زندگی نامه سینوهه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی نامه سینوهه
صفحه 37 از 43 نخستنخست ... 27333435363738394041 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 361 تا 370 , از مجموع 425
  1. #361
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    ولی (کاپتا) نمیتوانست از ظرف سفالین که یک خمره کوچک بود بیرون بیاید و من کمک کردم تا اینکه از ظرف خارج شد.

    و برای اینکه شراب از عروق او خارج شود به وی مسهل خورانیدم زیرا داروی موثر از بین بردن مستی پس از اینکه شرابخوار از خواب طولانی بیدار میشود مسهل است.

    و چون غلام من علاوه بر مستی شراب گرفتار نشئه تریاک هم شده بود برای اینکه او را از اثر تریاک برهانم طنابی به کمرش بستم و او را در آب رودخانه انداختم.

    غلام من بعد از اینکه خاصیت دارو آشکار شد از مستی شراب زودتر رهید.

    و گفت دیگر احساس سر درد نمی کنم ولی مثل اینکه هنوز درست از خواب بیدار نشده ام چون میل دارم که بخواب بروم.



    زندگی نامه سینوهه


  2. #362
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    فهمیدم که میل او بخوابیدن بر اثر نشئه تریاک است که زود از بین نمیرود و مدتی ادامه دارد .

    و به او گفتم روز دیگر تو هیچ یک از ناراحتی های امروز را احساس نخواهی کرد و به کلی معالجه خواهی شد.

    و چون بر اثر تنبیه این زن که می بینی و همچنین ناراحتی های ناشی از تجویزهای من بقدر کافی تنبیه شده ای من جسارت تو را عفو میکنم.

    (کاپتا) گفت مگر من نسبت به تو جسارت کرده ام؟

    گفتم بلی و تو دیروز بر اثر نوشیدن شراب و مسخره بازی دیگران و اینکه ترا آلت مسخره کرده بودند طوری جسور شدی که دو مرتبه نسبت بمن بی ادبی کردی.

    لیکن برای اینکه بدانی فرق بین یک خداوند و یک بنده چقدر است من تو را می بخشم.

    ولی بدان که هرگاه من دیروز در غروب آفتاب تو را از مرگ نمی رهانیدم ،

    اینک تو درون این خمره کوچک کنار خمر ه های دیگر در سرداب کاخ پادشاه بابل بودی لیکن جان نداشتی زیرا (بورابوریاش) تو را بقتل می رسانید.



    زندگی نامه سینوهه


  3. #363
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض








    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    آن وقت واقعه دیروز را به تفضیل برای او بیان کردم و (کاپتا) باور نمیکرد و تصور می نمود که من دروغ میگویم.

    لیکن حضور (مینا) او را وادار نمود هر چه من میگویم باور کند.

    پس از اینکه به او فهمانیدم که دیروز چه خطری او را تهدید میکرده گفتم با اینکه ما از بابل گریختیم لیکن هنوز آن قدر از شهر مذکور دور نشده ایم که خود را در امنیت ببینیم .

    و اگر پادشاه بابل ما را دستگیر کند سرنگون از دیوار بابل به دار آویخته خواهیم شد.

    پاروزنان این زورق هم گریخته اند و ما نمیتوانیم که بوسیله آنها زورق را برانیم و خود را به سرزمین (میتانی) برسانیم .

    و تو که غلام من هستی اکنون باید چاره ای بیاندیشی که ما زودتر از مجاورت بابل دور شویم.

    و چون ما از غروب دیروز تا امروز چیزی نخورده ایم احتیاج به غذا داریم و برو از این قریه که از دور دیده میشود برای ما غذا خریداری کن.

    و بیاور و هنگام رفتن و مراجعت عقل خود را به کار بینداز که ما چگونه می توانیم بگریزیم و جان خود را از خشم (بورابوریاش) نجات بدهیم.



    زندگی نامه سینوهه


  4. #364
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    (کاپتا) با دو حلقه مس رفت و در حالی که باری بدوش نهاده بود مراجعت کرد و من دیدم که دو کوزه آشامیدنی و مقداری غذا در بار او وجود دارد.

    گفتم (کاپتا) آیا فکر کردی چه باید بکنیم؟

    (کاپتا) گفت بلی ارباب من هنگامی که من از اینجا برای خرید غذا میرفت فکر کردم و در مراجعت هم فکر نمودم .

    فهمیدم که من دیروز خواب نمی دیدم و آنچه مشاهده میکردم در بیداری اتفاق افتاده و لذا شراب گناهی ندارد.

    زیرا مشاهدات من ناشی از مستی نبود و من خطا کردم که امروز توبه نمودم که دیگر شراب ننوشم.

    (کاپتا) این را گفت و بدون اینکه منتظر اجازه من باشد یکی از کوزه ها را برداشت و شروع به نوشیدن شراب کرد .

    و لحظه لحظه برای تازه کردن نفس دهان از کوزه بر میداشت و بر خدایان مصر حتی خدایان بابل درود میفرستاد .

    و بعد از اینکه آنقدر نوشید که دیگر نمی توانست شرابی بیشتر در شکم جا بدهد کوزه نیمه خالی را زیر نیمکت زورق که مکانی خنک بود نهاد و کف زورق دراز کشید و خوابید.



    زندگی نامه سینوهه


  5. #365
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    من طوری از این حرکت به خشم در آمدم که خواستم با یکی از پاروهای زورق او را بزنم و مجازات کنم.

    ولی (مینا) مخالفت کرد و گفت غلام تو کاری عاقلانه کرد و ما هم باید از او سر مشق بگیریم .

    و شراب بنوشیم تا اینکه به نشاط بیائیم زیرا امروز روزی خوش است و (بورابوریاش) هر روز هم وسیله داشته باشد،

    باری امروز قادر به دستگیری ما نخواهد بود.

    و ما باید از این روز بهار که گندمها کنار رودخانه سبز است و لک لک ها به صدا در آمده اند،

    و مرغابیها با گردنهای بلند در آسمان پرواز می کنند که بروند و لانه بسازند و تخم بگذارند استفاده نمائیم .

    چون شاید روزی دیگر که این اندازه خوش و با صفا باشد نصیب ما نشود.



    زندگی نامه سینوهه


  6. #366
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    این حرف در من اثری زیاد کرد.

    و گفتم (مینا) هنگامی که من در بابل برای دیدار منجمین ببرج آنها میرفتم از آنها میشنیدم که سرنوشت انسان از طرف ستارگان معلوم خواهد شد ،

    و ما نخواهیم توانست که سرنوشت خود را تغییر بدهیم و لذا من پیشنهاد تو را می پذیرم و امروز را در این نقطه به خوشی خواهیم گذرانید .

    و چون هوا گرم شده خوب است وارد آب شویم و بدن را خنک نمائیم.

    لباس از تن کندیم و در رودخانه شنا نمودیم و پس از خنک شدن به زورق برگشتیم و غذا خوردیم و شراب نوشیدیم .

    و (مینا) برای اینکه به من نشان بدهد که برای خدای خود چگونه میرقصد کف زورق رقصید .

    و من به او گفتم (مینا) بیش از این نرقص.

    زن پرسید برای چه بیش از این نرقصم گفتم تو زیبا هستی و هنگام رقص زیباتر میشوی .

    و وقتی با نگاه خود که مثل پرتو ماه روی آب رودخانه است به من نظر میاندازی من احساس بی تابی میکنم.



    زندگی نامه سینوهه


  7. #367
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )


    (در زبان فارسی آن هم موقع روز نگاه زن را تشبیه به پرتو ماه روی رودخانه نمیکنند ولی در این کتاب تمام تشبیهات و همچنین سبک بیان مطالب مصری زیرا نویسنده تمام حوادث و مطالب خود را از تاریخ گرفته و لذا خوانندگان نباید بر مترجم خرده بگیرند که چرا نگاه مینا را تشبیه به پرتو ماه روی رودخانه وصف کرده است ).

    ولی من نمیخواهم به زنی بگویم که او خواهر من است زیرا یک مرتبه زنی را خواهر خود کردم و او طوری مرا بدبخت نمود که هیچ طبیب مصری تا امروز آن قدر بدبخت نشده است.

    (مینا)
    گفت معلوم میشود که در کشور تو زنها مردها را فریب میدهند و آنها را بدبخت میکنند.

    ولی من قصد ندارم که تو را فریب بدهم و بدبخت کنم و خدای من هم گفته که من نباید خود را به مردها تسلیم نمایم مگر وقتی که یک مرد را بپسندم .

    و من هنوز مردی را برای اینکه بتوانم با او تفریح کنم نپسندیده ام ولی بگو بدانم زنی که تو را بدبخت کرد اهل کدام کشور بود و چگونه تو را بدبخت نمود.



    زندگی نامه سینوهه

  8. #368
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    گفتم او برای اینکه خواهر من بشود تمام هستی مرا از دستم گرفت و حتی مرا وادار نمود که قبر پدر و مادرم را بفروشم و من والدین خود را نتوانستم در قبر آنها دفن کنم.

    (مینا) گفت آیا منظور تو از خواهر شدن این است که میخواستی از آن زن متمتع شوی؟

    گفتم بلی (مینا) گفت آیا او برای اینکه تو را از خود متمتع کند هر چه داشتی از تو گرفت و تو را وادار نمود که قبر والدین خود را بفروشی.

    گفتم بلی (مینا) گفت این روش مخصوص آن زن بود یا اینکه در کشور شما تمام زنها اینطور هستند و برای اینکه مردی را از خود بهره مند کنند هرچه دارد از او میگیرند.

    گفتم زنهای دیگر هم برای اینکه مردی از آنها بهره مند شود چیزی از مرد میگیرند و در مصر هیچ زن بدون دریافت چیزی همسر یک مرد نمیشود.



    زندگی نامه سینوهه

  9. #369
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    (مینا) گفت این یک رسم وحشیانه است و اگر من درست فهمیده باشم در مصر هر مرد که میخواهد زن بگیرد باید زر و سیم بدهد.

    و مثل کنیز زن را خریداری کند وگرنه از زن بهره مند نخواهد شد.

    گفتم همین طور است ولی مقدار زر و سیم فرق میکند و آدمهائی که غنی ترند برای خریداری زن بیشتر زر و سیم میدهند .

    (مینا) گفت در این صورت نباید حیرت کرد چرا تمام زنهای خود فروش از مصر مییند.

    زیرا در جائی که زناشوئی بسته به فلزات باشد و تا مرد فلز ندهد نمیتواند زن بگیرد و تا زن فلز دریافت ننماید شوهری را اختیار نمی کند.

    دیگر زن و مرد به یکدیگر علاقه مند نمیشوند و فقط به فلز علاقه پیدا میکنند و هر کس بیشتر فلز بدهد جگر خود را به او تفویض مینمایند .

    ولی من از سرزمینی هستم که در آنجا زن و مرد برای فلز با یکدیگر آمیزش نمیکنند .

    و چیزهائی را که خدایان به رایگان به آنها داده اند در معرض فروش نمی گذارند .

    و در کشور ما هرگز شنیده نشده زنی برای اینکه مردی را از خود بهره مند کند او را از هستی بیندازد و حتی قبر پدر و مادرش را بگیرد.




    زندگی نامه سینوهه


  10. #370
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    در آنجا زن و مرد همین که یکدیگر را پسندیدند زن و شوهر میشوند و نه زن از مرد چیزی میخواهد و نه مرد از زن .

    و من اگر خود را وقف خدای خویش نمیکردم هر مرد را که می پسندیدم به شوهری انتخاب مینمودم .

    و امروز هم که خود را وقف خدا کرده ام باز میتوانم مردی را که می پسندم به شوهری انتخاب کنم ،

    مشروط بر اینکه دوشیزگی خود را به خدای خویش تقدیم و بعد شوهر نمایم.

    گفتم (مینا) دنیا وسیع است و در این جهان خدایان بسیار وجود دارند.

    و بقدری شماره خدایان زیاد است که هنوز کسی پیدا نشده که بتواند نام آنها را بخاطر بسپارد.

    و هر دوره مردم از بیم خدایانی جدید بوجود می آورند و آنها را میپرستند و لذا تو میتوانی از خدای خود صرف نظر کنی.

    و با من به کشوری بیائی که در آنجا خدای تو قدرتی ندارد و خدایان دیگر آنجا هستند که تو را مجبور نمیکنند که دوشیزگی خود را به آنها تقدیم کنی.

    و در آنجا تو خواهر من خواهی شد یعنی زن من میشوی.



    زندگی نامه سینوهه


صفحه 37 از 43 نخستنخست ... 27333435363738394041 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

sinohe pezeshke saltanatiye fero'nha, قدیمی, منجمین ، پیش گویی, مسافرت ، طولانی, معبد ایشتار, هورم هب آشنای قدیمی, ورود به شهر سوریه, یک بیماری ساری و ناشناس, کاپتا غلام یک چشم من, کشتی, گوی, گریه آورترین واقعه جوانی من ، غلام من, پاتور سرشکاف سلطنتی ، تحصیل در دالحیات, پادشاه آمورو, پرستش گاو, پرستش خدای احد و واحد, پزشک فرعون, zendegi nameye sinohe, آشنا, اورشلیم, ابن الحمار, اختراع سینوهه ، اختراع دندان مصنوعی, ارتش, ازمیر, بورابورباش ، مینا ، کنیز, بابل ٍ ملاقات, بابل ، پادشاه ، حرم, برودت, تخم مرغ, جنگ ، با خبیری ها, جشن ، دروغ, جشن ، روز ، دروغگویی, حالت تهوع, حالت تهوع در کشتی, ختنه ، بابل, خدا, خدای آمون ، خدای بعل, خدای تموز, خدای عجیب برای مصری ها, خروج از طبس ، گوی فرعون ها, خرید و فروش کنیز ، کنیز از سرزمین آدم خور ها, زندگی نامه سینوهه, زندگی نامه سینوهه ، سرشکاف فرعون, زندگی در سوریه, سفر با کشتی ، خدایان مصر, سینوهه پزشک فقرا شد ، مومیایی کردن فرعون, سربازان ، الاغ سینوهه, صلیب ، نماد صلح, غده ، جراحی نمایش برچسب‌ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •