زندگی نامه سینوهه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی نامه سینوهه
صفحه 38 از 43 نخستنخست ... 28343536373839404142 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 371 تا 380 , از مجموع 425
  1. #371
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    (مینا) گفت به هر کشور که من بروم قدرت خدای من شامل من میشود و محال است که بتوانم به نقطه ای بروم که در آنجا قدرت خدای من نباشد.

    بعد مینا به من نزدیک شد و دستم را گرفت و گفت من تو را می پسندم و حاضرم که زن تو بشوم ولی نمیتوانم که دوشیزگی خود را به تو بدهم .

    زیرا دوشیزگی من به خدایم تعلق دارد.

    گفتم (مینا) این حرف که تو میزنی مثل حرفی است که تمام زنهای جوان و زیبا میزنند.

    و هر یک برای اینکه مردی را که خواهان آنها میباشد اذیت کنند عذری میتراشند یکی میگوید من تو را دوست دارم ولی زر و سیم نداری .

    و دیگری میگوید من تو را دوست میدارم ولی چون خدای مرا نمی پرستی نمیتوانم خواهر تو باشم .

    و تو هم میگوئی حاضری خواهر من شوی ولی دوشیزگی خود را باید به خدای خود تقدیم کنی.



    زندگی نامه سینوهه


  2. #372
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    (مینا) گفت من یک زن نادان نیستم و علاوه بر زبان کشور خود زبان مصری و زبان بابلی را میدانم و میتوانم نام خود را بنویسم آن هم با سه شکل.

    من میدانم که مردم در کشورهای مختلف خدایان گوناگون را می پرستند.

    و اطلاع دارم که در تمام کشورها آنهائی که غنی هستند به خدایان خود اعتقاد ندارند .

    ولی برای دو منظور خویش را معتقد بخدایان جلوه میدهند یکی اینکه رسم و عادت اینطور است.

    و دیگر اینکه باید خود را به خدایان معتقد نشان بدهند تا اینکه بتوانند طبقات فقیر و غلامان را که معتقد به همان خدایان هستند به کار وادارند.

    و از کار آنها بیشتر ثروتمند شوند زیرا اگر طبقات فقیر و غلامان بدانند که اغنیاء به خدایان عقیده ندارند بر آنها خواهند شورید .

    و عقیده طبقات فقیر و غلامان در مصر و بابل و جاهای دیگر به خدایان بهترین وسیله مطیع نگاهداشتن آنها میباشد .

    و آنقدر که این عقیده فقرا و غلامان را مطیع اغنیاء میکند ترس شلاق و مرگ آنها را وادار به اطاعت نمی نماید.



    زندگی نامه سینوهه


  3. #373
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    من تمام اینها را میدانم لیکن چون از خردسالی مرا با عقیده به خدای خود بزرگ کرده اند و پیوسته مشغول رقص برای خدای خویش بودم،

    هیچ قوه نمیتواند اعتقادم را به آن خدا از من سلب نماید.

    و اگر تو هم مثل من از کوچکی مقابل گاوهای نر میرقصیدی و هنگام رقص از وسط شاخ های نوک تیز آنها میپریدی ،

    و با کف پا به دهان آنها که می غریدند میزدی میفهمیدی که من چه میگویم.

    و کسی که اینطور به خدای خود معتقد شد دیگر سلب عقیده نمی کند ولی یقین دارم که تو هرگز رقص دختران و پسران جوان را مقابل گاوهای نر خشمگین ندیده ای.

    گفتم من شنیده ام که در بعضی از کشورها با گاو نر بازی میکنند و مقابل گاوها میرقصند و خشم آنها را تحریک می نمایند.

    ولی فکر میکردم که اینکارها برای اینست که تماشاچیان تفریح کنند و از گفته تو معلوم است که اینکار یک علت مذهبی دارد.

    و برای این مقابل گاوهای نر میرقصند که به وظیفه مذهبی خود عمل نمایند و ما هم در کشور مصر گاو را میپرستیم.




    زندگی نامه سینوهه


  4. #374
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    لیکن گاوی که ما می پرستیم با گاوهای شما فرق دارد چون ما فقط یک گاو را می پرستیم .

    و این گاو که دارای علائم مخصوص است در هر نسل بشری یعنی در هر بیست سال یک مرتبه بوجود می آید.

    و وقتی گاوی بوجود آمد که دارای تمام علائم مشخص بود آن وقت ما میفهمیم که دارای علائم خدائی است و او را می پرستیم تا وقتی که بمیرد.

    ولی ما هرگز مقابل گاوهای نر نمی رقصیم و دوشیزگی دختران مصر را به گاوهای نر تقدیم نمیکنیم.

    در صورتی که تو میخواهی که دوشیزگی خود را به گاوها تقدیم نمائی و حال که یک جانور باید از دوشیزگی تو برخوردار شود برای چه آن را به سگ و اسب تقدیم نمیکنی؟

    مینا از این حرف طوری به غضب در آمد که دو سیلی سخت به صورت من زد و رنگش از خشم بر افروخته شد و

    و گفت ای طبیب نادان مصری راجع به چیزی که از آن اطلاع نداری حرف نزن زیرا اطلاعات تو راجع بخدای من بیش از اطلاعات یک مگس راجع به نقره و طلا نیست.






    زندگی نامه سینوهه


  5. #375
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    در حالی که صورت من از سیلی های (مینا) می سوخت دانستم که اصرار بدون فایده است .

    و (مینا) رضایت نمیدهد که خواهر من شود مگر اینکه بدواٌ دوشیزگی خود را به خدای خویش و به احتمال قوی گاوها تقدیم نماید .

    این بود که به عقب زورق رفتم و برای سرگرمی شروع به رسیدگی به داروهای خود کردم.

    (مینا) هم در قسمت جلوی زورق شروع به رقص کرد و من متوجه شدم که این رقص فقط برای عبادت به خدای او نیست ،

    بلکه تمرین میکند تا اینکه عضلات او پیوسته در فرمانش باشد.

    (مینا) طوری میرقصید که محال بود یک رقاصه عادی بتواند آن طور برقصد زیرا گاهی دو دست را کف زورق می نهاد .

    و دو پا را چنان بلند میکرد که مثل اینکه بدن او یک قطعه چوب است.

    و گاهی طوری کمر را از عقب خم می نمود که سرش بزمین میرسید بدون اینکه پاهایش از زمین جدا شود.




    زندگی نامه سینوهه


  6. #376
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    وقتی که من رقص عجیب او را برای خدایش دیدم دانستم که اصرار من در مورد (مینا) بدون فایده است.

    و کسی که این زحمات شاق را برای خدای خود تحمل مینماید حاضر نیست که خواهر من شود مگر اینکه دوشیزگی خود را بدواٌ بخدای خویش تقدیم کند.

    کسی که این اندازه به خدای خود عقیده دارد خواستن چیزی از وی که مغایر با مذهب او باشد دور از مردانگی است .

    این بود که تصمیم گرفتم که بعد از آن از وی درخواست نکنم خواهر من شود.

    (مینا) بعد از اینکه رقصید بدن خود را مالش داد و لباس پوشید و آنگاه در جلوی زورق نشست و مشغول گریه کردن شد .

    من وسائل طبی خود را رها کردم و بطرف او رفتم و با ملایمت زیاد به او گفتم (مینا) آیا تو بیمار هستی؟

    (مینا) به من جواب نداد و دستم را عقب زد و بیشتر گریه کرد .

    گفتم مینا با اینکه من خیلی به تو میل دارم مطمئن باش برای اینکه گرفتار اندوه نشوی هرگز از تو نخواهم خواست که خواهر من باشی و از من نترس.



    زندگی نامه سینوهه


  7. #377
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    (مینا)
    سر بلند کرد و با یک حرکت اشک چشمها را پاک نمود و گفت تو چقدر ابله هستی که تصور میکنی که من از تو میترسم.

    من از تو هیچ وحشت ندارم و برای تو گریه نمی کنم بلکه برای تقدیر خود گریه مینمایم که مرا از خدایم جدا کرد .

    و من اگر از خدای خود جدا نمیشدم اینطور ضعیف نمی گردیدم که نگاه یک مرد مثل تو مرا متزلزل نماید.

    من دست او را گرفتم و این مرتبه دستم را عقب نزد و صورتش را بطرف من کرد .

    و گفت (سینوهه) چون تو مرا از پادشاه بابل نجات دادی من میباید به عنوان پاداش این خدمت شریک زندگی تو می شدم ،

    لیکن اگر تو بدانی که خدای من کیست از اینکه نمیتوان پاداش به تو بدهم حیرت نمی نمائی .

    ما نباید راجع بخدای خود با خارجی ها زیاد صحبت کنیم و هر چه میدانیم به آنها بگوئیم ولی من میتوانم به تو بگویم که خدای ما خدای دریاست .

    و در یک غار واقع در کوه زندگی میکند و هر کس که وارد غار مزبور میشود گرچه میتواند از آنجا خارج گردد ولی آنقدر احساس سعادت می نماید که هرگز از آنجا خارج نخواهد شد.

    و به همین جهت تا امروز کسی از آن غار خارج نشده.



    زندگی نامه سینوهه


  8. #378
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    بعضی می گویند که خدای ما با اینکه خدای دریا می باشد شبیه به گاو است و برخی اظهار میکنند که او شبیه به آدم می باشد ولی سرش به گاو شباهت دارد.

    هر سال از بین دختران جوان که قبلاٌ رقص فرا گرفته اند دو ازده نفر را با قرعه انتخاب می نمایند.

    و هر یک از این دوازده تن در ماه یک مرتبه هنگامی که ماه در حال بدر است وارد غار خدا میشوند .

    من هم یکی از آن دوازده نفر بودم که میباید در یک شب ماهتاب وارد غار شوم،

    ولی چون مرا ربودند و مثل کنیز به پادشاه بابل فروختند نتوانستم به این سعادت بزرگ برسم.

    در تمام مدتی که من در اسارت بودم به آن غار فکر میکردم و اکنون هم در فکر آن غار و خدا هستم .

    و هیچ آرزوئی ندارم جز اینکه بروم و دوشیزگی خود را در آن غار به خدای خود تقدیم کنم ،

    اما اگر از غار بیرون آمدم زن تو خواهم شد ولی گفتم کسانی که وارد غار خدای ما میشوند طوری احساس سعادت مینمایند که هرگز از آنجا قدم بیرون نمیگذارند.




    زندگی نامه سینوهه


  9. #379
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    گفتم (مینا) اکنون من می فهمم که تو اهل جزیره کرت هستی . (جزیره کرت جزیر ه ای بزرگ در دریای مدیترانه است که در گذشته دارای تمدنی درخشان بود ).

    زیرا هنگامی که در سوریه بودم دریا پیمایانی که از جزیره کرت می آمدند می گفتند که خدای سکنه جزیره کرت در یک غار زندگی می نماید .

    و شبیه به گاو است و من حاضرم که تو را به جزیره کرت ببرم تا هر طور که میخواهی با خدای خود رفتار کنی.

    (مینا) گفت (سینوهه) در بین تمام مردهائی که من دیده ام تو یگانه مردی هستی که من تو را میپسندم .

    چون علاوه بر اینکه جان مرا نجات دادی در تو چیزهائی هست که مرا بطرف تو جلب میکند ولی نمیدانم چیست؟

    و من میل دارم از حالا تا وقتی که به کرت میرسیم من و تو به خوشی زندگی نمائیم .

    و باز میگویم بعد از اینکه دوشیزگی خود را به خدایم تقدیم کردم اگر از غار خارج گردیدم زن تو خواهم شد.





    زندگی نامه سینوهه


  10. #380
    کاربر توقیفی
    آستان جانان آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 733      تشکر : 2,112
    2,006 در 721 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آستان جانان آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زندگی نامه سینوهه ( مینا و به هوش آمدن کاپتا )



    آن وقت (مینا) با انگشتان خود صورت مرا نوازش کرد و طوری لذت میبردم که شاید اگر او خواهر من میشد آن اندازه خوشوقت نمی شدم.

    وقتی شب فرا رسید غلام من بیدار شد و دهان دره ای کرد و چشم ها را مالید گفت:

    ای آمون خدای بزرگ مصر من از تو سپاسگزارم که سر دردم را از بین بردی و دیگر سرم مانند یک قطعه مس که بین سندان و پتک قرار بگیرد، رنج نمیبرد .

    ولی شکم من بقدری گرسنه است که گوئی چند شیر گرسنه جوان در شکم من هستند و غذا میخواهند.

    سپس بدون این که منتظر اجازه ما باشد برخاست و مقداری از غذا را که خود او خریداری کرده بود خورد .

    و هنگام خوردن طیور استخوان آنها را در رودخانه میانداخت.



    زندگی نامه سینوهه


صفحه 38 از 43 نخستنخست ... 28343536373839404142 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

sinohe pezeshke saltanatiye fero'nha, قدیمی, منجمین ، پیش گویی, مسافرت ، طولانی, معبد ایشتار, هورم هب آشنای قدیمی, ورود به شهر سوریه, یک بیماری ساری و ناشناس, کاپتا غلام یک چشم من, کشتی, گوی, گریه آورترین واقعه جوانی من ، غلام من, پاتور سرشکاف سلطنتی ، تحصیل در دالحیات, پادشاه آمورو, پرستش گاو, پرستش خدای احد و واحد, پزشک فرعون, zendegi nameye sinohe, آشنا, اورشلیم, ابن الحمار, اختراع سینوهه ، اختراع دندان مصنوعی, ارتش, ازمیر, بورابورباش ، مینا ، کنیز, بابل ٍ ملاقات, بابل ، پادشاه ، حرم, برودت, تخم مرغ, جنگ ، با خبیری ها, جشن ، دروغ, جشن ، روز ، دروغگویی, حالت تهوع, حالت تهوع در کشتی, ختنه ، بابل, خدا, خدای آمون ، خدای بعل, خدای تموز, خدای عجیب برای مصری ها, خروج از طبس ، گوی فرعون ها, خرید و فروش کنیز ، کنیز از سرزمین آدم خور ها, زندگی نامه سینوهه, زندگی نامه سینوهه ، سرشکاف فرعون, زندگی در سوریه, سفر با کشتی ، خدایان مصر, سینوهه پزشک فقرا شد ، مومیایی کردن فرعون, سربازان ، الاغ سینوهه, صلیب ، نماد صلح, غده ، جراحی نمایش برچسب‌ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •