سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: مداحی یابن امی با صدای ملا باسم همراه با ترجمه فارسی

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,963 در 52,597
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض مداحی یابن امی با صدای ملا باسم همراه با ترجمه فارسی



    مداحی عربی بسیار جانسوز با صدای ملا باسم
    با نام یابن امی جارت الدنیا علینا



    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 03-12-1394 در ساعت 18:50
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 5


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,963 در 52,597
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    ترجمه مداحی يا بن أمي جارت الدنيا علينا (ملا باسم )

    يبن أمي جارت الدنيا علينا
    ای پسرمادرم (برادرم) همه دنیا بر ما ستم کرد

    يا أخي إنا من الأسر أتينا
    ای برادر ما از اسارت برگشته ایم

    لست أدري ! ...............أين خدري ؟
    من نمی دانم که............ سراپرده من کجاست !

    بالأسى والحزن نادت........زينب والدمع جاري
    حضرت زینب با غم وحزن درحالی که اشکهایش جاری شده بود
    برادرش راموردخطاب قرارداد :

    سيدي أفديك مطروحاً.......على الرمضاء عاري
    جانم فدایت ای آقای من که برروی زمین تفتیده و گرم ،برهنه رها شدید

    هدم الأعداء مذ ..............فارقت یا رجواي داري
    دشمنان همان زمانی که از من جدا شدی(شهیدشدی) خانه ام را ویران کردند ای امید من!

    أضرموا .........وسط فؤادي بلهيب الحزن ........ناري
    و آتش خشم را در میان قلب من با شعله های اندوه شعله ور کردند

    جمر قلبي ..................في إتقاد
    قلب من را در آتش خود سوزاندند

    حق لي ....................لبس السواد
    پوشیدن لباس سیاه حق من است

    سوف أبكيك ..............مدى العمر وأنعى
    ازاین به بعد همه عمر برای تو خواهم گریست و ناله خواهم کرد

    وسأجري من .............جفون العين دمعا
    و از پلک چشمهایم اشک ها را سرازیر خواهم کرد

    ضاق صدري !.............أ ين خدري ؟
    سینه ام تنگ شده است!....... آن سراپرده من کجاست؟

    فوق قبر السبط بالدمع .....هوت تشكوا المصابا
    خود را از بالا بر روی قبر سبط پیامبر انداخت درحالی که
    اشکش جاری بود و از مصیبتهایش شکایت میکرد


    وتناديه بأحزان ...........ومنها القلب ذابا
    و امام را با حزنی میخواند که از آن حزن قلب آدمی ذوب میشد

    أيها المظلوم يا............من بدره بالطف غابا
    ای برادر مظلوم من ای کسی که ماه شب چهارده اش در سرزمین کربلا غایب شد

    كم مآسي يا أبا الأحرار .... منها الرأس شابا
    ای پدر آزادگان ، چه بسیارمصیبتهایی که بر ما وارد شد که موی سرها از آن سفید شد

    وعيون باكيات ...........وقلوب شاكيات
    و چشمانی که گریانند....... ودلهایی که شاکی اند

    كم مصاباً مر ............بي يبن الكرام
    چه بسیار مصیبتهایی که بر من گذشت ای فرزند بخشندگان

    فلتقل لي كيف ...........صبري يا إمامي
    به من گفته ای صبرکن اما چگونه صبرکنم ای امام من

    جار دهري ..............أين خدري
    دنیایم به من ستم کرد...... سراپرده من کجاست؟





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-09-1391 در ساعت 15:54
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكر

    نرگس منتظر (09-09-1391)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,963 در 52,597
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    مذ رأيتُ الرأسَ مرفوعاً...على الرمح مشالا

    از زمانی که سرت را بر روی نیزه برافراشته دیدم درحالی که لاغر شده بود

    شفني الحزنُ وفاض ...... الدمع من عيني وسالا
    حزن و اندوه بدن من را لاغر وضعیف کرد و اشکها از چشم سرازیرشد

    وكأني مذ سمعتُ .........الرأس بالأحزان قالا
    و گویا من در آن زمان شنیدم که سرت با حزن می گوید:

    من أذى الظلام ............أشكوا الهم لله تعالى
    از آزار ظالمان اندوهم را به خداوند شکایت میکنم

    صاح صوتي بالأنين ...... ذاب قلبي يا حسين
    با ناله فریاد زدم.......... ای حسین(ع) قلبم ذوب شد

    نار وجدي قد.............سرت بين الضلوعي
    آتش خشم درونم بین استخوانهای پهلویم سرایت کرد

    لك حزناً يا أخي .........سيلُ الدموعي

    و برای حزن تو ای برادر سیل اشک

    بات يجري ..............أين خدري
    تمام طول شب جاری بود..... سراپرده من کجاست؟

    آه لو تدري بآلامي ......وحزني يبن أمي
    آه ای برادر اگراز غصه ها و حزن من چیزی می دانستی !

    آه لو كنت معي .........تكشف لوعاتي وغمي
    آه اگر با من بودی دردها و غمهای مرا از بین میبردی

    آه كنت تواسيني .....بذا الخطب الملمي
    آه اگر مرا دربرابر آن خطبه خوانی که ملامتمان میکرد یاری میکردی

    يوم أدخلنا على .........الطاغي يزيد هد عزمي
    همان روزی که بر یزید طغیانگر واردشدیم و عزم من فروریخت

    قد تحملنا العذاب........ ومرارات المصاب
    چه بسیار عذاب و تلخیهای مصیبتی که تحمل کردیم

    يا أبا الأيتام ............لما غبت ضعنا
    ای پدر یتیمان همینکه غایب شدی ما ضایع شدیم(حرمتمان ازبین رفت)

    لو أردنا فقدكم ..........نبكي مُنعنا
    اگر میخواستیم برای فقدان شما گریه کنیم مانعمان میشدند

    راح ذخري !.............أين خدري؟
    اندوخته و پشتوانه من رفت ! ..... سراپرده من کجاست؟

    قد رمتني بسهام .........الغدر أقوام الأعادي
    دشمنان با تیرهای نفرت و دشمنی مرا نشانه گرفتند

    لا تلمني لو بجمر .........محرق ذاب فؤادي
    من را ملامت نکن اگر با آتشی سوزاننده قلبم ذوب شد

    فلقد أدخلت قبرا ........عنوة لإبن زياد
    به زور و درحالی که اسیر وذلیل بودم داخل مجلس ابن زیاد شدم

    وعلي قيدوهُ .............إنُهم شر العبادي
    و علی(ع) را با زنجیرها بسته بودند ....آنها بدترین خلق خدایند

    لهف نفسي للعليل ........ كابد الهم الثقيل
    برای سجاد بیمار افسوس خوردم واندوهگین شدم
    که او اندوه بزرگ را تحمل میکرد


    قيد السجاد من ...........قوم لئام
    قومی پست سجاد(ع)را در غل و زنجیر کرده بودند

    وأنا ناديت ..............يا نعم المحامي
    ومن او را صدا زدم و گفتم: ای بهترین حمایت کننده

    هاك عمري .............أين خدري
    بیا این عمر من برای تو ...... سراپرده من کجاست؟




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-09-1391 در ساعت 15:56
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  7. تشكرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی