(...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض (...◕✿◕◕✿◕ زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند ◕✿◕◕✿◕...)








    یکی از هولناک ترین مساله در زندگی بشر مرگ و مسایل آن است. در آیات و روایات از سکرات مرگ سخن به میان آمده است و این که بیش تری مردم هنگام مرگ و پس از آن دچار عذاب و شکنجه های روحی و مانند آن هستند. مساله فشار قبر یکی دیگر از مسایل در آموزه های اسلامی است که شنیدن آن بر آدمی سخت و دشوار است ؛ چه رسد که تجربه آن را داشته باشد و بخواهد آن را در ذهن خویش تصویر و ترسیم کند.


    یکی از منزلگاه های آدمی پس از مرگ قبر است. خداوند می فرماید: ثم أماته فأقبره؛ سپس او را میراند، پس وارد قبر کرد . (عبس، ایه ۸) در آیه دیگر می فرماید: و أن الله یبعث من فی القبور؛ خدا کسانی را که در قبرها هستند بر می انگیزد. (فاطر، آیه۲۲)







    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)



  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    برزخ و احوالات آن


    اما قبر جایگاه واقعی انسان پس از مرگ نیست؛ بلکه انسان پس از مرگ به عالم برزخ می رود که خود عالمی از عوالم سه گانه هستی؛ یعنی دنیا ، برزخ و آخرت است. از این روست که خداوند در آیه ۱۰۰ سوره مومنون از برزخ به عنوان دومین جایگاه زیست انسان اشاره می کند و می فرماید: و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون؛ و در پیشاپیش آنان برزخی است تا روزی که بر انگیخته می شوند.


    عالم برزخ عالم میان دو عالم دنیا و آخرت است. اصولا برزخ به هر چیز حائل گفته می شود که در میان دو چیز باشد. از جمله خداوند درباره برزخ میان دو دریا می فرماید: بینهما برزخ لا یبغیان؛ میان دو دریا، فاصله و حائلی است که به هم سرایت نمی کند. (الرحمن، آیه۲۰)


    انسان در عالم برزخ، هم دارای آثار روحی و روانی مانند فرح و شادمانی، حزن و اندوه، و هم دارای آثار جسمانی است مانند: «رزق» و «روزی» ، و کلمه های «فرحین» و «یستبشرون» و «یرزقون» و «بنعمة من الله» همگی حاکی از چنین آثار حیات می باشند (آل عمران، آیات ۱۶۹ تا ۱۷۱) همچنان که آیات مربوط به عرضه آل فرعون بر آتش، و ورود قوم نوح بر آن که توضیح آن در بحث تجرد نفس گذشت گواه بر شکنجه شدن کافران در آن منزل می باشد.


    از جمله آیاتی که به گونه ای بر حیات برزخی دلالت می کند آیه یاد شده در زیر است: قالوا ربنا امتنا اثنتین و احییتنا اثنتین، فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل؛ (کافران در روز قیامت می گویند) پروردگارا دوبار ما را میراندی، و دوبار زنده کردی پس ما به گناهان خود معترفیم، پس آیا راهی برای بیرون رفتن از آتش دوزخ وجود دارد؟(غافر، آیه۱۱)


    در نهج البلاغه درباره فشار قبر آمده است: و روعات الفزع و اختلاف الاوضاع و استکاک الاسماع و ظلمة للحد؛ یاد کنید از دفعه بدفعه آمدنهای خوف و بیم‌های مختلف و جابجا شدن دنده‏های پهلو از فشار قبر و کر گردیدن گوشها و تاریکی گور.




    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)



  4. #3
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    در نهج البلاغه درباره فشار قبر آمده است: یاد کنید از دفعه به دفعه آمدن های خوف و بیم های مختلف و جابه جا شدن دنده های پهلو از فشار قبر و کر شدن گوش ها و تاریکی گور.


    آن حضرت همچنین می فرماید: اگر آن مردگان را با (دیده) عقل بسنجی و پرده (خاکی) که آنها را از تو پوشانده است، کنار رود (آنها را خواهی دید) درحالی که گوش هایشان در اثر رسوخ جانداران خاکی در آنها نابود و کر گشته و دیدگانشان از سرمه خاک (به مغز) فرو رفته و زبان هایشان پس از تندی و تیزی در دهان ها پاره پاره گشته و دل هاشان پس از بیداری در سینه ها مرده و از تپش افتاده، در هر عضوی از ایشان پوسیدگی تازه که باعث فساد و زشتی است رخ داده و راه نابودی آنها را آسان ساخته است، در حالی که در برابر هر آسیبی تسلیمند، نه برای دفاع (از آلام و اسقام) دستی و نه برای نالیدن (از سختیها) دلهایی دارند (اگر به دیده عبرت بنگری) اندوه های دلها و خاشاک و خونابه چشمها را خواهی دید که برای آنها در هر یک از این رسوائی و گرفتاریها حالتی است که دگرگون نشود و سختی ای است که برطرف نگردد.(نهج البلاغه ترجمه انصاری، ص ۶۲۵)

    محمد تقی فلسفی در این باره می گوید: «مقصود از فشار قبر این نیست که دیوارهای قبری که در گورستان حفر شده به هم نزدیک می شوند و جسد میت را در تنگنا قرار می دهند، بلکه مقصود فشار نامرئی و نامحسوسی است که بر روح و جسد برزخی متوفی، وارد می آید و او را به شدت ناراحت می کند.»

    امام صادق(ع) می فرماید: به خدا سوگند من بر شما از برزخ می ترسم، گفتم برزخ چیست؟ فرمود: القبر منذ حین موته الی یوم القیامه ؛ مقصود از برزخ قبر انسان است از لحظه مرگ تا روز رستاخیز. (بحارالانوار، ج ۶، باب احوال برزخ، حدیث ۶۱۱)




    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)



  5. #4
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض





    در بحارالانوار آمده است که قبر هرروز می گوید:


    «أنا بَیتُ الغُربَة، أنا بَیتُ الوَحشَة ، أنا بَیتُ الدُّود»


    (منم خانۀ غربت، منم خانۀ وحشت، منم خانۀ کِرم)

    براء بن عازب – یکی از صحابۀ معروف پیامبر(ص) – روایت می کند که ما در خدمت حضرت رسول(ص) بودیم که نظرش افتاد به جماعتی که در محلی جمع گشته بودند.
    پیامبر(ص)پرسیدند:بر چه این مردم اجتماع کرده اند؟

    گفتند: جمع شده اند قبر می کنند.

    براء گفت: چون حضرت اسم قبر را شنید در رفتن به سوی آن شتاب کرد، تا خود را به قبر رسانید پس به زانو کنار قبر نشست.

    من رفتم به طرف دیگر مقابل روی آن حضرت، تا تماشا کنم که آن حضرت چه می کند؟ دیدم گریست به حدی که خاک را از اشک چشم خود تر کرد.
    پس از آن رو کرد به ما و فرمود
    : « برادران من، از برای مثل این مکان تهیه ببینید و آماده شوید»



    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)

  6. تشكرها 6


  7. #5
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض





    در بحارالانوار در قسمتی از نامۀ حضرت امیرالمومنین(ع)به محمدبن ابی بکر آمده است:

    مولا حضرت علی(ع)فرمودند
    :

    «ای بندگان خدا، بعد از مرگ برای کسی که آمرزیده نشود شدیدتر از مرگ است، از قبر و تنگی و تاریکی و غربت آن برحذر باشید،همانا قبر در هر روز می گوید:من خانۀ غربتم، من خانۀ وحشتم، من خانۀ کِرم هستم. قبر یا باغی از باغهای بهشت و یا گودالی از گودال های آتش است- تا اینکه فرمود- همانا"زندگی و معیشت سخت" که خدا دشمن خود را از آن ترسانده، عذاب قبر است. همانا در قبر 99 مار بزرگ بر کافر مسلط می شوند، گوشت او را نیش می کشند و استخوانش را می شکنند و تا روز رستاخیز تکرار می کنند. اگر یکی از آن مارها در زمین بدمد زراعتی نخواهد رویاند. ای بندگان خدا نفس های(جان) ضعیف و بدن های نرم و نازک شما که کمی از اینها برایش کافی است از این -عذاب- ضعیف و ناتوان است.»


    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)


  8. #6
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض توصیف مولا امیرمومنان علی بن ابی طالب(ع) از لحظۀ مرگ





    توصیف مولا امیرمومنان علی بن ابی طالب(ع) از لحظۀ مرگ:

    نهج البلاغه خطبه 109:

    «سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیا پرستان هجوم آورد.بدن ها در سختی جان کندن سست شده و رنگ باختند، مرگ آرام آرام همۀ اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز می دارد، و او در میان خانواده اش افتاده، با چشم خود می بیند و با گوش می شنود و با عقل درست می اندیشد که عمرش را در پی چه کارهایی تباه کرده و روزگارش را چگونه سپری کرده؟ به یاد ثروت هایی که جمع کرده می افتد، همان ثروت هایی که در جمع آوری آنها، چشم برهم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناک گرد آورده و اکنون گناه جمع آوری آن همه بر دوش اوست که هنگام جدایی از آنها فرا رسیده، و برای وارثان باقیمانده است تا از آن بهره مند گردند و روزگار خود گذرانند.

    راحتی و خوشی آن برای دیگری و کیفر آن بر دوش اوست و او در گرو این اموال است که دست خود را از پشیمانی می گزد ، به خاطر واقعیت هایی که هنگام مرگ مشاهده کرده است. در این حالت از آنچه که در زندگی دنیا به آن علاقمند بود، بی اعتنا شده آرزو می کند ای کاش آن کس که در گذشته بر ثروت او رشک می برد این اموال را جمع کرده بود. اما مرگ همچنان بر اعضای بدن او چیره می شود تا آنکه گوش او مانند زبانش از کار می افتد ،پس در میان خانواده اش افتاده ، نه می تواند با زبان سخن گوید و نه با گوش بشنود، پیوسته به صورت آنان نگاه می کند و حرکات زبانشان را می نگرد، اما صدای کلمات آنان را نمی شنود. سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا می گیرد و چشم او نیز مانند گوشش از کار می افتد و روح از بدن او خارج می شود و چون مرداری در بین خانوادۀ خویش بر زمین می ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند و از او دور می شوند. نه سوگواران را یاری می کند و نه خواننده ای را پاسخ میدهد. سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین می برند و به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند»


    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)


  9. #7
    عضو وفادار
    عبدالله91 آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 466      تشکر : 4,493
    2,848 در 493 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عبدالله91 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس بهشتی نمایش پست ها
    لحظه مرگ تا روز رستاخیز
    سلام
    میبخشین اگر دخالت کردم
    میشه بیشتر و بیشتر و بیشتر بنویسین.آدم هرچی میخونه باز انگار چیزی نمیدونه و چنین مطالبی عطش آور و هشدار دهنده و آگاه کننده و مشوق رسیدگی به اعمال هستند.اگه زیاد بنویسین ممنون میشیم.اجرتون با خدا
    یامولاعلی(ع)
    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)

  10. تشكرها 6


  11. #8
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آشنائی با برزخ و حیات بعد از مرگ

    مرگ، گذرگاهی [1] به سرای دیگر

    حیات دنیوی انسان با مرگ پایان یافته و به سرای دیگری قدم می‎گذارد. مسئله مرگ از جنبه تربیتی اهمیت ویژه‎ای دارد و در قرآن كریم، احادیث دینی از جهات گوناگون مورد توجه قرار گرفته و درباره آن مطالبی بیان گردیده است: در این فصل برخی از آنها را یادآور می‎شویم:

    1. تقدیر حتمی و عمومی

    قرآن كریم مرگ را تقدیر الهی دانسته و می‎فرماید:

    «نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَكُمُ الْمَوْتَ».[2]


    نیز درباره حتمیت و عمومیت آن می‎فرماید:

    1. «أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ».[3]
    2. «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ».[4]
    3. «وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ».[5]

    هم‎چنین امام علی ـ علیه السلام ـ درباره عمومیت مرگ فرموده است: «وَ لَوْ اَنَّ اَحَداً یَجِدُ إلی البَقَاء سُلَّمَاً اَوْ لِدَفْعِ الْمُوتِ سَبیلاً، لَكانَ ذَلِكَ سُلِیمَان بن داود ـ علیه السلام ـ الذی سُخَّر لَهُ مُلْكَ الْجِنَ و الانْس».[6]

    2. دوستی خدا و آرزوی مرگ

    قرآن در رد ادعای قوم یهود كه خود را اولیای خاص خدا دانسته، و كسی جز یهود را شایسته حیات سعادت مندانه

    اخروی و ورود به بهشت نمی‎دانستند،[7] می‎فرماید:

    «قُلْ إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَهُ عِنْدَ اللَّهِ خالِصَهً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ».[8]

    نیز می‎فرماید:

    «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ».[9]

    بدیهی است فردی كه به حیات جاودانه اخروی و نعمت‎ها و پاداش های عظیم آن معتقد بوده، و با عمل به فرامین الهی خود را شایسته دریافت آن پاداش‎ها می‎داند و لطف و رحمت بی كران خداوندی را نیز باور دارد، مشتاقانه در انتظار فرا رسیدن مرگ می‎باشد و با گشاده‎رویی از آن استقبال می‎كند، چنان‎كه در حالات اولیای الهی مطالب شنیدنی بسیاری در این‎باره نقل شده است: از جمله در روایت است كه امام علی ـ علیه السلام ـ نقل شده كه فرمود: «و الله لابن ابیطالب آنس بالموت مِنْ الطِفل بِتَدی امه».[10]

    نیز روایت شده است كه حمزه سید الشهدا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در دوران جوانی و قبل از اسلام در جنگ‎ها زره بر تن می‎پوشید، ولی پس از اسلام بدون پوشیدن زره به میدان جنگ می‎رفت: علت آن را پرسیدند،‌ در پاسخ فرمود: من قبلاً وداع از این جهان را مرگ و فنا می‎دانستم، ولی اینك در پرتو آیین محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ خود را در برابر این حیات فانی زبون و ناتوان می‎بینم، ‌و وداع از آن را دریچه‎ای به سوی رحمت بیكران الهی می‎دانم.

    و نیز روایت شده است كه روز عاشورا، حبیب بن مظاهر ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را خندان دیدند، علت را از او پرسیدند: پاسخ داد: امروز مناسب‎ترین روز شادمانی است، زیرا طولی نمی‎كشد كه پس از شهادت در كنار حورالعین خواهیم بود.[11]

    در این‎جا این سؤال مطرح می‎شود كه چرا در برخی از روایات از آرزو كردن مرگ نهی شده است؟ چنان‎كه از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت شده كه فرمود: «مبادا فردی از شما به خاطر مشكلی كه بر او وارد می‎شود، آرزوی مرگ نماید، بلكه از خدا بخواهد تا وقتی زندگی برای او منشأ خیر است، او را زنده بدارد».[12]

    پاسخ این است كه ـ همان‎گونه كه از حدیث فوق به دست می‎آید ـ در صورتی كه آرزوی مرگ به خاطر بی‎تابی در برابر ناگواری‎ها باشد مذموم می‎باشد، زیرا در برابر ناملایمات باید صبر و استقامت نمود و از خداوند استمداد جست.[13]

    در این‎باره روایات بسیار نقل شده است كه این گنجایش نقل آن‎ها را ندارد.[14]

    3. علل نگرانی از مرگ

    یكی از عوامل نگرانی از مرگ كه می‎توان آن را یك عامل طبیعی دانست، مفارقت و جدایی انسان از وابستگان و دوستان است.

    یكی دیگر از عوامل نگرانی مرگ برای كسانی كه به حیات اخروی عقیده ندارند، این است كه آنان چون مرگ را نشانه پایان حیات می‎دانند، از این‎رو آن را امری ناخوشایند می‎دانند؛ زیرا انسان به حیات همیشگی تمایل فطری دارد، و لذا هر چه را كه با این تمایل ناسازگاری دارد، را نمی‎پسندد.


    عامل سوم كه برای گناه‎كارانی كه به حیات پس از مرگ و كیفرهای اخروی گناهان عقیده دارند، مطرح است، این است كه چون آینده خود را توأم با رنج و سختی می‎دانند، لذا از مرگ وحشت دارند.


    و سرانجام دلبستگی زیاد به مظاهر حیات دنیوی، عامل دیگری برای وحشت و نگرانی از مرگ می‎باشد.

    اینك نمونه‎هایی از آیات و روایات را در این‎باره یادآور می‎شویم.

    قرآن كریم با اشاره به حالت اغماء و بی‎احساسی انسان در لحظه مرگ، یادآور می‎شود كه انسان طبیعتاً از آن گریزان است، ‌چنان‎كه می‎فرماید:

    «وَ جاءَتْ سَكْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ».[15]

    هم‎چنین قرآن كریم در نكوهش قوم یهود می‎فرماید:

    «وَ لَنْ یَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ».[16]

    نیز علی ـ علیه السلام ـ می‎فرماید:

    «وَ لَا تَكُن مِمَّنْ یَكْرَهُ المُوتَ لِكَثْرَهِ ذُنُوبِه».[17]

    هم‎چنین شخصی به امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ گفت: چرا ما مرگ را ناخوشایند داشته و آن را دوست نداریم؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: چون شما آخرت خود را ویران، و دنیای خود را آباد نموده‎اید، بدین جهت دوست ندارید

    كه از آبادی به ویرانه منتقل گردید:

    «اِنَّكَمْ اَخْرَبْتُمْ آخِرَتكُم وَ عَمَّرْتُم دُنْیاكُم، فَأنْتُم تَكْرِهُونَ النَقْلَهَ مِنَ الْعُمْرانِ إلَی الخَرابِ».[18]

    نیز فردی نزد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمد و گفت: چرا من مرگ را دوست ندارم؟

    پیامبر فرمود: آیا ثروت داری: «الك مأل؟»

    مرد گفت: آری.

    پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: چیزی از آن را برای آخرت خود تدارك نموده‎ای: «فَقَدَّ مْتَهُ؟»

    مرد گفت: خیر.

    پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: به همین جهت از مرگ بیزاری: «فمِن ثمَّ لا تُحِبُّ الْمُوْتَ».[19]

    4. موت یا توفی

    در قرآن كریم در رابطه با مرگ دو واژه به كار رفته است: یكی، واژه موت؛ و دیگری، واژه «تَوَفّی». واژه موت به معنای فقدان حیات و آثار آن است. بنابراین، همان‎گونه كه حیات دارای مراتب و یا مصادیق گوناگون است، موت نیز مصادیق مختلف دارد:

    1. مرگ نباتی: از كار افتادن قوه نباتیه و آثار آن چون رشد و نمو.
    2. مرگ حیوانی: از كار افتادن قوای حیوانی و آثار آن، چون اراده و ادراك حسی،‌ وهمی و خیالی.
    3. مرگ انسانی: عدم ترتب آثار قوه عقلانی.[20]


    بر این اساس، هر گاه فرد یا جامعه‎ای فاقد صفات و ارزش‎های عقلانی باشد، فاقد حیات انسانی بوده و مرده است،

    چنان‎كه علی ـ علیه السلام ـ می‎فرماید:

    «فَالْمَوتُ فِی حَیاتِكُمْ مَقْهُورِینَ، و الحَیاهُ فِی مَوتِكُم قَاهِرینَ».[21]

    نیز آن حضرت كسانی را كه به هیچ وجه با منكرات مخالفت نمی‎كنند، «میتُ الاحیاء» (مرده در میان زندگان) دانسته است.[22]


    واژه «توفی» از ماده «وفی» به معنای گرفتن چیزی است به وجه تمام و كمال.

    از مجموع آیات قرآن در رابطه با مسئله مرگ به دست می‎آید كه «موت» ناظر به بدن، و «توفی» مربوط به روح و نفس آدمی است، یعنی، به هنگام مرگ دستگاه بدن از حركت باز ایستاده و فعالیت قوای بدنی متوقف می‎گردند (موت)، و روح و نفس انسان توسط فرشتگان خاص، جان‎ها به طور كامل گرفته شده و به حیات خود در نشأه دیگر ادامه می‎دهد (توفی).

    همان‎گونه كه علامه طباطبایی(ره) فرموده است: واژه «موت» در قرآن كریم هیچ‎گاه در مورد روح و نفس مجرد به كار نرفته است، و مقصود از كلمه نفس در آیه ـ كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوتِ[23] ـ نفس مجرد از ماده، در مقابل بدن نیست؛ بلكه مراد شخص انسانی است؛ یعنی، هر فردی مرگ را خواهد چشید، چنان‎كه در جای دیگر فرموده است:

    «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً».[24]

    ـ بنابراین، از دو آیه یاد شده در زیر، آیه نخست ناظر به مرگ بدن‎ها و آیه دوم ناظر به تَوفَّی ارواح است:

    1. «وَ هُوَ الَّذِی أَحْیاكُمْ ثُمَّ یُمِیتُكُمْ ثُمَّ یُحْیِیكُمْ».[25]
    2. «قُلْ یَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ».[26]

    5. گیرنده جان‎ها كیست؟

    در برخی از آیات قرآن گرفتن جان‎ها فعل خداوند به شمار آمده است، چنان‎كه می‎فرماید:

    «اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها».[27]

    و در برخی دیگر به فرشتگان نسبت داده شده است:

    «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا».[28]

    و در برخی دیگر «ملك الموت» به عنوان گیرنده جان‎ها شناخته شده است:

    «قُلْ یَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ».[29]

    ـ برخی از سطحی نظرآن‎چه از درك حقیقت این آیات عاجز مانده‎اند، گمان كرده‎اند كه این آیات متناقض می‎باشند، با این پندار كه چگونه ممكن است فعل واحد (گرفتن جان انسان) به سه فاعل مختلف، استناد داده شود.[30]
    پاسخ این اشكال این‎كه استناد فعل واحد به فاعل‎های مختلف در صورتی محال است كه به صورت عرضی باشد، نه طولی، و حال آن‎كه استناد قبض ارواح به خداوند، ملك الموت و فرشتگان دیگر در این‎جا، به صورت طولی است، مانند استناد نوشتن به قلم، دست و خود نویسنده.




    -------------------------------------------------------------------------------

    [1] . این واژه اقتباس از كلام امام حسین ـ علیه السلام ـ است كه به یاران خود فرمود: «صَبْراَ بَنی الكِرام، فَمَّا الموتُ الا قَنَطَره تَعُبَربِكُم عنِ البؤْسِ و الضَّراءِ الی الجُنان الواسعهِ و النعیمِ الدائِمهِ».
    [2] . واقعه/ 60.
    [3] . نساء/ 78.
    [4] . این آیه در سوره‎های آل عمران/ 185؛ عنكبوت/ 57 و انبیاء/ 35 آمده است.
    [5] . انبیاء/ 34.
    [6] . نهج البلاغه، خطبه 182.
    [7] . «وَ قالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّهَ إِلاَّ مَنْ كانَ هُوداً...» (بقره/ 111)؛ «وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّاماً مَعْدُودَهً...» (بقره/ 80) ؛ «وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ» (مائده/ 18).
    [8] . بقره/ 94.
    [9] . جمعه/ 6.
    [10] . نهج البلاغه، خطبه/ 5.
    [11] . تفسیر جوامع الجامع، ج 1، ص 64.
    [12] . مجمع البیان، ج 1، ص 164.
    [13] . إنما نهی عن تمنی الموت، لأنّه یدلّ علی الجزعِ، و المأمور به الصبرَ و تفویضُ الامور الیهِ تعالی، (طبرسی، مدرك قبل) وجوه دیگری نیز در جمع میان آیات و روایات مربوط به ستایش و نكوهش آرزوی مرگ بیان شده است. به بحار الانوار، ج 6، ص 138 رجوع شود.
    [14] . به بحار الانوار، ج 6، باب حب لقاء الله، ص 124 رجوع شود.
    [15] . ق/ 19.
    [16] . بقره/ 94.
    [17] . نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 150.
    [18] . بحار الانوار، ج 6، ص 129.
    [19] . همان مدرك، ص 127.
    [20] . انواع الموت بحسب انواع الحیاه: فالاول ما هو بازاء القوه النامیه الموجوده فی الانسان و الحیوانِ و النباتِ؛ الثانی زوال القوه الحاسه؛ الثالث زوال القوه و هی الجهاله، مفردات راغب، ص 476.
    [21] . نهج البلاغه، خطبه 51.
    [22] . همان، كلمات قصار، شماره 374.
    [23] . انبیاء/ 35.
    [24] . به تفسیر المیزان، ج 14، ص 286ـ285 رجوع شود. مائده/ 32.
    [25] . حج/ 66.
    [26] . سجده/ 11.
    [27] . زمر/ 49.
    [28] . انعام/ 61.
    [29] . سجده/ 11.
    [30] . شیخ صدوق (ره) در كتاب توحید روایت كرده است كه فردی نزد علی ـ علیه السلام ـ آمد و گفت: «در قرآن آیاتی یافته‎ام كه یكدیگر را تكذیب می‎كنند، لذا گرفتار شك در قرآن شده‎ام.» آن‎گاه مواردی را ذكر نمود كه از جمله آن‎ها آیت مربوط به قبض ارواح است. امام ـ علیه السلام ـ فرمود: «آیات قرآن یكدیگر را تصدیق می‎كنند، ولی موجب تو از عقل و دركی كه موجب هدایت تو گردد، برخوردار نیستی»، آن‎گاه به تفصیل به شُبهات او پاسخ داد. به توحید، باب 36، روایت 5 رجوع شود.
    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)


  12. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (27-12-1391), عبدالله91 (27-12-1391)

  13. #9
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تفاوت های میان عالم برزخ و قیامت کبری

    مطابق آنچه از نصوص قرآن کریم و اخبار و روایات متواتر و غیر قابل انکاری که از رسول اکرم و ائمه اطهار رسیده است استفاده می شود، هیچ کس بلافاصله پس از مرگ وارد عالم قیامت کبری نمی شود، زیرا قیامت کبری مقارن است با یک سلسله انقلابها و دگرگونیهای کلی در همه موجودات زمینی و آسمانی که ما سراغ داریم یعنی کوه ها، دریاها، ماه، خورشید، ستارگان و کهکشانها. هنگام قیامت کبری هیچ چیزی در وضع موجود باقی نمی ماند. بعلاوه در قیامت کبری اولین و آخرین جمع می شوند، و ما می بینیم که هنوز نظام جهان برقرار است و شاید میلیونها و بلکه میلیاردها سال دیگر نیز برقرار باشد و میلیاردها میلیارد انسان دیگر بعد از این بیایند.

    همچنین از نظر قرآن کریم هیچکس در فاصله مرگ و قیامت کبری در خاموشی و بی حسی فرو نمی رود، یعنی چنین نیست که انسان پس از مردن در حالی شبیه بیهوشی فرو رود و هیچ چیز را احساس نکند، نه لذتی داشته باشد نه المی، نه سروری داشته باشد و نه اندوهی، بلکه انسان بلافاصله پس از مرگ وارد مرحله ای دیگر از حیات می گردد که همه چیز را حس می کند، از چیزهایی لذت می برد و از چیزهای دیگر رنج، البته لذت و رنجش بستگی دارد به افکار و اخلاق و اعمالش در دنیا. این مرحله ادامه دارد تا آنگاه که قیامت کبری به پا شود. در آن هنگام در اثر یک سلسله انقلابها و دگرگونیهای بی نظیر که در آن واحد جهان را فرا می گیرد و از دورترین ستارگان گرفته تا زمین ما، همه مشمول آن دگرگونی می شوند، این مرحله یا این عالم که برای هر کسی یک فاصله و حد وسط میان دنیا و قیامت می شود، پایان می پذیرد.

    از نظر قرآن کریم انسان پس از مرگ دو عالم را طی می کند: عالمی که مانند عالم دنیا پایان می پذیرد و " عالم برزخ " نامیده می شود، دیگر عالم قیامت کبری که به هیچ وجه پایان نمی پذیرد. قرآن کریم از زندگی پس از مرگ تا قیامت کبری با کلمه " برزخ " تعبیر کرده است. در سوره مؤمنون آیات 99 و 100 می فرماید: «حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون * لعلی اعمل صالحا فیما ترکت، کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون؛ تا آنگاه که یکی از آنها را مرگ فرا می رسد می گوید: پروردگارا! مرا باز گردان، باشد کار شایسته ای در زمینه هایی که نکرده ام انجام دهم. ابدا، این صرفا سخنی است که او گوینده آن است و از جلوی آنها از حین مرگ تا روزی که مبعوث شوند برزخ و فاصله ای است».

    این آیه تنها آیه ای است که فاصله میان مرگ و قیامت را " برزخ " خوانده است. در این آیه از ادامه حیات بعد از مرگ، همین قدر سخن آمده است که انسانهایی پس از مرگ اظهار پشیمانی می کنند و درخواست بازگرداندن به دنیا می نمایند و به آنها پاسخ منفی داده می شود. این آیه کاملا صراحت دارد که انسان پس از مرگ دارای نوعی حیات است که تقاضای بازگشت ( رجوع ) می کند ولی تقاضایش پذیرفته نمی شود. آیاتی که دلالت می کند که انسان در فاصله مرگ و قیامت از نوعی حیات برخوردار است و در آن حال شدیدا احساس می کند، گفت و شنود دارد، لذت و رنج و سرور و اندوه دارد و بالاخره از نوعی زندگانی سعادت آمیز ( یا شقاوت آلود ) برخوردار است، زیاد است. مجموعا در حدود 15 آیه است که در قرآن کریم به نحوی از انحاء یک جریان حیاتی را یاد کرده است که می رساند در فاصله بین مرگ و قیامت از یک حیات کامل برخوردار است.

    لذا با توجه به آیات قرآن غیر از دنیای قیامت که در آن به حساب کلی افراد رسیدگی می شود، دنیای دیگری در بین این دنیا و دنیای قیامت وجود دارد که آن را اصطلاحا می گویند عالم برزخ. برزخ یعنی حائل و واسطه. عالم برزخ یعنی عالمی که در بین عالم دنیا و عالم آخرت قرار گرفته. و به همین جهت در عالم برزخ هم با اینکه هنوز حساب کلی افراد رسیدگی نشده است و در قیامت باید رسیدگی بشود، افراد مختلفند، بعضی متنعمند و بعضی معذب. این است که فرموده اند: «القبر اما روضه من ریاض الجنه، او حفره من حفر النیران؛ عالم قبر برای انسان یا به منزله باغی است از باغهای بهشت و یا به منزله گودالی است از گودالهای جهنم».


    اهل سعادت، از همان توفی و مردن، سعادتشان شروع می شود، و اهل عذاب، از همان مردن، عذاب برزخیشان آغاز می گردد. این آیه بر همین مطلب دلالت می کند. قرآن نمی گوید که قبل از قیامت، مردم، چه سعید و چه شقی همین طور منتظر نگهداشته می شوند برای محاکمه نهایی و تا آن وقت همه در یک حالت انتظار بسر می برند و به همین جهت می فرماید اگر ببینی آن زمان را که فرشتگان می آیند اخذ می کنند، توفی می کنند، تحویل می گیرند به تمام و کمال کافران را و فقط بدنشان می ماند که بعد می پوسد، و اینها را معذب می دارند ( عذاب عالم برزخ ) این بدن دیگر در کار نیست ولی با این حال عذابش هست. «یضربون وجوههم و ادبارهم؛ در حالی که بر صورت ها و پشت هایشان می کوبند؟» (سوره محمد،27). از پیش رو و پشت سر، اینها را می زنند و به آنها می گویند عذاب سوزان را بچشید.

    قیامت کبری بر خلاف عالم برزخ که مربوط به فرد است و هر فردی بلافاصله وارد عالم برزخ می گردد، مربوط است به جمع، یعنی به همه افراد و همه عالم، حادثه ای است که همه اشیاء و همه انسانها را در بر می گیرد و واقعه ای است که برای کل جهان رخ می دهد، کل جهان وارد مرحله جدید و حیات جدید و نظام جدید می گردد. قرآن کریم ظهور این حادثه بزرگ را مقارن با خاموش شدن ستارگان، بی فروغ شدن خورشید، خشک شدن دریاها، هموار شدن ناهمواریها، متلاشی شدن کوهها و پیدایش لرزشها و غرشهای عالمگیر و دگرگونیها و انقلابات عظیم و بی مانند بیان کرده است. مطابق آنچه از قرآن کریم استفاده می شود تمامی عالم به سوی انهدام و خرابی می رود و همه چیز نابود می شود و بار دیگر جهان نوسازی می شود و تولیدی دیگر می یابد و با قوانین و نظامات دیگر که با قوانین و نظامات فعلی جهان تفاوتهای اساسی دارد، ادامه می یابد و برای همیشه باقی می ماند.

    خداوند در قرآن می فرماید: «و حاق بآل فرعون سوء العذاب* النار یعرضون علیها غدوا و عشیا و یوم تقوم الساعه ادخلوا آل فرعون اشد العذاب؛ عذاب ناراحت کننده، آتش، بر فرعونیان احاطه کرد، هر بامداد و شامگاه بر آن عرضه می شوند. آنگاه که قیامت به پا شود ( گفته می شود ) فرعونیان را در شدیدترین عذاب داخل نمایید» ( مؤمن/ 46و45 ). این آیه کریمه دو نوع عذاب برای فرعونیان ذکر می کند: یکی قبل از قیامت که از آن به "سوء العذاب" (عذاب سخت) تعبیر شده است و آن این است که روزی دو بار بر آتش عرضه شوند بدون آنکه وارد آن گردند، دوم بعد از قیامت که از آن به " اشد العذاب" (سخت ترین عذابها) تعبیر شده است که فرمان می رسد که آنها را داخل آتش نمایید. در مورد عذاب اول از بامداد و شامگاه نام برده شده است برخلاف عذاب دوم.

    همان طور که امیرالمؤمنین علی علیه السلام در توضیح و تفسیر این آیه فرموده است بدین جهت است که عذاب اول مربوط است به عالم برزخ و در عالم برزخ به تبع عالم دنیا صبح و شام و هفته و ماه و سال هست، برخلاف عذاب دوم که مربوط به عالم قیامت است و در آنجا صبح و شام و هفته و ماه و غیره وجود ندارد. در روایات و اخباری که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علی علیه السلام و سایر ائمه اطهار علیهم السلام رسیده است درباره عالم برزخ و حیات اهل ایمان و اهل معصیت در این دوره فراوان تاکید شده است.

    رسول خدا در جنگ بدر پس از فتح مسلمین و کشته شدن گروهی از سران متکبران قریش و انداختن بدنهای آنها در یک چاه حوالی بدر، سر به درون چاه برد و به آنها رو کرده، گفت: ما آنچه را خداوند به ما وعده داده بود محقق یافتیم، آیا شما نیز وعده های راست خدا را به درستی دریافتید؟ بعضی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! شما با کشته شدگان و مردگان سخن می گویید! مگر اینها سخن شما را درک می کنند؟ فرمود: آنها اکنون از شما شنواترند. از این حدیث و امثال آن استفاده می شود که با آنکه با مرگ میان جسم و جان جدایی واقع می شود، روح علاقه خود را با بدن که سالها با او متحد بوده و زیست کرده بکلی قطع نمی کند.

    امام حسین علیه السلام در روز دهم محرم پس از آنکه نماز صبح را با اصحاب به جماعت خواند، برگشت و خطابه کوتاهی برای اصحاب و یاران ایراد کرد. در آن خطابه چنین گفت: اندکی صبر و استقامت، مرگ جز پلی نیست که شما را از ساحل درد و رنج به ساحل سعادت و کرامت و بهشتهای وسیع عبور میدهد. در حدیث است که مردم خوابند، همینکه می میرند بیدار می شوند. مقصود این است که درجه حیات، بعد از مردن از پیش از مردن کامل تر و بالاتر است. همان طور که انسان در حال خواب از درجه درک و احساس ضعیفی برخوردار است، حالتی نیمه زنده و نیمه مرده دارد و هنگام بیداری آن حیات کامل تر می شود، همچنین حالت حیات انسان در دنیا نسبت به حیات برزخی درجه ای ضعیف تر است و با انتقال انسان به عالم برزخ کامل تر می گردد. مطابق آنچه از روایات و اخبار پیشوایان دین رسیده است در عالم برزخ فقط مسائلی که انسان باید بدانها اعتقاد و ایمان داشته باشد مورد پرسش و رسیدگی واقع می شود، رسیدگی به سایر مسائل موکول به قیامت است.





    1.زندگی جاوید یا حیات اخروی، ص 25-7 وص 27-8 و ص 21-5 وص 20-19،

    2.آشنایی با قرآن 3 ص 119 و 120
    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)


  14. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (27-12-1391), عبدالله91 (27-12-1391)

  15. #10
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    برزخ دریچه ای به بهشت و جهنم

    در برزخ، آسمان هست و زمین هست چون عالَم صورت است، و موجودات و نفوس برزخیه اطلاع از دنیا دارند و از آسمانها و زمین مطلعند، البته حیات آنها در ملکوت آسمان و زمین است. و اما آن آیه مبارکه: «النارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوا وَ عَشِیا وَ یَوْمَ تَقُومُ الساعَةُ أَدْخِلُو´ا ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَد الْعَذَابِ؛ هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند و روزی که رستاخیز برپا شود (فرمان می رسد که) فرعونیان را در سخت ترین عذاب داخل کنید» (غافر/46) از چند جهت می توان از آن استفاده نمود که راجع به عالم برزخ است نه عالم قیامت کبری:

    اول از عنوان "غُدُو و عَشی" زیرا همانطور که ذکر شد در قیامت کبری، روز و شب نیست.

    دوم از عنوان ''یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا'' زیرا که معنایش اینست که مشرکین را عرضه بر آتش می دارند، و معنی عرضه آن نیست که در آتش می افکنند، بلکه آنست که پهلوی آتش می برند و در کنار آن قرار میدهند و آتش را به آنان می نمایانند بطوریکه لهیب و شعله آتش، آنانرا فرا نمی گیرد، ولیکن از حرارت آن اجمالاً به آنها می رسد و از منظره دهشتناک آن متألم و متأثر می گردند. بهشت و جهنمِ قیامتی در برزخ نیست بلکه راهروئیست برای قیامت و دریچه ایست برای آن. «یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إلَی الْجَنةِ وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إلَی النارِ؛ دری از برزخ بسوی بهشت، و دری از برزخ بسوی جهنم می گشایند و دریچه ای از عالم قبر به آن دو باز می کنند» (کافی ج3 باب المسأله فی القبر ص 240-236).

    سوم آنکه در دنبال آیه میفرماید: «وَ یَوْمَ تَقُومُ الساعَةُ أَدْخِلُو´ا ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشدَ الْعَذَابِ». پس از آنکه هر صبح و شب بر آتش عرضه می شوند، این معنی ادامه دارد تا وقتی که ساعت قیامت می رسد، در آن هنگام به ملائکه عذاب خطاب می شود که در حال، آل فرعون را در شدیدترین عذابی وارد کنید. پس معلوم می شود که قبل از قیامت، آنها در عذابی بوده اند که آن عذاب در درجه نهایت نبوده است و اینک آن عذاب غائی و نهائی به آنها می رسد. آن محل و عالمی که آل فرعون معذبند ـ نه به عذاب نهائی ـ آن را عالم برزخ گویند.

    اما علت آنکه آیه: «لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَ عَشِیا؛ و صبح و شام روزیشان در آنجا برقرار است» (مریم/ 62)

    اختصاص به برزخ دارد، آنست که صبح و شب و تدریج زمان، از حرکت شمس و قمر و زمین یا فلک الافلاک و نسبت های خاصه بین آنها پیدا می شود، و یا از امتداد حرکت جوهریه که در باطن و ذات موجودات است پدید می آید؛ و در قیامت که آسمان و زمین نیست و أصلاً حرکتی نیست، بنابراین نسبت بین آنها نیز که از آن انتزاع زمان می شود وجود ندارد: «مُتکِـِینَ فِیهَا عَلَی الاْرَآئکِ لاَ یَرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا وَ لاَ زَمْهَرِیرًا؛ که در آنجا بر تخت ها تکیه زنند. در آنجا نه (گرمای) آفتاب بینند و نه سرما» (انسان/13).

    و نیز میتوان برای اثبات و وجود عالم برزخ، به این آیه تمسک جست: «إِذِ الاْغْلَـ'لُ فِی ´ أَعْنَـ'قِهِمْ وَ السلَـ'سِلُ یُسْحَبُونَ * فِی الْحَمِیمِ ثُم فِی النارِ یُسْجَرُونَ؛ آن کسانی که در آیات خدا مجادله می کنند و تکذیب کتاب خدا را می نمایند و به آنچه خداوند به پیامبرانش ارسال داشته است تکذیب می کنند، پس بزودی خواهند دانست، در زمانی که غلها و سلسله ها در گردن های آنان آویخته شود و بسوی حمیم کشانده گردند و سپس در آتش، آتش زده شوند» (غافر/72و71).

    حَمیم چیز گرم را گویند چون آب گرم، هوای گرم و امثال آن، و سَحْب به معنای کشاندن است، و سَجْر به معنای آتش زدن است؛ ''سَجَرَ التنور'' یعنی تنور را آتش زد. و ثُم همانطور که ذکر کردیم به معنای تراخی و انفصال است، یعنی پس از مدت و زمانی؛ و بنابراین معنای آیه این طور می شود: «این افراد جدال کننده و تکذیب کننده، اول در هوای گرم و یا آب گرم کشانیده می شوند، و سپس در آتش افکنده و در آنجا آتش زده می شوند».

    معلوم است که مراد از سحب در حمیم، عالم برزخ است که از گرمای آنجا ناراحتند، و مراد از سجر در نار، عالم قیامت است که در آنجا بتمام معنی الکلمه می سوزند و به کیفر نهائی می رسند و نیز می توان به این آیه استدلال نمود: «حتی إِذَا جَآءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لاَ یُفَرطُونَ * ثُم رُدو´ا إِلَی اللَهِ مَوْلَا'هُمُ الْحَق أَلاَ لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحَـ'سِبِینَ؛ تا چون زمانی که مرگ یکی از شما فرا رسد، جان او را فرشتگان قبض ارواح ما اخذ نموده و در این عمل هیچ کوتاهی نمی کنند، و سپس باز گردانیده شوند بسوی خداوند که مولای حق آنان است؛ آگاه باشید که منحصراً حکم به دست خداست و او با سرعت ترین حساب گران است» (انعام/62و61).

    ''ثُم'' به معنای فاصله است، این فاصله همان برزخ است. چون قیام مردم در مقام عَرْض در نزد پروردگار در عالم برزخ نیست، برزخ مانند دنیاست با تجردی بیشتر، که همان تجرد از ماده باشد؛ و قیام انسان در نزد حق و عالَم سؤال و میزان و حساب و مقام عَرْض، در عالم قیامت است که مقام قیامِ حقیقت نفس است به ذات خود و واقع خود، نه تنها به صورت و مثال خود. و لذا تعبیر به ثُم فرموده است: ''ثُم رُدوا''. و نفرموده است: ''فَرُدوا''، یعنی بین قبض روح فرشتگان و قیامت کبری فاصله ایست که پس از طی آن فاصله باید بسوی خدا که مولای حق است باز گردند.


    معادشناسی 2، صفحه 248-245


    http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5391
    (...◕✿◕◕✿◕  زنانی که بی عذاب قبر به بهشت می روند   ◕✿◕◕✿◕...)


  16. تشكر

    عبدالله91 (27-12-1391)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •