▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 40
  1. #21
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض





    جلسه دوم

    متعلق ایمان چیست؟
    کفر ظاهری و کفر باطنی
    مراتب ایمان

    آیا امکان عصمت( ایمان کامل) برای همه هست؟


    « اَعوذُبِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم. بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرََََّحیِم. اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللّهُ مُحَمَّدٍ وَ آلِه اَجمَعین »

    در جلسۀ گذشته بیان شد که ایمان حقیقتی اعم از علم است و دو عنصر دارد: 1-علم و شناخت 2-عنصری اختیاری است. عنصر اختیاری حالتی است مربوط به قلب و آثارش این است که انسان بنا بگذارد و خود را ملزم کند به عمل کردن به آنچه که ایمان دارد.

    متعلق ایمان
    اول باید متعلق ایمان را شناخت. آیا انسان به هرچیزی ایمان داشته باشد در شمار رستگاران قرار می گیرد؟ قرآن برای رستگاری دو شرط فرموده است: عمل صالح و ایمان. آیا ایمان به هر چه تعلق بگیرد(با ماهیت و عناصرش) کفایت میکند یا ایمان به چیز به خصوصی مورد نظر است؟
    قرائت جدیدی تحت عنوان "تفسیر به رأی" مطرح است. مثلا بعضی در زمانی نه چندان دور که تفکر مارکسیسم مطرح بود عقیده داشتند که اگر به یک هدف مقدس ایمان داشته باشند(مثلا ایمان به جامعه توحیدی داشته باشند، یعنی جامعه ای که تفاوت طبقاتی در آن حکومت نکند) کفایت می کند و عمل صالح را هم مبارزه می دانستند. آیا چنین است یا از نظر قرآن و روایات ایمان متعلق خاصی را در نظر دارد؟







    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  2. تشكرها 10


  3. #22
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض








    از نظر قرآن این تعبیر قرائت جدید از دین محسوب می شود و فرهنگ قرآن آن را هوی پرستی می نامد.

    «اَفَرَاَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلَهَهُ هَوَئهُ وَ اَضَلَّهُ اللهُ عَلی عِلمٍ و خَتَمَ عَلی سَمعِهِ وَ قَلبِهِ و جَعَلَ عَلی بَصَرِهِ غِشَاوَۀ فَمَن یَهدِیهِ مِن بَعدِ اللهِ اَفَلا تَذَکَّرُن[1]. آیا دیدی کسی که خدای خود را هوایِ خود قرار داد و خدا او را گمراه کرد با دانایی و مُهر زد بر گوش و دل او و قرار داد بر دیده او پرده ای؟ پس کیست که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکر نمی شوید؟»
    بعد از اضلال ثانوی که توسط خدا صورت گرفت چه کسی هدایت می شود؟ اضلال ابتدایی(ضلالت اولیه) نتیجه عمل خودشان است یعنی بعد از اینکه علم پیدا کردند، گمراهی را انتخاب کردند(به خاطر هوی پرستی) در نتیجه ضلالت ثانوی هم از راه می رسد.


    [1] سوره جاثیه آیه 29






    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  4. تشكرها 11


  5. #23
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض







    متعلق ایمان و ایمانی که از دیدگاه خدا و قرآن رساننده است چیست؟
    قرآن می فرماید:
    «لَیسَ البِرَّ اَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُم قِبَلَ المَشرقِ وَالمَغربِ وَلَکِنَّ البِرَّ مَن آمَنَ بِاللهِ وَالیَومِ الآخِرِ وَالملائِکَۀِ وَالکِتابِ وَالنَّبییّنَ و . . .»

    قرآن نیکی را ایمان به خدا و قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران معرفی کرده است؛ پس متعلق ایمان در یک کلمه ایمان به خدا و لوازم آن است. لوازم ایمان به خدا را هم قرآن معرفی نمود.
    طبق فرمایشات علامه اگر انسان بیندیشد به اینکه آیا همه موجودات مستقل هستند و بعد دریابد که هیچ موجودی مستقل نیست و همه قائم به ذاتی هستند که آن ذات، غنی و مستقل است، به خودیِ خود به این نتیجه می رسد که آن ذات خداست؛ پس خودش به سوی توحید و خداشناسی حرکت می کند.
    ذات حضرت حق، فی نفسه قابل شناسایی نیست پس باید اسماء و صفات و افعال پروردگار را شناسایی کرد.


    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐


  6. #24
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض




    .
    این سِیر مهمی است: یکی از صفات خداوند حکمت است. خداوند به موجب حکمتش کار بیهوده و بی هدف نمی کند.
    خلقت او هدفی دارد و یکی از مخلوقات او انسان است؛ پس برای انسان غایت و هدفی منظور نظر است. عقل هرچه که می اندیشد که غایت و هدف انسان چیست، به جای نمی رسد و بعد از مرگ را هم خبر ندارد؛ پس باید غیبی در کار باشد و این جاست که بحث نبوت مطرح می شود.
    از یک تفکر ساده در اوصاف الهی این نتیجه به دست می آید که باید پیغمبرانی باشند تا از غیب و ماوراء طبیعت و عقل، حقایقی را دریافت و برای انسان بیان نمایند.

    حال که نبوت مطرح شد صفت عدل پروردگار(که از اوصاف ذات الهی است) اقتضا می کند که معادی هم در کار باشد.
    آنچه را که نبی می آورد عده ای عمل می کنند و عده ای هم عمل نمی کنند؛ پس باید بین این دو دسته تفاوتی باشد. این جهان جایگاه پاداش نیست و چنین ظرفیتی ندارد پس الزاما باید معاد و آخرتی در کار باشد.

    اگر انسان به توحید نظر کند با یک استدلال ساده نبوت و معاد برپس اگر ایمان به خدا باشد ایمان به ملائکه هم به تبع آن خواهد بود چون ملائکه باید از غیب خبر بیاورند.پس باید ایمان به ملائکه و انبیا و کتاب آسمانی و دستوراتی که در آن بیان شده است، باشد.

    پس متعلق ایمان، ایمان به خدا و لوازم ایمان به خداست. لوازم ایمان به خدا چنان چه که ذکر شد، پیامبر و کتاب آسمانی و ملائکه و . . . است.
    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  7. تشكرها 6


  8. #25
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض






    طبق آیه چرا انکار کردند؟ از روی ظلم و برتری جویی. پاسخ روشن است.

    آیه ای در سورۀ اسری می فرماید: «قَالَ لَقَد عَلِمتَ مَا اَنزَلَ هَؤُلاَءِ اِلاّ رَبُّ السَّموَاتِ وَ الاَرضِ بَصائِرَ و اِنّی لَاَظُنُّکَ یَا فِرعَونُ مَثبوراً[1].
    (حضرت موسی(ع) پاسخ داد): تو خود کاملا دانسته ای که این آیات را برای هدایت خلق جز خدای آسمان و زمین نفرستاده و من ای فرعون تو را شخصی جاهل و لایق هلاکت می پندارم.»
    خیلی جالب است که حضرت موسی(ع) به فرعون می فرماید: به تحقیق تو می دانی که این معجزاتی که می بینی از جانب پروردگار است.
    فرعون می دانست ولی سر تسلیم فرود نیاورد. پس می توان گفت دانستن با ایمان فرق دارد.
    کم کم خود انسان اذعان می کند که عالم بودن با ایمان داشتن فرق می کند پس چنین نیست که هر جا علم باشد ضرورتاً ایمان هم باشد.
    اگر انسان نسبت به چیزی هیچ علمی ندارد نمی تواند به آن ایمان داشته باشد پس یکی از عناصر ایمان، علم است.
    البته باید کلمه علم تبیین شود. (صرف علم حصولی و اکتسابی مورد نظر نیست بلکه علم یک اشراق و تابش است). فقط همین اندازه گفته می شود که یکی از عناصر ایمان علم است و دیگری که خیلی مهم است تحت عنوان «عنصر اختیاری ایمان» شناخته می شود. عنصر اول ایمان که علم است زیاد کاربردی ندارد؛ چه بسا انسان خیلی از این امور را بدون اختیار متوجه شود. تا چیزی به گوش او می خورد عالم می شود. و یا چه بسا چیزی را ببیند و عالم شود که در این جا عنصر اختیار دخیل نبوده است. در خیلی موارد انسان به موضوعاتی علم پیدا می کند ولی به اینها ایمان گفته نمی شود. دلیل آن چیست؟




    [1] سوره اسری آیه 102



    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  9. تشكرها 6


  10. #26
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض






    دلیل قرآنی



    «یا اَیُّهَا النَّاسُ قَد جَائَکُمُ الرَّسُولُ بِالحَقِّ مِن رَبِّکُم فَآمِنُوا خَیراً لَکُم وَ اِن تَکفُروا فَاِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّمَواتِ وَالاَرضِ وَ کَانَ اللهُ عَلیماً حَکیماً[1].

    ای مردم همانا آن پیغمبر حق از جانب خدا آمد، چنانچه ایمان آورید برای شما بهتر است(در دنیا و عقبی) و اگر کافر شوید پس هرچه در آسمان و زمین است همه ملک خداست و خدا دانا و در ثواب و عقاب آنان درستکار است.»

    خدا به انسان علم داد که این علم در کتاب انجیل به صورت خبری آمده بود که پیامبری می آید و اسم او احمد است. پس علم چه آگاهانه و چه نا آگاهانه، چه اختیاری و چه غیر اختیاری به بشر رسید اما بعد از اینکه علم به او رسید و آگاه شد طبق آیه مذکور باید ایمان بیاورد و این خیرِ اوست.
    اگر عنصر اختیاری نبود خدا بعد از علم نمی فرمود (فَآمِنُوا)؛ معلوم می شود وقتی علم به انسان داده شد، بعد از آن باید به علم، اختیاری ایمان بیاورد. انسان مختار دو راه پیش رو دارد. تا زمانی که انتخاب نکرده است دو راه برای او باز است. وقتی انتخاب کند یک راه بسته می شود. وقتی پا در یک راه گذاشت این راه لوازم و احکام و آثاری دارد.


    [سوره نساء آیه 170




    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  11. تشكرها 4


  12. #27
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض








    پس در بحث ایمان؛ عنصر اختیاری و عنصر انتخاب خیلی مهم است.

    توجه: هیچ لحظه ای نیست که انسان از عنصر انتخاب خالی باشد. او مختار است که الآن بخوابد یا بیدار باشد، حرف بزند یا سکوت کند و . . . وقتی حرف می زند یعنی انتخاب کرده که حرف بزند. حرف زدن او آثاری دارد و سکوت کردن او هم آثاری دارد.
    تفکر در این مطالب لازم است؛ یعنی در تمام اعمال و رفتار انسان، چه جزئی و چه کلی دو راه پیش روی اوست که حتماً یکی را انتخاب خواهد کرد. وای به حال انسانی که ناآگاهانه انتخاب کرده باشد. پس در می یابیم که چقدر انسان به آگاهی اولیه نیازمند است! هر راهی را که انتخاب کند، اثرات آن به او بر خواهد گشت. تفکر در این مطالب تفکری است که یک ساعت آن بهتر از هفتاد سال عبادت است.


    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  13. تشكرها 3


  14. #28
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پس مشخص شد که ایمان علاوه بر علم، عنصر دیگری دارد که نامش عنصر اختیاری است.
    عنصر اختیاری ایمان مربوط به قلب و دل است و قابل تعریف نیست. مثلاً محبت و عشق مربوط به دل است. اگر به کسی بگویند محبت و عشق را تعریف کن، اگر اهل معرفت باشد می گوید عشق و محبت چیزی است که خودش قابل تعریف نیست اما اگر در کسی باشد فلان آثار را دارد.
    پس با آثار می توان آن را تعریف کرد. اگر کسی بخواهد آن را ایجاد کند باید آثار و ساز و کارهای آن را بشناسد. حال آثار و لوازم عنصر اختیاری که مربوط به دل و قلب است، چیست؟

    عنصر اختیاری ایمان چیزی است که وقتی در قلب قرار بگیرد حالتی در قلب انسان اتفاق می افتد که طبق آن حالت، انسان متعهد می شود و بنا می گذارد و تصمیم می گیرد که به لوازم ایمان پایبند باشد و به آن عمل کند. اگر انسان چیزی را می داند ولی عمل کردن به آن و پایه گذاری ِ آن را در خود نمی بیند یعنی ایمان ندارد.


    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  15. تشكرها 3


  16. #29
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض








    کسی که می داند خدا هست و قیامت هست و بهشت و جهنم هست اما عمل نمی کند در حقیقت به آنها ایمان ندارد.
    از امام علی(ع) پرسیدند: چرا دعای ما مستجاب نمی شود؟ امام فرمودند: «شما عالم به بهشت هستید و حرفش را می زنید ولی کاری نمی کنید که جهنمی نشوید. می گویید که خدا را دوست دارید اما کاری نمی کنید که رضایت او را جلب کنید. مرده هایتان را دفن کردید اما از آنها عبرت نگرفتید. همۀ این ها خبر می دهد که ایمان ندارید.»


    یک خانم می داند تا وقتی ازدواج نکرده شرایطی را دارد اما وقتی مردی را انتخاب کرد، کسی وارد زندگی او می شود و شرایطش عوض می شود. می داند که همسرش حقوقی به گردن او دارد اما وقتی عمل نمی کند یعنی به این حرفها ایمان ندارد.

    همه بلد هستند که راجع به منافع سکوت و ضررهای پر حرفی صحبت کنند و همه می دانند تا زمانی که حرفی زده نشده حرف در اختیار صاحب آن است اما وقتی بیان شد در اختیار حرف است و حرف ِگفته شده مثل روغن ریخته است اما حرف نگفته مثل روغن در کوزه است؛ همه این ها را می دانند اما گرفتار پر حرفی هستند!

    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  17. تشكرها 4

    saba m (08-02-1392), مدير اجرايي (24-02-1392), نرگس منتظر (07-02-1392), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (07-02-1392)

  18. #30
    عضو وفادار
    سالک آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1391
    نوشته : 294      تشکر : 4,241
    2,176 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سالک آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ایمان داشتن یعنی اختیاری که مربوط به قلب است و باید انسان بنا را بگذارد که صددرصد به لوازم این علم پایبند شود چون هر علمی لوازمی دارد.

    دختر تا زمانی که در خانه پدرش است می خورد و می خوابد و پدر و مادر ناز او را می کشند اما وقتی ازدواج کرد خودش باید نازکش کسی دیگر شود. این مثال ها زده شد تا مفهوم ایمان در هر کار(حتی کارهای دنیایی) تبیین شود که باید ایمان در قلب وجود داشته باشد.

    مثالی دیگر: اگر انسان ایمان داشته باشد که هوا سرد است، محال است بدون پوشش گرم از خانه بیرون برود چون لوازم هوای سرد، پوشیدنِ لباس گرم است. از طرفی علم پیدا کرده که هوا سرد است اما ایمان ندارد؛ نتیجه؟ بعضی ها برای اینکه ایمان بیاورند باید خودشان تجربه کنند! بعضی از بزرگتر ها می گویند: هر چیزی تجربه کردنی نیست بلکه اولین و آخرینش همین یک بار است. عاقل آن است که از تجربه دیگران استفاده کند.


    ▌ღ▬◄( ایمان و مسائل مربوط به آن )►▬ღ▐

  19. تشكرها 3

    saba m (08-02-1392), مدير اجرايي (24-02-1392), نرگس منتظر (07-02-1392)

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •