سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 45

موضوع: **•.✿.•**بحرکرامت * ویژه نامه ولادت باسعادت امام حسن عسکری (ع) **•.✿.•**

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    چرا یک


    از توضیحات بالا علت یك مطلب روشن می شود و آن این كه ما هنگام مطالعه احادیث در كتب مربوطه در می یابیم كه
    در موارد زیادی یك حدیث كه از یك معصوم نقل شده عینا با همان عبارات یا نهایتا با كمی تفاوت از دیگر معصومین نیز نقل شده است ،
    علت این مطلب می تواند این باشد كه آنها نور واحدی در كالبد های متفاوت بوده اند !!


    یا اینكه راویان به دستور خود آنها احادیث بعضی را به بعض دیگر نسبت می دادند!
    و جمله آخر این كه عرفا معتقدند : خداوند یك تجلی بیشتر ندارد و تكرار در تجلی خدا راه ندارد !
    و به قول جناب حافظ :
    حسن روی تو به یك جلوه كه در آینه كرد
    این همه نقش در آیینه اوهام افتاد


    این همه عكس می و نقش نگارین كه نمود
    یك فروغ رخ ساقی است كه در جام افتاد


    از آنجا كه ما معتقدیم اهل بیت علیهم السلام تجلی نور خداوند هستند چنانچه در زیارت جامعه می خوانیم :
    « و أشرقت الأرض بنوركم » و در قرآن نیز می خوانیم : « وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها » (5)
    پس طبق این توضیحات جمیع اهل البیت علیهم السلام یك نور بیشتر نخواهند بود !


    شاید حالا معنی جمله امام صادق علیه السلام را بهتر بفهمیم كه فرمود :
    همه ما در نزد خدا یك چیز محسوب می شویم !



    امضاء


  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    پی نوشت ها :

    1-كتاب الغیبة ، نعمانی ، ص 85 و86 .

    2- كافی ج1 ص 326 ح7 وص332 .

    3- كافی ج1 ص51 ح4 .

    4- همان ، ص53 ح 14 .

    5- زمر : 69.

    حمید حاج علی

    مدرس حوزه علمیه

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    امضاء


  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,842
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,739
    مورد تشکر
    177,978 در 52,599
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    «ابومحمد» می‌آمد
    تا تبسم را به انسان تعارف کند.


    «ابومحمد» می‌آمد تا تردید در خاک خیال تاریخ ریشه ندوانَد
    که روشنی اولین اصلِ حقیقی زیستن است.


    «ابومحمد» می‌آمد تا «معتمدها» را
    به تماشای فروپاشی شیطان و عصیان دعوت کند.

    «ابومحمد» می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند.
    می‌آمد تا خمی به ابرو نیاورد.

    می‌آمد تا تمام سیاه چالها را
    در معرض تابش آفتاب سیمای خویش قرار دهد،


    می‌آمد تا زنبقها در تاریک‌ترین لحظه‌ها برویند.
    می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند،

    میله‌هایی که هیچ زمانی آسمان را درک نمی‌کنند
    و چشمه را نمی‌فهمند.


    «ابومحمد» می‌آمد تا حقارت به اوج تاریخ رسیده را خط بطلانی بکشد.
    «ابومحمد» می‌آمد تا زمینه ساز طلوع فراگیر زندگی باشد.


    از پشت پرده با خلق سخن می‌گفت
    تا نقش پرده غیبت را بر ضمیر روشن دلان هوشیار، حک کند.


    از پشت پرده با خلق سخن می‌گفت تا غربت خویش را بپوشاند
    و زمینه ساز غیبت آخرین حجت خداوندی باشد.


    «ابومحمد» می‌آمد تا هزار توی دلهره و هراس را
    با گامهای استوار خویش به لرزه درآورد.

    می‌آمد تا تشنه‌ترین مدارهای مداوم را
    اسیر جاذبه کهکشانی خویشتن سازد.


    «ابومحمد» می‌آمد پا به پای ذوالفقار علی علیه السلام می‌رفت
    شانه به شانه قافله سالار کربلا و می‌ماند پهلو به پهلوی فاطمه علیهاالسلام


    همیشه پا در رکاب انتظار بود و چشم انتظار پا در رکابترین لحظه‌ها.
    سینه‌اش موج خیز التهاب بود و شانه‌اش، تبعیدگاه زنجیرها،

    آن قدر زلال بود که در حسرت تمام رودها جاری بود.
    آن قدر آرام می‌شکست که قلبش بدون صدا ترک برمی‌داشت.


    آن قدر ستاره بود که تمام شبها، رؤیایش را به خواب می‌دیدند
    و آن قدر «محمد صلی الله علیه و آله» که «ابو محمد» شد.


    "محمد کامرانی اقدام
    "



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ما خاكسار صبح و شام اهل بیتیم

    فردای محشر هم غلام اهل بیتیم


    امشب اگر دست شما بالا بیاید

    امید آن داریم كه آقا بیاید

    دستی ببر بالا كه در این فصل سرما

    در خانه های ما كمی گرما بیاید

    دستی ببر بالا كه در این خشكسالی

    آقای ما با هیبت سقا بیاید





    امضاء



  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,610
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    نذر تو كردم این پر خاكستری را


    این دست های خالی پشت دری را


    دیشب دعا كردیم تا این كه خداوند


    هرگز نگیرد از تو ذره پروری را


    شرح كمالات تو را یك روز خواندیم


    دیدیم در تو سیره ی پیغمبری را


    صد بار دنیا امتحان كرد و ندادیم


    یك ذره از مهر امام عسگری را




    امضاء



  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    آذر 1391
    شماره عضویت
    4612
    نوشته
    821
    صلوات
    2319
    دلنوشته
    9
    یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر علیه السلام
    تشکر
    2,162
    مورد تشکر
    2,685 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود و این، مژده ای است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است. چیزی نمانده به سرزدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت. از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند.
    امضاء
    هرگز نگیرد تا ابد آقا کسی جای تو را
    هرگز مخواه از کف دهم عشق و تولای تو را
    این مرده دل این خسته جان دارد تمنای تو را
    این سینه ی پر سوز ما خواهد تسلای تو را




  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    آذر 1391
    شماره عضویت
    4612
    نوشته
    821
    صلوات
    2319
    دلنوشته
    9
    یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر علیه السلام
    تشکر
    2,162
    مورد تشکر
    2,685 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر شکوفه های عشق بپیچید. هلهله کنید و پای بکوبید که اینک، یازدهمین فصل کتاب شیعه، با دست های سبز مردی از تبار ملکوت، ورق می خورد. ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
    امضاء
    هرگز نگیرد تا ابد آقا کسی جای تو را
    هرگز مخواه از کف دهم عشق و تولای تو را
    این مرده دل این خسته جان دارد تمنای تو را
    این سینه ی پر سوز ما خواهد تسلای تو را




  8. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,037 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض









    عاشقا، مستانگى از سر بگير


    ساقى از ره مى‏ رسد ساغر بگير



    مرغ دل را از قفس آزاد كن



    با پرستوهاى عاشق پر بگير




    پر بزن تا كوىِ يارِ مَه لقا



    جا به بامِ خانه ی دلبر بگير




    گرچو من بشكسته بالى غم مخور



    با ولاى يار بال و پر بگير




    جشن ميلاد امام عسکرى



    آمده عيدى ز پيغمبر بگير




    هر چه مى‏ خواهد دلت از يُمن او



    از يَدِ پر قدرت حيدر بگير




    طالب عفوى اگر با " يا حسن "



    دامن محبوبه ی داور بگير




    شيعه مى ‏نازد به نام عسکرى



    يا اباالمهـــدى امام عسکرى










    كيست او بر شيعيان مولاستى



    كيست او نور دل طاهاستى




    كيست او ابن الرضا، بابُ الهدى



    پور حيدر زاده ی زهراستى




    كيست او كز مقدمش هفت آسمان



    غرق زينب باشد و غوغاستى




    كيست او اندر رهش پيغمبران



    دست بر سينه همه برپاستى




    كيست او سرمايه هستى حق



    ياسِ بى مثل جهان آراستى




    كيست او عشق خداى سرمدى



    عاشقى را بهترين معناستى




    او امام عسکرى باشد كه بر



    خستگان عشق مولاناستى




    شيعه مى ‏نازد به نام عسکرى



    يا اباالمهـــدى امام عسکرى










    اى تجلّى خدا سيماى تو



    جلوه ی حق چهره ی زيباى تو




    پرچم شيعه به دوشت استوار



    اعتدالش از قد رعناى تو




    كى شود اى جرعه بخش عاشقان



    ساغرى مِى نوشم از صهباى تو




    اى دَهُم فرزند دلبند على



    كى شود بوسه زنم بر پاى تو




    جان نثار مكتب پاك توايم



    در شب ميلاد پر غوغاى تو




    سامرا امشب ندارد زائرى



    اى فدايت عاشق شيداى تو




    ميهمان بزم ميلاد توايم



    تا بياد مهدى تنهاى تو




    شيعه مى ‏نازد به نام عسکرى



    يا اباالمهـــدى امام عسکرى











    حمد و تسبيح تو را قرآن كند


    فخر بر تو حضرت سبحان كند




    نورِ پاكت ديده را روشن كند



    ظرف دلها را پر از ايمان كند




    دردهاى بى شمار شيعه را



    عشق پاكت دلبرا درمان كند




    ياد تو اى رهبر تحت نظر



    مشكلات شيعه را آسان كند




    اقتدارت همچنان پاينده است



    گر عدو خانه به تو زندان كند




    عشق تو خورشيد سازد ذرّه را



    هر دل شوريده را سلمان كند




    شد دعاى بزم ميلادت شها



    مهديت ما را به خود مهمان كند




    شيعه مى ‏نازد به نام عسکرى



    يا اباالمهـــدى امام عسکرى











    اى به دوشَت پرچم عِز و شَرَف


    اى شده بر غربت دوران هدف




    پورِ جود و سبط زهد و نجلِ حق



    سائلان گِردِ حريمت صف به صف




    مادرت بانوىِ يثرب فاطمه



    بابِ تو شيرِ خدا شاهِ نجف




    سلبِ آزادى شد اَز تو تا شود



    سدِّ راهِ مهدى آن نورِ خَلَف




    حرمتت را زيرِ پا بگذاشتند



    قدر تو نشناختند اى وا اَسَف




    حقْ مُقَدَّر كرد تا فرزند تو



    باز هم احيا كند عدل و شرف




    بى نياز از خلق عالم مى‏ شود



    هر كه آرد ذرّه ‏اى عشقت به كف




    شيعه مى ‏نازد به نام عسکرى



    يا اباالمهـــدى امام عسکرى










    عاشقان دارد صفايى سامرا



    بارگاه جانفزايى سامرا




    كعبه دلهاى عاشق سامرا



    قبله ی جانهاى مايى سامرا




    هم نجف هم مشهدى و هم بقيع



    كاظمينى ، كربلايى سامرا




    زائر هر روز تو مهدى بُوَد



    با نوايش آشنايى سامرا




    سوى خود هر عاشقى را مى ‏كشى



    با كمال دلربايى سامرا




    كاش من در خون خود غلطان شَوَم



    تا بگيرم در تو جايى سامرا




    عاشقى آواره ‏ام من آمدم



    كُنج تو گيرم سرايى سامرا




    شيعه مى ‏نازد به نام عسکرى



    يا اباالمهـــدى امام عسکرى



    سيّد محمّد مير هاشمي












    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  9. تشكر

    نرگس منتظر (01-12-1391)

  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خورشید فروزان سامرا


    امام حسن عسکری علیه السلام یازدهمین پیشوای شیعیان، و پدر بزرگوار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در سال 232هـ (845م) چشم به جهان گشود، پدر بزرگوارش امام دهم حضرت هادی علیه السلام و مادرش، بانوی پارسا و شایسته «حدیث» یا «حدیثه» و در برخی منابع نامش را «سوسن» و «عسفان» یاد کرده اند.
    از مشهورترین القاب امام عسکری علیه السلام می توان به «الصّامت»،«الهادی»، «الرّفیق»، «الزّکی»، «النقی» و «الخالص» اشاره کرد.
    «ابن الرضا» لقبی است که امام جواد علیه السلام و امام عسکری علیه السلام هر دو به آن شهرت یافته اند.

    امام عسکری علیه السلام قریب به 6 سال امامت مسلمین را عهده دار بودند و در طول این مدت نسبت به هدایت مردم و حفظ جان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زحمات زیادی را متحمل شدند.

    حاکمان دوران امام عسکری علیه السلام که بیشترین فشار را به حضرت وارد می کردند، عبارتند از:

    1ـ المعتزّ بالله (252-225هـ ) 2- المهتدی بالله (255-256هـ ) 3- المعتمد بالله (256-279هـ)
    امام علیه السلام در این دوران به صورت پنهانی و با اجرای اصل «تقیه»، با سیستم سازمان وکالت امور شیعیان را دنبال می فرمودند.
    امام عسکری علیه السلام، در سال 243هـ با فشار متوکل عباسی به سامراء منتقل شد، چون تصوّر عباسیان این بود که ممکن است امامان، همانند سایر علویان، با داشتن هوادارانی چند دست به قیام بزنند.
    لذا حضور آنها در مرکز خلافت، مانع از چنین اقدامی می شود.


    اقامت طولانی امام عسکری علیه السلام در سامراء جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه قابل توجیه نیست؛ به طوری که حضرت مجبور بودند هر دوشنبه و پنجشنبه به دارالخلافه رفته و حضور خود را اعلام نماید از طرفی هم تنها پیروان و شیعیان خاص می توانستند با آن حضرت ارتباط داشته باشند.

    امام عسکری علیه السلام اگر چه بسیار جوان و تحت مراقبت جاسوسان و عاملان خلیفه بود ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی شهرت فراوانی پیدا کرده بودند، حتی روزهایی که حضرت به مقر خلافت می رفت، در طول مسیر حضرت، که مملو از مردم و بسیار شلوغ بود، مردم به احترام ساکت می شدند و جمعیت با شور و شعف بسیار به امام علیه السلام اظهار ارادت می کردند.





    امضاء


  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    راز دعای باران

    در دورانی كه امام حسن عسگری (علیه السلام) زندانی بود، یكسال بر اثر خشكسالی قحطی شد، گرسنگی بیداد می كرد، علمای اسلام مردم را جمع كردند و برای نماز استسقاء (طلب باران) به بیابان بردند، نماز خواندند، و حتی چند بار نماز استسقاء خواندند ولی اثری از باران دیده نشد.
    عجیب اینكه علمای نصاری با مسیحیان نماز استسقاء خواندند باران آمد، روز بعد نیز نماز خواندند، باران زیادتر آمد و این موضوع باعث شكست و آبرو ریزی مسلمین شد، یكی از شیعیان به هر نحوی بود خود را به زندان رسانده و خدمت امام حسن عسگری (علیه السلام) رسید و جریان را عرض نمود و دید در میان زندان قبری كنده شده گریه كرد و عرض نمود ای امام بزرگوار من طاقت ندارم شما را در این قبر دفن كنند، حضرت فرمود: ناراحت نباش ، خدا نیز چنین مقرر نكرده است . او عرض كرد: دو مطلب مهم مرا به اینجا آورده است :


    اول اینکه از شما بپرسم كه طبق روایات شما، باید با روزگار دشمنی نكرد، منظور چیست؟

    امام فرمود: منظور از روزگار، ما اهلبیت هستیم :
    شنبه متعلق به حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) یكشنبه به علی (علیه السلام) دوشنبه به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)، سه شنبه به امام سجاد و امام باقر (علیهماالسلام) و امام كاظم و امام رضا (علیهما السلام)، چهارشنبه به امام جواد و پدرم حضرت هادی (علیهما السلام) و پنج شنبه متعلق است به من و جمعه متعلق است به فرزندم حضرت مهدی (علیه السلام) كه زمین را پس ‍ از آنكه پر از ظلم و جور شد پر از عدل و داد می كند.


    سوال دوم این است كه علمای شیعه سه روز برای نماز استسقاء به بیابان رفتند و نماز خواندند باران نیامد ولی علمای نصرانی رفتند و نماز خواندند و هر بار باران بارید و اگر امروز هم به دعای آنها باران بیاید ترس آن است كه شیعیان در عقیده خود متزلزل شوند و به مسیحیت بگروند.

    امام فرمود: اما نصاری روزی به قبر یكی از پیامبران برخوردند و استخوان ریزی از بدن آن پیامبر بدست آوردند و اكنون در نماز آن استخوان را در میان انگشتان خود گذاشته ظاهر می كنند و از این رو باران می آید، تو خود را فورا به او برسان و از میان انگشتان او آن استخوان را بیرون آور تا ابرها متفرق شود و باران قطع گردد.

    آن مرد همین دستور را انجام داد و در انجامش موفق گردید، در نتیجه ابرها رفتند و خورشید تابید، و علمای نصاری هر چه دعا كردند باران نبارید و شرمنده شدند، و شیعیان در حفظ ایمان خود استوار گشتند و از شك و تردید بیرون آمدند.

    و به نقل دیگر، خلیفه وقت امام حسن عسگری (علیه السلام) را از حبس ‍ بیرون آورد و به بیابان برد و جریان را به آن حضرت عرض كرد، امام جریان استخوان را بیان نمود و وقتی كه توسط یكی از خادمان ، استخوان را از دست عالم مسیحی ربود دیگر باران نیامد.






    امضاء


صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

11th shia`s imam, 11th shia`s imam & leaders, emam hasne askari, imam hassan askari, picture emamhasaneaskari, مولودی های ویژه ولادت امام عسکری, متن ادبی ولادت امام عسکری, مروری بر زندگانی یازدهمین پیشوا, ویژه نامه میلاد امام عسکری, ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری, ویژه نامه ولادت امام عسکری سال 90, کرامات امام حسن عسکری, کرامات امام حسن عسکری (ع), گالری تصاویر ویژه ولادت امام عسکری, گزیده ای از احادیث امام حسن عسکری, پیامک های تبریک ولادت امام عسکری, آلبوم تصاویر ویژه میلاد امام عسکری, آشنایی با یازدهمین خورشید آسمان امامت, امام حسن عسکری (ع), امام حسن عسکری محبوب قلوب شیعیان, امام حسن عسکری اسوه پارسایی, امام عسکری در شعر شاعران, انوارتابناک امام عسکری در آفاق جهان, انتظارات امام عسکری از شیعیان, ابعاد هفتگانه فعالیت امام عسکری, اس ام اس ولادت امام عسرکی, اشعار ولادت امام عسکری, اصحاب ویاران امام عسکری, بحر کرامت, حککایاتی از کرامات امام حسن عسکری (ع), زندگی نامه امام عسکری, سیره زندگانی امام حسن عسکری(ع), سامرا, سخنان تابناک امام حسن عسکری, سرّ من رآه, سرّ من رآی, شمه ای از فضایل امام عسکری, شاگردان و اصحاب امام حسن عسکری, شاگردان امام حسن عسکری

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی