حکمت نامه ی لقمان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حکمت نامه ی لقمان
صفحه 1 از 41 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 407
  1. #1
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض حکمت نامه ی لقمان






    پيشگفتار

    حكمت‏نامه لقمان، ثمره تلاشى است نو در جهت ارائه اندرزهاى ارزنده مشهورترين حكيم در تاريخ اديان ابراهيمى، [ حكمت‏هاى لقمان عليه السلام ، از ديرباز ، مورد توجّه دانشمندان جهان بوده است. پيش از اسلام نيز ، يكى از حكيمان (احتمالاً هوشنگ) ، در كتابى به نام جاويدانْ خرد ، بخش‏هايى از حكمت‏هاى لقمان را آورده بود . خلاصه اين كتاب ، در زمان مأمون عباسى به دست حسن بن سهل ، به عربى ترجمه شد (الذريعة : ج 1 ص 25) . متن عربى از اين كتاب ، در أعيان الشيعة آمده و جداگانه نيز به نام الحكمة الخالدة چاپ شده است كه ما در همين حكمت‏نامه ، از اين كتاب نيز بهره برده‏ايم . در صدر اسلام نيز حكمت‏هاى لقمان در كتابچه‏اى به نام «مجلّه لقمان» جمع‏آورى شده بود كه توسّط سُوَيد بن صامت ، به پيامبر خدا عرضه شد . او از قبيله اوسِ مدينه بود و هنگامى كه براى حج يا عمره ، به مكّه آمده بود ، ماجراى دعوت پيامبر خدا را شنيد . پس به ديدار ايشان رفت و با ايشان به گفتگو پرداخت . پيامبر صلى الله عليه و آله او را به توحيد فراخواند . سويد گفت : مجلّه لقمان ، همراه من است . پيامبر صلى الله عليه و آله خواست كه آن را ببيند و او مجلّه را به ايشان نشان داد . پيامبر خدا فرمود : «إنّ هذا الكلام لَحَسَنٌ ، والذي معي أحسنُ منه ، كلامُ اللّه‏ِ ؛ اين كلام ، واقعا نيكوست ؛ ولى آنچه نزد من است ، نيكوتر از اين است ؛ و كلام خداست» و براى او قرآن خواند (تاريخ اليعقوبى : ج 2 ص 37) .] به صورتى نو و با كاربردى آسان .
    اين حكمت‏نامه، در ده فصل ، تنظيم گرديده و شامل : زندگى‏نامه لقمان حكيم، اندرزهاى وى به روايت قرآن، داستان‏هايى از حكمت لقمان و نيز : حكمت‏هايى درباره علم و معرفت، عوامل و آفات خودسازى، آداب اخلاقى
    و اجتماعى، مَثَل‏ها، حكمت‏هاى پراكنده و حكمت‏هاى جامع ، همگى از زبان لقمان يا درباره وى است .



    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    انتساب حكمت‏هاى ناب به لقمان
    با همه تلاشى كه جهت جمع‏آورى كامل حكمت‏هاى لقمان عليه السلام در اين مجموعه صورت گرفت، دستيابى به منبع شمارى از حكمت‏هاى معروفِ منسوب به وى ميسّر نگرديد . براى نمونه، معروف است كه :
    روزى ، لقمان در كنار چشمه‏اى نشسته بود. مردى كه از آن جا مى‏گذشت ، از او پرسيد: چند ساعت ديگر به دِه بعدى خواهم رسيد؟
    لقمان گفت : راه برو .
    آن مرد پنداشت كه لقمان ، سخن او را نشنيده است و گفت : مگر نشنيدى؟ پرسيدم كه چند ساعت ديگر به دِه بعدى خواهم رسيد .
    لقمان گفت : راه برو.
    آن مرد پنداشت كه لقمان ، ديوانه است و به رفتن ادامه داد. هنوز چند قدمى راه نرفته بود ، كه لقمان به بانگ بلند گفت : اى مرد! يك ساعت ديگر بِدان دِه خواهى رسيد.
    مرد گفت : چرا اوّل نگفتى؟!
    لقمان گفت : چون راه رفتن تو را نديده بودم ، و نمى‏دانستم تُند مى‏روى يا كُند . حال كه ديدم، دانستم كه يك ساعت ديگر به دِه خواهى رسيد . [ فصل‏نامه معارف اسلامى : ش 2 (بهار 1385) ص 98 .]
    نمونه ديگر ، مطلبى است كه در گلستان سعدى آمده است :
    لقمان را گفتند: حكمت از كه آموختى؟ گفت : از نابينايان كه تا جاى نبينند ، پاى ننهند . [ ر.ك : گلستان سعدى : ديباچه ص 72 .]
    و ديگر بار ، در گلستان است :
    لقمان را گفتند : ادب از كه آموختى؟
    گفت : از بى‏ادبان . هر چه از ايشان در نظرم ناپسند آمد ، از فعل آن ، پرهيز كردم . [ ر . ك : گلستان سعدى : ص 133 . گفتنى است كه مشابه اين سخن ، از حضرت عيسى عليه السلام نقل شده است : ر.ك : دانش‏نامه ميزان الحكمه ، ج 2 ص 206 ح 782 .]
    و نيز در همان كتاب آمده است :
    كاروانى در زمين يونان بزدند و نعمتِ بى‏قياس ببُردند ، بازرگانان ، گريه و زارى كردند و خدا و پيغمبر ، شفيع آوردند. فايده نبود .
    چو پيروز شد دزد تيره‏روان چه غم دارد از گريه كاروان؟!
    لقمان حكيم ، اندر آن كاروان بود. يكى گفتش از كاروانيان : مگر اينان را نصيحتى كنى و موعظه‏اى گويى تا طرْفى از مال ما دست بدارند ، كه دريغ باشد چندين نعمت كه ضايع شود.
    گفت : دريغِ كلمه حكمت باشد با ايشان گفتن !
    آهنى را كه موريانه بخورْد نتوان بُرد از او به صيقل ، زنگ
    با سيه‏دل ، چه سود ، گفتن وعظ؟ نرود ميخ آهنين در سنگ . [ گلستان سعدى : ص 111 .]
    در گزارشى ديگر ، از غزالى روايت شده است كه :
    لقمان حكيم گفت : به راهى مى‏رفتم . يكى را ديدم پَلاسى در پويد . گفتم : چه كسى؟
    گفت : آدمى.
    گفتم : چه نامى؟
    گفت : تا خود چه خوانندم.
    گفتم : چه كار كنى؟
    گفت : بى‏آزارى .
    گفتم : چه خورى؟
    گفت : آنچه دهد.
    گفتم : از كجا؟
    گفت : از آن‏جا كه خواهد.
    گفتم : خُنُكا تو!
    گفت : تو را از اين خُنُكى ، كه بازداشت؟! [ نصيحة الملوك : ص 243 .]
    به رغم كاوش فراوان، در هيچ يك از منابعى كه به نقل حكمت‏هاى لقمان پرداخته‏اند، اين حكمت‏ها يافت نشدند . شايد راز انتساب سخنانى از اين دست به شخصيّت‏هايى همچون لقمان، اعتبار بخشيدن به سخن از يك سو ، و بزرگ‏تر جلوه دادن شخصيّت مورد نظر از سوى ديگر باشد ؛ البتّه بر پايه سخن حكيمانه منسوب به امام على عليه السلام ، ارزش و اعتبار حكمت ، ذاتى است و از اين رو ، اثبات انتساب آن به شخصيت‏هاى بزرگ ، از اهميّت بالايى برخوردار نيست . امام على عليه السلام مى‏فرمايد :
    ( لا تَنظُر إلى مَن قالَ وَانظُر إلى ما قالَ . [ غرر الحكم: ح 10189 ، ينابيع المودّة: ج 2 ص 483 ـ 994 ؛ مائة كلمة للجاحظ: ص27 ح 11 .] )
    ( به آن كه مى‏گويد ، منگر . به آنچه مى‏گويد ، بنگر . )


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  6. #3
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    افسانه يا حكمت؟
    در كنار حكمت‏هاى منسوب به لقمان ، گاه ، مطالبى ديده مى‏شوند كه به افسانه شبيه‏ترند تا حكمت، مانند آنچه از حفص بن عمر نقل شده است كه :
    لقمان ، انبانى پُر از دانه‏هاى خردل در كنار خود گذاشت و شروع كرد به موعظه كردن فرزندش . به‏تدريج ، با هر موعظه ، دانه‏اى از خردل را از انبان بيرون مى‏آورد ، تا دانه‏هاى خردل ، تمام شد . سپس به فرزندش گفت : «تو را موعظه‏اى كردم كه اگر كوه ، چنين موعظه مى‏شد، منفجر مى‏گشت» ، كه در اين هنگام ، فرزندش منفجر گشت! [ البداية و النهاية : ج 2 ص 127 ، الدرّ المنثور : ج 6 ص 513 .]
    در نمونه‏اى ديگر ، فضل رقاشى مى‏گويد :
    لقمان ، آن قدر فرزندش را موعظه كرد ، كه زَهره‏اش تركيد و مُرد! [ الدرّ المنثور : ج 6 ص 512 .]
    آنچه از زكريّاى قزوينى نقل شده نيز شبيه اين گونه روايات است :
    هر كس چهل روز ، قبر لقمان را در شهر طبريّه زيارت كند ، فهيم و خوش‏ذهن مى‏شود! [ «لقمان حكيم و بررسى تطبيقىِ حكمت‏هاى او...» ، پايان‏نامه دكترى عبد اللّه‏ موحّدى محب ، مركز تربيت مدرّس دانشگاه قم ، 1380 : ص 208 .]
    در پايانِ پيش‏گفتار، از همه فضلاى عزيز پژوهشكده علوم و معارفِ حديث ، كه در ساماندهى اين حكمت‏نامه سهيم هستند ، بويژه فاضل ارجمند ، جناب آقاى مهدى غلامعلى ـ كه همكارى در اين پژوهش را به عهده داشتند ـ و مترجم محترم كتاب و نيز گروه ترجمه ـ كه در بهسازى ترجمه و رفع كاستى‏هاى آن ، تلاش كردند ـ صميمانه سپاس‏گزارم و از خداوند منّان براى همه آنان ، پاداشى در خورِ فضل خود ، مسئلت دارم .
    ( رَبَّنا! تَقَبَّل مِنّا ؛ إنَّكَ أنتَ العَزيزُ الحَكيمُ . )
    محمّد محمّدى رى‏شهرى
    14 / 4 / 1385
    9 / 6 / 1427


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  8. #4
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    درآمد
    واژه «حكمت» در لغت ، از ريشه «حُكم» گرفته شده است و «حُكم» به معناى «منع» است ؛ زيرا حُكم و داورىِ عادلانه ، مانع ظلم مى‏شود . دهنه اسب و ديگر چارپايان نيز «حَكَمه» ناميده مى‏شود ؛ چرا كه مهاركننده حيوان است و علم ، «حكمت» ناميده شده است ؛ چرا كه از جهلِ عالِم ، جلوگيرى مى‏كند . [ ر.ك : معجم مقاييس اللّغة : مادّه «حكم» .] همچنين بر هر چيز نفوذناپذيرى ، صفت «مُحكَم» اطلاق مى‏گردد . [ در الصحاح (ج 5 ص 1902) در معناى «أحكَمتُ شَيئا فَاُحكِمَ» آمده است : چيزى را استوار كردم و آن هم استوار شد ، يعنى پابرجا و محكم شد .]
    آلوسى در تفسير روح المعانى ، در تبيين واژه «حكمت» ، از كتاب البحر ، چنين نقل مى‏كند :
    إنّ فيها تسعة و عشرين قولاً لأهل العلم ، قريبٌ بعضها من بعض ، وعدّ بعضهم الأكثر منها اصطلاحا واقتصارا على ما رآه القائل فرداً مهمّاً من الحكمة ، وإلاّ فهي في الأصل مصدر من الإحكام ، وهو الإتقان فى علمٍ أو عملٍ أو قولٍ أو فيها كلِّها . [ روح المعانى : ج 3 ص 41 .]
    دانشمندان ، در معناى اين كلمه ، بيست و نُه قول دارند كه برخى از آنها به هم نزديك است . پاره‏اى از عالمان ، بيشترِ اين معانى را اصطلاحى
    مى‏دانند كه قائل به آنها ، به مصداق مهمّ «حكمت» بسنده كرده و همان را در معناى آن آورده است ، وگرنه در اصل ، «حكمت» از مصدر «اِحكام» است كه به معناى استوارى در علم و گفتار و كردار و يا همه اينهاست .
    بنا بر اين ، از منظر واژه‏شناسى ، كلمه «حكمت» ، حاكى از نوعى استوارى و اِتقان است و به هر چيز استوار و نفوذناپذير ، اعم از مادّى و يا معنوى ، اطلاق مى‏گردد .


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  10. #5
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    حكمت ، در قرآن و حديث
    واژه «حكمت» ، بيست بار در قرآن كريم آمده است و خداوند متعال ، در اين كتاب آسمانى ، 91 بار ، خود را با صفت «حكيم» ستوده است . [ صفت «حكيم» در قرآن ، 36 بار همراه با صفت «عليم» ، 47 بار با صفت «عزيز» ، چهار بار با صفت «خبير» و يك بار همراه هر يك از صفات «توّاب» ، «حميد» ، «علىّ» و «واسع» آمده است .]
    تأمّل در موارد كاربرد اين واژه در متون اسلامى ، نشان مى‏دهد كه حكمت ، از نگاه قرآن و حديث ، عبارت است از : «مقدّماتِ استوار علمى و عملى و روانى ، براى نيل به مقصد والاى انسانيّت» و آنچه احاديث اسلامى در تفسير «حكمت» آورده‏اند ، در واقع ، مصداقى از مصاديق اين تعريف كلّى است .


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  11. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  12. #6
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    اقسام حكمت
    «حكمت» بر پايه آنچه در تعريف كلّى ذكر كرديم ، حكمت از نگاه قرآن و حديث ، به سه نوع تقسيم مى‏شود : حكمت علمى ، حكمت عملى و حكمت حقيقى . گفتنى است كه اين تقسيم‏بندى و نام‏گذارى ، بر اساس تأمّل در كاربردهاى واژه حكمت در قرآن و احاديث اسلامى است .
    حكمت‏هاى علمى و عملى و حقيقى ، هر يك به منزله پلّه‏هاى نردبان استوارى هستند كه انسان با بهره‏گيرى از آنها ، به قلّه كمال انسانيّت ، صعود مى‏كند . جالب توجّه است كه بدانيم پلّه اوّل اين نردبان (حكمت علمى) را فرستادگان خداوند متعال ، بنا نهاده‏اند . پلّه دوم (حكمت عملى) را انسان ، خود بايد بسازد و پس از ساخته شدن آن ، آخرين پلّه جهش به مقام انسان كامل (يعنى حكمت حقيقى) را خداوند متعال ، آماده مى‏سازد .
    اينك ، توضيح كوتاهى درباره اين سه نوع حكمت :


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  13. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  14. #7
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    1 . حكمت علمى
    مقصود از حكمت علمى ، هر گونه دانستنى يا معرفتى است كه براى صعود به مقام انسان كامل ، ضرورى است. به سخن ديگر ، هم دانش مربوط به عقايد ، «حكمت» است ، هم دانش مربوط به اخلاق ، و هم دانش مربوط به اَعمال . از اين روست كه قرآن كريم ، پس از ارائه ره‏نمودهاى گوناگون در عرصه‏هاى اعتقادى و اخلاقى و عملى ، همه آنها را حكمت مى‏نامد و مى‏فرمايد :
    «ذَ لِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ . [ اسراء : آيه 39 .]
    اين [ سفارش‏ها ] از حكمت‏هايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است» .
    اين مفهوم از حكمت ، نخستين فلسفه بعثت انبياى الهى است. قرآن كريم ، در آيات متعدّدى ، بر اين مطلب ، تأكيد كرده است ، از جمله در اين آيه :
    «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَـتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَـبَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَـلٍ مُّبِينٍ . [ آل عمران : آيه 164 . نيز ، ر.ك : بقره : آيه 129 و151 ، جمعه : آيه 2 .]
    بى گمان ، [ خدا] بر مؤمنان در برانگيختن فرستاده‏اى از ميان خود ايشان ، منّت نهاده است ، كه آياتش را برايشان مى‏خواند و آنها را پاكيزه مى‏گرداند و به ايشان ، كتاب و حكمت مى‏آموزد ، هرچند پيش از آن ، در گم‏راهىِ آشكارى بودند» .


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  15. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  16. #8
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    2 . حكمت عملى
    حكمت عملى ، برنامه عملىِ رسيدن به مرتبه انسان كامل است. از نگاه قرآن و احاديث ، هم دانش و هم عملى كه مقدّمه تكامل انسان‏اند ، «حكمت» ناميده مى‏شوند ، با اين تفاوت كه دانش ، پلّه نخست تكامل ، و عمل ، پلّه دوم آن است . احاديثى كه حكمت را به فرمانبرى از خداوند متعال ، مدارا با مردم ، دورى از گناهان ، و اجتناب از نيرنگْ تفسير كرده‏اند ، به اين نوع از حكمت ، اشاره دارند . [ ر.ك: دانش‏نامه عقايد اسلامى: ج2، معرفت‏شناسى/بخش پنجم/فصل يكم : معناى حكمت.]


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  17. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  18. #9
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    3 . حكمت حقيقى
    حكمت حقيقى ، نورانيّت و بصيرتى است كه در نتيجه به كار بستنِ حكمت عملى در زندگى ، براى انسان ، حاصل مى‏گردد . در واقع ، حكمت علمى ، مقدّمه حكمت عملى ، و حكمت عملى ، سرآغاز حكمتِ حقيقى است و تا انسان بدين پايه از حكمت نرسيده است ، حكيمِ حقيقى نيست ، هر چند بزرگ‏ترين استاد حكمت باشد .
    حكمت حقيقى ، در واقع ، همان جوهر دانش و نورِ دانش و دانش ِ نور
    است . از اين رو ، خواصّ دانش حقيقى و آثارش ، بر آن ، مترتّب مى‏گردد ، كه از مهم‏ترينِ آنها بيم از خداوند متعال است :
    «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَـؤُاْ . [ فاطر : آيه 28 .]
    از بندگان خدا ، تنها دانايااند كه از او بيم دارند» .
    در كلام پيامبر خدا ، حكمت حقيقى ، عينا بر اين اثر ، منطبق شده است ، آن جا كه مى‏فرمايد :
    خَشيَةُ اللّه‏ِ رَأسُ كُلِّ حِكمَةٍ . [ حلية الأولياء : ج 2 ص 386 ، مسند الشهاب : ج 1 ص 59 ح 41 .]
    بيم از خداوند عز و جل ، اساس هر حكمتى است .
    حكمت حقيقى ، جاذبه‏اى عقلانى بر ضدّ كشش‏هاى نفسانى است [ اشاره است به روايتى از امام صادق عليه السلام : «الحكمة ضدّ الهوى ؛ حكمت ، ضدّ هوس است» (الخصال : ص 591 ح 13) .] كه هر اندازه در جان انسانْ قوّت يابد ، به همان اندازه ، تمايلات نفسانى در او ضعيف مى‏شوند ، [ اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام : «كلّما قويت الحكمة ضعفت الشهوة ؛ هر گاه حكمت نيرومند گردد، خواسته‏هاى نفسانى ضعيف مى‏شوند» (غرر الحكم : ح 7205 ) .] تا آن جا كه كاملاً از بين مى‏روند . [ اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام در وصف مؤمن كه مى‏فرمايد : «ميتة شهوته ؛ خواسته‏هاى نفسش مُرده‏اند» .] در اين حال است كه عقل به طور كامل ، زنده مى‏گردد [ اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام در وصف سالك إلى اللّه‏ : «قد أحيا عقلَه وأمات نفسَه ؛ خِردش را زنده كرده و نفسش را ميرانده است» .] و زمام انسان را به دست مى‏گيرد و از آن پس ، زمينه‏اى براى انجام دادن كارهاى ناشايست ، در وجود انسان ، باقى نمى‏مانَد . در نتيجه ، حكمت ، با عصمت ، همراه مى‏گردد [ ر . ك : دانش‏نامه عقايد اسلامى: ج2، معرفت‏شناسى/بخش پنجم/فصل سوم : آثار حكمت / عصمت .] و در نهايت ، همه
    ويژگى‏هاى حكيم و عالِم حقيقى ، براى آدمى حاصل مى‏گردد و در بالاترين مراتب علم و حكمت ، به والاترين درجات خودشناسى ، خداشناسى ، امامت و رهبرى دست مى‏يابد .


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  19. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

  20. #10
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حکمت نامه ی لقمان






    سرآمد حكيمان
    انبياى الهى و اوصياى آنان ، همان كسانى هستند كه به قلّه حكمت علمى ، عملى و حقيقى دست يافته‏اند . بر اين پايه ، از جانب خداوند متعال ، مأمور آموختن علم و حكمت به جامعه بشر شده‏اند . در مورد لقمان ، كسانى (مانند عكرمه) كه وى را پيامبر مى‏دانند ، بر اين باورند كه مقصود از حكمتى كه خداوند متعال به لقمان عنايت كرد، «نبوّت» است ؛ امّا افزون بر اين كه دليلى بر اين مدّعا وجود ندارد [ ر . ك : ص 26 (آيا لقمان ، پيامبر بود) .] ، سخن اهل بيت عليهم‏السلامبرخلاف آن است . در حديثى ، امام كاظم عليه السلام ، «حكمت» را در آيه «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَـنَ الْحِكْمَةَ ؛ و به راستى ، لقمان را حكمت داديم» [ لقمان : آيه 12 .] ، به «فهم و خرد (الفهم و العقل)» تفسير نموده است . [ الكافى : ج 1 ص 16 ح 12 .]
    در حديثى ديگر ، امام صادق عليه السلام در تفسير آيه مذكور مى‏فرمايد :
    ( اُوتِى مَعرِفَةَ إمامِ زَمانِهِ . [ تفسير القمّى : ج 2 ص 161 .] )
    ( شناخت امام زمانش به وى داده شده است . )
    بنا بر اين ، حكمتى كه لقمان بِدان دست يافت ، حكمت حقيقى و معرفت شهودى است كه مستلزم دستيابى به بالاترين درجه فهم و عقل ، و معرفت انسان كامل (امام زمان) است .


    حکمت نامه ی لقمان
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  21. تشكر

    نوای عشق (27-02-1389)

صفحه 1 از 41 1234511 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •