♣*≈*♣ احساس می کنم آقا داره بهم لبخنـد می زنه ♣*≈*♣ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♣*≈*♣ احساس می کنم آقا داره بهم لبخنـد می زنه ♣*≈*♣
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    parbane ♣*≈*♣ احساس می کنم آقا داره بهم لبخنـد می زنه ♣*≈*♣










    بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟
    گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

    گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
    گفت: آره!

    گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

    گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله


    گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

    گفت: چرا؟

    براش یه مثال زدم:گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده
    و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره.
    تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره
    .عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه :
    عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟
    چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟
    اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین!
    مهم دلمه! دوست داشتن به دله


    دیدم حالتش عوض شده

    بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟
    تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟
    حرف شوهرت رو باور می کنی؟

    گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ،
    چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

    گفتم: پس حجابت….
    اشک تو چشاش جمع شده بود
    روسری اش رو کشید جلو

    با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ،
    حجاب که قابلش رو نداره

    از فردا دیدم با چادر اومده
    گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

    خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چـادر رو بیشتر دوست داره

    می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنـد می زنه





    ♣*≈*♣ احساس می کنم آقا داره بهم لبخنـد می زنه ♣*≈*♣
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-11-1391 در ساعت 20:47
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •