حکمت نامه ی لقمان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حکمت نامه ی لقمان
صفحه 40 از 41 نخستنخست ... 30363738394041 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 391 تا 400 , از مجموع 407
  1. #391
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    كنز الفوائد :
    قالَ لُقمانُ الحَكيمُ لاِبنِهِ في وَصِيَّتِهِ : يا بُنَيَّ ، أحُثُّكَ عَلى سِتِّ خِصالٍ ، لَيسَ مِنها خَصلَةٌ الاّ وهِيَ تُقَرِّبُكَ إلى رِضوانِ اللّه‏ِ عز و جل ، وتُباعِدُكَ مِن سَخَطِهِ :
    الاُولى : أن تَعبُدَ اللّه‏َ ، ولا تُشرِكَ بِهِ شَيئا .
    وَالثّانِيَةُ : الرِّضا بِقَضاءِ اللّه‏ِ فيما أحبَبتَ وكَرِهتَ .
    وَالثّالِثَةُ : أن تُحِبَّ فِي اللّه‏ِ وتُبغِضَ فِي اللّه‏ِ .
    وَالرّابِعَةُ : تُحِبُّ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفسِكَ ، وتَكرَهُ لَهُم ما تَكرَهُ لِنَفسِكَ .
    وَالخامِسَةُ : تَكظِمُ الغَيظَ ، وتُحسِنُ إلى مَن أساءَ إلَيكَ .
    وَالسّادِسَةُ : تَركُ الهَوى ومُخالَفَةُ الرَّدى .



    كنز الفوائد :
    لقمان حكيم در سفارش خود به پسرش گفت : «پسرم ! تو را به شش ويژگى تشويق مى‏كنم كه هر يك از آنها به تنهايى ، تو را به رضوان خداوند عز و جلنزديك ، و از خشمش دور مى‏سازد :
    نخست ، اين كه : خدا را بپرستى و چيزى را با او شريك قرار ندهى .
    دوم : به قضاى الهى ، در آنچه مى‏پسندى و آنچه نمى‏پسندى ، خشنود باشى .
    سوم : اين كه تنها در راه خدا ، دوستى و دشمنى كنى .
    چهارم : آنچه را كه براى خود مى‏پسندى ، براى مردم نيز بپسندى و آنچه را كه براى خود نمى‏پسندى ، براى مردم نيز نپسندى .
    پنجم : خشم را فرو برى و به كسى كه به تو بدى كرده ، نيكى كنى .
    و ششم : هواى نفس را رها كنى و با پليدى و پستى ، مخالفت نمايى» .


    كنز الفوائد : ج 2 ص 164 ، أعلام الدين : ص 154 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #392
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    محبوب القلوب :
    قالَ لُقمانُ : يا بُنَيَّ ، عَلَيكَ بِالصَّبرِ وَاليَقينِ ومُجاهَدَةِ نَفسِكَ . وَاعلَم أنَّ الصَّبرَ فيهِ أنواعُ الشَّرَفِ ، فَإِذا صَبَرتَ عَلى مَحارِمِ اللّه‏ِ تَعالى ، وزَهِدتَ فِي الدُّنيا ، وتَهاوَنتَ بِالمَصائِبِ لَم يَكُن شَيءٌ أحَبَّ إلَيكَ مِنَ المَوتِ وأنتَ تَتَرَقَّبُهُ .


    محبوب القلوب :
    لقمان گفت : «پسرم ! شكيبايى و يقين و جهاد با نفس داشته باش ، و بدان كه در شكيبايى ، انواع شرافت هست . هر گاه تو بر حرام‏هاى خداى متعال شكيبايى ورزيدى و در دنيا پارسايى پيشه كردى و گرفتارى‏ها را آسان گرفتى ، چيزى نزد تو محبوب‏تر از مرگ نخواهد بود و چشمْ انتظار آن خواهى بود» .

    محبوب القلوب : ج 1 ص 201 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #393
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    محبوب القلوب :
    قالَ لُقمانُ : يا بُنَيَّ ، ما عِندَ اللّه‏ِ ـ تَعالى ـ أفضَلُ مِنَ العَقلِ ، وما تَمَّ عَقلُ امرِئٍ حَتّى تَكونَ فيهِ عَشَرَةُ خِصالٍ : الكِبرُ مِنهُ مَأمونٌ ، وَالرُّشدُ مِنهُ مَأمولٌ ، نَصيبُهُ مِنَ الدُّنيا القوتُ ، وفَضلُ مالِهِ مَبذولٌ ، التَّواضُعُ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ الكِبرِ ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ العِزِّ ، لا يَسأَمُ مِن طَلَبِ العَفوِ طولَ عُمُرِهِ ، ولا يَقدُمُ في طَلَبِ الحَوائِجِ مَن قَبلَهُ ، يَستَكثِرُ قَليلَ المَعروفِ مِن غَيرِهِ ، ويَستَقِلُّ الكَثيرَ مِن نَفسِهِ ، وَالخَصلَةُ العاشِرَةُ وهِيَ الَّتي يُنارُ بِها مَجدُهُ ، ويَعلو قَدرُهُ يَرى أنَّ جَميعَ النّاسِ خَيرٌ مِنهُ وأنَّهُ شَرُّهُم .


    محبوب القلوب :
    لقمان گفت : «پسرم ! نزد خداى متعال ، چيزى برتر از خرد نيست و خردِ هيچ مردى كامل نمى‏گردد ، مگر اين كه در او ده ويژگى باشد : از تكبّر در امان باشد ؛ به هدايت او اميدى باشد ؛ بهره او از دنيا ، به اندازه قوت باشد ؛ زيادىِ دارايى‏اش را ببخشد ؛ فروتنى ، نزد او دوستْ داشتنى‏تر از تكبّر باشد ؛ افتادگى ، نزد او دوستْ داشتنى‏تر از بزرگى باشد ؛ در طول عمرش ، از آمرزش‏خواهى به ستوه نيايد ؛ در درخواست نيازمندى‏ها ، از نفر قبل از خود (نيازمندتر از خود) ، پيشى نگيرد ؛ خوبىِ اندك ديگران را بسيار شمارد و [خوبىِ] بسيار خود را اندك شمارد . ويژگىِ دهم ـ كه با آن ، عظمت او مى‏درخشد و ارزش او بالا مى‏رود ـ اين است كه همه مردم را بهتر از خود و خود را بدتر از همه آنان ببيند» .

    محبوب القلوب ، ج 1 ، ص 205 .




    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #394
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    مكارم الأخلاق ومعاليها :
    عَن لُقمانَ الحَكيمِ عليه السلام : كانَ يَقولُ : أكتُمُ الحاجَةَ ، ولا أنطِقُ فيما لا يَعنيني ، ولا أكونُ مِضحاكا مِن غَيرِ عَجَبٍ ، ولا مَشّاءً إلى غَيرِ أَرَبٍ ، الصَّمتُ خَيرٌ وقَليلٌ فاعِلُهُ .


    مكارم الأخلاق و معاليها :
    از لقمان حكيم ، نقل است كه او پيوسته مى‏گفته : «نياز [خود] را پنهان مى‏دارم ، و درباره چيزى كه به من مربوط نيست ، سخن نمى‏گويم ، و بدون شگفتى نمى‏خندم ، و بدون مقصد ، راه نمى‏روم و البته سكوت ، بهتر است ؛ ولى رعايت كننده آن اندك است» .

    مكارم الأخلاق ومعاليها : ص 436 ح 438 ، الدر المنثور : ج 6 ص 518 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #395
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    الدرّ المنثور :
    قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، جالِسِ الصّالِحينَ مِن عِبادِ اللّه‏ِ ، فَإِنَّكَ تُصيبُ بِمُجالَسَتِهِم خَيراً ، ولَعَلَّهُ أن يَكونَ آخِرُ ذلِكَ تَنزِلُ عَلَيهِمُ الرَّحمَةُ فَتُصيبَكَ مَعَهُم .
    يا بُنَيَّ ، لا تُجالِسِ الأَشرارَ ؛ فَإِنَّكَ لا يُصيبُكَ مِن مُجالَسَتِهِم خَيرٌ ، ولَعَلَّهُ أن يَكونَ في آخِرِ ذلِكَ أن تَنزِلَ عَلَيهِم عُقوبَةٌ فَتُصيبَكَ مَعَهُم .



    الدرّ المنثور :
    لقمان به پسرش گفت : «پسرم ! با بندگان نيكوكار خدا همنشينى كن ؛ چرا كه در سايه همنشينى با آنان ، به خير مى‏رسى ، و چه بسا در پايانِ اين همنشينى ، رحمت خدا بر آنان فرود آيد و تو نيز به همراه آنان بهره‏مند گردى .
    پسرم ! با بدكاران همنشينى نكن ؛ چرا كه از همنشينى با آنان ، خيرى به تو نمى‏رسد ، و چه بسا در پايان اين همنشينى ، كيفرى بر آنان فرود آيد و تو نيز به همراه آنان گرفتار گردى» .


    الدر المنثور : ج 6 ص 518 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #396
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    الدعاء عن الحسن :
    قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، إن كُنتَ تُريدُ البَقاءَ ـ ولا بَقاءَ ـ فَاجعَل خَشيَةَ اللّه‏ِ عَزَّ وجَلَّ غِطاءَكَ فَوقَ رَأسِكَ ، ووِطاءَكَ فَلَعَلَّكَ أن تَنجُوَ وما أراكَ بِناجٍ .
    يا بُنَيَّ ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ ، قَد غَرِقَ فيهِ ناسٌ كَثيرٌ ، فَليَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّه‏ِ ، وحَشوُهَا الإِيمانَ بِاللّه‏ِ ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلَ عَلَى اللّه‏ِ ، ومَجاذيفُهَا التَّسبيحَ وَالتَّهليلَ ، ولَعَلَّكَ أن تَنجُوَ وما أراكَ بِناجٍ .
    يا بُنَيَّ ، إن كُنتَ لا توقِنُ بِالبَعثِ فَإِذا نِمتَ فَلا تَستَيقِظ ؛ فَإِنَّكَ كَما تَستَيقِظُ فَكَذلِكَ تُبعَثُ .
    يا بُنَيَّ ، اُذكُرِ اللّه‏َ عِندَ هَمِّكَ إذا هَمَمتَ ، وعِندَ يَدِكَ إذا أقسَمتَ ، وعِندَ لِسانِكَ إذا حَكَمتَ .



    الدعاء ، طبرانى
    ـ به نقل از حسن ـ: لقمان به پسرش گفت : «پسرم ! اگر ماندگارى را مى‏خواهى ـ هر چند ماندگارى‏اى وجود ندارد ـ ترس از خداوند عز و جل را سرپوش و زيرانداز خود قرار بده تا شايد نجات يابى ؛ هر چند من تو را نجات‏يافته نمى‏بينم .
    پسرم ! دنيا دريايى عميق است كه مردمان بسيارى در آن غرق شده‏اند . پس بايد كشتىِ تو در آن ، تقواى الهى باشد و مسافران آن ايمان به خدا ، بادبان آن توكّل بر خدا ، و پاروهاى آن ذكر «سبحان اللّه‏» و «لا اله الاّ اللّه‏» باشد تا شايد نجات يابى ؛ هر چند من تو را نجات‏يافته نمى‏بينم .
    پسرم ! اگر رستاخيز را باور ندارى ، هر گاه خوابيدى ، بيدار نشو ؛ پس همان طور كه بيدار مى‏شوى ، همان گونه هم بر انگيخته خواهى شد .
    پسرم ! هر گاه به انجام دادن كارى همّت مى‏گمارى ، هنگام تصميم گرفتن ، و هر گاه چيزى را قسمت مى‏كنى ، هنگام دست دراز كردن ، و هر گاه درباره چيزى حكم مى‏كنى ، هنگام زبان گشودنت ، خدا را ياد كن» .


    الدعاء للطبراني : ص 493 ح 1737 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #397
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    البداية والنهاية :
    قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ العَمَلُ لا يُستَطاعُ إلاّ بِاليَقينِ ، ومَن يَضعُف يَقينُهُ يَضعُف عَمَلُهُ .
    وقالَ : يا بُنَيَّ ، إذا جاءَكَ الشَّيطانُ مِن قِبَلِ الشَّكِّ وَالرَّيبِ فَاغلِبهُ بِاليَقينِ وَالنَّصيحَةِ ، وإذا جاءَكَ مِن قِبَلِ الكَسَلِ وَالسَّآمَةِ فَاغلِبهُ بِذِكرِ القَبرِ وَالقِيامَةِ ، وإذا جاءَكَ مِن قِبَلِ الرَّغَبةِ وَالرَّهبَةِ فَأَخبِرهُ أنَّ الدُّنيا مُفارَقَةٌ مَتروكَةٌ .



    البداية والنهاية :
    لقمان به پسرش گفت : «پسرم ! عمل بدون يقين ، امكان ندارد ، و هر كس يقينش ضعيف باشد ، عملش نيز ضعيف خواهد بود» .
    و گفت : «پسرم ! هر گاه شيطان از راه شك و ترديد به سوى تو آمد ، او را به وسيله يقين و اخلاص ، شكست بده ، و هر گاه از راه تنبلى و خستگى وارد شد ، با ياد قبر و قيامت ، بر او چيره شو ، و هر گاه از راه علاقه و ترس وارد شد ، به او خبر ده كه دنيا جدا شدنى و رها شدنى است» .


    البداية والنهاية : ج 9 ص 270 ، الدرّ المنثور : ج 6 ص 513 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #398
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    الرضا عن اللّه‏ عن سعيد بن المُسَيِّب :
    قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : يا بُنَيَّ ، لا يَنزِلَنَّ بِكَ أمرٌ رَضيتَهُ أو كَرِهتَهُ إلاّ جَعَلتَ فِي الضَّميرِ مِنكَ أنَّ ذلِكَ خَيرٌ لَكَ .
    قالَ : أمّا هذِهِ فَلا أقدِرُ أن اُعطِيَكَها دونَ أن أعلَمَ ما قُلتَ إنَّهُ كَما قُلتَ .
    قالَ : يا بُنَيَّ ، فَإِنَّ اللّه‏َ قَد بَعَثَ نَبِيّاً ، هَلُمَّ حَتّى نَأتِيَهُ فَعِندَهُ بَيانُ ما قُلتُ لَكَ .
    قالَ : اِذهَب بِنا إلَيهِ .
    قالَ : فَخَرَجَ وهُوَ عَلى حِمارٍ ، وَابنُهُ عَلى حِمارٍ ، وتَزَوَّدوا ما يُصلِحُهُم مِن زادٍ ، ثُمَّ سارا أيّاماً ولَيالِيَ حَتّى تَلَقَّتهُما مَغارَةٌ ، فَأَخَذا اُهبَتَهُما لَها ، فَدَخَلاها فَسارا ما شاءَ اللّه‏ُ أن يَسيرا حَتّى ظَهَرا وقَد تَعالَى النَّهارُ ، وَاشتَدَّ الحَرُّ ، ونَفَدَ الماءُ وَالزّادُ ، وَاستَبطَئا حِمارَيهِما ، فَنَزَلَ لُقمانُ ونَزَلَ ابنُهُ ، فَجَعَلا يَشتَدّانِ عَلى سَوقِهِما .
    فَبَينا هُما كَذلِكَ إذ نَظَرَ لُقمانُ أمامَهُ ، فَإِذا هُوَ بِسَوادٍ ودُخانٍ ، فَقالَ في نَفسِهِ : السَّوادُ سَحَرٌ ، وَالدُّخانُ عُمرانٌ وناسٌ .
    فَبَينَما كَذلِكَ يَسيرانِ إذ وَطِئَ ابنُ لُقمانَ عَلى عَظمٍ ناتِئٍ عَلَى الطَّريقِ ، فَدَخَلَ مِن باطِنِ القَدَمِ حَتّى ظَهَرَ مِن أعلاها ، فَخَرَّ ابنُ لُقمانَ مَغشِيّاً عَلَيهِ ، فَحانَت مِن لُقمانَ التِفاتَةٌ ، فَإِذا هُوَ بِابنِهِ صَريعٌ ، فَوَثَبَ إلَيهِ فَضَمَّهُ إلى صَدرِهِ ، وَاستَخرَجَ العَظمَ بِأَسنانِهِ ، وَاشتَقَّ عِمامَهً كانَت عَلَيهِ فَلاثَ بِها رِجلَهُ ، ثُمَّ نَظَرَ إلى وَجهِ ابنِهِ فَذَرَفَت عَيناهُ فَقَطَرَت قَطرَةٌ مِن دُموعِهِ عَلى خَدِّ الغُلامِ ، فَانتَبَهَ لَها ، فَنَظَرَ إلى أبيهِ وهُوَ يَبكي .
    فَقالَ : يا أبَتِ أنتَ تَبكي وأنتَ تَقولُ : هذا خَيرٌ لي ، كَيفَ يَكونُ هذا خَيرٌ لي وأنتَ تَبكى؟ وقَد نَفَدَ الطَّعامُ وَالماءُ ، وبَقيتُ أنَا وأنتَ في هذَا المَكانِ ، فَإِن ذَهَبتَ وتَرَكتَني عَلى حالي ذَهَبتَ بِهَمٍّ وغَمٍّ ما بَقيتَ ، وإن أقَمتَ مَعي مِتنا جَميعاً ، فَكَيفَ عَسى أن يَكونَ هذا خَيرٌ لي وأنتَ تَبكي .
    قالَ : أمّا بُكائي ـ يا بُنَيَّ ـ فَوَدِدتُ أنّي أفتَديكَ بِجَميعِ حَظّي مِنَ الدُّنيا ، ولكِنّي والِدٌ ، ومِنّي رِقَّةُ الوالِدِ .
    وأمّا ما قُلتَ : كَيفَ يَكونُ هذا خَيرٌ لي ، فَلَعَلَّ ما صُرِفَ عَنكَ ـ يا بُنَيَّ ـ أعظَمُ مِمَّا ابتُليتَ بِهِ ، ولَعَلَّ مَا ابتُليتَ بِهِ أيسَرُ مِمّا صُرِفَ عَنكَ .
    فَبَينا هُوَ يُحاوِرُهُ إذ نَظَرَ لُقمانُ هكَذا أمامَهُ فَلَم يَرَ ذلِكَ الدُّخانَ وَالسَّوادَ ، فَقالَ في نَفسِهِ : لَم أرَ ثَمَّ شَيئاً!؟ قالَ : قَد رَأَيتُ ، ولكِن لَعَلَّ أن يَكونَ قَد أحدَثَ رَبّي بِما رَأَيتُ شَيئاً .
    فَبَينا هُوَ يَتَفَكَّرُ في هذا إذ نَظَرَ أمامَهُ فَإِذا هُوَ بِشَخصٍ قَد أقبَلَ عَلى فَرَسٍ أبلَقَ ، عَلَيهِ ثِيابٌ بَياضٌ ، وعِمامَةٌ بَيضاءُ يَمسَحُ الهَواءَ مَسحاً ، فَلَم يَزَل يَرمُقُهُ بِعَينِهِ حَتّى كانَ مِنهُ قَريباً فَتَوارى عَنهُ ثُمَّ صاحَ بِهِ فَقالَ : أنتَ لُقمانُ؟
    قالَ : نَعَم .
    قالَ : أنتَ الحَكيمُ؟
    قالَ : كَذلِكَ يُقالُ ، وكَذلِكَ نَعَتَني رَبّي .
    قالَ : ما قالَ لَكَ ابنُكَ هذَا السَّفيهُ؟
    قالَ : يا عَبدَ اللّه‏ِ ، مَن أنتَ أسمَعُ كَلامَكَ ، ولا أرى وَجهَكَ؟
    قالَ : أنَا جِبريلُ ، لا يَراني إلاّ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ ، أو نَبِيٌّ مُرسَلٌ ، لَولا ذلِكَ لَرَأَيتَني ، فَما قالَ لَكَ ابنُكَ هذَا السَّفيهُ؟
    قالَ : قالَ لُقمانُ في نَفسِهِ : إن كُنتَ أنتَ جِبريلَ ، فَأَنتَ أعلَمُ بِما قالَهُ ابني مِنّي .
    فَقالَ جِبريلُ : ما لي بِشَيءٍ مِن أمرِكُما عَلى أن حَفِظتُكُما ، ائتيني ، فَقَد أمَرَني رَبّي بِخَسفِ هذِهِ المَدينَةِ وما يَليها ، ومَن فيها ، فَأَخبَروني أنَّكُما تُريدانِ هذِهِ المَدينَةَ ، فَدَعَوتُ رَبّي أن يَحبِسَكُما عَنّي بِما شاءَ فَحَبَسَكُمَا اللّه‏ُ عَنّي بِمَا ابتُلِيَ بِهِ ابنُكُ ، ولَو لا مَا ابتُلِيَ بِهِ ابنُكُ لَخَسَفتُ بِكُما مَعَ مَن خَسَفتُ .
    قالَ : ثُمَّ مَسَحَ جِبريلُ يَدَهُ عَلى قَدَمِ الُغلامِ فَاستَوى قائِماً، ومَسَحَ يَدَهُ عَلَى الَّذي كانَ فيهِ الطَّعامُ فَامتَلَأَ طَعاماً، ومَسَحَ يَدَهُ عَلَى الَّذي كانَ فيهِ الماءُ فَامتَلَأَ ماءً، ثُمَّ حَمَلَهُما وحِمارَيهِما فَزَجَلَ بِهِما كَما يُزجَلُ الطَّيرُ، فَإِذا هُما فِي الدّارِ الَّتي خَرَجا مِنها بَعدَ أيّامٍ ولَيالي .



    الرضا عن اللّه‏، ابن أبى الدنيا
    ـ به نقل از سعيد بن مُسيَّب ـ: لقمان به پسرش گفت: «[بكوش تا] هيچ كار خوش‏آيند و ناخوش‏آيندى براى تو پيش نيايد ، مگر اين كه در باطن خود ، آن را خيرى براى خوش بشمارى» .
    پسر لقمان گفت: به اين سفارش تو نمى‏توانم عمل كنم ، مگر بدانم كه مطلب ، همان گونه است كه گفتى .
    لقمان گفت: «اى پسرم! همانا خداوند عز و جل پيامبرى را مبعوث كرده است . بيا تا پيش او برويم كه بيان آنچه برايت گفتم ، نزد اوست» .
    پسر لقمان گفت: ما را پيش او ببر .
    لقمان و پسرش ، هر كدام سوار بر الاغ جداگانه ، به راه افتادند و هر چه زاد و توشه لازم داشتند ، با خود برداشتند. روزها و شب‏ها راه رفتند تا به غارى رسيدند و خود را براى سفر به درون آن غار ، مهيّا كردند . داخل غار شدند و به اندازه‏اى كه خداوند خواسته بود ، در آن راه رفتند ، تا اين كه از غار بيرون آمدند ، در حالى كه روز ، بالا آمده بود و گرما شدّت گرفته بود و آب و توشه تمام شده بود. الاغ‏ها ايستاندند . لقمان و پسرش پياده شدند و الاغ‏ها را از پشت سر ، به سرعت راندند.
    وقتى لقمان جلو را نگاه كرد ، ديد سياهى و دودى ، از دور پيداست. پيش خود گفت: «سياهى، درخت است و دود هم آبادى و مردم» .
    در حالى كه در حركت بودند ، پاى پسر لقمان ، روى استخوان تيزى رفت . استخوان ، از كف پا فرو رفت و از بالاى آن بيرون آمد. پسر لقمان ، بى‏هوش به زمين افتاد . لقمان ، وقتى متوجّه شد كه پسرش به زمين افتاده ، به سويش پريد و او را به سينه‏اش چسباند . استخوان را با دندان‏هايش بيرون آورد و دستارى را كه همراه داشت ، پاره كرد و به پاى او پيچيد . سپس به چهره پسرش نگريست . چشمانش پر از اشك شد و قطره‏اى از اشكش بر چهره فرزندش افتاد .
    پسر ، متوجّه اشك پدر شد و ديد كه پدرش گريه مى‏كند. گفت: پدر جان! دارى گريه مى‏كنى و با اين حال ، مى‏گويى : «اين براى تو خير است» ؟! چه طور اين برايم خير است ، در حالى كه تو مى‏گريى؟ در حالى كه آب و غذا تمام شده و من و تو ، در اين جا مانده‏ايم؟ اگر بروى و مرا رها كنى ، تا زنده‏اى ، در غم و اندوه به سر مى‏برى و اگر با من بمانى ، هر دو مى‏ميريم. پس چه طور اين برايم خير باشد ، در حالى كه تو مى‏گريى؟
    لقمان گفت : «گريه‏ام ـ اى پسرم! ـ از آن روست كه من دوست دارم همه دنيايم را فداى تو بكنم ؛ من پدرم و دل پدر ، نازك است . اما اين كه گفتى : چه طور اين كار برايم خير است؟ شايد آنچه از تو دور شده ، بزرگ‏تر از اين بلايى باشد كه بدان گرفتار آمده‏اى و شايد آنچه بدان گرفتار شده‏اى ، آسان‏تر از آن باشد كه از تو دور شده است» .
    لقمان ، در اين حال كه با پسرش حرف مى‏زد ، بار ديگر جلوى خود را نگاه كرد ؛ ولى آن دود و سياهى را نديد و پيش خود گفت : «مگر آن‏جا چيزى نديديم؟» و گفت: «حتما ديدم ؛ ولى شايد خداوند ، براى آنچه ديدم ، چيز تازه‏اى پيش آورده باشد!» .
    در همين فكر بود كه جلوى خود را نگاه كرد . ديد شخصى سوار بر اسب ابلق ، به طرف او مى‏آيد و لباس سفيد و دستار سفيدى دارد كه هوا را صاف و روشن مى‏كند. پيوسته با گوشه چشم ، به او نگاه مى‏كرد تا اين كه نزديك شد ؛ ولى از او پنهان شد . سپس فرياد زد و گفت: آيا تو لقمانى؟
    گفت: «آرى» .
    گفت: حكيم تويى؟
    گفت: «چنين مى‏گويند ، و پروردگارم مرا چنين وصف كرده است» .
    گفت: اين پسر سفيه تو ، چه مى‏گويد؟
    گفت: «اى بنده خدا! تو كيستى كه من سخن تو را مى‏شنوم ، ولى روى تو را نمى‏بينم؟» .
    گفت: من جبرئيل هستم . مرا كسى جز فرشته مقرّب و پيامبر مرسَل نمى‏بيند. اگر اين نبود ، مرا مى‏ديدى. اين پسر سفيه تو ، چه مى‏گويد؟
    لقمان ، پيش خود گفت: «اگر تو جبرئيلى ، خودت به آنچه پسرم گفته ، آگاهى» .
    جبرئيل عليه السلام گفت: من وظيفه‏اى نداشتم جز اين كه شما را حفظ كنم . با من بياييد . پروردگارم به من فرمان داد كه اين شهر و اطراف آن را و هر چه را در آن است ، فرو برم . آن‏گاه ، مرا خبر كردند كه شما مى‏خواهيد به اين شهر بياييد . از اين رو ، از خدا خواستم كه هر طور خود اراده مى‏كند ، شما را از برخورد با من باز دارد . پس خداوند عز و جل شما را با آنچه پسرت بدان گرفتار شد ، از برخورد با من بازداشت و اگر آن گرفتارىِ پسرت نبود ، شما را هم با ديگران فرو مى‏بردم .
    سپس جبرئيل عليه السلام به پاى پسر لقمان دست كشيد ، او به پا خاست ، و به ظرف غذا دست كشيد، پر از غذا شد ، و به ظرف آب دست كشيد، پر از آب شد . سپس آن دو و الاغ‏هايشان را حمل كرد و مانند پرنده پروازشان داد تا به خانه‏اى رسيدند كه چند شبانه‏روز بود از آن خارج شده بودند.


    في الدرّ المنثور : «شجر» بدل «سحر» ، وهو الأنسب .الرضا عن اللّه‏ لابن أبي الدنيا : ص 65 ح 29 ، الدرّ المنثور : ج 6 ص 514 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #399
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    البدايه و النهايه :
    لقمان در حالى كه پسرش را موعظه مى‏كرد ، بدو گفت : «اى پسرم ! مجالس را آگاهانه انتخاب كن ؛ هر گاه ديدى در مجلسى خداوند عز و جل ياد مى‏گردد ، با آنان بنشين ؛ چرا كه تو اگر دانا باشى ، دانشت تو را سود مى‏بخشد و اگر نادان باشى ، آنان به تو مى‏آموزند و اگر خداوند به رحمت بر آنان نظر كند ، رحمت خداوند به همراه آنان ، شامل حال تو نيز مى‏شود .
    اى پسرم ! در مجلسى كه خداوند در آن ياد نمى‏شود ، ننشين ؛ چرا كه تو اگر دانا باشى ، دانشت تو را [در چنين مجلسى] سود نمى‏بخشد و اگر نادان باشى ، بر نادانى‏ات مى‏افزايند و اگر خداوند عز و جل پس از آن بر آنان خشم گيرد ، تو را نيز به همراه آنان گرفتار مى‏كند .
    اى پسرم ! حسرت مردى را نخوريد كه دو دست خود را گشوده و خون مؤمنان را مى‏ريزد ؛ چرا كه او در پيشگاه خداوند ، قاتلى دارد كه نمى‏ميرد» .
    ابو معاويه ، از هشام بن عروه ، از پدرش براى ما نقل كرد و گفت : در حكمت [لقمان عليه السلام ] نوشته شده : «پسرم ! بايد گفتارت خوش باشد و رويى باز داشته باشى ، تا نزد مردم ، محبوب‏تر از كسى باشى كه به آنان چيزى عطا مى‏كند» .
    راوى مى‏گويد : در حكمت [لقمان عليه السلام ] نوشته شده است : «مدارا ، اساس حكمت است و . . . همان‏گونه كه كشت مى‏كنيد ، درو خواهيد كرد» .
    در حكمت [لقمان عليه السلام ] نوشته شده است : «دوست خود و دوست پدرت را دوست بدار» .






    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #400
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    شعب الإيمان عن الحسن :
    إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ : ...يا بُنَيَّ لا تُرسِل رَسولَكَ جاهِلاً فَإِن لَم تَجِد حَكيما فَكُن رَسولَ نَفسِكَ .
    يا بُنَيَّ ، إيّاكَ وَالكَذِبَ؛ فَإِنَّهُ شَهِيٌّ كَلَحمِ العُصفورِ عَمّا قَليلٍ يَقلي صاحِبُهُ .
    يا بُنَيَّ ، اُحضُرِ الجَنائِزَ ، ولا تَحضُرِ العُرسَ ؛ فَإِنَّ الجَنائِزَ تُذَكِّرُكَ الآخِرَةَ ، وَالعُرسَ تُشَهّيكَ الدُّنيا .
    يا بُنَيَّ ، لا تَأكُل شِبَعا عَلَى شِبَعٍ ؛ فَإِنَّكَ إن تُلقِهِ لِلكَلبِ خَيرٌ مِن أن تَأكُلَهُ .
    يا بُنَيَّ ، لا تَكُن حُلواً فَتُبلَعَ ، ولا مُرّاً فَتُلفَظَ .



    شعب الإيمان
    ـ به نقل از حسن ـ: لقمان به پسرش گفت : « . . . پسرم ! نادان را فرستاده‏ات قرار نده . اگر دانايى براى بردن پيامت نيافتى ، خودت فرستاده خودت باش .
    پسرم ! از دروغ بپرهيز ؛ چرا كه مانند گوشت گنجشك ، لذيذ است و كمِ آن را نيز كباب مى‏كنند .
    پسرم ! بر جنازه‏ها حاضر شو ؛ ولى در عروسى‏ها حاضر نشو ؛ چراكه جنازه‏ها آخرت را به يادت مى‏آورند و عروسى‏ها تو را به دنيا حريص مى‏گردانند .
    پسرم ! هنگام سيرى ، نخور . آن [لقمه] را اگر براى سگ بيندازى ، بهتر از اين است كه بخورى .
    پسرم ! چنان شيرين نباش كه بلعيده شوى ، و چنان تلخ هم نباش كه دور انداخته شوى» .


    في المصدر : «يشجيك» ، وما أثبتناه من الدرّ المنثور.شعب الإيمان : ج 4 ص 231 ح 4891 ، الدرّ المنثور : ج 6 ص 515 .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 40 از 41 نخستنخست ... 30363738394041 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •