ماجراي اعدام رئيس دادگاه شهيد نواب صفوي و يارانش سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ماجراي اعدام رئيس دادگاه شهيد نواب صفوي و يارانش
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    kabotar. ماجراي اعدام رئيس دادگاه شهيد نواب صفوي و يارانش








    نويد شاهد:اسدالله صفا، از مبارزين قبل از انقلاب مي گويد: «يادم هست كه در زندان قصر بودم كه يك روز جواني با كت و شلوار سرمه اي آمد دم زندان و گفت كه با آقا صفا كار دارم.
    من رفتم و پرسيدم چه كار دارد، گفت: «فردي به اسم محمدتقي مجيدي هست كه هر چه گشتيم او را پيدا نكرديم و دكتر خورشيدي در مسجد لرزاده، مرا به اينجا فرستاده، من داماد او هستم و دنبالش مي گردم.» ...


    اسدالله صفا، از مبارزين قبل از انقلاب مي گويد: «يادم هست كه در زندان قصر بودم كه يك روز جواني با كت و شلوار سرمه اي آمد دم زندان و گفت كه با آقا صفا كار دارم.
    من رفتم و پرسيدم چه كار دارد، گفت: «فردي به اسم محمدتقي مجيدي هست كه هر چه گشتيم او را پيدا نكرديم و دكتر خورشيدي در مسجد لرزاده، مرا به اينجا فرستاده، من داماد او هستم و دنبالش مي گردم.» شوهر خواهر من، ناصر زرباف، از فدائيان اسلام بود.
    خواهرم به من گفت: «چند وقت است كه آقاي زرباف دنبال تو مي گرده تا بهت بگه كه مجيدي زنداني توئه و مواظب باش فرار نكنه.» من رفتم و پرس و جو كردم و ديدم عاقل مردي است و خود اوست. به سراغ آقاي خلخالي رفتم و گفتم: «آقا! چه نشستيدكه قاتل مرحوم نواب رو گرفته اند.» مرحوم خلخالي گفت:
    «برو سريع زمينه ي محاكمه او را فراهم كن.» تيمسار مجيدي را آورديم و او اظهار كرد كه خسته است و حالش خوب نيست و محاكمه به فردا افتاد.
    من فدائيان اسلام قديمي را خبر كردم و بعضي ها آمدند، از جمله برادر زن آقاي عبدالحسين واحدي به نام احمد عباسي تهراني كه با نواب محاكمه شد و ده سال حبس كشيد.
    در دادگاه، مرحوم خلخالي از مجيدي پرسيد: «شما از قضاوت چه اطلاعي داشتيد كه حكم اعدام آنها رو داديد؟» مجيدي گفت: «من قضاوت نمي دونستم، ولي مي دونستم كه نواب و يارانش؛ همه كافر هستند.» مرحوم خلخالي پرسيد:
    «دليلي هم براي كافر بودن آنها داري؟» گفت: «بله! آيه الله بروجردي كه من مقلد او بودم، از آنها دفاع نمي كرد.»
    مرحوم آذري قمي كه در دادگاه حضور داشت و بسيار مورد احترام امام و زنداني كشيده ها و تبعيد كشيده هاي رژيم بود، اشك توي چشمش جمع شد و گفت: «والله موقعي كه حكم اعدام نواب رو داديد، آقاي بروجردي مرا خواست و نامه اي نوشت براي سيدالعراقين كه با دربار در تماس بود.
    پيرمردي به نام قائم مقام رفيع در تهران بود كه چشم چپ و راست اعلي حضرت بود و به خانه آيت الله هم مي آمد.
    آقاي بروجردي در نامه نوشته بودند كه دستت را به خون اين بچه سيدها آلوده نكن و نامه را دادند به سيدالعراقين كه بدهد به او. ظاهرا شاه و خانواده اش براي اسكي به آبعلي رفته بودند و نامه به دست او نمي رسد و فدائيان اسلام به شهادت مي رسند.



    ماجراي اعدام رئيس دادگاه شهيد نواب صفوي و يارانش

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •