راز و نياز و مناجات با خدا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راز و نياز و مناجات با خدا
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37
  1. #1
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض راز و نياز و مناجات با خدا








    دیدی عاقبت بین‌مان فاصله افتاد، زیاد نیست، تنها به قدر ضخامت یک شیشه. تو آن طرف پنجره‌ای، من این‌‌طرف. همان پنجره‌ای که روزی تو بر تن تب کرده اش با انگشت نوشتی، عشق. یادت هست در آن شب او نیز با ما گریست.

    صدایم را نمی‌شنوی؟ منم پرنده‌‌ی تو. همان‌که روزی چشمانت آشیانش بود. پنجره بسته است. چشمان تو نیز بسته است. چه کسی دارد می‌خواند؛ «سلام قولا من رب الرحیم»

    من این طرف دارم بند کفش‌هایم را می‌بندم. چه‌قدر سخت است باز کردن رشته‌های ماندن و گره زدنشان به پای رفتن. این پا و آن پا می‌کنم شاید چشمانت را باز کنی و پنجره را. می‌دانی که تاب غربت پشت پنجره را ندارم. هنوز هم نمی‌دانم این منم که راهی ام یا تو. هر چه هست یکی از ما دارد می‌رود. نمی‌دانم چه کسی چشمان تو را بست و مرا بی‌آشیان کرد؟ برای لحظه‌ای چشمانت را باز کن و نگاهم کن، بگذار آسمان آخرین قطره اشک تو را که بر گونه‌های داغت می‌لغزد ببیند، آن‌گاه بغض او نیز بشکند و مسیر کوچ مرا بارانی کند. بگذار پرنده چند قدم آن طرف‌تر با بال‌های خیس روی خاک نمناک باغچه‌ی تو بیافتد. اگر چشمانت را به روی پرنده‌ات باز نمی‌کنی، لااقل به روی آسمان باز کن و قربانگاه مرا بارانی کن!

    قربانگاه مرا بارانی کن، شاید پرنده‌ای پیدا شود، از همان پرنده‌هایی که روزی برایشان از خدا آشیان خواسته بودیم، تا بیاید و زیر قطرات باران برایمان دعا کند. چرا باران نمی‌بارد؟

    یعنی می‌شود من به چشمان تو بازگردم و آن‌گاه با تو در نور تا نور هجرت کنیم؟

    چرا امروز پرنده‌ای از این‌جا عبور نمی‌کند؟ چرا خدایا دستی برای غربت این پرنده و آشیانش به سوی تو بالا نیامده است؟




    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 03:48


  2.  

  3. #2
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض خدا








    یكی بود
    یكی نبود
    غیر از خدا
    هیچ چی نبود
    هیچ كی نبود
    خدا تنها بود
    خدا مهربان بود
    خدا بینا بود
    خدا دوستدار زیبائی یود
    خدا دوستدار نیكی بود
    خدا دوستدار شایستگی بود
    خدا از سكوت بدش می آمد
    خدا از سكون بدش می آمد
    خدا از پوچی بدش می آمد
    خدا از نیستی بدش می آمد…
    خدا " آفریننده " بود
    مگر میشه "نیافریند" ؟
    ناگهان ابرها را آفرید
    و در فضای نیستی رها كرد
    ابرهائی از "ذره" ها
    هر ذره :
    منظومه ای كوچك ، نامش ، اتم،
    آفتابی در میان ،
    و پیرامونش ، ستاره ای ، ستاره هائی ، پروانه وار ، در گردش،
    ( كعبه ای ، بر گردش ، پرستندگان ، در طواف !
    - از سنگ سیاه تا سنگ سیاه )
    ابرها به حركت آمدند،
    نیرومند ، فروزان ، پرچوش و خروش ،
    مثل دود ،
    مثل گرداب ، مثل آتش گردان ،
    اتمی بزرگ ، نامش : منظومه ،
    آفتابی در میان،
    و پیرامونش ، ستاره ای ، ستاره هائی ، پروانه وار ، در گردش،
    ( كعبه ای ، بر گردش ، پرستندگان ، در طواف !
    - از سنگ سیاه تا سنگ سیاه )
    زندگی پدید آمد،
    گیاه ها :
    از خزه های كوچك تا درختهای بزرگ ،
    و حیوانات :
    از میكروب ها ، تا ماموت ها،
    ودر آخر، انسان :
    بدها و خوبها ،
    بدها ،بدتر از همه بدها ،
    خوب ها ، خوب تر از همه خوب ها :
    بدها مثل شیطان ،
    خوبها ، مثل خدا .





    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 03:52


  4. #3
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض لحظاتی با خدا...







    اللهمّ إنّی أسألك برحمتك الّتی وسعت كلّ شیء...همه جا تاریك است، دعا خوان كمیل میخواند، مدتهاست كه كمیل نخوانده‌ام گرچه بارها شنیده‌ام اما امشب گویا همه چیز فرق دارد، حال خواندن ندارم، بار الها رحمتت همه چیز را فراگرفته است، حتی امشب را و مرا با تمام بدیهایم... گوش میدم، اللهمّ اغفر لی الذّنوب الّتی تهتك العصم...بر خود میلرزم، خدایا با من چه خواهی كرد؟

    با این بار گناه هر لحظه انتظار رسوائی را میكشم، یعنی دیگر كارم تمام است؟ همیشه بن بست آدمی را بیچاره و مضطر میسازد، خدایا دستم خالیست چكنم؟...دعا خوان میخواند: و أسألك سؤال من اشتدّت فافته و أنزل بك عند الشّدآئد حاجته، هر وقت احساس میكنم دستم خالیست و به آخر خط رسیده‌ام بی‌اختیار خدا را میخوانم، چرا خدا را؟! مگر كسی غیر از او هم هست كه بی‌پناهان عمر تباه را دریابد و به نگاه رأفتش بنوازد؟!

    همه جا ملك خداست، كجا بگریزم؟ و لا یمكن الفرار من حكومتك، خدایا من نمیخوام بگریزم، اگر از تو فرار كنم بسوی خودت فرار خواهم كرد، میدانم كه پناهم میدهی، میدانم میدانم...

    دعا خوان میخواند: و كم من قبیح سترته، كاش از خجالت آب شوم و در زمین فرو روم، كار به همینجا تمام نمیشود، و كم من ثنآء جمیل لست أهلاً له نشرته...بدیهام را پوشانده‌ای و خوبیهائی كه از آن من نیست بین مردمان منتشر ساخته‌ای...خدایا قسم بخودت هرگاه از غضب و انتقامت غافل شدم و بر تو جرأت كردم شدت رحمتت مرا بخود آورد، گاهی طغیان میكنم و سركش میشوم، چشمان بینای تو را ندیده میگیرم و سخت میتازم، در این اوقات تنها لطف و مهربانی و رحمت توست كه مرا شرمسار میكند و بخود میاورد، كاش این شرمساری دوام بیاورد...

    دیگر به كمیل گوش نمیده‌ام، یاد گناهان بیچاره‌ام میكند، دلم میخواهد فریاد بزنم...خدای من، من مخلوق تو هستم، خودت میدانی كه ضعیفم و روز به روز ضعیفتر شده‌ام و با این همه ضعف و حقارت در برابر تو قد علم كرده‌ام،

    بقول زینت عبادت كنندگانت: أنا الّذی علی سیّده اجتری، منم آن كسی كه بر آقای خود جرأت پیدا كرده، أنا الّذی عصیت جبّار السّمآء، منم آن كسی كه جبّار آسمانها را نافرمانی كرده...خدایا بارها و بارها بر من ترحم نمودی اینبار هم ترحم كن، از الوهیت تو هیچ كم نمیشود، خدا خدا خدا...
    صدای اذان میاید و صدای بارش باران...




    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 21:57


  5. #4
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض مناجات الهی







    ای خدا ملاقاتت نور دیده می‏خواهد
    نیمه شب مناجاتت دل بریده می‏خواهد

    ای صفای نجوایم وی یگانه مولایم
    التجای کوی تو اشک دیده می‏خواهد

    دانه دانه اشکم بین شبنم سرشکم بین
    این دل سیه، وصلت در سپیده می‏خواهد

    ای بهار فرجامم منکه خارم و خامم
    گلشن بهارت را گل رسیده می‏خواهد

    شیعه با مناجاتش منتهای حاجاتش
    آبیاری سرخ یاس چیده می‏خواهد

    روح زندگی زهراست جاودانگی زهراست
    این دلم دو عالم را زین عقیده می‏خواهد

    راز دل نیاز عشق خواندن نماز عشق
    حالتی مشابه با آن شهیده می‏خواهد

    هر غم و بلایش را می‏خرم به جان اما
    درک روضه‏هایش را غم کشیده می‏خواهد

    ای خدا قبولم کن شیعه بتولم کن
    امتحان عشقت را برگزیده می‏خواهد

    با ابوتراب امشب می‏کنم نوا یارب
    عبد خسته زینب سر بریده می‏خواهد

    ای امید افطارم وی نوید اسحارم
    طلعت رشیدت را دل ندیده می‏خواهد





    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 22:01


  6. #5
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض راز و نیاز با خدا








    خدایا...پروردگارا...کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم راروبه حقیقت بگشایم...


    خدایا...یاریم کن که مرغ خسته دلم راکه دیری است دراین قفس زندانی است، دراسمان آبی عشق


    توپروازدهم...


    خدایا..پروردگارا...یاریم کن که شوق پروازراهمیشه درخود زنده نگهدارم .....


    خدایا...توخود می دانی که بدترین دردبرای یک انسان دورماندن ازحقیقت خویشتن ورهاشدن


    درگرداب فراموشی وسردرگمی


    است...پس توای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم تابتوانم روزبه


    روزبه تو که سر چشمه تمام


    حقیقت هایی نزدیک ونزدیکتر شوم....




    خدایا...همیشه گفته ام که تورادوست دارم...حالا هم باتمام وجود فریاد می زنم:


    خدایا........دوستت دارم.....دوستت دارم...دوستت دارم...


    خدایا،شرمنده ام اززیادی گناهانی که انجام داده ام ،شرمنده ام.


    خدایا از قدر نشناسی خودم ، ازاین که هرروباعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم.


    خدایا چه بگویم ازکدامین گناهم نزد توطلب عفوکنم.خدایابه کدامین گناه اشک شرم ازدیده جاری


    سازم.هروقت که خواستم زبان به حمد وثنایت بگشایم.اشک در دیدگانم جمع شدوبغض شرم


    وپشیمانی ازگناهان دیگرمجال


    سخن گفتنم نداد.





    خدایا ،مرا ازاین منجلابی که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده.به این پرنده ی اسیر پروبالی ده تا خودش


    راازاین قفس رهایی بخشد


    وطعم آزادی ورهایی را تجربه کند .


    خدایا، مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تومی


    خواهی


    خدایا، چگونه می توانم روی به سوی تو بیاورم وزبان به حمدوثنایت بگشایم درحالی که


    خودازکرده خویش آگاهم .


    چگونه می توانم دوستارتوباشم درحالی که برعهد وپیمانی که باتو بسته ام وفادارنبوده ام.


    چگونه می توانم طلب عفو وبخشش کنم درحالی هنوزشعله های عصیان دردرونم فروزان است.


    بارلاها،چگونه می توانم روی بهتوبه آورم درحالی که اسیرهواهای نفسانی خویشم.



    بارلاها،توازعلاقه ی من نسبت به خودات آگاهی ومی دانی که چقدرمشتاق رسیدن توام ولی هروقت


    که تصمیم گرفتم که به


    سوی توبیایم گناه به سراغم آمدومراازتو دورساخت.


    همیشه آرزویم این بوده است که حتی برای یک روزکه شده آنچه باشم که تو می خواهی وآنچه کنم


    که تو می پسندی ولی افسوس این نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن این آرزورابه من نداده است.


    بارلاها، می ترسم، ازخویش وازاین سرنوشتی درانتظارمن است می ترسم.ازاین بیابان وشوره


    زاری که درپیش روی من است


    می ترسم.می ترسم که مرگ به سراغم بیا یدآرزوی رسیدن به تورااین باراوارمن بستاند.


    پس ای پروردگاربی همتا به لطف وکرم خویش مراازمرداب رهایی ده وتوانی ده خویشتن را


    از هرچه بدی است پاک کنم.


    خدایا به من فرصتی ده تاعاشق بودن راتجربه کنم





    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 22:30


  7. #6
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض یارب!










    يارب به در تو روسياه آمده ام
    بردرگه تو به اشك و آه آمده ام

    اذنم بده ، راهم بده اى خالق من
    افكنده سر و غرق گناه آمده ام

    عمرم به گناه و معصيت شد سپرى
    با بار گنه حضور شاه آمده ام
    گم كرده ره و منزل پرخوف و خطر
    طى كرده بسوى شاهراه آمده ام

    يارب تو كريمى و رحيمى و عطوف
    با عذر و اشتباه آمده ام
    غفار توئى ، صمد توئى ، بنده منم
    محتاجم و با حال تباه آمده ام

    با بيم و اميد و حالت استغفار
    با چشم تر و نامه سياه آمده ام
    يارب تو بده برات آزادى من
    در مانده منم بهر پناه آمده ام

    من معترفم به جرم و عصيان و گناه
    در بارگهت چو پرّ كاه آمده ام
    درياى كرم توئى و من ذرّه خاك
    با لطف تو اينگونه براه آمده ام

    دست من افتاده نالان تو بگير
    چون يوسفم و زقعر چاه آمده ام
    يارب به محمّد و علىّ و زهرا
    پهلوى شكسته را گواه آمده ام

    حق حسن و حسين و اولاد حسين
    نوميد مكن كه روسياه آمده ام
    بر نامه اعمال محبت نظرى
    بر عمر گذشته عذر خواه آمده ام




    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 22:32


  8. #7
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض الهی!







    الهی تویی آگه از حال من
    عیان است پیش تو احوال من

    تویی از کرم دلنواز همه
    به بیچارگی چاره ساز همه

    الهی به عزت که خوارم مکن
    به جرم گنه شرمسارم مکن

    الهی تویی آگه از حالمن
    عیان است پیش تو احوال من

    تویی از کردم دلنواز همه
    به بیچارگی چاره ساز همه





    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 22:34


  9. #8
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض مناجات







    همه طاعت آرند و مسکین نیاز
    بیا تا به درگاه مسکین نواز


    چو شاخ برهنه برآریم دست
    که بی برگ از این بیش نتوان نشست



    خداوندگارا نظر کن به جود
    که جرم آمد از بندگان در وجود


    گناه آید از بنده خاکسار
    به امید عفو خداوندگار


    کریما به رزق تو پرورده ایم
    به انعام و لطف تو خو کرده ایم


    گدا چون کرم بیند و لطف و ناز
    نگردد ز دنبال بخشنده باز




    چو ما را به دنبال کردی عزیز
    به عقبی همین چشم داریم نیز


    عزیزی و خواری تو بخشی و بس
    عزیز تو خواری نبیند زکس


    خدایا به عزت که خوارم مکن
    به ذل ّ گنه شرمسارم نکن


    مسلط مکن چون منی بر سرم
    ز دست تو به گر عقوبت برم


    به گیتی نباشد بتر زین بدی
    جفا بردن از دست همچون خودی


    مرا شرمساری ز روی تو بس
    دگر شرمسارم مکن پیش کس


    گرم بر سر افتد ز تو سایه ایی
    سپهرم بود کمترین پایه ایی


    اگر تاج بخشی سرافراز دم
    تو بردار تا کس نیندازدم

    سعدی




    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 22:36
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. تشكرها 2


  11. #9
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض من و تنهایی و خدا







    الهی ؛

    « تنهایم » اگر چه با « تن ها » یم.

    بر من گران است با دیگران بودن و به یاد تو نبودن.

    دیگران سوداگران بازار مكاره دنیایند

    و بردگی خود فراموش كرده اند

    و من نیز دل به بردگی نفس خویش داده ام.

    پس دشمنی به غیر نیست كه « خود » نیز می تواند دشمن باشد.

    و چه تلخ و گزنده است كه انسان ، دشمن خود باشد

    و خود را به دست خویش به نیستی بكشاند.

    پس هم ما را با دوستانت آشنایی و دوستی ده

    و هم خودمان را خیرخواه خویش قرار ده

    و دشمن دشمنانت كن تا از بدی ها به دور مانیم ؛

    همچنان كه پیامبر رحمتت چنین كرد.





    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 22:38
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  12. تشكرها 2


  13. #10
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض خداوندا تو راهم ده






    خداوندا !
    نمی دانم در این دنیای وانفسا
    كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم
    نمیدانم
    نمی دانم خداوندا.
    در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.
    كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم
    نمی دانم خداوندا
    به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم
    دگر سیرم خداوندا.
    دگر گیجم خداوندا
    خداوندا تو راهم ده. پناهم ده . امیدم ده خداوندا .
    كه دیگر نا امیدم من و میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است
    و لیكن من نمیدانم
    دگر پایان پایانم.
    همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد
    و می دانم كه آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد.
    چرا پنهان كنم در دل؟
    چرا با كس نمی گویم؟
    چرا با من نمی گویند یاران رهگشایی را؟
    همه یاران به فكر خویش و در خویشند.
    گهی پشت و گهی پیشند
    ولی در انزوای این دل تنها .
    چرا یاری ندارم من .
    كه دردم را فرو ریزد
    دگر هنگامه ی باریدن این درد پنهان است
    خداوندا نمی دانم
    نمی دانم
    و نتوانم به كس گویم
    فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی
    بسی من خون دل دارم.
    دلی بی آب و گل دارم
    به پو چی ها رسیدم من
    به بی دردی رسیدم من
    به این دوران نامردی رسیدم من




    راز و نياز و مناجات با خدا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-07-1393 در ساعت 22:45
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  14. تشكرها 2


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •