سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 49

موضوع: (¯`''•.☆ دلداده ترین عاشق{ویژه نامه ولادت حضرت زینب(س) و بزرگداشت مقام پرستار} ☆.•''´¯)

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,506 در 7,127
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    امروز هم روزگار همچنان ملایم مى‌گذرد و عطرى که در کوچه‌ها است، بوى یاس و گلاب است. شاید آنان که هلهله مى‌کنند و کِل ‌مى کشند، تنها قصه ولادت شنیده‌اند؛ آن هم ولادت دختر فاطمه و على علیهماالسلام .

    تو هم آمده‌اى که عیدانه بخواهى. به سمتى که دلت رضا مى‌دهد، رو مى‌کنى و آرام مى‌گویى: سلام بر زینب که ناموس خداوند است! سلام بر بانوى شکوهمند تاریخ، که نامش از گذشته‌هاى دور، ایستادگى را بر سر زبانها انداخت.

    شنیده‌اى این بانو، کسى است که تلخى‌ها از هر سو احاطه‌اش مى‌کنند و او غیر از زیبایى نمى‌بیند؛ بانویى که همزادى جز مصیبت ندارد، جامه‌اى جز کبود نمى‌پوشد و قوتى جز غم نمى‌خورد.

    متحیر مانده‌اى در برابر این بانو که حتى میلادش را پیامبر و على اشک ریخته‌اند و قنداقه‌اش را به سینه فشرده‌اند و زینب زینب گفته‌اند.

    کسى که واژه‌ها براى وصفش به حزنى فصیح مبتلا مى‌شوند و کلام بى آنکه بخواهد وقتى به او مى‌رسد، سنگین و مبهوت مى‌گذرد.

    اما مى‌دانى که صبر، مرکبى راهوار است و زینب با آن به معراج مى‌رود.

    شجاعت، ارثى سترگ است که مادر و پدر برایش به یادگار نهاده‌اند.

    او دانایى است که علم و حکمت را، مانند غذاهاى بهشتى که براى مادرش از آسمان مى‌آمد، از آسمان دریافته است.


    سلام بر زینب که ناموس خداوند است! ... و آن گاه مى‌شکنى و پشت پرده‌ی اشک مى‌مانى؛ با دستانى که زیر باران، بذر آرزو مى‌کارند و چشمانى که در انتظار اجابت‌اند.

    نوشته‌ی : رقیه ندری
    تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان



    امضاء



  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    ابوبكر با این سند: محمد بن زكریا، جعفر بن محمد بن عماره ‏كندی، پدرش، حسین بن صالح، دو مرد از بنی‏هاشم، از حضرت ‏زینب (علیهاالسلام) دختر علی (علیه‌السلام) روایت كرد كه زینب علیهاالسلام فرمود:

    «قالت فاطمه علیهاالسلام: ... و نحنُ وسیلتهُ فی‏ خلقهِ و نحنُ خاصته و محل ‏قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه انبیائه...»؛

    «ما وسیله‏ ارتباط خدا با مخلوق‏های او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكی‏ها، ما راهنماهای روشن خداییم و وارث پیامبران او هستیم‏.»



    امضاء


  3. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,506 در 7,127
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بازنویسی ماجرای زینب کذاب در عهد امام هادی علیه السلام، به تکریم حضرت زینب کبری سلام الله علیها
    این روزها در سامرا حرفهایى عجیب مى‌زنند. اگر به راستى آن زن زینب باشد؛ اصلاً چرا تا به حال کسى او را ندیده است؟ یعنى این همه سال او...

    با این خیالات خود را به مردم مى‌رسانم و در گوشه‌اى مى‌ایستم تا ادامه ماجرا روشن شود.

    مى‌گویند: متوکل علویان را خواسته و نظر آنان را پرسیده است و آنها گفته‌اند: «این زن دروغ مى‌گوید».

    مى‌گویند: «زن عصبانى شده و بر ادعاى خود پافشارى مى‌کند».

    مى‌گویند: «متوکل کسى را نزد امام هادى فرستاده تا بیاید و مشکل را حل کند».

    امام به سمت جمعیت مى‌آید با آمدنش همهمه مردم محو مى‌شود.

    پیش مى‌روم و قد بلند مى‌کنم.

    همه صداى امام را مى‌شنوند: «این زن دروغ مى‌گوید.»

    متوکل جواب مى‌دهد: دیگران نیز این را گفته‌اند؛ دلیلى بهتر بیاور یابن الرضا.
    صداى امام برمى خیزد و همهمه مى‌خوابد

    امام می‌گوید «اگر راست مى‌گوید در قفس شیران وارد شود».

    زن صدا بلند مى‌کند که: «او مى‌خواهد مرا به کشتن بدهد».

    اما با همان خونسردی برخواسته از اطمینان می‌گوید: «گوشت و خون فرزندان على و فاطمه بر درندگان حرام است»؛ امام که این را مى گوید در میان مردم مى پیچد که: «اگر چنین است چرا خود به نزد شیران نمى رود؟»

    متوکل بلافاصله این حرفها را آن چنان بلند مى‌گوید که باز صداها مى‌خوابند. حلقه جمعیت تنگ‌تر مى‌شود و من سعى مى‌کنم باز هم پیش بروم و روى پنجه‌هایم بایستم.

    امام در قفس شیران نشسته و شیرها سر خود را در مقابل او بر زمین نهاده‌اند و امام هادى دست بر سر ایشان مى‌کشد و اشاره مى‌کند که کنار بروند شیرها برمى‌گردند. امام از آنجا بیرون مى‌آید و مى‌گوید: «هر کس گمان مى‌کند فرزند فاطمه است به سمت قفس برود و در آن بنشیند.»

    زن مِن مِن مى‌کند؛ انگار کلمات را گم کرده است: «من از روى فقر... یعنى تنگ دستى آن قدر... آب دهانش را به سختى فرو مى دهد؛ من، من زینب نیستم».
    ×××××
    به یاد زینبی که به حق، زینت پدر بود و شیرزن عرصه کرب و بلا صلوات می‌فرستیم

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد
    تنظیم: گروه دین اندیشه تبیان


    امضاء


  4. تشكرها 5


  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,506 در 7,127
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اگر به دنیا نیامده بودی، هر کسی چیزی کم داشت.

    پدرت ـ با آن همه فضیلت ـ دختری نداشت تا زینتش باشد و وقتی با شیرین زبانی کودکانه‌اش لب به سخن می‌گشود، چهره پدر را به وجد می‌آورد.

    مادرت ـ بانوی خلوت کبریا ـ، همدمی نداشت تا روی زانوانش بنشاند و گیسوانش را شانه کند و سفره دلش را رو به روی نگاه مهربانش بگشاید.

    برادرانت خواهر غم‌خواری نداشتند که محرم اسرارشان باشد و گرمی دلشان و قوت زانوانشان.

    دیگر کسی نداشتند تا دنباله راه روشن خویش را به او بسپارند.

    کارهایی بود که فقط از دست تو برمی‌آمد؛ نه هیچ کس دیگر.

    اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا چیزی کم داشت؛ دنیا دختری را کم داشت که وقتی در اسارت قفس، دهان می‌گشاید، کلمات پیروزمندانه پدر از گلویش سرازیر می‌شود.

    خواهری کم داشت که وقتی غم و داغ فرزند بخواهد برادری را از او بگیرد، دست‌هایش را سایبان صبر کند و ذرات تحمل را بپاشد در هوای بی‌قراری.

    عمه‌ای کم داشت تا آغوش مهربان و خسته‌اش را به روی غنچه‌های برادر بگشاید و قوت دلشان باشد.

    و سفیری کم داشت تا پیام آفتاب را به هر سایه و خلوت تاریکی برساند.اگر به دنیا نیامده بودی، دنیا زینب را کم داشت، زینب را.
    نوشته‌ی: سیدحسین ذاکرزاده
    تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

    امضاء



  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    گوشه ای از فضایل حضرت زینب (ع)

    مهمترین امتیاز انسان نسبت ‏به سایر موجودات - حتى ملائكه - دانش و بینش اوست.

    «و علم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكه فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان كنتم صادقین. قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العلیم الحكیم‏.»(4) ؛

    « سپس علم اسماء[علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آن‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، اسامى این‏ها را به من خبر دهید. عرض كردند: تو منزهى. ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم داده‏اى نمى‏دانیم؛ تو دانا و حكیمى.»
    و برترین علم‏ها، علمى است كه مستقیما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، یعنى داراى علم «لدنى‏» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضرعلیه السلام مى‏فرماید:« وعلمناه من لدنا علما.» (5) ؛«علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم.»
    زینب علیهاالسلام به شهادت امام سجاد علیه السلام داراى چنین علمى است، آن جا كه به عمه‏اش خطاب كرد و فرمود:« انت عالمه غیر معلمه وفهمه غیر مفهمه (6)؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی؛ عالم و دانشمند هستی.»





    امضاء


  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,542 در 29,326
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    زینب جان خوش آمدی



    خانه ای ساده و گلی، با کم ترین وسایل زندگی، در لفافه ای از نور پیچیده شده است.

    زهرا(س) چشم به راه تولد نوزادی است.
    هاله ای از نور خدا را در برگرفته است.

    فرشتگان در هلهله اند و نور معطر بال هایشان از آسمان تا
    زمین جاده ای از نور کشیده است.

    غنچه ای آرام شکفته می شود با غنچه ای از جنس نور، از تبار یاس.

    بوی عطری خوش عالم را پر می کند.
    تمام گل های عالم از این عطر مبارک، لب به خنده می گشاید.

    زینب متولد می شود، چشم می گشاید و خانه را صفایی تازه می بخشد.


    خوش آمدی ای نوگل زهرا(س)
    ای غنچه نوشکفته علی(ع)
    ای زینب حسن و حسین(ع)




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,542 در 29,326
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نام آسمانی





    کودکی زیبا چون غنچه ای تازه شکفته، لطیف تر از برگ گل
    سپیدتر از گلبرگ نسترن، پاک تر از آسمان، خوشبوتر از یاس رخ می نماید.

    پدر در نام گذاری اش بر پیامبر پیش قدم نمی شود و پیامبر در انتظار نام
    آسمانیِاو از سوی خدا، چشم بر افق می دوزد.

    جبرئیل می آید، با یک سبد پر از گل تبریک، با یک تحفه گرانبها:

    «نام آسمانیِ زینب» و چشم ها به این نام روشن می شود.

    دل علی(ع) موج می زند.

    خوش آمدی ای زینت پدر، ای زینت اهل بیت، ای زینت اسلام علوی.






    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0



    پلک صبوری می‌گشایی
    و چشم حماسه‌ها
    روشن می‌شود
    کدام سرانگشت پنهانی
    زخمه به تار صوتی تو می‌زند
    که آهنگ خشم صبورت
    عیش مغروران را
    منغض می‌کند
    می‌دانیم
    تو نایب آن حنجره مشبکی
    که به تاراج زوبین رفت
    و دلت
    مهمان‌سرای داغهای رشید است
    ای زن!
    قرآن بخوان
    تا مردانگی بماند
    قرآن بخوان
    به نیابت کل آن سی‌جزء
    که با سرانگشت نیزه
    ورق خورد
    قرآن بخوان
    و تجوید تازه را
    به تاریخ بیاموز
    و ما را
    به روایت پانزدهم
    معرفی کن

    قرآن بخوان:
    تا طبل هلهله
    از های و هوی بیفتد
    خیزران
    عاجزتر از آن است
    که عصای دست
    شکستهای بزک‌شده باشد
    *

    شاعران بیچاره
    شاعران درمانده
    شاعران مضطر
    با نام تو چه کردند؟
    *

    تاریخ زن
    آبرو می‌گیرد
    وقتی پلک صبوری می‌گشایی
    و نام حماسی‌ات
    بر پیشانی دو جبهه نور می‌درخشد

    زینب!



    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1399
    نوشته
    1,430
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    6,052
    مورد تشکر
    4,855 در 1,202
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بانوی توحید و شهادت

    دوران زندگی دنیایی، نقطه عطف حیات ابدی انسان است که در آن، سعادت یا شقاوت خویش را رقم می‏زند.
    خوشا به حال مؤمنان ؛ آنان که در ایمان خویش چون کوه استوارند و در راه رضای یار، جز به وصل و لقای او نمی‏اندیشند .
    همانانی که در مسیر بندگی، با آهنگ عشق و وفاداری سیر می‏کنند و در این راه از معبود محبوب خویش جز خوبی و زیبایی نمی‏بینند ؛ هر چند در رنج و بلا باشند.
    سلام بر قافله سالار کاروان عشق که صبر از شکیبایی او در آزرم شد.
    بنده راستین الهی که از برکت انفاس معصومان و همت والای خویش، اجر فرزند شهید، خواهر شهید، عمّه شهید و مادر شهید را به کف آورد و جاودانه تاریخ و اسوه حق‏پویان گردید.
    او که چشم تیز بین زمان، از دیدار مثل و مانندش در شکیبایی و زیبا نگری محروم ماند و به حیرت نشست.

    سلام بر بانوی توحید و شهادت، عقیله بنی‏ هاشم، فاطمه صغری؛ زینب کبری علیهاالسلام .


    امضاء


  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    تجلی فاطمه و علی علیهماالسلام

    در نظامی که زن موجودی زاید و دست و پاگیر به شمار می‏رفت و داشتن دختر در خانواده ننگ بود،

    خدای بزرگ پیامبری با کتاب و روشی روشن برانگیخت و به او دختری عطا کرد که به «کوثر» ملقّب گشت؛

    یعنی «خیر فراوان» که در طول تاریخ، همواره الگوی زنان و بهترین جلوه جمال الهی بوده است.

    حضرت زینب علیهاالسلام دختر این زن و تربیت شده اوست که کمالات فاطمه علیهاالسلام و روح بلند حضرت علی علیه‏السلام در وجود تابناکش موج می‏زند؛

    زنی که سکوتش یادآور شکیبایی مادر است و سخنش پژواک خطبه ‏های آتشین پدر.

    زنی که تا خاموش است، همه فاطمه علیهاالسلام است و آن‏گاه که لب می‏گشاید، یکسر علی علیه‏السلام است.

    زنی که یک تنه بزرگ‏ترین پیام آور مکتب عاشورای حسینی و فریادگر آزادی و کرامت انسانی برای همه تاریخ است .


    امضاء


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی