17).

    مريم كه خود را مؤيد به تأييد الهى مى ديد، طفل را در آغوش گرفته، نزد قوم خود آورد. قوم به او گفتند: چيزى عجيب آوردى اى خواهر هارون، پدرت مرد بدى نبود و مادرت بدكاره نبود.


    مردم، مريم را به برادر و پدر و مادرش مقايسه مى كنند. دخترى كه برادرى غيرتمند چون هارون و پدر و مادرى شرافتمند و پاكدامن دارد چگونه ممكن است از جاده عفاف و احصان خارج شده باشد!.

    او دختر عمران است كه عمرى را به نيكنامى گذرانده و مادرش زنى است كه قبل از تولدش نذركرده است كه اگر پسر باشد، او را در راه خدا آزاد بگذارد و چون دختر آورد، او را مريم ناميد و از اغواگرى هاى شيطان در پناه خدايش قرار داد.(18).

    مردم در زمينه خانوادگى مريم جز شرافت و نجابت و اصالت نمى ديدند و حتى از برادر او هم انحراف اخلاقى سراغ نداشتند و به همين جهت، از اين كه او طفلى به دنيا آورده، غرق در شگفتى و حيرت شده بودند؛ اما توجه نمى كردند كه همين زمينه پاك خانوادگى، خود بهترين دليل بر پاكى مريم است و تولد عيسى مى تواند راهى براى شناخت خدا و ديندارى و تهذيب و تزكيه انسان ها باشد.

    يادآورى مى شود كه در آخرين روايتى كه در اين مبحث نقل شد، پيامبر خدا درانتخاب همسر، مسأله دايى فرزندان و به اصطلاح (برادر زن) را مطرح مى كند.


    رهبر اسلام در آن بيان حكيمانه خود توصيه كرد كه براى به وجود آوردن فرزند، دقت كنيد كه زنى شايسته و اصيل و نجيب، براى خود انتخاب كنيد و به دنبال آن مى فرمايد: (فَإنَّ الخالَ أحَدُ الضجيعَيْنِ) در حقيقت، با اين جمله مى خواهد خاطر نشان كند كه: نمى شود همسر را تنها و منفرد در نظر گرفت. درست است كه همسر و شريك زندگى و هم بستر و مادر، خود زن است، اما بايد توجه داشت كه او جسمى دارد و روح و روحياتى.

    اكنون كه مراسم ازدواج انجام مى گيرد، دو جسم از دو خانواده مى برند و با تشكيل خانواده جديد با يكديگر مى آميزند. در اين آميزش جديد، با پيوند جسمى دو انسان، دو روح با مجموعه پيچيده اى از روحيات نيز با يكديگر مى آميزند. در آميزش اين دو روح و آن روحيات، تمام روحيات دو خانواده نيز با هم آميزش كرده اند. اين جاست كه درمحيط خانواده جديد، عموها و دايى ها و اجداد پدرى و اجداد مادرى، همه ظاهر مى شوند و كپيه روحيات و خصايل آنها، همين فرزندان، نوه ها، خواهر زاده ها و برادرزاده ها هستند.





    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



  3. #113
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    صرف نظر از روحيات خانوادگى زن و شوهرى كه با هم آميزش مى كنند، مساله آميزش ژن هاى دو خانواده نيز به طور جدى مطرح است و طفلى كه به دنيا مى آيد، مظهر ارثيات و روحيات و خصايل دو خانواده خواهد بود و به همين جهت، حتى عموها و عمه ها و دايى ها و خاله ها هم در كنار پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها مطرح مى شوند و همه بايد به حساب بيايند.

    بى جهت نيست كه گفته اند:.

    (الْوَلَدُ الحَلالُ يَشْبَهُ العَمَّ وَالخالَ؛ حلال زاده به عمو و دايى مى رود.) يا گفته اند: (اَلْوَلَدُ سِرُّ اَبيهِ؛ فرزند، راز پدر خويش است.).

    اين تعبير، بسيار لطيف و جالب است. اين جا اگر (اب) را به مفهوم وسيع آن در نظر بگيريم شامل پدر و مادر و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و عموها و دايى ها همه مى شود. طفلى كه پس از گذراندن دوره جنينى، از مادر متولد مى شود، درحقيقت فاش كننده راز همه آنهاست.


    بنابراين، در تشكيل خانواده، تنها مسأله سعادت زن و شوهر مطرح نيست، بلكه سعادت كودكان و نسل هاى بعدى نيز مطرح است. سعادت همه اينها در گرو اين است كه اين پايه گذارى، صحيح و اساسى باشد و به هيچ وجه زن يا شوهر، معيارها را فداى هواهاى نفسانى و شتابزدگى نكنند.

    همچنين در تشكيل خانواده، تنها شخصيت خود زوجين، مستقل و جداى از خصوصيات و خصلت ها و روحيات خانوادگى مطرح نيست، بلكه والدين آنها و اجدادى كه براى شجره خانواده، به منزله ريشه هايند و خواهرها و برادرها كه براى شجره خانواده، همچون خود زوجين به منزله شاخه هايند، بايد مورد توجه قرار گيرند.


    در كنار اينها، باز بايد از عنصر يا عناصر ديگرى ياد شود كه از طريق تعليم و تربيت، روحيات و خصايل خود را به فرزند منتقل مى كنند و به همين جهت است كه كودكان اگر چه فرزندان جسمى اساتيد و معلمان و مربيان خود نيستند، ولى فرزندان روحانى آنها هستند و به همين جهت است كه گفته اند: پدر كسى است كه تو را به دنيا بياورد و كسى است كه تو را زن بدهد و كسى كه تو را تعليم دهد.


    از اين جا عنصر معلم و مربى هم وارد صحنه مى شوند و روحيات و خصايل خودرا به كودك منتقل مى سازندوحتى ممكن است كودك را آن چنان تحت تأثير قرار دهند كه روحيات و خصايل ديگران را در وجود كودك مغلوب و بلكه مطرود سازند.

    باز مى گرديم به داستان مريم:.

    مادر مريم بعد از آن كه كودك نوزاد خود را مريم مى نامد و او را در پناه خداوند قرار مى دهد، عنايات پروردگار به كمك خانواده مى آيد و مريم را براى تحمل يك مسؤوليت بزرگ كه زادن وتربيت كردن عيسى مسيح است، آماده مى كند. قرآن در اين باره مى گويد:.

    فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَكَفَّلَها زَكَرِيّا؛(19).

    خداوند مريم را به نيكى پذيرفت و او را به نيكى رشد داد و حضرت زكريا متكفل او شد.

    اين تعبيرات نشانگر اين است كه همه عوامل براى رشد صحيح و تشكل يافتن شخصيت مريم آماده است. پدر و مادر و برادر و كفيل و مربى، همه خوبند و از شايستگى كامل برخوردارند و مى توانند اين فرزند روحى و جسمى خود را آن چنان كه بايد و شايد بپرورانند.


    در پايان اين بحث، ضرورت دارد جمله ديگرى را نيز اضافه كنيم تا براى آنهايى كه از وضع خانوادگى خود راضى نيستند، يا خانواده اى گمنام دارند، مايه اميدوارى باشد.


    سلمان فارسى در ميان مسلمانان، فاميل و بستگان خانوادگى اش مشخص نبود، ولى پيامبر اسلامْ درباره او فرمود:.

    سَلْمانُ مِنّا أهْلَ البَيْتِ؛(20).

    سلمان از خانواده ماست.

    يكى از امويان - كه مردى شايسته بود - خدمت امام باقر(ع) آمد و از اين كه از يك خانواده خبيث به دنيا آمده بود، اظهار نگرانى كرد و گريست. حضرت به او فرمود:.

    أَنْتَ أمَوِىّ مِنّا أهْلَ البَيْتِ؛(21).

    تو مردى اموى و از خاندان ما هستى.

    آرى، ابراهيم خليل گفت:.

    فَمَنْ تَبِعَنى فَإنَّهُ مِنّى؛(22).

    هر كس پيروى من كند، از من (فرزند روحانى من) است.

    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



  4. #114
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پى‏نوشتها:‌

    1.پاسخ سؤال اول و سوم را در مبحث (چگونگى رفع اختلافات خانوادگى) بررسى كرده ايم.
    2.نساء(4) آيه 128.
    3.نقل از: جواهر الكلام، ج‏31، ص‏207 - 209 (به تلخيص).
    4.روضة المتقين، ج‏8، ص‏114.
    5.روضة المتقين، ج‏8، ص‏114.
    6.اعراف (7) آيه 58.
    7.نهج البلاغه، نامه 28.
    8.روضة المتقين، ج‏8، ص‏109.
    9.روضة المتقين، ج‏8، ص‏109.
    10.روضة المتقين، ج‏8، ص‏109.
    11.روضة المتقين، ج‏8، ص‏109.
    12.روضة المتقين ص 106 به بعد.
    13.روضة المتقين ص 106 به بعد.
    14.روضة المتقين ص 106 به بعد.
    15.نهج البلاغه، نامه 53.
    16.باقر شريف القرشى، الامام الحسين، ج‏3، ص‏193، مكتبة الداورى، قم.
    17.مريم(19) آيه 27 و 28.
    18.آل عمران (3) آيه 35 به بعد.
    19.آل عمران (3) آيه 37.
    20.بحارالانوار(طبع قديم) ج‏11، ص‏7.
    21.بحارالانوار(طبع قديم) ج‏11، ص‏7.
    22.ابراهيم (14) آيه 36.



    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



  5. #115
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    وظايف والدين نسبت به فرزندان




    براى همه ما بديهى است كه نژاد موجودات جاندار، در عالم طبيعت، از راه توالد و تناسل، در روى زمين حفظ مى شود.

    مولودى كه ادامه وجود والدين و وسيله استمرار نژاد خويش است، دوره اى به نام كودكى و در حقيقت، آمادگى را پشت سر مى گذارد تا بتواند مستقلاً زندگى خود را اداره كند و مسؤوليت هايى كه بر عهده اوست، انجام دهد.


    دوره كودكى و آمادگى در موجوداتِ مختلف متفاوت است. بعضى از آنها داراى دوره كودكى بسيار كوتاه و بعضى از آنها داراى دوره كودكى بسيار طولانى هستند.


    كوتاهى و درازى دوره كودكى بستگى دارد به اين كه موجود از نظر خلقت و آفرينش و بزرگ بودن مغز و پيچيدگى ارگانيسم در چه مرحله از مراحل كمال باشد.

    در اين ميان، انسان گوى سبقت را از همه موجودات ربوده و طولانى ترين دوره را از لحاظ كودكى و آمادگى به خود اختصاص داده است. چرا!.

    علت آن را بايد در سنگينى بار امانتى جستجو كرد كه بر دوش اين انسان است. انسانى كه مى تواند پا بر قله بلند (مطلق گونگى) بگذارد و در نظام بيكرانه آفرينش، واسطه ميان خدا و خلق گردد و در اين مرتبه، مبدأ و منتها و آغاز و پايان و حاكم مطلق بر همه ممكنات گردد.(1).

    انسان، مانند همه موجودات مادى حركت طبيعى و جوهرى دارد و بايد همواره از قوه و استعدادى به فعليتى درآيد؛ يعنى هر قوه اى، مقدمه و زمينه يك فعليت و هر فعليتى ضمن اين كه فعليّت مرحله قبل است، قوه و استعداد مرحله بعد است و اين حركت، تا آن جا مى تواند ادامه پيدا كند كه انسان به مرتبه عبوديت مطلق و وارستگى كامل برسد كه در كنه (عبوديت مطلق) ربوبيت است و فلاسفه ما گفته اند:.


    العُبُودِيَّةُ جَوهَرَة كُنْهُهَا الرُبُوبِيَّةُ؛.

    بندگى خدا گوهرى است كه كنه و حقيقت آن، مقام ربوبيت است.

    بنابراين، انسان هر چه از لحاظ عبوديت كامل تر بشود، از نظر درجه و مقام ربوبيت نيز كامل تر مى شود و عبوديت مطلق انسان، همان مقام (مطلق گونگى) و وساطت او ميان خدا و خلق است.


    چنين انسانى در زير اين چرخ كبود، از هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است و همه عاشقان كمال را غلام همت خود مى سازد.

    والدين، بر حسب نظام طبيعت، عامل مؤثر به فعليت رسيدن قوه ها و استعدادها در نطفه، جنين و وجود طفلند.

    نطفه ها حامل كروموزوم ها و كروموزوم ها حامل ژن ها هستند و ژن ها دنياى پيچيده اى از استعدادهاى ارثى اند كه با پيمان مقدس ازدواج و آميزش دو انسان در مسير فعليت قرار مى گيرند.


    در اين ميان، نقش مادر به مراتب مهم تر از نقش پدر است. او ماه ها طفل را در رحم با شيره جانش و بعد از تولد، ماه ها از مجراى سينه اش كه كانون عواطف پاك و جايگاه قلب پرمهر اوست پرورش مى دهد و از آن پس نيز همواره هستى اش را براى هستى فرزند دلبند خود مى خواهد.
    زان كه هر كره پى مادر رود
    تا بدان جنسيتش پيدا شود.
    آدمى را شير از سينه رسد
    شيرخر از نيم زيرينه رسد.




    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)



  6. #116
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    در تمام اين مدت، هم مادر و هم فرزند تحت سرپرستى پدر زندگى مى كنند و اين پدر است كه وظيفه دارد نيازمندى هاى مادى آنها را از نظر لباس و خوراك و مسكن، فراهم سازد.

    پدر و مادر وظيفه دارند كه با رعايت قوانين بهداشتى، جسم و محيط زندگى خود را سالم نگاه دارند، زيرا اگر آنها سلامت جسمى خود را به خطر اندازند و محيط زندگى را از آلودگى ها حفظ نكنند و مراقبت هاى لازم بهداشتى نداشته باشند، طفل را گرفتار خطرات و مهالكى خواهند كرد كه به هيچ وجه قابل اغماض نيست و نه تنها براى آنها غم و اندوه و افسردگى و مصيبت به بار مى آورد، بلكه اگر ناشى از تقصير باشد، مجازات و مؤاخذه الهى نيز دامنگير آنها مى شود.

    آنها با آميزش خود و با تلاش ها و كوشش هايى كه متحمل مى شوند و با رعايت همه جنبه هاى بهداشتى مى توانند زمينه ساز سلامت و تندرستى كودك خود باشند و سلامت و تندرستى كودك، زمينه ساز به فعليت رسيدن قوه ها و استعداد هاى گوناگونى است كه در وجود او به وديعت نهاده شده است.

    بگذاريد با صراحت هر چه بيشتر اين مطلب را بگويم كه فرزندان تنها از لحاظ جسمى مولود و محصول آميزش والدين و ژن هايى كه از آنها به ارث مى برند نيستند و نيز تنها اموال و اندوخته هاى والدين را پس از مرگ آنها به ارث نمى برند و نيز تنها از خلق و خوى و روش تربيتى صحيح يا غلط آنها برخوردار نمى شوند، بلكه از عكس العمل كردارها و رفتارهاى نيك و بد آنها نيز بى بهره نمى مانند!.

    اگر با يك ديد ظاهرى و ماترياليستى به مسأله بنگريم، تنها پنج مطلب است كه مورد قبول واقع مى شوند:.

    1. قانون وراثت از لحاظ ژنتيك.

    2. آثار و عوارضى كه ژنتيك نيست، بلكه جنبه مادرزادى دارد؛ مانند عوارض اعتياد و بيمارى هاى جنسى و آنچه نتيجه عدم رعايت بهداشت و اين گونه امور است.

    3. تأثيراتى كه والدين از نظر اخلاقى و تربيتى بر فرزندان خود دارند و حتى اقداماتى كه آنها از لحاظ فراهم كردن امكانات تحصيلى و غيره، انجام مى دهند، در همين قسم قرار مى گيرند.


    4. ارث بردن فرزندان از اندوخته هاى مالى والدين.

    5. بهره مند شدن فرزندان از عناوين و اعتبارات خانوادگى كه ما نيز در بحث گذشته پذيرفتيم كه اصالت و شرافت خانوادگى مى تواند يكى از معيارها باشد.

    هرگاه با ديد باطنى و متافيزيكى نيز مسأله را مطالعه كنيم، مطالب بالا مورد قبول واقع مى شود، ليكن يك مطلب ديگر هم بايد اضافه كنيم و آن عبارت است از:.

    6. برخوردارى و بهره مندى فرزندان از عكس العمل كردارها و رفتارهاى والدين.

    اين جاست كه انسان متوجه مى شود كه پدر و مادر شدن، تنها يك جنبه فيزيكى و آميزش تن به تن نيست و فرزند فقط وارث جسمى و مالى والدين نيست، بلكه وارث همه جنبه هاى ديگر نيز هست و اينهاست كه وظايف والدين را هر چه بيشتر سنگين و دشوار مى سازد.

    درباره مطلب ششم، بايد قدرى توضيح بدهيم:.

    ما نمى خواهيم بگوييم كه فرزند به كيفر يا پاداش اعمال و رفتار پدر و مادر مى رسد. اقتضاى عدالت اين است كه هر كسى خودش پاداش يا كيفر اعمال نيك يا بد خود را ببيند؛ اما در عين حال مى خواهيم بگوييم: فرزند از واكنش هاى طبيعى و تكوينى اعمال والدين بى بهره نمى ماند. پدر يا مادرى كه مشروبات الكلى مصرف مى كند يا به واسطه بعضى از قصورها يا تقصيرها گرفتار عوارض مزمن جسمى مى شود. فرزند هم از اين گونه عوارض و واكنش هايى كه براى جسم والدين مطرح است، مصونيت ندارد.

    اينها چيزهايى است كه مطابق سنت آفرينش است و به رابطه علت و معلول و قانون دترمينيسم بستگى دارد. اين ماييم كه بايد رفتار خود را با سنت هاى آفرينش و رابطه غيرقابل تخلّف علت ها و معلول ها هماهنگ كنيم. نه ما مى توانيم سنت هاى آفرينش و رابطه هاى على و معلولى را در هم بريزيم و نه عاقلانه است كه چنين توقعى داشته باشيم.


    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)


  7. تشكرها 2


  8. #117
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تمام كودكانى كه ناقص العضو يا عليل و رنجور به دنيا مى آيند، نتيجه تخلف انسان ها از سنت هاى آفرينش و پيروى نكردن آنها از جريان طبيعى و تكوينى آفرينش است كه البته آنهايى كه ندانسته و ناآگاهانه است قابل اغماض است و آنهايى كه دانسته و آگاهانه است، جرم و جنايت است و به هيچ وجه قابل اغماض نيست.

    امام صادق(ع) فرمود:.

    هر زنى شوهر شرابخوار خود را اطاعت كند و با او هم بستر شود، گناهانش به اندازه ستارگان آسمان است و هر فرزندى كه از او بزايد، پليد است و خدا هيچ توبه و فديه اى از او قبول نمى كند، مگر شوهرش بميرد يا از او جدا شود.
    (2).

    متأسفانه، بسيارند افرادى كه بدون توجه به مسؤوليت هاى والدين و قصورها و تقصيرهاى آنها سؤال مى كنند كه چرا كودكى ناقص العضو يا بيمار و مفلوك به دنيا مى آيد آيا با عدل خدا سازگار است كه انسانى را اين طور خلق كند.

    اين گونه به دستگاه آفرينش نگريستن و از تأثيراتى كه واسطه ها در پديد آمدن يك انسان دارند چشم پوشيدن، گناهش كمتر از تخلفات والدين و اجداد و دهن كجى آنها در برابر سنت هاى آفرينش نيست، زيرا اين گونه نگرش ها و بينش هاست كه موجب آن گونه اهمال ها و لااباليگرى ها و بدبختى و فلاكت كودكان مى شوند.


    اما ديد عالمانه اين طور نمى گويد، دكتر كارل مى گويد:.

    مستى زن يا شوهر در لحظه آميزش، جنايت واقعى است، زيرا كودكانى كه در اين شرايط به وجود مى آيند، اغلب از عوارض عصبى يا روانى درمان ناپذير رنج مى برند.(3).

    ديد عالمانه، انسان را بدون چون و چرا در برابر مسؤوليت ها به خضوع و تواضع وامى دارد و ديد جاهلانه، انسان را به چون و چرا و گردنكشى و سقوط مى كشاند.

    تا اين جا مطلب روشن است، اما سخن ما اين است كه حتى اعمالى كه جنبه اخلاقى دارد و ارتباطى به جسم و قوانين فيزيكى و پزشكى و...ندارد، در وضعيت و سرنوشت كودكان بى تأثير نيست و اين همان است كه گفتيم: جنبه ماترياليستى ندارد، بلكه جنبه ماوراى ماده دارد و نتيجه ارتباط دقيق و عميق ماده و ماوراى ماده است.


    در اول سوره نساء - كه وجود اين سوره در قرآن نشانگر اهميتى است كه اسلام براى زنان و حقوق آنها قايل است - آياتى درباره يتيمان و تكاليفى كه جامعه نسبت به آنها دارد آمده است و سپس مى فرمايد:.

    وَلْيَخْشَ الَّذينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولوُا قَوْلاً سَديداً؛(4).

    آنهايى كه اگر فرزندان ضعيفى از خود به جا گذارند، بر آنها بيم ناكند، بايد بترسند و در برابر خدا تقوا پيشه كنند و سخن صواب بگويند.


    در اين سخن الهى، تكيه بر يك اصلِ مسلم شده و آن اين كه انسان بر فرزندان ضعيف خود بيمناك است و به همين جهت مى خواهد كارى كند كه اسباب پريشانى و گرفتارى و بدبختى آنها فراهم نيايد.


    با توجه به اين اصل مسلم، انسان بايد رعايت حال يتيمان را بكند و از تجاوز به حقوق آنها خوددارى نمايد، زيرا همان طورى كه او به يتيمان مردم ظلم مى كند، بايد انتظار داشته باشد كه روزى يتيمان خود يا فرزندها و فرزندزادگانش نيز گرفتار شوند.


    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)


  9. تشكرها 2


  10. #118
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    عكس اين مطلب را هم در قرآن داريم:

    در سوره كهف - كه داستان خضر و موسى آمده است - خضر به موسى مى گويد:.

    وَأمّا الجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتيمَيْنِ فِى المَدينَةِ وَكانَ تَحْتَهُ كَنْز لَهُما وَكانَ أبُوهُما صِالِحاً فَاَرادَ رَبُّكَ أنْ يَبْلُغا اَشُدَّهُمِا وَيَسْتَخْرِجا كَنْزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ؛(5).

    آن ديوار مال دو بچه يتيم در شهر بود و زير آن گنجى براى آن دو بود و پدرشان مرد صالحى بود. خدا مى خواست كه آنها بزرگ شوند و گنج خود را استخراج كنند و اين رحمتى بود از پروردگار تو.


    در اين جا صالح بودن پدر يتيمان سبب مى شود كه حضرت خضر و موسى بيايند و روزى بدون مزد كار كنند و ديوارى را تعمير نمايند تا گنج در زير آن محفوظ بماند و بچه ها هنگامى كه بزرگ شدند، از آن بهره گيرند.

    اين جاست كه بايد تأييد كنيم كه نتيجه اخلاق و رفتار انسان، تنها متوجه خود او نمى شود، بلكه به ذريه او نيز مى رسد؛ البته اگر در حال حاضر هيچ گونه پاسخى براى اين چرا نداشته باشيم، چيزى از اعتبار اصل مطلب كاسته نمى شود، زيرا آنچه قرآن مى گويد، حق است و اهل ايمان با اعتقاد محكم، آن را مى پذيرند؛ در عين حال اگر بتوانيم به اين (چرا) پاسخى بدهيم، به عظمت قرآن بهتر و بيشتر پى مى بريم.

    انسان، هنگامى كه ظلمش به ضعيفى مى رسد، گامى در راه آشفته كردن روابط انسان ها برداشته و به اصل و حقيقت انسانيت لطمه وارد كرده است! همچنان كه اگر احسانى كند، گامى در راه بهبود بخشيدن به روابط انسان ها و تقويت اصل انسانيت برداشته است.


    آن كه ظلمش به ضعيفى مى رسد، به انسانيت لطمه زده و بدون اين كه خودش توجه كند، به خود و بستگانش نيز لطمه زده است و آن كه احسان مى كند، به انسانيت خدمت كرده و چه بداند و چه نداند، به خود و بستگانش نيز خدمت كرده است و در حقيقت، آنچه انجام مى دهد، با عمل خويش روى آن صحه گذاشته و مى خواهد و مى پسندد و حتى به زبان حال سؤال كننده آن است و خداوند هم سؤال انسان را بى جواب نمى گذارد.

    آيا آن كه آدم مى كشد، خواسته اش جز رواج بازار آدمكشى چيز ديگرى است مگرنه همين آدم كش وقتى نمى تواند آدمكشى كند، به دعا و نيايش مى پردازد و چون قدرت بر آدمكشى پيدا كند، خود دست به كار مى شود به همين جهت، در بعضى از روايات اسلامى آمده است كه: (نفرين ناحق نبايد كرد!).

    در حقيقت، خواست باطنى يكى است. اگر قدرت ندارد، طرف خود را نشان تير دعا مى كند و اگر قدرت دارد، نشان تير ژ3 و كِلاشينكف و....


    بنابراين، با توجه به خواست باطنى، يا سؤال عملى است يا قلبى و به همين لحاظ هيچ كس نيست كه در برابر خداى خود بى سؤال باشد، كه قرآن مى فرمايد:.

    يَسْاَلُهُ مَنْ فِى السَّمواتِ وَالأَرْضِ؛(6).

    همه آنهايى كه در آسمان ها و زمينند از او سؤال مى كنند.

    و هيچ سؤالى هم نيست كه بى جواب بماند، چنان كه باز قرآن مى فرمايد:.

    وءاتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَألْتُمُوهُ
    ؛(7).

    هرچه از خداوند سؤال كرده ايد، به شما داده است.

    پس كسى كه روابط ظالمانه با مردم ضعيف و مستضعف دارد، خود چنين چيزى را مى پسندد و براى خود و بستگانش هم مى خواهد و به طور عملى سؤال مى كند و اين سؤال، جواب دارد و جواب آن به خود يا بستگانش مى رسد.

    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)


  11. تشكرها 2


  12. #119
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    و آنگهى مگر نه اين است كه ما خانواده را وحدت جسم ها و روح ها و افكار و عقايد دانستيم و فرزند را امتداد وجود والدين و ميوه آن درخت وحدت يافته، شناختيم! چگونه ممكن است كه آفتى كه به ريشه و تنه درخت مى خورد به ميوه آن نخورد و كرمى كه تنه درختى را مى خورد به امتداد آن تنه لطمه و صدمه وارد نسازد!.

    چقدر در اشتباهند پدران و مادرانى كه فكر نمى كنند كه ممكن است نتيجه تهمت ها و غيبت ها و جوسازى ها و آزار و اذيت ها و بدنام كردن ها و لكه دار نمودن ها نيز روزى دامنگير جگر گوشه هاى آنها بشود و آنها را نيز به همين عواقب، گرفتار و مبتلا سازد!.


    چقدر كوتاه بينند آنهايى كه فقط به فكر جسم و غذاى جسمانى و لباس و مسكن فرزندان خود هستند و غافلند از اين كه از جهتى آنها را كامروا مى كنند و از جهاتى ناكام و پريشان!.


    چقدر ظاهر بينند والدينى كه ظاهر چهره فرزندان خود را مى خواهند گلگون و پرنشاط بنگرند، اما نمى خواهند به رنگ پريده و غمزده چهره باطنى آنها توجهى كنند!.


    بياييد از اين سوى چهره ها به آن سوى چهره ها برسيد و ببينيد كه از برخوردهاى نامطلوب و انحصارگرى ها وحق كشى ها و انحراف ها و اعوجاج هاى باطنى آن جا را چه ماتم زده و افسرده و پريشان كرده ايد! و تا دير نشده، چاره اى بينديشيد.



    گربه خارى خسته اى خود كشته اى
    ور حرير و قزدرى خود رشته اي.
    تو گناهى كرده اى شكل ديگر
    دانه كشتى دانه كى ماند به بر.
    آب صبرت جوى آب خلد شد
    جوى شير خلد مهر تست و ود.
    آب آتش را كشد آتش به خو
    مى بسوزد نسل و فرزندان او.


    باز در اين مقوله با خواننده گرامى گفتگو دارم، باشد كه جامعه انقلابى ما همان طورى كه براى صادر كردن معيارهاى انقلابش به دنيا عزم را جزم كرده، به عمق بسيارى از خانواده ها نيز معيارهاى اسلام انقلابى و انقلاب اسلامى را صادر كند.


    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)


  13. تشكرها 2


  14. #120
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,037 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خودسازى والدين



    يقيناً همه جوانانى كه پيمان مقدس زناشويى را امضا مى كنند، از همان آغاز توجه دارند كه دير يا زود به عنوان پرافتخار مادرى و پدرى سرفراز مى شوند.

    در حقيقت، در عمق عشق به همسر، عشق به فرزند نهفته است و دو انسانى كه براى تشكيل كانون گرم خانواده، يكديگر را جذب مى كنند موجود سومى مى جويند كه مظهر آميزش جسم و روح آنهاست و آن چنان به آنها يگانگى و هماهنگى مى بخشد كه به شادى اش هر دو شاد و به اندوهش هر دو اندوهگينند و به طراوتش نشاط پيدا مى كنند و به رنگ پريده اش هر دو افسرده مى شوند.

    آنها در ضمير و باطنشان خواهان اين هستند كه براى فرزندان خود بهترين پدر و مادر باشند و در راه تربيت و ساختن انسانى نمونه و ايدآل هرچه بيشتر موفق شوند.

    اينها آرزوهاى آنهاست؛ آرزوهايى مقدس كه اگر برآورده نشود، چه تلخى ها و دشوارى ها كه به دنبال خواهد داشت!.

    بديهى است كه بر آورده شدن آرزوها نيازمند تلاش ها و كوشش هاى آگاهانه است و بنابراين، قبل از هر چيز، والدين بايد خود را براى رسيدن به ايده ها و آرزوها آمادگى بخشند و در اين رابطه، هر چه در توان دارند، به كار اندازند.

    اين جاست كه مسأله خودسازى والدين مطرح مى شود. شايد اين مطلب، كمى براى خواننده تعجب انگيز باشد كه چرا براى داشتن بهترين فرزند، خودسازى رإ؛ه‏ه‏3! اساس و مبدأ قرار مى دهيم!.

    اما با توجه به مطالبى كه درگفتار پيش آورديم و توضيحاتى كه اكنون مى دهيم، نه تنها جاى تعجبى باقى نمى ماند، بلكه هر چه بهتر پى مى بريم كه جز از راه خودسازى نمى توان به اين گونه خواسته ها و آرزوها دسترسى پيدا كرد.

    اميدوارم خواننده گرامى تحمل اين را داشته باشد كه براى پى بردن به مفهوم صحيح (خود) از يك بحث فلسفى الهام بگيريم.

    خويشتن ما چيز مستقلى از مبدأ آفرينش نيست، بلكه حقيقت آن ارتباط و تعلق و وابستگى محض است و اگر توجه به اين حقيقت داشته باشيم، هم خود را خوب شناخته ايم و هم خدا را، در حالى كه اگر از اين حقيقت غافل بمانيم، نه خود را مى شناسيم و نه خدا را و نتيجه آن (از خدا بيگانگى) و (از خود بيگانگى) است.


    اين كه انسان خويشتن را موجود مستقلى در برابر خدا بشناسد كه گاه گاه مانند گرسنه اى كه متوجه نان مى شود، به او توجه پيدا كند، بينش نادرست و بى پايه اى است، زيرا خويشتن انسان، اين نيست. انسان، شي‏ء مستقلى در برابر هستى و نظام اسرار آميز آن نيست. اصولاً رابطه ممكنات با مبدأ هستى همچون رابطه خورشيد و اشعه آن است كه هرگاه رابطه اشعه را از خورشيد قطع كنى، اشعه اى باقى نمى ماند و هرگز اشعه نمى تواند در برابر خورشيد مدعى استقلال و شيئيت باشد.

    بنابراين، از ديدگاه فلسفه ما، خويشتن انسان؛ يعنى: ربط و تعلق و اضافه او به مبدأ هستى و عالى ترين درجه خودشناسى همين است و مى تواند منشأ آثار و فوايد بى شمار گردد.

    به همين جهت است كه:
    ن) فلسفى و عرفانى، يعنى آن چيزى كه جز وابستگى و تعلق به مبدأ، حقيقتى ندارد و تأكيد مى كنم كه مفهوم وابستگى غير از مفهوم وابسته است، زيرا در دومى، در عين وابستگى توجهى به استقلال هم هست و در اولى به هيچ وجه، استقلال مطرح نيست درخانواده و اجتماع نيز (من) مطرح است و ما شب و روز با اين واژه سروكار داريم و حتماً بايد بفهميم (من) خانوادگى و اجتماعى يعنى چه.

    شناخت (من) خانوادگى و اجتماعى جنبه ايدئولوژيك دارد. همچنان كه شناخت (من) فلسفى و عرفانى جنبه جهان بينى دارد و تو خوب مى دانى كه: هر ايدئولوژى تكيه بر جهان بينى دارد.

    وقتى (من) فلسفى و عرفانى، خود را در رابطه با مبدأ، وابستگى و تعلق محض مى داند و با صراحت مى گويد: نامى است ز من بر من و باقى همه اوست! من خانوادگى و اجتماعى نيز بايد خود را در كادر خانواده و در كادر اجتماع، فانى و همچون ستاره، در پرتو نور خورشيد محو و ناپيدا و در عين حال منشأ اثر و فايده بشناسد.


    (...◕✿◕◕✿◕ خانواده در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)


  15. تشكرها 2


صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 28910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •