زندگی نامه سینوهه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی نامه سینوهه
صفحه 22 از 43 نخستنخست ... 1218192021222324252632 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 425
  1. #211
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( خاتمه جنگ )


    سربازها با اینکه میدیدند که همقطاران شرور آنها بدار آویخته شده اند، عبرت نمیگرفتند.


    چون تا وقتی در جهان شراب و زر و سیم وزن وجود دارد و عده ای مست بر سر زر و سیم یا زن با هم اختلاف پیدا میکنند، نزاع در میگیرد و جمعی کشته می شوند و قاتلین را به دار می آویزند.

    هر چه سربازها از راه چپاول بدست آورده بودند در بهای شراب یا زنهائی که خود را ارزان میفروختند دادند.

    و صاحب منصبان مصری هم مانند سربازها سهمیه خود را صرف شراب و زنان کردند .

    با این تفاوت که صاحب منصبان رغبتی به زنهائی که خود را ارزان میفروختند نداشتند .

    و زنهائی را انتخاب مینمودند که خویش را گران بفروشند زیرا میدانستند که هر قدر زن زیباتر باشد بهای او گرانتر است.



    زندگی نامه سینوهه

  2. تشكرها 3


  3. #212
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( خاتمه جنگ )


    در بین صاحب منصبان فقط (هورم هب) فرمانده ارتش به زنها توجه نداشت و من از این ضبط نفس او حیرت میکردم .

    در صورتیکه (هورم هب) جوان و زیبا بود و هر زن خواه گران فروش یا ارزان فروش با رغبت حاضر بود که خواهر او بشود.

    (هورم هب) از اموال و بردگان غارتی استفاده نکرد و در عوض از سوداگران استفاده نمود .

    بدین ترتیب که وقتی معاملات خاتمه یافت و سوداگران اموال و بردگان را خواستند ببرند (هورم هب) گفت که هر سوداگر باید ده درصد از بهای مجموع اموالی را که خریداری کرده است بعنوان حق حفظ امنیت به او بپردازد.

    (هورم هب) به سوداگران گفت در تمام مدتی که شما مشغول معامله بودید یک نفر از سربازان و سکنه شهر جرئت نکرد که دست به طرف اموال شما دراز کند.

    زیرا من روز و شب مواظب بودم که کسی اموال و بردگان و زر و سیم و مس شما را به سرقت نبرد.

    و اگر من نبودم شما نه فقط نمی توانستید اموال و بردگان و فلزات خود را از اینجا ببرید بلکه سربازان مست و خونخوار خود شما را هم به قتل میرسانیدند.


    زندگی نامه سینوهه

  4. تشكرها 3


  5. #213
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( خاتمه جنگ )


    این گفته درست بود و (هورم هب) طوری امنیت را حفظ کرد که یک حلقه مس از هیچ سوداگر ربوده نشد.

    سوداگران که دیدند که اگر به طیب خاطر ده درصد باج را نپردازند ممکن است که همه چیز آنها از بین برود باج را به (هورم هب) پرداختند و مال و جان به سلامت از اورشلیم بردند .

    و من هم که به مناسبت خاتمه جنگ دیگر کاری نداشتم نزد (هورم هب) رفتم که با او خداحافظی کنم و به ازمیر برگردم.

    هنگام خداحافظی (هورم هب) به من گفت که دیروز پیکی با یک پاپیروس از طرف فرعون آمد و فرعون در این نامه مرا ملامت کرد که چرا خون ریزی کرده، خبیری ها را کشته ام .

    و من میخواهم به فرعون بگویم که او، که برای خدای خود سرود میسراید و تصور میکند که می تواند مصر و سوریه را با صلح طلبی و عشق و محبت به همنوع اداره کند .

    هنوز منظره حمله قبایل خبیری را به یک شهر و قصبه ندیده و اگر ببیند که چگونه این قبایل به شهرها و قصبات حمله ور میشوند و مردها و اطفال را به قتل میرسانند و زنها را مثل زنهای ارزان فروش مورد استفاده قرار میدهند،

    و بعد هم آنها را کنیز می نمایند تا اینکه بفروش برسانند می فهمد که نمیتوان زمین را با صلح طلبی و عشق و محبت اداره کرد زیرا محال است که کسی قدرت و احتیاج قتل و چپاول را داشته باشد و از آن استفاده نکند.



    زندگی نامه سینوهه

  6. تشكرها 3


  7. #214
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( برگشت به ازمیر )


    و فقط در یک مورد یک مرد با قدرت که میتواند دیگران را به قتل برساند و اموال و زنهای آنها را تصاحب کند از این قدرت استفاده نمی نماید و آن این که احتیاج به مال و زن زیبا نداشته باشد.

    اکنون من با سربازان خود به مصر مراجعت میکنم و یقین دارم که فرعون خواهد گفت که سربازان را مرخص نمایم ولی من آنها را مرخص نخواهم کرد.

    برای اینکه در تمام مصر فقط یک قشون جنگ دیده و آزموده وجود دارد و آنهم قشون من است.

    گفتم (هورم هب) آیا تصور میکنی که مصر احتیاج به قشون داشته باشد زیرا مصر به قدری قوی و ثروتمند است که دشمن ندارد تا اینکه مجبور شود یک قشون جنگ دیده را نگاهداری نماید.

    (هورم هب) گفت مملکتی مثل مصر که ده ها پادشاه سوریه تحت الحمایه او هستند احتیاج به یک قشون قوی دارد که بین سلاطین صلح را حفظ کند .

    و من به تازگی شنیده ام که پادشاه کشور (آمورو) در سوریه مشغول جمع آوری اسب و ساختن ارابه جنگی میباشد و معلوم میشود که خیال دارد یاغی شود.


    زندگی نامه سینوهه

  8. تشكرها 2


  9. #215
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( برگشت به ازمیر )


    گفتم من این پادشاه را می شناسم برای اینکه درگذشته دندانهای او را معالجه کردم و وی کنیز زیبای مرا دید و به وی علاقه مند شد و من کنیز را به او دادم و خود بی زن ماندم.

    (هورم هب) گفت (سینوهه) آیا تو حاضر هستی که به من کمک کنی یعنی برای من یک مسافرت بزرگ را به انجام برسانی و در عوض هر قدر زر بخواهی به تو خواهم داد.

    گفتم برای چه میل داری که من مسافرت کنم؟

    (هورم هب) گفت تو مردی هستی طبیب و آزاد و میتوانی به همه جا بروی و چون پزشک میباشی همه به تو اعتماد دارند و من میدانم که در سرزمین هاتی و بابل برای اطبای مصری خیلی قائل به احترام میباشند.

    من چون فرمانده قشون مصر هستم باید بدانم که اسلحه جنگی ملل دیگر و بخصوص هاتی ها و بابلی ها چگونه است.

    راجع به اسلحه جنگی هاتی ها و بابلی ها خبرهای وحشت آور به من میرسد.



    زندگی نامه سینوهه

  10. تشكرها 3


  11. #216
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( برگشت به ازمیر )



    از جمله شنیده ام که هاتی ها نیزه ها و شمشیرهای خود را با یک فلز تیره رنگ میسازند که نام آن آهن است و کسی نمیداند که آنها این فلز را از کجا بدست آورده اند.

    ولی از شمشیرها و نیزه های آنها خطرناک تر ، ارابه های جنگی آنان میباشد و شنیده ام آنها ارابه های جنگی خود را با همین فلز تیره رنگ میسازند .

    و بقدری این ارابه ها محکم است که وقتی به ارابه های مسین ما میخورد آن را مثل چوب در هم می شکند و برای کسب اطلاع در خصوص این فلز و اسلحه ملل دیگر و ارابه های آنها
    کسی شایسته تر از تو نیست.

    زیرا تو چون طبیب هستی و همه جا میروی و نظر به اینکه زبان بین المللی بابلی را میدانی میتوانی با همه حرف بزنی .

    و هیچکس تصور نمی نماید که تو جاسوس نظامی میباشی برای اینکه کسی انتظار ندارد که یک طبیب از مسائل نظامی اطلاع داشته باشد .

    از اینها گذشته تو مردی باهوش و عاقل هستی و می فهمی چه نوع اطلاع برای من قابل استفاده است .

    در صورتیکه دیگران بی شعور میباشند و وقتی فرعون آنها را برای کسب اطلاع میفرستد فقط در خصوص ریش پادشاه بابل و زنهای او اطلاعاتی برای فرعون می آورند.



    زندگی نامه سینوهه

  12. تشكرها 3


  13. #217
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( برگشت به ازمیر )



    ولی تو میتوانی در کشورهای دیگر کسب اطلاع کنی که چند نفر سرباز دارند و اسلحه سربازان چیست و آهن چه میباشد و چگونه بدست می آید و آیا ساختگی است یا اینکه مثل مس از زمین تحصیل میشود.

    و تو میتوانی بفهمی که قدرت جنگی ملل دیگر چقدر است و بعد از کسب اطلاعات مزبور در مصر به من ملحق خواهی شد و آنچه دانسته ای به من خواهی گفت.

    گفتم (هورم هب) من دیگر به مصر مراجعت نخواهم کرد.

    (هورم هب) گفت اشتباه میکنی کسی که آب نیل را خورد نمیتواند از مصر دل برکند و این گفته تو در گوش من مانند وزوز مگس بدون اهمیت است.

    چون میدانم که بطور حتم روزی به مصر مراجعت خواهی کرد .

    و من فکر میکنم که اگر تو موافقت کنی که راجع به سلاطین و ارتشها و اسلحه و تمرینهای نظامی ملل دیگر برای من کسب اطلاع بکنی من از اطلاعات تو بسیار استفاده خواهم کرد.



    زندگی نامه سینوهه

  14. تشكرها 3


  15. #218
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( بازگشت به ازمیر )



    زیرا من امیدوارم که در آینده بتوانم از این اطلاعات برای توسعه کشور مصر و مطیع کردن سلاطین دیگر بهره مند شوم .

    امروز مصر مقام و مرتبه ای را که باید دارا باشد ندارد در صورتیکه ملت مصر برگزیده ترین ملت جهان است .

    خدایان ملت مصر را برای این بر سایر ملل برتری داده اند که فرمانروای آنها باشند ولی خود مصریها از روی تنبلی نمیخواهند که از این مزیت استفاده نمایند.

    و فرعون ما بجای این که قشون به کشورهای دیگر بکشد بر اثر وسوسه و تلقین یک خدای موهوم دم از صلح و عشق به همنوع میزند.

    وقتی (هورم هب) این حرفها را میزد من نظری دقیق به او انداختم و حس کردم که وی در نظرم بزرگ شده است.

    زیرا تا کسی دارای استعداد بزرگی نباشد دارای این افکار نمیشود و همه چیز ما زائیدۀ اندیشه میباشد و کسی که اندیشه بزرگ دارد و حاضر است که فکر خود را به موقع اجراء بگذارد یک مرد بزرگ میباشد.



    زندگی نامه سینوهه

  16. تشكرها 3


  17. #219
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( هورم هب )



    این بود که به او گفتم (هورم هب) تا امروز من تو را فقط یک مرد جنگی لایق میدانستم و تصور نمیکردم استعداد اداره کشور را داشته باشی ولی امروز در تو استعدادی میبینم که شاید فرعون ندارد.

    (هورم هب) گفت آیا حاضر هستی که مرا آقای خود بدانی؟ و مقدرات زندگی خود را وابسته به مقدرات من بکنی؟

    گفتم بلی حاضرم (هورم هب) گفت (سینوهه) تو از امروز به بعد در کشورهای دیگر چشم و گوش من خواهی بود و من بوسیله تو از وضع ممالک بیگانه مطلع خواهم گردید.

    و اگر من ترقی کردم و به جاهای بزرگ رسیدم تو را در سعادت و موفقیت خود شریک خواهم نمود .

    و اگر ترقی نکردم و برعکس تنزل نمودم تو ضرر نخواهی کرد زیرا مثل سابق طبیب خواهی بود.

    و میتوانی که بوسیله طبابت زر و سیم تحصیل کنی و آقائی من و نوکری تو برای تو ممکن است فواید بزرگ داشته باشد ولی ضرر نخواهد داشت.


    زندگی نامه سینوهه


  18. #220
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( بازگشت به ازمیر )



    آن وقت (هورم هب) مقداری زیاد طلا خیلی بیش از آنچه من انتظار داشتم به من داد و یک عده سرباز را مامور کرد که مرا به ازمیر برسانند تا اینکه در راه کسی ثروت مرا به یغما نبرد.

    وقتی وارد ازمیر شدم طلا ی خود را به چند شرکت دادم و در عوض الواح خاک رست (خاک رس) که در آتش پخته شده بود گرفتم .

    و روی آن الواح طلائی که من به هر شرکت داده بودم نوشته شده بود و جز خود من کسی نمیتوانست طلای مزبور را در بابل یا کشور هاتی ها وصول کند .

    و لذا اگر دزدها الواح مزبور را در راه از من می دزدیدند برای آنها ارزش نداشت .

    و من هم ضرر نمینمودم زیرا میتوانستم برگردم و الواحی دیگر از شرکتها بگیرم.

    من تصور میکنم که یکی از مزایای بزرگ عصر ما نسبت به اعصار وحشی گری همین است که ما میتوانیم مقداری فراوان طلا را به شکل یک لوح خاک رست حمل کنیم .

    و مجبور نیستیم که خود طلا را حمل نمائیم تا اینکه دیگ طمع دزدها به جوش بیاید و آنچه داریم و عموماٌ ثمرۀ یک عمر صرفه جویی میباشد از ما بگیرند.



    زندگی نامه سینوهه


صفحه 22 از 43 نخستنخست ... 1218192021222324252632 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

sinohe pezeshke saltanatiye fero'nha, قدیمی, منجمین ، پیش گویی, مسافرت ، طولانی, معبد ایشتار, هورم هب آشنای قدیمی, ورود به شهر سوریه, یک بیماری ساری و ناشناس, کاپتا غلام یک چشم من, کشتی, گوی, گریه آورترین واقعه جوانی من ، غلام من, پاتور سرشکاف سلطنتی ، تحصیل در دالحیات, پادشاه آمورو, پرستش گاو, پرستش خدای احد و واحد, پزشک فرعون, zendegi nameye sinohe, آشنا, اورشلیم, ابن الحمار, اختراع سینوهه ، اختراع دندان مصنوعی, ارتش, ازمیر, بورابورباش ، مینا ، کنیز, بابل ٍ ملاقات, بابل ، پادشاه ، حرم, برودت, تخم مرغ, جنگ ، با خبیری ها, جشن ، دروغ, جشن ، روز ، دروغگویی, حالت تهوع, حالت تهوع در کشتی, ختنه ، بابل, خدا, خدای آمون ، خدای بعل, خدای تموز, خدای عجیب برای مصری ها, خروج از طبس ، گوی فرعون ها, خرید و فروش کنیز ، کنیز از سرزمین آدم خور ها, زندگی نامه سینوهه, زندگی نامه سینوهه ، سرشکاف فرعون, زندگی در سوریه, سفر با کشتی ، خدایان مصر, سینوهه پزشک فقرا شد ، مومیایی کردن فرعون, سربازان ، الاغ سینوهه, صلیب ، نماد صلح, غده ، جراحی نمایش برچسب‌ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •