حکمت نامه ی لقمان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حکمت نامه ی لقمان
صفحه 3 از 41 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 407
  1. #21
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    آرامگاه
    در منابع تاريخى ، از چند نقطه به عنوان مدفن لقمان ياد شده است . برخى از مورّخان ، اَيله را محلّ دفن لقمان مى‏دانند . برخى ديگر، آرامگاه وى را در شهر رَمله مى‏دانند . برخى سيّاحان نيز در گزارش سفر خود ، از زيارت قبر لقمان در شهر اسكندريه در شمال مصر خبر داده‏اند .
    در معجم البلدان آمده است :
    وفي شرقي بحيرة طبريّة قبر لقمان الحكيم و ابنه ، و له باليمن قبر ، واللّه‏ أعلم بالصحيح منهما . [ معجم البلدان : ج 4 ص 19 .]
    در شرق‏درياچه طبريّه [در فلسطين] ، قبر لقمان حكيم و پسرش است و براى‏او در يمن‏هم‏قبرى‏هست وخداوند به درستى‏هر كدام، داناتراست.


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #22
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    آيا لقمان ، پيامبر بود؟
    به شمارى از عالمان ، نسبت داده شده كه لقمان را پيامبر مى‏دانند . در تفسير الثعلبى آمده است :
    اتّفق العلماء على أنّه كان حكيما و لم يكن نبيّا إلاّ عكرمة ، فإنّه قال : كان لقمان نبيّا ، تفرّد بهذا القول . [ تفسير الثعلبى : ج 7 ص 312 .]
    علما اتفاق نظر دارند كه لقمان حكيم بوده و پيامبر نبوده است بجز عِكرِمه كه گفته است : «لقمان ، پيامبر بوده است» و او در اين نظر ،
    تنهاست .
    امّا طَبرِسى در مجمع البيان مى‏گويد :
    اختلف في لقمان ، فقيل : إنّه كان حكيما و لم‏يكن نبيّا ، عن ابن عبّاس و مجاهد و قَتادة و أكثر المفسّرين ، و قيل : إنّه كان نبيّا ، عن عكرمة و السدّي و الشعبيّ . [ مجمع البيان : ج 8 ص 439 .]
    درباره لقمان ، اختلاف است . ابن عباس و مجاهد و قَتاده و اكثر مفسّران ، برآن‏اند كه وى حكيم بوده و پيامبر نبوده است و از عِكرِمه و سُدّى و شَعبى نقل است كه وى پيامبر بوده است .
    اهل بيت عليهم‏السلام با صراحت ، نبوّت لقمان را نفى كرده‏اند ، چنان كه از پيامبر خدا نيز نقل شده است :
    ( حَقّا أقولُ : لَم‏يَكُن لُقمانُ نَبِيّا . [ ر . ك : ص 51 (نپذيرفتن داورى ميان مردم) .] )
    ( حقيقتا مى‏گويم : لقمان ، پيامبر نبود . )
    گفتنى است اگر كسانى كه لقمان را پيامبر دانسته‏اند ، مقصودشان از نبوّت، نبوتِ اِنبايى باشد، نظريّه آنان با احاديث ، قابل جمع است .


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #23
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    رمز دستيابى لقمان به حكمت
    مهم‏ترين و آموزنده‏ترين نكته در زندگى‏نامه لقمان، رمز دستيابى وى به حكمت است . به سخن ديگر، بايد به اين پرسش پاسخ گفت كه : لقمان ، چه كرد كه خداوند متعال ، او را از نعمتِ حكمت، برخوردار نمود؟ اگر اين رازْ گشوده شود، ديگران نيز مى‏توانند به فراخور استعداد و تلاش خود ، به نور حكمت ، دست يابند .
    پاسخ اجمالى پرسش مذكور ، اين است كه نور حكمت ، بر پايه سنّت الهى ، مقدّمات خاصّ خود را دارد [ ر . ك : دانش‏نامه عقايد اسلامى : ج 2 / معرفت‏شناسى / بخش ششم / فصل چهارم : خاستگاه الهام .] كه مهم‏ترين آنها ، عبارت است از : ايمان، اخلاص، عمل صالح، زهد و غذاى حلال . جامع‏ترين سخن در مقدّمات حكمت، سخنى است منسوب به امام حكيمان ، على عليه السلام ، كه مى‏فرمايد :
    ( مَن أخلَصَ للّه‏ِِ أربَعينَ صَباحا، يَأكُلُ الحَلالَ ، صائِما نَهارَهُ ، قائِما لَيلَهُ، أجرَى اللّه‏ُ سُبحانَهُ يَنابيعَ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ . [ مسند زيد بن على : ص 384 .] )
    ( هر كس چهل روز اخلاص داشته باشد، حلال بخورد ، روز را روزه بگيرد و شب زنده‏دارى كند، خداوند پاك ، چشمه‏هاى حكمت را از دلش بر زبانش روان مى‏سازد. )
    و امّا پاسخ تفصيلى اين پرسش : در مورد لقمان ، در روايات مختلف ، به نكات متعدّدى از مقدّمات حكمت اشاره شده است، چنان كه در حديث نبوى آمده است :
    ( حَقّا أقولُ : لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيّا ولكِن كانَ عَبدا كَثيرَ التَّفَكُّرِ ، حَسَنَ اليَقينِ أحَبَّ اللّه‏َ فَأَحَبَّهُ ومَنَّ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ [ مجمع البيان : ج 8 ص 494، بحار الأنوار : ج 13 ص 424 .] . )
    ( حقيقتا مى‏گويم : لقمان ، پيامبر نبود ؛ بلكه بنده‏اى انديشمند بود، يقينى نيكو داشت، خدا را دوست مى‏داشت و خداوند هم او را دوست داشت و با اعطاى حكمت به او ، بر وى منّت گذاشت . )
    در گزارش ديگرى آمده است :
    مردى در برابر لقمان حكيم ايستاد و به وى گفت : تو لقمانى؟ تو برده
    بنى نحاسى؟
    لقمان جواب داد : آرى! او گفت: پس تو همان چوپان سياهى؟
    لقمان گفت : سياهى‏ام كه واضح است! چه چيزى باعث شگفتى تو درباره من شده است؟
    آن مرد گفت : ازدحام مردم در خانه تو و جمع شدنشان بر درِ خانه تو و قبول كردن گفته‏هاى تو .
    لقمان گفت : برادرزاده! اگر كارهايى كه به تو مى‏گويم ، انجام بدهى، تو هم همين‏گونه مى‏شوى.
    گفت: چه كارى؟
    لقمان گفت: فروبستن چشمم ، نگهدارى زبانم، پاكى خوراكم، پاك‏دامنى‏ام ، وفا كردنم به وعده و پايبندى‏ام به پيمان ، و مهمان‏نوازى‏ام ، پاسداشت همسايه‏ام و رها كردن كارهاى نامربوط . اين ، آن چيزى است كه مرا چنين كرد كه تو مى‏بينى . [ البداية و النهاية : ج 2 ص 124، تفسير ابن كثير : ج 6 ص 337 .]
    و در گزارشى ديگر مى‏خوانيم :
    به لقمان گفته شد: آيا تو برده فلان قبيله نيستى؟
    گفت: چرا!
    گفته شد: چه چيزْ تو را به اين مقام كه ما مى‏بينيم رساند؟
    گفت: راستگويى، امانتدارى ، رها كردن كارهاى نامربوط به من، فرو بستن چشمم ، نگهدارى زبانم و پاكى خوراكم . پس هر كه كمتر از اينها داشت، كمتر از من است و هر كه بيشتر داشت ، برتر از من است و هر كه همين‏ها را انجام داد، همانند من است. [ تنبيه الخواطر : ج 2 ص 230 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 426 ح 21 .]
    و در گزارشى ديگر آمده :
    مردى از كنار لقمان گذشت ، در حالى كه مردم ، پيش او ايستاده بودند . به او گفت: آيا تو برده بنى فلان نيستى؟
    گفت: چرا!
    گفت: همانى كه در فلان و فلان كوه ، چوپانى مى‏كردى؟
    گفت: آرى!
    گفت: چه چيزى تو را به اين‏جا رساند كه من مى‏بينم؟
    جواب داد: راستگويى و خاموشى در برابر چيزهايى كه به من ربطى نداشتند . [ الصمت ، ابن ابى الدنيا : ص 296 ح 675، الدرّ المنثور : ج 6 ص 512 .]
    و قطب الدين راوندى در كتاب لبّ اللباب مى‏گويد :
    إنَّ لُقمانَ رَأى رُقعَةً فيها «باسمِ اللّه‏ِ» ، فَرَفَعَها وأكَلَها، فَأَكرَمَهُ بِالحِكمَةِ . مستدرك الوسائل : ج 4 ص 389 ح 4995 .]
    لقمان، قطعه يادداشتى را ديد كه در آن ، «بسم اللّه‏» نوشته شده بود . آن را برداشت و خورد و خداوند ، وى را به پاس آن، با حكمت ، پاس داشت.
    جامع‏ترين سخن درباره رمز دستيابى لقمان به حكمت ، از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه مى‏فرمايد :
    ( هلا! به خدا سوگند كه لقمان ، به دليل حَسَب و دارايى و خانواده و تنومندى و زيبايى ، از حكمتْ برخوردار نشد ؛ بلكه مردى توانمند در كار خداوند و پارسا به خاطر خدا بود . آرام و خاموش ، ژرف انديش، متفكر، باريك بين و عبرت‏آموز . هرگز روزى را به خواب نرفت و به جهت پوشش شديدش هيچ گاه كسى او را در حالت قضاى حاجت و
    شستشو نديد . وى، داراى ژرفايى نگاه و احتياط در كار بود . از ترس گناه ، هيچ گاه براى چيزى نخنديد و هرگز خشم نگرفت و با كسى شوخى نكرد و اگر چيزى از امور دنيا به او رسيد، خوش‏حالى نكرد و براى از دست دادنش غمگين نشد. با زنانى ازدواج كرد و فرزندان زيادى نصيبش شد و پيش از وى داغ آنان بر دلش نشست و بر مرگ هيچ كدام نگريست. هر گاه با دو نفر متخاصم و يا جنگنده برخورد كرد، ميان آنها سازش و دوستى ايجاد كرد و هر وقت سخن كسى را ـ كه از آن ، خوشش مى‏آمد ـ شنيد، از تفسير آن پرسيد و اين كه آن را از چه كسى ياد گرفته است . با فقيهان و حكيمان ، فراوان هم‏نشينى مى‏كرد و به قاضيان و فرمانروايان و پادشاهان ، سر مى‏كشيد و به قاضى‏ها دلسوزى و با فرمانروايان و پادشاهان ، به جهت بى توجهى‏شان به خدا و بى خيالى‏شان در اين باره، از سر مهر برخورد مى‏كرد . عبرت آموخت و آنچه را كه با آن مى‏توان بر نفسْ فائق آمد، آموخت و به وسيله آن ، با هوسش مبارزه كرد و به كمك آن ، از شيطان ، دورى نمود. با انديشه ، قلبش را و با عبرت‏ها، جانش را درمان كرد و به سوى جايى كوچ نمى‏كرد ، مگر آن كه سودى داشته باشد. به اين جهت بود كه حكمت داده شد و عصمت بخشيده شد . [ تفسير القمّى : ج 2 ص 162 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 409 ح 2 .] )
    گفتنى است كه اين روايات با هم اختلافى ندارند ؛ زيرا هر يك به بخشى از مقدّمات حكمت حقيقى‏اى كه نصيب لقمان شد ، اشاره مى‏كنند و به سخن ديگر، همه اين اقدامات ، در پيدايش نور حكمت ـ كه خداوند متعال به لقمانْ عنايت نمود ـ نقش دارند.


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #24
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    همانندانِ لقمان در امّت اسلامى
    بر پايه بررسى‏هاى انجام شده، در ميان ياران پيامبر خدا و اهل بيت گرامى او ، سه تن در حكمت، همسنگ لقمان معرّفى شده‏اند . اين سه ، عبارت‏اند از :
    1 . سلمان
    در اين باره ، حديثى جالب از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه :
    ( پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد : كدامين شما، روزگار را با روزه سپرى مى‏كنيد؟
    سلمان گفت: من ، اى فرستاده خدا!
    پيامبر خدا فرمود: كدامتان شب را تا صبح ، بيدار مى‏مانيد؟
    سلمان گفت : من ، اى رسول خدا!
    فرمود: كدامتان در هر روز ، يك بار قرآن ختم مى‏كنيد؟ سلمان گفت : من ، اى رسول خدا!
    يكى از ياران پيامبر، برآشفت و گفت : اى رسول خدا! سلمان ، مردى ايرانى است و مى‏خواهد بر ما قريشيان ببالد. فرمودى: كدامتان روزگار را با حال روزه سپرى مى‏كند؟ او گفت : من . در حالى كه در بيشتر روزها، مى‏خورد . و فرمودى : كدامتان شب را تا صبح ، بيدار مى‏ماند؟ گفت: من . در حالى كه بيشتر شب را خواب است. و فرمودى: كدامتان در هر روز ، يك بار قرآن ختم مى‏كند؟ باز هم گفت : من . در حالى كه بيشتر روزش را خاموش است.
    پيامبر فرمود: فلانى! خاموش باش. كجا ديگر مى‏توانى [چنين ]همانندى براى لقمانِ حكيم بيابى؟ از خودِ سلمان بپرس تا آگاهت كند.
    آن مرد به سلمان گفت : اى ابو عبداللّه‏ ! آيا تو نگفتى كه همه روزها را با حال روزه سپرى مى‏كنى؟
    سلمان گفت : چرا !
    آن مرد گفت : تو را ديده‏ام كه بيشتر روز را مى‏خورى!
    سلمان پاسخ داد : نفهميدى . من در هر ماه ، سه روز روزه مى‏گيرم و خداوند عزيز و ارجمند فرموده است : (هر كس نيكى كند ، ده برابر پاداش دارد) و من شعبان را به رمضانْ وصل مى‏كنم و اين ، روزه گرفتنِ همه روزهاست .
    آن مرد گفت : آيا تو نگفتى كه شب را تا صبح ، بيدار مى‏مانى؟
    سلمان جواب داد : چرا!
    او گفت : تو بيشتر شب را خوابى .
    سلمان گفت : [باز هم] نفهميدى . من از دوستم پيامبر خدا شنيدم كه مى‏فرمود : «هر كس با طهارت بخوابد ، گويا كه همه شب را بيدار مانده است» و من در حال طهارت مى‏خوابم .
    آن مرد گفت : آيا نگفتى كه در هر روز ، يك قرآن ختم مى‏كنى؟
    سلمان جواب داد : چرا!
    او گفت : تو بيشتر روز را خموشى!
    سلمان گفت : [درست] فهميدى . من از دوستم پيامبر خدا شنيدم كه به على عليه السلام مى‏فرمود : «اى ابوالحسن ! مَثَل تو در ميان امّت من ، همانند [سوره] «قل هو اللّه‏ أحد» است . هر كس آن را يك بار بخواند ، يك سوم قرآن را خوانده و هر كس دوبار بخواند ، دو سوم قرآن را خوانده و هر كس سه بار بخواندش ، قرآن را ختم كرده است . پس هر كس تو را به زبانْ دوست بدارد ، يك سوم ايمانش را كامل كرده و هر كس به زبان و دلْ دوستت داشته باشد ، دو سومِ ايمانش را كامل كرده و هر كس با زبان
    و دل دوستت داشته باشد و با دست نيز يارى‏ات دهد ، همه ايمانش را كامل كرده است . سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت ، اى على! اگر اهل زمين ، همانند آسمانيان ، تو را دوست بدارند ، احدى در آتش ، عذاب نخواهد شد» و من [سوره] «قل هو اللّه‏ أحد» را در هر روز ، سه بار مى‏خوانم .
    آن مرد ايستاد ، چنان كه گويى سنگى را به زور ، قورت داده است . [ الأمالى ، صدوق : ص 85 ح 54، بحار الأنوار : ج 22 ص 317 ح 2 .] )
    از امام على عليه السلام نيز نقل است كه درباره سلمان مى‏فرمايد :
    ( مَن لَكُم بِمِثلِ لُقمانَ الحَكيمِ وذلِكَ امرُوٌ مِنّا وإلَينا أهلَ البَيتِ ، أدرَكَ العِلمَ الأَوَّلَ وأدرَكَ العِلمَ الآخِرَ ، وقَرَأَ الكِتابَ الأَوَّلَ ، وقَرَأَ الكِتابَ الآخِرَ ، بَحرٌ لا يُنزَفُ . [ الغارات: ج 1 ص 177، بحار الأنوار : ج 10 ص 123 ح 2 . نيز ، ر. ك : بحار الأنوار : ج 22 ص 391 ح 26 .] )
    ( شما چه كسى را همانند لقمان داريد ؟ مردى را داريد كه از ماست و رو به سوى ما اهل بيت دارد . دانش پيشين و پسين را آموخته و كتاب اوّل و آخر را خوانده است و دريايى پايان‏ناپذير است . )
    با عنايت به اين سخن ، مى‏توان گفت : مقصود از احاديثى كه سلمان را به لقمان تشبيه كرده‏اند، همسنگ بودن سلمان با لقمان در حكمت است ، وگرنه در فضيلت ، بعيد نيست كه سلمان ، برتر از لقمان باشد ، چنان كه در حديث زير از امام صادق عليه السلام به اين معنا تصريح شده است :
    ( سَلمانُ خَيرٌ مِن لُقمانَ . [ بصائر الدرجات : ص 18 ح 13، بحار الأنوار : ج 22 ص 331 ح 42 .] )
    ( سلمان ، از لقمانْ بهتر است. )
    2 . ابو حمزه ثابت بن دينار ثُمالى3 . يونس بن عبد الرحمان
    درباره اين دو حكيم ـ كه در احاديث اهل بيت عليهم‏السلام ، همسنگ لقمان معرّفى شده‏اند ، از فضل بن شادان نقل شده است كه :
    ( از شخص موثّقى شنيدم كه مى‏گفت : از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود : «ابو حمزه ثمالى ، در روزگار خود ، همانند لقمان در زمانش بود و اين از آن رو بود كه خدمت چهار تن از ما رسيده بود : على بن الحسين ، محمد بن على ، جعفر بن محمد عليهم‏السلام و پاره‏اى از روزگار موسى بن جعفر عليهماالسلام . يونس بن عبد الرحمان هم همين طور بود . او سلمان زمانش بود» . [ اختيار معرفة الرجال : ج 2 ص 458 ح 357 و ص 781 ح 919 .] )

    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #25
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    فصل دوم: اندرزهاى لقمان در قرآن .......خطر شرك

    قرآن كريم :
    و به راستى، لقمان را حكمت داديم كه: خدا را سپاس بگزار و هر كه سپاس بگزارد، تنها براى خود سپاس مى‏گزارد و هر كس كفران كند، [به زيانِ خود اوست ؛ زيرا] در حقيقت، خدا بى‏نياز و ستوده است . و [ ياد كن ] هنگامى را كه لقمان به پسر خويش ـ در حالى كه وى او را اندرز مى‏داد ـ گفت: «اى پسرك من! به خدا شرك مياور ؛ كه به راستى ، شرك ستمى بزرگ است» . و انسان را در بارؤ پدر و مادرش سفارش كرديم . مادرش به او باردار شد ؛ سستى بر روى سستى ، و بازگرفتنش از شير ، در دو سال است. [ آرى، به او سفارش كرديم ]كه سپاس‏گزارِ من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [ ِ همه ] ، به سوى من است . و اگر تو را وادارند تا در بارؤ چيزى كه تو را بدان دانشى نيست ، به من شرك ورزى، از آنان فرمان مبر ؛ و [ لى ] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن، و راه كسى را پيروى كن كه توبه‏كنان به سوى من بازمى‏گردد؛ و [ بدان كه سرانجامْ ] بازگشت شما ، به سوى من است و از [ حقيقتِ ]آنچه انجام مى‏داديد ، شما را باخبر خواهم كرد . [لقمان همچنين گفت :] «اى پسرك من! اگر [ عملِ تو ] هم‏وزن دانؤ خَردلى و در تخته‏سنگى يا در آسمان‏ها يا در زمين باشد، خدا آن را مى‏آورد، كه خدا بس دقيق و آگاه است . اى پسرك من! نماز را بر پا دار و [ديگران را] به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار . و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده است ، شكيبا باش. اين ، [ حاكى ] از عزم [ و ارادؤ تو ] در امور است . و از مردم ، [ به نِخوت ]رُخ بر متاب . و در زمين ، خرامان راه مرو ، [چرا كه] خداوند ، خودپسندِ لافزن را دوست نمى‏دارد . و در راه‏رفتنِ خود ، ميانه‏رو باش . و صدايت را آهسته ساز، كه بدترينِ آوازها بانگ خران است».


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #26
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    نقش اعمال در سرنوشت انسان

    القرآن الكريم :
    «يَـبُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى السَّمَـوَ تِ أَوْ فِى الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ» .


    قرآن كريم :
    «اى پسرك من! اگر [ عملِ تو ] هم‏وزن دانؤ خَردلى و در تخته‏سنگى يا در آسمان‏ها يا در زمين باشد، خدا آن را مى‏آورد، كه خدا بس دقيق و آگاه است» .

    لقمان : 16 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #27
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    از كارهاى بزرگ و اساسى

    القرآن الكريم :
    «يَـبُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَوةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَ لِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» .


    قرآن كريم :
    «اى پسرك من! نماز را بر پا دار و [ديگران را] به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار، و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده است ، شكيبا باش. اين ، [ حاكى ] از عزم [ و ارادؤ تو در ] امور است» .

    لقمان : 17 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #28
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    خطر تكبّر و غرور

    القرآن الكريم :
    «وَلاَ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لاَ تَمْشِ فِى الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ * وَ اقْصِدْ فِى مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» .


    قرآن كريم :
    «و از مردم [ به نِخوت ] رُخ بر متاب . و در زمين ، خرامان راه مرو ، [چرا كه ]خداوند خودپسندِ لافزن را دوست نمى‏دارد . و در راه‏رفتنِ خود ، ميانه‏رو باش، و صدايت را آهسته ساز، كه بدترينِ آوازها بانگ خران است» .

    سورة لقمان : 18 و 19 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #29
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    آرام گام برداشتن و آهسته سخن گفتن

    القرآن الكريم :
    «وَ اقْصِدْ فِى مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» .


    قرآن كريم :
    «و در راه‏رفتنِ خود ، ميانه‏رو باش . و صدايت را آهسته ساز، كه بدترينِ آوازها بانگ خران است» .

    لقمان : 19 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #30
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان







    فصل سوم: داستان‏هايى از حكمت‏هاىلقمان .......نپذيرفتن داورى ميان مردم

    رسول اللّه‏ صلى الله عليه و آله :
    حَقّاً لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيّاً ، ولكِن كانَ عَبداً صَمصامَةً ، كَثيرَ التَّفَكُّرِ ، حَسَنَ الظَّنِ ، أحَبَّ اللّه‏َ فَأَحَبَّهُ ، وضَمِنَ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ ، كانَ نائِماً نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ : يا لُقمانُ ، هَل لَكَ أن يَجعَلَكَ اللّه‏ُ خَليفَةً فِي الأَرضِ تَحكُمُ بَينَ النّاسِ بِالحَقِّ؟
    فَانتَبَهَ فَأَجابَ الصَّوتَ ، فَقالَ : إن يُجبِرني رَبّي قَبِلتُ ، فَإِنّي أعلَمُ إن فَعَلَ ذلِكَ بي أعانَني وعَلَّمَني وعَصَمَني ، وإن خَيَّرَني رَبّي قَبِلتُ العافِيَةَ ولمَ أقبَلِ البَلاءَ .
    فَقالَتِ المَلائِكَةُ بِصَوتٍ لا يَراهُم : لِمَ يا لُقمانُ؟
    قالَ : لِأَنَّ الحاكِمَ بِأَشَدِّ المَنازِلِ وأكدَرِها يَغشاهُ الظُّلمُ مِن كُلِّ مَكانٍ يَنجو ويُعانُ وبِالحَرِيِّ أن يَنجُوَ ، وإن أخطَأَ أخطَأَ طَريقَ الجَنَّةِ ، ومَن يَكُن فِي الدُّنيا ذَليلاً خَيرٌ مِن أن يَكونَ شَريفاً ، ومَن يَختَرِ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ تَفتِنهُ الدُّنيا ولا يُصيبُ مُلكَ الآخِرَةِ .
    فَعَجِبَتِ المَلائِكَةُ مِن حُسنِ مَنطِقِهِ ، فَنامَ نَومَةً فَغُطَّ بِالحِكمَةِ غَطّا فَانتَبَهَ فَتَكَلَّمَ بِها ، ثُمَّ نودِيَ داوُدُ بَعدَهُ فَقَبِلَها ولَم يَشتَرِط شَرطَ لُقمانَ . . . وكانَ لُقمان‏يُؤازِرُهُ بِحِكمَتِهِ وعِلمِهِ ، فَقالَ لَهُ داودُ : طوبى لَكَ يا لُقمانُ ، اُوتيتَ الحِكمَةَ وصُرِفَت عَنكَ البَلِيَّةُ ، واُوتِيَ داوُدُ الخِلافَةَ وَابتُلِيَ بِالرَّزِيَّةِ أوِ الفِتنَةِ .



    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
    در حقيقت ، لقمان ، پيامبر نبود ؛ ليكن بنده‏اى بود مصمّم، انديشه‏مند و با حُسن ظن . خدا را دوست مى‏داشت . پس خدا نيز او را دوست داشت و حكمت را بر او ضمانت كرد. وسط روز ، خوابيده بود كه ناگهان به پذيرش خلافت ، فرا خوانده شد كه : «اى لقمان! آيا مى‏خواهى كه خداوند ، تو را خليفه‏اى در روى زمين قرار دهد تا در ميان مردم ، به حق ، داورى كنى ؟» .
    لقمان ، بيدار شد و در پاسخ گفت : «اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى‏پذيرم؛ زيرا مى‏دانم كه اگر با من چنين كند . يارى‏ام مى‏نمايد و دانشم مى‏آموزد و از خطا نگاهم مى‏دارد. ولى اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد، عافيت را مى‏پذيرم و بلا را نمى‏پذيرم» .
    فرشتگانى كه نمى‏ديدشان ، با صدايى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنين گفتى؟
    گفت: «زيرا حكمران ، در سخت‏ترين و مشكل‏ترين مقام ، جاى گرفته كه ظلم از هر طرف ، بر او احاطه دارد؛ [امكان دارد] خوار شود يا يارى گردد . اگر به صواب داورى كند، اميد است كه نجات يابد و اگر [در داورى] به خطا رود، راه بهشت را به خطا رفته است. هر كس در دنيا حقير و بى‏مقام باشد ، بهتر از اين است كه صاحب مقام باشد ، و هر كس دنيا را در مقابل آخرت بر گزيند، دنيا او را مى‏آزمايد ؛ ولى به پادشاهىِ آخرت ، دست نمى‏يابد» .
    فرشتگان از زيبايىِ گفتار او ، در شگفت شدند. لقمان ، لحظه‏اى خوابيد و سراسر وجودش آكنده از حكمت شد. پس ، از خواب بيدار شد و [از آن پس ]حكيمانه سخن گفت .
    پس از او، داوود عليه السلام به پذيرش خلافت ، فرا خوانده شد و او آن را پذيرفت و شرط لقمان را مطرح نكرد... . لقمان با دانش و حكمتش ، داوود را يارى مى‏كرد. داوود گفت: «خوشا به حالت ، اى لقمان! به تو حكمت داده شد و بلا از تو دور گرديد ؛ ولى به داوود خلافت داده شد و دچار مصيبت و فتنه گرديد» .


    في المصدر «يخبرني» لكن الصحيح ما أثبتناه ، وفي مجمع البيان «إن عزم بي قسماً وطاعة ، فإني أعلم إن فعل بي ذلك أعانني وعصمني» وفي البحار «إن أمرني اللّه‏ بذلك فالسمع والطاعة ...» .في المصدر : «بالحكمة» ، وما أثبتناه من مجمع البيان : ج 8 ص 494 وتفسير القرطبي : ج 14 ص 59 .تاريخ مدينة دمشق : ج 17 ص 85 ، كنز العمّال : ج 14 ص 34 ح 37865 ؛ مجمع البيان : ج 8 ص 494 نحوه وراجع : نوادر الاصول : ج 1 ص 247 وتفسير القمي : ج 2 ص 162 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 3 از 41 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •