تشیع در آفریقا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تشیع در آفریقا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض تشیع در آفریقا








    تشیع در نيجريه

    نيجريه كشوري است با مساحت 768/923 كيلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 140 ميليون نفر، واقع در غرب افریقاکه از لحاظ جغرافيايي، اجتماعي و فرهنگي يكي از متنوع‏ترين كشورهاست. كشور نيجريه پرجمعيت‏ترين كشور آفريقا و به طور بالقوه يكي از ثروتمندترين آنهاست و با وجود اينكه داراي منابع طبيعي و انساني فراواني بوده و از بازار داخلي قدرتمندي برخورداراست اما به مقدار زيادي بر بخش اقتصاد خارجي و به طور ويژه به درآمد نفتي خود تكيه كرده است. بيش از 60 درصد از جمعيت اين كشور به شغل كشاورزي مشغول مي‌باشند كه اين خود باعث فراهم آمدن حجم عمده اي از منابع غذايي و ذخاير مواد خام گرديده است. كشور نيجريه در سال 1960 استقلال خود را بدست آورد. تاريخچة پس از استقلال اين كشور همواره با عنادهاي قومي منطقه اي و وجود تضاد ميان قوانين نظامي و غيرنظامي همراه بوده است. پایتخت نيجريه "آبوجا" است و از جمله مهمترين و بزرگترين تنوعات قومي اين كشور مي‌توان به 3 قوم Yoruba ، Ibo و HausaِFulani در شمال كشور اشاره نمود.

    «ابراهیم مؤذن» حدود پنج سال و نیم است که در ایران زندگي مي‌كند. او اهل كشور نيجريه است و اكنون طلبه جامعة المصطفی العالمیة مي‌باشد و در رشته کارشناسی ارشد علوم قرآن و تفسیر مشغول تحصيل است. آنچه می‏خوانید گفتگویی است با ایشان درباره تشیع در نیجریه:
    ابنا: در کشور نیجریه جمعیت مسلمانان و شیعیان چقدر است؟
    ـ از140 میلیون نفر جمعیت نیجریه، حدود 55 درصد مسلمان، 35 درصد مسیحی و ده درصد بقیه هم طبیعت‏پرست يا بي‌دين هستند. از بین 55 درصد مسلمان هم، چیزی حدود هفت میلیون نفر شیعه هستند..
    ابنا: رابطه اهل‏سنت و شیعیان و همچنین مسلمانان با غیرمسلمانان در نیجریه چگونه است؟
    ـ تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران هم تعدادي شيعه در نیجریه وجود داشت. اما پس از پیروزی انقلاب در ایران، مکتب اهل‏بیت(ع) به شکل عجیبی در نیجریه معرفی شد و پیروان زیادی پیدا کرد. هم‌اكنون افراد زيادي هستند که قبلاً سنی بودند و بعداً به مکتب اهل‏بیت(ع) گرایش پیدا کردند. بنابراین طبیعی است که در خیلی از خانواده‏ها بعضی از فرزندان، اهل‏سنت باشند و بعضی دیگر شیعه. پس روابط صمیمی‏ای باید برقرار باشد. يعني طبيعي است كه مشكلي بين اهل‌سنت و شيعيان وجود ندارد.
    البته یک‏سری افراد مغرض وهمچنین وهابی‏های تندرو از این روابط خوب نگران هستند و علیه گسترش تشیع توطئه ایجاد کرده و مشکلاتی به وجود می‏آورند که بعضاً به زد و خورد نیز منجر می‏شود. اما بطورکلی اهل‏سنت غیروهابی و غیرمغرض هیچ مشکلی با ما شیعیان ندارند و همزیستي مسالمت‏آمیزی با هم داریم. با بقیه ادیان هم مشکلی نداریم.
    ابنا: عوامل و زمینه‏هایی که باعث رشد استبصار در نیجریه شد چه چیزهایی هستند؟
    ـ همانگونه که گفتم، محرک اصلی اين موج شيعه‌طلبي، پیروزی انقلاب اسلامي و نيز موج اسلام‏خواهی در جهان بود. این موج باعث شده افرادی با انگیزه اسلام‏خواهی راهی حوزه علمیه قم شوند و دروس مذهبی بخوانند.
    از طرفی، جامعیت مکتب اهل‏بیت(ع)، سازگاری آن با فطرت انسانی، دلایل قانع‏کننده عقلی و نقلی، استواری پیروان اهل‏بیت(ع) و تشیع بر مسأله عشق و محبت، مسائل عاطفی مربوط به مظلومیت اهل‏بیت(ع)، همچنین مسأله بسیار عمیق دعا و نیایش که در مکتب اهل‏بیت علیهم السلام هست و در هیچ مکتب دیگری در دنیا وجود ندارد موجب رشد سريع تشيع در نيجريه شد. در هیچ دين و مذهبي در دنیا مانند صحیفه سجادیه، ادعیه‏ای که در مفاتیح‏الجنان و مناجات ائمه(ع) هست وجود ندارد. پس این خیلی اثرگذار است.
    و مسأله محبت به اهل‏بیت(ع)، دوستی مردم با پیامبر(ص) و خاندان او و مسأله مظلومیت آن خاندان اطهر با آن ویژگی‏ها و آن فضائلی که دارند و اینکه چه مصائبی در این دنیا دیدند؛ هر انسانی را تحت تأثير قرار مي‌دهد. وقتي كه انسان با مصائب امام حسین(ع) در روز عاشورا مواجه شود منقلب می‏شود. همچنين وقتي كه مصائب امام علي(ع)، پس از وفات پيامبر(ص) را بداند، آن هم با آنهمه بيانات و احاديث روشني كه درباره جانشيني وي از سوي پيامبر وجود دارد.
    ابنا: نوع رابطه حکومت و حاکمان نیجریه با فعالیت‏های مذهبی شیعیان چگونه است؟
    ـ اگر کسی با منافع آنها رویارویی نداشته باشد و فقط سرگرم ترویج مذهب اهل‏بیت(ع)، نشر کتاب، برقراری ارتباط با افراد، ارائه سخنرانی و ... حتی در سطح خود حکومت باشد، آنها مانع نمی‏شوند ؛ ولی آنچه باعث حساسیت آنها می‏شود حرکتی است که به منافع آنها لطمه وارد کند. این امر باعث عکس‏العمل آنها می‏شود. در همه جای دنیا همینطور است.
    ابنا: فرهنگ مهدويت، چقدر در رواج تشيع نقش داشته است؟
    ـ همه انسان‏ها ـ اعم از مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و سنی ـ از وضع موجود دنیا ناراضی هستند. چون هیچ‏کسی راضی نیست که بشر با این نابرابری، با این بی‏انصافی و با این گرفتاری به‏سر ببرد. این امر نشان می‏دهد که یک چیزی در کار هست و همه مکاتب و انسان‏ها به دنبال منجی و نجات‏بخش هستند. البته اطلاعات مربوط به فرد منجی به شکل دقیق؛ با اعلام زمان تولد، محل تولد، مشخصات پدر، مشخصات مادر، مشخصات فردی و معنوی و ... فقط در مکتب اهل‏بیت(ع) مطرح شده و در مکاتب دیگر بحثی نشده. حتی اهل‏سنت هم آن‏را به عنوان شخصی که بعداً به دنیا خواهد آمد و یا قبلاً به دنیا آمده، مطرح می‏کنند؛ ولی به این شکل دقیقی که در مکتب اهل‏بیت(ع) مطرح شده در مکاتب دیگر مطرح نشده است.
    ابنا: به صورت فردی، شیعیان نیجریه چگونه مذهب اهل‏بیت(ع) را تبلیغ می‏کنند؟
    ـ هرکسی برطبق مقدورات و توان خود. مثلاً روابط خانوادگی، روابط دوستانه، روابط محل کار، روابط روستا و شهر و قبیله يا فعالیت‏هایی مثل چاپ کتاب، ارائه مقاله و سخنرانی و ... . ضمن اینکه فعالیت‏هایی هم به صورت گروهی وجود دارد.
    ابنا: ممنون از اینکه در اين گفتگو شرکت کردید.
    تشیع در آفریقا

  2.  

  3. #2
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تشیع در آفریقا






    تشیع در سودان


    جمهوری سودان بزرگ‌ترين كشور آفريقا است و در شمال شرقی اين قاره قرار دارد. مساحت اين كشور 2503890 كيلومتر مربع، جمعيت آن بيش از 40 ميليون نفر و پایتختش شهر "خرطوم" است. اريتره و اتيوپي در شرق، مصر و ليبي در شمال، چاد و آفريقاي مركزي در غرب، و اوگاندا، كنگوي دموكراتيك و كنيا در جنوب، با آن مرز مشترك دارند. 80 درصد مردم سودان مسلمان، 10 درصد مسیحی و بقيه هم پيرو ادیان بومی يا بی‌دین هستند که گروه اخير در منطقه آفریقایی‌نشین اين كشور سکونت دارند. اين كشور در گذشته "مصر جنوبي" خوانده مي‌شد اما در سال 1956ميلادي از حاكميت دوگانه انگلستان و مصر خارج و مستقل شد.

    «سید محمد احمد النور الزاکی» در سال 1977 میلادی، در ایالت شمالي "کرت فان" کشور سودان به دنيا آمد. وي پس از طي دوره دبیرستان در كشورش، در دانشگاه شهید بهشتی ايران و در رشته مهندسی کامپیوتر آغاز به تحصيل كرد اما به علت فوت يكي از بستگانش نتوانست درسش را به پایان برساند و مجبور به بازگشت به سودان شد.
    وي در سودان موفق به اخذ مهندسی حسابداری شد و سپس از سال 2005 میلادی برای فراگیری علوم اسلامي به قم هجرت كرد. وي اكنون در حال نگارش پایان‌نامه خود در مقطع کارشناسی ارشد در زمینه "ادیان ابراهیمی" است. آنچه می خوانید گفتگویی با ایشان است درباره تشیع در کشور سودان:

    ابنا: مي‌دانيم كه شما از سادات سودان هستيد. پس به عنوان اولين سؤال بفرماييد چرا بر مذهب تشیع نبوديد؟
    ـ بسم الله الرحمن الرحيم. خاندان ما از ابتدا در مصر سكونت داشتند و شیعه بودند ؛ اما به علت فشارهای شدید علیه شیعیان و سادات كه از جانب «صلاح الدین ايوبي» و دار و دسته او اعمال مي‌شد، آنها مجبور به خارج شدن از مصر شدن و به کشور سودان پناه آوردند. البته اجداد ما، در سودان هم نمی‌توانستند خود را شیعه معرفی کنند، ولی چون آنجا کسی آنان را نمی‌شناخت، توانستند به زندگی خود ادامه دهند.
    خاندان ما آنقدر اعتقادات خود را به صورت مخفی نگه داشتند که این مسأله باعث شد آنها از شیعه فقط یک نام را یدک بکشند؛ اگرچه ارتباط خود با اهل‌بیت علیهم السلام را كاملا قطع نکردند.
    ابنا: پس با وجود اين مهاجرت‌ها مي‌توان تشيع را در سودان ريشه‌دار دانست؟
    ـ بله. در واقع ورود تشيع به سودان، همزمان با ورود اسلام به اين كشور است. دليل واضح آن هم وجود خانواده‌هاي شيعي‌الاصل در سودان است كه غالباً از سادات هستند و پيشينه پيدايش آنها به دوره "فاطميون" در مصر و "ادريسي‌ها" در مغرب، در قرن‌هاي سوم و چهارم هجري برمي‌گردد.
    ابنا: اين سادات از كدام شجره هستند؟
    ـ هم از سادات حسني هستند و هم حسيني. "سادات ادريسي"، "سادات مراغنه"و "سادات عريكيين" از جمله شيعيان بومي سودان‌اند. "سادات آل‌الزاكي" هم، جدشان «سيد اسحاق المؤتمن» فرزند امام صادق(ع) و جده‌شان «حضرت سيده نفيسه» است كه در مصر بارگاه معروفي دارد.
    ابنا: اين شيعيان، پس از ورود به سودان، مذهب اهل‌بيت(ع) را ترويج نكردند؟
    ـ ببينيد، دولت فاطمي مصر تأثير بسزايي در تشيع سودان داشت. سوداني‌ها هم بسيار مورد اعتماد دولت فاطمي بودند و بيشتر ارتش فاطمي كه بر عليه صلاح‌الدين انقلاب كرد از سوداني‌ها بودند. اما همانطور كه گفتم ايجاد شرايط سخت براي شيعيان و حتی كشتار جمعي آنان، باعث شد كه بسياري از سادات به سمت جنوب مهاجرت كنند و نتوانند در آنجا علناً ابراز تشيع كنند. اما آنان بيكار هم نبودند و شروع به نشر اسلام براي همه مردم ـ بدون استثناء ـ كردند. آنها در آنجا احساس كردند كه اهالي جنوب نياز به آموزش دين و مسائل آن و قرائت قرآن دارند پس رابطه خود با قرآن را حفظ كردند و کلاس‌های قرآنی برگزار نمودند. يعني تلاش كردند كه اصل دين اسلام را ترويج كنند.
    ابنا: با اين حساب آشنايي با قرآن و حديث، به استبصار خانواده شما كمك كرد؟
    ـ بله. همانطور كه گفتم از شیعه بودن ما فقط یک نام باقی مانده بود. تا اينكه چهار سال بعد از انقلاب اسلامی، اولین کسی که در خاندان ما شیعه بودن خود را علنی اعلام کرد، عموی من «سید مجاهد الزاکی» بود. پس از ایشان کم‌کم این کار در دیگران تأثیر گذاشت و باعث شیعه شدن آنها نیز شد.
    من هم چهارده‌ساله بودم که به مدرسه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ رفتم و تشیع خود را اعلام کردم. برادر من قبل از بنده شیعه شده بود و سه سال بعد از من، پدرم دوباره شیعه شد. در حال حاضر در منطقه ما، همه خاندان شیعه هستند.
    ابنا: چه کتاب‌هایی در مسیر شیعه شدن به شما کمک کرد؟
    ـ کتاب‌هاي زیادی خواندم؛ از جمله: معالم المدرستین نوشته «علامه عسگری» و المراجعات «سید شرف الدین موسوی عاملی». کتاب کامل‌کننده برای مسیر بنده، جلد چهارم کتاب اصول العقائد فی الاسلام از «سید مجتبی موسوی لاری» بود. به علاوه خیلی کتب دیگر که موجود بود. برای شخصی به سن من این کتب، بسیار عالی و غنی بودند و تمام نادانی من را جبران کردند.
    ابنا: چه افرادی در این مسیر کمک حال شما بودند؟
    اول دو عمویم «سید مجاهد» و «سید منتصر» کمکم کردند. آنها با مباحثی که با همدیگر داشتیم به همراه برادرم «سید احمد» به من کمک کردند تا نقاط ضعفم را درست کنم. سپس مهم‌ترین مطلبی که مرا به سمت این مذهب ناب محمدی هدایت کرد، جسنجو در روایاتی بود که خود اهل سنت در کتاب‌هايشان درباره "اولاد رسول الله(ص)" آورده‌اند.
    ابنا: پس از استبصار هم فعالیت خاصي داريد؟
    ـ من بعد از شیعه شدن هم به شكل جدي به تحقیق و بحث درباره احکام الهی و تبلیغ دین پرداختم و با مطالعات پيگير و تحصیل در زمینه دین، بخصوص با استفاده از کتب مستبصرین و کتاب‌هاي «شیخ جعفر سبحانی»، «علامه عسگری»، «شهيد سید محمد باقر صدر» و برخی از کتب «شهید مرتضی مطهری» به روند رو به رشدی برای کمک به مردم در راستای فهم این مفاهیم دست پیدا کردم.
    ابنا: شما فعالیت قلمی هم داريد؟
    ـ من بیشتر به تهیه جزوات درسی و مباحثه‌های دینی برای تبلیغ و درس دادن در کشور خود مشغول هستم. گاهي هم به ترجمه کتاب و نوشتن مقالات در موضوعات مختلف می‌پردازم.
    ابنا: فعالیت وهابیون در کشور شما چگونه است؟
    ـ وهابی‌ها در کشور ما فعالیت‌های زیادی دارند. آنها با استفاده از ثروتشان، مدرسه و مسجد و كتابخانه مي‌سازند و در روستاهای بدون آب، چاه حفر مي‌كنند و به نيازهاي اقتصادی مردم مي‌پردازند تا آنها را به دین خود درآورند. آنها یک سیستم آموزشی دارند كه سعي مي‌كند از دوران مهد کودک تا دانشگاه، ذهن افراد را به سوي عقايد وهابي جهت‌دهی كند تا از همان دوران کودکی خیالشان از هدایت مردم به این دین من درآوردی راحت شود.
    لازم به ذکر است وهابیون در سودان دارای 0004 مسجد هستند که در این مساجد به برگزاری کلاس‌ها و حلقه‌های درس پرداخته و در این میان، طلاب نخبه را انتخاب کرده و برای آموزش فرهنگ نادرست وهابیت به دانشگاه‌های خود در مدینه منوره و مکه معظمه می فرستند.
    امام جمعه‌های آنها ا کثرا وهابی نیستند؛ اما به خاطر مسائل مالی و دریافت پول از وهابیون، در مساجد آنها نماز خوانده و به تبلیغ برای آنها می‌پردازند!
    ابنا: چه حرفي براي ديگر مسلمانان داريد؟
    ـ همه مسلمانان باید به کتاب خداوند متعال ـ يعني قرآن كريم ـ رجوع کنند چراکه اين كتاب، مکلّف به هدایت همه مردم است.
    من همچنين به برادران اهل‌سنت سفارش می‌کنم که به کتب اصلی خود درباره دین رجوع کنند. من اهل‌سنت را انسان‌هایی حق‌طلب می‌شناسم و می‌دانم كه اگر آنها به کتب خود بازگردند و حقیقتا مطالب آن را با تحقیق جستجو کنند، یک ثانيه هم سنی نمی‌مانند و بسرعت پيرو مذهب اهل‌بيت(ع) می‌شوند.
    همین نصیحت را به مردم خداجو و شیعه و دوستدار اهل‌بیت(ع) هم دارم که شما باید خود تحقیق کنید که چرا مذهب تشیع 21 امامی بر حق است و پيروان دیگر ادیان ـ همانطور که در کتب خودشان هم آمده است ـ باید به این مذهب الهی بگروند.
    البته در این میان یک مسأله مهم وجود دارد و آن این است که انسجام و اتحاد، از اساسی‌ترین فرامین الهی میان برادران واقعی و دینی است که نباید با تفرقه‌افکنی گروهک‌های دین‌نما به مخاطره افتد و باعث نابودی فرهنگ ناب و الهی اسلام شود.
    ابنا: اگر حرف نگفته‌اي باقي مانده؟
    ـ در پايان هم سخنی با امام زمان خود دارم و می‌خواهم به ایشان بگویم که :آقای من! ما گرفتاریم و تو ناظری. اگر مصلحت بر غیبت شما است، ما قبول داریم ولی تحمل و طاقت نداریم. از شما می‌خواهم که خود از خداوند مهربان درخواست کنيد که در ظهورتان تعجیل کند.
    تشیع در آفریقا

  4. #3
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تشیع در آفریقا








    تشيع در مصر

    مِصر کشوری ا‌ست با مساحت ٩٨٠/٨٦٩ کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۷۵ میلیون نفر، واقع در شمال شرقی آفریقا. شبه جزیره سینا که در قاره آسیا قرار دارد نیز بخشی از قلمرو این کشور است. این کشور از شرق با لیبی، ازجنوب با سودان و از طریق صحرای سینا با فلسطین همسايه است. پايتخت اين كشور "قاهره" و زبان رسمي آن، عربی است. این کشور نزد عبرانیان به "مصرائیم" موسوم بوده و یونانیان هم از عهد هومر آن را "اجیپ توس" می نامیده‏اند. مردم قدیم آن دیار به موجب کتاب عهد عتیق از اولاد مصرایم بن حام بن نوح می باشند. نژاد مصریان، عربی نیست؛ بلکه قبطی بود و واژه EGYPT که در زبانهای اروپایی برای مصر به کار می‏رود ، با کلمه قبطی در ارتباط است. مصر یکی از پرجمعیت‌ ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است و اکثریت قریب به اتفاق مردم آن مسلمان‏اند و در کنار رود نیل زندگی می‏کنند. حدود نیمی از جمعیت مصر، شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه و حومه آن‌ها زندگی می کنند. مصر تا مدت‌ها تحت الحمایه انگلستان بود ولی پس از جنگ جهانی اول مستقل گرديد. این کشور از نظر سیاسی و فرهنگی یکی از مهم‏ترین کشورها در جهان عرب و خاورمیانه است و بسیاری از اتباع مصر به ریاست سازمان‌های بین‏المللی ملی و منطقه‏ای رسیده‏اند.

    نويسنده: محسن پاک‏آیین
    «اهل بيت رسول الله ـ عليهم السلام ـ تاريخ جهاد در اسلام را ساخته‌اند. يكي از اين قهرمانان جاويد تاريخ، سيدالشهدا، حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است. وي براي حاكميت كلمه لااله الاالله، مجاهدت كرد. حسين فرزند مصطفي و خديجه، پسرعلي و فاطمه و برادر حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ است و اسلام از جهاد او زنده است».
    اين جملات را چندسال قبل، «شيخ محمد فرحات» امام مسجد الازهر در سالروز تولد حضرت امام حسين(ع) و در خطبه اول نمازجمعه بيان داشت. مردم مصر ميلاد اباعبدالله را در 28 ربيع الثاني جشن مي‌گيرند. امام جمعه الازهر، خطبه اول نماز را به معرفي خصائل الهي اهل بيت عليهم السلام و حضرت امام حسين(ع) و خاندان مكرم وي اختصاص داد. وي با استناد به روايات نبوي گفت: «دوستي با فاطمه(ع) دوستي با پيامبر(ص) و دشمني با فاطمه، دشمني با پيامبر است». امام جمعه الازهر با اشاره به روز محشر گفت: در اين روز ندا درمي رسد كه «اي اهل محشر ديده‌ها را ببنديد، چون فاطمه مي‌خواهد عبور كند. پس فاطمه به همراه70 هزارتن از فرزندان خود عبور مي‌كند».
    محبت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ از قرن‌ها پيش، حتي قبل از دوران فاطميان، با قلب و جان مردم مسلمان مصر عجين شده است. سابقه اين امر به دوره صدر اسلام و دوران فتح مصر به دست سپاه اسلام بازمي‌گردد. در اين سپاه، جمعي از دوستداران حضرت علي (ع) نظير «ابوذرغفاري»، «مقداد بن اسودكندي» و «ابوايوب انصاري» حضور داشتند. اين عده آشكارا به ولاي علي مرتضي(ع) اهتمام داشتند و به دعوت مردم به سوي علي(ع) معروف بودند و هيچ گاه و در هيچ جايي از فراخواندن مردم به ولا و محبت آن حضرت بازنمي‌ايستادند.۱
    مؤلف كتاب تاريخ شيعه مي‌نويسد: «گزاف نيست اگر بگوييم تشيع در همان روزي كه اسلام وارد مصرشد به مصر راه يافت».۲ برخي انتصاب «محمدبن ابي بكر» ازسوي حضرت علي (ع) به امارت مصر را از دلايل علاقه مردم به آن حضرت و آل او دانسته‌اند اما شواهد تاريخي نشان مي دهد كه حتي قبل از خلافت علي(ع) نيز قلوب مسلمانان مصر مملو از عشق به ايشان بوده است.
    يكي از دلايل رواج تشيع علي(ع) در مصر ـ پيش از آن كه آن حضرت به مقام خلافت برسد ـ «مطلب مقريزي» است. وي مي‌گويد:«قيس بن سعد انصاري به سوي مصر گسيل شد و در ربيع الاول سال 37 بر مصر درآمد مردم مصر در آن روزها از لشگر و سپاه علي(ع) بودند».۳ «ابن اثير» نيز درباره حوادث سال 36ـ پس از گزارش خطبه و سخنراني نماينده حضرت علي(ع) كه مردم را براي بيعت با آن حضرت دعوت مي‌كرد، مي‌نويسد: «مردم برخاستند و به آن حضرت بيعت خود را اعلام كردند و مصر سامان يافت و علي(ع) كارگزاران خود را برمصر گماشت».۴ همانگونه كه گفته شد، گماردن محمدبن ابي بكر و قيس جهت اداره مصر و عشق ايشان به پاسداري از حريم اهل بيت عليهم السلام باعث آشنايي بيشتر مردم با فضايل آن بزرگان و افزايش نفوذ معنوي تشيع در آن سرزمين شد. پس از به قدرت رسيدن «عمرو بن عاص» ـ كه مردي خبيث و مخالف خاندان پيامبر بود ـ فعاليت گسترده اي در مصر براي دورساختن مردم از اهل بيت عليهم السلام صورت پذيرفت. بسياري كشته و زنداني شدند و شماري تبعيد گرديدند. اما با آن همه خصومت، دوستان حضرت علي(ع) فراوان بودند.
    مقريزي مي گويد: «وقتي علي عليه‌السلام به شهادت رسيد و معاويه در حكومت خود استقرار و استقلال يافت سربازان و اشراف مصر عثماني بودند، اما بسياري از مردم آن از دوستان علي(ع) به شمار مي رفتند.»۵
    دوران حكومت امويان براي شيعيان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام بسيار تلخ و ملال‌آور بود. در اين دوران، سب و دشنام علي(ع) رواج يافت و دوستان وي در انزوا قرارگرفتند. اينان اگرچه به صورت علني قادر به حمايت از خاندان پيامبر نبودند، اما در دل ولاي آن عزيزان را زنده نگه مي‌داشتند و نسبت به ادامه راه آنان وفادار بودند. در دوران بني‌عباس نيز اينچنين بود، اگرچه اين سلسله در اوايل حكومت خود با شعار خونخواهي امام حسين عليه السلام به ميدان آمد، اما پس از مدتي انواع ظلم‌ها و ستم‌ها را نسبت به علويان روا داشت و اين آغازي برنهضت علويان عليه حكومت بني‌عباس بود.
    نخستين علوي كه به مصر وارد شد و مردم با او بيعت كردند «علي بن محمدبن عبدالله» از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي(ع) بود۶ وي تلاش‌هايي براي احياي تشيع در مصر انجام داد، اما در مقابله با جور و ستم حكام بني‌عباس ناكام ماند. ديگر قيام‌هاي علويان در مصر نيز اگرچه باعث تقويت موضع شيعيان و خروج ايشان از انزوا شد، اما آن شوكت و جلال دوران خلافت حضرت علي بن ابي طالب(ع) را احيا نكرد. ظهور فاطميون در مصر آغازي مجدد برافزايش محبت اهل بيت(ع) در اين سرزمين بود. فاطميان از فرقه اسماعيليان خاص بودند كه خود را از نسل حضرت زهرا(ع) مي دانستند و به همين دليل، سلسله خود را فاطمي ناميدند. پس از وفات امام جعفرصادق(ع)، پيروان آن حضرت به شش فرقه تقسيم شدند كه يكي از اين فرقه‌ها، اسماعيليان خاص بودند. آنها اعتقاد داشتند كه پس از امام صادق(ع)، فرزند بزرگ ايشان يعني اسماعيل به امامت رسيده و مرگ اسماعيل را در زمان حيات پدر كه به سال 145 هجري روي داده است، انكار مي‌كردند. اينان در مورد اسماعيل مي‌گفتند: « او نمرده و نخواهدمرد و او مهدي قائم است كه براي نجات امت خود بازخواهدگشت».۷
    نخستين خليفه فاطمي «عبيدالله المهدي» نام داشت كه خود را از نسل «محمدبن اسماعيل بن جعفرالصادق(ع)» و از ذريه حضرت فاطمه(ع) معرفي كرد. وي در سال 301 با تصرف «اسكندريه» نيت خود را براي فتح مصر آشكار كرد و سلسله فاطميان را در سال 308 در تونس تشكيل داد كه دامنه آن پس ازمدتي به مصر كشانده شد.
    فاطميان خود را شيعه و محب اهل بيت(ع) مي‌دانستند و ـ عليرغم انحرافشان از مذهب صحيح ـ علاقه‌مند بودند از نام امام به جاي خليفه استفاده كنند تا قرابت خود را به شيعيان بيشتر نشان بدهند.
    «عبدالمجيد الجندي» عضو شوراي عالي امور اسلامي مصر و مؤلف كتاب «الامام جعفرالصادق(ع)» درباره حكومت فاطميان و ارتباط آن با حضرت امام صادق (ع) مي نويسد: «امام صادق عليه السلام در تاريخ اسلام، يگانه امامي است كه عالم و دانشمند بود و تاريخ جهان برپايه انديشه‌هاي ديني، فقهي، اجتماعي و اقتصادي ايشان استوار بود و براين اساس، دولتها و كشورهاي با عظمتي بنيان يافتند. مصر به ياد دارد كه پس از دوره فراعنه، باشكوه‌ترين حكومت تاريخ در همين سرزمين استقرار يافت كه قلمرو آن از سواحل اقيانوس اطلس تا خليج سوئز امتداد داشت اين حكومت يعني فاطميان چنانچه به وسيله ارتشهاي ترك مهار نمي‌شد، قلمرو آن تا قله هاي هيماليا و قلب قاره آسيا امتداد مي‌يافت.»۸
    مرحوم «دهخدا» در مورد اولين خليفه فاطميان مي‌گويد: «عبيداله بن محمدالفاطمي العلوي از فرزندان امام جعفرصادق(ع)، امام و مؤسس دولت علويين در مغرب و جد فاطميان در مصر است. در نسب وي اختلاف است. وي در سليمه سوريه سكونت داشت، سپس بسياري از اصحاب خود را در مغرب پراكنده كرد تا ظهور امام زمان (مهدي) را بشارت دهند و مردم را بدو خوانند».۹
    «اميرالمعزالدين لله» اولين خليفه فاطمي بود كه موفق شد مصر را به تصرف درآورد. فرمانده سپاه وي به نام «جوهر» به اين مهم نايل شد، در حالي كه قبل از وي لشگر فاطميان نتوانسته بود بر تمام مصر مسلط شود. فتح مصر در سال 358 هـ.ق روي داد. المعزالدين لله، قاهره را بنياد كرد و از اين پس، قاهره پايتخت مصر شد. وي اهتمام خاصي بر نشر تشيع در مصر نشان داد. در دوران حكومت وي، اذان به سبك شيعيان در مأذنه‌ها طنين انداز شد، در مسائل ارث، طلاق، نماز جمعه و معاملات، فقه تشيع حاكم و مدح اهل بيت عليهم السلام گسترده شد. يكي از مهمترين كارهاي اين دوره، تأسيس «جامع الازهر» بود. هدف از اين عمل، تدريس فقه شيعه بود. نام اين دانشگاه نيز از نام حضرت فاطمه زهرا(ع) اقتباس شده است.
    «المعزالدين لله اين مدرسه بزرگ را تأسيس و جوهر و موقوفات عظيمي براي آن وضع كرد و خود او و خلفاي فاطمي موقوفات آن را توسعه دادند. همه اين كوشش‌ها با اين هدف مبذول شد كه فقه آل محمدصلي الله عليه وآله و مذهب تشيع در آن تدريس شود».10
    بنا به تصريح «جلال الدين سيوطي»، المعز پس از تسخير قاهره و كمك به قحطي زدگان اين شهر، به ذكر مناقب رسول الله (ص) و اهل بيت عليهم السلام دستور داد. او به خطبا امر كرد كه به ذكر مناقب رسول اكرم(ص)، علي(ع)، فاطمه(ع)، حسن (ع) و حسين(ع) بپردازند.
    «الحاكم بامرلله» خليفه ديگر فاطميان بيش از اسلاف خود به ترويج تشيع پرداخت. در زمان وي، دانشكده اي به نام «دارالحكمه» براي تدريس فقه و لغت تأسيس شد و بزودي مبدل به بزرگ‌ترين كتابخانه عصر خود گرديد.
    فاطميان علي رغم ترويج مذهب شيعه، به ديگر مذاهب نيز به ديده احترام مي‌نگريستند و دانشگاه الازهر مركز بحث و گفت وگو بين علماي اسلام از مذاهب گوناگون و حتي دانشمندان مسيحي با متفكران اسلامي بود.
    مرحوم «سيف آزاد» در كتاب «تاريخ خلفاي فاطمي» شرح مبسوطي از مراكز علم و دانش فاطميان بيان مي‌كند و از جمله مي‌نويسد: « جامع الازهر نه فقط مركز دعوت فاطميان بود، بلكه علماي شافعي و حنفي و غيره هم در آن اجتماع مي كردند... فاطميان در علم و حكمت تعصب به خرج نمي‌دادند و در مقابل علماي شيعه و سني با گشاده‌رويي رفتار مي‌كردند.»۱۱
    «الحاكم بامرالله فاطمي در زمان خود دو تن عالم مالكي را براي تعليم فقه دعوت كرد».12
    در دوره فاطميان، برپايي مراسم جشن و عزاداري در ايام تولد يا شهادت اهل بيت عليها السلام رواج پيدا كرد. زيارت و بوسيدن مقابر متبركه، توسل به ائمه عليها السلام و بويژه گراميداشت روز عاشورا گسترش يافت. وجود سه حرم متبرك در قاهره، يعني «مقام رأس الحسين عليه السلام»، « مرقد منسوب به حضرت زينب عليها السلام» و «مرقد سيده نفيسه»، عوامل اصلي افزايش محبت آل محمدصلي الله عليه وآله در جامعه مصر است. اين حرمها امروز نيز زيارتگاه عاشقان اهل بيت عليها السلام هستند.
    مشهد رأس الحسين عليه السلام، يكي از زيارتگاه‌هاي اصلي مسلمانان مصر است. آنها معتقدند سر مبارك حضرت امام حسين عليه السلام در اين محل دفن شده است. مردم مصر در دوران فاطميون، اين مكان را ارج و قرب فراوان مي داشتند و بويژه در روز عاشورا با برپايي عزاداري و نوحه‌خواني در كنار اين مرقد و قرباني كردن شتر و گاو و گوسفند ارادت خود را نسبت به آن حضرت ابراز مي كردند. اگر چه پس از دوران فاطميان، اين مراسم منسوخ شد، اما هنوز هم در روز عاشورا خطبا و ائمه جمعه بخصوص در مسجد الازهر پيرامون قيام خونين كربلا سخن مي گويند و ياد شهداي عاشورا را گرامي مي‌دارند.
    همچنين در ايام ميلاد حضرت امام حسين(ع) سه شب در مصر جشن گرفته مي شود و فرقه‌هاي مختلف مذهبي از جمله بُهره‌ها، صوفيه و دراويش با برپايي آيين‌هاي جشن و سرور به شعر‌خواني و مديحه‌سرايي در وصف آن حضرت مي‌پردازند.
    يكي از توفيقات نگارنده اين بود كه در شب تولد حضرت امام حسين(ع) طبق سنت معمول مصر ( 28 ربيع الثاني) در قاهره بودم و شكوه و عظمت گراميداشت اين روز را توسط عاشقان آن حضرت از نزديك مشاهده كردم. در شب ميلاد، ازدحام جمعيت چنان زياد بود كه امكان ورود حتي به صحن مسجدي كه حرم در آن واقع است، ميسر نشد. فرقه هاي مختلف شيعه در كنار برادران اهل تسنن تا پاسي از شب، با مولوديه‌خواني و جشن نسبت به اهل بيت عليهم‌السلام ابراز محبت كردند. گروه زيادي از شيعيان بُهره(بُحره) كه مركز آنان در هند است و در مصر فراوان هستند، به همراه قطب بزرگ و رهبر ديني خود در اين مراسم شركت كرده بودند. بسياري از آنان رنج سفر از هند را براي زيارت رأس الحسين(ع) به جان خريده بودند. جمع كثيري از اين افراد را زنان تشكيل مي‌دادند و حرم مدتي براي ايشان قرق بود تا بدون دغدغه زيارت كنند.
    برخي مورخان معتقدند سر مبارك امام حسين(ع)، نخست در قدس شريف دفن بوده و بعداً به قاهره آورده شده است.
    در اين مورد، «مقريزي» مي‌نويسد: «افضل بن امير الجيوش» وقتي بر قدس دست يافت و وارد «عسقلان» شد، در آن جا خرابه‌اي بود كه سر حسين بن علي(ع) در آن مدفون بود. افضل اين سر را از خاك بيرون آورد و آن را معطر ساخت و در ميان سبد و زنبيلي مخصوص در بهترين خانه‌اي كه در عسقلان وجود داشت، نهاد، و آن خرابه را بازسازي و آباد كرد. وقتي كارش در عمران و آبادي اين ويرانه به پايان رسيد، رأس شريف را افضل برسينه خود حمل مي‌كرد و پياده آن را با خود برد تا به همين محلي كه در قاهره به مشهد رأس الحسين عليه السلام معروف است، رسانيد. حمل اين سر از عسقلان به قاهره در روز يكشنبه هشتم جمادي‌الاخري سال 548 هـ.ق انجام گرفت. گويند اين رأس شريف وقتي كه از محل خود در عسقلان بيرون آورده شد، ديدند از آن خون مي‌ريزد و خون آن بند نمي‌آيد و بوي خوشي به مانند بوي مشك از آن متصاعد است.13
    ابن بطوطه نيز مي نويسد: يكي از مزارهاي شريف، مشهد مقدس عظيم الشأن رأس الحسين بن علي عليه السلام است كه بر آن، رباطي بسيار بزرگ و ساختماني شگفت آور بنا كردند و حلقه هاي در و روكشهاي آن از نقره است. و در واقع، حق اجلال و تنظيم اين مشهد مقدس با چنين بناي فاخري ادا شده است.
    وي همچنين مي نويسد: در قدس، مشهد معروفي است، زيرا حسين بن علي(ع) قبل از آن كه به قاهره منتقل شود، در آنجا قرار داشت. امروز نيز اين مشهد داراي بناي عظيمي است كه از مشاهد اهل البيت عليهم السلام به جز مشاهد معصومين عليهم السلام كم و كسر ندارد.14
    بر روي ديوارهاي مسجد رأس الحسين(ع) آيات و احاديث فراواني در مدح اهل بيت عليهم السلام نوشته شده است؛ از جمله «احب اهل بيتي اليَّ الحسن والحسين» و «قل لااسئلكم عليه اجراً الا المودّة في القربی»15 و اين نشان دهنده عمق علاقه مردم اين كشور به خاندان عصمت و طهارت است.
    «از جملات فراواني كه در مدح اهل بيت بر ديوارهاي مسجد نوشته شده، يكي اين است كه:"مقام رأس الحسين كعبه مصر است"».16
    مزار متبرك حضرت زينب (ع) نيز يكي ديگر از اماكن زيارتي قاهره است. برخي از مورخان معتقدند آن حضرت پس از اقامت در مصر در همين سرزمين وفات كرده و در قاهره دفن شده است. برخي ديگر نيز معتقد به فوت و دفن آن حضرت در شام هستند و عده اي نيز مزار ايشان را مدينه مي‌دانند.
    «از مهمترين كتابهايي كه به سفر حضرت زينب (ع) به مصر اشاره كرده است، اخبار الزينبات نوشته يحيي بن الحسن الحسيني العبيدلي الاعرجي است و آيت الله العظمي نجفي مرعشي رحمةالله نيز در مقدمه خود براين كتاب، آن را متني قابل اطمينان دانسته اند. اين كتاب پيرامون سفر حضرت زينب (ع) به مصر و در گذشت ايشان در آن در نيمه رجب 62 يا 63 هجري سخن گفت است. آيت الله قاضي طباطبايي رحمةالله نيز در كتاب اول اربعين حضرت سيدالشهدا (ع) ضمن تأييد روايت اخبار الزينبات به 12 منبع ديگر كه سفر حضرت زينب (ع) به مصر و درگذشت آن حضرت را در قاهره تأييد مي‌كند اشاره كرده است. از طرف ديگر، محققان ديگري در مستند بودن اخبار الزينبات شك و روايت سفر آن حضرت را به مصر رد كرده اند و معتقدند آن حضرت به شام سفر كرده اند.»
    راجع به سفر حضرت زينب (ع) به قاهره مشهور است كه آن حضرت مدتي به عنوان مشاور ويژه حاكم مصر در عصر خود منصوب شد و لقب صاحبة الشوری داشت و در مدت اقامت خود در مصر با تشكيل جلسه‌هايي، معارف اسلامي و قرآن كريم به زنان تدريس مي‌كرد.
    مردم مصر بوسيدن ضريح، تضرع و توسل به حضرت زينب (ع) براي برآورده شدن حاجات را روا مي دانند و همانند شيعيان درسوگ اهل بيت عليهم السلام و منسوبين به آنها عزاداري مي‌كنند.
    طواف عروس در حرم حضرت زينب (ع) نيز سنتي مرسوم است و نگارنده در چند مورد شاهد اين مراسم بوده است. محل طواف زنها و مردها در حرم مطهر از يكديگر جداست و بوي عطر، فضاي روحاني حرم را معطر مي‌كند. مردم مصر كه شافعي مذهب هستند، برخي همانند برادران شيعه خود باز دست باز نماز مي‌خوانند و بعد از نماز با فشردن دست به يكديگر «تقبل الله» مي گويند.
    بسياري معتقدند حرم حضرت زينب(ع) داراي كرامات درخشان و غيرقابل انكاري بوده و شايد به همين دليل است كه در طول روز نمي‌توان اطراف ضريح را خالي از زائر ديد.
    مرقد «سيده نفيسه» نيز از مزارات متبرك قاهره است. سيده نفيسه دختر حسن بن زيد بن حسن بن علي بن ابي طالب (ع) است. مردم مصر احترام خاصي براي اين بانوي عالمه و عابده قائل هستند و در اين محل اجتماع مي‌كنند و دسته جمعي به ذكر و زيارت مي‌پردازند. برروي يكي از ديوارهاي اين حرم، قسمتي از دعاي افتتاح « اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمة…» بر تابلوي زيبايي نصب شده و جالب اين كه در زير آن نوشته شده است: «تقديم به مهدي (ع)». در داخل حرم نيز تابلوهايي ديده مي‌شود كه برروي آنها آياتي در مدح اهل بيت عليهم السلام نوشته شده بود. پدر سيده نفيسه از طرف منصور خليفه عباسي پنج سال حاكم مدينه بود. سپس زنداني شد و تمام دارايي‌اش توقيف گشت، سيده نفيسه با شوهرش اسحاق (پسر امام صادق عليه السلام) ـ به مصر رفت و در رمضان 208 هـ . ق درگذشت. او صاحب كرامات بسيار بود، مستجاب الدعوه و زن شكوهمندي بود كه سخن و سيماي او نردبان آسمان بود و خانه اش ملجأ و پناهگاه تهيدستان و بي‌پناهان.
    وقتي سيده نفيسه درگذشت، شوهرش اسحاق مي‌خواست جسد او را به مدينه ببرد. مردم اشك‌ريزان بر درخانه‌اش جمع شدند و از او خواستند كه مشهد نفيسه در مصر باشد، نفيسه را در خانه محل سكونتش به خاك سپردند. او در ماه رمضان در گذشته بود و مردم روزه‌دار بر او مي گريستند.17
    در مورد جامعه و مردم مصر بايد گفت اين مردم بسيار مذهبي هستند و دين اسلام را به عنوان تنها هويت تاريخي و فرهنگي خود مي‌شناسند و از ابراز علايق اسلامي خود پرهيز نمي‌كنند. قاهره شهره هزار مأذنه، شهر مساجد بزرگ و تاريخي و شهر نماز جمعه و جماعت است. اكثر زنان قاهره با حجاب هستند. معمولاً صداي قرآن مجيد در خيابان‌ها و مغازه‌ها طنين‌انداز است. در مصر تعصب مذهبي و عناد با تشيع به اندازه‌اي كه در بين وهابيون ديده مي‌شود وجود ندارد. روش اكثر نويسندگان مصري در طول تاريخ نسبت به وقايع صدر اسلام به ويژه مسأله جانشيني پيامبر (ص) منصفانه بوده است.
    كتاب «الامام علي بن ابي‌طالب» كه در چند جلد توسط «عبدالفتاح عبدالمقصود» نويسنده مصري نوشته شده گواه اين مدعا است. بسياري از نويسندگان مصري در مورد علم وفقاهت امام ششم شيعيان (ع) قلم زده اند.
    «عبدالحليم الجندي» نويسنده كتاب «الامام جعفر الاصادق (ع) » در توصيف ايشان مي‌نويسد: فقه شيعي يكي از دو رودخانه اي است كه تمدن اسلامي را بارور كرد و قانونگذار مصري براي اجراي قانون خانواده از اين منبع استفاده نمود. امام جعفر صادق (ع) درواقع، قله شكوهمند فقه اهل بيت پيامبر عليهم‌السلام به شمار مي‌رود. او در فقه امام بود، در زندگي خود براي مسلمانان امام بود و مسلمانان امروز گنجينه‌هاي گرانبهاي خود را به صورت ناب و بدون هيچ شائبه‌اي از ايشان مي دانند… با توجه به موقعيت آن حضرت در ميان اهل بيت عليهم السلام حقيقت اين است كه ايشان بدون استثناء بر كليه فقها ارجحيت دارند.» 18
    «خالد محمد خالد» در كتاب خود «ابناء الرسول في كربلا» نوشته است: زماني كه آيه مباركه: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» نازل شد حضرت رسول، علي و فاطمه و حسن و حسين را زيركسا جمع كرد و فرمود: اينان اهل بيت من هستند.
    دنيا و هر آنچه از پستي ها و پليدي ها دارد، همان رجسي بود كه خداوند آن را از خاندان پيامبر اكرم عليهم السلام دور كرد.
    غيراز قاهره، آثار محبت اهل بيت عليها السلام در بسياري ديگر از مناطق مصر نيز وجود دارد. در منطقه «صعيد» به ويژه استانهاي «قنا» و «اسوان» گروهي از منسوبان به حضرت امام جعفر صادق (ع) به نام «جعافره» زندگي مي‌كنند. تعداد جعافره در مصر به دوميليون نفر مي‌رسد. آنها تفكراتي نزديك به شيعه دارند و با اهل سنت همزيستي برادرانه دارند.
    «بُهره‌ها» (يا بُحره‌ها) گروه ديگري از شيعيان اسماعيليه آفريقا هستند كه در بسياري از مناطق مصر زندگي مي كنند.
    «ژان كلودپن راد» از محققان فرانسوي در مورد اين فرقه مي‌نويسد: "در آسياي شرقي، شيعه سه گروه دارد كه همه گجراتي اند و زبانشان گجراتي است اولين آنها گروهي اسماعيلي به نام بهره هستند. اينان (بهره‌ها) ثروت زيادي كسب كردند و غالباً تحصيلكرده و اكثراً مهندس بودند و توانستند مراكز نيايشي به وجود آورند و در امور مذهبي بخصوص در قاهره سرمايه‌گذاري نمودند. به اعتقاد اينان مقبره حضرت زينب عليها السلام در دمشق نيست، بلكه در قاهره است. مسجدي هم به نام مسجد حسين عليه السلام دارند و آن را بازسازي كردند و معتقدند سرامام حسين (ع) در دمشق دفن نيست، بلكه به قاهره آورده شده است. اينان مسجد الحكيم را بازسازي كردند".19
    در كتاب جغرافياي تاريخي و انساني شيعه در جهان اسلام، از مناطق ديگري در مصر كه پايگاه محبان اهل بيت بوده، ياد شده است: «اهالي قريه‌اي در مصر به نام ارمنت از شيعيان بوده‌اند كه خبر آن در كتاب الطالع السعيد آمده و بعدها تشيع در آن كاستي گرفته است».
    «ابن‌حوقل» نيز نوشته است: « از اولاد قبطيان، غيلان ابومروان، رئيس غيلانيه فرقه اي از شيعه هستند.»
    «ابن اثير» در سال 584 هجري از قيام تعداد 12 نفر شيعه در قاهره نام مي‌برد كه ياعلي ياعلي مي گفتند20. در همين كتاب، خبر از تشيع در شهري به نام "اسفون" داده شده كه در آن نيز تشيع به تدريج كاهش يافته است. «مقدسي» نيز در قرن چهاردهم آورده بود كه مردم بالاي قصبه "فسطاط" و "صندقا" شيعي‌اند. وجود اين علايق در ميان مسلمانان مصر و همچنين نقش بهره‌ها، صوفيه، جعافره و ديگر گروه‌هاي دوستدار اهل‌بيت عليهم‌السلام از سويي و تفكر روشن برخي از علماي مصر نظير « شيخ محمود شلتوت» و «علامه محمد غزالي» زمينه مناسبي براي فعاليت در جهت تقريب بين مذاهب اسلامي در مصر فراهم آورده است.

    در زمان زعامت مرجع فقيد شيعيان جهان «حضرت آيت الله العظمي بروجردي ره» افزايش ارتباطات علماي شيعه و سني، زمينه تأسيس دارالتقريب مصر را فراهم كرد. آيت الله فقيد براي بهره برداري مثبت از اين ارتباطات، «علامه شيخ محمدتقي قمي» را كه مردي دانشمند و علاقمند به اتحاد مسلمين بود، به مصر فرستاد. ايشان پيام آيت‌الله بروجردي را به «شيخ مجيد سليم» كه مقام شيخ الازهر را در آن زمان داشت، ابلاغ كرد. پيام متقابل شيخ سليم به آيت‌الله، باب مكاتبه و مراوده بين دو مركز مهم شيعه و سني را گشود. سفر يكي از علماي مصر به نام «شيخ حسن باقوري» به ايران، انتشار كتاب المختصرالنافع علامه حلي و تفسير مجمع البيان شيخ طوسي در مصر و برپايي مجلس عزاداري حضرت امام حسين(ع) از سوي دانشگاه الازهر از دستاوردهاي ارتباطات علماي شيعه و سني بود. ديري نگذشت كه موضوع تدريس فقه مذاهب اسلامي در دانشگاه الازهر به عنوان مصوبه اي در ماده سوم اساسنامه دارالتقريب گنجانده شد.
    فتواي «شيخ محمود شلتوت» رييس دانشگاه الازهر مبني بر جايز بودن پيروي از فقه شيعه، حادثه مهم ديگري بود كه قرابت و نزديكي تفكرات علماي شيعي و سني را نشان مي داد. وي به عنوان بزرگترين مرجع رسمي اهل سنت با كمال صراحت فتوا داد كه پيروان مذهب شيعه اثني عشري با ديگر مذاهب اسلامي از نظر برخورداري از امتيازهاي مسلمان‌بودن برابر هستند و به اهل سنت و جماعت اجازه داده مي‌شود در صورت تمايل از فتاوي علماي شيعه جعفري پيروي كنند.
    عشق و علاقه مردم مصر به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام كه ريشه در صدر اسلام دارد، هنوز جوشان است. ياد دوران خلافت دادگسترانه حضرت علي (ع) در مصر و قبور متبرك حضرت زينب (ع)، رأس الحسين (ع)، سيده نفيسه و مالك اشتر نخعي در اين كشور هنوز زنده است، زنده مي ماند و شعله اين محبت را فروزانتر خواهد كرد.
    پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بدانديشان و تفرقه گرايان ـ چه از وهابيون و چه از روشنفكران غربگرا ـ تلاش فراواني براي خاموش كردن عشق اهل بيت عليهم السلام در قلوب مسلمانان مصر به عمل آوردند. كتب بسياري نوشته و سخنان فراواني گفته شد، اما وجدان شيعي مردم مصر همچنان بيدار است.
    اهل بيت عليهم السلام در طول تاريخ با جهاد و شهادت و ايثار، اعتلاي كلمه الله و مجد و عظمت و مسلمانان را ضمانت كردند و در اين عصر نيز محبت ايشان باعث اتحاد مسلمانان و غلبه بر شرك و كفر جهاني خواهد شد. ان‌شاءالله.

    پي‌نوشت‌ها:
    ۱ـ تاريخ شيعه، علامه محمدحسين مظفر، ترجمه دكتر سيدمحمدباقر حجتي، ص .285
    ۲ـ همان منبع، ص ۲۵۷.
    ۳ـ همان منبع، ص ،۲۵۸ به نقل از الخطط، ۱۴۹/4.
    ۴ـ همان منبع ص ،۲۵۸ به نقل از الكامل ۱۶۰/3.
    ۵ـ همان منبع، ص ،۲۵۹ به نقل از الخطط ۱۵۱/4.
    ۶ـ علي بن محمدبن عبدالله بن حسن بن حسن بن علي بن ابي طالب عليه السلام.
    ۷ـ نهضت قرمطيان، دكتر حسينعلي ممتحن، ص ۹.
    ۸ـ الامام الصادق، عبدالحليم جندي، نسخه عربي، ص ۴.
    ۹ـ نهضت قرمطيان، دكتر حسينعلي ممتحن، ۵۸.
    ۱۰ـ تاريخ شيعه، علامه محمدحسين مظفر، ص ،۲۷۱ پاورقي.
    ۱۱ـ تاريخ خلفاي فاطمي، ص ،۲۸ مندرج در نهضت قرمطيان.
    ۱۲ـ النجوم الزاهره، ج ،۶ ص ،۱۷۲ مندرج در نهضت قرمطيان.
    ۱۳ـ تاريخ شيعه، علامه محمدحسين مظفر، ص ،۲۸۰ پاورقي.
    ۱۴ـ الرحله، صفحات ۲۱ و ۳۴.
    ۱۵ـ مصر از زاويه اي ديگر، جميله كديور، ص ۴۹.
    ۱۶ـ همان، ص ۶۹.
    ۱۷ـ همان، ص ۴۹.
    ۱۸ـ الامام جعفر الصادق، عبدالحليم جندي، صفحات ۴ و ،۵ متن عربي.
    ۱۹ـ ژان كلود پن راد، «بولتن دفتر مطالعات سياسي و بين الملل»، شماره 71.
    ۲۰ـ جغرافياي تاريخي و انساني شيعه در جهان اسلام، رسول جعفريان، ص ۳۷.
    تشیع در آفریقا

  5. #4
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تشیع در آفریقا








    تشیع در اتیوپی

    كشور "حبشه" يا همان "جمهوری فدرال دموکراتیک اتیوپی" كشوري است در شرق قارۀ آفريقا به پايتختی "آديس‌آبابا" ، با 1,104,300 كيلومتر مربع وسعت و بيش از 75 ميليون نفر جمعيت. سومالي در شرق، كنيا در جنوب، سودان در غرب، و اريتره در شمال اين كشور، با آن مرز مشترك دارند. حدود نيمي از جمعیت اين كشور، مسلمان و نيم ديگر مسيحي هستند كه ارتدوكس‌ها اكثريت آنان را تشكيل مي‌دهند. اين كشور سابقه‌اي هزاران ساله دارد. در سال 1936 تحت اشغال ايتاليا درآمد و اين اشغال تا 1941 و شكست اين كشور در جنگ جاني دوم ادامه داشت. اتيوپي بالاخره توانست در سال 1944 از سيطره انگلستان خارج و مستقل شود.

    اولین ریشه‌های تشیع در اتيوپي به اولین روزهایی بر می‌گردد که دعوت اسلامی وارد این سرزمین شد، یعنی در زمان مهاجرت مسلمانان صدر اسلام به حبشه.
    این مهاجران که به دستور پیامبر اکرم(ص) و از شر فشارها و شکنجه های کفار قریش به سوی حبشه هجرت کردند تحت سرپرستی جناب «جعفر بن ابی‌طالب» برادر امیرالمؤمنین(ع) قرار داشتند. پس از واقعه معروفی که طي آن «اصحمة بن ابجر النجاشی» پادشاه وقت حبشه تحت تأثیر آياتي از "سوره مریم" قرار گرفت، اين مسلمانان توانستند از مكر كفار قريش رهايي يافته، در آنجا در آزادی کامل به زندگي و فعاليت بپردازند.
    پس از قدرت گرفتن اسلام و فراتر رفتن آن از مرزهای حجاز، گروهی از اهالی یمن که شیعه شده بودند به حبشه هجرت کردند و با خود پیام مکتب اهل بیت علیهم السلام را به این سرزمین رساندند. این افراد بعد از شنیدن وصایای رسول الله(ص)، نسبت به خلافت حضرت علی(ع)، جزء شیعیان آن حضرت قرار گرفتند؛ چراکه یمن سرزمینی بود که پیامبر(ص) علی(ع) را برای تبلیغ به آن کشور فرستاده بود و اهالی این سرزمین از کسانی بودند که به دست ایشان اسلام آورده بودند.
    حتی گفته می‏شود که پس از مرگ اصحمة النجاشی، هنگامی که نجاشي بعدي، خبر کنار زده شدن علی (ع) را از خلافت شنید، تشیع خود را علنی کرد و آنچه رخ داده بود را رد نمود.
    موج دوم تشيع در حبشه به "عصر عباسی" بازمي‌گردد. در اين دوران تاريك، گروه‌هایی از پیروان اهل‌بیت (ع) از فشارها و مظالم بنی‌عباس فرار و به حبشه هجرت کردند. آنان توانستند برخی از قبایل بت‌پرست اتیوپی را مسلمان نموده و به نزاع‌های قبیله‌ای در این منطقه پایان دهند. همچنين گفته می‌شود آغاز انفصال سرزمین‌های "ارتیره" و "سومالی" از کشور اتیوپی، به این دوران باز می‌گردد .
    شیعیان فعلي اتيوپي نیز متشکل از دو گروه هستند: 1. شیعیان قدیمی 2.مستبصرين .
    تعداد زيادي از شيعيان بومي اثنی عشری اين كشور در منطقه "نغلی‌بورنا" واقع در شمال شرق اتیوپی و 610 کیلومتری پایتخت زندگی می‌کنند.
    مردم این منطقه ـ که حدود 360 کیلومتر از مرز حبشه با سومالی و 170 کیلومتر از مرز این کشور با کنیا فاصله دارد ـ از قومیت‌های گوناگون تشکیل شده‌اند که دو قومیت "سومال" و "اورومو" اکثریت مسلمانان آن را تشکیل می‌دهند .
    این منطقه ـ و بالتحدید شهر "شاکسو" ـ سرزمین ثروتمندی است که دارای معادن طلا و جنگل‌های انبوه می باشد. به همین دلیل ، مورد هدف حرکت‌های تبشیری مسیحیت و نیز تبلیغات بهاییت قرار داشته است.
    شیعیان نغلی‌بورنا دارای مسجد، حسینیه، مدرسه و فعالیت‌های مذهبی هستند.
    حرکت استبصار در این کشور بسان دیگر کشورهای جهان دارای رشد سریع بود. گرایش به تشیع در اتوپی، مرهون ارتباط اهالی این کشور با شیعیان و مستبصران کنیا و تانزانیا است.
    در سال‏های 1999 و 2000 تعدادی از مدارس دینی این کشور، حرکتی را برای تصحیح تلقیات نادرست از شیعه آغاز کردند. این حرکت باعث تفاهم بیشتر مسلمانان این کشور و گرایش بیشتر مردم به سوی مذهب اهل بیت علیهم السلام گردید.
    مطابق معمول، آمار دقیقی از تعداد شيعيان این کشور در دست نیست؛ ولی برخی شیعیان اتیوپی مدعی هستند که در حدود 40 درصد از مسلمانان این کشور را طوایف گوناگون شیعه تشکیل می‌دهند. شیعیان در"آدیس‌آبابا" پايتخت و نیز در مناطق شمال و شرق اتیوپی سکونت دارند.
    تشیع در آفریقا

  6. #5
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تشیع در آفریقا









    تشیع در تانزانیا

    جمهوری متحد تانزانیا كشوري است واقع در شرق آفریقا با مساحت 945.087 کیلومتر مربع و جمعیتي نزدیک به 40 میلیون نفر. اين كشور از اتحاد دو كشور تانگانيا و زنگار به وجود آمد و پایتخت آن، شهر "دارالسلام" است با 2 میلیون و 340 هزار نفر جمعیت. منطقه جزيره‌اي زنگبار از سال 1503 و به مدت 450 سال، بتناوب تحت سلطه پرتغال، عمان، عرب‌ها و بریتانیا قرار داشت تا اينكه در سال 1961 مستقل شد. تانگانیکا نيز در دسامبر 1961 از بریتانیا اعلام استقلال کرد ؛ و سرانجام دو ملت "تانگانیا" و "زنگبار" در 26 آوریل 1964 با یکدیگر ادغام شده و جمهوری مستقل تانگانیکا را تشکیل دادند. شش ماه بعد نام اين كشور به " تانزانیا " تغییر یافت. حدود 1000 سال پيش گروه‌هایی ازشیراز به زنگبار مهاجرت کردند و هنوز هم پس از گذشت قرن‌ها در زنگبار، اصل و نسب شیرازی به نوعی نجیب زادگی محسوب می‌شود. آیین نوروز امروزه در زنگبار برگزار می‌شود. انگلیسی و سواحیلی زبان‏های رسمی این کشور هستند.

    نويسنده: یاسر کنعانی
    بر طبق اسناد و شواهد تاريخي، سواحل شرق آفريقا از پانصد سال پيش از ميلاد، پذيراي جهانگرداني از كشورها و ملل مختلف نظير عرب‌ها، ايرانيان، چيني‌ها و آشوري‌ها بوده است. حضور مذهب اهل‌بيت (ع) ‌در جزيره زنگبار و تانزانيا نيز نزديك به هزار سال سابقه دارد.
    در قرن هشتم ميلادي، مصادف با قرون اوليه هجري قمري، عرب‌ها بتدريج شروع به سكونت در سواحل شرق آفريقا و زنگبار نمودند و كالاهاي مختلفي ازجمله فنجان، صابون و شيشه‌هاي رنگي را به بوميان مي‌فروختند و در مقابل، محصولات كشاورزي، غله و حبوبات دريافت مي‌نمودند.
    در اين ميان ورود "شيرازي‌ها" به جزاير شرق آفريقا و تشكيل "امپراطوري زنج" را مي‌توان سازمان‌يافته‌ترين مهاجرت بيگانگان درسواحل شرق آفریقا و زنگبار دانست كه در بافت فرهنگي و اجتماعي مردم اين مناطق دگرگوني‌هاي عميقي پديد آورد و حتی منجر به پيدايش "زبان سواحيلي" گردید. اسناد معتبر تاریخی در اين خصوص نوشته‌اند: «قرن هشتم و نهم میلادی یکی از بازرگانان شیراز به همراه شش نفر از فرزندانش با هفت كشتي به "جزیره پمبا" و "سواحل لامو، ماليندي، مومباسا، كيلوا و كومور" از توابع "زنگبار" مهاجرت و اقدام به تجارت طلا، عاج، پوست و ادویه كرد. اين شیرازی‌ها که در منطقه خلیج فارس ساکن بودند با مخلوط شدن با ساکنان بومی، فرهنگ جديدي را شكل دادند».
    برخي از تاريخ‌نگاران، انگيزه مهاجرت شيعيان به سواحل شرق آفريقا را، به قدرت رسيدن «طغرل سلجوقي» در شيراز ( 247 ق.) دانسته‌اند كه با تشيع و شيعيان مخالف بود.
    «ابن بطوطه» نيز كه در قرن دوازدهم ميلادي از منطقه "كيلوا" بازديد ‌كرده است، تحت تأثير نفوذ، تأثیر و گسترش اسلام در ميان ساكنان بومي قرار مي‌گيرد و اشاره مي‌كند كه: مردم به جنگ مقدس اعتقاد داشته و تقوا و درستكاري، مورد توجّه آنها بوده است.
    «ابن مسعود» موّرخ مشهور با توصيف مشاهدات خود از شهر "كيلوا" كه مقّر سلطنت امپراتوري زنج بوده است، مؤسس آن را «سلطان علي» از شيعيان شيراز مُعرفي كرده كه با ازدواج با يكي از دختران حكّام بومي، نسل حُكمرانان بعدي را بر جای گذارده است.
    اين شيعيان با مهاجرت به سواحل کشورهای شرق آفریقا دو اقدام انجام داده‌اند که اثر و بقایای آن پس از هزار سال هنوز به چشم می‌خورد:
    1. راه‌اندازی مبادلات تجاری و رونق بخشیدن به اقتصاد و آباد کردن شهرها و مراکز استقرار خود.
    2. کمک به گسترش اسلام در شرق آفریقا و ساختن مساجد و اماکن عمومی در زنگبار و مومباسا.
    «سلطان علي بن حسين» ابتدا در زنگبار و سپس در «كيلوا» در نزديكي «دارالسلام» استقرار ‌يافت و با سران محلّي رابطه حسنه‌اي برقرار كرد. وي دامنه فعاليت اقتصادي و تجاري خود را گسترش داده و دولت‌ـ‌شهرهاي مستقلي را در مناطقي نظير "ماليندي"، "مالو"، "زنگبار" و "آنژوان" بنيان ‌نهاد. اين دولت‌ـ‌شهرها هر كدام به صورت فدرال اداره مي‌شدند و در نحوه اداره امور داخلي خود اعّم از امور قضايي و قانونگذاري از استقلال كامل برخوردار بودند .
    پس از وي، بيش از دويست سال، ده‌ها نفر از اولاد و اعقاب وي عهده‌دار پادشاهي مي‌شوند امّا به دليل سودجويي و توطئه‌هاي سياسي داخلي و خارجي، طي قرن‌هاي سيزده و چهاردهم ميلادي، اين امپراطوري به سراشيبي سقوط كشيده مي‌شود .
    در اواخر قرن پانزدهم ميلادي ـ در زمان حكومت « فضيل بن سليمان» ـ «واسكودوگاما» دريانورد مشهور پرتغالي پس از كشف راه دريايي هند، وارد منطقه دريايي آفريقا شد و پس از جنگ‌ها و توطئه‌هايي، بساط حكومت زنج را برچيد. پرتغالي‌ها در اقدامي وحشيانه بسياري از عرب‌ها و ايرانيان ساكن را قتل عام نموده و پايه‌هاي قدرت خود را مستحكم كردند.
    در مجموع حاكميت شيعيان بر زنگبار و جزاير اطراف آن حدود پنج قرن به طول انجاميد و در طي اين مدّت دسته‌جات زيادي از عرب‌ها در زنگبار و مناطق ساحلي كشورهاي كنيا و تانزانياي امروزي سكونت يافتند؛ همچون اعراب "قبيله مزروعي" در «بندر مومباسا» در كنيا ؛ اعراب "قبيله باجوني" در «لامو» ؛ اعراب "قبيله حارث" در دو جزيرة اصلي زنگبار «اونگوجا» و «پمبا» ؛ و "قبيلة مولي" در جنوب شهر پمبا.
    مقابله نظامیان پرتغالی با رسوم بومیان و کشتار مردم سواحل شرق آفریقا همچون زنگبار و مومباسا سبب تشدید دامنه طغیان عمومی شده و اعراب ساکن، دست کمک به سوی پادشاهان عمانی دراز کردند. آنان سرانجام در سال 1698 میلادی استعمارگران پرتغالی را شکست داده و بر مناطقی از شرق آفریقا تسلط می‌یافتند.
    در اواسط قرن نوزدهم میلادی شرایط سیاسی و اجتماعی قاره آفریقا بر اثر رقابت‌های ناشی از کشورهای استعماری بریتانیا و فرانسه تغییر کرد و اندیشه استعمار منطقه شرق آفریقا تشدید گردید و از اواخر اين قرن نیروهای انگلیسی به بهانه مبارزه با برده‌داری بر بخش‌هایی از منطقه تسلط پیدا کردند.
    در این برهه از تاریخ، نسل شیرازی‌ها و بازماندگان آنها که منزوی شده بودند با حمایت از حرکت‌های ضد استعماری ساکنان زنگبار، با ائتلاف با بومیان زنگباری حزب "آفرو شیرازی"را تشکیل داده و در قرن بیستم بر علیه اعراب و استعمار انگلیس به فعالیت سیاسی پرداخته و در نهایت در به استقلال رسیدن جزیره زنگبار در 1963 میلادی مشارکت نمودند. اين حزب اكنون نيز به عنوان حزب حاکم، قدرت سیاسی در جمهوری فدرال زنگبار را بر عهده دارد.
    آثار تاریخی و اماکن برجای مانده از شيعيان در جزیره زنگبار
    1. مسجد کیزیمکازی (مسجد فاطمة الزهراء) : این مسجد يكي از قدیمی‌ترین مساجد داير موجود در زنگبار می‌باشد که در سال 1184 قمري ساخته شده است. بر کاشی‌کاری‌های باستاني اين مسجد، نام آن، فاطمة الزهراء (س) حک شده است. كتيبه موجود در این مسجد به خط کوفی بوده و امروزه همچنان به عنوان مسجدی محلی مورد استفاده نمازگزاران بومی قرار دارد. در حاشیه مسجد نيز قبرستانی قدیمی وجود دارد که از لحاظ باستان‌شناسی دارای اهمیت تاریخی است.
    2. حمام کیدیچی: در حومه شهر زنگبار دو حمام وجود دارد که در قرن دوازده هجری قمری پس از انتقال «شاهزاده شهرزاد بیگم قاجاري» به شكل معماری شيعي احداث گردیده، از مراکز مورد توجه گردشگران می‌باشد.
    3. حمام حمامني: اين حمام در منطقه باستانی شهر زنگبار وجود دارد و به وسيله دولت زنگبار به عنوان اثر ملی ثبت شده است. بازدید از بخش‌های مختلف این حمام بيننده مطّلع را به یاد حمام فین کاشان می‌اندازد. تابلویی كه بر ورودي این حمام نصب شده است معمار آن را فردی شيعه به نام «حاجی غلامحسین» معرفی مي‌كند. این حمام در سال‌های 1870 تا 1881 ميلادي مورد استفاده عمومی قرار داشت.
    4. حرم حاجتمندان: در شهر باستانی «باگامایو» مقبره‌ای وجود دارد که آفریقایی‌ها معتقدند متعلق به خانمی دارای فضیلت بوده است. مردم با مراجعه به آن و ریختن صدقه و روشن کردن شمع، حاجات خود را مي‌طلبند.
    به طور كلي، در شهرهاي باگامایو و کیلوا كه در حدود پانصد سال محل استقرار امپراطوری زنج بوده است ابنیه، مساجد و عمارت‌های متعددی از حکومت شیعيان وجود دارد که اينك به مخروبه تبدل شده‌اند. علاوه بر این آثار در سراسر مناطق شرق آفریقا، کشور تانزانیا، کنیا، مجمع‌الجزایر کومور و کشور موزامبیک ـ بويژه در زنگبار و مومباسا ـ نشانه‌هایی از حضور اين سلسله وجود دارد که باستان شناسان و مورخان اروپایی و بومی در کتاب‌ها و تألیفات خود به آنها اشاره نموده‌اند.
    5. اسناد مکتوب در موزه دارالسلام و زنگبار: در این موزه‌ها اسناد و نوشته‌هایی مربو ط به حضور كهن شيعيان و ایرانیان در زنگبار و برپایی تمدن سواحیلی به چشم می‌خورد.
    6. مسجد قدیمی حجت‌الاسلام : اين مسجد اصلی‌ترین مرکز تجمع شيعيان در زنگبار بوده است و روبروی حمام تاریخی ایرانی‌ها در بخش باستانی اين جزیره قرار دارد. در حال حاضر نيز نماز جمعه شيعيان در این مسجد برپا می‌گردد. در بخشی از این مسجد چندین دیگ قدیمی و بالابر سنتی وجود دارد که هنوز در اربعین هر سال، به وسيله آنها اقدام به پختن حلیم و غذا برای عزاداران می‌نمایند. تصاویری از علماء و امامان جماعت و چندین ضریح ساخته شده به یاد کربلا و نجف اشرف در این مسجد دیده می‌شود. بر دیواره‌هاي این مسجد، «آیه تطهیر» و احاديثی از پیامبر (ص) از جمله حدیث ثقلین به چشم می‌خورد.
    اقدامات كلبعلي خان
    «سپه‌سالار کلبعلی خان» سردار شيعه‌اي بود كه به استخدام «ماجد برغش» سلطان عمان در آمد و در سال 1870 میلادی به فرماندهی کل نیروهای نظامی عمان درجزیره زنگبار منصوب گردید.
    تبلیغ مذهب اهل‌بيت(ع)، گفتن شهادت ثالثه (اشهد أن علیا ولی الله) در اذان‌های یومیه، آباد کردن اراضی و حفر چاه از مهم‌ترین اقدامات کلبعلی خان در دوره ده ساله حکومت بر زنگبار بوده است. وجود محله قدیمی موسوم به "عجمو" و حفر چندین چاه که نام وی به عنوان "خان" در آن حک گردیده است از موارد بازمانده از وی در جزیره زنگبار می‌باشد.
    همچنين در موزه تاریخی قصر بیت العجایب چندین توپ قدیمی جنگی بچشم می خورد که به نظر می‌رسد در دورانی که خان فرمانده ارتش زنگبار بوده و در میان مردم به سپه‌سالار مشهور بود برای دفاع از زنگبار در برابر اشغال بیگانگان و رقابت‌های انگلیسي‌ها و آلماني‌ها وارد این جزیره شده است.
    امروزه نسل جدیدی از شيعيان در در تانزانیا و زنگبار زندگی می‌کنند كه مي‌توان آنان را به پنج دسته تقسيم كرد:
    1. شیعیان بومی آفریقایی‌تبار.
    2. شیعیان خوجه دوازده‌امامی (هندی).
    3. شيعيان بحرانی.
    4. بُحره‌ها (بُهره‌ها).
    5. فرقه آقاخانی.
    بحراني‌ها از نسل شیعیان عربی هستند که از ساليان دراز پيش از اين، از کشورهای حاشیه خلیج فارس و بحرین به زنگبار مهاجرت کرده بودند. آنان نيز دارای حسینیه و مراکزی بوده‌اند که امروزه در منطقه باستانی زنگبار به عنوان اثر تاریخی به چشم می‌خورد. بحراني‌ها نقش مهمی در ترویج فرهنگ اسلام و اهل‌بیت علیهم السلام از خود بر جای گذاشته‌اند.
    "بحره‌ها" یا "شيعيان شش‌امامی" نیز از دیگر فرقه‌هایی هستند که خود را شیعه به حساب آورده و دارای مسجد و مراکز تبلیغی در زنگبار می‌باشند؛ اما به دلیل فعالیت درون‌گروهی و عدم ارتباط با بومیان و دیگر مسلمانان، به صورت فرقه‌ای بسته عمل مي‌كنند و با برگزاری مراسم دینی و مذهبی و عزاداری برای امام حسین(ع) به زندگی مذهبي خود ادامه می‌دهند. مرکز اصلي آنها در کشور هند است.
    آقاخانی‌ها نيز از دیگر فرقه‌های منسوب به تشیع می‌باشند که متأسفانه داراي عقاید انحرافی و فاسد هستند. اين گروه را مي‌توان ساخته دست غرب و وابسته به روشنفکرنماها دانست كه اسلام را تنها در لفظ و گفتار پذیرفته‌اند .
    شيعيان بومي
    شیعیان تانزانیایی نيز پيرو مذهب اثنی‌عشری هستند. آنان تشکلی موسوم به "شیعیان بومی و تانزانیایی" را راه‌اندازی کرده‌اند كه از چهره‌های برجسته آن می‌توان به استاد فقید «سید اختر رضوی» مؤلف کتاب تشیع در شرق آفریقا و «استاد خطیب» اشاره كرد که در میان افراد شاخص تشکل‌های اسلامی آفريقا، جایگاه ممتازی دارند.
    خوجه‌ها (شيعيان هندی)
    پديده حایز اهمیت در میان فرقه‌های شیعی، "شیعیان خوجه دوازده‌امامی" هستند كه به دلیل ساختار تشکیلاتی منظم، دارای مراکز تبلیغی منسجم، مدارس، بیمارستان و هتل مخصوص به خود می‌باشند. "فدراسیون جهانی خوجه‌ها" با دفاتري در آفريقا و انگلستان امور سياسي اين شيعيان را اداره مي‌كند.
    برخی از مراکز و تشکل‌های وابسته به شیعیان خوجه عبارتست از:
    1. مرکز اسلامی ـ تبلیغی بلال ؛ که به تعليم و تربیت شیعیان بومی تانزانيا می‌پردازد.
    2. مدرسه و کالج المنتظر ؛ که به پرورش و آموزش فرزندان شیعیان هندی می‌پردازد. دراين كالج، آموزه‌های تشیع در كنار علوم روز تدريس می‌شود.
    3. مرکز اسلامی و تربیت معلم مهدی(عج) ؛ در منطقه "کیباها".
    4. شبکه تلویزیونی العترة و کتب و نشریات وابسته به آن.
    5. بيمارستان شیعیان خوجه ؛ که به ارایه خدمات به شیعیان و نيز بومیان آفریقایی می‌پردازد.
    6. هتل مخصوص شیعیان ؛ كه جهت استفاده خوجه‌هايي است که از دیگر کشورها به تانزانیا سفر می‌کنند.
    7. قبرستان مخصوص.
    8. مراکز و دفاتر خدماتی و تجاری همچون "ویپاس"، "والجیس"، "معصومین" و ...
    9. مدرسه خاتم الانبیاء(ص) در شهر "آروشا" واقع در شمال تانزانیا. اين مدرسه در دامنه قله کلیمانجارو، براي تعليم و تربيت کودکان قبیله وحشی «ماسایی» و آشنا کردن آنها با آرمان‌های اسلام و تشیع و آموزش علوم روز تأسيس شد و اينك به صورت مرکزی منطقه‌ای مورد توجه قرار دارد. «آقای مختار غلامحسین» مدیر این مدرسه اسلامی نيز مورد قبول دولت تانزانیا است و کودکان بومی ماسایی را با اجازه والدینشان ـ که افرادی خرافاتی و بی‌دین هستند ـ به صورت مداوم و شبانه‌روزی با تعالیم اسلام و تشیع آشنا می‌نمايد. در میان قبایل آفریقایی، قوم ماسایی به بی‌باکی شهرت داشته و مردم آن با دست خالی اقدام به شکار شیر می‌نمایند و از ذرت و دیگر گیاهان تغذیه می‌کنند.
    10. مسجد مرکزی خوجه‌ها در "دارالسلام" پايتخت تانزانيا.
    11. مساجد و مراكز متعدد در شهرهاي گوناگون تانزانيا و و جزیره زنگبار. خوجه‌هاي هندی‌تبار زنگبار که تحت مرکزیت شیعیان شرق آفریقا فعالیت می‌کنند دارای اماکن و مهمانخانه‌هاي وابسته به خود و نيز ده‌ها حسینیه و مسجد در سراسر جزیره زنگبار می‌باشند که در ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ اقدام به برگزاری مراسم نموده و نماز جمعه هر هفته نيز در مسجد مرکزی شیعیان اقامه می‌گردد.
    شیعیان خوجه در هر شهر و کشور با برگزاری انتخابات سالانه یا دوسالانه، ريیس و ارکان اجرایی و تبلیغی خود را انتخاب می‌کنند تا به عنوان رابط آنها با دولت و دیگر تشکل‌ها به انجام امور مربوط به شیعیان می‌پردازد.
    محرم در دارالسلام
    در ایام محرم و صفر هر سال، خیابان‌ها و مراکز اصلی دارالسلام پایتخت تانزانيا سیاه‌پوش مي‌شود. شیعیان خوجه از شب اول محرم با برپایی ماکت واقعه کربلا و سیر روزشمار دهه اول محرم و پخش روضه و مرثیه از معابر و مساجد و اماکن متعلق به خود، این ایام را گرامی می‌دارند.
    حضور پر شور در نماز جماعت‌های یومیه، عزاداری، سينه‌زني و سخنرانی وعاظ مشهور در شب‌های محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا، از باشکوه‌ترین مراسم شیعیان در درالسلام است. آنان در ایام تاسوعا و عاشورا از کسب و کار خودداری ورزيده، مراکز تجاری را تعطیل مي‌كنند.
    هر سال در شب عاشورا راهپیمایی بزرگي برگزار مي‌شود و شيعيان از مسجد قدیمی خود به سمت مسجد مرکزی سینه‌زنی و نوحه‌خوانی می‌کنند. جالب اينكه در بین دسته عزاداری، برخی از غيرمسلمانان، هندوها و غیرشیعیان حاضر شده و به نذر و نیاز می‌پردازند. در این راهپیمایی چندين هزار نفره، عزاداران با احترام به مقام و منزلت ابا عبداالله الحسین (ع) با حضور در محدوده و خیابان‌های اصلی شهر دارالسلام، و حمل پرچم‌های سیاه‌رنگ و روشن کردن شمع، شعائر مذهبي خود را در مقابل دیگر مذاهب و فرقه ها به نمایش می‌گذارند.
    مهم‌ترین کارهای انجام شده در ایام محرم عبارت است از:
    * حضور در مراسم سخنرانی و سینه‌زنی در مسجد مرکزی .
    * پوشیدن لبس سیاه و نصب پرچم عزا از منازل و اماکن شیعیان.
    * نشر کتاب‌های مذهبی و برپایی نمایشگاه محرم و روز شمار وقایع.
    * حضور فعال نوجوانان و جوانان در ایام محرم در مساجد و عزاداری‌ها.
    * دعوت از علماء و سخنرانان برجسته برای سخنرانی در دهه محرم.
    * اطعام به عزاداران و مستمندان.
    * تدارک برای برگزاری راهپیمایی شب عاشورا.
    * حضور گسترده زنان و دختران در عزاداری‌ها و محافل روضه‌خوانی زنانه.
    مراسم مشهور اربعین حسینی در زنگبار
    شيعيان جزيره زنگبار نيز همه‌ساله عزاداری سالار شهیدان(ع) را احیاء مي‌كنند. آنان در ایام محرم و صفر با حضور دسته‌جمعی در حسینیه‌ها و مسجد اصلی شیعیان زنگبار در محله "کیپوندا" و نيز با سیاه‌پوش کردن منازل و اماکن خود به عزاداری می‌پردازند.
    با توجه به پراکندگی شیعیان خوجه در سراسر شرق آفریقا و تانزانیا برای اینکه این مراسم عزاداری کم‌جمعیت برگزار نگردد، تمامي شیعیان در "روز اربعین" با حضور در جزیره زنگبار به صورت گسترده اقدام به عزاداری نموده و حتی ‌باعث حضور بومیان غيرشيعه در این مراسم می‌شوند. از نکات قابل توجه در مراسم اربعین حضور علماء و شخصیت‌های اهل‌سنت در این عزاداری است.
    این مراسم به اندازه‌ای برای شیعیان هندی دارای اهمیت است که در ایام اربعین هر سال، کلیه مسافرخانه‌های متعلق به شیعیان در زنگبار به مدت یک هفته براي عزاداران رزرو می‌گردد و فعالیت‌های این جزیره ـ‌ كه جاذبه‌اي گردشگری نيز به شمار مي‌رود ـ تحت الشعاع "مراسم اربعین" قرار می‌گیرد.
    شیعیان به مدت دو روز به صورت چرخشی با حضور در مساجد و حسینیه‌ها اقدام به سوگواری و سینه‌زنی می‌نمایند. پخش شربت و دادن اطعام به عزاداران و فقراء و ساکنان زنگبار ـ که "نیاز" نام دارد ـ بخش مهمي از اين مراسم عزاداری است.
    در یک کلام، مراسم دو روزه اربعین در زنگبار، مراسمی سنتی، بی‌بدیل، منحصر به فرد و ترکیبی از عزاداری ایرانی ـ هندی ـ آفریقایی است که در هیچ کجای دنیا مشاهده نمی‌شود.
    آمار
    از تعداد دقيق شيعيان تانزانيا و زنگبار، آمار صحيح و جديدي در دست نيست. مسجد قدیمی شیعیان و مقبره برخی از مبلغین و علماء، بعد از انقلاب 1964 ميلادي، به دست دولت انقلابی زنگبار مورد تخریب قرار گرفت و به علت محدودیت‌های ایجاد شده و کشتار شعیان خوجه در "مراسم اربعین سال 64" رفته‌رفته شیعیان هندی و ایرانی‌تبار از این جزیره کوچ کرده و به شهر دارالسلام يا دیگر کشورها مهاجرت کردند و شيعيان بومي باقي ماندند.
    برخی از افراد مسن منطقه، جمعیت کلی شیعیان زنگبار ـ پيش از انقلاب 64 ـ را در حدود پنجاه هزار نفر تخمین می‌زنند که با به راه انداختن دسته‌های عزاداری در اين جزيره، هر سال قدرت‌نمایی می‌کردند
    تشیع در آفریقا

  7. تشكرها 2


  8. #6
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تشیع در آفریقا










    تشیع در تونس

    جمهوري تونس کشوری است در شمال آفریقا با مساحت ۱۶۳،۶۱۰ کیلومتر مربع و جمعيتي بالغ بر 11 ميليون نفر. اين كشور بر کرانه دریای مدیترانه قرار دارد و از غرب با الجزایر و از شرق و جنوب با لیبی هم‌مرز است. پایتخت این کشور شهر "تونس" است. در سال 1881 فرانسه، تونس را مستعمره خود نمود. با آغاز جنگ جهانی دوم، ارتش آلمان برای تقویت پایگاه متحدین در شمال آفریقا، در تونس نیرو پیاده کرد. در سال ۱۹۴۳ نیروهای ارتش آلمان از تونس عقب‌نشینی کردند و تونس به کنترل متفقین درآمد. اين کشور طی پیمان پاریس که در سال ۱۹۵۶ میلادی امضاء شد، استقلال خود را به دست آورد. کشور تونس به 24 استان (يا ولایة) تقسيم شده و سه جزیره مهم نيز به نام‌هاي"زمبره"، "قرقنه" و "جربه" دارد.

    در دوران باستان، "رومی‌ها" در تونس حضور داشتند و پس از اسلام نيز "خراسانی‌ها" و "ترک‌ها" در اين سرزمين دولت و حاكميت يافتند.
    اما حضور تشيع در اين كشور به همان قرن اول ظهور اسلام برمي‌گردد؛ حتي قبل از زماني كه دولت ادارسه (ادریسی‌ها) در قرن دوم هجری در مراكش و حکومت فاطمیون در مصر و تونس ايجاد شد.
    ساكنان اصلي تونس "بربرها" بودند كه از مواليان اهل‌بيت(ع) به شمار مي‌رفتند. شدت اين ولاء به حدي بود كه پس از واقعه جانسوز كربلا، يكي از قيام‌هاي خونخواهي،‌ به وسيله آنان و در تونس فعلي رخ داد. بني‌اميه نيز مشابه آنچه در "قتل‌عام حرّه" در مدينه منوره انجام داده بود را در تونس اعمال كرد.
    نخستين خليفه فاطمي «عبيدالله المهدي» نام داشت كه خود را از نسل «محمد بن اسماعيل بن جعفر الصادق(ع)» و از ذريه حضرت فاطمه(س) معرفي كرد. وي در سال 103 با تصرف «اسكندريه» نيت خود را براي فتح مصر آشكار ساخت و سلسله فاطميان را در سال 803 در تونس تشكيل داد كه دامنه آن پس ازمدتي به مصر كشانده شد.
    در دوران جديد، فرانسه اين كشور را به استعمار كشيد تا سال 1956 كه این کشور داراي استقلال گرديد.
    بعد از استقلال، سیاست "حذف كامل دین اسلام از نظام دولتی و زندگی مردم تونس" دنبال شد. اين سياست ـ به موازات اقدامات «آتاتورک» و «پهلوي اول» در تركيه و ايران ـ به دست «حبیب بورقیبه» در تونس اجرايي گرديد. اما از سال 1987كه « بن علي» قدرت را در دست گرفت، دريافت كه سیاست زور برای حذف دین، قابل پیگیری نیست ؛ لذا مي‌كوشد تا جایی که ضرر ندارد فعالیت دینی ـ اسلامی را آزاد بگذارد كه نمونه آن توجه جديد به "دانشگاه زیتونه" است كه نماد اسلامی كشور تونس به شمار مي‌آيد. همچنين راه اندازی رادیو قرآن، توجه به مراکز قرآنی در حد حفظ و قرائت، و نيز تقید شخصي خود او به ظواهر شرع.
    سیاست حاكمان تونس در طول تاریخ این بود كه جز مذهب مالکی، مذهب دیگری رواج پیدا نکند؛ لذا مذهب بيشتر مردم تونس "مالکی" است. مذاهب "تشيع"، "حنفی" و "اباضی" ـ يعني نحله‌اي از خوارج ـ نيز در این کشور زندگي مي‌كنند.
    نتيجه اقدامات لائيك حكومت‌ها در تاريخ اين كشور، اين بوده است كه برخي از مسلمان آن ـ عليرغم آنكه بسیار علاقمند به دین و قرآن هستند اما ـ نگاهشان نسبت به دین نگاهي سکولار باشد و مثلا "حجاب" را جزء مسلمات دین ندانند و بی‌حجاب بودن برايشان طبيعي جلوه كند. اما اكنون جرياني ايجاد شده است كه به دنبال زنده کردن تراث تاريخي است و مي‌خواهد از لحاظ علمی بداند كه مثلا فاطمیون که بودند و چه کردند و چه دستاوردهايی داشتند.
    مانند تمامي كشورهاي آفريقا، در تونس نيز سه نوع شيعه وجود دارد:
    1. شيعيان كهن.
    2. نو شيعه‌ها (مستبصرين).
    3. اهل‌سنت دوستدار اهل‌بيت (ع).
    از آنجا كه اكثريت مسلمانان تونس به لحاظ "عقيده"، بشدت علاقمند به اهل‌بيت(ع) هستند و از لحاظ "عمل" نيز پيرو مذهب مالك بن انس ـ كه ‌ نزديك‌ترين مذهب فقهي سني به تشيع محسوب مي‌شودـ مي‌باشند، مي‌توان بسياري از مردم تونس را شيعياني دانست كه از تشيع خود بي‌اطلاع هستند!
    يكي از نشانه‌هاي اين تشيع، مراسم ماه محرم است كه به اشكال گوناگون در تونس و ديگر كشورهای آفريقايی وجود دارد و از ارزش خاصی برخوردار است. در تونس از زمان تسلط فاطميان بر اين كشور، مذهب تشيع و سنت‌های آن از جمله مراسم سوگواری ايام عاشورا جزء آيين‌های ‌اجتماعی مردم قرار گرفت؛ به طوريكه عاشورا تا چندی قبل جزء تعطيلات رسمی اين كشور بود.
    مردم تونس در ایام محرم از هرگونه مراسم شادی مانند جشن عروسی و ختنه‌كنان خودداری می‌كنند. آنها حتي در عزاداري‌هايشان در اين ماه، از خوردن غذاهای رنگين اجتناب‌ می‌كنند و صبح عاشورا نيز به قبرستان‌ها و مزار اموات سرمی‌زنندو معتقدند كه همه ارواح در روز عاشورا كنار قبر خود حضور پیدا می‌كنند و منتظر دیدار بستگان زنده خود هستند.
    مردم تونس شب عاشورا با آتش زدن علف‌های خشك و شعله‌ور كردن آنها كه به «اجیجه» شهرت دارد، گلوله‌هایی شلیك می‌كنند و بر این اعتقادند كه این عمل موجب شادمانی اطفال كربلا می‌شود. اين سنت، شبيه به شمع‌روشن كردن شيعيان ايران در شام غريبان است كه نوعي همدردي با اطفال امام حسين(ع) محسوب مي‌گردد.
    اما ـ گذشته از ريشه‌هاي عميق تشيع در شمال آفريقا ـ گروه دوم شيعيان تونس (يعني مستبصران و نوشيعه‌ها) اكنون خود را به دو گروه تقسيم مي‌كنند: "شیعیان مذهبی" و "شیعیان سیاسی".
    منظور از شیعیان سیاسی کسانی هستند که جریانات سیاسی آنها را به مذهب شیعه متمايل كرده است.
    شیعیان مذهبی نيز کسانی هستند که با مطالعه و تحقیق به مذهب شیعه گرویده‌اند.
    شیعیان تونس بيشتر در جنوب این کشور و مناطقي مانند "قفصه"، "قابس"، "سوسه"، "مهديه" و نيز شهر "تونس" پايتخت اين كشور زندگي مي‌كنند و به تبع رویکردهاي مختلفی كه دارند گاه افراط و تفریط نيز در بين آنان به چشم مي‌خورد؛ اما به شكل كلي، شیعیان تونس، ذهنیتي ساده و بدون غل و غش در ارتباط با اين مذهب دارند و برخي مسائل اختلاف‌برانگیز که بین نخبگان تشيع در كشورهاي اصلي شيعه وجود دارد در اين كشور مطرح نيست.
    وجود مستبصر مشهور «دكتر سيد محمد تيجاني سماوي» كه از اهالي شهر "قفصه" يكي از شهرهاي جنوبي كشور تونس است نيز علت گرايش بسياري از تونسي‌ها ـ چه در داخل اين كشور و چه در اروپا ـ به مذهب اهل‌بيت(ع) شده است.
    در جولاي سال گذشته(7002) هفته‌نامه الوطن تونس ـ كه گفته مي‌شود "گرايش بعثي" دارد ـ با چاپ مقاله‏اي با عنوان چگونه شيعه شدند و... چرا؟ ضمن چاپ عكس نه نفر از شيعيان تونس مانند «تيجاني» و «مبارك بغداش» ، به مسائلي مانند تعريف شيعه، كيفيت انتشار تشيع در تونس، مشكلات شيعيان تونس و ازدواج موقت، پرداخت و تلاش نمود بين مسلمانان تونس فتنه‌انگيزي كند. اين نشريه سپس خواهان اظهار نظر مردم در ارتباط با تشيع از طريق ايميل شد؛ كه به لطف خدا اينگونه توطئه‌ها نيز به شناخت بيشتر مردم و در نتيجه گسترش اين مذهب خواهد انجاميد.
    یکی از نگرانی‌های شيعيان تونسی، فرزندان آنها و باصطلاح "نسل جديد" است. اين نگراني با وجود دو تهاجم فرهنگي كه از سوي "غرب" و "وهابيت" عليه اسلام اصيل آغاز شده است جدي‌تر نيز به نظر مي‌رسد.
    تشیع در آفریقا

  9. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •