زندگی نامه سینوهه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی نامه سینوهه
صفحه 23 از 43 نخستنخست ... 1319202122232425262733 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 425
  1. #221
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )



    اکنون قبل از اینکه بگویم که در کشورهای دیگر چه دیدم میل دارم تذکر بدهم که دوره مسافرت طولانی من یکی از بهترین ایام عمر من بود و میدانم که دیگر آن ایام را نخواهم دید.

    زیرا در آن موقع جوان و قوی بودم و آفتاب در نظرم بیشتر روشنائی داشت و نسیم در شامه من مطبوع تر محسوس میشد و زنها را زیباتر مشاهده مینمودم.

    آفتاب و نسیم و زنها فرق نمی کنند ولی در دوره پیری انسان آنها را طور دیگر می بیند.

    وقتی که من شروع به مسافرت کردم چهل سال بود که دنیا در حال صلح به سر میبرد و در همه جا کاروانها، به آزادی رفت و آمد میکردند و کشتیها در سط ها و دریاها بدون خطر راهزنان، بحر پیمائی مینمودند.

    در آن کشورها زارعین بر اثر دوام صلح از مزارع خود محصولات فراوان بر میداشتند و تسلیم مالکین می نمودند و همه جا نیل آسمانی به جای نیل زمینی مصر مزارع را سیراب مینمود.


    زندگی نامه سینوهه

  2. تشكرها 2


  3. #222
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )



    گاوها و گوسفندان در مرتع ها می چریدند و چوپان ها به چوبهای بلند تکیه میدادند تا اینکه برای گوسفندها نی بنوازند و آنها هم به دقت گوش میکردند.

    از درختهای انگور محصول فراوان بدست می آمد و درختهای میوه زیر بار خم میشد و از بالای تمام معبدها ستونهای دود به آسمان میرفتند زیرا در تمام معبدها گاوها و گوسفندهای قربانی را طبخ مینمودند.

    همه چیز جریان عادی خود را طی میکرد یعنی ثروتمندان سال به سال غنی تر و فقرا سال به سال فقیرتر میشدند.

    زیرا خدایان اینطور مقدر نموده اند که هر سال بر ثروت اغنیا افزوده شود و فقرا بعد از هر سال جدید خود را فقیرتر از سال قبل ببینند.

    من تصور میکنم که در آن موقع خدایان هم مانند اغنیاء و کاهنین سالم و فربه بودند و روزگار را به خوشی میگذرانیدند .

    زیرا صلح وقتی در زمین برقرار بود کار خدایان کم میشود و میتوانند بیشتر اوقات را صرف استراحت و خوشی نمایند.



    زندگی نامه سینوهه

  4. تشكرها 2


  5. #223
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )


    امروز من حسرت آن روزگار را نمیخورم زیرا حسرت خوردن کار یک مرد عاقل و جهاندیده نیست .

    و با حسرت نمیتوان اوضاع گذشته را برگردانید به خصوص اگر قابل برگردانیدن نباشد زیرا کسی قادر نیست که عمر جوانی را اعاده دهد.

    قبل از اینکه شروع به مسافرت کنم به طوری که گفتم به ازمیر مراجعت کردم و (کاپتا) غلام من همینکه مرا دید به طرف من دوید و اشک شادی از یگانه چشم او روانه شد .

    و گفت امروز مبارک ترین روزهای عمر من می باشد برای اینکه می بینم تو به خانه مراجعت کرده ای.

    من تصورم می کردم که در جنگ به قتل رسیدی و من دیگر تو را نخواهم دید و متاسف بودم که لاشه تو چه خواهد شد و که آن را مومیائی خواهد کرد.

    ولی به خود میگفتم چون تو مرده ای تمام ثروت تو در شرکتهای کشتیرانی به من خواهد رسید.



    زندگی نامه سینوهه

  6. تشكرها 2


  7. #224
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )


    امروز که برگشته ای از مراجعت تو خوشحالم زیرا بدون تو ولو ثروتمند میشدم مانند گوسفندی بودم که صاحب خود را گم کرده و حال آنکه امروز چون یک گوسفند صاحب دار میباشم.

    در غیاب تو من بیش از آنچه در حضور تو دزدی میکردم سرقت نکردم و خیلی سعی نمودم که خانه تو بدون عیب باقی بماند .

    و اموالت تفریط نشود بطوریکه تو امروز که مراجعت کرده ای مانند روزی که از اینجا رفتی دارای یک خانه مرتب میباشی.

    بعد آب آورد و پای مرا شست و آب روی صورتم ریخت و همچنان حرف میزد.

    من به او گفتم اینقدر حرف نزن و در عوض برو وسائل مسافرت را فراهم کن زیرا من قصد دارم که به یک سفر طولانی بروم.



    زندگی نامه سینوهه

  8. تشكرها 2


  9. #225
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )

    وقتی (کاپتا) شنید که من قصد مسافرت دارم به گریه افتاد و خدایان را ملامت کرد که او را بوجود آوردند .

    و گفت نمیدانم برای چه من در این دنیا بوجود آمده ام که نباید هرگز برای مدتی طولانی سعادتمند باشم.

    من بسیار زحمت کشیدم تا اینکه خود را فربه کردم و اینک که تو میخواهی این زندگی راحت را رها کنی و بروی من که مجبورم با تو بیایم لاغر خواهم شد.

    گفتم که تو مجبور نیستی که با من بیائی و میتوانی همینجا بمانی.

    (کاپتا) گفت اگر مسافرت تو یکی دو ماه طول میکشید من در اینجا میماندم ولی چون میخواهی به یک سفر طولانی بروی مجبورم که با تو راه بیافتم.

    زیرا اگر من با تو نباشم و تو را راهنمائی نکنم تو مانند یک گوساله خواهی بود که دزدی دو پای او را بسته و روی دوش نهاده که ببرد و گوساله قادر به مقاومت نیست.

    یا مثل کسی هستی که چشمهای او را بسته اند و قدرت راه یابی ندارد و در هر قدم به زمین میخورد اگر من با تو نباشم هر کس بقدر توانائی خود از زر و سیم و اموال دیگر تو را خواهد دزدید .

    در صورتیکه اگر من با تو باشم فقط من، به تنهائی از تو سرقت میکنم و سرقت من بهتر از دزدی دیگران است زیرا دیگران هنگام دزدی از اموال تو هیچ ملاحظه ای نمی کنند .

    در صورتیکه من به نسبت دارائی تو میدزدم و پیوسته قسمت اعظم اموال تو را برای خودت میگذارم.

    آیا بهتر نیست که همینجا در ازمیر در خانه خود بمانیم و غذاهای لذیذمان را بخوریم و از زر و سیم خویش استفاده نمائیم و گرفتار زحمات و مخاطرات سفر نشویم.



    زندگی نامه سینوهه

  10. تشكرها 2


  11. #226
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )


    (کاپتا) بر اثر مرور زمان طوری وقیح شده بود که تصور میکرد که با من شریک است و از (خانه م ) و (از غذای ما) و (زر و سیم ما) صحبت میکرد.

    من برای این که به خاطرش بیاورم که وی غلام من میباشد نه شریک اموالم و هم برای این که گریه او علتی واقعی داشته باشد عصا را بلند کردم و چند ضربت محکم به پشت و کتف او کوبیدم.

    و گفتم (کاپتا) تو با این ولع که برای سرقت داری روزی به دار آویخته خواهی شد و خواهم دید که تو را سرنگون مصلوب کرده اند.

    (کاپتا) بالاخره راضی شد که تن به مسافرت در دهد و وسائل سفر را فراهم کردیم و براه افتادیم.

    اگر (کاپتا) با من نبود من از راه دریا خود را از ازمیر به لبنان میرسانیدم .

    ولی (کاپتا) می گفت که اگر وی را بقتل برسانم بهتر از این است که سوار کشتی شود.



    زندگی نامه سینوهه

  12. تشكرها 2


  13. #227
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )



    من سوار یک تخت روان شدم ولی برای (کاپتا) یک الاغ خریداری کردم.

    و چون (کاپتا) زخمی در قسمت خلفی بدن داشت از سواری بر الاغ مینالید و قسمتی از راه را پیاده طی میکرد و می گفت که پیاده رفتن بهتر از سواری بر الاغ است.

    وقتی به لبنان رسیدیم من در آنجا درخت های مرتفع سدر را دیدم و آن درخت ها بقدری بلند می باشد که اگر اوصاف آن را بگویم هیچ کس در مصر باور نمی کند و بهمین جهت صرف نظر می نمایم.

    و از جنگل درخت های صدر بوئی خوش به مشام میرسد و جوی های آب زلال در جنگل روان بود .

    و من بخود گفتم در سرزمینی که این قدر زیبا و خوش بو میباشد هیچ کس بدبخت نیست.



    زندگی نامه سینوهه

  14. تشكرها 2


  15. #228
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )



    تا به جائی رسیدیم که غلامان مشغول قطع تنه درخت های سدر بودند و آنها را بدوش میکشیدند .

    و از جاده های کوهستانی پائین میبردند تا به لب دریا برسانند که به کشتی حمل شود.

    وقتی من اندام مجروح غلامان مزبور را که مگس ها روی آن نشسته بودند دیدم، متوجه شدم که در آن سرزمین زیبا و معطر هم تیره بختان فراوان هستند.

    بعد از لبنان خارج گردیدم و راه کشور میتانی را پیش گرفتم.

    در میتانی کاپتا خیلی ابراز مسرت میکرد زیرا از روزی که وارد کشور مزبور شدیم مردم به خوبی از ما پذیرائی میکردند .

    و چون میدانستند که کاپتا غلام من است غذاهای لذیذ به او میخورانیدند و کاپتا می گفت خوب است که هرگز از این کشور نرویم و پیوسته در اینجا باشیم .

    ولی من که برای تحصیل اطلاعات نظامی آمده بودم نمیتوانستم در آنجا توقف کنم و می باید بعد از بدست آوردن اطلاعات نظامی به بابل بروم.




    زندگی نامه سینوهه

  16. تشكرها 2


  17. #229
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )


    در میتانی چیزی که بیش از همه توجه ما را جلب کرد زیبائی زنها بود .

    زنها همه بلند قامت و قوی و قشنگ بودند و همین که دانستند که من یک طبیب مصری هستم نزد من می آمدند و از برودت شوهران خود شکایت میکردند.

    و می گفتند که شوهران ما نمیتوانند که همه شب با ما تفریح کنند و این موضوع باعث افسردگی ما میشود.

    من دیدیم که پوست بدن زنها به قدری سفید است که عبور خون به رنگ آبی درون رگهای آنها زیر پوست دیده میشود.

    اطبای مصر از قدیم برای معالجه عارضه برودت شوهرها معروفیت داشته اند و در هیچ کشور بقدر مصر جهت رفع این عارضه مهارت ندارند .

    و من هر دفعه که داروئی برای یکی از زنها تجویز میکردم که به شوهر بخوراند.



    زندگی نامه سینوهه

  18. تشكرها 2


  19. #230
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مسافرت طولانی من )



    می فهمیدم که نتیجه نیکو گرفته شده و زن بعد از چند روز می آمد و تشکر میکرد و میگفت که شوهر وی میتواند که همه شب با وی تفریح نماید .

    ولی نمیتوانم بگویم که آیا زنها بعد از این که دارو را از من میگرفتند به شوهران خود می خورانیدند یا به عشاق .

    چون در میتانی زنها عادت کرده اند که علاوه بر شوهر با مردی دیگر نیز محشور باشند .

    من دیدم با اینکه زنها بلند قامت و زیبا هستند به ندرت اولاد دارند و فهمیدم که خدایان ملت میتانی را مورد غضب قرار داده اند.

    زیرا وقتی که اطفال بوجود نیامدند به زودی اکثریت ملت را پیرمردان و پیرزنان تشکیل میدهند و آن ملت معدوم میشود .

    با این که معالجه برودت شوهرها به نسبت زیاد سبب شهرت من شد، معالجه یکی از توانگران سالخورده میتانی موفقیت مرا تکمیل کرد.

    آن مرد پیرمردی بود ثروتمند که از دردسر مینالید و میگفت که پیوسته در گوش های خود صدائی مانند صدای رعد میشنود و اظهار میداشت که به تمام اطبای میتانی مراجعه کرده ولی نتوانسته اند که او را معالجه نمایند.

    روزی من به او گفتم که به منزل من بیاید تا این که سرش را مورد معاینه قرار بدهم و بعد از این که آمد وی را نشانیدم و با انگشت روی قسمت های مختلف سرش زدم و گفت هیچ جای سرم درد نمیکند



    زندگی نامه سینوهه

  20. تشكرها 2


صفحه 23 از 43 نخستنخست ... 1319202122232425262733 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

sinohe pezeshke saltanatiye fero'nha, قدیمی, منجمین ، پیش گویی, مسافرت ، طولانی, معبد ایشتار, هورم هب آشنای قدیمی, ورود به شهر سوریه, یک بیماری ساری و ناشناس, کاپتا غلام یک چشم من, کشتی, گوی, گریه آورترین واقعه جوانی من ، غلام من, پاتور سرشکاف سلطنتی ، تحصیل در دالحیات, پادشاه آمورو, پرستش گاو, پرستش خدای احد و واحد, پزشک فرعون, zendegi nameye sinohe, آشنا, اورشلیم, ابن الحمار, اختراع سینوهه ، اختراع دندان مصنوعی, ارتش, ازمیر, بورابورباش ، مینا ، کنیز, بابل ٍ ملاقات, بابل ، پادشاه ، حرم, برودت, تخم مرغ, جنگ ، با خبیری ها, جشن ، دروغ, جشن ، روز ، دروغگویی, حالت تهوع, حالت تهوع در کشتی, ختنه ، بابل, خدا, خدای آمون ، خدای بعل, خدای تموز, خدای عجیب برای مصری ها, خروج از طبس ، گوی فرعون ها, خرید و فروش کنیز ، کنیز از سرزمین آدم خور ها, زندگی نامه سینوهه, زندگی نامه سینوهه ، سرشکاف فرعون, زندگی در سوریه, سفر با کشتی ، خدایان مصر, سینوهه پزشک فقرا شد ، مومیایی کردن فرعون, سربازان ، الاغ سینوهه, صلیب ، نماد صلح, غده ، جراحی نمایش برچسب‌ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •