زندگی نامه سینوهه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی نامه سینوهه
صفحه 15 از 43 نخستنخست ... 511121314151617181925 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 425
  1. #141
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( یک بیماری ساری و ناشناس )

    بیماری مزبور نه وبا بود و نه طاعون و نه آبله برای اینکه در هر سه بیماری مریض تب میکند ولی آنهائی که استفراغ میکردند تب نداشتند و از سردرد نمی نالیدند.

    من دهان آنها را بوئیدم که بدانم آیا مثل بیماری وبا از دهان آنها بوی کریه استشمام میشود ولی بوی مکروه نشنیدم و کشاله ران آنها را معاینه کردم که بدانم آیا مثل مرض طاعون از کنار ران آنها غده ای بیرون آمده ولی غده ای ندیدم و در سطح بدن هم تاول های مخصوص آبله بنظر نمیرسید و در بین تمام آنهائی که استفراغ میکردند حتی یک نفر تب نداشت.

    متحیر بودم که این چه بیماری مرموز است که علائم آن در هیچ یک از کتاب های قدیم نوشته نشده و با وحشت نزد ناخدا رفتم و به او گفتم که در کشتی تو یک مرض خوفناک به وجود آمده که تا امروز بدون سابقه بوده زیرا من که طبیب مصری و فارغ التحصیل مدرسه دارالحیات هستم از این مرض اطلاع ندارم و به تو میگویم که فوری به طرف ساحل برو تا اینکه بیماران را به خشکی منتقل کنیم.



    زندگی نامه سینوهه


  2. #142
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( یک بیماری ساری و ناشناس )


    ناخدا گفت مگر تو تا امروز در دریا مسافرت نکرده ای؟

    گفتم نه...

    ناخدا گفت این مرض که یک طبیب مصری مثل تو از آن بدون اطلاع است مرض دریا میباشد و علت بروز این مرض، پرخوری است و در این کشتی مسافرینی که مایل باشند به خرج شرکت سریانی که صاحب این کشتی است غذا میخورند و غذای آنها جزو کرایه کشتی منظور میشود .

    ولی تو، سینوهه، وقتی وارد این کشتی شدی گفتی که به خرج خود غذا خواهی خورد و به همین جهت در صرف غذا امساک میکنی و لذا اکنون که همه بیمار هستند تو سالم میباشی ولی اینها که میدانند غذا را به خرج کشتی میخورند تا بتوانند شکم را پر ازغذا مینمایند تا به تصور خودشان فریب نخورده باشند و تا وقتی روی نیل حرکت میکردیم پرخوری اینها ضرری نداشت.

    زیرا نیل رودخانه است و موج ندارد ولی اکنون که وارد دریا شده ایم اینها بعد از هر وعده غذای زیاد گرفتار همین مرض میشوند و آنچه در معده جا داده اند بر اثر تهوع بیرون می ریزد و این تهوع هم ناشی از تکان کشتی است که آن هم بر اثر حرکت امواج است.





    زندگی نامه سینوهه


  3. #143
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( یک بیماری ساری و ناشناس)


    گفتم چرا در این هوای طوفانی کشتی رانی میکنید تا اینکه مسافرین شما اینطور مریض شوند؟

    ناخدا گفت این هوا طوفانی نیست بلکه بهترین هوا برای کشتی رانی میباشد چون تا باد نوزد نمیتوان از بادبان استفاده کرد.

    بعد افزود سینوهه، با اینکه تو یک طبیب مصری هستی این علم طب را از من فرا بگیر که علاج مرض دریا فقط غذا نخوردن است و اگر مسافر کشتی غذا نخورد گرفتار این مرض نمیشود گفتم آیا ا ینها که مریض شده اند خواهند مرد؟

    ناخدا گفت وقتی کشتی به ساحل رسید و اینها از کشتی پیاده شدند از تمام کسانیکه در ساحل هستند سالم تر خواهند بود زیرا سنگینی معده آنها بر اثر تهوع های پیاپی از بین رفته است و مرض دریا وقتی ادامه دارد که کشتی در دریا حرکت میکند و همین که به ساحل رسید این مرض رفع میشود.

    در این گفتگو بودیم که شب فرا رسید در حالیکه از هیچ طرف ساحل نمایان نبود و من به ناخدا گفتم در این شب تاریک که فرا میرسد آیا تو راه خود را گم نخواهی کرد و به جای اینکه به طرف ازمیر بروی به طرف سرزمین آدمخواران نخواهی رفت .

    (در چهار هزار سال قبل ملل ساکن شمال دریای مدیترانه نیمه وحشی بودند و مصریها تصور میکردند که آنها آدمخوار هستند ).



    زندگی نامه سینوهه


  4. #144
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( یک بیماری ساری و ناشناس )


    شب شد خدای ماه و خدای ستارگان به من مساعدت مینمایند و نمیگذارند به سوی سرزمین آدمخواران بروم .

    من بعد ناخدا را ترک کردم و به گوشه ای خزیدم که بخوابم ولی تا صبح بر اثر حرکات کشتی و صدای بادبانها و امواج خوابم نبرد.

    روز بعد قدری غذا به کاپتا دادم و او نخورد و آن وقت به من محقق گردید که وی خواهد مرد زیرا هرگز اتفاق نیفتاده بود که کاپتا وسیله و فرصتی برای غذا خوردن داشته باشد و از آن استفاده نیکند.

    هفت روز و شب، ما در دریا بودیم و روز هشتم ازمیر نمایان شد و وقتی وارد بندر شدیم بادبانها را فرود آوردند و جاشوان کشتی پارو به دست گرفتند تا اینکه کشتی را به ساحل برسانند و من با شگفت دیدم که غلام من و تمام مسافرین که بیحال بودند بمحض اینکه کشتی وارد بندر شد برخاستند و به راه افتادند و همه میگفتند که گرسنه هستند و غذا می طلبیدند.





    زندگی نامه سینوهه


  5. #145
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( یک بیماری ساری و ناشناس )


    من هرگز ندیده بودم که یک عده بیمار که تصور میشد خواهند مرد یک مرتبه آنطور سالم شوند و براه بیافتند و صحبت کنند و بخندند آن وقت فهمیدم که علم انتها ندارد و انسان هر قدر تحصیل کند باز محتاج فرا گرفتن است زیرا با اینکه ما اطبای مصری بزرگترین طبیب جهان هستیم هنوز به قدر یک ناخدای بیسواد اطلاع نداریم و همکاران من در طبس از وجود این مرض که یک مرتبه معالجه میشود بی خبرند.

    (دریا همواره موج دارد و کشتی را تکان میدهد و تکان کشتی دو حرکت به وجود می آورد یکی از چپ براست و برعکس د گری از جلو به عقب و بالعکس و این دو تکان سبب میشود که مسافران دچار استفراغ پیاپی بشوند و بیحال گردند و خود من دو بار در سفر دریائی بر اثر تکان کشتی دچار این عارضه که موسوم به
    بیماری دریا میباشد شدم ولی همینکه کشتی به ساحل رسید یا وارد منطقه بندری (که در آن جا موج بوجود نمی آید) شد، تمام عوارض بیماری دریا از بین میرود و مسافران احساس سلامتی کامل میکنند و در هواپیما های امروزی هم هنگام وزش باد تند این تکان بوجود می آید و مسافران هواپیما که برای بار اول یا دوم با طیاره سفر میکنند دچار عارضه موسوم به بیماری دریائی می شوند و ناخدای کشتی سریانی که به (سینوهه) گفت این بیماری ناشی از پرخوری می باشد اشتباه میکرد چون کسانیکه غذا نخورده اند نیز ممکن است دچار بیماری دریا شوند . منتها هنگام استفراغ فقط زردآب از دهانشان خارج میگردد و در کشتیهای بزرگ حامل مسافر که طول تنه کشتی سیصد متر است (مثل کشتی کوئین ماری انگلیسی که تا این اواخر کار میکرد ) مسافران دچار مرض دریا نمیشوند چون یکی از دو حرکت مذکور در بالا که حرکت جلو بعقب و برعکس می باشد بوجود نمی آید لیکن حرکت دیگر که حرکت از راست به چپ و برعکس است ایجاد می شود و تنها با ایجاد یک حرکت بیماری دریا بروز نمیکند – مترجم).


    زندگی نامه سینوهه


  6. #146
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( ورود به شهر سوریه )

    سوریه را به اسم کشور سرخ و مصر با به نام ممکلت سیاه میخوانند (به مناسبت رنگ خاک آنها ) و همانطور که رنگ خاک این دو کشور با هم تفاوت دارد همه چیز سریانی ها با مصری ها متفاوت است.

    مصر کشوری است مسطح و بدون کوه ولی سوریه کشوری میباشد دارای کوه و بین هر دو کوه یک جلگه واقع شده و در هر جلگه یک ملت زندگی میکند و یک پادشاه دارد و تمام این سلاطین به فرعون خراج میدهند.

    در سواحل سوریه مردم به وسیله صید ماهی و دریاپیمائی ارتزاق مینمایند و در داخل اراضی وسیله زندگی زراعت و راهزنی است و قشون فرعون هرگز نتوانسته که راهزنان سوریه را قلع و قمع کند.

    در مصر مردم عریان هستند ولی در سوریه مردم از سر تا پا لباس می پوشند و البسه خود را بوسیله پشم می بافند ولی همین مردم که سراپا پوشیده با لباس هستند وقتی میخواهند احتیاجات طبیعی خود را رفع کنند بی آنکه به مکانی خاص بروند به این کار مبادرت می کنند و در هر نقطه بدون توجه به اینکه سایرین آنان را می بینند احتیاجات خود را رفع می نمایند.





    زندگی نامه سینوهه


  7. #147
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه (ورود به سوریه )

    مردهای سوریه ریش و موهای بلند دارند و هر شهر از بلاد آنها دارای یک خدا می باشد و برای خدایان انسان قربانی میکنند.

    بعضی از اعمال که در مصر قبیح است در سوریه جائز میباشد و از جمله معاشرت زن و مرد به شمار می آید و در بعضی از اعیاد مردها و زنها بطور علنی با هم معاشرت مینمایند.

    هر دفعه که فرعون یک صاحب منصب میفرستد که از سلاطین سوریه خراج بگیرد صاحب منصب مذکور این ماموریت را یک نوع تبعید تصور میکند زیرا مصریها جز معدودی از آنها نمیتوانند که با وضع زندگی سکنه سوریه کنار بیایند.

    معهذا در ازمیر یک معبد به اسم معبد (آمون) هست و مصریهائی که مقیم این شهر هستند به معبد مزبور هدیه میدهند.

    مدت دوسال من در ازمیر توقف کردم و در این مدت زبان و خط بابلی را آموختم زیرا به من گفتند کسی که زبان و خط بابلی را بداند به تمام کشورهای مشهور دنیا میتواند مسافرت کند و در همه جا با مردان تحصیل کرده صحبت نماید.

    خط بابلی را روی لوح هائی از خاک رس که خمیر شده است مینویسند و بعد الواح را که به وسیله پیکان نوشته شده در آتش میگذارند و مثل آجر سخت میشود.

    من بدوداً حیرت میکردم برای چه خط بابلی را مثل خط مصری روی پاپیروس نمینوسیند و بعد متوجه شدم که کاغذ از بین میرود ولی لوح پخته شده باقی میماند و نشان میدهد که سلاطین و امرا با چه سرعت پیمانها و وعده های خود را فراموش مینمایند.






    زندگی نامه سینوهه


  8. #148
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه (ورود به شهر سوریه )

    یکی از چیزهائی که در سوریه هست و در مصر نیست اینکه در سوریه طبیب باید به خانه بیمار برود و هرگز بیمار یک طبیب را احضار نمینماید.

    وقتی طبیب به خانه بیمار میرود تصور مینمایند که خدایان او را فرستاده اند و حق الزحمه طبیب را قبل از معالجه می پردازند و این موضوع به نفع پزشک است زیرا بیمار وقتی معالجه شد مزد طبیب را فراموش مینماید.

    هر یک از اغنیای سوریه دارای یک طبیب مخصوص هستند و تا وقتی سالم میباشند به او هدایا میدهند ولی بعد از اینکه ناخوش شدند هدیه ای که باید به طبیب داده شود قطع میگردد تا اینکه دوباره سالم گردند.





    زندگی نامه سینوهه


  9. #149
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( ورود به شهر سوریه )

    غلام من از روزی که ما وارد ازمیر شدیم مرا وادار کرد که قسمتی از مزد طبابت خود را به کسانی بدهم که به نقاط مختلف شهر بروند و اعجاز مرا در طب به گوش دیگران برسانند.

    کاپتا غلام من میگفت که اگر تو در این شهر مشهور شوی مجبور نیستی که برای معالجۀ بیماران به خانه آنها بروی بلکه آنها به خانه تو خواهند آمد.

    هرچه من به او میگفتم که در سوریه مریض به خانه طبیب نمی آید بلکه پزشک باید به خانه بیمار برود او نمی پذیرفت و میگفت که در آغاز اینطور است ولی بعد از اینکه مردم عادت کردند به خانه تو خواهند آمد زیرا مردم چون ابله میباشند زود مطیع مد روز میشوند بخصوص اگر آن مد از یک کشور خارجی بیاید و آنها همین که بدانند که رفتن به خانه طبیب مد روز است رسم خود را کنار میگذارند و رسم مصر را پیش میگیرند.

    یکی از کارهای که (کاپتا) مرا وادار به انجام آن کرد این بود که در کوچه و خیابان به اطباء سوریه مراجعه نمایم (زیرا اطباء که مجبور بودند به خانه بیماران بروند همواره در کوچه و خیابان دیده میشدند ) و چنین بگویم : من سینوهه طبیب معروف و به نام مصری هستم که تحصیلات خود را در دارالحیات به اتمام رسانیده ام و در تمام دنیا مرا می شناسند و به قدری علم دارم که اگر خدایان با من موافق باشند مرده را زنده و کور را بینا میکنم ولی علم در همه جا یک شکل نیست و بیماریها در هر کشور از نوعی بخصوص است.





    زندگی نامه سینوهه


  10. #150
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( زندگی در سوریه )

    این است که به شهر شما آمده ام تا اینکه بیماریهای این شهر را بشناسم و آنها را معالجه کنم و از علوم شما مطلع شوم . من نمی خواهم که با شما رقابت نمایم زیرا برای تحصیل زر و سیم نیامده ام و زر و سیم برای من با این خاک که زیر پای من میباشد برابر است.

    بنابراین هر وقت شما دیدی که خدایان شما یک نفر را مورد غضب قرار دادند و او را مبتلا به یک بیماری غیر قابل علاج کردند او را نزد من بفرستید که شاید من بوسیله کارد خود بتوانم او را معالجه نمایم.

    زیرا میدانم که شما هرگز برای معالجۀ بیماران کارد بکار نمیبرید و همواره از دوا برای درمان آنها استفاده مینمائید.

    اگر توانستم که بیمارانی را که شما نزد من میفرستید بوسیلۀ کارد معالجه کنم هرچه زر و سیم به من بدهند با شما نصف خواهم کرد و اگر نتوانستم آنها را نزد شما بر میگردانم و اگر هدیه ای به من بدهند آن را نیز به شما میدهم.



    زندگی نامه سینوهه


صفحه 15 از 43 نخستنخست ... 511121314151617181925 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

sinohe pezeshke saltanatiye fero'nha, قدیمی, منجمین ، پیش گویی, مسافرت ، طولانی, معبد ایشتار, هورم هب آشنای قدیمی, ورود به شهر سوریه, یک بیماری ساری و ناشناس, کاپتا غلام یک چشم من, کشتی, گوی, گریه آورترین واقعه جوانی من ، غلام من, پاتور سرشکاف سلطنتی ، تحصیل در دالحیات, پادشاه آمورو, پرستش گاو, پرستش خدای احد و واحد, پزشک فرعون, zendegi nameye sinohe, آشنا, اورشلیم, ابن الحمار, اختراع سینوهه ، اختراع دندان مصنوعی, ارتش, ازمیر, بورابورباش ، مینا ، کنیز, بابل ٍ ملاقات, بابل ، پادشاه ، حرم, برودت, تخم مرغ, جنگ ، با خبیری ها, جشن ، دروغ, جشن ، روز ، دروغگویی, حالت تهوع, حالت تهوع در کشتی, ختنه ، بابل, خدا, خدای آمون ، خدای بعل, خدای تموز, خدای عجیب برای مصری ها, خروج از طبس ، گوی فرعون ها, خرید و فروش کنیز ، کنیز از سرزمین آدم خور ها, زندگی نامه سینوهه, زندگی نامه سینوهه ، سرشکاف فرعون, زندگی در سوریه, سفر با کشتی ، خدایان مصر, سینوهه پزشک فقرا شد ، مومیایی کردن فرعون, سربازان ، الاغ سینوهه, صلیب ، نماد صلح, غده ، جراحی نمایش برچسب‌ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •