سیره اجتماعی -حکومت و سیاست رسول اکرم (ص) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سیره اجتماعی -حکومت و سیاست رسول اکرم (ص)
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 24 , از مجموع 24
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض












    ميزان ارزش انسانها به رنگ و حسب و نسبشان نيست . رسول خدا (ص) با شدت اين گونه ارزش گذاريها را رد كرد . حتى دانش نسب شناسى را، اگر بنابراين باشد كه وسيله تفاخر و برترى جوييهاى دروغين گردد، بى فايده اعلام كرد.


    زمانى آن حضرت متوجه شد كه مردم گرد فردى تجمع كرده‏ اند و او را بسيار تكريم مى كنند . حضرت پرسيد:

    اين مرد كيست و چه كاره است ؟ گفتند:

    «علامه» يعنى اين فرد علامه و بسيار دانشمند است . پيامبر فرمود:

    دانش بسيار او در چيست ؟ پاسخ دادند كه او آگاه‏ترين مردم به انساب عرب است . او بهترين نسب ‏شناس است . در اين زمان ، پيامبر دانش نسب شناسى را از اين جهت كه مردمان را به برتريهاى قومى و قبيلگى و نژادى مى كشاند و نه از جهت شناختى كه براى دانشهاى ديگر ايجاد مى‏كند، دانشى بى ‏سود و نتيجه حقيقى اعلام داشت و فرمود:

    «ذاك علم لا يضر من جهله و لا ينفع من علمه.» 49
    (اين دانشى است كه چون كسى نداند زيانى نبرد و چون بداند سودى نبرد.)


    ارزش انسانها به اين نيست كه چه رنگى دارند و از كدام قوم و خانواده‏اند . ارزش انسانها به شرافتهاى حقيقى است كه فرمود:


    «اشراف امتى من حملة القرآن و اصحاب الليل.» 50
    بزرگان امت من حاملان قرآن و ياران شبند.







    سیره اجتماعی -حکومت و سیاست رسول اکرم (ص)


  2. #22
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    برجستگان و بزرگان در نظر پيامبر، حاملان قرآنند، آنان كه اخلاقشان قرآن است و كتاب الهى در آن جلوه دارد . آنان كه همدم شبند و اهل خلوت و انس با حق. ميزان ارزش و برترى چنين امورى است . ميزان ارزش ، دانشهاى حقيقى وكردار صالح و تقواى الهى است .

    ملاك بزرگ شمردن و كرامت كردن اينهاست . امير مؤمنان (ع) در برخورد با افراد، ملاك بزرگ شمردن آنان را معرفت و حقيقتشان معرفى فرموده است :


    «لا تستعظمن احداً حتى تستكشف معرفته.» 51
    هيچكس را بزرگ مشمار تا ميزان معرفت او بر تو آشكار شود.



    در منطق نبوى، ميزان ارزش ، علم حقيقى است چنانكه حضرت صادق (ع) از جد گراميشان رسول خدا (ص) نقل كرده ‏اند كه آن حضرت فرمود:

    «أكثر الناس قيمة اكثرهم علما و اقل الناس قيمة اقلهم علماً.» 52
    با ارزشترين مردم دانشمندترين آنها و بى ارزشترين مردم كم دانش‏ترين آنها هستند.


    بنابراين، قدر و قيمت و ارزش انسانها، به ملاكهاى ظاهرى نيست ، بلكه به ملاكهاى حقيقى و باطنى است كه ظهور و جلوه نيز دارد . ميزان : علم و تقواست و به بيان امام امت (ره):



    «ارزش در لسان انبيا و در لسان اولياى خدا و در رأس آنها قرآن كريم و رسول اكرم (ص) ارزش به علم و تقواست . ميزان ارزش ، اين دو خاصه است ؛ علم و تقوا توأماً . علم تنها ارزش ندارد، يا ضعيف است ارزشش . تقواى تنها ارزش ندارد يا ضعيف است ارزشش .» 53





    سیره اجتماعی -حکومت و سیاست رسول اکرم (ص)


  3. #23
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض













    آنان كه اهل تقواى دليل، بصيرت ، مصونيت و ستيز هستند و نه تقواى فريب ، جهالت ، محدوديت و گريز ، برترين انسانها و والاترين مردمانند . همان طور كه رسول خدا (ص) فرمود:

    «المتقون سادة» 54
    (پرهيزگاران سرورانند) و آن گاه كه زيدبن صوحان عبدى از امير مؤمنان (ع) پرسيد:

    «فاى الناس خير عندالله ؟»
    (كدام يك از مردمان نزد خداوند بهتر و ارجمندترند؟) فرمود:

    «اخوفهم له و اعملهم بالتقوى و ازهدهم فى الدنيا.» 55
    (خدا ترس‏ترين و با تقواترين و زاهدترينشان در دنيا.)

    براساس همين نظام ارزش گذارى بود كه حقيقت انسانها ارزش يافت و آنان كه واجد اين ارزشها بودند، به عنوان والاترين انسانها معرفى شدند پيامبر اكرم (ص) سلمان را به سبب ارزشهاى او ، از خود و از خاندان خود خواند . در جنگ خندق هنگام تقسيم نفرات ، مهاجر و انصار درباره سلمان به مشاجره پرداختند و هر كدام مى‏گفتند سلمان از ماست و بايد همكار ما باشد.

    پيامبر اعلام كرد كه سلمان از ما اهل بيت است :


    «سلمان منا اهل البيت.» 56
    با درك اين حقيقت است كه انسانها رو به سوى ملكوت مى كنند و شأن بهشتى مى ‏يابند، چنانكه مفضل از امام صادق (ع) نقل كرده است :

    «قال الله عزوجل :

    افترضت على عبادى عشرة فرائض اذا عوفوها امكنتهم ملكوتى و ابحتهم جنانى . اولها معرفتى ... و العاشرة ان يكون هوو اخوه فى الدين والدنيا شرعاً سواء.» 57.


    خداى عزوجل فرموده است :

    بر بندگانم ده فريضه را واجب كرده ‏ام كه چون بدانها معرفت يابند ملكوتم برايشان فراهم و بهشتم خالص شود. نخستين آنها معرفت من است ... و دهم اينكه در دين و دنيا با برادر خود يكسان و مساوى باشند.





    سیره اجتماعی -حکومت و سیاست رسول اکرم (ص)


  4. #24
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    پى نوشتها:


    1- كليات اقبال لاهورى، ص 73.
    2- تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 100؛ و نيز ر.ك: من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 379؛ البيان و التعريف، ج 2، ص 14؛ مسند الشهاب، ج 1، ص 145 ؛ صفة الصفوة، ج 1، ص 204؛ تحف العقول، ص 274.
    3- باقر شريف القرشى، النظام السياسى فى الاسلام، دارالتعارف للمطبوعات، بيروت، 1402 ق. ص 202.
    4- بحارالانوار، طبع كمپانى، ج 17، ص 101.
    5- باقر شريف القرشى، العمل و حقوق العامل فى الاسلام، الطبعة الرابعة، دارالتعارف للمطبوعات، بيروت. 1399 ق. ص 273.
    6- «هر موجودى به اصل محكم «التجلى لا يتكرر» در وجود خود منفرد و متفرد است و او را ثانى نيست. و به عبارت ديگر، هر شى‏ء مظهر اسم شريف يا من ليس كمثله شى‏ء است، و اين مظهريت را مراتب است. هر حرفى از حروف كتاب آفاقى و انفسى ناطق است كه من موجودى واحد و بى شريكم، چگونه موجد مرا شريك باشد» حسن حسن زاده آملى، رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم، چاپ اول، انتشارات فجر، 1362 ش. ص 24.
    7- قرآن، نوح /14.
    8- قرآن، زخرف /32.
    9- الميزان فى تفسير القرآن، ج 11، صص 60- 61.
    10- قرآن، حجرات /13.
    11- الميزان فى تفسير القرآن، ج 18، صص 326 - 327.
    12- الجامع لاحكام القرآن، ج 16، صص 340 - 341.
    13- همان، ص 341.
    14- همان؛ و نيز ر.ك: سيرة ابن هشام، ج 4، ص 33؛ امتاع الاسماع، ج 1، صص 390 - 391؛ البداية و النهاية، ج 4، ص 347.
    15- ورام بن ابى فراس مى‏نويسد خداوند درباره تفاخر به نسب و خويشاوندى فرموده است: «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى أى لا تفاوت فى انسابكم لا جتماعكم الى اصل واحد ثم ذكر فائدة النسب فقال: ان اكرمكم عندالله اتقاكم.» (اى مردم ما شما را از نر و ماده‏اى آفريديم يعنى هيچ تفاوتى در نسبهاى شما نيست، زيرا همه شما به يك اصل بر مى‏گرديد، سپس فايده نسبها را بيان كرده مى‏فرمايد: گرامى‏ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.) تنبيه الخواطر، ج 1، ص 213.
    16- قرآن، نساء /1.
    17- ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن، ج 4، صص 135 - 136 ؛ تفسير نمونه، ج 3، ص 245.
    18- الجامع لاحكام القرآن، ج 16، ص 342؛ در تحف العقول، ص 24 باعنوان خطبه رسول خدا (ص) در حجة الوداع آمده است: «ايها الناس ان ربكم واحد و ان اباكم واحد. كلكم لادم و آدم من تراب. ان اكرمكم عندالله اتقاكم و ليس لعربى على عجمى فضل الا بالتقوى الاهل بلغت؟ قالوا: نعم قال: فليبلغ الشاهد الغائب.» و نيز ر.ك: البيان و التبيين، ج 2، ص 24.
    19- قرآن، بقره /156.
    20- ر. ك: محمد بن حمزة بن محمد العثمانى (ابن فنارى)، مصباح الانس فى شرح مفتاح غيب الجمع و الوجود، لصدر الدين محمد بن اسحق قونوى، مع تعليقات ميرزا هاشم الكيلانى اشكورى و آية الله حسن حسن زاده آملى، چاپ دوم، انتشارات فجر، 1363 ش. صص 69 - 70؛ الاسفار الاربعة (الحكمة المتعالية)، صدرالدين محمد الشيرازى، شركة دارالمعارف الاسلامية، مطبعة الحيدرى، طهران، 1378 ق. ج 2، ص 82؛ امام روح الله خمينى، مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية، ترجمه سيد احمد فهرى، انتشارات پيام آزادى، 1360 ش. ص 35.
    21- الجامع لاحكام القرآن، ج 16، ص 342.
    22- همان.
    23- الكافى، ج 8، ص 246 ؛ بحارالانوار، ج 21، ص 137؛ و نيز ر.ك: المغازى، ج 2، ص 836؛ سيرة ابن هشام، ج 4، ص 32؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 17، ص 281؛ الطبقات الكبرى، ج 2، ص 143؛ نهاية الارب، ج 17، صص 312 - 313.
    24- من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 363 ؛ المواعظ، ص 26؛ مكارم الاخلاق، ص 438.
    25- صحيح مسلم، ج 4، ص 154؛ سنن ابى داود، ج 1، ص 156.
    27- محمد على فروغى، سير حكمت در اروپا، كتابفروشى زوار، 1344 ش. ج 1، ص 49.
    30- الاختصاص، ص 337، به نقل از الحياة، ج 5، ص 125.
    31- الجامع الصغير، ج 2، ص 288؛ فيض القدير، ج 5، ص 37؛ تفسير ابن كثير، ج 6، ص 388 ؛ و نيز ر.ك: سنن ابى داود، ج 2، ص 624؛ كنزالعمال، ج 3، ص 527.
    32- ابوالعلاء المعرى، اللزوميات، الطبعة الثانية، دارالكتب العلمية، بيروت، 1406 ق. ج 1، ص 409.
    33- الكافى، ج 8، ص 182؛ تنبيه الخواطر، ج 2، ص 151.
    34- قرآن، شعراء 214.
    35- تنبيه الخواطر، ج 1، صص 213 - 214.
    36- هما، ص 213.
    37- تحف العقول، صص 124 - 126؛ نهج‏السعادة، ج 1، صص 200 - 206؛ و نيز ر.ك: المعيار و الموازنة، صص 110 - 112؛ شرح ابن ابى الحديد، ج 7، صص 39 - 40.
    38- قرآن، حجرات /13.
    39- قرآن، آل عمران، /31.
    40- در نسخ موجود به همين محو است و آيه شريفه 32 سوره آل عمران بدين صورت: «و اطيعوا الله و اطيعوا الرسول فان توليتم فان الله لا يحب الكافرين.» احتمال دارد آنچه در متن آمده است نقل به معناى كلام امام باشد و يا اينكه راوى يا كاتب يا ناسخ اشتباه كرده باشد .ر.ك: پانوشت نهج السعادة، ج 1، ص 201.
    41- ر.ك: قرآن، بقره /38، 62، 112، 262، 274، 277، آل عمران /170، مائده /69، انعام /48، اعراف /35، يونس 62/، زخرف /68، احقاف /13.
    42- ر.ك: قرآن، بقره /5، آل عمران /104،، اعراف /8، 157، توبه /88، نور /51، روم /38، لقمان، /5.
    43- شرح ابن ابى الحديد، ج 7، ص 37؛ و نيز ر.ك: الكافى، ج 8، صص 360 - 361.
    44- تحف العقول، ص 152؛ و نيز ر.ك: تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 94.
    45- الكافى، ج 8، صص 181 - 182؛ رجال الكشى، ص 14؛ امالى الطوسى، ج 1، صص 146 - 147 با مختصر اختلاف، و نيز ر.ك: مختصر تاريخ دمشق، ج 10، ص 39.
    46- كليات اقبال لاهورى، ص 109.
    47- الاحتجاج، ج 2، ص 340.
    48- الكافى، ج 8، ص 230.
    49- الكافى، ج 1، ص 32؛ منية المريد، ص 31؛ و نيز از آن حضرت نقل شده است: «علم النسب علم لاينفع و جهالة لاتضر.» الجامع الصغير، ج 2، ص 160.
    50- امالى الصدوق، ص 194.
    51- غررالحكم، ج 2، ص 321.
    52- بحارالانوار، ج 77، ص 112.
    53- صحيفه نور، ج 17، ص 128.
    54- امالى الطوسى، ج 1، ص 229، ج 2، ص 140.
    55- المواعظ، ص 61؛ امالى الطوسى، ج 2، ص 51.
    56- المغازى، ج 2، صص 446 - 447 ؛ سيرة ابن هشام، ج 3، ص 241؛ مختصر تاريخ دمشق، ج 10، ص 40؛ الطبقات الكبرى، ج 4، ص 83 ،ج 8، ص 319؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 85؛ البداية و النهاية، ج 4، ص 104 ؛ الوافى بالوفيات، ج 15، ص 309.
    57- سفينة البحار، ج 2، ص 179.




    منبع:سایت شهید آوینی


    سیره اجتماعی -حکومت و سیاست رسول اکرم (ص)


صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •