سیمای نماز سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سیمای نماز
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 32
  1. #21
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اَلْرَّحمنِ الرَّحيم

    با اينكه اين دو لفظ در آيه شريفه « بسم اللّه » بود ، ولى تكرارش بعد از « ربّ العالمين » لطف مخصوصى دارد ، كه ربوبيّت حق از جهت قهر و غلبه و فشار بر موجودات نيست ، بلكه از جهت رحمت عام و خاص است ، كه موجودات در پرتو اين دو حقيقت پرورش مى يابند و هر مربى و معلم و حاكمى آن گاه تربيتش به ثمر مى رسد كه با مهر و محبت باشد و نظام تربيت خلق با خالق و انسان و جهان هماهنگ شود .
    اين اتصال ربوبيت حق نسبت به موجودات و بخصوص انسان ، كه اتصالى است دائم و هميشگى و شامل زندگى دنيا و آخرت ، نه بر سبيل قهر و غلبه بلكه از راه عنايت و لطف و مرحمت و محبت است . پس مدح و شكر آن وجود مقدس ، در حقيقت پاسخگويى به نداى فطرت در برابر رحمانيت و رحيميت اوست .
    سیمای نماز

  2. #22
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مالِكِ يَومِ الدين

    انسان داراى گوهر پربهاى آزادى و اختيار است . آزادى و اختيار داشتن در نيت و عمل ، بهترين علت براى ارزش پيدا كردن حالات باطن و حركات ظاهر است . چنانچه اراده و عمل به مقتضاى قواعد فطرى و خدايى و وجدانى از انسان صادر گردد ، مقتضى اجر و مزد و ثواب عالى است ، و اگر نيت و عمل بر مبناى صحيح صادر نگردد ، چون ظلم به خود و ديگران است ، مقتضى عذاب و عقاب است .
    علت ثواب و عقاب همين آزادى در نيت و عمل است ، و اين را نه فقط شرع و شارع حق مى داند بلكه عقل و منطق و حكمت و فطرت هم قضاوتش همين است ، كه موجود آزاد بايد در برابر نيكى و اخلاص پاداش ، و در برابر بدى و نيت سوء عقاب و عذاب ببيند .
    به همين خاطر حضرت حق روزى را به نام « روز دين » براى پاداش نيكوكاران و عذاب بدكاران قرار داده و زمام تمام امور آن روز را به دست با قدرت خود مى داند : « مالِكِ يَوْمِ الدين » .
    در اينجا اين پرسش مطرح مى شود : مگر خداوند مالك هر روز نيست ؟ مگر جزاى عمل نيك و بد مخصوص به دنياى ديگر است ؟ مگر انسان در همه لحظات ، چه از طريق وجدان و چه از طريق عكس العمل عمل خويش ، در دنياى درون و برونش در معر پاداش و عقوبت نيست ؟
    بايد گفت : چرا ، خداوند مالك همه لحظات است و آدمى هم در برابر هر عمل نيك و بدى بلافاصله در معرض اجر و عقوبت است . به هنگام كار نيك انبساط درون برايش حاصل مى شود ، و اين خوبى و نيكى براى او در بيرون عامل كسب آبرو و اعتبار اجتماعى مى گردد ، و به وقت كار بد گرفتار تازيانه وجدان مى شود و عكس العمل اجتماعى خطرناكى براى او حاصل مى گردد . ولى اين اجر و عقوبت نسبت به عملى كه داشته كامل نيست بلكه نسبى است . به علاوه ، در برابر بعضى از اعمال راه فرار از عقوبت دارد ، و از طرفى چه بسا كه انسانى سراپا نيكوكار باشد ولى در دنيا به مزد واقعى اش نرسد .
    در اين زمينه به حيات پربركت انبيا و ائمه و عاشقان راه حق نظر كنيد كه سراسر مثبت بود ، و در برابر مخالفان چه زجرها و مصائبى كه به آنان وارد نشده و عاقبت هم بدون رسيدن به اجر و مزد متناسب با ايمان و اعمال و اخلاق الهى خود از دنيا رفتند . همچنين به حيات ننگين ستمكاران تاريخ توجه كنيد كه بدون چشيدن كمترين غذايى در برابر آن همه جنايت در كمال راحت و آسايش جان دادند .
    پس روز ديگرى لازم مى آيد كه در آن روز ، نيكوكاران به پاداش واقعى ، و بدكاران به جريمه حقيقى خود برسند و كسى جز حضرت حق دخالتى در آن روز نداشته باشد و مجرم براى فرار عقوبت راهى پيش پاى خود نبيند ، و آن روز به نام روز دين ناميده شده و احدى جز حق در اوضاع آن روز دخالت ندارد و اين همه مفهوم آيه شريفه « مالِكِ يَوْمِ الدين » است .
    قرآن مجيد متجاوز از هزار آيه در تجزيه و تحليل روز جزا دارد كه گوشه اى از آن روز را در آيات اول سوره غاشيه چنين مى خوانيم :
    * آيا سخن روز فراگيرنده به تو نرسيده ؟ در آن روز چهره هايى بى اعتبار و ورشكسته و ترساننده ، زيرا در دنيا بيهوده كار كرده و عبث رنج برده اند . اينان به آتشى سوزان مى رسند و از چشمه اى بسيار داغ و جوشان چشانده مى شوند . در آنجا غذايى بجز خار سخت ندارند كه آن غذا فربه و سيرشان نمى كند . و كسانى كه در آن روز در نعمت اند و از كوشش خويش خوشنود . در بهشت برين هستند كه در آنجا ياوه و بيهوده نمى شنوند ، و در آن چشمه سارهايى روان باشد و تخت هاى رفيع و قدحهاى آماده و پشتيها و فرشهاى گسترده براى استراحت .
    و نيز گوشه اى از آن روز را در سوره مباركه ذاريات بدين صورت قرائت مى كنيم :
    * مرگ بر دروغگويان ! همان كسانى كه در گردابى از بى خبرى هستند . مى پرسند رستاخيز و روز پاداش چه وقت است ؟ روزى كه به آتش درافتند و درگير شوند . عذاب خود را بچسيد . اين است آن چيزى كه به شتاب طلب مى كرديد . به راستى پرهيزكاران در باغات و جشمه سارها دريافت كننده بخشش پروردگار خويش اند . اينان در دنيا نيكوكار بودند ، كمى از شب را مى خوابيدند و سحرگاهان با راز و نياز از خداوند آمرزش مى خواستند و از درآمد و دسترنجشان براى مستمندان و بينوايان سهمى قرار مى دادند .
    اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعين
    عبادت و بندگى مفهوم وسيع و گسترده اى دارد كه خضوع و تواضع و به خصوص تسليم در اين مفهوم قرار گرفته و يا لازمه آن است .
    انسان وقتى از بركت تفكّر و انديشه به ربوبيّت و مالكيّت و رحمت و محبّت بى پايان ناظم و مدبّر و معمار هستى پى برَد ، هيچ گاه تسليم غير او نمى شود و بند بندگى ديگران را به گردن نمى نهد .
    انسان وقتى به اين معنا واقف شود كه جز حضرت الله وجودى بالاستقلال در دار هستى نيست ، چه معنا دارد كه غير او را مورد پرستش قرار دهد ؟
    غير اگر جماد است جزئى است كوچك از اجزاء هستى . اگر حيوان است موجودى است ناچيز در گوشه اى كوچك از عرصه گاه حيات . اگر انسان است فقير و نيازمند و دردمند و مستمندى است چون خود شما . پس جايى براى پرستش و اطاعت و عبادت غير نمى ماند ، كه روى آوردن به غير عين كفر و شرك و درحقيقت بت گرايى و بت پرستى است و عبادتى كه جز ضرر و خطر چيزى عايد زندگى انسان نمى كند .
    اين عبادت واقعى كه با جمله « اِيّاكَ نَعْبُدُ » در نماز اعلام مى شود ، عبارت است از به اجرا گذاشتن تمام دستورهاى حق و پيامبران و امامان و فقيهان واجد شرايط و كناره گيرى از محرّمات و آنچه حضرت حق بر انسان نمى پسندد .
    بى شك ، پيمودن راه عبادت صحيح بدون رفع موانع ، و رهايى از قيد و بند اوهام و مكتبهاى غلط ، و آزادى از هوى و هوس ، و سرپيچى از اوامر و نواهى طاغوت و طاغوتيان امكان ندارد .
    انسان با اين عجز و فقرى كهخ دارد ، بدون كمك خواهى از خداوند نمى تواند با اين همه موانع به مبارزه برخيزد . اين است كه در راه عبادت بايد از خدا كمك خواست تا امورى مادى و معنوى را براى جبران ضعف و ناتوانى انسان با او همراه كند ، و البته توجه به پروردگار و كمك خواهى از حضرتش ، در حقيقت جلب كشش و لطف و دستگيرى اوست .
    سیمای نماز

  3. #23
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اِهْدِنا الصِراطَ الْمُسْتَقيم

    هدايت ، راهنمايى با مهر و محبت و صلاح است به سوى مطلوب و مقصود ، و آن بر چند نوع است :
    هدايت طبيعى يا تكوينى كه شامل كليه موجودات كيهانى و عناصر عرصه گاه شگفت انگيز آفرينش است .
    هدايت غريزى و احساسى كه مخصوص موجودات جاندار و يا شامل موجودات صاحب نَفْس است .
    هدايت وجدانى ، عقلى ، احساسى ، دينى كه شامل انسانهاست ، و هدايت دين كامل ترين هدايت براى آدمى است كه او را به سوى سعادت دنيا و آخرت سوق مى دهد .
    عبده مفسّر مصرى مى گويد : در آيه شريفه ( وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ )(7) به انواع هدايت نسبت به انسان اشاره دارد : ما انسان را به سوى دو راه آگاهى داديم : راه خير ، راه شر . راه سعادت ، راه شقاوت .
    حضرت حق از طريق دين ، عقل ، وجدان و احساس انسان را از دو راهى كه در برابر اوست آگاهى داده و به خير و شرّ و سعادت و شقاوت هدايت مى كند .
    « صراط » جاده عمومى رو به خير است و موصوف شدنش به مستقيم اسرارى دارد كه از حوصله اين رساله خارج است .
    « صراط مستقيم » در برابر هر راه كجى است كه راهروش را به خزى دنيا و عذاب آخرت دچار مى كند .
    صراط مستقيم در حقيقت عبارت است از راه دين ، مرز حق ، راه عدل ، و حوزه و حدود مقررات الهى كه در قرآن و سنت ترسيم شده و اجراى آن مقررات آدمى را به قرب حق رهنمون گرديده و از فيض و عنايت و رحمت الهى در دو جهان بهره مند خواهد كرد .
    انسانى كه مى خواهد در اين راه پيش برود ، بايد مجذوب و منطبق با محيط و محكوم آن نگردد و پيوسته محيط فكرى و روحى خود را تغيير دهد و در خط مستقيم ، كه همان دين خداست و ضامن خير دنيا و آخرت ، قرار گيرد ، و از انحراف بينديشد ـ چون پيوسته در معرض گمراهى و غفلت است ـ و اين دعا و درخواست را هم « اهدنا الصراط المستقيم » هميشه به ياد داشته باشد تا خود مشمول عنايت و مشيّت مخصوص مبدأ كمال و هستى گردد .
    صِراطَ الَّذين اَنْعَمْتَ عَلَيْهِم

    راه آنان كه نعمت به آنها عطا شد ـ چه نعمت مادى و چه معنوى ـ و همه آن نعمت ها را در راه سير در صراط مستقيم به عنوان توشه راه مصرف نمودند ، كه قرآن مجيد در آيه 69 سوره نساء اين بزرگواران را انبيا و صديقين و شهدا و صالحين معرفى مى كند .
    مراجعه به قرآن مجيد شما با دارندگان نعمت حق ـ نعمتى كه در اين قطعه از نماز ياد شده است ـ آشنا مى سازد و آنان را كه در اين قطعه از نماز ياد شده استـ آشنا مى سازد و آنان را كه بايد در تمام شؤون زندگى اسوه شما باشند با شما معرفى مى كند تا بدانيد راهروان راه مستقيم چه انسانهايى بودند و در ايمان و اخلاق و عمل از چه موقف عظيمى بهره داشتند .
    غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ

    غضب شدگان مردمى هستند كه با شناخت حق و يافتن راه ، به عناد و لجاج و دشمنى برخاستند و مسيرى غير راه الهى انتخاب كردند ، كه با كمك آيات قرآن مى توان گفت مصداق اتمّ اين جمله يهودند كه دانسته راه خطا مى روند و به انواع آلودگى ها و مفاسد و جنايات دچار هستند .
    مطالعه وضع حزب پليد صهيونيسم و اوضاع اسرائيل نشان دهنده اين معناست كه اين گروه دچار غضب حق اند .
    آرى ! اخلاق و اعمال و رفتار و حركات و آثار باطنى و ظاهرى انسان نشان دهنده جهت گيرى حق نسبت به آدمى است .
    وَ لاَ الْضالين

    آن مردمى كه كج فهم هستند ، دين را غلط يافته و براى خود راه خدا را تفسير مى كنند و مسير كمال را در آنچه خدا نمى پسندد مى انگارند و براى شناخت حق ، سر از معيار و ميزان برتافته و آنچه مى خواهند انجام مى دهند .
    مصداق روشن گمراهى ، نصارى هستند ، و شايد توجه به غرور علمى و صنعتى آنان ـ به خصوص در اين روزگار ـ شما را به اين معنا رهنمون شود كه اينان مسير را آن مى پندارند كه با تكيه بر دانش و صنعت خود ترسيم مى كنند و به راه خود ساخته و يا به آنچه كه از دين به رأى خود تفسير مى كند عمل مى نمايند .
    البته غضب شدگان و گمراهان فقط يهود و نصارى نيستند بلكه هر قشر و طايفه اى كه از راه خدا جدا باشد و سر از معيارهاى الهى برتابد ، به نسبت شدّت و ضعف وضعش مغضوب و گمراه است .
    بى ترديد ، اگر نمازگزار دارى اخلاق و عمل يهود و نصارى و مردم منحرف باشد ، مغضوب و گمراه است .
    علامت اتّصال به نماز حقيقى ، داشتن آثار و صفات انبيا و صديقين و شهدا و صالحين است .
    امام على بن ابى طالب (عليه السلام) جمله « اِهْدِنا الصِّراط » را بدين گونه توضيح مى دهد :
    * آن توفيق كه در گذشته روزگار ما را به پيروى از تو موفق كرد پيوسته دار تا در آينده هم از تو اطاعت كنيم .
    حضرت صادق (عليه السلام) در ترجمه اين آيه مى فرمايد :
    * ما را به ملازمت راهى رهنما باش كه به دوستى تو و به بهشت رساند ، و از هواها و آرايى كه ما را دچار رنج مى گرداند باز دار .
    از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) روايت شده كه صراط مستقيم يعنى قرآن .
    از امام ششم (عليه السلام) آمده كه صراط مستقيم يعنى معرفت امام .
    روى هم روفته ، در سوره مباركه حمد آثار مهمى از قبيل توحيد ، نبوت ، امامت ، معاد ، حقوق حق و خلق ، اتكاى با الله ، دلالت به راه خدا ، و نفى بت و بت پرستى به چشم مى خورد ، كه نمازگزار در اين سفر و معراجى كه دارد بايد به تمام زوايايش با تمام وجود توجه كند ، تا با خواندن يك نماز واقعى ، به تمام آن حقايق آراسته گردد .
    سیمای نماز

  4. #24
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

    ترجمه و توضيح اين آيه شريفه در صفحات قبل از گذشت .
    قُلْ هُوَ اللّه

    حقيقت عبادت ، اظهار بندگى و خضوع و خشوع قلبى و شكر انعام و احسان است .
    باتوجه به اين معنا ، پرستش به معناى جامعش جز در برابر مولا و پروردگار و اربابى كه واقعاً جميع نعمت ها از اوست جايز نيست .
    وجود مقدّسى را بايد عبادت كرد كه ما را وجود بخشيد و پرورانده و روزى داده است .
    وجود مباركى را بايد عبادت كرد كه آفريدن ، خلق كردن ، حيات دادن ، شعور بخشيدن و روزى دادن وقف حريم مقدّس اوست .
    خداوندى كه داراى علم و قدرت ، حكمت و سطوت ، رحمت و محبت است و نشانه ها و آثار قدرت و حكمتش در همه كائنات و مخلوقات ديده مى شود .
    قدرتش بى نهايت ، و علم و حكمتش كامل ، و رحمت و لطفش بر تمام زواياى هستى اشراف دارد .
    قدرتى است بدون ضعف و على است بدون جهل و خلاصه وجودى است مستجمع جميع صفات كمال ، كه اين همه از لفظ اللّه فهميده مى شود .
    اَحَد

    وجود مبارك و مقدّسى كه به هيچ صورت قابل تعدد و كثرت نيست و به قول حضرت امير (عليه السلام) : وحدت حق وحدت عددى نيست ، زيرا واحد يعنى بيشتر از نصف و كمتر از دو ، و چنين معنايى بر خدا روا نيست .
    واحد بودن خدا يعنى بى جزء و بى شريك و بى مانند بودن او ، كه حضرت او در ذات و افعالش يگانه است .
    بنابراين ، « اللّه » بر همه صفات ثبوتيّه و كماليّه از علم و قدرت و حيات و ادراك و تدبير دلالت مى كند ، و لفظ « احد » منزّه بودن خداوند را از صفات سلبيّه و از نقص و عيب مى رساند و مى فهماند كه جسم نيست ، مركت و حادث نيست ، حلول كننده در چيزى نيست ، و مانند و شريك و ضدّ و ندّ براى او نيست .
    سیمای نماز

  5. #25
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اَللّهُ الصَّمَد

    آقاى بزرگوارى كه تمام موجودات هستى در تمام نيازها روى به سوى او دارند و به او تكيه كنند و بدو توجه نمايند و بدون او كارى انجام نگيرد .
    به قول حضرت سيّد الشّهداء و امام سجّاد و حضرت باقر و حضرت صادق (عليهم السلام) كسى كه آقايى و بزرگى و شرف و سيادت در او در نهايت كمال است ، كسى كه دائم و هميشگى است و هماره بوده و خواهد بود ، فرمانرواى بزرگى كه فوق او امر دهنده و نهى كننده نيست و قائم به ذات و بى نياز از غير است .
    مرحوم عّلامه مجلسى در مرآة العقول كه از مهمترين كتب علمى و فنّى شيعه است در تفسير حديثى از اصول كافى در اين زمينه مى فرمايد :
    * صمد در حقيقت ، عبارت از وجوب وجود و بى نيازى مطلق او ، و احتياج عموم كائنات در جميع امور به اوست .
    يعنى مبدأ كل و مرجع عموم و پناهگاهى كه هر كس هر حاجتى دارد و هر چه بخواهد او قادر به انجام حاجت و بخشيدن خواسته اش هست و از آنچه همگان نياز به آن دارند چيزى را فاقد نيست و سزاوار است كه همه كس به خشوع و پرستش متوجّه او شوند .
    لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ

    نزاده است و زاده نشده . و ترديدى نيست كه اگر خداوند فرزندى بزايد ، لازمه اش اين است كه خود از ديگرى طبق قوانين طبيعى زاده شده باشد و اگر از ديگرى زاده شده باشد ، محدود مى شود . يعنى ازلى نخواهد بود و پيش از ولادت نبوده و بعد به وجود آمده ، و چنين موجودى نمى تواند خدا باشد .
    اين قطعه از نماز ردّ بر تمام مشركان و اهل كتاب است ، زيرا آنان مدّعى فرزند داشتن خدا بودند .
    مشركان فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند ، و يهود عُزَير را و نصارى مسيح را پسر خدا مى دانستند . اين است كه بر ردّ عقايد آنان فرمود : خداوند نزاييده و نه پسر ، نه دختر و نه چيز ديگر ، و بعد چون اينان براى همين پسران مقام خدايى قائل شده و به پرستش آنان پرداختند مى گويد : خدا نمى شود زاييده شده باشد ، پس عيسى كه زاييده شده از مريم است خدا نيست .
    وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَد

    و هيچ كس همتا و همانند و برابر او نيست ، چون تمام موجودات در همه برنامه هايى كه دارند محدودند ، و او در ذات و صفات بى نهايت در بى نهايت است و كسى را در هيچ برنامه اى ياراى برابرى با او نيست بلكه تمام موجودات متكى به اراده و قدرت حضرت او هستند .
    سیمای نماز

  6. #26
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سُبْحانَ رَبّىَ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِه

    ركوع همراه با اين ذكر ملكوتى و آواى روحانى ركنى بزرگ از اركان نماز و نشان دهنده تواضع عبد نسبت به حق است .
    ركوع به اين معناست كه : اى مولاى من و اى آقاى كريم ! اينك بنده ات در برابرت سر فرود آورده و براى پذيرفتن تمام دستورهاى تو آماده است ، و خم شدنش به اين معنا است كه آنچه بار مسؤوليت اراده دارى براى گرده اش بگذارد .
    حضرت صادق (عليه السلام) مى فرمايد :
    * اگر نمازگزار حق ركوع را اينچنين بجاى آورد ، خداوند بزرگ دلش را به نورانيتِ بهاءِ خود منور كند و خانه قلبش را به آن نور زينت دهد .
    ركوع كننده بايد در ركوع محو عظمت دوست شود و غير او را حقير و كوچك ببيند . خداوند مهربان چنين ركوع كننده اى را كه متصف به خشوع و خضوع است در سايه بزرگوارى خود جاى دهد و او را به لباس برگزيدگان از اوليايش بيارايد .
    حضرت در ادامه سخنانش مى فرمايد :
    * ركوع كن اما با قلبى كه از خشوع نسبت به حق ، يعنى بيم و ترس از او ، پر باشد مانند ترس آن كس كه گردنش زير شمشير قرار دارد . در حال ركوع ، اعضا و جوارحت را از حركات بيهوده باز دار تا از فوايد ركوع راكعين بهره مند شوى .
    به هنگام ركوع به مانند حال حمد و سوره ، دل از وسوسه و فريب شيطان دور دار ، زيرا خداوند هركس را كه عجز و انكسارش بيشتر باشد ، عزّت بيشتر مى دهد و بى ترديد راه يافتن به منزل تواضع و خضوع و فروتنى و بيم و ترس از مقام حق ، به اندازه آگاهى انسان نسبت به عظمت و جلال مولاست .
    هر چه معرفت بيشتر باشد ، تواضع و فروتنى به آن آستان بيشتر است . اينجاست كه پس از يافتن كوچكى جهان و موجوداتش و توجّه به عظمت بى نهايت در بى نهايت مولا ، يك مرتبه در حال ركوع فرياد برمى دارى : « سُبْحانَ رَبّىَ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِه » .
    منزّه از هر عيب و نقصى است مالك و پرورش دهنده بزرگ من ، و من به كمك و يارى او سپاسش مى گزارم و حضرتش را آن طور كه حق اوست مى ستايم .
    سیمای نماز

  7. #27
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَه

    اين جمله را پس از سر برداشتن از ركوع ، در حال استقرار بدن به زبان جارى مى كنى كه : خداى من شنوا و پاسخگوى سپاس و ستايش من است .
    سیمای نماز

  8. #28
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سُبْحانَ رَّبى الاَْعْلى وَ بِحَمْدِه

    سجود منتهاى فروتنى و افتادگى عبد است در برابر معشوق حقيقى . و چه بهتر كه ترجمه و توضيح سجود را نيز همانند ركوع از حضرت صادق (عليه السلام)بشنويم :
    * زيانكار نيست و با زيانكاران محشور نمى شود كسى كه حق سجده را اگر چه در تمام عمر يك بار بجاى آورده باشد ، و رستگارى ندارد كسى كه در حال سجود با حبيبش حلوت كند . ولى از واقعيّت و حقيقت برنامه دور باشد ، سجده كند ولى خود را گول بزند ، سجده كند اما از بشارت الهى نسبت به بندگانش كه سعادت در دنيا و بهشت در آخرت است غافل بماند .
    دور نيست كه عنايت دوست آن بنده اى كه از كانال سجده خود را به مقام قرب مى رساند و به عمل و كار خود توجه دارد و بساط كبريايى را با سجده مى بوسد و مى داند كه ستايشِ چه وجود مقدسى را به زبان جارى مى كند ، و چه دور است از لطف محبوب آن كس كه در سجده غافل از اوست و ادب و آداب سجده را رعايت نمى كند و به جاى متذكر شدن حق و حقيقت ، غافل مى ماند و حرمت مولا را نگاه نداشته و دل به غير او مى بندد . آرى ، سجده كن اما در نهايت تواضع و ذلت ، سجده اى كه آگاهى و شعور آن را همراهى كند . آگاهى به اينكه خاكى كه پيشانى بر آن دارى و هزاران پاى بشر و موجود زنده غير بشر بر آن گذاشته شده ماده اصلى آفرينش توست . همين خاك بود كه تبديل به نطفه وجود تو شد ، نطفه اى كه همه از بويش فرار مى كردند . آرى ، ذرّه اى گمشده در جهان خاك بودى ، او با لطف و كرم خودش به وجودت آورد ، و همين جسم و بدن را كه ساخته و پرداخته است دوباره به خاك برمى گرداند و آن گاه براى جزا دادن از همين خاك تو را به قيامت خواهد كشيد .
    سجود را براى اين قرارداد كه با دل و جان و همه حواس و قوا در مقام و عظمت او فانى شود و جز او كسى را نبينى . آرى ! هر چه به او نزديك شوى از غيرش دور گردى . همچنان كه در حال سجود ديده ات چيزى را نبيند ، بايد دلت نيز چيزى را نبيند . تأسف باد بر كسى كه در نماز و به خصوص در سجده دل در گرو غير دارد ، و در حقيقت به غير دوست نزديك مى شود و از حضرت محبوب دور مى گردد !
    در قرآن مجيدش فرموده :
    * « براى كسى دو دل قرار نداديم » تا با يك دل رو به خدا باشد و با دل ديگر متوجه غير .
    آرى ! يك دل است و بايد روى آن متوجه يكى باشد : خدا و بس .
    رسول الهى مى فرمايد :
    * دلى كه متوجه اوست ، همو متكفل صاحب اوست . كسى كه در نماز مشغول به غير خداست ، خود را مسخره كرده و در زمره زيانكاران است .
    پس از اينكه هفت موضع بر زمين قرار گرفت و دل و جان در گرو عشق معشوق رفت ، از شدت اتصال فرياد عاشقانه از قلب و زبان برمى آيد كه : « سُبْحانَ رَبّىَ الْاَعْلى وَ بِحَمْدِه » .
    آرى ! از هر عيب و نقص منزه و پاك است صاحب و پرورش دهنده اعلاى من ، و اين منم كه به كمك او به ستايش و سپاسگزارى مشغولم .
    سیمای نماز

  9. #29
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ وَ اللّهُ اَكْبَر

    اين جملات زيبا و ملكوتى در ركعت سوم و چهارم خوانده مى شود . معناى « سُبْحانَ » در توضيح ركوع و سجود ، و تفسير « اَلْحَمْدُلِلّهِ » در حمد و سوره و « اَللّهُ اَكْبَر » در ابتداى نماز گذشت .
    اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَه
    پس از كسب آن همه معرفت از بركت توجه به تكبيرة الاحرام و حمد و سوره و ركوع و سجود ، اكنون وقت آن است كه تمام هستى نمازگزار به يگانگى و وحدانيت حضرت او شهادت دهد كه معبودى جز او نيست و براى او شريكى وجود ندارد . اقرار به توحيدى كه داراى سه ركن اساسى است : توحيد در عقيده و ايمان ، توجيد در ابلاغ ، توحيد در عمل و حركت .
    سیمای نماز

  10. #30
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض




    وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَداً عَبْدُهُ وَ رَسوُلُه

    بعثت و رسالت انبيا در بين مردم به اين خاطر بود كه فرهنگ سعادت بخش حق به مردم ارائه شود ، و انسان ها در عقيده و عمل همانند انبيا رشد كنند .
    قواعد تربيت و تكامل و رشد و سعادت براى رسيدن به دست مردم كانالى جز بعثت انبيا ندارد .
    اقرار به نبوّت انبيا و به خصوص خاتم پيامبران ، و پيروى از دستورهاى او و نفى هر فرهنگى كه ضدّ فرهنگ اوست ، لازمه ايمان و تحقّق نماز واقعى است .
    اَللّهُمَ صَلِّ عَلى مُحَمَد وَ آلِ مُحَمَّد

    الهى ! بر چنين پيامبر بزرگى كه بيست و سه سال مبلغ رسالات تو بود ، و بر آلش كه هموزن قرآنند و در چهره امامت مسير رسالت را پيمودند ، درود فرست و لطف خاص خود را شامل اين راهنمايان راه توحيد و نجات دهنده بندگانت فرما .
    سیمای نماز

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •