(...◕✿◕◕✿◕   ماجرای استشمام بوی عطر سیب از حرم حسینی  ◕✿◕◕✿◕...) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕   ماجرای استشمام بوی عطر سیب از حرم حسینی  ◕✿◕◕✿◕...)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض (...◕✿◕◕✿◕ ماجرای استشمام بوی عطر سیب از حرم حسینی ◕✿◕◕✿◕...)








    استشمام بوی سیب از حرم امام حسین(ع)، ویژگی عجیبی است که چند کتاب معتبر به آن اشاره کرده اند.



    نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:


    در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد 43 ، صفحه 289 ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور

    آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به

    گمان این که دحیه‏ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس

    سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از

    ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد

    ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت

    بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود. حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون

    امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند.

    پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به

    نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر

    بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد،

    ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زواربخواهد استشمام رایحه‏ی آن را نماید، در

    وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»



    مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد 3 ، صفحه 391 .بیان کرده است. ماجرای عطر

    سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است.







    (...◕✿◕◕✿◕   ماجرای استشمام بوی عطر سیب از حرم حسینی  ◕✿◕◕✿◕...)



  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,560      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    « مـاجـرای "بـوی سـیـــب" و ارتباط آن با حضرت سـیّـــدالـشّـــهـداء علیه السّلام به روایتابن شهر آشوب »


    ابن شهر آشوب( از علما و محدّثين بزرگ شيعه) نقل کرده است ، ام سلمه گوید: پیامبر (ص) نزد من بود. جبرئیل نازل شد. آن دو با هم گفتگو می کردند که حسن بن علی (ع) در زد. رفتم تا در را باز کنم. دیدم حسین (ع) هم با اوست. هر دو وارد شدند. چون چشمشان به جدّشان پیامبر خدا افتاد، جبرئیل در نظرشان مانند دحیه کلبی )فردي خوش سيما از اهالي مدينه که از ياران رسول خدا(ص) بود ( آمد. دور او می چرخیدند. جبرئیل (ع) گفت: یا رسول الله ! دو کودک را نمی بینی که چه می کنند؟ فرمودند: تو را همچون دحیه کلبی دیده اند. او زیاد سراغ این دو می آید و هرگاه می آید هدیه ای برایشان می آورد.



    جبرئیل شروع کرد به اشاره کردن با دستش، مثل کسی که چیزی را می گیرد ناگهان در درستش یک سیب و به و انار بود. آنها را به امام حسن (ع) داد، همان گونه با دستش اشاره کرد و به حسین (ع) هم داد. هر دو خوشحال و خندان شدند و نزد جدّشان شتافتند.

    پیامبر (ص) سیب و انار و به را گرفتند و بوییدند، سپس آنها را همان طور به هر یک آن دو دادند و فرمودند: با آنچه دارید نزد مادرتان بروید و اگر ابتدا پیش پدرتان بروید، بهتر است. آن دو طبق دستور پیامبر خدا رفتند و چیزی از آنها را نخوردند، تا پیامبر نزدشان برود، سیب و میوه های دیگر به همان حال بود. فرمود: یا علی! چرا از میوه نخوردی و به همسر و فرزندانت ندادی و ماجرا را فرمود. پس پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) از آن خوردند و به ام سلمه هم دادند. انار و به و سیب به همان حال باقی بود و هر چه از آن خورده می شد باز به حالت اول برمی گشت، تا اینکه رسول خدا (ع) از دنیا رفتند.


    امام حسین (ع) می فرماید : در دوران حضرت فاطمه (س) هم تغییر و کاهشی در آنها پیش نیامد. چون فاطمه (س) به شهادت رسید ، انار را از دست دادیم و سیب و به در دوران پدرم باقی بود. چون امیرالمؤمنین (ع) شهید شد، بِه هم ناپدید شد و سیب به همان حالت نزد امام حسن (ع) باقی بود؛ تا آنکه مسموم و شهید شد. سیب باقی بود تا وقتی که در محاصره و بی آبی قرار گرفتم. هر گاه تشنه می شدم، آن را که می بوییدم، شدت عطشم فرو می نشست. چون تشنگی ام افزون شد، بر آن دندان زدم و دیگر یقین به مرگ داشتم.

    امام سجاد (ع) می فرمایند : این سخنان را پدرم ساعتی پیش از شهادت به من گفت. چون به شهادت رسید، بوی آن سیب از قتلگاهش می آمد. در پی آن سیب بودند و اثری از آن دیده نشد، ولی بوی سیب، پس از حسین (ع) هم باقی ماند؛ قبر او را زیارت کردم، دیدم بوی آن سیب از قبر او به مشام می رسد. پس هر کس از شیعیان ما که زائران قبر او باشند بخواهند آن بو را استشمام کنند، هنگام سحر دنبال آن روند. اگر مخلص باشند، آن را خواهند یافت. {منتهي الامال، شيخ عباس قمي، ج1}




    (...◕✿◕◕✿◕   ماجرای استشمام بوی عطر سیب از حرم حسینی  ◕✿◕◕✿◕...)
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 21-08-1392 در ساعت 13:07

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •