وقتی دوربین عراقی‌ها باعث شهرت‌مان شد سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
وقتی دوربین عراقی‌ها باعث شهرت‌مان شد
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,945      تشکر : 41,292
    48,489 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض وقتی دوربین عراقی‌ها باعث شهرت‌مان شد






    وقتی دوربین عراقی‌ها باعث شهرت‌مان شد

    یکی از آزادگان در خاطرات خود گفت: مرا نشاندند برای فیلمبرداری و مصاحبه. من ضمن معرفی خودم و چند تا از دوستانم و دادن یک شماره تلفن، از روی صندلی بلند شدم. دوربین، همینطور به طور خودکار، کار خودش را می‌کرد.
    به گزارش فارس ، دوران اسارت نماد سختی و مرارت های شدید زندگی است که دراین میان افرادی با تحمل سختی های جسمی و روحی اسوه صبر و شکیبایی شده اند.

    زندگی همه ما در اردوگاه، با گرسنگی و عطش و کتک می‌گذشت. با این حال، مقاومت بچه‌ها - این فرزندان غیور ایرانی - روز به روز بیشتر می‌شد؛ به طوری که در اولین ماه مبارک رمضان با وجود همه کمبودهای غذایی و آبی، همه بچه‌ها روزه گرفتند.سحرها، بدون سحری خوردن نیت می‌کردند و روزه‌ام‌ راگرفتند.

    طاعات ماه مبارک رمضان را به جا می‌آوردند. غیر از ماه مبارک، ایام سوگواری و میلاد و اعیاد را هم برگزار می‌کردیم؛ در ایام ماه محرم، عراقی‌ها سختگیری بیشتری می‌کردند. مانع سینه زدن می‌شدند و اگر می‌فهمیدند کسی سینه می‌زند و یا قصد برپایی سینه‌زنی و عزاداری را دارد، او را به شدت شکنجه می‌دادند و گاهی هم زندانیش می‌کردند؛ اما با تمام این آزار و اذیتها، بچه‌ها کارخودشان را می‌کردند و مراسم برگزار می‌شد.

    یک روز در قسمت 2 اردوگاه، بچه‌ها شورش کردند و سرباز‌های عراقی را کتک زدند. بعد از آن، عراقی‌ها تعداد زیادی از بچه ها را به طور مرتب به کابل کشیدند و تعدادی را هم به اردوگاه‌های دیگر تبعید کردند. یکی از روزها چند فیلمبردار و خبرنگار از رادیو و تلویزیون عراق به اردوگاه آمدند و اعلام کردند که هر کس مایل است پیامی به خانواده‌اش از طریق رادیو و تلویزیون برساند، به دفتر اردوگاه مراجعه کند.

    کسی از بچه‌ها نرفت. عراقی‌ها وقتی با عدم مراجعه بچه‌ها روبه‌رو شدند، دست به زور شدند و من از کسانی بودم که به زور برای مصاحبه برده شدم. در آنجا، گزارشگرها به من گفتند: «باید در مورد تظاهرات مکه که منجر به شهادت حاجی‌ها شد و رد کردن قعطنامه 598 توسط دولت ایران صحبت کنی.»

    گفتم : «من سواد ندارم و نمی‌توانم در سیاست دخالت کنم.»

    آنها وقتی حرف مرا شندیند، نگاهی به من کردند و یکی از آنها گفت: «بسیار خوب! 20 الی 30 دقیقه وقت داری. می‌توانی در مورد همه چیز حرف بزنی ...!»

    من دوباره گفتم: «عرض کردم بنده بی‌سوادم. من نمی‌توانم خودم را معرفی کنم، چه برسد به این که صحبتی بکنم!»

    خلاصه مرا نشاندند برای فیلمبرداری و مصاحبه. من ضمن معرفی خودم و چند تا از دوستانم و دادن یک شماره تلفن، از روی صندلی بلند شدم. دوربین، همین طور به طور خودکار، کار خودش را می‌کرد.

    در همین موقع یک درجه‌دار عراقی، اسم مرا یادداشت و بعد با یک مشت و لگد از اتاق بیرون کرد. البته بعد از مدت کمی، آن درجه‌دار عراقی عوض شد و همه چیز از یاد رفت. ایام اسارت همراه با تلخی بود؛ اما بچه‌ها با توکل و صبر، سعی در گذراندن آن داشتند.

    در اوقات فراغت، بچه‌ها با درس دادن، حفظ کردن قرآن و مراسم مختلف خود را مشغول می‌کردند. اسرا واقعا از خود رشادت به خرج می‌دادند و نقشه دشمنان را که قصد تضعیف روحیه آنها را داشتند، نقش بر آب می‌کردند.

    اغلب بی‌سوادها، توسط باسوادها، سواددار شدند و بیشتر بچه‌ها، قرآن را چندبار دوره کردند و خیلی از آنها زبانهای خارجی را هم یاد گرفتند و من - خودم - زبان انگلیسی را در دوران اسارت یاد گرفتم. تازه شروع به فراگیری زبان ایتالیایی کرده بودم که دوران مشقت‌بار اسارت.



    وقتی دوربین عراقی‌ها باعث شهرت‌مان شد

  2. تشكر

    مدير اجرايي (04-11-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •