صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
صفحه 11 از 14 نخستنخست ... 7891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 133
  1. #101
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)





    انا بقيه من آدم وذخيره من نـوح ومصطفى من ابراهيم و صفوه من محمد(ص).

    مـن باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمد(درود خـدا بر همگى آنان باد) هستم.



    غيبت نعمانى ,باب 14,حديث 67
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #102
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    ويژگيهاى زندگى حضرت مهدى (ع )



    مقام امامت بعد از امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به پسرش (حضرت مهدى (عليه السلام ) ) همنام و هم كُنيه رسول خدا (صلّى
    .اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيد و امام حسن عسكرى (عليه السلام ) در ظاهر و باطن ، فرزندى جز او (يعنى حضرت مه -دى (عليه
    السلام ) ) نداشت و او را غايب و مخفى ، بجاى گذارد.
    ..
    حضرت مهدى (عليه السلام ) در شب نيمه شعبان سال 255 هجرى (در شهر سامرّا) به دنيا آمد،

    .
    مادرش ((اُمّ وَلد)) بود به نام ((نرجس )) (دختر يشوعا از ذريه شمعون يكى از حواريون حضرت عيسى (عليه السلام ) بود) حضرت مهدى (عليه السلام ) هنگام وفات پدرش ، پنج سال داشت ، خداوند به او در همان سن و سال ، حكمت و مقام قضاوت را عنايت فرمود.
    .
    او را نشانه و حجّت جهانيان قرار داد، خداوند به او (در كودكى ) حكمت آموخت چنانكه به حضرت يحيى (عليه السلام ) دز زمان كودكى
    .حكمت آموخت .(179)
    .
    و نيز خداوند مقام امامت را به حضرت مه -دى (عليه السلام ) در كودكى عنايت كرد.

    . چنانكه به حضرت عيسى (عليه السلام ) در آن هنگام كه در گهواره بود، مقام نبوت عطا فرمود. (180)
    ..
    در مورد امامت امام مه -دى (عليه السلام ) قبل از تولّدش ، از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) تصريح شده بود چنانكه مسلمانان ، آن را مى دانستند و بعد از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) امير مؤ منان على (عليه السلام ) به امامت آن حضرت تصريح فرموده است.

    .
    همچنين امامان معصوم (عليهم السلام ) يكى پس از ديگرى ، تا پدرش امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به امامت او تصريح كرده اند. (181)
    .
    پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى (عليه السلام ) نزد افراد مورد وثوق و خواصّ شيعيانش ، تصريح به امامت آن بزرگوار نموده است .
    .
    و اخبار و روايات در مورد غيبت و پنهان شدنش و همچنين در مورد حكومت جهانيش ، قبل از تولّد و پنهان شدنش به طور مستفيض (بسيار) از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) نقل شده است .

    .
    در ميان امامان (عليهم السلام ) اوست كه صاحب شمشير است و به حق قيام مى كند و همه در انتظار تشكيل دولت ايمان (حكومت اسلامى جهانى او) بسر مى برند.
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #103
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    غيبت صغرا و غيبت كبرا
    .
    حضرت مهدى (عليه السلام ) قبل از ظهور، داراى دو غيبت است :
    .
    الف : غيبت طولانى ؛ كه طولانى تر از غيبت (يعنى پنهانى ) ديگر است ، چنانكه رواياتى به اين معنا آمده است .
    .
    ب : غيبت كوتاه : كه از زمان تولّد آن حضرت شروع شده و تا آن زمان كه سفارت و نيابت خاصّه سفيران و واسطه هاى او قطع شد، ادامه يافت (از سال 260 تا 329 هجرى حدود هفتاد سال ).
    .
    غيبت طولانى او بعد از غيبت كوتاه ، شروع مى شود و ادامه مى يابد و در پايان آن ، حضرت مهدى (عليه السلام ) ظهور كرده و قيام به شمشير مى نمايد. (182)
    .
    خداوند در قرآن مى فرمايد:
    .
    (وَنُرِيدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ # وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِى الاَْرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ماكانُوا يَحْذَرُونَ ). (183)
    .
    ((اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم و آنان را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم و حكومتشان را پابرجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان آنان ، آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم )).
    ..
    و در مورد ديگر مى فرمايد:
    .
    (وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ ). (184)
    .
    ((مادر زبور (كتاب داوود) بعد از ذكر (تورات ) نوشتيم كه بندگان صالح من وارث (حكومت ) زمين خواهند شد)).
    ..
    رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:
    .

    قطعا روزها و شبها نگذرد و جهان پايان نيابد تا اينكه خداوند از خاندان من مردى را برانگيزد كه او همنام من است ، سراسر زمين را پر از عدل و داد كند، همانگونه كه پر از ظلم و جور شده است .
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #104
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    چند نمونه از ديدار كنندگان امام مهدى (عج )
    .
    1 - ((محمد بن اسماعيل بن موسى بن جعفر)) كه پيرمردترين فرزندان رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در عراق بود، مى گويد:
    ((فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام ) را بين دو مسجد ديدم كه آن وقت كودك بود)). (185)
    .
    2 - ((موسى بن محمّد)) (نوه امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) ) مى گويد:
    .
    ((حكيمه )) دختر امام جواد (عليه السلام ) و عمّه امام حسن عسكرى گفت : من حضرت قائم (عليه السلام ) را در شب ولادتش و بعد از آن ديدم .
    .
    3 - ((فتح مولى الزرارى )) مى گويد: از ابا على بن مطهّر شنيدم كه مى گفت :
    .
    حضرت مهدى (عليه السلام ) را ديده است و طول قامت حضرت مهدى (عليه السلام ) را وصف مى نمود.
    .
    4 - از كنيز ابراهيم بن عبده نيشابورى كه از بانوان نيك بوده نقل شده كه گفت :
    .
    من همراه ابراهيم بر فراز كوه صفا ايستاده بوديم كه حضرت مهدى (عج ) آمد و سخنانى به ابراهيم فرمود.
    .
    5 - از ابن عبداللّه بن صالح نقل شده كه او حضرت مهدى (عليه السلام ) را در كنار كعبه مقابل حجرالا سود، ديده است كه مردم براى بوسيدن حجرالا سود، هجوم مى آوردند و او مى فرمود:((مسلمين به اين كار (هجوم و كشمكش ) ماءمور نشده اند)). (186)
    .
    6 - ((ابراهيم بن ادريس )) از پدرش نقل مى كند كه گفت :
    .
    من حضرت مهدى (عليه السلام ) را بعد از پدرش امام حسن عسكرى (عليه السلام ) ديدم كه به حدّ بلوغ رسيده بود، دست و سرش را بوسيدم .
    .
    7 - ((احمد بن نصر)) مى گويد: با عنبرى بودم ، سخن از جعفر (كذّاب ) به ميان آمد، عنبرى از او بدگويى كرد، من گفتم غير از او (كسى امام بعد از امام حسن عسكرى ) نيست ، عنبرى گفت : آرى غير از او هست .
    .
    گفتم : آيا او را ديده اى ؟.
    گفت : نه ، ولى غير از من ، او را ديده اند.
    گفتم : او كيست كه او را (يعنى حضرت مهدى (عليه السلام ) را) ديده است ؟.
    عنبرى گفت : همين جعفر (كذّاب ) او را دوبار ديده است .
    .
    8 - و همچنين از ابونصر، طريف خادم روايت شده كه حضرت مهدى (عليه السلام ) را ديده است .
    .
    و نظير اينگونه روايات بسيار است و در انجام مقصود، همين قدر كفايت مى كند، عمده ترين دليل بر وجود حضرت مهدى (عليه السلام ) همان دليل (عقل ) است كه قبلاً گفتيم و بقيه مطالبى كه بعد از آن ذكر شد، به عنون تاءكيد و تاءييد آن است و اگر اين مطالب را در اينجا نمى آورديم ، ضررى به مقصود نمى زد و دليل قبل كفايت مى كرد.
    .
    .
    برگرفته از كتاب : نگاهى بر زندگى دوازده امام (ع)-علامه حلّى
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #105
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    از نرم افزار «گنجینه روایات نور»

    گریه و زاری درعذاب غیبت فرج را نزدیک می کند



    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏52 132 باب 22 فضل انتظار الفرج و مدح الشيعة في زمان الغيبة و ما ينبغي فعله في ذلك الزمان ..... ص : 122
    تفسير العياشي عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏
    أَوْحَى اللَّهُ إِلَى إِبْرَاهِيمَ أَنَّهُ سَيُولَدُ لَكَ فَقَالَ لِسَارَةَ فَقَالَتْ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّهَا سَتَلِدُ وَ يُعَذَّبُ أَوْلَادُهَا أَرْبَعَمِائَةِ سَنَةٍ بِرَدِّهَا الْكَلَامَ عَلَيَّ قَالَ‏
    فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ يُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِينَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا فَأَمَّا إِذْ لَمْ تَكُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ يَنْتَهِي إِلَى مُنْتَهَاه‏

    مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار متن 904 باب بيست و هفتم فضيلت انتظار فرج و مدح شيعيان در زمان غيبت و آنچه كه شايسته است در آن زمان انجام داده شود
    عياشى در تفسير خود از فضل بن ابى قره روايت نموده كه گفت: از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود: خداوند وحى فرستاد بحضرت ابراهيم كه بزودى فرزندى براى تو متولد خواهد شد! ابراهيم هم بساره (همسرش) خبر داد: ساره گفت:
    من پير زن هستم! با اين وصف خداوند وحى فرستاد بسوى ابراهيم كه ساره بزودى فرزندى مى‏آورد و اولادش چهار صد سال گرفتار خواهند بود.
    آنگاه حضرت فرمود: چون گرفتارى بنى اسرائيل بطول انجاميد چهل صبح رو بدرگاه الهى آورده بگريه و زارى پرداختند. خدا هم بموسى (و برادرش) هارون وحى فرستاد كه (با امداد غيبى) آنها را از شر فرعون نجات دهد و صد و هفتاد سال از چهار صد سال گرفتارى آنها را برداشت. سپس امام ششم فرمود: همچنين شما هم اگر مثل بنى اسرائيل در درگاه خداوند بگريه و زارى بپردازيد؛ خداوند فرج ما را نزديك خواهد كرد. اما اگر چنين نباشيد، اين سختى تا پايان مدتش خواهد رسيد


    دوستان به نظر شما امثال ما گریه و زاری و توجه و انقطاع و....داریم

    در نتیجه کمک کننده به فرج اهل بیت عصمت و طهارت هستیم؟؟؟
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    ویرایش توسط محب فاطمه : 11-09-1388 در ساعت 12:36
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #106
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏52 129 باب 22 فضل انتظار الفرج و مدح الشيعة في زمان الغيبة و ما ينبغي فعله في ذلك الزمان ..... ص : 122




    24 ك، إكمال الدين عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنِ الْأَسَدِيِّ عَنِ النَّخَعِيِّ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ الْكُوفِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَكُنْتُ عِنْدَهُ إِذْ دَخَلَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ غُلَامٌ فَقُمْتُ إِلَيْهِ وَ قَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ جَلَسْتُ فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا بَا إِبْرَاهِيمَ أَمَا إِنَّهُ صَاحِبُكَ مِنْ بَعْدِي أَمَا لَيَهْلِكَنَّ فِيهِ أَقْوَامٌ وَ يَسْعَدُ آخَرُونَ فَلَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ وَ ضَاعَفَ عَلَى رُوحِهِ الْعَذَابَ أَمَا لَيُخْرِجَنَّ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ خَيْرَ أَهْلِ الْأَرْضِ فِي زَمَانِهِ بَعْدَ عَجَائِبَ تَمُرُّ بِهِ حَسَداً لَهُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ يُخْرِجُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ صُلْبِهِ تَكْمِلَةَ اثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً مَهْدِيّاً اخْتَصَّهُمُ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ قُدْسِهِ الْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِي عَشَرَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص يَذُبُّ عَنْهُ فَدَخَلَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِي بَنِي أُمَيَّةَ فَانْقَطَعَ الْكَلَامُ وَ عُدْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً أُرِيدُ اسْتِتْمَامَ الْكَلَامِ فَمَا قَدَرْتُ عَلَى ذَلِكَ فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِلٍ دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ فَقَالَ لِي يَا أَبَا إِبْرَاهِيمَ هُوَ الْمُفَرِّجُ لِلْكَرْبِ عَنْ شِيعَتِهِ بَعْدَ ضَنْكٍ شَدِيدٍ وَ بَلَاءٍ طَوِيلٍ وَ جَوْرٍ فَطُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ وَ حَسْبُكَ يَا أَبَا إِبْرَاهِيمَ قَالَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ فَمَا رَجَعْتُ بِشَيْ‏ءٍ أَسَرَّ إِلَيَّ مِنْ هَذَا وَ لَا أَفْرَحَ لِقَلْبِي مِنْه‏



    مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار متن 901 باب بيست و هفتم فضيلت انتظار فرج و مدح شيعيان در زمان غيبت و آنچه كه شايسته است در آن زمان انجام داده شود




    همچنين صدوق در كمال الدين از ابو ابراهيم كوفى روايت نموده كه گفت:
    خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام نشسته بودم ديدم موسى بن جعفر كه در آن وقت بچه بود وارد گشت. من از جا برخاستم و سر مبارك او را بوسيدم و سپس نشستم‏
    حضرت صادق عليه السّلام فرمود: اى ابو ابراهيم! اين كودك بعد از من امام تو است.
    آگاه باش! كه قومى در باره او از دين خود منحرف ميشوند و جمعى ديگر بسعادت ميرسند. خداوند قاتل او را لعنت كند و عذاب او را افزون گرداند.
    آگاه باش كه خداوند بعد از كارهاى عجيبى كه از راه حسد بر وى ميگذرد، كسى را كه در زمان خود بهترين مردم روى زمين باشد از صلب وى پديد آورد.
    خداوند آنچه را خواسته است عملى ميسازد، هر چند اهل شرك ناخوش بدارند.
    خداوند بقيه دوازده امام مهدى را كه ببزرگوارى ممتاز گردانيده و جايگاه مقدسى بآنها روزى نموده از وى بوجود آورد. كسى كه منتظر ظهور امام دوازدهم باشد، مانند كسى است كه با شمشير برهنه در ركاب پيغمبر، دشمن را از حضرتش دفع ميكند.
    در اين وقت مردى از دوستان بنى اميه وارد گشت و حضرت هم سخن خود را قطع فرمود بعد از آن پانزده مرتبه خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام رسيدم تا سخن آن روز را تكميل فرمايد ولى ميسر نگرديد.
    چون سال بعد بخدمتش رسيدم، ديدم حضرت نشسته است. در آن حال فرمود: اى ابو ابراهيم! ... او كسى است كه بعد از تنگى طاقت فرسا و بلا و ظلم طولانى شيعيان خود را از غم نجات ميدهد. پس خوش بحال آنها كه آن زمان را درك كنند. اى ابو ابراهيم همين قدر بس است!! ابو ابراهيم گفت: چنان خوشحال شدم كه هيچ گاه بدان گونه از خدمتش برنگشته بودم.
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #107
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حج


    وجود مبارك حضرت بقیّة الله، حجة بن الحسن (عجّل الله تعالى فرجه الشریف) هر سال در مراسم حج حضور دارند.(1) در عرفات و منا حاضر است. همچنین بسیارى


    از شاگردان خاصش مانند ابوبصیرها، سدیر صیرفى ها و زُهرى‌ها و ... كه تربیت شده او هستند در مراسم حضور دارند. حضرت (علیه‌السلام) مى‌تواند به شاگردان


    خود از راه ملكوت بفهماند كه چه كسى انسان است و چه كسى حیوان.

    ممكن است كسى در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارك بقیة الله الاعظم دعا هم بكند و دعاى فرج را هم بخواند امّا قلب او قلب انسان نباشد. ممكن است كسى مشكلى داشته باشد


    و مشكلش ناخودآگاه به بركت حضرت حجت (سلام الله علیه) حل شود. اما چنین نیست كه اگر عملى خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد، مستقیماً توسط وجود مبارك


    حضرت حجّت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایى كه دست پرورده آن حضرت هستند باشند.


    ممكن است سالمندى، زن یا مرد، و یا ناواردى راه خیمه و چادر را گم كند یا در بین راه بدون زاد و راحله بماند و ولیّى از اولیاى الهى كه تربیت شده مكتب ولایت امام عصر (ارواحنا فداه)


    است او را راهنمایى كند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجّت رسیده است اما بلا واسطه نبوده است.


    چنین نیست كه هر اثر غیبى در مراسم حج، مستقیماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولى عصر ( ارواحنا فداه) باشد. خیلى توفیق مى‌خواهد و چنین تشرّفى براى اَوحَدى از موحّدان


    پیش مى‌آید كه وجود مبارك حضرت (سلام الله علیه) شخصاً به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا و شاگردان و صالحین و صدیقین و شهدایى كه تربیت كرده است،


    مى‌شود. آنها مأموران ایشان هستند و به دستور ایشان مشكلات دیگران را حلّ مى‌كنند و خلاصه این كه وجود مقدّس حضرت و دست پروردگان ایشان، باطن ما را مى‌بینند.


    __________________________________________________ ____________________________________

    پی‌نوشت‌:

    1ـ وسائل الشیعه، ج13، ص272 .


    منبع:

    كتاب عرفان حج، آیة الله جوادی آملی .
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #108
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    غذاي بهشتي و پذيرايي از دوستان

    ابو محمّد عيسي بن مهدي جوهري مي گويد:
    سال 268 هجري قمري به حج مشرّف شدم. اعمال حج را به جا آوردم، پس از پايان اعمال بيمار شدم. قبلاً شنيده بودم که مي توان امام زمان (عليه السلام) را ملاقات نمود و اين موضوع براي من ثابت شده بود به همين منظور، با اين که بيمار بودم از «قلعه فيد» که نزديک مکه و اقامت گاهم بود به قصد مدينه به راه افتادم. در راه هوس ماهي و خرما کردم، ولي به جهت بيماري نمي توانستم ماهي و خرما بخورم.

    به هر نحوي بود خودم را به مدينه رساندم، در آنجا برادران ايماني ام به من بشارت دادند که در محلي به نام «صابر» حضرت (عليه السلام) ديده شده است.
    من به عشق ديدار مولا به طرف منطقه صابر حرکت کردم، وقتي به آن حوالي رسيدم، چند رأس بزغاله لاغري ديدم که وارد قصري شدند.
    ايستادم و مراقب قضيّه بودم تا اين که شب فرا رسيد، نماز مغرب و عشا را به جا آوردم، و پس از نماز رو به درگاه الهي آورده و بسيار دعا و تضرّع نمودم، و از خدا خواستم که توفيق زيارت حضرت (عليه السلام) را نصيبم نمايد.
    ناگاه در برابر خود خادمي را ديدم که فرياد مي زد: اي عيسي بن مهدي جوهري! وارد شو!


    من از شوق تکبير و تهليل گفتم، خدا را بسيار حمد و ثنا نمودم، وارد حياط شدم، ديدم سفره غذايي گسترده شده است. خادم به طرف آن رفت و مرا کنار آن نشاند و گفت: مولايت مي خواهد که از آنچه که در زمان بيماري هنگام خروج از «فيد» هوس کرده بودي، ميل کني.
    من پيش خود گفتم: تا همين مقدار حجّت بر من تمام شد که مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) قرار گرفته ام. اما چگونه غذا بخورم در حالي که مولايم را نديده ام؟
    ناگاه صداي حضرت (عليه السلام) را شنيدم که مي فرمود: اي عيسي! از طعامت بخور! مرا خواهي ديد.
    وقتي به سفره نگاه کردم، ديدم ماهي سرخ شده و کنار آن خرمايي که مثل خرماهاي شهر خودمان بود و مقداري شير نهاده شده است.
    باز با خود گفتم: من مريضم چطور ماهي و خرما را با شير بخورم؟
    باز صداي حضرت (عليه السلام) را شنيدم که فرمود: اي عيسي! آيا به کار ما شک مي کني؟ آيا تو بهتر نفع و ضرر خودت را مي داني يا ما؟


    من گريستم و استغفار کردم، و از همه آن ها خوردم. اما هرچه مي خوردم چيزي از آن کم نمي شد، و اثر خوردن در آن باقي نمي ماند، غذايي بود لذيذ که طعم آن مثل غذاهاي اين دنيا نبود. مقدار زيادي خوردم. دوست داشتم باز هم بخورم، اما خجالت مي کشيدم.


    حضرت (عليه السلام) دوباره فرمود: اي عيسي! بخور! خجالت نکش! اين طعام بهشتي است و به دست انسان پخته نشده است.
    دوباره مشغول خوردن غذا شدم اما سيري نداشتم. عرض کردم: آقا جان! کافي است.

    حضرت (عليه السلام) فرمود: اکنون بيا نزد من!
    من پيش خود گفتم: چگونه نزد مولايم بروم در حالي که دست هايم را نشسته ام؟
    حضرت (عليه السلام) در همان حال فرمود: اي عيسي! آيا لک آنچه خورده اي باقي است؟
    دستانم را بو کردم، عطر مشک و کافور داشت. آن گاه نزديک تر رفتم ناگاه نور خيره کننده اي درخشيد و براي چند لحظه گيج شدم.




    وقتي به حالت عادي برگشتم حضرت (عليه السلام) فرمود: اي عيسي! اگر سخن تکذيب کنندگان نبود که مي گويند: او کجا است؟ و کجا به دنيا آمده است؟ و چه کسي او را ديده است؟ و چه چيزي از او به شما مي رسد؟ و به شما چه خيري مي دهد، و چه معجزه اي دارد؟ هرگز تو مرا نمي ديدي. بدان که آن ها با اين که اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مي ديدند و نزد او مي رفتند چيزي نمانده بود که او را به قتل برسانند. آنها پدران مرا اين گونه تکذيب کرده و آن ها را به سحر، تسخير جن و چيزهاي ديگر نسبت دادند.



    اي عيسي! آنچه را که ديدي به دوستان ما بگو و از دشمنان ما پنهان دار!




    عرض کردم: آقا جان! دعا بفرماييد من در اين اعتقاد ثابت بمانم!
    فرمود: اگر خداوند تو را ثابت قدم نمي نمود، هرگز مرا نمي ديدي، بازگرد که راه يافتي!


    من در حالي که خدا را بر اين توفيق سپاس مي نمودم و شکر مي کردم بازگشتم.


    بحار الانوار/ ج52/ ص68-70
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #109
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    محل اقامت امام عصر(ع)

    سوال:
    در دوران غيبت محل اقامت (زندگي) امام زمان کجاست؟

    پاسخ:
    «طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر

    از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.

    موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت از جمله موضوع‏هايي است كه ذهن بسياري از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوي

    مورد پرسش قرار مي‏گيرد.

    پيش از پاسخ‏گويي به اين پرسش يادآوري اين نكته ضروري است كه براي غيبت امام مهدي‏(ع) دو معنا قابل تصور است:

    نخست ناپيدا بودن امام؛ يعني اينكه آن حضرت در دوران غيبت از نظر جسمي از ديدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را مي‏بيند و از حال آنها باخبر

    مي‏شود، ولي كسي توان ديدن ايشان را ندارد.

    دوم، ناشناس بودن امام: در اين فرض آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مي‏يابد و با آنها مواجه مي‏شود، ولي كسي او را نمي‏شناسد و به هويت

    واقعي‏اش پي نمي‏برد.1

    بحث از محل اقامت و سكونت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت اگر چه در هر دو فرض مطرح مي‏شود، ولي به نظر مي‏رسد در فرض دوم اين موضوع كمتر جاي بحث دارد

    و آن حضرت با مخفي داشتن هويت خود در هر كجا كه بخواهد مي‏تواند زندگي كند.

    در زمينه محل اقامت امام مهدي‏(ع)، روايت‏هاي گوناگوني وجود دارد كه با توجه به آنها محل‏هاي احتمالي اقامت آن حضرت را مي‏توان به سه دسته تقسيم كرد:


    1. محل‏هاي دور دست و ناآشنا

    برخي از روايات، محل خاصي را براي اقامت امام مهدي‏(ع) تعيين نمي‏كنند و جايگاه ايشان را در بيابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏هاي دوردست و محل‏هايي مي‏دانند كه هيچ كس از آن

    آگاهي ندارد. از جمله در روايتي كه از خود آن حضرت نقل شده است، ايشان خطاب به علي بن مهزيار مي‏فرمايد:

    «اي پسر مهزيار! پدرم ابو محمد از من پيمان گرفت كه هرگز با قومي كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، براي آنها در دنيا و آخرت، بيچارگي رقم خورده و

    عذابي دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشين نباشم و به من دستور داد كه براي اقامت، كوه‏هاي سخت و سرزمين‏هاي خشك و دور دست را برگزينم».2

    همچنين آن حضرت در توقيع شريفي كه خطاب به شيخ مفيد صادر شده است، در اين زمينه مي‏فرمايد:

    «ما براساس آنچه خداي تعالي براي ما و شيعيان مؤمن‏مان مصلحت ديده، تا زماني كه دولت دنيا از آن فاسقان است، در سرزمين‏هاي دوردستي كه از جايگاه ستمگران دور

    است، سكنا گزيده‏ايم، ولي از آنچه بر شما مي‏گذرد، آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمي‏ماند».3

    در روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، آن حضرت، جايگاه امام مهدي‏(ع) را جايي ناشناس معرفي مي‏كند كه جز معدود افرادي از آن آگاهي ندارند:

    «و هيچ‏كس از دوست و بيگانه از جايگاهش آگاهي نمي‏يابد مگر همان خدمت‏گزاري كه به كارهاي او مي‏رسد».4

    اين‏گونه روايات گوياي آن است كه امام مهدي‏(ع) بر اساس امر الهي، در مكان‏هايي ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادي‏ها زندگي مي‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نيست.


    2. محل‏هاي خاص و شناخته شده

    در برخي روايات، از مكان‏هايي خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدي‏(ع) در دوران غيبت ياد شده است كه از آن جمله مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:


    الف) مدينه

    در برخي روايات، از مدينه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده است. در روايتي كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:

    صاحب اين امر ناگزير از كناره‏گيري است و او در [زمان] كناره‏گيري خود ناگزير از [داشتن] نيرو و تواني است. او با وجود آن سي نفر هيچ هراسي ندارد. چه خوب

    جايگاهي است [مدينه] طيبه.5

    در كتاب شريف «بحارالأنوار» ذيل اين روايت چنين آمده است:«طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر

    و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.5

    در روايت ديگري كه از امام حسن عسكري‏(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ اين پرسش راوي كه مي‏پرسد: «اگر حادثه‏اي براي شما روي دهد سراغ فرزندتان را از

    كجا بگيريم؟» مي‏فرمايد: «در مدينه».6

    ب) كوه رضوي

    برخي روايات، «كوه رضوي» در نزديكي مدينه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر(ع) معرفي كرده‏اند كه روايت زير از آن جمله است:

    عبدالاعلي مولي آل سام مي‏گويد: به همراه ابي عبدالله [امام صادق](ع) [از مدينه] خارج شديم، زماني كه به روحاء [در اطراف مدينه] رسيديم، آن حضرت دقايقي نگاهش

    را به كوهي كه در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:

    «اين كوه را مي‏بيني؟ اين كوه «رضوي» نام دارد و از كوه‏هاي فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوي ما منتقل كرد. در آن، همه درخت‏هاي ميوه‏دار وجود

    دارد و در دو مرحله پناه‏گاهي خوب براي خائف [امام زمان] است. آگاه باش كه براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آنها كوتاه و ديگري بلند است».7

    در دعاي ندبه نيز از اين مكان نام برده شده است.8

    ياقوت حموي در مورد منطقه «رضوي» مي‏نويسد:

    «رضوي، كوهي است ميان مكه و مدينه در نزديكي ينبع و داراي آب فراوان و درختان زيادي است. كيسانيه9 مي‏پندارند كه محمد بن حنفيه در آنجا زنده و مقيم است».10

    گفتني است در احاديث فراواني، از «رضوي» ياد شده و از آن بسيار ستايش شده است.11


    ج) ذي طوي

    مكان ديگري كه در روايات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده، «ذي طوي» است. «ذي طوي»، نام كوهي در اطراف مكه است. در روايتي كه از

    محمد باقر(ع) نقل شده، چنين آمده است:

    «صاحب اين امر را در يكي از اين دره‏ها غيبتي است. [در اين حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحيه ذي طوي اشاره كرد».12

    گفتني است در دعاي ندبه نيز به نام اين مكان اشاره شده و در برخي روايات، از همين منطقه به عنوان محل تجمع ياران امام مهدي‏(ع) ياد شده است.13


    3. در ميان مردم

    دسته سوم از روايات مانند دسته اول، از جايگاه و مكان خاصي نام نمي‏برند و از آنها استفاده مي‏شود كه امام مهدي‏(ع) به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي مي‏كند. در

    روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:

    «چگونه اين مردم، اين موضوع را انكار مي‏كنند كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار مي‏كند كه با يوسف رفتار كرد؟ همچنين چگونه انكار مي‏كنند كه صاحب مظلوم شما ت

    همان كه از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حكومت] است ت در ميان ايشان رفت و آمد مي‏كند، در بازارهايشان راه مي‏رود و بر فرش‏هاي آنها قدم مي‏نهد، ولي او را

    نمي‏شناسند، تا زماني كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند، چنان كه به يوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسيدند: «آيا تو يوسف هستي؟» پاسخ دهد

    كه «آري، من يوسف هستم».14

    حال اين پرسش مطرح مي‏شود كه كدام‏يك از اين سه دسته روايت قابل پذيرش هستند و آيا راهي براي جمع كردن ميان آنها وجود دارد يا خير؟

    به نظر مي‏رسد ميان اين سه دسته روايت منافاتي وجود دارد و آن حضرت بسته به شرايط و موقعيت‏هاي مختلفي كه پيش مي‏آيد، زندگي به صورت ناشناس در ميان مردم

    و اقامت در مكان‏هايي چون مدينه منوره يا دوري گزيدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب مي‏كند.

    به بيان ديگر، براساس دومين معنايي كه براي غيبت قابل تصور است؛ يعني ناشناس بودن امام مهدي‏(ع)، آن حضرت، الزامي براي اقامت در محلي خاص يا دور از دست‏رس ندارد

    و مي‏تواند به صورت طبيعي در ميان مردم زندگي كند. البته ممكن است رعايت مصالحي ديگر، آن حضرت را وادار كند كه براساس سفارش پدر بزرگوارشان، كوه‏ها و بيابان‏ها

    را اقامت‏گاه خود برگزيند.

    بديهي است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي كند، مكان‏هايي چون مدينه منوره در كنار قبر جد بزرگوارش، بهترين مكان خواهد بود.

    -----------------------------------
    پي‌نوشت‌ها:

    1. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه‏ر.ك: همين كتاب، ص .

    2. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 161.

    3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.

    4. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 172، ح 5.

    5. الكافي، ج 1، ص 340؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.

    6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.

    7. الكافي، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.

    8. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.

    9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.

    10. كيسانيه پيروان مختار بن ابوعبيده ثفقي بودند. او نخست براي پيشرفت كار خود دعوت به علي بن الحسين‏عليه السلام سپس دعوت به محمد حنفيه مي‏كرد. البته كار او

    مبتني بر اعتقاد وي به اهل بيت نبود، بلكه مي‏خواست از آن بهره‏برداري سياسي كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوي دريافت وحي از خداوند كرد و عباراتي مسجع و

    مقّفي به تقليد قرآن به زبان مي‏راند. (فرهنگ فرق اسلامي، ص 373)

    11. ياقوت حموي، مراصد الإطلاع علي أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.

    12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.

    13. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 182.

    14. ر.ك: كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.

    15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.

    16. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 164؛ الكافي، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.


    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #110
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)




    داستان مسجد جمكران

    از نيمه شبستان مسجد به سمت محراب ديگه به راحتي نمي‌شه رفت و بايد دائم خودت را كج كني تا به اين و اون نخوري و گاهي هم كاري از دستت بر نمي‌ياد و مي‌خوري. اين بار كه با خاله‌زاده رفته بوديم، پلاستيكي حاوي چند جلد كتاب دستم بود. گفتم «با اين پلاستيك نمي‌تونيم تا نزديكي محراب بريم، خيلي شلوغ است. پلاستيك را پيش خانواده بذاريم و با دست خالي بريم.» گفت «بيا! ان شاء الله مي‌ريم.» به نزديكي محراب رسيدن واقعا مشكله. ديگر چه برسه به نماز خوندن در داخل محراب! شانس آورديم و به زحمت خودمون را تا نزديكي محراب رسونديم و از خوش شانسي داخل محراب هم ناگهان جا پيدا كرديم. اما پسرك لنگ لنگان با عصاي خود اومد تا دم محراب. خود را به داخل محراب انداخت. قربان صدقه امام زمان(عج) مي‌رفت. همه متوجه اون شده بودند. ناگهان با گريه به حضار گفت: «وقتي دم در مسجد رسيدم گفتم آقا امشب هوس كردم داخل محراب نماز بخونم. بعد گريه كردم و گفتم مگه من دل ندارم. لياقت نماز خواندن تو محرابت را ندارم؟! گفت هاشم من بدتر از تو را هم به محرابم راه داده‌ام. يك دفعه راه برام باز شد. ديدين چقدر شلوغه. تا دم محراب كسي نمي‌تونه بياد. اما من با اين پاي شل و با اين عصا راه همين جور خودش برام باز مي‌شد. همين جور باز شد تا رسيدم به محراب و اومدم تو.» هميشه مي‌گفتم يعني چي كه بعضي‌ها تو زيارت مي‌گن راه باز مي‌شد و كسي بهمون كاري نداشت و مي‌رفتيم جلو؟! اين بار خودم به چشم ديدم كه يك پسر عليل تنها با عصا چگونه راه براش باز شده بود و خودش را به محراب رسانده بود. همه ديگه حالا گريه مي‌كردن و بهش التماس دعا مي‌گفتن. نمي‌دونم بين اون و آقا چي گذشته بود كه گريه مي‌كرد و مي‌گفت: «آقا من از تو شفا خواستم؟ من كي از تو شفا خواستم؟ گفتم اگه خودت دوست داري شفام بده، همين. من شفا مي‌خوام چي كار؟» شروع كرد به نماز خوندن. تو نماز هي مي‌گفت «يا صاحب الزمان». اومدم طبق عادت هميشه كه اين مسايل و مسايل ديگه را تو نماز به نمازگزارها تذكر مي‌دم، بهش بگم كه پسر جان! نماز باطل مي‌شه اگه توش امام را صدا بزني! فقط مي‌توني بر امام صلوات بفرستي. ناگهان خجالت كشيدم و منصرف شدم. از خودم شرمنده شدم. فقط احكام را بلديم و دايم به ديگران هم تذكر مي‌ديم، اما دريغ از يك ذره معرفت! قربون نماز خوندن باحال اين پسر كه توش امام زمان (عج) را صدا مي‌زنه و نمازش را باطل مي‌كنه، اما ما با همه آداب و مستحباتش به جا مي‌ياريم و هيچ حالي هم بهمون دست نمي‌ده! خدا كنه آقا يه نظر عنايتي هم به ما بندازه و راه رسيدن به خودش را برامون به همين راحتي باز كنه.


    اتفاق افتاده در مسجد مقدس جمكران در شب چهارشنبه مورخ 21/3/87 حدود ساعت 11 شب در مقابل چشمان نگارنده حقير. روایت شده توسط یزدان نصر .
    صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 11 از 14 نخستنخست ... 7891011121314 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •