۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 69
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    8. قرار دادن اسیران در معرض دید عموم


    نسیمی از مدینه برخاسته و بعضی که محبت خاندان وحی را در دل داشتند، در مسیر این نسیم قرار می گرفتند و می شکفتند. یکی از اینان، هند؛ زن یزید، دختر عبداللّه بن عامر بود. وقتی پدر هند از دنیا رفت، او در خانه امیر المؤمنین (علیه السلام) ماند و همان جا به خدمت خانواده او در آمد.

    نقل شده است؛ وی در کودکی بر اثر یک بیماری، فلج گردید و هر چه او را درمان کردند، اثری نداشت. سرانجام به چشمه زلال امامت، امیر مؤمنان علی (علیه السلام) متوسل شدند و شفایش را از حضرت خواستند. حضرت فرمود: طبیب دل های شیعیان، - حسین (علیه السلام) - بیاید. وقتی امام حسین (علیه السلام) آمد، امام ظرفی را پر از آب کرد و به جگر گوشه اش فرمود تا دستش را داخل آب بزند. سپس آب را به بدن هند پاشید. پس از مدتی، وی از آن بیماری هلاک کننده نجات یافت. هند به شکرانه این کرامت در خانه امیر المؤمنین علی (علیه السلام) به خدمت مشغول شد تا دین خود را به این خانواده ادا کند. خانواده او نیز با دیدن این معجزه، اسلام آوردند و از آیین یهودیت دست برداشتند. هند در محضر ائمه اطهار (علیهم السلام) پرورش یافت تا این که در زمان امام حسن (علیه السلام)، معاویه وی را به ازدواج پسر خود یزید درآورد. از آن روز، میان او و اهل بیت (علیهم السلام) جدایی افتاد تا آن که پس از مدت ها، در خرابه شام با دلبردگان واقعی اش دیدار کرد.

    در آن شبی که کاروان اسرا به شام وارد می شدند، هند در رؤیا می بیند دری از آسمان گشوده شده و فرشتگان دسته دسته بر سر امام حسین (علیه السلام) که بر بالای کاخ یزید آویزان شده بود، نازل می شوند، و به او سلام می دهند. او در خواب می بیند مردانی خوش سیما از آسمان فرود می آیند و گرد سر بریده حلقه می زنند. یکی از آنان جلو می آید و آن را می بوسد و می فرماید: پسرم! تو را کشتند، حق تو را نشناختند و تو را از آب روان منع کردند... او سراسیمه از خواب بیدار می شود.




    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2


  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    گفتنی است به دلیل خارجی خوانده شدن اسیران، دوست داران اهل بیت (علیهم السلام) آنان را نمی شناختند و مانند دیگران به شادی های پوچ و ننگین خود سرگرم بودند.

    پس از ورود اهل بیت (علیهم السلام) به خرابه، یکی از کنیزانِ هند به او گفت: جمعی اسیر را در خرابه جای داده اند، خوب است ما هم برای تفریح به تماشای آنان برویم. هند پذیرفت و لباس های گران قیمتی پوشید و دستور داد صندلی مخصوصش را همراه او آوردند.

    وقتی به خرابه آمد، حضرت زینب (علیهاالسلام) بی درنگ وی را شناخت و خود را معرفی کرد.

    هند فریادی کشید و حجاب از سر افکند، و پای برهنه به کاخ یزید رفت و فریاد زد: ای یزید! نفرین بر تو باد که سر پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را جدا کرده ای و اهل بیتش را در مقابل نگاه های مردم قرار داده ای! در حالی که زنان خودت در حرم سرایت دور از نظرها هستند.

    یزید سر آسیمه، قبایش را درآورد و سر هند را پوشانید! این کار، اوج سنگ دلی و بی رحمی یزید ملعون را نشان می داد که از هیچ آزاری نسبت به خانواده پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرو گذار نکرده بود. استبداد همراه با عشرت طلبی، او را به گرداب فسادها و زشتی ها افکنده بود.




    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 2


  5. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    9. وفات یکی از دختران امام


    شبی یکی از دختران امام، پدرش را در خواب می بیند و پریشان از خواب بر می خیزد. او گریه کنان می گوید: من پدرم را می خواهم! هر قدر اهل خرابه خواستند او را ساکت کنند، نتوانستند.

    داغ همه از گریه او تازه گردید و همه به گریه و زاری پرداختند. مأموران خرابه پرسیدند: چه خبر شده است؟

    گفتند: دختر خردسال امام حسین (علیه السلام) پدرش را خواب دیده است و او را می خواهد. آنان سر بریده حضرت را درون طبقی نهادند و روی آن را با پارچه ای پوشاندند و جلوی او گذاشتند. شدت ضعف و گرسنگی، کودک را به توهّم انداخته بود.

    او گریه می کرد و می گفت: من که غذا نخواستم؛ من پدرم را می خواهم. مأموران گفتند: این پدرت است. وقتی دخترک، روپوش را کنار زد، سر بریده پدر را به سینه چسباند و با سوز دل می گفت:

    یَا اَبَتَاه! مَن ذَا الَّذِی خَضَبَکَ بِدِمائِکَ؟ یَا اَبَتاه! مَن ذَا الَّذِی قَطَعَ وَ رِیدَکَ؟ یَا اَبَتاه! مَن ذَا الَّذی اَیتَمَنِی عَلَی صِغَرِ سنِّی؟ یَا اَبَتَاه! مَن بَقِیَ بَعدَکَ نَرجُوهُ؟ یَا اَبَتاه! مَن لِلیَتِمَةِ حَتَّی تَکبُر؟ یَا اَبَتاه! مَن لِلنِّساءِ الحَاسِراتِ؟ یَا اَبَتاه! مَن لِلارَامِل المُسبَبَاتِ؟ یَا اَبَتاه! مَن لِلعُیُونِ البَاکِیَاتِ؟ یَا اَبَتاه! مَن لِلضَّایِعَاتِ الغَریبَاتِ؟ یَا اَبَتاه! مَن لِلشُّعُورِ المَنشُورَات؟ یَا اَبَتَاه! مَن بَعدُکَ؟ وَ اخیبّتَاه مِن بَعدِکَ، وَا غُربَتَاه! یَا اَبَتاه! لَیتَنِی لَکَ الفِدَاءُ! یَا اَبَتاه! لَیتَنِی قَبلَ هَذَا الیَومِ عُمیّاءُ! یَا اَبَتاه! لَیتَنِی تَوَسَّدتُ التُّرَابَ وَ لا أری شَیبَکَ مُخضَبا بِالدِّمَاءِ».

    سپس آن قدر گریه کرد تا از هوش رفت و ناله اش برای همیشه خاموش گشت. صدای گریه ها بالا گرفت و مصیبتی دیگر بر دل داغدار اهل بیت نشست و این گونه واپسین شبِ زندگانیِ کوتاه فرشته غم، با غصه سپری شد. بدن معصوم و ستم دیده اش را در همان خرابه به خاک سپردند. نام این دختر را رقیه (علیهاالسلام) ذکر کرده اند.



    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 2


  7. #14
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    10-بیان مصائب از زبان امام سجاد (علیه السلام)


    امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: «در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا پایان بی سابقه بود: ساربانان با کعب نی و تازیانه، ما را از میان جمعیت مطرب گذراندند. نیزه داران با سرها بازی می کردند و نیزه هاشان را در هوا می چرخاندند.

    گاهی سرها از بالای نیزه ها روی زمین و زیر دست و پای مردم و مرکب ها می افتاد. زنان شامی از بالای بام ها روی سر ما آتش و خاکستر داغ می ریختند که تکه ای از آن روی عمامه ام افتاد و چون دست هایم را با زنجیر به گردنم بسته بودند، عمامه ام سوخت و آتش به سرم رسید. از طلوع آفتاب تا غروب ما را در کوچه ها می گردانیدند و می گفتند:

    «این نامسلمان ها را بکشید!» ما را با یک رشته طناب به هم بسته بودند و از دهلیز خانه یهودیان و مسیحیان می گذراندند و به آنان می گفتند:

    این ها قاتلان پدران و فرزندان شما هستند، انتقام خودتان را بگیرید!

    آنان همگی در این لحظه به سوی ما سنگ و چوب پرتاب کردند. افزون بر آن، ما را به بازار برده فروشان برده و ما را در معرض فروش قرار دادند.

    همچنین ما را در خرابه ای جای دادند که روزها از گرما و شب ها از سرما آسایش نداشتیم».




    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 2


  9. #15
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    پی نوشت ها:

    1. آیت الله فشارکی، عنوان الکلام، ص 118.

    2. مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 1، ص 177.

    3. ذبیح الله محلاتی، فرسان الهیجاء، ص 285.

    4. علامه سید محسن امین عاملی، لواعج الاشجان، ص 220.

    5. فرسان الهیجاء، ص 285.

    6. تذکرة الشهداء، ص 410.

    7. عرب، صدای کلاغ را به فال بد می گیرد.

    8. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 261؛ لواعج الاشجان، ص 218.

    9. مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 72.

    10. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج 1، ص 616؛ لواعج الاشجان، ص 223؛ المنتظم، عبدالرحمن بن علی بن الجوزی، ج 5، ص 342.

    11. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 21؛ قمقام زخّار و صمصام بنّار، فرهاد میرزا، ص 568؛ شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج 1، ص 790، فرسان الهیجاء ص 289.

    12. بحار الانوار، ج 45، ص 140؛ تذکرة الشهداء، ص 412.

    13. شیخ صدوق، الامالی، مجلس 31، حدیث 4؛ قمقام زخار، ص 570؛ بحار الانوار، ج 45، ص 140.

    14. ریاحین الشریعة، ج 3، ص 309.

    15. همان، ج 3، ص 186.

    16. همان، ج 3، ص 187.

    17. بحار الانوار، ج 45، ص 140؛ قمقام زخار، ص 570.

    18. ملا هاشم خراسانی، منتخب التواریخ، ص 229.

    19. ریاحین الشریعة، ج 3، ص 188.

    20. نک، بحار الانوار، ج 45، ص 196.

    21. محمد تقی سپهر، ناسخ التواریخ، ج 3، ص 171؛ بحار الانوار، ج 45، ص 196؛ ریاحین الشریعة، ج 3، ص 189؛ نفس المهموم، ص 289.

    22. بحار الانوار، ج 45، ص 140؛ ریاحین الشریعة، ج 3، ص 191؛ ناسخ التواریخ، ج 3، ص 171؛ نفس المهموم، ص 289.

    23. نفس المهموم، ص 290.

    24. معالی السبطین، ج 2، ص 171.

    25. عماد الدین الطبری الامامی، کامل بهایی، ج 2، ص 179؛ ریاحین الشریعة، ج 2، ص 309؛ منتهی الآمال، ج 1، ص 807؛ معالی السبطین، ج 2، ص 171.

    26. تذکرة الشهداء، ص 412.







    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 2


  11. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    زینب آمد شام را شام غریبان کرد و رفت
    گنجی اندر گوشه ویرانه پنهان کرد و رفت

    نوگلی از گلشن دین کرد زیر خاک لیک
    شوره زار شام را همچون گلستان کرد و رفت

    کرد اگر در ثمینش را در آن ویرانه خاک
    دشمن دین خدا را خانه ویران کرد و رفت

    لاله سان زین غم دل آن دخت حیدرگر بسوخت
    لیک آتش در بناء آل سفیان کرد و رفت

    لحظه شد میهمان رأس حسین بر دخترش
    میزبان را میهمان بر خویش مهمان کرد و رفت

    بلبل از دیدار گل شور و نوا دارد ولی
    دید این بلبل چو آن گل ترک افغان کرد و رفت

    عاشق از هجران دهد جان لیک آن طفل یتیم
    چون بوصل باب نائل شد بدرجان کرد و رفت

    رفت از داغ پدر جانش برون از تن ولی
    عالمی را همچو موی خود پریشان کرد و رفت

    آن گل خندان زهرا زین جهان پر زخار
    رو سوی باغ جنان با چشم گریان کرد و رفت

    رنجی اندر باغ گیتی سالها مانند نوح
    نوحه بر آن نوگل شاه شهیدان کرد و رفت



    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  12. #17
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    اول صفر ، ورود کاروان اسرای کربلا به شهر شام

    همه جا تزیین شده است، بسیاری از رهگذران لباس نو پوشیده‌اند و به یکدیگر تبریک می‌گویند،
    این‌ها را حاکم وقت به مردم حکم کرده است و این در ادامه تبلیغات ایام طولانی گذشته است...
    جارچیان احکام حاکم را با صدای بلند در سطح شهر شام جار می‌زنند...
    روز اول صفر است، قرار است اسرای واقعه کربلا را از دروازه کوفه، وارد شهر کنند.






    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩


  13. #18
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    وارد کردن سر مطهر امام حسین (ع) به شام
    بنی‌امیه این روز را به خاطر ورود سر مطهر امام حسین (ع‌) به شام عید قرار داد.

    ورود اهل بیت (ع) به شام

    با رسیدن خبر نزدیک شدن اسرای اهل بیت (ع) به دمشق، یزید دستوراتی صادر کرد از جمله آن‌که:

    1.تاجی جواهر نشان و تختی مرصع به سنگ‌های قیمتی آماده کنند.
    2.بزرگان هر صنف با کمک یکدیگر شهر را در کمال زیبایی زینت کنند.
    3.تمام اهل شهر لباس‌های زینتی بپوشند و خود را بیارایند.
    4.همگی در معابر رفت‌و‌آمد کرده، به یکدیگر تبریک بگویند.
    5.پس از آمادگی کامل با طبل و شیپور به استقبال اسرا بروند.
    6.جارچیان در شهر جار بزنند "سرهای بریده و زنان و اطفال کسانی به شهر وارد می‌شوند، که به قصد براندازی حکومت عازم عراق بوده‌اند، ولی عامل خلیفه یعنی "ابن زیاد" آنها را کشته است. هر کس خلیفه را دوست دارد امروز شادی کند".

    شامیان نیز کوتاهی نکرده و بر فراز بام‌های خانه‌ها بیرق‌های رنگارنگ برافراشتند و در هر گذری بساط شراب پهن کردند.
    نغمه آوازه خوانان بلند بود و مردم دسته دسته به سوی دروازه کوفه در دمشق می‌رفتند و عده‌ای از شهر خارج شده بودند. این در حالی بود که اهل بیت(ع) مصیبت زده و داغدار پیامبر (ص) را - که جبرئیل امین پاسبان حریم محترمشان بود- همراه با نیزه‌داران تازیانه به دست و بی‌رحم وارد دروازه ساعات کردند. شامیان همین که اسرا را دیدند زبان به جسارت گشودند.


    منبع:
    - تقویم شیعه، عبدالحسین نیشابوری،





    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-09-1392 در ساعت 17:58

  14. تشكرها 4


  15. #19
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    جایگاه اسرای کربلا در شام


    فاطمه، دختر امام حسین علیه السلام، فرمود:
    «
    یزید ما را در مکانی روباز جای داد. آفتاب مستقیم به ما می تابید و پوست تنمان را می‌سوزاند.»

    مردم
    شام وقتی از ستم یزید نسبت به خاندان پیامبر آگاه شدند، او را لعن و نفرین کردند.
    یزید با دیدن این خبر، رفتار خود را نسبت به اهل بیت تغییر داد، به طوری که طبری نقل می‌کند که:
    « یزید لب به غذا نمی‌زد، مگر این که
    علی بن الحسین را دعوت می‌کرد و او را بر سر سفره اش می نشاند.»

    منابع:

    قصه کربلا، ص 516.
    امالی شیخ صدوق، مجلس 31، حدیث 4 2
    تاریخ طبری، ج 5، ص 232






    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-09-1392 در ساعت 18:01


  16. #20
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    خطبه کوبنده امام سحاد علیه السلام در شهر شام


    حساس ترين سخنان امام سجاد (عليه السلام ) كه در طول اقامت در شام ايراد شده است و تحولى عظيم در محيط سياسى شام و بينش مردم نسبت به دستگاه اموى ايجاد كرد و معادلات يزيد را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بيت كاملا تغيير داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سياسى و دينى شام ايراد كرد.

    از كتاب هاى تاريخى چنين استفاده مى شود كه اين خطبه در مسجد جامع دمشق ايراد شده و از حوادثى كه در كاخ يزيد رخ داده و سخنانى كه در محفل خصوصى تر وى ردو بدل شده جداست .

    اين خطبه را بايد اوج موفقيت امام سجاد (عليه السلام ) در رسالت تبليغ عاشورا و تداوم خط شهيدان كربلا دانست . اگر اين خطبه ايراد نشده بود، چه بسا ماهيت نهضت حسينى براى ساليان دراز و يا براى هميشه بر اهل اسلام مخفى مى ماند .

    در شام يزيد براى استفاده بيشتر از شهادت حسين بن على (عليه السلام ) و اسارت خاندان وى در جهت تحكيم پايه هاى حكومتش تصميم گرفت تا از سخنوران دربارش در مذمت خاندان على و توجيه فجايعى كه صورت داده بود، بهره جويد. يزيد از خطيب دربار خواست تا بر منبر رود و نقش خويش را در آن جمع حساس ايفا كند. خطيب در بلندى جاى گرفت و زبان به هتّاكى و بى حرمتى به اهل بيت گشود. امام سجاد از گستاخى و زشتگويى خطيب برآشفت و فرمود:خداوند جايگاهت را آتش دوزخ قرار دهد.

    وقتى سخنان خطيب دربار پايان يافت ، امويان خود را فاتح مى ديدند و مسايل راحل شده مى پنداشتند. اما على بن الحسين - تنها مرد جوان قافله اسيران - با اندامى كه آثار رنج و اسارت از آن پيدا بود از جاى برخاست و به يزيد گفت : خطيب شما آن چه خواست به ما نسبت داد و با مردم گفت ، آيا اجازه مى دهى من هم با مردم سخن بگويم ؟

    يزيد رضايت نمى داد، اما اطرافيان و حاضران مجلس و يكى از فرزندان خليفه اصرار ورزيدند تا يزيد پيشنهاد على بن الحسين (عليه السلام ) را پذيرد. زيرا در وضع و حال او نمى ديدند كه بتواند سخنى هم پاى سخنور گزيده دربار بگويد!
    يزيد ناگزير اجازه داد.

    امام سجاد (عليه السلام ) از پلكان منبر بالا رفت . در برابر چشمان مردم قرار گرفت وآنچه تا آن روز بر مردم شام پوشيده مانده بود، افشا شد.
    حساس ترين سخنان امام سجاد (عليه السلام ) كه در طول اقامت در شام ايراد شده است و تحولى عظيم در محيط سياسى شام و بينش مردم نسبت به دستگاه اموى ايجاد كرد و معادلات يزيد را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بيت كاملا تغيير داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سياسى و دينى شام ايراد كرد.





    ۩`✾` ۩  زخمه های  قلم{ نگاهی به آلام و دردهای اسرای کربلا درشهرشام } ۩`✾` ۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-09-1391 در ساعت 19:03
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •