آیا عرفان لازم است؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آیا عرفان لازم است؟
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 43
  1. #21
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط شهاب منتظر نمایش پست ها
    عرفان تاریخ و قدمتی دارد به قدمت خلقت انسان
    مکتب عرفان قدمت تاریخی ندارد.چنین مکاتبی اصلا در زمان پیامبر و... وجود نداشته اما کلمۀ عرفان که همان شناخت باشد بلی وجود داشته و از ضروریات به حساب می آبد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهاب منتظر نمایش پست ها
    عرفا با کسب معرفت از منابع عرفان ناب که آیات الهی قرآن کریم و سیره ی معصومین است
    کسانی که راه را شناخته اند از دو طریق به آن رسیده اند. قرآن و سنت رسول الله. مکتب عرفان و آموزه های آن توصیه ی این دو منبع نیستند. عالمان حقیقی شناخته اند و کلمۀ عارف که عربی است را به ایشان می گویند. عرفان و تصوف راهی جدید هستند و اگر بعضی از مکاتب منحرف نبود اصلا کلمه ای به نام عرفان ناب وجود نداشت چون خودش فقط ظاهری زیبا دارد.

    ذکر و انواع عبادات در قرآن است بازی با کلمات چرا؟مکتب عرفان از کجا آمده؟ آیا این مکتب ریشۀ محکمی دارد؟

    بعد از مکتب اسلام مکتبی نیامده و این مکتب جوابگوی تمامی نیازهای بشر بوده و هست و خواهد بود. این مکتب منابع بسیار نابی برای جوابگویی دارد. برای شناختن خدا باید از آموزه های خدا که قرآن و اهل بیت به آنها اشاره کرده اند استفاده کرد.قرآن 42 بار گفته بخور«کلوا»؛ تا نخوري نميتوني انفاق كني، تا نخوري نمي توني شکر و عبادت را بجا بیاری، .... از لذت های باید بهره گرفت. ریاضت های بیجا مورد تاکید مکتب اسلام نیست. بریدن از دنیا مورد تاکید اسلام نیست. فقط نباید دلبستۀ دنیا شد. در مکتب عرفان خلاف آموزه های قرآن عمل می شود.بله متاسفانه از بعضی آیات و روایات برا زنده نگه داشتن خودشون استفاده میکنن

    عرفان واژۀ زیبایی است که حس پرستش را شعله ور می کند که با فطرت انسان سازگار است اما برا این نیاز جوابگوی جامعی نیست و بجای اینکه تشنگی را از راه درست رفع کند آموزه هایی مانند سراب را در وجود انسان جایگزین می کند. سراب و تشنگی باعث رونق گرفتن این مکتب می شود.

    آیا عرفان لازم است؟


  2. #22
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    همان طور که عرض شد عرفان قدمتی به اندازه ی قدمت خلقت بشر دارد و از ابوالبشر ، حضرت آدم(ع) آغاز شده و تا کنون ادامه یافته است وانسان همواره تلاش نموده خدای خود و جایگاه خویش را در نظام خلقت الهی بشناسد.

    نکته ای که باز هم بر آن تاکید می گردد این است که بحث ما به هیچ عنوان شامل عرفان های دروغین برخاسته از جهل بشر یا عرفان های انحرافی که گاه به عرفان برخاسته از دین هم نزدیک شده اند امّا پس از اندکی از آن فاصله گرفته اند نیست.


    آشنایی با عرفان اسلامی



    یکی از علومی که در دامن فرهنگ اسلامی و با آغاز این دین مبین زاده شد و رشد یافت و تکامل پیدا کرد عرفان اسلامی است.

    درباره عرفان از دو جنبه می توان بحث و تحقیق کرد: یکی از جنبه علمی و دیگر از جنبه اجتماعی.

    عرفا با سایر طبقات فرهنگی اسلامی از قبیل مفسرین، محدثین، فقهاء، متکلمین، فلاسفه، ادبا، شعرا، یک تفاوت مهم دارند و آن اینکه علاوه براینکه یک طبقه فرهنگی هستند و علمی به نام عرفان را به وجود آورندند و دانشمندان بزرگی در میان آنها ظهور کردند و کتب مهمی تاًلیف کردند، یک فرقه اجتماعی در جهان اسلام به وجود آوردند با مختصاتی مخصوص به خود، برخلاف سایر طبقات فرهنگی از قبیل فقهاء و حکماء و غیرهم که صرفاً طبقه فرهنگی هستند و یک فرقه مجزا از دیگران به شمار نمی روند.

    اهل عرفان هرگاه با عنوان فرهنگی یاد شوند "عرفا" و هرگاه با عنوان اجتماعی شان یاد شوند"متصوفه" یاد میشوند.

    عرفا و متصوفه هرچند یک انشعاب مذهبی در اسلام تلقی نمیشوند و خود نیز مدعی چنین انشعابی نیستند و در همه فرق و مذاهب اسلامی حضور دارند، در عین حال یک گروه وابسته و به هم پیوسته اجتماعی هستند. یک سلسله افکار و اندیشه ها و حتی آداب مخصوص در معاشرتها و لباس پوشیدنها و احیاناً آرایش سر و صورت و سکونت در خانقاهها و غیره، به آنها به عنوان یک فرقه مخصوص مذهبی و اجتماعی رنگ مخصوص داده و می دهد.

    و البته همواره _خصوصاً در میان شیعه_ عرفائی بوده و هستند که هیچ امتیاز ظاهری با دیگران ندارند و در عین حال عمیقاً اهل سیر و سلوک عرفانی می باشند. و در حقیقت عرفای حقیقی این طبقه اند، نه گروه هایی که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعتها ایجاد کرده اند.





    آیا عرفان لازم است؟

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  3. تشكرها 3


  4. #23
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    عرفان عملی و نظری


    عرفان به عنوان یک دستگاه علمی و فرهنگی دارای دو بخش است: بخش عملی و بخش نظری.



    1- بخش عملی عبارت است از آن قسمت که روابط و وظایف انسان را با خودش و با خدا بیان می کند و توضیح می دهد. عرفان در این بخش مانند اخلاق است، یعنی یک "علم"عملی است با تفاوتی که بعدا بیان می شود. این بخش از عرفان علم "سیر و سلوک" نامیده می شود. در این بخش از عرفان توضیح داده می شود که "سالک" برای اینکه به قله منیع انسانیت ، یعنی "توحید" برسد از کجا باید آغاز کند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند در منازل بین راه چه احوالی برای او رخ می دهد و چه وارداتی بر او وارد می شود. و البته همه این منازل و مراحل باید با اشراف و مراقبت یک انسان کامل و پخته که قبلا این راه را طی کرده و از رسم و راه منزلها آگاه است صورت گیرد و اگر همت انسان کاملی بدرقه راه نباشد خطر گمراهی است. عرفا از انسان کاملی که ضرورتاً باید همراه "نوسفران" باشد گاهی به "طایر قدس" و گاهی به "خضر" تعبیر میکنند:


    همّتــم بدرقه راه کـن ای "طایر قـدس"

    که دراز است ره مقصد و من "نوسفرم"



    ترک این مرحله بی همرهی خضر مکن

    ظلمات است بترس از خطر گمراهی



    آیا عرفان لازم است؟

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  5. تشكرها 3


  6. #24
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط شهاب منتظر نمایش پست ها
    همّتــم بدرقه راه کـن ای "طایر قـدس"

    که دراز است ره مقصد و من "نوسفرم"



    ترک این مرحله بی همرهی خضر مکن

    ظلمات است بترس از خطر گمراهی
    بله با رنگ و لعابش کاملا و کاملا آشنا هستم. اما بعد از آشنایی با مفاهیم قرآنی اینا رنگ می بازند.

    علم به آموختن نیست علم قرار می گیرد در دل کسی که خداوند ارادۀ هدایت او را کرده باشد. دنبال قرآن و آموزه های اهل بیت باید رفت تا با نظر خدا صاحب علم شد. با منابع و ... مکتب عرفان صاحب علم نخواهیم شد.
    آیا عرفان لازم است؟


  7. #25
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالله91 نمایش پست ها


    بله با رنگ و لعابش کاملا و کاملا آشنا هستم. اما بعد از آشنایی با مفاهیم قرآنی اینا رنگ می بازند.

    علم به آموختن نیست علم قرار می گیرد در دل کسی که خداوند ارادۀ هدایت او را کرده باشد. دنبال قرآن و آموزه های اهل بیت باید رفت تا با نظر خدا صاحب علم شد. با منابع و ... مکتب عرفان صاحب علم نخواهیم شد.

    کدام رنگ و کدام لعاب؟!
    آیا عرفان لازم است؟

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  8. تشكرها 3


  9. #26
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ دو نفر از کارشناسان عزیز راجع به تاپیک




    پاسخ دو نفر از کارشناسان عزیز راجع به تاپیک که دوستان بزرگوار جناب شهاب منتظر عزیز و سرکار خانم کنیز فاطمه سلام الله علیها نیز به آنها اشاره ای کرده بودند:

    در جواب حضرتعالی باید بگویم عرفان حقیقی عبارت است از علم به حضرت حق سبحانه از حیث اسماء و صفات و مظاهرش و علم به احوال مبدأ و معاد و به حقایق عالم و چگونگی بازگشت آن حقایق به حقیقت واحدی که همان ذات احدی حق تعالی است و معرفت طریق سلوک و مجاهده برای رها ساختن نفس از تنگناهای جزئیت و پیوستن به مبدأ خویش و اتصاف وی به نعمت اطلاق و کلیت.

    بدیهی است این معنای از عرفان نه تنها مخالف با حقایق قرآن و آموزه های اهل بیت علیهم السلام نیست بلکه در راستای اهداف عالیه ارسال کتب آسمانی و انبیای الهی است. عرفان حقیقی جدای از قرآن و برهان نبوده و از زاویه ای دیگر به همان حقایق اشاره دارد.
    همانطور که فرمودید اگر چه عارف در بین منازل و مقامات در پی رسیدن به بالاترین و کاملترین آنها است و هرگز در پی بهشت و غلمان و حوریان بهشتی نیست و دائما در صدد نیل به حق سبحانه و کسب رضایت خداوند عالم است اما نباید در این طریق از مراتب و جایگاه مختلف افراد غافل شد و هرکسی را با این معیار سنجید. چه بسا کارهایی که برای ما مستحب است برای عارفی که به مقامات عالیه رسیده واجب باشد لذا نباید خرده گرفت و مراتب ایمان و یقین افراد را با یکدیگر خلط کرد.


    ادامه ...

    آیا عرفان لازم است؟


  10. #27
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    البته ذکر این نکته هم ضروری است که اگر انسان کاملی را دیدیم که چنین غایتی برای خود دارد و فراتر از بهشت حوریان و نهرهای شیر و عسل و شراب در پی بهشتی دیگر به نام ذات اقدس خداوند است نباید او و غایتش را مخالف آیات و روایاتی که ما را به بهشت حوریان فرا خوانده اند بدانیم زیرا قرآن کریم نیز به حسب قابلیتها و استعدادهای گوناگون افراد با ما همسخن شده است.

    در اینجا لازم است به احادیثی از این دست نیز توجه کنید که مثلا امام علی علیه السلام فرمودند:
    «
    گروهی به شوق بهشت خدا را عبادت می کنند که این عبادت تجار است وگروهی از ترس جهنم خدا را عبادت می کنند که عبادت بردگان و بندگان است ولی گروهی هستند که چون خداوند را اهل و شایسته ی عبادت می بینند، برای شکر نعمت ها او را عبادت می کنند که این، عبادت احرار و آزادگان است.» (نهج البلاغه، قصار الحکم، ۲۳۷)

    لذا نه تنها عارفان بالله بلکه اولیا و انبیای الهی و ائمه معصومین همگی خدا را نه بخاطر نیل به بهشت بلکه او را چون لایق پرستیدن و حمد و ثنا می بینند عبادت می کنند. آنان که به حقیقت راه یافته اند زبان حالشان این است:

    خلاف طریقت بود که اولیا
    تمنا کنند از خدا جز خدا
    گر از دوست چشمت به احسان اوست
    تو در بند خویشی، نه در بند دوست


    بلکه برخی از آیات قرآن کریم نیز اشاره به همین مقامات و منازل دارد.

    در روایت است که حضرت وصّى امير المؤمنين على- عليه السّلام- فرمود: عارف كه از دنيا به در رفت، سائق و شهيد او را در قيامت نمى‏يابند، و رضوان جنّت او را در جنّت نمى‏يابد، و مالك نار او را در نار نمى‏يابد. يكى عرض كرد: عارف در كجا است؟

    امام فرمود: فِي‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ. (قمر/54) یعنی او در نزد خدايش است.عارف نه در آسمان است و نه در زمين، نه در بهشت و نه در دوزخ، او همواره پيش آسمان آفرين و بهشت آفرين است.
    آیا عرفان لازم است؟


  11. #28
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    یکی از بلایائی که چند وقتی است ظهور و بروز شدیدی پیدا کرده است،مخالفتهای شدید و غیر منصفانه و همراه با توهین های عجیب و غریب با فلسفه و عرفان اسلامی است.

    در بی انصافی این فرقه جدید همین بس که از برخی جملات بزرگان فلسفه و عرفان که اصلا قبولشان هم ندارند استفاده ابزاری کرده و با مغالطات متعدد چنین وانمود می کنند که آن بزرگان نیز همفکر ایشان هستند.

    این فرقه جدید با بزرگ جلوه دادن اختلاف نظر علماء و مراجع عظام،سعی در ایجاد فتنه و اختلاف و شکسته شدن حرمت علماء دین داشته و می خواهند از این سفره اختلاف، چیزکی بهره ایشان شود.

    ایشان چنان خود را در لباس تقوا و دین مخفی کرده اند که بسیاری را به اشتباه انداخته و با مغالطات پیچیده خود چنان فضا را آلوده کرده اند که حق از باطل و خیر از شر تمییز داده نشود.

    ازجمله افرادی که این فرقه،کلام وی را مستمسک خود قرار داده اند و به دروغ وی را مخالف فلسفه و عرفان خوانده اند،حضرت آیت الله العظمی بهجت رحمة الله علیه می باشد.

    در ادامه نظر شما عزیزان را به خواندن مصاحبه ای خواندنی از فرزند گرامی ایشان جلب می کنم
    :

    آیا عرفان لازم است؟


  12. #29
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بسمه تعالی

    به مناسبت برگزاری چهارمین سالگرد ارتحال آیت‌الله بهجت، دیداری با فرزند این عارف بالله حجت‌الاسلام و‌المسلمین علی بهجت داشتیم و در آن جلسه، دیدگا‌ه‌های مرحوم آیت‌الله بهجت را درباره فلسفه و عرفان جویا شدیم که بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد.


    * آیت‌الله العظمی بهجت راجع به فلسفه خواندن فرزندشان چه نظری داشتند؟

    - درباره فلسفه خواندن ما حرفی نمی‌زد. حتی ما به حد افراط هم می‌خواندیم. تمام دوره اسفار را که 9 جلد است خواندم و 14 سال طول کشید.فلسفه را نزد علامه حسن‌زاده آملی و آیت‌الله جوادی آملی و مرحوم شهید مطهری خواندم. با این حال که به صورت افراط هم می‌خواندم ایشان فقط از اینکه من دنبال کلام دیگران باشم، یکبار اظهار نظر کرد.ولی مخالفتی با این کارها نداشت. کلا با دانستن علم مخالفتی نداشت. من ریاضیات و ستاره شناسی می‌‌خواندم و ایشان مخالفتی نداشت. بسیار از دانستن و علم، خوشش می‌آمد.رشته اصلی و تخصصی من فلسفه و عرفان بود. 18 سال فلسفه و حدود 8 سال عرفان خواندم. پدرم تنها مطلبی که درمورد تحصیل من در این رشته می‌فرمود این بود که چرا اینقدر عمر صرف می‌کنی که دیگران چه گفته‌اند؟ خودت چه می‌‌گویی؟من زمانی که در این زمینه صرف می‌کردم، چند برابر هم کلاسی‌هایم بود تا همه علومی را که در این کتب هست، در حضور استاد بگذرانم. لذا پدرم فقط به خاطر اینکه خیلی از وقتم را برای این موضوع صرف می‌کردم، اعتراض داشت.

    پدرم یک‌سوم من، وقت صرف فلسفه کرده بود ولی هرگاه مشکلی داشتم برطرف می‌کرد

    حضرت آیت ‌الله بهجت، شاید نسبت به من یک سوم وقت، صرف این موضوع کرده بود ولی چون هدفمند بود، اشکالات بنده را که سه برابر ایشان وقت صرف کرده بودم را جواب می‌داد.هرگاه مشکلی داشتم، ایشان حل می‌کرد و در مقام نظریه پردازی نیز خیلی قوی‌تر از من بود.چنین افرادی چون هدفمند کار انجام می‌دهند، قوی‌تر شده و زودتر به نتیجه می‌رسند.خداوند به انسان می‌فرماید: بشر تو خیلی به دنبال علم هستی ولی همه اینهایی که تو داری فرضیه است و صد در صد علم به دست تو نیامده؛ «وَمَا أُوتِیتُمْ مِنْ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً ... » و هنوز خیلی کم داری. چیزی به دست نیاورده‌ای. اگر علم می‌خواهی، در اتصال به من بدست می‌آوری.چطور اگر این لامپ را خاموش کنیم دیگر نه خود لامپ روشن است و نه می‌تواند به ما روشنایی دهد، چون کلید اتصالی که ما قطع کرده‌ایم، ارتباط لامپ را از منبع تولید الکتریسیته قطع کرده است.وقتی به آن منبع متصل است، نور پیدا می‌کند و نه تنها نور پیدا می‌کند بلکه منور هم می‌شود و نور هم می‌دهد.ما نیز اگر به مبدأ هستی متصل شویم، نه تنها برای خودمان بلکه برای دیگران نیز می‌توانیم مفید باشیم. چنین افرادی سعی کرده‌اند که خودشان را به آن حقیقت وصل کنند لذا در اتصال به آن حقیقت، علم بیشتری به آنها افاضه می‌شود. خداوند می‌فرماید ما حکمت را به لقمان آموختیم. یعنی لقمان سر کلاس رفت و چیزی آموخت؟ خیر. بلکه در اثر اتصال به مبدأ اصلی، منوهایش باز شد و علم را گرفت
    آیا عرفان لازم است؟


  13. #30
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض نظر آیت‌الله بهجت درباره عرفان علمی چه بود؟





    نظر آیت‌الله بهجت درباره عرفان علمی چه بود؟

    - پدرم فلسفه را مقدمه معرفت می‌دانست اما به خواندن عرفان علمی مقید نبود. البته ایشان مخالف هم نبود. مقید نبود که حتما انسان باید عرفان علمی یا نظری را بخواند و در آن صاحب نظر شود. می‌فرمود داشتن یک مقدار اطلاعات درباره عرفان علمی لازم هست اما بایدی وجود ندارد. دانستن کتب عرفای بزرگ را نیز توصیه می‌کرد. عرفان نظری به این صورت کلاسیک چند سالی است که بیشتر مطرح است و قبلا به این صورت نبود. پدرم مخالفتی با خواندن عرفان علمی نمی‌کرد اما از اینکه این موضوع به صورت بت شود هم خوشش نمی‌آمد. می‌فرمود اینها ابزارند برای حرکت و بت نیستند. اینکه خیلی‌ها می‌خوانند و اصرار دارند که ما این مطالب را می‌دانیم و دانا هستیم و ... را هنر نمی‌دانست. دانستن هر دانش دیگری نیز همین طور است. فقه و اصول و کلام هم همینطور است مانند فیزیک و شیمی دانستن است. مهم این است که تو چه داری؟ تو چه یافتی و کجا رفتی. مثل این است که بگویی من آنم که رستم بود پهلوان. خود تو چه کرده‌ای؟ مهم این نیست که هرچه دانشمندان دیگر یافته‌اند در دست تو باشد.
    خودت کجای عالم هستی و چه چیز را به دست آورده‌ای. تعابیری داریم که به این موضوع اشاره می‌کند: گیرم تو خَری عـلم چه بـاریست بـدوشت / در گِل چو فـتاد این خَر و این بار چه داری؟ در خود قرآن نیز این تعبیر وجود دارد که فوقش مانند چهارپایی هستی که باری را حمل می‌‌کنی «کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفارا». فرض کن همه کتب را دانستی، از خودت چه می‌جوشد؟ آن جوشیدن انسان است که اثر بخش است. پدرم آن جوشش را می‌خواست و با آن جوشش در انسان کار داشت. موافق این جوشش بود و با زیاد وقت صرف این مطالب کردن و بت کردن آنها موافق نبود.
    آیا عرفان لازم است؟


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •