امام جعفر صادق علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
امام جعفر صادق علیه السلام
صفحه 13 از 14 نخستنخست ... 391011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 134
  1. #121
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    وصایای امام صادق علیه السلام، هنگام شهادت



    امام در لحظه مرگ وصایایی چندی می‌نماید که برخی در امر امامت، برخی در زمینه مسائل خانوادگی و بخشی در مورد عامه است.


    - به فرزندان خود فرمود: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَ اَنتُم مُسلِموُن؛ بکوشید که جز مسلمان نمی‌رید .


    - به کسان و خویشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ؛ شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمی‌رسد .


    - به خانواده خود وصیت فرمود که پس از مرگش تا چند سال در موسم حج در منا برای ایشان مراسم عزاداری بر پا کنند.


    - دستور دادند برای خویشان و کسان هدیه‌ای بفرستند، حتی هفتاد دینار برای حسن افطس از خویشان ایشان. حسن افطس همان کسی است که با خنجر به امام حمله کرده بود و می‌فرمود


    می‌خواهد آیه قرآن را در مورد صله رحم اجرا کند.


    و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود.


    - درباره امام پس از خود، امام کاظم علیه السلام را برای چندمین بار منصوب کرد که ایشان در آن هنگام بر اساس سندی بیست سال داشتند.


    - بخشی از سفارش‌های ایشان درباره غسل و کفن و قبر خود بود که احکام اسلامی در این زمینه وجود دارد.


    - و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود.


    لحظه آخر


    امام صادق علیه السلام در آخرین لحظات حیات که مرگ را نزدیک دیدند، دستور دادند که تمام خانواده و خویشان نزدیکش بر سر بالینش جمع گردند و پس از آن که همه آنان در کنار


    امام حاضر شدند، چشم بگشود و به صورت یکایک آنها نظر افکند و فرمود: «انّ شِفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة.»


    این وصیت امام، دلیل آن است که در آئین اسلام، نماز جایگاهی مهم دارد، طوری که امام در آخرین لحظه‌های زندگی از میان هزاران مسئله فقط نماز را سفارش می‌کند و این نیست جز برای


    این که امام صادق علیه السلام هادی امت و پاسدار دین است و نماز از این دیدگاه از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشد.


    ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن را

    احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.


    به نظر من راز این که امام خویشاوندان نزدیکش را به نماز سفارش می‌کنند، آن است که مردم از آنان انتظار ارشاد و راهنمائی دارند، پس تبلیغ و توصیه این فریضه از زبان آنان مؤثرتر


    است. نکته دوم آن که نزدیکان امام و منسویان عترت نپندارند که به علت قرابت و داشتن نسبت با پیامبر از شفاعت او و اوصیای گرامی‌اش بهره‌مند خواهند بود، اگرچه در عمل به برخی


    از احکام سهل انگار باشند.


    امام صادق علیه السلام بدین وسیله خواستند بیان کنند که خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه و آله اگر توأم با انجام فرائض و تکالیف دینی نباشد، سودی به آنان نخواهد داشت، بلکه این نسبت


    مسؤولیت ایشان را سنگین‌تر خواهد ساخت.ام‌حمیده مادر امام موسی کاظم و همسر امام صادق علیهماالسلام از این حال امام در شگفت بوده که چگونه امام به هنگام وفات نیز از این فریضه


    بزرگ غفلت نداشته است و هرگاه این حال امام را به یاد می‌آورده می‌گریسته است.از کارهای عجیب امام در ساعت رحلتش آن که دستور دادند برای تمام خویشاوندان نزدیکش صله و

    تحفه‌ای فرستاده شود و حتی برای حسن افطس مبلغ هفتاد دینار فرستاد.


    سالمه کنیز و خدمتکار آن حضرت پرسید: «چگونه به مردی که با دشنه و خنجر به شما حمله آورده و قصد قتل شما را داشته است، چنین مبلغی را عطا می‌فرمائید؟»


    امام در پاسخ فرمود: «می‌خواهی مشمول این آیه قرآن نباشم که فرمود: «وَالَّذینَ یَصِلُونَ ما اَمُرَاللهُ بِهِ یُوصَلَ وَ یَخَشونَ رَبَّهُم وَ یَخافُونَ سُوءِ الحِسابِ»؛ و آنان که فرمان خدا را در مورد صله رحم

    و دلجوئی از خویشاوندان اجرا می‌کنند و از خدایشان می‌ترسند و از محاسبه بدفرجام بیمناکند.


    ای سالمه! خداوند بهشت را بیافرید و بوی آن را بسیار خوش و مطبوع گردانید که از فاصله‌ای به مسافت دو هزار ساله به مشام می‌رسد، لیکن عاق و کسی که قطع رحم کرده بوی آن

    را احساس نمی‌کند و درنمی‌یابد.


    این وصیت امام نیز بیانگر اهمیت صله رحم است و رفتار خود امام هم اینگونه بوده که با ارحامش پیوند داشته و حتی با آنان که با او بریده و به قصد کشتنش به طرف او حمله کرده بودند


    به طریق نیکو رفتار کرد و مبلغی صله فرستاد، و به راستی که این، خلق و خوی انبیاء و اولیاء است. (2)


    پی‌نوشت‌ها:

    1. به نقل از کتاب صفحاتی از زندگانی امام صادق علیه السلام.

    2. به نقل از کتاب احیاگر تشیع.

    ؛ بکوشید که جز مسلمان نمی‌رید
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #122
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    امام صادق علیه السلام و چیستى تشیع


    لقب رئیس مذهب شیعه* بدین جهت براى امام ششم شیعیان شهرت یافت که معارف شیعى در دوران ایشان و در سایه تعالیم حضرتش، فرصت انتشار یافت. براى آشکار شدن اهمیت این


    مجال تاریخى، اشاره‎اى کوتاه به فشارهاى اجتماعى و سیاسى وارد بر امامان پیش از حضرت صادق علیه‎السلام لازم است.


    این فشارها گرچه در ابتدا، به عنوان سیاستى راهبردى، از سوى دستگاه‎هاى حاکمه تعقیب مى‎شد، اما جو اثرپذیر مسلمانان که به راحتى تحت تاثیر تبلیغات قرار مى‎گرفت بر تنگناها


    مى‎افزود و البته مصلحت جویى‎ها و عافیت طلبى‎ها نیز مزید بر علت مى‎شد.


    در میان ائمه علیهم السلام، امیرالمومنین على علیه السلام به جهت سوابق بى نظیر و توصیه‎هاى مکرر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم موقعیت ویژه‎اى داشت که لازمه طبیعى


    آن مورد توجه قرار گرفتن ایشان از سوى مسلمانان بود، اما چنین نشد. بحث بر دور داشته شدن آن حضرت از خلافت نیست بلکه حتى در حوزه‎هاى فکرى و عقیدتى نیز زمینه ظهور


    جدى در اختیار ایشان نبود. کدام یک از خطبه‎هاى مفصل و مهم نهج البلاغه، در دوران بیست و پنج ساله خانه نشینى امام ادا شده است؟


    مردم حتى در دوران حکومت حضرت على علیه السلام نیز تبعیت و انقیاد جدى نسبت به ایشان نداشتند، چه در امور دینى و چه در امور حکومتى. تفصیل این سخن فرصتى دیگر مى طلبد.


    وقتى عرصه بر على بن ابى طالب چنین تنگ باشد، وضعیت امامان بعدى معلوم خواهد بود، زمانى که با روى کار آمدن بنى‎امیه و فاصله گرفتن نسل‎ها از صدر اسلام هر چه مى‎گذرد، کار


    بر ائمه (علیهم السلام) سخت‎تر مى‎شود.



    در اواخر دوران امامت حضرت باقر علیه السلام همزمان با ضعف مفرط بنى‎امیه، فشارها بر آن حضرت کاهش یافت و شرایط اجازه تشکیل حلقه‎هاى درس و بیان حقایق دین و شریعت



    را به آن جناب مى‎داد، همچنان که آمد و شد اصحاب نزدیک امام نیز مقدورتر مى‎گشت. این میراث به امام صادق علیه‎السلام نیز رسید و از آغاز دوران امامت ایشان تا پایان عمر بنى


    امیه، یعنى سال 132ادامه داشت.


    در رجال شیخ طوسى، نام 3223 نفر به عنوان اصحاب امام صادق علیه السلام برده شده است. از حسن بن على وشاء یکى از اصحاب امام رضا علیه السلام نقل شده که گفت: در مسجد کوفه


    نهصد نفر را دیدم که از جعفر بن محمد (علیهماالسلام) حدیث نقل مى‎کردند. (1)


    البته چنین ارقامى بدان معنا نیست که همه این افراد، به یک میزان مورد وثوق امام قرار داشتند، لذا آن حضرت نسبت به عده محدودترى از اصحاب خود، توثیق‎ها و تجلیل‎هاى ویژه نموده و به


    برخى اجازه مى‎دادند تا در مباحث مختلف وارد میدان شوند و به بحث و حتى مناظره بپردازند.



    در رجال کشى نقل شده که مردى شامى در مجلس امام وارد شد و عرض کرد: شنیده‎ام که براى هر سئوال پاسخى دارید، پس آمده‎ام که با شما مناظره کنم. امام فرمود: در چه موضوعى بحث


    دارى؟ گفت: در قرآن. امام به حمران بن أعین فرمود: پاسخ این مرد را بده. مرد شامى خطاب به امام گفت: من مى‎خواهم با خود شما بحث کنم. حضرت فرمود: اگر بر حمران چیره


    شدى، بر من غلبه یافته‎اى. سپس در آن جلسه زراره بن أعین در فقه با مرد شامى مناظره کرد، هشام بن سالم در توحید و هشام بن حکم در امامت و مومن طاق نیز در پاره‎اى امور اعتقادى. (2)


    مردم حتى در دوران حکومت حضرت على علیه السلام نیز تبعیت و انقیاد جدى نسبت به ایشان نداشتند، چه در امور دینى و چه در امور حکومتى. تفصیل این سخن فرصتى دیگر مى طلبد. وقتى


    عرصه بر على بن ابى طالب چنین تنگ باشد، وضعیت امامان بعدى معلوم خواهد بود، زمانى که با روى کار آمدن بنى‎امیه و فاصله گرفتن نسل‎ها از صدر اسلام هر چه مى‎گذرد، کار بر


    ائمه (علیهم السلام) سخت‎تر مى‎شود.


    پس از این مقدمه، به موضوع اصلى مورد نظر در این مقال مى‎پردازیم و آن را با سئوالى آغاز مى‎کنیم: آیا امام صادق علیه السلام با توجه به فرصت ویژه و بى‎سابقه‎اى که پس از گذشت


    بیش از یک قرن از تاریخ تشیع براى ایشان حاصل شد، در مورد معنا و مفهوم تشیع و چیستى آن، مطالبى فرموده یا خیر؟ پاسخ یقیناً مثبت خواهد بود. مگر ممکن است امام در موضوعات


    فقهى، چنان فرمایش‎هاى متعدد و تعالیم فراوانى بیان کرده باشند که متون فقهى ما به طور عمده بر محور سخنان آن حضرت (و پدر گرامى‎شان) قرار یافته، آنگاه در باب مسائل عقیدتى


    که پایه و اساس دیانت است، مطالبى قابل توجه و مبنایى نفرموده باشند؟


    طبیعتاً همان گونه که در فقه، نقلیات کمترى از چهار امام اول حتى امیرالمومنین (علیه السلام) در مقایسه با امامان پنجم و ششم وجود دارد، در اعتقادات نیز مطالب نقل شده از آن



    دو امام، به ویژه امام صادق علیه السلام به مراتب بیشتر است، لذا نمى‎توان در ارائه تعریف از تشیع سخنان امام ششم را لحاظ ننمود. امامان یک سلسله متصل به رسول خدایند که سخن‎شان


    یکى است و مرام واحدى را معرفى و ترویج مى‎کنند. چنان که از امام صادق علیه السلام نقل است: «سخن من، سخن پدرم و کلام پدرم، کلام جد من است و آن کلام حسین و ... سخن


    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است که سخن خداى متعال است.» (3) اما بى توجهى به شرایط ویژه و سخت زمانى امامان در القا و بیان این مرام و منظومه اعتقادى، خبط بزرگى است.


    شاگردان امام صادق علیه السلام از سخنان و تعالیم ایشان مکتوباتى را تالیف کردند که اصول نامیده مى‎شود و به تعبیر میرداماد «حدود چهارهزار شاگرد در محضر امام صادق علیه السلام بودند


    که کتب و تالیفاتشان فراوان بوده اما تعدادى که اعتبار آنها مقبول قرار گرفت و مورد اعتماد واقع شد، اصول چهارصدگانه نامیده شده است.» (4) در مورد اعتبار این مجموعه‎هاى روایى، دانشمندان


    علم حدیث سخنان فراوان گفته‎اند. میراث حدیثى امام صادق علیه السلام در فاصله زمانى پس از ایشان تا حدود دو قرن بعد که تالیف کتب جامع روایى آغاز شد، از سوى امامان بعدى نیز تقویت شد و


    البته طبعاً این میراث در معرض آفات خاص خود نیز قرار داشت. سخن در این است که آیا هیچ اثر و ثمرى از آموزه‎هاى آن امام بزرگ، در تعریف تشیع و بیان چارچوب‎هاى آن به ما نرسیده است؟


    آیا روشنفکران ما مى‎توانند بى‎نیاز از این مجموعه به ارائه مفهوم تشیع اقدام کنند؟



    هر قدر هم که کسى در میزان اعتبار میراث حدیثى شیعه تردید و یا حتى غلو کند، امکان نادیده گرفتن و ناچیز انگاشتن آن مبانى علمى را ندارد.


    یکى از برخوردهاى غیرعلمى - در ظاهر علمى - و تا حدى عوام گرایانه با حدیث را مثال مى‎آوریم. اگر شخصى موجه و موثق و کاملاً مورد اعتماد، حادثه یا مطلبى را براى شما، از


    قول شخص ثالثى نقل کند و بر صحت نقل تاکید نماید، چه بسا شما بدون آن که شخص ثالث را بشناسید، به واسطه اعتماد به ناقل مستقیم که با او مواجه بوده‎اید و تکیه بر این که او به هر


    کسى اعتماد نمى‎کند مطلب را بپذیرید. در این حالت شما مطلب مورد نظر را با دو واسطه – راوى - دریافت کرده‎اید که واسطه اول برایتان مجهول و واسطه دوم برایتان کاملاً مورد


    اعتماد است اما به قرینه تاکید واسطه دوم و شناخت و اعتمادتان به وى، به نقل اعتماد مى‎ورزید. بنابراین اگر گفته شود که هر حدیثى به صرف مجهول بودن یک راوى آن، محکوم به بطلان است،



    بدون آن که قرائن موجود ملاحظه شود، حکمى علمى نشده است. این تنها یک نمونه و مثال بود.


    از تاریخ حدیث شیعه به روشنى فهمیده مى‎شود که بسیارى از اصول چهارصدگانه - که ذکرش گذشت - به دست صاحبان کتب اربعه - به ویژه جناب کلینى صاحب کتاب کافى رسیده است.


    لذا آنان قرائنى افزون بر صحت سند حدیث در اختیار داشته‎اند. از آنجا که این بحث، مسئله‎اى فنى در علم حدیث است ما به همین اشاره اکتفا مى‎کنیم به امید آن که طرح موضوعى در ذهن

    خوانندگان محترم باشد، زیرا خدشه نمودن بى امان در میراث حدیثى، یکى از آفات دین شناسى‎هاى امروزین جامعه ما است.


    اما در ادامه بحث اصلى خود باز هم با خدشه کنندگان مماشات نموده و از احادیثى نمونه مى‎آوریم که از نوع صافى‎هاى سخت گیرانه گذشته و همه گزینش‎هاى گاه غیر علمى را پشت


    سر گذاشته اند، اما باز هم در صحنه مانده‎اند. نمونه‎اى از این احادیث صحیح السند از اصول کافى، که از امام صادق علیه‎السلام نقل گردیده، چنین است:


    - باب وجوب طاعت/ حدیث 6: ما قومى هستیم که خداوند طاعتمان را واجب ساخته است.


    - باب آن که ائمه (علیهم السلام) والیان امر الهى و گنجینه داران علم اویند/ حدیث 5: ما حجت‎هاى الهى بر بندگانش و گنجینه‎داران علم اوییم.


    - باب نص خدا و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بر ائمه (علیهم السلام)/ حدیث 102: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه «اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولى الامر منکم» سئوال


    شد پس فرمود: این آیه در مورد على بن ابى طالب (علیهماالسلام) و حسن (علیه السلام) و حسین (علیه‎السلام) نازل شد ... سپس در مورد على بن حسین (امام سجاد علیه السلام) و پس از


    ایشان در محمد بن على (امام باقر علیه السلام) استمرار یافت...


    - باب غیبت/ حدیث10: اگر به شما خبر رسید که صاحب این امر (رسالت مهم الهى در گستردن دین و عدل در عالم) غایب شده است، این مسئله را انکار نکنید. از احادیثى که مضمون آنها قابل


    انکار نیست - و نمونه‎هاى فوق گوشه‎اى از آنها است - به دست مى‎آید که انتصاب الهى امامان شیعه (که عصمت لازمه آن است) علم لدنى و الهى آنان و غیبت امام عصر (عج) از موارد غیرقابل


    حذف در تعریف تشیع است.

    *لازم به ذکر است که نسبت دادن عنوان رئیس مذهب شیعه به امام صادق علیه السلام به این مفهوم است که ایشان به علت شرایط مساعد و مناسب عصر خویش احیاگر مذهب تشیع شدند


    و اطلاق رییس مذهب شیعه به ایشان به این معنا می باشد . بعضی از افراد تعمداً و عده‎ای هم از روی جهل این کلام را نادرست برداشت می‌كنند. علت اشتباه و نادرست بودن برداشت


    آن ها این است که اولا دین و مذهب صاحبی دارد و آن خداوند تبارک و تعالی می‎باشد و دین مبین اسلام توسط پیامبر نور و رحمت حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم



    برای هدایت بشر از جانب خداوند آورده شده است تا ما با تبعیت از آن به سعادت و کمال در این دنیا و هم در آخرت برسیم . و ثانیا این که عده‎ای با بیان مکرر این که امام صادق علیه السلام


    موسس و رئیس مذهب شیعه هست می‎خواهند این ذهنیت را در افراد ایجاد کنند که شیعه پیدایش و تاسیس آن به زمان امام صادق علیه السلام برمی‎گردد و یک فرقه منشعب شده از اسلام است


    و مذهب جعلی و غیر صحیحی است و اهل سنت چون قدمت بیشتری دارد، مذهب حقه است در حالی که اصل شیعه و تاسیس آن به زمان حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر می‎گردد


    لذا با این بیان که عرض شد نسبت رئیس مذهب شیعه و یا موسس آن را به امام صادق دادن (با این برداشت) کلامی غلط است که باید این نکته را به گوینده آن تذکر داد.



    پی‎نوشت‎ها:

    1- رجال نجاشى/ شماره 80.

    2- بحارالانوار، ج 47/ص 407.

    3- کافى، ج 1/ص 53.

    4- الذریعه،ج 2/ ص130 .

    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #123
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    به ياد بحر حقايق ، امام صادق عليه السلام"


    زبان رساي اسلام بود و مبين شريعت مصطفي صلي الله عليه و اله.


    با سخناني حکيمانه ، منطقي استوار ، علمي سرشار ، برگزيده روزگار به شمار مي آمد و... بنده شايسته پروردگار بود درسالهاي سياهي که ابرهاي سلطه امويان ، آسمان جهان اسلام را تاريک


    کرده و در سالهاي تيره تر ، که حکومت عباسيان ، مسلمانان را به تيرگي نشاند ،


    او خورشيد دين و دانش مدينه بود.

    او آبياري نهال حق کرد تا اين بذر ايمان پا گرفت و در افق انديشه ها تابان شد.


    دين به نام او زنده گشت.


    درخت علم ، در بوستان کلامش روييد و به برگ و بار نشست.


    گلشن فضل ، از چشمه دانش او سيراب گشت .


    کتاب فقه ، با " الفباي صادقي" نگاشته شد.


    فقيهان دين مدار ، خوشه چين حديث و حکمت صادقي اند.


    و امروز ، هر جا که شيعه اي هست ، جعفري است.


    نگاهي به سيره امام صادق عليه اسلام


    کار و تلاش و دستگيري از مستمندان


    امام نه تنها ديگران را دعوت به کار و تلاش مي کرد ، بلکه خود نيز با وجود مجالس درس ، مناظرات و... در روزهاي داغ تابستان ، در مزرعه اش کار مي کرد. يکي از ياران حضرت


    مي گويد : آن حضرت را در باغش ديدم ، پيراهن زبر و خشن بر تن و بيل در دست ، باغ را آبياري مي کرد و عرق از سر و صورتش مي ريخت ، گفتم: اجازه دهيد من کار کنم.


    فرمود : من کسي را دارم که اين کارها را انجام دهد ولي دوست دارم مرد در راه به دست آوردن حلال از گرمي آفتاب ، آزار ببيند و خداوند نظاره گر تلاش من که در پي روزي هستم ، باشد.


    امام در نهايت علاقه به کار و تلاش ، هرگز فريفته درخشش درهم و دينار نگرديد و مي دانست که بهترين کار از نظر خداوند تقسيم دارايي خود با نيازمندان است . امام درباره باغ خود


    مي فرمود : وقتي خرماها مي رسد ، مي گويم ديوارها را بشکافند تا مردم وارد شوند و بخورند. ده نفر ديگر بيايند و هر يک ، يک مد خرما بخورند. آنگاه براي تمام همسايگان باغ ( پيرمرد ،


    پيرزن ، مريض ، کودک و هر کس ديگر که توان آمدن به باغ را نداشته )، يک مد خرما ببرند. سپس مزد باغبان و کارگران و.. را مي دهم و باقي مانده محصول را به مدينه آورده بين


    نيازمندان تقسيم مي کنم و در آخر از محصول چهار هزار ديناري ، چهارصد درهم برايم مي ماند.

    ساده زيستي امام


    امام عليه السلام همانند مردم معمولي لباس مي پوشيد و در زندگي رعايت اقتصاد ( ميانه روي ) را مي کرد. مي فرمود : بهترين لباس در هر زمان ، لباس معمول همان زمان است.


    پس گاه لباس نو و گاه لباس وصله دار بر تن مي کرد. لذا وقتي سفيان ثوري به وي اعتراض مي کرد که : پدرت علي لباسي چنين گرانبها نمي پوشيد ، مي فرمود : زمان علي عليه السلام ،


    زمان فقر و اکنون زمان غنا و فراواني است و پوشيدن آن لباس در اين زمان ، لباس شهرت است و حرام. پس آستين خود را بالا زد و لباس زير را که خشن بود ، نشان داد و فرمود : لباس زير


    را براي خدا و لباس نو را براي شما پوشيده ام.


    حضرت صادق عليه السلام هميشه همگام با مردم بود و اجازه نمي داد ، امتيازي براي وي و خانواده اش در نظر گرفته شود. و اين ويژگي هنگام بروز بحران هاي اقتصادي و


    اجتماعي بيشتر نمايان مي گشت . از جمله در سالي که گندم در مدينه ناياب شد ، در آن سال امام (ع) دستور داد گندمهاي موجود در خانه را بفروشند و از همان ، نان مخلوط از آردجو


    و گندم که خوراک بقيه مردم بود ، تهيه کنند و فرمود :" خدا مي داند که مي توانم به بهترين صورت نان گندم خانواده ام را تهيه کنم ، اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ريزي صحيح زندگي ببيند."



    علم امام


    آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق عليه السلام ويژگي خاص بخشيده ، استفاده از علم بي کران امامت ، تربيت دانش طلبان و بنيان گذاري فکري و علمي مذهب تشيع است.


    شيخ مفيد مي نويسد : آن قدر مردم از دانش حضرت نقل کرده اند که به تمام شهرها منتشر شده و کران تا کران جهان را فرا گرفته و از احدي از علماي اهل بيت عليهم السلام


    به اندازه امام اين مقدار حديث نقل نشده است.


    اصحاب حديث ، راويان آن حضرت را با اختلاف آراء و مذاهبشان گرد آورده که عددشان به چهار هزا تن رسيده است.


    سيد مومن شافعي نيز مي نويسد : مناقب آن حضرت بسيار است تا آن جا که شمارشگر حساب از آن ناتوان مي باشد.


    ابو حنيفه مي گويد : من هرگز فقيه تر از جعفر بن محمد [ع] نديده ام و او حتماً داناترين امت اسلامي است. (9)


    جوانان و امام صادق عليه السلام


    نگاه مهربان امام به جوانان ، که با بزرگداشت شخصيت ، تکريم استعداد و صلاحيتها ، احترام به نيازها و توجه به قلبهاي پاک و زلال آنان همراه بود و اقبال جمع جوانان به سوي امام عليه السلام ،


    که فرآيند عملکرد و رفتار متين ، محبت آميز ، حکيمانه و سرشار از خلوص و عاطفه آن حضرت بود ، همواره جلوه نمايي مي کرد.


    امام در مورد جوانان مي فرمود:


    "جوانان زودتر از ديگران به خوبيها روي مي آورند."


    جواني فرصت نيکو و زودگذر است که بايد به خوبي از آن بهره جست و با زيرکي ، ذکاوت و تيزبيني ، اين نعمت خداد را پاس داشت ؛ زيرا اين فرصت "ربودني" و"رفتني" است


    وضايع ساختن آن ، چيزي جز غم و پشيماني براي دوران پس از آن به ارث نمي گذارد.


    - امام صادق در اين مورد مي فرمايد :" به هر کس فرصت دست دهد و او به انتظار به دست آوردن فرصت کامل ، آن را به تأخير اندازد ، روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد ، زيرا


    کار ايام ، بردن است و روش زمان ، از دست رفتن."


    انسان با ورود به دوران جواني به دنبال"هويت" جديدي مي گردد. در اين مرحله هويت يابي ، نقش " آگاهي و بينش" بسيار مؤثر و کارساز بوده ، بر"رفتار و عمل" پيشي دارد ، در



    اين دوران ، ممکن است سرگرداني در هويت سبب گردد که او به بحران هويت کشيده شود . در اين شرايط ، جوان بايد رنگ خدايي گيرد تا هويتش خدايي گردد ، دين همان " رنگ خدا " است ،


    امام صادق عليه السلام مي فرمايد:


    " مقصود از رنگ خدايي همان دين اسلام است."


    دين به انگيزه جوان در بنا کردن و آراستن هويت او پاسخ مي دهد ، زيرا آدمي داراي عطشي است که فقط با پيمودن راه خدا فرو مي نشيند.


    از اين رو امام صادق عليه السلام ، يادگيري بايد ها و نبايدها و انديشه هاي سبز دين را از ويژگيهاي دوران جواني مي داند.



    امام نسبت به آن دسته از جواناني که علم دين نمي دانند و در پي آن نمي روند ، رنجيده خاطر مي گردد.



    جوانان و يافتن دوست



    دوست خوب يکي از سرمايه هاي بزرگ زندگي و از عوامل خوشبختي آدمي است. رفيق شايسته براي جوان جايگاه خاص خود را دارد و اهميت آن به گونه اي است که درشکل دهي



    شخصيت او نقش بزرگي ايفا مي نمايد.


    امام دوستان را سه نوع مي داند:


    1. کسي که مانند غذا به آن نياز است که آن " رفيق عاقل" است.



    2. کسي که وجود او براي انسان به منزله بيماري مزاحم و رنج آور است که آن " رفيق احمق" است.



    3. کسي که وجودش به منزله داروي شفا بخش است که آن " رفيق روشن بين و اهل خرد" است.



    و نيز رفاقت ، حدودي دارد ، کسي که تمام آن حدود را دارا نيست ، کامل نيست و آن کس که داراي هيچ يک از آن حدود نيست ، اساساً دوست نيست:



    1- ظاهر و باطن رفيق، نسبت به تو يکسان باشد.


    2- زيبايي و آبروي تو را جمال خود ببيند و نازيبايي تو را نازيبايي خود بداند.


    3- دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام، روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.



    4- در زمينه رفاقت ، از آنچه در اختيار دارد، نسبت به تو مضايقه ننمايد.



    5- تورا در مواقع گرفتاري و مصيبت ، ترک نگويد.


    جوانان و آموزش



    امام صادق عليه السلام مي فرمايد:


    دوست ندارم يکي از شما جوانان را ببينم ، مگر در يکي از دو حال : يا دانا (عالم) يا در حال يادگيري و دانش اندوزي.


    جوانان و قرآن


    امام مي فرمايد : جوان مومني که به قرائت قرآن بپردازد ، قرآن با گوشت و خونش در مي آميزد.



    در فراق خورشيد


    عاقبت منصور دوانيقي ، محبوبيت و علم امام صادق عليه السلام را تحمل نکرد و با زهري که به امام خورانيد ، ايشان را در 25 شوال ، سال 148 به شهادت رسانده و مسلمين را از فيض


    وجود مقدس اين امام همام ، محروم ساخت.


    امام عليه السلام در واپسين لحظات عمر خويش ، چشمهاي خود را گشود و فرمود که خويشان مرا جمع کنيد. چون همه جمع شدند ، فرمود : " شفاعت ما به کسي که نماز را سبک بشمارد و اعتنا به شأن و مقام آن ننمايد ، نمي رسد."


    1. جواد محدثي.

    2. بحار الانوار، ج 47، ص 56.

    3. وسايل الشيعه، ج 16، ص 488.

    4. بحار الانوار، ج 47، ص 54.

    5. اعيان الشيعه،ج1،ص660.

    6. همان ،ص59.

    7. ارشاد مفيد،ص 254.

    8. منتهي الامال، ج2، ص 139.

    9. الامام الصادق وابوزهره، ص 224.

    10. بحار الانوار، ج 23، ص 236.

    11. بحار الانوار ، ج 78، ص 268.

    12. اصول کافي ، ج2، ص 14.

    13. نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدي، خطبه124،ص 122.

    14. وسايل الشيعه، ج 15، ص 194.

    15. تحف العقول، حراني، ص302.

    16. تحف العقول، ص 223.

    17. الامالي، شيخ صدوق،ص 397.

    18. بحار الانوار ، ج 1، ص 17.

    19. اصول کافي، ج 4، ص 414.

    20. مفاتيح الجنان
    =================
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #124
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    1- مرحوم قطب الدّین راوندى روایت كرده است:


    روزى از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال كردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى‎فرمائى؟


    حضرت در جواب فرمود: عمر خویش را بر چهار پایه و ركن اساسى سپرى مى‎نمایم:


    مى‎دانم آنچه كه روزى براى من مقدّر شده است، به من خواهد رسید و نصیب دیگرى نمى‎گردد.


    مى‎دانم داراى وظائف و مسئولیّت‎هائى هستم، كه غیر از خودم كسى توان انجام آنها را ندارد.


    مى‎دانم مرا مرگ در مى‎یابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى‎رباید؛ پس باید هر لحظه آماده مرگ باشم.


    و مى‎دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و باید مواظب اعمال و حركات خود باشم .(1)


    2- در روایات متعدّدى وارد شده است:


    هرگاه كه امام جعفر صادق علیه السلام در باغستان و مزرعه، بیل در دست داشته و مشغول كشاورزى و كارگرى مى‎بود؛ و اصحاب


    و دوستان، حضرت را با آن حالت مشاهده


    مى كردند، عرضه مى‎داشتند: یابن رسول الله! چرا در این موقعیت خود را به زحمت انداخته‎اید؟!


    اجازه فرمائید تا ما كمك كنیم و شما استراحت نمائید؟


    حضرت در جواب مى‎فرمود: مرا به حال خود وا گذارید، من علاقه‎مندم كه خداوند مرا در حالتى مشاهده نماید كه با دست خود


    زحمت مى‎كشم و كار مى‎كنم و جسم خود را براى


    به دست آوردن روزى حلال به زحمت و مشقّت انداخته‎ام.(2)


    3- بعضى از بزرگان همانند مرحوم إربلى حكایت كرده‎اند:


    روزى مگسى بر صورت منصور دوانیقى نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت، مگس بار دیگر برگشت و بر همان جاى


    اول نشست و باز منصور آن را دور كرد.


    و این كار چند مرتبه تكرار شد تا آن كه منصور به خشم آمد، در همان حال، امام جعفر صادق علیه‎السلام وارد شد.


    منصور گفت: یابن رسول الله! خداوند متعال براى چه مگس را آفریده است؟


    حضرت در پاسخ فرمود: براى آن كه به وسیله آن، جبّاران را ذلیل و متواضع گرداند.(3)


    4- مرحوم نراقى در كتاب ارزشمند خود آورده است:


    شخصى نزد امام جعفر صادق علیه السلام حضور یافت؛ و عرضه داشت: یابن رسول الله! پدرم پیر و ضعیف گشته است به طورى كه همانند بچه كوچك


    باید در خدمت او باشم؛ و نیز او را براى قضاء حاجت بغل مى‎كنم .


    حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشى باید این كار را ادامه دهى؛ و نیز باید با كمال ملاطفت و مهربانى برایش لقمه بگیرى و در دهانش بگذارى .


    انجام این امور فرداى قیامت، راه ورود به بهشت را برایت آسان مى‎گرداند.



    (4)


    5- صفوان جمّال حكایت می‎كند:


    روزى در خدمت آن حضرت بودم، كه فرمود: اى صفوان! آیا تعداد سفیران و پیامبرانى را كه خداوند متعال براى هدایت بندگان؛ مبعوث گردانیده است،


    مى‎دانى؟


    عرض كردم: خیر، نمى‎دانم .


    امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند یك صد و بیست و چهار هزار پیغمبر برانگیخت و به همان تعداد نیز وصىّ و جانشین منصوب و معرفى كرده، كه


    تمامى آنها اهل صدق


    حدیث و اداى امانت و زاهد در امور دنیا بوده‎اند.


    سپس حضرت در ادامه فرمایش خود افزود: خداوند متعال پیغمبرى بهتر و با فضیلت‎تر از حضرت محمد مصطفى صلى الله علیه و آله نفرستاد.


    و نیز جانشینى بهتر و با فضیلت‎تر از جانشین آن بزرگوار یعنى؛ حضرت امیرالمؤمنین امام على بن ابى طالب علیه السلام معرفى نكرده است .(5)



    پی‎نوشت‎ها:


    1- مستدرك الوسائل، ج 12، ص 172، ح 15.


    2- كافى، ج 5، ص 76/ بحارالانوار، ج 47، ص 57/ وافى، ج 17، ص 30 و 36.


    3- كشف الغمّة، ج 2، ص 373.


    4- جامع السّعادات، ج 2، ص 265.


    5- بحارالانوار، ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شیخ مفید.



    منبع:


    کتاب چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام؛ عبدالله صالحى
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #125
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    جوانان و نوجوانان در هر جامعه‏ اى گنجينه‏ هاى سرشارى هستند كه اگر مربيان و متوليان براى آنان سرمايه گذارى شايسته انجام دهند و اين گروه فعال و پرشور را با رفتار حكيمانه ، تكريم شخصيت و احترام به نيازها ، به اهداف مطلوب و ايده ‏آل خود هدايت نمايند ، علاوه بر اين كه آنان را از خطر انحراف و ترديد در هويت و آسيب‏هاى اجتماعى مصونيت ‏بخشيده ‏اند ، قلب‏هاى پاك و زلال آنان را به سوى نيکی ها ، زيبايى‏ها و اخلاق پسنديده رهنمون می شوند و جامعه آينده را از نظر سلامت و حفظ ارزش‏ها و فرهنگ ، بيمه نموده ‏اند. امام صادق‏ عليه السلام در مورد سرمايه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‏هاى منحرف و كج انديش ، مى‏فرمايند: « نوجوانان خود را با احاديث ما آشنا كنيد قبل از اين كه مرجعه (يكى از گروه‏هاى منحرف) بر شما پيشى گيرند. » (1)

    ارتباط با نسل جوان
    هدايت و تربيت نسل جوان به لحاظ اهميتى كه دارد امروزه بيش از گذشته مورد توجه انديشمندان و جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصيات عاطفى ، اجتماعى و جسمانى است. حساسيت ، تنوع خصلت‏هاى رفتارى ، هيجان‏هاى درونى ، علاقه شديد به دوستى با همسالان ، عدم كنترل رفتار ، حب ذات ، الگو پذيرى و تقليد ، افتخار به شخصيت و تشخص‏ طلبى و ميل به آزادى ، شمه‏اى از ويژگى‏هاى اوست.
    با توجه به اين ويژگى‏ها ، شيوه رفتارى امام صادق‏ عليه السلام با جوانان ، و همچنين سخنان و دستور العمل‏هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان ، بهترين نسخه شفا بخش و راه گشاست. نگاه‏هاى مهربان ، بزرگداشت ‏شخصيت ، توجه به استعداد و صلاحيت آنان ، احترام به نيازهاى فردى و اجتماعى ، رفتار محبت ‏آميز و حكيمانه و سرشار از عاطفه و خلوص ، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود.
    آن حضرت به سرعت پذيرش سجاياى اخلاقى در نوجوانان توجه كرده و به ابوجعفر ; مؤمن طاق مى‏فرمايد:
    « بر تو باد تربيت نوجوانان ، زيرا آنان زودتر از ديگران خوبى‏ها را مى‏پذيرند.» (2)
    در اينجا به ذکر چند نمونه از شيوه‏ ها و راه كارهاى عملى برخورد و هدايت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمد عليه السلام مى‏پردازيم:
    1 - رفتار نيكو و ملايم
    نوجوان ، قلبى پاك ، روحى حساس و دلى نازك و عاطفى دارد پس در برخورد با او بايد راه نرمى و ملايمت پيش گرفت. نگاه مهربان ، ارزش دادن به شخصيت و رفتار خوش ، بهترين شيوه ارتباط با اوست. محبت ، اظهار علاقه ، صدا كردن با القاب ، عناوين و نام‏هاى زيبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى‏كند و در اين حال مى‏ توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ايجاد كرد ، سخنانش را شنيد ، راهنمايى كرد ، لغزش‏ها را متذكر شد و بالاخره در عالم دوستى كه يك ارتباط شديد روحى و عاطفى برقرار است ، مى‏توان صفات زيبا را به او القاء نمود ، نيازهاى بسيارى را از او برطرف كرد و او را از آلودگى‏ها بر حذر داشت ، زيرا گرايش جوان به خوبى‏ها و زيبايى‏ها از ديگران بهتر و سريع‏تر انجام مى‏پذيرد.
    امام صادق عليه السلام فرمود:« هر كس سه خصلت را دارا نباشد از ايمان خود سودى نخواهد برد: اول - بردبارى ، كه جهل نادان را برطرف كند. دوم - پارسائى ، كه او را از حرام باز دارد و سوم - رفتار نيكو كه با مردم مدارا نمايد.» (3)
    2 - آگاهى دادن در مسائل دينى
    يكى از علل دين گريزى برخى جوانان و نوجوانان ، عدم آگاهى به مسائل دينى است ؛ زيرا انسان طبيعتا هر چه را نشناسد به سويش نمى‏رود و افكار و احساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى‏دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى‏ها و زيبائى‏ها به ويژه اطلاع از منافع آن ، سريعا انسان نفع طلب را جذب كرده و آن را در نزد وی ، دوست داشتنى مى‏كند. براى همين اگر جوانان با آثار ، بركات ، احكام و معارف دين آشنا شوند ، فاصله شان با حقايق دينى كم خواهد شد.
    امام صادق عليه السلام به بشير دهـّان (روغن فروش) فرمود: « از دوستان ما كسى كه در دين خود انديشه و تفقه نكند ارزش ندارد. اى بشير! اگر يكى از دوستان ما در دين خود تفقه نكند و به مسائل و احكام آن آشنا نباشد ، به ديگران (مخالفين ما) محتاج مى‏شود ، هر گاه به آن‏ها نياز پيدا كرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى‏دهند در حالى كه خودش نمى‏داند.»(4)
    ضرورت يادگيرى احكام دينى در منظر پيشواى ششم آن قدر مهم است كه مى‏فرمايد: « اگر به جوانى از جوانان شيعه برخورد نمايم كه در دين تفقه نمى‏كند او را تأديب خواهم كرد.» (5)
    3 - شناساندن آسيب‏هاى اجتماعى
    آشنا نبودن نسل جديد با آفت‏هاى اجتماعى ، موجب افت ارزش‏هاى اخلاقى ، توفيق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در ميان آنان مى‏باشد. اگر جوانان مسلمان با اين آفت‏ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در ميان افراد جامعه اطلاع يابند ، بنابر فطرت پاكى كه خداوند در نهاد ايشان قرار داده از آن آفات‏ فاصله خواهند گرفت و دامن خويش را به چنين آفات اجتماعى ، آلوده نخواهند كرد. صادق آل محمد عليه السلام مواردى از آفت‏هاى اجتماعى را چنين فهرست كرده است : « به برادر ايمانى خود ستم ننمايد ، او را فريب ندهد ، به او خيانت نكند ، او را كوچك نشمارد ، او را دروغگو نخواند ، به او اف نگويد و اگر به او اف بگويد (غرغر كند) دوستی ‏بين آن دو قطع مى‏شود و اگر به برادر ايمانى ‏اش بگويد تو دشمن من هستى ، يكى از آن دو كافر [باطنى ] مى‏شود و اگر برادرش را متهم نمايد ، ايمان در قلب او ذوب مى‏شود مانند ذوب شدن نمك در آب.»
    4 - ترغيب به دانش افزايى
    يك جوان مسلمان بايد از علوم روز آگاهى كافى داشته باشد. تخصص در كنار تعهد يك اصل مسلم و ترديد ناپذير در فرهنگ ما است. كسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى‏رسند كه با شناخت دانش‏ها و مهارت‏هاى عصر خود به قله‏ هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ايمان خويش ، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب كنند. از منظر حضرت صادق‏ عليه السلام ، كسب دانش و مهارت‏ هاى فنى براى يك جوان ضرورى است ، آن حضرت مى‏فرمايد: « هيچ وقت دوست ندارم يكى از جوانان شما (شيعه) را ببينم مگر اينكه در يكى از دو حال ، شب و روز خود را سپرى كند : يا دانا باشد يا ياد گيرنده . » (7)
    5 - عادت دادن به حسابرسى
    يك تاجر زمانى در كار خود پيشرفت مى‏كند كه در هر شبانه روز به حساب خود رسيدگى كرده و سود و زيان معاملات خويش را بداند در غير اين صورت بعد از مدت كوتاهى سرمايه و هستى خود را از دست ‏خواهد داد. جوانى ، يك سرمايه و فرصت ‏بسيار عالى براى هر شخص است . اگر جوانی به حساب عمر خود رسيدگى نكند و نداند كه در مقابل عمر خويش چه چيزى به دست آورده است ، در آينده‏ اى نه چندان دور سرمايه ی معنوى خويش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه ‏اش برسد و ببيند كه در مقابل هر روز از دست رفته ، يك قدم به سوى كمال برداشته ، مسلما خوشحال شده و آن را تكرار می كند و در مقابل انحطاط فكرى و اخلاقى غمگين گشته و سعى در جبران آن داشته باشد ، بديهى است كه رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد . امام صادق‏ عليه السلام به ابن جندب كه جوانی فعال ، پرشور و با ايمان بود مى‏ فرمايد: « اى پسر جندب! هر مسلمانى كه ما را مى‏شناسد شايسته است كه رفتار و كردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خويش باشد تا اگر كار نيكى در آن‏ها ديد ، بر آن بيفزايد و اگر كار بدى در اعمال خود مشاهده نمود ، از آن‏ها توبه كند ، تا در روز قيامت دچار ذلت و حقارت نشود. » (8)
    6 - تعديل حس دوست‏خواهى
    انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى‏كند. او در همنشينى با رفيق شفيق ، نشاط و نيرو مى‏گيرد و اين يك نياز طبيعى اوست که بايد نسبت به آن ارضاء شود. يك جوان در اثر اين حس ، به سمت دوستان و همفكران خود كشيده مى‏شود ، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى‏باشد. از طرف ديگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى ، ممكن است در دام دوستان ناباب بيفتد. از اين رو در انتخاب يك دوست ممكن است دچار مشكلات گردد . امام جعفر صادق عليه السلام دقيقا روى همين نكته و به جوانان چنين رهنمود مى‏دهد: « دوستان سه دسته هستند:1- كسى كه مانند غذا در هر زمان به او نياز هست و او دوست عاقل است. 2- كسى كه [براى انسان] مانند بيمارى و درد [رنج آور] است، او دوست احمق [و نادان] است و 3- كسى كه وجودش براى فرد همانند داروى حيات بخش است ، که او رفيق روشن بين [و اهل تفكر] است.» (9)
    7 - ضرورت ازدواج
    هر جوانی فطرتاً نيازمند ازدواج است و بايد به اين نياز خدادادى و طبيعى خود از طريق مشروع پاسخ دهد . اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشكلات و سختى‏ها از اين سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شيطانى گرفتار مى‏كنند. به آنان بايد توجه داده شود كه اين پيمان مقدس در ميان تمام ملت‏ها وجود داشته و محبوب ترين بنيان نزد خداوند متعال است. با ازدواج ، شخصيت و ايمان دو جوان كامل مى‏شود. صادق آل محمد عليه السلام فرمود: «من تزوج احرز نصف دينه فليتق الله فى النصف الآخر؛ (13) كسى كه ازدواج كند نصف دينش را حفظ كرده است ، پس بايد در نصف ديگرش تقواى الهى پيشه كند.» (10)
    و در حديث ديگرى آن حضرت به جوانان چنين پيام داد: « دو ركعت نماز فرد متاهل بر 70 ركعت ، نماز فرد مجرد برترى دارد.» (11)
    8 - تشويق به نماز
    بر اساس متون دينى ِ ما ، نماز عامل كمال انسان و حافظ او از آلودگى‏ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنين اين رفتار معنوى تاثير بسزايى در بيدار كردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد . نماز ، تسلى بخش و آرامش بخش دل‏هاى مضطرب در انسان‏هاى خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترين وسيله ارتباط صميمانه رب العالمين است. « [روز قيامت] اولين چيزى كه از بنده محاسبه مى‏شود نماز است. اگر از او نماز پذيرفته شد ، ساير اعمالش پذيرفته مى‏شود اما اگر نماز او رد شد ساير اعمال [نيك] او نيز رد خواهد شد.» (12)
    آن حضرت در مورد زيان‏هايى كه در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى‏دهد به ابن جُندب فرمود: « واى بر آن‏ها كه از نماز غفلت كنند ، در خلوت بخوابند و خدا و آياتش را در دوران ضعف دين استهزاء كنند ، آنان كسانى هستند كه در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قيامت ‏با آنان سخن نخواهد گفت ، آنان را تبرئه نخواهد كرد و عذاب دردناك براى آن‏هاست.» (13)

    پى‏نوشت‏ها:
    1) التهذيب، ج 8، ص 111.
    2) الكافى، ج 8، ص 93.
    3) بحارالانوار، ج 75، ص 237.
    4) منية المريد، ص 375; اصول كافى ج 1، ص 25.
    5) بحار الانوار، ج 1، ص 214.
    6) وسائل الشيعه، ج 12، ص 208.
    7) امالى طوسى، ص 303.
    8) تحف العقول، ص 301.
    9) بحارالانوار، ج 75، ص 237.
    10) همان، ج 100، ص 219.
    11) روضة الواعظين، ج 2، ص 374.
    12) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 208.
    13) تحف العقول، ص 302.
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #126
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    امام صادق(عليه السلام) در روز 17 ربيع الاوّل سال 83 هجرى قمرى در مدينه متولّد گرديد.


    پدر گرامى آن حضرت، امام محمّد باقر(عليه السلام) و مادر ارجمندش امّ فروه، دختر قاسم بن محمّد بن ابیبكر میباشد.


    نام شريفش جعفر و لقب معروفش صادق و كنيه اش ابوعبداللّه میباشد.


    شهادت آن حضرت در 25 شوّال سال 148 هجرى قمرى، در 65 سالگى، به دستور منصور دوانيقى، خليفه ستمگر عبّاسى،


    به وسيله سمّى كه به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدينه اتّفاق افتاد، و محلّ دفنش در قبرستان بقيع است.




    برنامه امام صادق(عليه السلام)



    امام جعفر صادق(عليه السلام) تلاش و كوشش خود را با مساعى علمى سخت كوشانه آغاز و حوزه فكرى و ثمربخش خويش را كه بزرگان فقها و متفكّران از آن بيرون آمدند،


    در صفوف امّت، افتتاح كرد، و با تربيت شاگردانى دانشمند، ذخيره علمى بزرگى براى امّت برجاى گذاشت.


    بعضى از شاگردان نامى آن بزرگوار عبارتند از:


    هشام بن حكم و مؤمن الطّاق و محمّد بن مسلم و زرارة بن اعين و غير آنان كه هر يك چهره هاى درخشانى از تربيت شدگان مكتب آن حضرتاند.


    حركت علمى او آن سان گسترش يافت كه سراسر مناطق اسلامى را دربر گرفت و مردم از علم او چيزها میگفتند و شهرتش در همه شهرها پيچيده بود.


    جاحظ در مورد امام صادق(عليه السلام) گويد:


    «امام صادق
    چشمه هاى دانش و حكمت را در روى زمين شكافت
    و براى مردم درهايى از دانش گشود كه پيش از او معهود نبود و جهان از دانش وى سرشار گرديد.»


    هدف امام صادق(عليه السلام) از گسترش برنامه فرهنگى، چاره جهل امّت و تقويت عقيده به مكتب اسلام و نيز ايستادگى در برابر امواج كفرآميز و شبهه هاى گمراه كننده

    و حلّ مشكلات ناشى از انحراف حكومت بود.


    تلاش آن حضرت از طرفى مقابله با امواج ناشناخته و فاسد اوضاع سياسى عهد امويان و عبّاسيان بود كه انحرافات عقيدتى آن،

    بيشتر معلولِ ترجمه كتابهاى يونانى و فارسى و هندى و پديدآمدن گروه هاى خطرناك از جمله:


    غُلات و زنديقان و جاعلان حديث و اهل رأى و متصوفّه
    بود كه زمينه هاى مساعد رشد انحراف را به وجود آورده بودند.



    امام(عليه السلام) در برابر تمامى آنها ايستادگى كرد و در سطح علمى، با همه مشاجره و مباحثه كرد و خطّ افكارشان را براى ملّت اسلام افشا نمود ،


    و از طرف ديگر، با تلاش هاى خستگى ناپذير، مفاهيم عقيدتى و احكام شريعت را منتشر ساخت و آگاهى علمى را پراكند و توده هاى عظيم دانشمندان را به منظور آموزش مسلمانان مجهّز ساخت.



    امام صادق(عليه السلام) مسجد پيامبر را در مدينه محلّ تدريس خويش قرار داد و مردم دسته دسته از دور و نزديك به آنجا میشتافتند و سؤالات گوناگون خود را مطرح و جواب لازم را دريافت مینمودند.


    از جمله استفاده كنندگان از محضر آن بزرگوار :

    مالك بن انس و ابوحنيفه و محمّد بن حسن شيبانى و سفيان ثورى و ابن عيينه و يحيى بن سعيد و ايّوب سجستانى و شعبة بن حجّاج و عبدالملك جريح و ديگران بودند.


    امام صادق(عليه السلام) به پيروان خود فرمان داد كه
    به حاكم منحرف پناه نبرند و از داد و ستد و همكارى با او خوددارى كنند
    ،

    و به اصحاب و دوستان خود سفارش میكرد كه در هر كار، مخفيانه عمل كنند و
    تقيّه را رعايت نمايند
    ،

    و در هر عملى كه انجام مىدهند توجّه كامل داشته باشند كه دشمنان و مخالفانشان متوجّه آن نشوند.


    آن حضرت مردم را بر آن میداشت تا در شورشى كه زيد بن على بن الحسين(عليه السلام) بر ضدّ دولت امويان كرده بود،
    پشتيبان زيد
    باشند.


    هنگامى كه خبر قتل زيد به او رسيد بسيار ناراحت شد و اندوهى عميق به او دست داد ،

    و از مال خود به خانواده هر يك از ياران زيد كه با او در آن واقعه آسيب ديده بودند هزار دينار داد.



    و نيز هنگامى كه جنبش بنی الحسن(عليه السلام) شكست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگريست و مردم را مسئول كوتاهى در برابر آن جنبش دانست.



    با اين حال، آن حضرت از در دست گرفتن حكومت خوددارى فرمود و اين كار را به وقتى موكول كرد كه نقش دگرگون سازى امّت را ايفا كند ،

    و در مجراى افكار امّت تأثير گذارد و انحراف هاى گوناگونى را كه واقعيّت سياسى و اجتماعى به وجود آورده بود تصحيح نمايد،

    آن گاه در داخل امّت عهده دار تجديد بنا شود و امّت را آماده سازد تا در سطحى درآيند كه بتوانند حكومتى را كه خود میخواهند، تشكيل دهند.
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #127
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    امام صادق (علیه السلام) در نگاه ديگران



    فقها و دانشمندانِ زمان امام صادق(عليه السلام) و همچنين عالمان بعد از او، همگى آن حضرت را به عظمت و برترى علمى و گستردگى دانش ستوده اند.

    از آن جمله:

    1 ـ
    ابوحنيفه
    ، پيشواى مشهور فرقه حنفى، گفته است:

    «من دانشمندتر از جعفربن محمّد نديده ام.»


    و نيز از او نقل شده كه گفته است:

    «لَوْ لاالسَّنَتانِ لَهَلَكَ نُعمْانُ»

    يعنى اگر آن دو سال (شاگردى من نزد او) نبود، نعمان هلاك میشد.
    (اسم ابوحنيفه نعمان بن ثابت بوده است).


    2 ـ
    مالك
    ، پيشواى فرقه مالكى، گفته است:


    « مدّتى نزد جعفر بن محمّد رفت و آمد مى كردم، او را همواره در يكى از سه حالت مى ديدم:

    يا نماز مى خواند يا روزه بود و يا قرآن تلاوت مى كرد، و هرگز او را نديدم كه بدون وضو حديث نقل كند.»



    3 ـ ابن خلّكان مورّخ مشهور نوشته است:

    «او يكى از امامانِ دوازده گانه در مذهبِ اماميّه، و از بزرگانِ خاندانِ پيامبر است كه به علّت راستى و درستى گفتار، وى را صادق مى خواندند.

    فضل و بزرگوارى او مشهورتر از آن است كه نياز به توضيح داشته باشد.

    ابوموسى جابربن حيّان طرطوسى شاگرد او بود. جابر كتابى شامل هزار ورق تأليف كرد كه تعليمات جعفر صادق را دربرداشت و حاوى پانصد رساله بود.»



    4 ـ شيخ مفيد مى نويسد:

    «به قدرى علوم از او نقل شده كه زبانزد مردم گشته و آوازه آن، همه جا پخش شده است و از هيچ يك از افراد خاندان او، به اندازه او علوم و دانش نقل نشده است.»



    توفيق فرهنگى در پرتو آشفتگى سياسى



    زمان امام صادق(عليه السلام)، زمانِ تزلزل حكومت بنى اميّه و فزونىِ قدرت بنى عبّاس بود و اين دو گروه مدّتى در حال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند.

    از زمان هشام بن عبدالملك، تبليغات و مبارزات سياسى عبّاسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلّحانه و عمليات نظامى گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزى رسيد.

    بنى اميّه در اين مدّت، گرفتار مشكلات سياسى فراوان بودند، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند.

    عبّاسيان نيز چون از دستيابى به قدرت در پوشش شعار طرفدارى از خاندان پيامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل مى كردند، فشارى از طرف آنان مطرح نبود.


    از اينرو، اين دوران، دوران آرامش و آزادى نسبىِ امام صادق(عليه السلام) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگىِ وسيعى را آغاز كرد.


    او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعى را فراهم ساخت كه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفرى شهرت يافت.

    امام صادق(عليه السلام) با تمام جريان هاى فكرى و عقيدتى آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيّع را در برابر آنها روشن ساخته و برترى بينش اسلام شيعى را ثابت كرده است.


    امام صادق(عليه السلام) هر يك از شاگردان خود را در رشته اى كه با ذوق و قريحه او سازگار بود، تشويق و تعليم مى نمود و در نتيجه،

    هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند: حديث، تفسير، فقه و كلام، تخصّص پيدا مى كردند.


    هشام بن سالم مى گويد:

    روزى با گروهى از ياران امام صادق(عليه السلام) در محضر آن حضرت نشسته بوديم. مردى شامى اجازه ورود خواست و پس از كسب اجازه، وارد مجلس شد. امام فرمود: بنشين.

    آن گاه پرسيد:

    چه مى خواهى؟ مرد شامى گفت:

    شنيده ام شما به تمام سؤالات و مشكلات مردم پاسخ مى گوييد، آمده ام با شما بحث و مناظره كنم! امام فرمود:

    در چه موضوعى؟ شامى گفت: درباره كيفيّت قرائت قرآن.

    امام رو به حمران كرده فرمود: حمران! جواب اين شخص با توست. مرد شامى گفت:

    من مى خواهم با شما بحث كنم، نه با حمران!

    امام فرمود: اگر حمران را محكوم كردى، مرا محكوم كرده اى !

    مرد شامى ناگزير با حمران وارد بحث شد، هر چه شامى پرسيد، پاسخ قاطع و مستدلّى از حمران شنيد، به طورى كه سرانجام از ادامه بحث فرو ماند و سخت ناراحت و خسته شد!

    امام فرمود: حمران را چگونه ديدى؟

    مرد شامى گفت: راستى حمران خيلى زبردست است، هر چه پرسيدم به نحو شايسته اى پاسخ داد! آن گاه مرد شامى گفت:

    مى خواهم درباره لغت و ادبيّات عرب با شما بحث كنم.

    امام رو به ابان بن تغلب كرد و فرمود: با او مناظره كن. ابان نيز راه هرگونه گريز را به روى او بست و وى را محكوم ساخت. مرد شامى گفت:

    مى خواهم درباره فقه با شما مناظره كنم!امام به زرارة فرمود: با او مناظره كن.

    زراره هم با او به بحث پرداخت و به سرعت او را به بن بست كشاند!

    شامى گفت: مى خواهم درباره كلام با شما مناظره كنم!

    امام به مؤمن الطّاق دستور داد با او به مناظره بپردازد. طولى نكشيد كه شامى از مؤمن الطّاق نيز شكست خورد!

    به همين ترتيب وقتى كه شامى درخواست مناظره درباره استطاعت برانجام خير و شرّ، توحيد و امامت نمود،

    امام به ترتيب به حمزه طيّار، هشام بن سالم و هشام بن حكم دستور داد با وى به مناظره بپردازند و هر سه با دلائل قاطع و منطق كوبنده، شامى را محكوم ساختند.

    با مشاهده اين صحنه هيجان انگيز، از خوشحالى، خنده اى بر لبان امام نقش بست.
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #128
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    آنچه به دوره امامت حضرت امام صادق(عليه السلام) ويژگى خاصى بخشيده,استفاده ازعلم بى كران امامت, تربيت دانش طلبان و بنيان گذارى فكرى و علمى مذهب تشيع است. در اين باره چهار موضوع قابل توجه است:

    دانش امام

    شيخ مفيد مى نويسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل كرده اند كه به تمام شهرها منتشر شده وكران تا كران جهان را فراگرفته است و ازهيچ يك از علماى اهل بيت (عليهم السلام) به اندازه امام صادق(عليه السلام) حديث نقل نشده است .
    اصحاب حديث, راويان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهبشان گردآورده و عدد شان به چهار هزار تن رسيده و آن قدر نشانه هاى آشكار بر امامت آن حضرت ظاهر شده كه دلها را روشن و زبان مخالفان را از ايراد شبهه لال كرده است.

    سيد مومن شافعى نيز مى نويسد: مناقب آن حضرت بسيار است تا آن جا كه شمارشگر حساب ناتوان است از آن.
    ابوحنيفه مى گويد: من هرگز فقيه تر از جعفربن محمد(عليه السلام) نديده ام و او حتما داناترين امت اسلامى است.
    حسن بن زياد مى گويد: از ابوحنيفه پرسيدم: به نظرتوچه كسى در فقه سرآمد است؟ گفت: جعفربن محمد(عليه السلام).

    روزى منصوردوانيقى به من گفت: مردم توجه زيادى به جعفربن محمد (عليه السلام) پيدا كرده اند و سيل جمعيت به سوى او سرازير شده است.
    پرسشهايى دشوار آماده كن و پاسخ هايش را بخواه تا او از چشم مسلمانان بيفتد. من چهل مسئله دشوار آماده كردم. هنگامى كه وارد مجلس شدم, ديدم امام در سمت راست منصور نشسته است. سلام كردم و نشستم. منصور از من خواست سوالاتم را بپرسم.
    من يك يك سوال مى كردم و حضرت در جواب مى فرمود: درمورد اين مسئله, نظر شما چنين و اهل مدينه چنان است وفتواى خود را نيز مى گفتند كه گاه موافق و گاه مخالف ما بود.
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #129
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    ويژگى هاى عصر آن حضرت

    عصر امام صادق(عليه السلام) همزمان با دو حكومت مروانى و عباسى بود كه انواع تضييق ها و فشارها بر آن حضرت وارد مى شد بارها او را بدون آن كه جرمى مرتكب شود, به تبعيد مى بردند . ازجمله يكبار به همراه پدرش به شام و بار ديگر در عصر عباسى به عراق رفت.
    يكبار در زمان سفاح به حيره و چند بار در زمان منصور به حيره, كوفه و بغداد رفت.

    با اين بيان, اين تحليل كه حكومت گران به دليل نزاع هاى خود, فرصت آزار امام را نداشتند و حضرت در يك فضاى آرام به تاسيس نهضت علمى پرداخت, به صورت مطلق پذيرفتنى نيست , بلكه امام با وجود آزارهاى موسمى اموى و عباسى از هر نوع فرصتى استفاده مى كرد تا نهضت علمى خود را به راه اندازد و دليل عمده رويكرد حضرت, بسته بودن راه هاى ديگر بود.
    چنان كه امام از ناچارى عمدا روبه تقيه مىآورد. زيرا خلفا درصدد بودند با كوچكترين بهانه اى حضرت رااز سرراه خود بردارند.

    لذا منصورمى گفت: جعفربن محمد مثل استخوانى در گلو است كه نه مى توان فرو برد ونه مى توان بيرون افكند. برهمين اساس خلفا درصدد بودند ولو به صورت توطئه, حضرت را گرفتار و در نهايت شهيد كنند.
    همانگونه كه درتاريخ نيز ثبت مي باشد ، منصورتا بدانجا پيش مي رود كه جاسوساني در لباس دوست براي فريب امام (عليه السلام) روانه مي گرداند تا شايد بتواند با نيرنگ روابط سياسي امام و شيعيانشان درخراسان را آشكار ساخته وامام رادركام توطئه اندازد، اماعلم لدني وعنايت پروردگار درايت و فراست امام رابرانگيخته وموجبات رسوائي هرچه بيشتر منصور را فراهم مي سازد .
    آرى اين همه نشان از اختناق و فشارى دارد كه مانع از هر نوع اقدام عليه حكومت وقت مى شد, لذا امام به سوى تنها راه ممكن كه همان ادامه مسير پدر بزرگوارش امام باقر(عليه السلام) بود, روى آورد و از در دانش و علم وارد شد.
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #130
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام جعفر صادق علیه السلام




    اولويت ها در نهضت علمى

    حقيقت اين است كه جريان نفاق,خطرناك ترين انحرافى است كه اززمان پيامبراكرم(صلّي الله عليه وآله) شروع شده ودرآيات مختلفى بدان اشاره شده است, مانند آيات 7 و 8 سوره منافقين. اين حركت هرچند در زمان پيامبر نتوانست در صحنه اجتماعى بروز يابد, اما از اولين لحظات رحلت, تمام هجمه هاى منافقان به يكباره برسراهل بيت عليهم السلام فرو ريخت.

    لذا مرحوم علامه طباطبايى (ره) مى نويسد: هنگامى كه خلافت ازاهل بيت (عليهم السلام) گرفته شد, مردم روى اين جريان از آن ها روى گردان شدند و اهل بيت (عليهم السلام) در رديف اشخاص عادى بلكه به خاطر سياست دولت وقت, مطرود از جامعه شناخته شدند و در نتيجه مسلمان ها از اهل بيت (عليهم السلام) دور افتادند و از تربيت علمى وعملى آنان محروم شدند.
    البته امويان به اين هم بسنده نكردند وبا نصب علماى سفارشى خود, كوشيدند از مطرح شدن ائمه اطهار (عليهم السلام) از اين طريق نيز جلوگيرى كنند.

    چنانچه معاويه رسما اعلام كرد: كسى كه علم و دانش قرآن نزد اوست, عبدالله بن سلام است و در زمان عبدالملك اعلام شد:
    كسى جز عطا حق فتوا ندارد و اگر او نبود, عبدالله بن نجيع فتوا دهد, از سوى ديگر مردم از تفسيرقرآن نيزچون علم اهل بيت عليهم السلام محروم ماندند با داستانهاى يهود و نصارى آميخته شد و نوعى فرهنگ التقاطى در گذر ايام شكل گرفت.

    رفته رفته كه قيامهاى شيعى اوج گرفت وگاه فضاهاى سياسى به دلايلى باز شد, دونظريه قيام مسلحانه ونهضت فرهنگى دراذهان مطرح شد.
    چون قيامهاى مسلحانه به دليل اقتدار حكام اموى و عباسى عموما با شكست رو به رو مى شد, نهضت امام صادق(عليه السلام) به سوى حركتى علمى مى توانست سوق پيدا كند تا از اين گذر علاوه بر پايان دادن به ركود و سكوت مرگبار فرهنگى, اختلاط و التقاط مذهبى و دينى و فرهنگى نيز زدوده شود.
    لذا اولويت در نهضت امام بر ترويج و شكوفايى فرهنگ دينى و مذهبى و پاسخگويى به شبهات و رفع التقاط شكل گرفت.
    امام جعفر صادق علیه السلام
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 13 از 14 نخستنخست ... 391011121314 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •