مرگ و لحظه جان دادن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مرگ و لحظه جان دادن
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض مرگ و لحظه جان دادن







    شما درباره مرگ و لحظه‌ي جان دادن و... چه مي دانيد؟

    آيا تا کنون به لحظه اي که عزائيل به سراغتان مي آيد انديشيده ايد؟

    آيا تا بحال بالاي سر کسي که در حال جان دادن است، بوده‌ايد؟

    اصلا فکر مي‌کنيد عزرائيل چه جور موجودي است؟

    نه! کامتان تلخ نشود ؛ لطفا Back نزنيد ؛ در اين چند خط نه مطلب ترسناک هست و نه حرفهاي دوست نداشتني و اعصاب خورد کن.

    به سوالهاي بالا فکر کرديد؟ حالا مي خواهم تمام تصورهاي شما را نسبت به مردن؛ عزرائيل و آن دمِ آخر عوض کنم

    بزرگي مي فرمودند من اصلا از مرگ نمي ترسم چون "مرگ، رفتن از اين اتاق به اتاق کناري است".

    مي دانيد که عزرائيل هم يک فرشته است، ولي اشتباه نکنيد چه کسي گفته او فرشته‌ي عذاب است؟! نه! اصلا!؛ حضرت عزرائيل فرشته و بنده‌اي از بندگان خداست که هر وقت خداوند دستور فرمايد دست من و شما را مي گيرد و از اين اتاق به اتاق بغلي مي برد، البته دست روحمان را.

    آيا تا کنون به لحظه اي که عزائيل به سراغتان مي آيد انديشيده ايد؟

    اصلا فکر مي کنيد عزرائيل چه جور موجودي است؟



    مرگ و لحظه جان دادن

  2. تشكرها 6

    helma (07-10-1391), مدير اجرايي (07-10-1391), نرگس منتظر (04-12-1391), آستان جانان (07-10-1391), بیقرار ظهور (07-10-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-10-1391)

  3.  

  4. #2
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اما حالا با اين حرفها نبايد از اين سوي بام افتاد که خوب! پس بي خيال، مرگ هم که چيزي نبوده و... نه!؛ بايد به عرضتان برسانم که آن "اتاق بغلي" را خودتان بايد بسازيد البته نه فکر کنيد تنهاي نتها نه!؛ هستند کساني که کمکتان کنند فقط شما بخواهيد که آبادش کنيد، آنوقت زمين و زمان و... به خدمتتان خواهند آمد.

    فکر نکنيد من اين حرفها را از خودم و براي دل خوشي شما مي‌گويم بلکه اينها جواب کسي است که از امام صادق عليه‌السلام همين سوال ها را پرسيده است

    يک روز آقايي به نام سُدير به حضور امام صادق عليه السلام مي رود و سوالي در اين باره از امام مي پرسد و...، ادامه‌ي اين گفتگو را از زبان خود او بشنويد:

    به حضرت ابا عبد الله، امام صادق –که سلام و درود خدا برو باد– گفتم : فدايتان شوم اي فرزند رسول خدا، آيا "مؤمن" از قبض روح شدن اکراه دارد [و جان دادن برايش سخت است]؟

    امام فرمودند: نه!، قسم به خدا که اين طور نيست. وقتي که فرشته ي مرگ براي گرفتن روحش مي آيد، در آن هنگام او بي تابي مي کند. فرشته به او مي گويد: "اي ولي خدا بي تابي نکن ؛ قسم به خداوندي که محمد را برگزيد من برايت از هر مادر مهرباني که بخواهد پيش تو آيد، نيکوتر و دلسوزترم؛ چشمهايت را باز کن و ببين..."

    امام صادق مي گويد: [در اين هنگام] رسول خدا و امير مومنان و فاطمه ي زهرا و حسن و حسين و ديگر امامان _که درود و سلام خداوند برآنان باد_ برايش تمثّل مي يابند و به او گفته مي شود: "اينان رفيقانت، رسول خدا و امير مومنان و فاطمه و حسن و حسين و امامان هستند".

    امام مي گويد: آن شخص چشمش را باز مي کند و نگاه مي‌کند.

    آنگاه مناديي از سوي پروردگار روحش را صدا مي زند و مي‌گويد: "اي نفسِ آرام يافته به محمد و خاندان او با رضايت به ولايت_ائمه_ و پسنديده شده با ثواب به سوي خدايت برگرد و در ميان بندگانم يعني محمد و خاندان او و در بهشتم درآي".

    آنجاست که هيچ چيزي برايش دوست داشتني‌تر از خروج روحش و پيوستن به آن منادي نيست.

    فرشته به او مي گويد: "اي ولي خدا بي تابي نکن ؛ قسم به خداوندي که محمد را برگزيد من برايت از هر مادر مهرباني که بخواهد پيش تو آيد، نيکوتر و دلسوزترم؛ چشمهايت را باز کن و ببين..."
    به به من که وقتي اين مطلب زيبا را خواندم حس زيبايي برايم دست داد اما آميخته‌ي به فکر و ترديد!

    مي‌دانيد چرا؟ به کلمه‌ي مومن در ابتداي روايت توجه داشتيد؟ بله من ترديم در صدق اين کلمه بر خودم بود. و مي توان گفت همه نبايد خيالشان به ديداري اينگونه با آن فرشته مهربان، و رفتني آنچنان خوش باشد.

    اما خوشا به حال "مؤمن"، چه زيبا هراسش به آرامشي لذيذ تبديل مي‌شود.





    مرگ و لحظه جان دادن

  5. تشكرها 5

    helma (07-10-1391), مدير اجرايي (07-10-1391), نرگس منتظر (04-12-1391), آستان جانان (07-10-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-10-1391)

  6. #3
    عضو صمیمی
    S.A.HOMAUN آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391
    نوشته : 85      تشکر : 245
    366 در 72 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    S.A.HOMAUN آنلاین نیست.

    پیش فرض





    متن روايت:

    عِدة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، عن محمد بن سليمان ، عن أبيه ، عن سُدير الصيرفي قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : جعلت فداك يا بن رسول الله هل يكره المؤمن على قبض روحه ؟ قال : لا والله إنه إذا أتاه ملك الموت لقبض روحه جزع عند ذلك فيقول له ملك الموت : يا ولي الله لا تجزع ، فوالذي بعث محمدا صلى الله عليه وآله لأنا أَبَرُّ بك وأشفق عليك من والد رحيم لو حضرك ، اِفتح عينيك فانظر ، قال : ويمثل له رسول الله صلى الله عليه وآله وأمير المؤمنين وفاطمة والحسن والحسين والأئمة من ذريتهم عليهم السلام فيقال له : هذا رسول الله وأمير المؤمنين وفاطمة والحسن والحسين والأئمة رفقاؤك ، قال : فيفتح عينيه فينظر فينادي روحه مناد من قبل رب العزة فيقول : يا أيتها النفس المطمئنة إلى محمد وأهل بيته ارجعي إلى ربك راضية بالولاية ، مرضية بالثواب ، فادخلي في عبادي - يعني محمد أو أهل بيته - وادخلي جنتي ، فما من شئ أحب إليه من استلال روحه واللحوق بالمنادي .(1)





    مرگ و لحظه جان دادن

  7. تشكرها 5

    helma (04-12-1391), مدير اجرايي (07-10-1391), نرگس منتظر (04-12-1391), آستان جانان (07-10-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-10-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •