معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت سجاد ( ع )







    چهره امام سجّاد (عليه السلام ) از ديدگاه امام باقر (عليه السلام )

    (در دنباله روايت قبل از گفتار امام صادق (عليه السلام ) آمده :
    امام باقر (عليه السلام ) روزى نزد پدرش امام سجّاد (عليه السلام ) آمده ، پدرش را ديد،او را در عبادت به گونه اى ديد كه هيچ كس را ياراى وصول به آن نيست ،
    او را ديد كه بر اثر شب زنده دارى ، چهره اش زرد شده و بر اثر گريه ، چشمهايش ناتوان گشته و بر اثر سجده بسيار، پيشانى و بينى او پينه بسته و بر اثر بسيارى عبادت (و نماز) پاها و ساق پاهايش ‍ ورم كرده است .

    امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد:
    وقتى پدرم را چنين ديدم ، بى اختيار از روى دلسوزى براى او گريستم ، او غرق درياى فكر بود، بعد از چند لحظه از ورودم به حضور او، ه من فرمود:

    ((پسرم ! مقدارى از اين كتابها كه عبادت علىّ بن ابيطالب (عليه السلام ) در آن نوشته شده به من بده )).

    من آنها را به او دادم ، كمى آن را خواند و سپس در حالى كه اندوهناك بود، آن را به زمين گذارد و فرمود:

    مَنْ يَقْوِى عَلى عِبادَةِ عَلِي ؛
    چه كسى را قدرت و نيروى عبادت كردن على (عليه السلام ) هست ؟!

    3
    - ((زُرارة بن اعين )) مى گويد: شنيده شد گوينده اى در دل شب مى گفت :
    ((كجايند پارسايان كه از دنيا دل كنده اند و به آخرت دل بسته اند؟)).

    آواز آواز دهنده اى از جانب قبرستان بقيع شنيده شد ولى خودش ديده نمى شد كه مى گفت :ذلِكَ عَلِىُّ بْنِ الْحُسَيْنِ؛
    چنين شخصى ، على بن حسين (عليهماالسلام ) است



    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-03-1392 در ساعت 10:44
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت سجاد ( ع )







    فرزندان امام سجّاد (علیه السلام)

    امام عَلِىّ بن الْحُسين (عليه السلام ) داراى پانزده فرزند بود:

    1 - محمّد باقر (عليه السلام ) كه كُنيه اش ((ابوجعفر)) بود،

    مادرش (فاطمه ) ((اُم عبداللّه )) دختر امام حسن مجتبى (عليه السلام ) است .

    2 - عبداللّه

    3 - حسن

    4 - حسين

    5 - زيد

    6 - عمر

    7 - حسين اصغر

    8 - عبدالرّحمان

    9 - سليمان

    10 - على ، كه كوچكترين فرزند اما سجّاد (عليه السلام ) بود.

    11 - خديجه

    12 - محمّد اصغر

    13 - فاطمه

    14 - عِلِيّه

    15 - اُمّ كلثوم

    مادرهاى اين فرزندان ، از شش نفر اُمّ ولد بودند.



    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-03-1392 در ساعت 10:51
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  3. #13
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت سجاد ( ع )







    "هر کی دعوت بشه دوستش دارند"

    مرحوم طبرسى در كتاب احتجاج خود آورده است :
    در يكى از سال ها بر اثر نيامدن باران ، شهر مكّه را بى آبى و خشك سالى فرا گرفته بود، آن چنان كه مردم سخت در مضيقه و تنگناى بى آبى قرار گرفته بودند.
    لذا بعضى از شخصيّت ها همانند: مالك بن دنيار، ثابت بنانى ، ايّوب سجستانى ، حبيب فارسى و... جهت نيايش و نياز به درگاه خداوند متعال وارد مسجدالحرام شده و كعبه الهى را طواف كردند؛ وليكن هر چه دعا و استغاثه كردند، نتيجه اى حاصل نشد و باران نيامد.

    در همين بين ، جوانى خوش سيما، غمگين و محزون وارد شد و پس از طواف و زيارت كعبه الهى ، خطاب به جمعيّت كرد و فرمود:
    اى جماعت ! آيا در جمع شماها كسى نيست كه مورد محبّت خداى مهربان باشد؟
    جمعيّت گفتند: اى جوان ! وظيفه ما دعا و درخواست كردن است و استجابت دعا بر عهده خداوند رحمان مى باشد.

    جوان فرمود: چنانچه يك نفر از شما محبوب پروردگار مى بود، دعايش ‍ مستجاب مى گرديد؛ و سپس به آن ها اشاره نمود كه از نزديك كعبه كنار رويد، و آن گاه خودش نزديك آمد و سر به سجده الهى نهاد و چنين اظهار داشت :


    ((سَيِّدى بِحُبِّك لى إ لاّ سَقَيْتَهُمُ الْغَيْثَ))
    اى مولا و سرورم ! تو را قسم مى دهم به آن محبّت و دوستى كه نسبت به من دارى ، اين مردم را از آب باران سيراب فرما.



    ناگهان ابرى پديدار شد و همانند دهانه مشگ ، باران بر اهل مكّه و بر آن جمعيّت فرو ريخت .
    ثابت بنانى گويد: به او گفتم : اى جوان ! از كجا دانستى كه خدايت تو را دوست دارد؟
    فرمود:
    چنانچه خداوند كريم ، مرا دوست نمى داشت ، به زيارت خانه اش ‍ دعوتم نمى كرد؛
    پس چون مرا به زيارت خود پذيرفته است ؛ دوستم مى دارد، و به همين جهت وقتى دعا كردم مستجاب شد.


    پس از آن ، جوان اشعارى را به اين مضمون سرود:
    هركه پروردگار متعال را بشناسد و عارف به او باشد؛ ولى در عين حال خود را از ديگران بى نياز نداند، شقىّ و بيچاره است .
    بنده خدا به غير از تقوا و پرهيزكارى چه چيز ديگرى مى تواند برايش ‍ سودمند باشد؟
    با اين كه مى داند تمامى عزّت ها و سعادتمندى ها و خوشبختى ها تنها براى افراد باتقوا و پرهيزكار خواهد بود.

    ثابت بنانى گويد: پس از آن از اهالى مكّه سؤ ال كردم كه اين جوان كيست ؟
    گفتند: او علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب - يعنى امام سجّاد، زين العابدين - عليهم السّلام مى باشد.



    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-03-1392 در ساعت 10:52
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  4. #14
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت سجاد ( ع )






    امام سجاد(ع)؛ سالار معرفت و اسطوره صيانت

    مرد بزرگواري که وعظ و دعا سلاح وي براي مبارزه و انتقال پيام شهادت بود و در مدت 35 سال با روشن بيني و هوشياري براي صيانت از معارف ديني و نشر مباني اسلام فعاليت کرد .
    وي فرزند حسين بن علي بن ابيطالب (ع) و ملقب به "سجاد" و "زين العابدين " است. امام سجاد در سال 38 هجري در مدينه ولادت يافت .
    حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولي به علت بيماري و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد ، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده و پدر بزرگوارش با همه علاقه اي که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت به او اجازه حضور در ميدان جنگ را نداد .
    مصلحت الهي اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ، يعني امامت و ولايت گردد . اين بيماري موقت چند روزي بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35 سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپري شد .
    سن شريف حضرت سجاد را در روز دهم محرم سال 61 هجري که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد ساساني بوده است .
    آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود، بهره برداري از اين قيام و حماسه بي نظير و نشر پيام شهادت حسين بود که حضرت سجاد در ضمن اسارت با عمه اش زينب (س) آن را با شجاعت، شهامت و قدرت بي نظير در جهان آن روز فرياد کردند . فريادي که طنين آن قرنهاست باقي مانده و براي هميشه جاودان خواهد ماند .
    واقعه کربلا با همه ابعاد عظيم و بي مانند سرشار از شور حماسي، وفا، صفا و ايمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پايان آمد ، اما مأموريت حضرت سجاد و زينب کبري ( س) از آن زمان آغاز شد . اهل بيت اسير را از قتلگاه عشق و راهيان به سوي "الله " و از کنار نعشهاي پاره پاره به خون خفته جدا کردند .

    شرايط ، مقتضيات و رسالتها در عصر امام
    اقتدار حکومتهاي جبار و ظالم عصر، نظارت شديد و سختگيريهاي بسيار بر مخالفان سياسي بويژه شيعيان، سرکوبي قيامها با کشتارهاي بي رحمانه، جهالت سياسي و مذهبي مردم، شيوع بي ديني و مفاسد اخلاقي و قلت ياران و مجاهدان واقعي، از جمله موانعي بودند که نگذاشتند امام سجاد به صورت مسلحانه قيام کنند.
    مردم مسلمان عصر امام به علت تبليغات و فعاليتهاي سياسي و فرهنگي حکومتهاي نامشروع در برابر حقايق سياسي و مذهبي در نهايت جهالت و بي ديني به سر مي بردند. بدعتها و عقايد گمراه کننده و باطل به عنوان احکام و عقايد مذهبي، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود.
    در چنين شرايطي، بزرگترين و مهمترين مسئوليت امام سجاد، احياي مجدد اسلام ناب محمدي ، تبيين جايگاه امامت و رهبري اهل بيت عليه السلام، مبارزه با جهالت سياسي و مذهبي مردم و تربيت مجاهدان واقعي بود که با هوشياري و درايت خود به شايستگي و با اقتدار کامل در اين زمينه فعاليت کرد که آثار آن تا امروز نيز نمايان است .

    منبع: خبرگزاری مهر
    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-03-1392 در ساعت 11:02
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. تشكرها 2


  6. #15
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت سجاد ( ع )






    مناظرات امام سجاد (ع) »


    عبدالملك در دوران خلافت خويش، يك سال در مراسم حجّ طواف مي‎كرد و امام علي بن الحسين ـ عليه السلام ـ نيز پيشاپيش او سرگرم طواف بود و اصلاً

    اعتنايي به او نداشت؛ عبدالملك كه حضرت را از نزديك نديده بود و او را به قيافه نمي‎شناخت، از اطرافيانش پرسيد:

    «اين مرد كيست كه جلوتر از ما طواف مي‎كند و به ما اعتنايي نمي‎كند؟!»

    گفتند: «او علي بن الحسين است».

    عبدالملك در كناري نشست و گفت: «او را نزد من بياوريد!»

    وقتي كه حضرت نزد او حاضر شد،‌گفت: «اي علي بن الحسين! من قاتل پدر تو نيستم! چرا نزد من نمي‎آيي؟»

    امام فرمود: «قاتل پدرم دنياي او را فنا كرد، ولي پدرم آخرت او را تباه ساخت؛ اينك اگر تو هم مي‎خواهي قاتل پدرم باشي، باش!»

    عبدالملك گفت: «نه مقصودم اين است كه نزد ما بيايي تا از امكانات دنيوي ما برخوردار شوي.»

    در اين هنگام امام ـ عليه السلام ـ روي زمين نشست و دامن لباس خود را پهن كرد و گفت:

    خدايا! قدر و ارزش اولياي خود را به وي نشان بده.» ناگهان ديدند دامن حضرت پر از گهرهاي درخشانيست كه چشم‎ها را خيره مي‎كند.

    آنگاه گفت: خدايا! اينها را بگير كه مرا نيازي به اينها نيست!»

    پس ناگهان تمام جواهرات ناپديد شد.

    هشام از مشاهدة اين منظرة بهت زده شد و از تطميع امام ـ عليه السلام ـ نااميد گرديد. [1]



    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-03-1392 در ساعت 11:03
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. تشكرها 3


  8. #16
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت سجاد ( ع )






    حقّانيّت اهل بيت (عليهم السّلام)

    هنگامي كه در ماجراي كربلا، امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ را با همراهانش به صورت اسير، وارد دمشق كردند،
    پيرمردي از اهالي شام نزديك امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ و همراهانش آمد و گفت: «حمد و سپاس خداي را كه شما را كشت و شهرهاي شما را از
    مردان شما آسوده كرد، و اميرمؤمنان (يزيد) را بر شما مسلّط نمود».

    امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ با آن پيرمرد كه از مسلمانان ناآگاه بود، چنين مناظره كرد:

    امام: اي پيرمرد آيا قرآن خوانده‌اي؟

    پيرمرد: آري.

    امام: آيا معني اين آيه‌ را به خوبي فهميده‌اي كه خداوند مي‌فرمايد: «قُل لا اَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجراً اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُربي»
    : «بگو من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم در خواست نمي‌كنم، جز دوست داشتن خويشانم» (سورة شوري، آية 23).

    پيرمرد: آري اين آيه‌ي را خوانده‌ام.

    امام: خويشاوندان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين آيه، ما هستيم. اي پيرمرد! آيا اين آيه را خوانده‌اي كه در سورة اسراء (آيه‌ي 26) آمده است:
    وَآتِ ذَالْقُربي حَقَّهُ: «و حق نزديكان را بپردازد»

    پيرمرد: آري خوانده‌ام.

    امام: خويشان و نزديكان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين آيه‌، ما هستيم.

    اي پيرمرد! آيا اين آيه‌ (41، سورة انفال) را خوانده‌اي:
    وَاعْلَمُوا اَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيء فَاِنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُربي ...
    «و بدانيد هرگونه غنيمتي به شما رسد، خمس آن براي خدا و براي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و براي خويشاوندان نزديك و ... است»

    پيرمرد: آري خوانده‌ام.

    امام: خويشان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين آيه، ما هستيم.

    اي پير مرد! آيا اين آيه را خوانده‌اي:
    اِنَّما يُريُد اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيطَهِّركُمْ تَطْهيِراً :
    «خداوند فقط مي‌خواهد، هرگونه پليدي را از شما خاندان دور كند، و كاملاً شما را پاك سازد» (احزاب ـ 33)

    پيرمرد: آري خوانده‌ام.

    امام: ما هستيم آن خانداني كه خداوند اين آيه (آية تطهير) را در خصوص ما نازل كرد.
    در اين هنگام پيرمرد، ساكت شد و حقيقت را دريافت و آثار پشيماني از آن‌چه گفته بود در چهر‌ه‌اش آشكار شد،
    و پس از لحظه‌اي به امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ گفت: «تو را به خدا آيا شما همانيد كه گفتي؟»
    امام: «سوگند به خدا، و به حقّ جدّم رسول‌ خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ ما همان خاندان هستيم».

    پيرمرد، با شنيدن اين جمله، منقلب شد و گريه كرد و دست به آسمان بلند نموده و گفت: «خدايا ما از دشمنان جنّي و انسي آل محمّد بيزار هستيم»

    آن‌گاه در محضر امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ توبه كرد.
    ماجراي توبة اين پيرمرد، به گوش يزيد رسيد، يزيد دستور اعدام او را داد، آن پير راه يافته را به شهادت رساندند. [1]



    ----------پی نوشت-------------
    [1] ـ لهوف سيّد بن طاووس، 177 و 178.
    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-03-1392 در ساعت 11:04
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. تشكرها 3


  10. #17
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    joheh1 پاسخ : حضرت سجاد ( ع )





    امام چهارم ، سيماى حضرت امام على بن الحسين (ع ) زين العابدين

    بخش اول : فضايل حضرت امام زين العابدين (ع )

    602- زنده كننده نسل حسينى (ع )
    ابوالحسن ، على بن الحسين بن على بن الى طالب عليه السلام ، مشهور به زين العابدين است و او را على اصغر خوانند و حسين را جز از طريق او، نسلى نيست . او يكى از امامان دوازده گانه و از سادات تابعين است .
    زهرى گفته است : هيچ قريشى نسبى را برتر از او نيافتم و زين العابدين عليه السلام را ابن الخير تين مى گفته اند؛ زيرا رسول خداوند فرموده : لله تعالى من عباده خيرتان فخيرته من العرب قريش و من العجم فارس ‍ .
    (697)

    603- گذشتن از ثواب دنيوى

    در بحار، به نقل از اختصاص آمده كه : فرزدق حكايت كرده است :
    سالى همراه عبدالملك در حج بودم . او به على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلام نظرى افكند و براى تحقير او گفت : او كيست ؟
    پس من نيز بالبداهه ، قصيده را سرودم كه : او پسر بهترين بندگان خداست و او تقى و طاهر العلم است تا آنكه آنرا به اتمام رسانيدم .
    عبدالملك ، سالى هزار دنيا به او صله مى كرد كه پس از ماجراى قصيده ، آنرا قطع كرد. فرزدق شكايت به على بن الحسين عليه السلام برد و از ايشان درخواست نمود تا در اين باره با عبدالملك گفت و گو كند. امام فرمود: من ، همان اندازه كه او تو را مى بخشيد، تو را مى بخشم ؛ پس مرا از سخن گفتن با او باز دار.
    فرزدق عرض كرد: اى فرزند رسول خدا! به خداوند قسم ، كه ثواب خداى عز و جل در آجل ، نزد من بهتر است از ثواب دنيا در عاجل .
    اين ماجرا به گوش معاويه بن عبدالله بن جعفر طيار رسيد و او از سخاوتمندان و ادبا و ظرفاى بنى هاشم محسوب بود، معاويه به فرزدق گفت : اى ابافراس ! به گمانت چه قدر از عمرت باقى است ؟
    فرزدق جواب داد: بيست سال .
    معاويه گفت : اين بيست هزار دينار، كه از مال خودم مى باشد به تو مى دهم ، پس ابو محمد - اعزه الله - را معاف كن !
    فرزدق پاسخ داد: من ابو محمد را ملاقات كرده ام و او از دارايى خويش ، به من بذل فرمود؛ ولى به عرض ايشان رساندم كه براى اجر اخروى عمل خود، از ثواب دنيوى اش گذشتم .
    (698)

    604- باغ فردوس به پاداش عمل مى بخشند


    چشمان هشام لوچ بوده است و ابن خلكان در وفيات الاعيان ، در شرح حال فرزدق مى گويد:
    عمل بس نيكويى بدو نسبت داده اند كه اميد است رفتن او به بهشت را ضامن باشد، و عمل مذكور آن است كه چون هشان بن عبدالملك در عهد پدرش به قصد حج به مكه آمد، دور كعبه طواف نمود و سعى كرد تا خود را به حجرالاسود برساند؛ ولى به دليل ازدحام مردم ، موفق نشد. از اين رو، برايش منبرى گذاشتند و او بر آن نشست و به مردم مى نگريست .
    در ضمن ، گروهى از اشراف شام نيز در اين سفر همراهى اش مى كردند. در اين حال ، زين العابدين ، على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلام ، كه زيباترين و خوشبوترين مردم بود، پيش آمد و شروع به طواف نمود. چون طوافش به حجرالاسود ختم يافت ، مردم راه را برايش باز كردند تا به آن برسد.
    در اين هنگام ، مردى شامى گفت : اين كيست كه هيبتش چنين مردم را متاءثر كرده است ؟
    هشام از ترس اين كه همراهانش به او تمايلى پيدا كنند و علاقه مند شوند، گفت : او را نمى شناسم .
    ولى فرزدق كه در آن جا حاضر بود گفت : من او را مى شناسم .
    مرد شامى پرسيد: اى ابافراس ! او كيست ؟
    فرزدق نيز در جواب او، قصيده اى را سرود.
    (699)
    605- چونان ماه شب بدر
    مبرد در كتاب الكامل نقل كند كه : مردى قريشى - كه مامش را نميدانم - گفت : روزى در كنار سعيد بن مسيب نشسته بودم كه مرا گفت : دائيان تو كيانند؟
    گفتن : مادرم كنيز بوده است .
    با اين حرف ، گويى از چشمانش بيافتادم . اندكى بعد، سالم بن عبدالله بن عمر بن خطاب آمد و چون از پيش او رفت گفتم : اى عمو! اين كه بود؟
    سعيد بن مسيب گفت : سبحان الله العظيم ! آيا او را كه از قوم توست ! نمى شناسى ؟ او، سالم بن عبدالله بن عمر است .
    پرسيدم : مادرش كيست ؟
    گفت : مادرش كنيز است .
    اندكى گذشت و على بن حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام آمد و بر او سلام كرده ، نشست و سپس برفت . از سعيد بن مسيب پرسيدم : اى عمو! او كيست ؟
    سعيد گفت : او كسى است كه روا نباشد مسلمانى او را نشناسد! او على بن حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام است .
    پرسيدم : مادرش كيست ؟
    پاسخ داد: مادرش كنيز است .
    در اين هنگام گفتن : اى عمو! به نظر رسيد كه چون گفتن ، مادرم كنيز است ، از ارزش من نزد تو كاسته شد؛ ولى من نيز چون اينانم و از اين ، باكى ندارم . (مرد قريشى ادامه مى دهد پس از آن ، نزد او بزرگى و جلالتى يافتم .
    (700)

    606- احترام به مادر

    امام زين العابدين عليه السلام ، نسبت به مادرش بسيار نيكوكار بود؛ به طورى كه به او گفتند: تو نسبت به مادر، از همه كس نيكوكارترى ، ولى نمى بينيم كه با او در يك ظرف غذا بخورى !
    امام در جواب فرمود: چون ترسم كه دستم را به سوى چيزى برم كه مادرم قصد خوردن آن را داشته و او را ناراحت كنم .
    (701)





    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-03-1393 در ساعت 23:11

  11. تشكرها 2


  12. #18
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حضرت سجاد ( ع )







    بخش دوم : عبادت حضرت امام زين العابدين (ع )

    607- مايه آرامش دل

    امام سجاد عليه السلام در مناجاه الذاكرين گويد:
    و آنسنى بالذكر الخفى ... فلا نطمئن القلوب الابذكرك ... استغفرك من كل بغير ذكرك ، و من كل لذه راحه بغير انسك ، و من كل سرور بغير قربك ؛
    (702)
    ... به وسيله ذكر خفى (در نهان به ياد تو بودن ) وحشت را از دلم بزدا.... پس ‍ دلها آرام نگيرند مگر به ياد تو...و از هر لذتى كه بدون ياد تو حاصل شود و هر آسايشى كه بدون انس با تو دست دهد و هر نشاطى كه بدون نزديكى با تو تاءمين گردد آمرزش مى طلبم .
    (703)

    608- قدر درجات بهشت


    زهرى روايت كرده است كه : قال سمعت على بن الحسين عليه السلام يقول : آيات القرآن خزائن ، فكلما فتحن خزانه ينبغى لك ان تنظر ما فيها .
    و درجات قرآن همه حكمت بلكه حكيم است يس والقرآن حكيم و حكمت بهشت است كما فى المجلس الواحد و الستين من امالى الصدوق قال رسول الله صلى الله عليه وآله لعلى بن ابى طالب : يا على ! انا مدينه الحكمه و هى الجنه وانت يا على ، بابها .
    پس به آن اندازه كه از اين درجات ارتقاء يافته اى به همان اندازه قرآنى و به همان اندازه خزائن الهى هستى و به همان اندازه بهشتى ، يؤ تى الحكمه من يشاء و من يؤ ت الحكمه فقد اوتى خيرا كثيرا و ما يذكر الا اولوا الالباب .
    (704) امام فرمود: درجات بهشت بر عدد آيات قرآن ، و بر قدر آيات قرآن است . و فرمود: هر مقامى او مقامات قرآن را قرائت كرده است ، توقف مكن و بالا برو كه آن را مقامات ديگر است و خبرهايى است . (705)

    609- گنجينه هاى قرآنى

    زهرى گويد: از على بن الحسين عليه السلام شنيدم كه فرمود: آيات قرآن ، گنجينه هستند و سزاوار است هر گنجينه اى كه گشوده مى شود، در آن بنگرى .
    (706)

    610- خبر از آخرالزمان

    عاصم بن حميد، على بن الحسين امام زين العابدين عليه السلام را از توحيد پرسيد؛ حضرت فرمود: چون خداوند عز و جل مى دانست در آخرالزمان مردمانى دقيق و عميق خواهند بود از اين رو، سوره قل هو الله احد و آياتى از سوره حديد را تا آيه و هو عليم بذات الصدور، نازل فرمود - تا بدينجا كه مى فرمايد: - و هر كس بيشتر از اين رود، هلاك شود.
    (707)

    611- مناجات محبين

    مناجات محبين امام زين العابدين و سيد الساجدين - صلوات الله عليه - را فراموش مكن : بسم الله الرحمن الرحيم ، الهى ! من ذا الذى ذاق حلاوق محبتك فرام منك بدلا...
    (708)

    612- ستايش ابن عربى

    محيى الدين ، در مناقب مى گويد: صلوات خداوند و ملايك و حمله عرش ‍ و جميع خلقش در زمين و آسمان ، بر آدم اهل بيت ؛ كسى كه از كيت و ماكيت ، منزه و روح جسد امامت است . آن كه شمس شهامت و مضمون كتاب ابداع است و حل معماى سر الله در وجود.
    او انسان عين شهود، خازن كنوز غيب ، مطلع نور ايمان ، كاشف مستور عرفان ، حجت قاطع و در لامع ، ثمره مقدس شجره طوبى ، ازل الغيب و ابد الشهاده ، سر كل در سر عبادت ، وتدالاوتاد، امام العالمين و مجمع البحرين ، زين العابدين ، على بن الحسين عليه السلام ، است
    (709)


    613- اوصاف حضرت سيد الساجدين (ع )


    كلام محمد طلحه شافعى : او، زين العابدين است و قدوه الزاهدين و سيد المتقين و امام المؤمنين .
    صفاتش گواهى ديد كه از سلاله رسول خداست ، و سمتش گواه است بر مقام والاى قربت او نزد خدا. پينه هايش كثرت نماز و تهجد او را رساند، و اعراض و روس گردانى اش از دنياات نشان از زهد اوست . انوار تاءييد و هدايت خدايش بر او تابيده و بدانها هدايت يافته است ، و اوراد عبادت بر او القا شده و با آنها ماءنوس گشته است و او لباس زيباى شان را در بر كرده است .
    همواره براى او شب ، مركبى است كه طريق آخرت را با آن طى كند و و او را كراماتت و خوارق عاداتى است كه هيچ چشم بينايى چون آن را نديده است ، و آنها در آثار و اخبار متواتر، مربى و ثابتند، و اين گواهى است كه او را از ملوك آخرت است
    (710)

    614- دعاى براى ارتش

    جامعه ما به علوم گوناگون نياز دارند و آنچه را كه عقل و شرع امضاء فرموده اند همه محترمند و بعد از علم دين كه علم انسان ساز است ، اجتماع به طبيب ، بازرگان معتبر و متدين و حافظان اجتماع نيازمند است .
    حافظان اجتماع كه همان ارتش باشند، نگاهدارنده اجتماع و سنگر مردمند و حافظ حد و مرز اجتماع هستند. امام سجاد عليه السلام در يكى از دعاهاى خود، ارتش اسلام را دعا مى كند كه اينها حافظ مرز و بوم كشور هستند.
    (711)

    615- سيره بزرگان

    روزى مرحوم علامه طباطبايى را در خيابان زيارت كردم و در معيت ايشان ، تا درب منزلشان رفتم . به درب منزل كه رسيديم ايشان تعارف كردند. عرض ‍ كردم : مرخص مى شوم . ايشان ، در پله بالا ايستاده بودند و من پايين بودم ، رو به من كردند و گفتند: حكماى الهى اين همه فحشها را شنيدند، سنگ حوادث را خوردند، قلمها به دشنام و بدگويى آنها پرداختند، اين ههه فقر و فلاكت و بيچارگى را از تبليغات سوء كشيدند. گاهى به كهك به سر مى بردند و گاهى ... با اين همه حقايق را در كتاب هايشان نوشتند گفتند: آقايانى كه به ما بد گفتيد و فحش داديد و زندگى را در كام ما تلخ كرديد و مردم را عليه ما شورانيديد، حرف اين است و حق اين است كه نوشته ايم و براى شما گذاشته ايم ، حال هر چه مى خواهيد بگوييد.
    آنها حرف حقشان را نوشتند و براى نفوس مستعد به يادگار گذاشتند، تمام تلاش اين است كه منطق وحى را بفهميم . خداوند ملاصدرا را رحمت كند! مفسر است ، محدث است ، فقيه است ، مرد سير و سلوكى است كه هفت مرتبه پياده به زيارت بيت الله الحرام ، مشرف مى شود و بار هفتم در بصره نداى حق را لبيك گفته است . ايشان در شرح اصول كافى حديث امام سجاد عليه السلام را نقل مى كند كه : چون خداوند سبحان ، مى دانست در آخر الزمان مردمى عميقى پيدا مى شوند - در توحيد و در اصول عقايد - اوايل سوره اخلاص را فرستاد.
    مرحوم آخوند مى گويد: به اين حديث كه رسيدم گريه ام گرفت .اين گريه شوق است و گريه عشق ، چون خودش مى بيند كه اين حديث ، براى امثال اوست .
    (712)

    616- قرآن ، خزينه الهى است !


    حضرت سيد الساجدين امام زين العابدين عليه السلام مى فرمايد: آيات القرآن خزائن و كلما فتحت خزانه ينبغى لك ان تنظر ما فيها
    (713) هر آيه اى خزانه است ، هر خزانه را كه گشودى و باز كردى و وارد شدى زود بيرون نرو. در اين خزانه خبرهاست . ما حق نداريم بگوييم جواهر و طلاست .(714)

    617- عجب از اين آدم !

    حق سبحانه در سوره واقعه قرآن كريم فرموده است : ولقد علمتم النشاه الاولى فلولا تذكرون .
    و در كافى از امام سجاد عليه السلام روايت است كه : العجب كل العجب ، لمن انكر النشاه الاخرى و هو يرى النشاه الاولى .
    (715)

    618- دعاى دفع دشمن

    از حضرت سيد الساجدين مروى است كه بعد از نماز صبح ، بالفاصله بخواند به جهت دفع دشمن مقهور مى شود:
    اللهم انى و اعدائى اقوياء و انت الاقوى
    و قنى شرهم و اكفنى امرهم واعنى عليهم بحولك و قولك ياقوى .
    (716)

    619- دعاى وداع امام سجاد (ع )


    دهاى چهل و پنجم صحيفه سجاديه در وداع شهر رمضان است ، در اين دعا، امام عليه السلام خطاب به ماه رمضان مى نمايد و چندين بار وى را سلام مى كند و او را وداع مى نمايد و مى فرمايد: السلام عليك يا شهر الله الاكبر و يا عيد اوليائه . السلام عليك يا اكبر مصحوب من الاوقات .
    (717)






    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-03-1393 در ساعت 23:12

  13. تشكرها 2


  14. #19
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    623- كلامى دون كلام خالق ، فراتر از كلام مخلوق

    يكى از علماى معاصر، در مقدمه اش بر صحيفه سجاديه مى گويد: در سال 1353 هجرى ، نسخه اى از صحيفه شريف براى علامه معاصر، شيخ جوهرى طنطاوى ، صاحب تفسير معروف و مفتى اسكندريه ارسال نمودم .
    ايشان از قاهره برايم نامه اى نوشت و با تشكر از ارسال چنين هديه گرانبهايى ، مرا از رسيدن آن ، مطلع گردانيد و در نامه اش به مدح و ستايش ‍ آن كتاب پرداخته بود. و در قسمتى از نامه نوشته بود:
    بدبختانه من تا به امروز، بر چنين اثر با ارزش و گرانمايه و جاودانى كه از مواريث نبوت و اله بيت است ، دست نيافته بودم .
    من هر چه در آن ، نظر افكندم ، بيشتر دريافتم كه آن ، كلامى است فوق كلام مخلوق و دون كلام خالق ...
    ايشان سپس شارحان صحيفه شريف را كه مى دانستم ، برايش نوشتم و كتاب رياض السالكين ، تاءليف سيد على خان را براى او ارسال داشتم . او جوابى بر اين نامه نوشت و در آن نوشته بود كه تصميم دارد بر اين صحيفه عزيز شرحى بنگارد.
    (722)

    624- عديل نهج البلاغه


    يكى از ذخاير علمى و گنجينه هاى حقايق الهى و معارف اسلامى ، صحيفه كامله سيدالساجدين امام على بن الحسين عليه السلام است كه تالى بلكه عديل نهج البلاغه است ، و آن را زبور آل محمد صلى الله عليه وآله و انجيل اهل بيت لقب داده اند .. بر اين صحيفه مكرمه به عربى و فارسى چندين شرح و تعليقه و ترجمه از دانشمندانى بزرگ نوشته اند، از آن جمله شرحى به عربى به نام رياض السالكين در پنجاه و چهار روضه به عدد ادعيه صحيفه به قلم تواناى عالم جليل صدر الدين على بن احمد بن محمد معصوم حسينى متوفى 1120 هجرى قمرى معروف به سيد عليخان شارح صحيفه است .

    اين شرح ، بزرگ ترين و بهترين شرحى است از هر حيث كه تاكنون بر صحيفه كامله نوشته شده است . دو تن از اساتيد ما: يكى علامه حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى ، و ديگر عارف متاءله حاج ميرزا مهدى الهى - قدس ‍ سرهما - صحيفه را به فارسى ترجمه كرده اند .

    علاوه اينكه جناب شعرانى را بر آن ، تعليقات ارزشمند است . شارح مذكور را، در چندين جاى شرح نامبرده ، در تجرد نفس ناطقه و بقاى آن پس از انصراف آن از بدن مطالبى به غايت مفيد است . از آن جمله ، در آخر روضه چهارم ، در آخر دعاى چهارم صحيفه ، كه امام عليه السلام در درود بر پيروان رسولان و تصديق كنندگان آنان انشاء فرموده است ، آنجا كه فرمايد: و تهون عليهم كل كرب يحل بهم يوم خروج الانفس من ابدانها ؛ يعنى خدايا! با آنان درود فرست ، درودى كه هر اندوهى را كه بر ايشان در روز به در شدن جانها از تنهايشان وارد مى آيد آسان كنى .
    (723)





    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكرها 2


  16. #20
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,796      تشکر : 57,611
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    معصوم ششم - حضرت امام زين العابدين (ع ) - امام چهارم


    هذا الذى تعرف البطحاء و طاءته و البيت يعرفه و الحل و الحرم
    اين ، كه تو او را نمى شناسى ، همان كسى است كه سرزمين (بطحا) جاى گامهايش را مى شناسد و كعبه و حلّ و حرم در شناسائيش همدم و همقدمند. اين ، فرزند بهترين همگى بندگان خداست ...
    اين ، همان على است ، كه پدرش پيامبر خداست . اين ، فرزند فاطمه سرور بانوان جهان است ...
    آرى ، او به قلّه مجد و عظمت و ستيغ جلال و عزّتى نسب همى برد كه مسلمانان عرب و عجم از رسيدن به آن فرو مانده و به زانو در آمده اند... (ترجمه از قصيده فرزدق )

    نام معصوم ششم على (ع ) است . وى فرزند حسين بن على بن ابيطالب (ع ) و ملقب به (سجاد) و (زين العابدين ) مى باشد. امام سجاد در سال 38 هجرى در مدينه ولادت يافت . حضرت سجاد در واقعه جانگداز كربلا حضور داشت ولى به علت بيمارى و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش - با همه علاقه اى كه فرزندش به شركت در آن واقعه داشت - به او اجازه جنگ كردن نداد. مصلحت الهى اين بود كه آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، يعنى امامت و ولايت گردد. اين بيمارى موقت چند روزى بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35 سال عمر كرد كه تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپرى شد.
    سن شريف حضرت سجاد (ع ) را در روز دهم محرم سال 61 هجرى كه بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا (ص ) به امامت رسيد به اختلاف روايات در حدود بيست و چهار سال نوشته اند. مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور (شهربانو) دختر يزدگرد ساسانى بوده است .
    (65)

    آنچه در حادثه كربلا بدان نياز بود، بهره بردارى از اين قيام و حماسه بى نظير و نشر قيام شهادت حسين (ع ) بود، كه حضرت سجاد (ع ) در ضمن اسارت با عمه اش زينب (ع ) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بى نظير در جهان آن روز فرياد كردند.

    فريادى كه طنين آن قرنهاست باقى مانده و - براى هميشه - جاودان خواهد ماند. واقعه كربلا با همه ابعاد عظيم و بى مانندش ‍ پر از شور حماسى و وفا و صفا و ايمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پايان آمد؛ امّا ماءموريت حضرت سجاد (ع ) و زينب كبرى از آن زمان آغاز شد. اهل بيت اسير را از قتلگاه عشق و راهيان بسوى (اللّه ) و از كنار نعش هاى پاره پاره به خون خفته جدا كردند. حضرت سجاد (ع ) را در حال بيمارى بر شترى بى هودج سوار كردند و دو پاى حضرتش را از زير شكم آن حيوان به زنجير بستند. ساير اسيران را نيز بر شتران سوار كرده روانه كوفه نمودند. كوفه اى كه در زير سنگينى و خفقان حاكم بر آن بهت زده بر جاى مانده بود، و جراءت نفس كشيدن نداشت ، زيرا ابن زياد دستور داده بود رؤ ساى قبايل مختلف را به زندان اندازند و مردم را گفته بود بدون اسلحه از خانه ها خارج شوند. در چنين حالتى دستور داد سرهاى مقدس شهداء را بين سركردگان قبايلى كه در كربلا بودند تقسيم و سر امام شهيد حضرت اباعبداللّه الحسين را در جلو كاروان حمل كنند.

    بدين صورت كاروان را وارد شهر كوفه نمودند. عبيداللّه زياد مى خواست وحشتى در مردم ايجاد كند و اين فتح نمايان خود را به چشم مردم آورد. با اين تدبيرهاى امنيتى چه شد كه نتوانستند جلو بيانات آتشين و پيام كوبنده زن پولادين تاريخ حضرت زينب را بگيرند؟ گويى مردم كوفه تازه از خواب بيدار شده و دريافته اند كه اين اسيران اولاد على (ع ) و فرزندان پيغمبر اسلام (ص ) مى باشند كه مردانشان در كربلا نزديك كوفه به شمشير بيداد كشته شده اند. همهمه از مردم برخاست و كم كم تبديل به گريه شد. حضرت سجاد (ع ) در حال اسارت و خستگى و بيمارى به مردم نگريست و فرمود: اينان بر ما مى گريند؟ پس عزيزان ما را چه كسى كشته است ؟ زينب خواهر حسين (ع ) مردم را امر به سكوت كرد و پس از حمد و ثناى خداوند متعال و درود بر پيامبر گرانقدرش ، حضرت محمّد (ص ) فرمود: (... اى اهل كوفه ، اى حيلت گران و مكر انديشان و غداران ، هرگز اين گريه هاى شما را سكون مباد. مثل شما، مثل زنى است كه از بامداد تا شام رشته خويش مى تابيد و از شام تا صبح بدست خود باز مى گشاد. هشدار كه بناى ايمان بر مكر و نيرنگ نهاده ايد...).

    سپس حضرت زينب (ع ) مردم كوفه را سخت ملامت فرمود و گفت :
    (همانا دامان شخصيت خود را با عارى و ننگى بزرگ آلوده كرديد كه هرگز تا قيامت اين آلودگى را از خود نتوانيد دور كرد. خوارى و ذلت بر شما باد. مگر نمى دانيد كدام جگر گوشه از رسول اللّه (ص ) را بشكافتيد، و چه عهد و پيمان كه بشكستيد، و بزرگان عترت و آزادگان ذريه او را به اسيرى برديد، و خون پاك او به ناحق ريختيد...).
    مردم كوفه آن چنان ساكت و آرام شدند كه گويى مرغ بر سر آنها نشسته !
    سخنان كوبنده زينب (ع ) كه گويا از حلقوم پاك على (ع ) خارج مى شد، مردم بى وفاى كوفه را دچار بهت و حيرت كرد. شگفتا اين صداى على (ع ) است كه گويا در فضاى كوفه طنين انداز است ...

    امام سجاد (ع ) عمه اش را امر به سكوت فرمود.
    ابن زياد دستور داد امام سجاد (ع ) و زينب كبرى و ساير اسيران را به مجلس ‍ وى آوردند، و در آن جا جسارت را نسبت به سر مقدس حسين (ع ) و اسيران كربلا به حد اعلا رسانيد، و آنچه در چنته دنائت و رذالت داشت نشان داد، و آنچه لازمه پستى ذاتش بود آشكار نمود.




    معصوم ششم ،‌حضرت سجاد علیه السلام
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  17. تشكرها 2


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •