سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30
  1. #1
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان







    آينده اين دنيا و پس از آن چه مي شود؟ نقش انسان در رقم زدن آينده چيست؟
    دين مبين اسلام، آينده بشر را به سوي سعادت، عدالت و احياي ارزش هاي زيباي انساني مي داند. قرآن و روايات، سعادت نهايي را از جمله سنت هاي الهي برشمرده اند. اين تایپیک ديدگاه هاي درمورد آينده بشر را ، به اجمال بررسي مي کند و در نهايت ديدگاه اسلام را در مي افکند که وعده پيروزي نهايي مستضعفان و حاکميت حق و عدالت، آن هم به دست حضرت مهدي (عج الله تعالی علیه) آخرين حجت الهي است.



    (منبع مطالب تایپیک : سایت راسخون)
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  2.  

  3. #2
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    توجه به آينده، به معناي اعم آن در نهاد انسان وجود دارد وشايد اين امر ناشي از فطرت کمال جوي او باشد. انسان از زندگي شباني به کشاورزي و صنعتي و تکنولوژي رسيده و به امور معنوي و ماورائي مانند حس عبادت گرايش داد و چنان چه در زمان حال نتواند، آينده را به خود وعده مي دهد و چون کمال نهايي انسان عبوديت و بندگي است، تلاش مي کند به کمال خود برسد. البته برخي انسان ها مصداق کمال را اشتباهي مي گيرند و به سمت لذت کامل تر و بهره مادي بيشتر مي روند.



    • بنابراين، اميد به آينده حرکت دهنده انسان و ناشي از کمال خواهي او به شمار مي آيد که خداوند در وجود او نهاده است.



    اديان نيز اين نياز انسان را پاسخ داده اند که دربحث نظريه ها به تفصيل مي آيد. علت توجه اديان به مسئله آينده بشر، پاسخ به دغدغه هاي انسان است. لذا جادوگران، طالع بينان، فال گيران و اخترگويان به دليل نگراني انسان از آينده، ظهور يافتند.
    اوسيپ فلشتايم درسال 1332 ميلادي اصطلاح آينده شناسي را با برنامه هايي درباره سمت گيري جوامع در مورد آينده مرتبط ساخت. در امريکا نيز با تأسيس موسسه هادسن و مؤسسه پژوهشي استنفرد ، انجمن آينده جهان شکل گرفت و نخستين کنفرانس جهاني آينده در تيرماه 1359 شمسي در تورنتوي کانادا با شرکت بيش از شش هزار نفر برپا شد. بحث آينده پژوهي در غرب پس از جنگ جهاني دوم رونق گرفت. آن هم ابتدا در مسائل نظامي وجمعيتي (نظريه مالتوس) مطرح بود.(1)
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  4. #3
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مکاتب فلسفي نيز به آينده توجه و نظريات خاص خود را داشتند. هم چنين سياست مداران و دانش مندان علوم تجربي که در بحث نظريات به آنها خواهيم پرداخت.
    درحال حاضر پرداختن به آينده در بسياري از مراکز دانشگاهي در سطح جهان رشته اي تحصيلي است و جايگاه ويژه دارد.

    در ضرورت و فوايد اين بحث موارد ذيل را مي توان بر شمرد:
    1- ضرورت شناخت سنت هاي الهي درباره انسان ها براي رسيدن به سعادت؛ از آن روي که سعادت و شقاوت براساس سنت هاي الهي حاکم برجهان حاصل مي شود، پس بايد آنها را شناخت و براساس واقع ومتناسب با آنها موضع گرفت؛
    2- توجه به نياز فطري انسان در مورد آينده؛
    3- مبارزه با يأس ونااميدي انسان ها خصوصاً موحدان ومؤمنان مظلوم عامل و ايجاد روحيه اميد وتلاش براي مبارزه با ظلم؛ زيرا وقتي مطمئن شوند که براساس سنت تغيير ناپذير خداوند، آينده از آن مومنان است، هرگز به نااميدي مبتلا نمي شوند و مي کوشند تا حد توان با ظلم مبارزه کنند؛ چون معتقدند با آمدن منجي بشر بساط ظلم و جور برچيده مي شود وقسط وعدل تجلي مي يابد؛
    4- ايجاد اميد در جوانان و مبارزه با افکار و عقايد باطلي که قدرت هاي استکباري آنها رابه مدد رسانه ها در سطح جهان گسترش مي دهند؛ زيرا اين قدرت ها فکر و ذکر جوانان را از آينده به حال متمرکز مي کنند، آن هم تنها به لذت هاي شهواني زودگذر که پي آمدهاي روحي و جسمي سوء در پي دارد وآينده سازان کشورهاي اسلامي را از نقش آفريني و سازندگي در مسير بندگي وعبوديت باز مي دارد؛
    5- حرکت در جهت انتظار سازنده با آماده سازي جامعه؛
    6- توجه به آينده بشر ونقش آفريني براساس آموزه هاي ديني خود (به ويژه قرآن کريم)
    ما معتقديم وي خطا ناپذير بهترين منبع براي تعيين آينده بشر است. بنابراين، به سراغ آن مي رويم و از منظر قرآن به اين مهم مي پردازيم که آينده انسان چگونه است و چه کساني حاکم زمين خواهند شد.
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  5. #4
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در ارتباط با سنتهای الهی به تایپیک زیر مراجعه کنید:

    *** خصوصیات سنت الهی ***


    ******************


    آينده

    آينده در لغت يعني مستقبل، قادم، آتي، زمان پس از حال، و وقتي که نيامده است.(لغت نامه دهخدا، ذيل کلمه آينده.)
    اما نکته جالب توجه اين است که واژه آينده نسبت پذير به شمار مي آيد، به اين معنا که هر زماني را نسبت به زمان قبل مي توان آينده در نظر گرفت. براي مثال، سال آينده نسبت به امسال، آينده محسوب مي شود و صد سال ديگر نيز آينده به شمار مي رود. اما منظور ما از سنت الهي معطوف به آينده جهان، آينده اي است که ديگر نهايت تاريخ بشر به حساب مي آيد وفراتر از آن تصورپذير نيست، يعني آينده اي که دنيا به آن ختم مي شود نظام نهايي که تا آخر باقي مي ماند و تغيير و تحول درآن رخ نمي دهند. ما قائليم که سنت الهي براين جاري شده که آينده نهايي بشر روشن است گرچه قبل از آن، تاريک و ظلماني بوده. يعني دو آينده در پيش داريم: آينده اي نزديک و قبل از آينده نهايي که تاريک است و پر از فساد و ظلم (قبل از ظهور) و آينده اي نهايي و درخشان.
    شهيد مطهري دراين زمينه مي فرمايند:
    ما هم روبه پريشاني مي رويم و هم رو به سامان و در آن واحد ما که رو به ظهور حضرت حجت (عج الله تعالی علیه) مي رويم، درآن واحد هم رو به پريشاني مي رويم.(سير در سيره ائمه اطهار (ع) ص 296)
    روايات متعددي درمورد تاريک بودن آينده قبل از ظهور وجود دارد، از جمله:

    عن النبي (صلی الله تعالی علیه)
    لاياتي عليکم زمان الا الذي بعده شر منه؛(يوم الخلاص، ص 421)
    هيچ زماني بر شما نمي آيد مگر اين که زمان بعدي، بدتر ازآن است.


    ياتي علي الناس زمان همتهم بطونهم وشرفهم متاعهم و قبلتهم نساوهم و دينهم دراهمهم ودنانيرهم اولئک شرار الخلق لاخلاق لهم عندالله؛(منتخب الاثر، ص 542)
    زماني بر مردم مي آيد که تمام تلاش آنها شکم وشرف آنها دارايي شان، قبله آنها، زنانشان، دين آنها درهم ها و دنيارهايشان است. آنها بدترين مخلوقات هستند و نزد خدا جايگاهي ندارند.

    امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد:
    لايکون هذا الامر حتي يذهب تسعه اعشار الناس؛(بحارالانوار، ج 52)
    فرج و ظهور تحقق نمي يابد مگر بعد ازکشته شدن نه دهم مردم.
    اين روايت، کنايه از جنگ و خون ريزي بشر و ظلم وفساد فراوان و ناامني است. بنابراين، قبل از ظهور، بشر هم ازجهت مسائل معنوي سقوط مي کند و هم از جهت امور اجتماعي مثل امنيت و آسايش.


    تمام رواياتي که مي فرمايد: «يملا الارض قسطاً و عدلاًبعد ما ملئت ظلماً و جورا»((الغيبه، ص 174)).
    به اين نکته اشاره دارد که آينده نهايي روشن است و ظلم وفساد قبل از آن به اعمال خودانسان وجوامع انساني برمي گردد. حتي يهوديان و مسيحيان نيز به اين نکته اشاره دارند که آينده قبل از ظهور منجي، تيره وتاريک است:
    ... دراين دوران است که آشفتگي هاي بزرگ دراوضاع طبيعي، حوادث خون بار و فتنه اي صعب، ظهور جانوران دهشتناک و جنگ هاي سخت با يأجوج و مأجوج و ساير قدرت هاي شيطاني روي خواهد داد وسرانجام خداوند جهان را از اين بلاها پاک و هستي را نو خواهد کرد.(دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 1، ص 140)


    هم چنين در برخي از اناجيل دراين زمينه اشاراتي شده است، از جمله:
    ...پيغمبران کذاب و مسيحيان دروغين ظاهر خواهند شد؛ قحطي ها، وباها ،زلزله هاي بزرگ و جنگ ها، بلاهاي سخت روي خواهد داد... برادر برادر را و فرزند پدر را به هلاکت مي سپارد و پدر فرزند را به قتل مي رساند اما همه اينها آغاز دردهاي تازه است.(انجيل مرقس 4:13-27؛ انجيل متي، 3:24-31؛ انجيل لوقا، 8:21-28.)

    در پايان اين احوال، علامت پسر انسان بر آسمان پديدار و مسيح در جلال خود در ابرها. .. ظهور خواد کرد.(انجيل متي، 3:24-63 ؛ دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 1، ص 141.)
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  6. #5
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ديدگاه هاي موجود در مورد آينده سه دسته است:

    الف) بدبينان


    اين دسته آينده را تاريک مي بينند و نابودي بشر را انتظار مي کشند و معتقدند بشر درآينده وحشي تر مي شود؛ به ويژه که قدرت مندتر و به سلاح هاي ويران گر مجهز مي گردد. از طرفي اخلاق هم رو به افول مي گذارد. بنابراين، هيچ اميدي به آينده نيست.

    برتراند راسل در سال 1961 ميلادي هنگام نوشتن کتابش مي گويد:
    نمي دانم نسل انسان آن قدر دوام دارد که نوشته ام رامنتشر کند.(علي قائمي، آينده از نظر ما وديگران، ص 16)
    کنايه از اين که چه بسا بشري نباشد و نسل انسان ها منقرض شوند.

    و به قول شهيد بزرگوار مطهري:
    بعضي معتقدند که شر و فساد و بدبختي لازمه لاينفک حيات بشري است و بنابر اين زندگي بي ارزش است و عاقلانه ترين کارها، خاتمه دادن به حيات و زندگي است.(قيام وانقلاب مهدي، ص 58)

    و شايدهمين تفکر باعث شده شخصي مثل راسل بگويد:
    اشخاصي هستند و از آن جمله انيشتاين که به زعم آنها بسيار متحمل است که انسان دوره حيات خود را طي کرده باشد و در ظرف سنين معدودي موفق شود با مهارت شگرف علمي خود، خويشتن را نابود سازد.(قيام وانقلاب مهدي، ص 58)

    ساموئل هانتينگتون از جمله مهم ترين بدبينان به شمار مي آيد که نظريه او در جهان معاصر معروف است وي با طرح نظريه «برخورد تمدن ها» در سال 1993 ميلادي، نظريه «پايان تاريخ» فوکوياما را که در 1989 مطرح و به آينده خوش بين بود، رد مي کند. وي پايان جنگ سرد را سرآغاز دوران جديد برخورد تمدن ها مي داند.او تمدن هاي زنده جهان را به هشت تمدن بزرگ تقسيم مي کند:
    تمدن هاي غربي، کنفوسيوسي، ژاپني، اسلامي، هندو، اسلاو، ارتدوکس، امريکاي لاتين و در حاشيه نيز تمدن افريقايي.
    به اعتقاد او، تقابل تمدن ها، سياست غالب جهاني و آخرين مرحله تکامل درگيري هاي عصر نو را شکل مي دهد و علل و بسترهاي تقابل تمدن ها را امور ذيل مي داند:

    ادامه دارد در پست بعدی
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  7. #6
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ادامه ...

    1- افزايش خود آگاهي تمدني
    2- تجديد حيات مذهبي
    3- رفتار منافقانه غرب و درنتيجه رشد خود آگاهي تمدني( ديگران)
    4- اختلافات فرهنگي تغييرناپذير مثلاً خصومت 1400 ساله اسلام وغرب که درحال افزايش است.


    به نظر هانتينگتون در نهايت تمدن هاي اسلامي و کنفوسيوس در کنار هم و در روياروي تمدن غربي قرار مي گيرند؛ کانون اصلي درگيري ها درآينده بين تمدن غرب و جوامع کنفوسيوسي شرق آسيا وجهان اسلام خواهد بود.(نظريه برخورد تمدن ها؛ هانتينگتون ومنتقدانش، ص 22)

    کسان ديگري نيز در ادامه نظريه برخورد تمدن ها، آينده بشر را تيره و تاريک ترسيم کرده اند:
    گراهام فولر، متخصص ارشد سابق امور خاورميانه سازمان سيا و کارشناس برجسته مرکز مطالعاتي «راند» د رمقاله اي با عنوان «فراسوي جنگ سرد» آينده جهان را فرو رفتن در بحراني فرهنگي وبي سابقه مي داند که پي آمد آن خصومت هاي اقتصادي، سياسي وحتي نظامي خواهد بود.
    (نظريه برخورد تمدن ها؛ هانتينگتون ومنتقدانش، ص 22)
    برخي از محققان اروپايي مثل ميچل استرمر نيز معتقدند که برخورد فرهنگ هاي عامل خطرناک و بي ثبات کننده اي است که کشورهاي ناتو در آينده با آن روبه رو خواهند شد.((نظريه برخورد تمدن ها؛ هانتينگتون ومنتقدانش، ص 22))

    برخي از افراد نيز که به محيط زيست توجه دارند وشعار حفظ زمين وطبيعت را سر مي دهند، آينده کره زمين را بسيارنگران و حتي نااميد کننده مي دانند. به عقيده آنها اگر سير تمدن بشري و استفاده بي حد و مرز از طبيعت همين طور ادامه داشته باشد، کم کم آلودگي هاي ناشي از رشد تکنولوژي و صنعت، زمين و ساکنان آن را با خطر عمده مواجه مي کند.

    پرفسور هانس پتردوار
    دراين زمينه مي گويد:
    من سه خطر عمده را فرا راه تمدن بشري مي بينم: نابودي محيط زيست، فرو پاشي اجتماعي وپايان ذخاير انرژي... دراواسط قرن حاضر (قرن 21) درگيري سختي بر سر منابع ، زمين، آب شيرين، غذا و سوخت هاي فسيلي در خواهد گرفت. ساختار زيربنايي کشورها رو به انحلال خواهد رفت وشهرها عاري از سکنه خواهند شد. آنهايي هم که جان سالم به در برده اند، به روستاها روي خواهند آورد و در جوامع روستايي در سطوح اجتماعي و اقتصادي قرون وسطايي زندگي خواهند کرد.(ماهنامه سياحت غرب، شماره 1 .ص 49.)

    ويليام. اچ کوتکر نيز در کتاب خود به نام The final Empire در مورد آينده تيره و تاريک زندگي بشر به ويژه در سطح نهادهاي اجتماعي مي نويسد:
    ... اکنون در دنيايي از گيجي و بي نظمي عمل مي کنيم. ما بايد بفهميم که نظام توهم زاي تمدن، نهادهاي عمومي و زندگي شخصي ما همه به نحوي انتحاري عمل مي کنند. ما در فرهنگي زندگي مي کنيم که زمين را به سوي مرگ مي برد. ما دراين فرهنگ براي خود برنامه هاي شخصي طولاني مدت ريخته ايم. ما براي زمان هايي برنامه ريزي کرده ايم که نخواهند آمد.(ماهنامه سياحت غرب، شماره 9.ص 104.)
    به باور اين گونه افراد، تمدن و فرهنگ مادي گرايانه و رفاه طلب حاکم بر بشر کنوني که همه چيز را براي خود و لذت خود مي خواهد و دراين راه هيچ حد و مرزي نمي شناسد، سرانجام باعث نابودي خود وحتي کره زمين خواهد شد .

    آقاي مارسوفلدان دراين زمينه مي گويد:
    اين فلسفه مادي گرايانه ما را به کجا مي برد؟ خيال مي کنم که آقاي وينسنت شيال کاملاً حق دارد که مي گويد ما را به طرف جنگ مي کشاند. بيش از دو هزار سال قبل، افلاطون گفت که جنگ معلول حرص و آز و به ويژه ميل به تجمل پرستي است واين گفته هنوز
    صدق مي کند. مادام که علت جنگ ها يعني فلسفه مادي گرايانه ما، به قوت خود باقي است، معتقد نيستم که با ترکيبات مکانيکي از اين نوع، از شر جنگ خلاص شويم.(مارسو فلدان، قرن بيست ويکم، ترجمه غلام علي توسلي، ص 140)
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  8. #7
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ب) بي اعتنايان

    به عقيده اين دسته، پيش بيني آينده ممکن نيست و هرکس که آينده را معلوم کند، خطا کرده است:
    جيمز دي. تور دراين زمينه مي گويد:
    آن چه را که ما آينده مي ناميم قابل پيش گويي نيست. اگر شخصي به شما گفت: من آينده را مي شناسم؛ آينده اين است، پس اين کار را بکن. در اين صورت هرچه سريع تر از او فرار کنيد!(ماهنامه ره يافت، شماره 20، بهار 1378، ص 103)

    استيفن ها و کينگ هم مي گويد:
    با هيچ ابزار علمي و خرافي (فال، طالع و. ..) نمي توان دقيقاً آينده را مشخص کرد. بعد احتمال مي دهد که آينده رو به بحران و خون ريزي برود. لذا در آخر مي گويد:
    براساس سنت پا بر جاي هاتفان و غيب گويان معابد کهن وديگر پيام آوران آينده، من نيز اينک در موقعيتي قرار گرفته ام که مي توان بدون نگراني از نادرست درآمدن پيش گويي خود اعلام کنم که هردو امکان فوق الذکر وجود دارد.(ماهنامه ره يافت، شماره 20، بهار 1378، ص 125)
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  9. #8
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اميد به آينده و خواستن آينده اي زيبا در هر انساني نهفته است، اما چرا با اين حال برخي از متفکران و دانشمندان به آينده نا اميد هستند و آن را تيره وتاريک مي بينند يا معتقدند که اصلاً نمي توان آينده را پيش بيني کرد؟

    در جواب اين پرسش مي گوييم:
    1- شايد منظور اين افراد، آينده نهايي نباشد بلکه همان آينده قبل از ظهور باشد که در روايات نيز تيره و تاريک معرفي شده و مومنان نيز چنين ديدگاهي دارند، ولي مسئله آن است که اکثر اين افراد به مهدويت و ظهور به معنايي که ما قائل هستيم، اعتقادي ندارند.

    *****
    2- شايد پيش گويي هاي نادرست از آينده موجب بي اعتمادي آنها شده باشد. ممکن است يکي از وجوه منع تطبيقي علايم آخرالزمان بر حوادث خاص، همين به شمار آيد. اين مسئله درغرب بيشتر مطرح است؛ در گذشته پيش گوياني از آينده خبر مي دادند، اما خبر آنها واقع نمي گشت و همين امور کم کم باعث شد ديگر اعتمادي به پيش بيني هاي آينده وجود نداشته باشد.

    *****
    3- شايد مهم ترين علت ناکامي آنها از بيان آينده يا نااميدي به آن، محدود و سطحي بودن روش هايشان در تعيين آينده است. تفکر حس گرايي و پوزيتويستي حاکم برغرب که عمدتاً يا کلاً روش هاي تجربي حسي را ارج مي نهد چاره اي جز اين ندارد که به آينده بي اعتماد يا بي اعتنا باشد. چون آنها ابزار و توان ندارند که از آينده خبر بدهند يا حداقل در سطح بسيار محدود و جزئي از آينده اي نزديک بتوانند اموري را پيش بيني کنند که چه بسا صادق هم نباشد- نادرستي برخي از اين نظريات مثل نظريه فوکوياما بعد خواهد آمد. چون غالب روش هاي آنها تجربي - حسي، يا فلسفي و تخيلي يا تحليل هاي سياسي يا براساس داده هاي صنعتي و فن شناختي ومسائل مربوط به رشد وتوسعه جامعه جهاني مثل کتاب هاي آلوين تافلر مانند شوک آينده، ورق هاي آينده، موج سوم و... است.

    *****
    عمده شاخص هاي آينده نگري اين روش ها را چنين مي توان برشمرد: جمعيت، انرژي، اقتصاد، روابط بين الملل، جنگ، بي کاري، گرايش هاي قومي، ملي، مذهبي، اطلاعات، دانش و پژوهش، مديريت، توليد مثل، خانواد، بهداشت، فقر، خشونت، ناامني، ارزش ها وسنت ها و. ..
    ضعف همين روش ها باعث شده شخصي چون پوپر بگويد:
    براي پيش گويي علمي - خواه انسان دانش مند يا ماشين حساب گر - امکان پيش گويي نتايج آينده آن با روش هاي علمي وجود ندارد. کوشش هايي که دراين راه انجام مي شود، تنها پس از حوادث پيش آمده به نتيجه مي رسد.(آينده جهان، ص 32.)

    بنابراين، معتقديم اديان بهترين منبع براي گزارش از آينده بشر و انسان ها هستند؛ آن هم اديان مبتني بر وحي خطاناپذير که دربخش بعدي به اين مهم خواهيم پرداخت.
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  10. #9
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ج) خوش بينان


    اين دسته آينده جهان را اميدوارکننده و سعادت بخش مي دانند. اکثر آنها را پيروان اديان تشکيل مي دهند و البته دربين اين گروه افرادي يافت مي شوند که مکاتب غيرديني را نيز تأسيس کرده اند. از اين رو، ابتدا به آنها و سپس به ديدگاه پيروان اديان ( اعم از توحيدي و غيرتوحيدي) به ويژه دين مبين اسلام آن هم از منظر قرآن کريم اشاره مي گردد.

    مکاتب فکري (غيرديني)

    يکم: مارکس، نهايت بشر را جامعه اي بي طبقه وسعادت مند مي دانست، بدين گونه که نظام سرمايه داري به ايجاد دو طبقه مرفه و صاحب سرمايه، و فقير و کارگر مي انجامد و تضاد بين اين دو طبقه باعث از بين
    رفتن طبقات وجامعه بدون طبقه مي گردد و اين نهايت تمدن بشراست. البته درعمل، چنين چيزي مشاهده نشده چون طبقه سرمايه دار وصاحب ثروت، با امتيازاتي که به کارگران مي دهند جلو شورش آنها را مي گيرند.(رابرت، اچ. لاور، دگرگوني اجتماعي، ترجمه کاووس سيد امامي، ص 52)
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


  11. #10
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دوم: اگوست کنت، به جامعه تئوکراتيک معتقد بودکه براين اساس، تاريخ بشر سه مرحله را طي کرده والان به مرحله نهايي خود رسيده است:

    - دوره ديني يا تخيلي که بشر هر روي داد و حادثه اي را به دين نسبت مي داد و موجودات مافوق طبيعي را عامل آن پديده مي دانست. اين دوره سه مرحله جزئي دارد که عبارتند از: دوران بت پرستي، چند خدايي وتک خدايي (توحيد).

    - دوره متافيزيکي يا انتزاعي که طبيعت به جاي خداوند، عامل وعلت اساسي هستي است وبه عوض قوانين الهي، قوانين طبيعي مجرد ابزار توضيح پديده ها قلمداد مي شوند.

    - دوره علمي يا اثباتي (علم تجربي وحسي) که همه چيز را ثابت و قوانين حاکم بر پديده ها راکشف مي کند. نظم اجتماعي پديد آمده از اين طرز تفکر، وضعيتي آرماني است که درآن عوامل مادي، فکري واخلاقي در راه حصول به حداکثر سعادت بشري به طور مناسبي باهم ترکيب مي شوند. در وضعيت اثباتي، ديگر از مذهب توحيدي خبري نيست، بلکه مذهب انسانيت مطرح است و جامعه شناسان، کشيشان مذهب جديد خواهند بود وانسان را هدايت مي کنند. درنتيجه، انسان ها با يکديگر در صلح و صفا زندگي خواهند کرد!(رابرت، اچ. لاور، دگرگوني اجتماعي، ترجمه کاووس سيد امامي، ص 40-45)

    در نقد نظريه کنت همين بس که بر غربي دچار بحران هويت و ناامني شده ودنبال پناه گاهي تحت عنوان دين ومذهب مي گردد، درحالي که روش تجربي هرگز نتوانسته سعادت وصلح و صفا رابراي بشر به ارمغان بياورد.(ماهنامه سياحت غرب، مرکز پژوهش هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي واحد قم)
    سنت هاي الهي معطوف به آينده جهان


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •