به عبارت ديگر كيفر گناه آدم، همان دچار درد و رنج زندگى زمينى شدن است، كه يكى از آن رنجها مرگ است. اما مسيحيان مرگ را كيفر اصلى گناه آدم مى دانند. در منابع اسلامى كيفر مرگ در مقابل گناه آدم يا مطرح نشده و يا به صورت ضمنى و به عنوان يكى از لوازم كيفر اصلى بيان شده است. چنانكه ملاحظه مى‏شود، آدم و همسرش در نوع سزاى نافرمانيشان، يعنى هبوط، موقعيتى يكسان دارند همان گونه كه قرآن كريم مى فرمايد:

كه قرآن از اشتراك معنوى زن و مرد و رويكرد آنها به خدا، يكسان سخنى مى گويد و جايگاهشان را در نافرمانى، طاعت و مقامات معنوى يكسان مى داند، زن را همچو مرد صاحب اختيار و آزداى به حساب مى آورد و در نهايت مى فرمايد:<آن اكرمكم عند الله اتقيكم»(حجرات، 49 / 13). با كرامت‏ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بنابراين بايد بدانيم كه با اين بيانات قرآنى، ديگر حق نداريم، زن را موجودى پست‏تر از مرد بدانيم مگر به سبب مقامات معنوى ايشان. زن بايد داراى آرمانها و اهداف تكاملى باشد و به امور كوچك و حقير سرگرم نشود/



منبع
پژوهشکده علمی باقر العلوم


(...◕✿◕◕✿◕ نگاهى به آفرينش زن با توجه به داستان آدم و حوا در قرآن ◕✿◕◕✿◕...)