سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: کوچک ترین اهدا کننده عضو کشور + عکس

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin کوچک ترین اهدا کننده عضو کشور + عکس

    به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ملیت، پس از یک حادثه ناگوار که منجر به مرگ مادری جوان و قطع امید برای ادامه حیات فرزندی نونهال شد، خانواده داغدار با حرکتی انسان دوستانه درخواست اهدای اعضای نوزاد 18 ماهه را کردند.

    اکبر بابایی، پدر داغدار وقتی دید دلبند 18 ماهه‌اش حوصله تلخی دنیا را ندارد و عطای آن را به لقایش بخشیده، رضایت داد، بخشی از وجود عزیزش ققنوس وار مایه زندگی دیگران شود و جان بیماری را نجات دهد. حالا روح معصوم ابوالفضل این کودک خردسال چون خنده‌ای برلب غمدیده‌ای نشست و شکفت.

    حادثه برای پدر که همسر و فرزندش هر دو را بر اثر سانحه گازگرفتگی از دست داد، تلخ و جانکاه بود، اما شدت اندوه از بزرگی روح او هیچ کم نکرد و از آه دردی چنین عظیم، حیاتی دوباره رویید و زمستان کومه‌ای بهار شد.



    ابوالفضل 18 ماه بیشتر نداشت که بر اثر گازگرفتگی در آغوش مادرش در این حادثه دردناک آرام گرفت. مادر قبل از او درگذشت تا داغدار فرزندش نباشد. حالا شاید کودک همچنان به مادرش لبخند می‌زند و مادر از بزرگی روح چنین فرزندی به خود می‌بالد. آری در خردینه‌سالی هم می‌توان بزرگ بود!


    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شب حادثه

    پدر شب هنگام، وقتی از کار روزانه به خانه آمد، برای رفع خستگی استحمام می‌کند، سپس در خانه نگاهش به همسر و فرزندش که بی هوش روی زمین افتاده اند می افتد قبل از هر واکنشی خود نیز در شدت گاز گرفتگی خانه بیهوش می شود، صبح وقتی به هوش می‌آید، سایه مرگ را در خانه می‌بیند. او در سکوت صبح خانه همسر و فرزندش را درحالی یافت که بی‌جان بر زمین افتاده‌اند. مضطرب کمک می‌خواهد و با آمدن اورژانسی با امکانات کم آنها را به بیمارستان منتقل می‌کنند. مادر گویی فهمیده باشد که تاب و تحمل جان دادن کودک را ندارد، زودتر خود را از زندان تن رهانید و رفت. پیکر نیمه جان کودک را که تشنج کرده بود، به بیمارستان رساندند، به این امید که دوباره صدای خنده‌اش در خانه خواهد پیچید.

    پدر را به بیمارستان بوعلی منتقل کردند و نوزاد را به بیمارستان امام حسین، این بیمارستان نیز به علت کمبود تجهیزات و امکانات لازم با مشکل درمان روبرو بود و خانواده داغدار ناچار به جستجو و کنکاش برای پیدا کردن بیمارستانی که تجهیزات لازم از جمله بخش DICU داشته باشد پرداختند، بستگان فرو ریخته و کار لحظه لحظه دشوارتر می‌شد. پس از جستجوی فراوان اعلام شد که بیمارستان کسری دارای تجهیزات لازم برای پذیرش بیماری با این شرایط است، بستگان که در ذوق و امید به نجات این نوزاد تلاش می کردند سراسیمه به این بیمارستان مراجعه کرند که با نامهرابی پزشکی مواجه شدند که با پذیرش این نوزاد موافقت نکرد، امامی اظهار کرد: بخش مورد نیاز در این بیمارستان وجود دارد اما به دلیل عدم امکان حضور پرستار برای این بیمار از پذیرش آن معذوریم!!!

    پدر چون آتشفشانی غرید اما تحویل گیرندگان پیکر بی‌جان ابوالفضل شاید پدر نبودند که بدانند، چه می‌کشد یا برای برخی از آنها که روزانه با دو سه جین مرده زندگی می‌کنند، این کودک هجده ماهه فرقی با بقیه نداشت. تنها از نگاه پدر بود که شراره می‌بارید و قهر فرو می‌ریخت.

    بستگان که هنوز امید به بازگشت به زندگی ابولفضل داشتند از هر تلاشی دریغ نکردند تا با موافقت یکی دیگر از پزشکان بیمارستان کسری (دکتر قاضی) توانستند با بستری وی روزنه امیدی هر چند کوتاه به ادامه حیات ابولفضل داشته باشند.

    پدر از لطف حق ناامید نبود و به لطف خلق امیدوار که اولی یاورش شد و او را عزتمند کرد و دومی دریغ که تلخکامیش را رقم زد چندانکه می‌گوید تا تاریخ هست و او هست، سهل انگاری آنان را نخواهد بخشید. و اینگونه بود که خردسال دلبندش دامن پدر رها کرد و در بغل مادر آرام گرفت.

    اما اکبر بابایی لطف خداوند را مایه آرامش خود دانست و در همان شرایط روحی تصمیم گرفت با همکاری بیمارستان مسیح دانشوری برنامه اهدای عضو فرزند خردسالش به کودکان نیازمند انجام شود.

    حالا ابوالفضل حتی با رفتنش ردی سبز بر سراچه زندگی باقی گذاشت تا انسانیت و انصاف میان بزرگترها گل کند و بهار مهربانی جوانه بزند.



    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خیلی تلخ و دردناک بود خدا به خانواده اش صبر بده واقعا خیلی سخته از دست دادن گلی به این لطافت و زیبایی و شیرین زبانی و ....

  5. تشكرها 7

    *آیه های انتظار* (15-11-1391), مدير اجرايي (04-11-1391), نرگس منتظر (04-11-1391), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (04-11-1391), حیران (04-11-1391), رهرو سراج دل (04-11-1391), عطیه سادات (05-11-1391)

  6. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    با سلام
    بله خیلی درد ناکه
    منم وقتی عکس این طفل معصوم رو دیدم قلبم از شدت ناراحتی بدرد اومد

    برای پدر چقدر سخته تحمل داغ از رفتن دو عزیز
    خدا صبر عنایت کنه به این پدر
    امضاء

  7. تشكرها 5


  8. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط نرگس منتظر نمایش پست ها
    به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ملیت، پس از یک حادثه ناگوار که منجر به مرگ مادری جوان و قطع امید برای ادامه حیات فرزندی نونهال شد، خانواده داغدار با حرکتی انسان دوستانه درخواست اهدای اعضای نوزاد 18 ماهه را کردند.

    اکبر بابایی، پدر داغدار وقتی دید دلبند 18 ماهه‌اش حوصله تلخی دنیا را ندارد و عطای آن را به لقایش بخشیده، رضایت داد، بخشی از وجود عزیزش ققنوس وار مایه زندگی دیگران شود و جان بیماری را نجات دهد. حالا روح معصوم ابوالفضل این کودک خردسال چون خنده‌ای برلب غمدیده‌ای نشست و شکفت.

    حادثه برای پدر که همسر و فرزندش هر دو را بر اثر سانحه گازگرفتگی از دست داد، تلخ و جانکاه بود، اما شدت اندوه از بزرگی روح او هیچ کم نکرد و از آه دردی چنین عظیم، حیاتی دوباره رویید و زمستان کومه‌ای بهار شد.



    ابوالفضل 18 ماه بیشتر نداشت که بر اثر گازگرفتگی در آغوش مادرش در این حادثه دردناک آرام گرفت. مادر قبل از او درگذشت تا داغدار فرزندش نباشد. حالا شاید کودک همچنان به مادرش لبخند می‌زند و مادر از بزرگی روح چنین فرزندی به خود می‌بالد. آری در خردینه‌سالی هم می‌توان بزرگ بود!




    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  9. تشكرها 7

    *آیه های انتظار* (15-11-1391), مدير اجرايي (04-11-1391), نرگس منتظر (04-11-1391), کنیز فاطمه(سلام الله علیها) (04-11-1391), رهرو سراج دل (04-11-1391), سالک (04-11-1391), عطیه سادات (05-11-1391)

  10. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    « هو الباقی »
    و لنبلونكم بشي‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال

    و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين(155)

    الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون (156)

    اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون (157)



    قطعا همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و

    جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم;

    و بشارت ده به استقامت‏كنندگان! (155)

    آنها كه هر گاه مصيبتى

    به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند:

    «ما از آن خدائيم; و به سوى او بازمى‏گرديم!» (156)

    اينها، همانها هستند كه

    الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده;

    و آنها هستند هدايت‏يافتگان! (157)



    مبادا که حقیقت وجودی خود را به دست فراموشی سپرده باشیم .
    روزمرگی ها ما را غافل کرده باشد از این که
    به یاد بیاوریم دلیل زنده بودن و زندگی کردنمان را .


    شادی روحشان صلوات



    امضاء

  11. تشكرها 7

    *آیه های انتظار* (15-11-1391), مدير اجرايي (04-11-1391), نرگس منتظر (04-11-1391), حیران (04-11-1391), رهرو سراج دل (04-11-1391), سالک (04-11-1391), عطیه سادات (05-11-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی