### نهج البلاغه ### سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
### نهج البلاغه ###
صفحه 10 از 24 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 239
  1. #91
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 91
    [1] اين خطبه که به خطبه اشباح معروف است از خطبه های درخشان آنحضرت
    مي باشد مسعده بن صدقه از امام صادق ( ع ) نقل ميکند اميرمؤمنان ( ع )
    اين خطبه را بر منبر کوفه به اين جهت ايراد کرد که شخصی از امام
    خواست خدا را آنچنان برايش توصيف کند که گويا او را با چشم مي بيند
    تا بر معرفتش افزوده گردد امام ( ع ) از اين سخن غضبناک شد و اعلام
    کرد همه حاضر شوند مسجد پر از جمعيت شد امام عليه السلام بر منبر قرار
    گرفت در حالی که غضبناک بود و رنگش متغير پس از ستايش خداوند و
    درود بر پيامبر اسلام چنين فرمود : [2] ستايش مخصوص خداوندی است که بخل
    و جمود بر دارائيش نمي افزايد و سخاوت و بخشش فقيرش نمي سازد [3] اما هر
    بخشنده ای غير از او دارائيش نقصان مي يابد و جز او هر کس دست عطای
    خويش از بخشش بازدارد مذموم شمرده مي شود [4] اوست بخشنده انواع
    نعمتها و بهره ها و مخلوقات همه جيره خوار اويند . [5] روزی همه را تضمين
    کرده و قوت آنها را معين ساخته راه و رسم روشن را به علاقه مندان [6] و
    خواستاران آنچه نزد او است نشان داده چنان نيست که سخاوتش در آنجا
    که از وی بخواهند بيشتر از آنجا که از او نخواهند باشد . [7] او اول است
    اما اولی که قبل ندارد او آخری است که [8] بعد برای او متصور نيست
    [ازلی و ابدی است ] . مردمکهای چشم را از مشاهده ذاتش بازداشته [9] زمان
    بر او نمي گذرد تا حالش دگرگون شود در مکانی نيست [10] که انتقال برای او
    تصور بتوان کرد . اگر آنچه از درون سينه سوزان معادن کوهها بيرون
    مي ريزد [11] و يا آنچه از لبان پر از خنده صدفهای دريا خارج مي شود از
    نقره های خالص و طلاهای ناب [12] درها و مرجانها همه را ببخشد در جود و
    سخايش کمترين اثری نخواهد گذاشت [13] و وسعت نعمتهايش را پايان نخواهد
    داد آنقدر از نعمتهای ذخيره دارد که هر چه مردم درخواست کنند تمام
    نمي شود . [1] چون او سخاوتمندی است که درخواست سائلان چيزی از او کم
    نمي کند و اصرار و الحاح اصرارکنندگان وی را به بخل وانمي دارد . [2] صفات
    خدا در قرآن [3] ای پرسش کننده ای که از صفات خدا سؤال کردی درست بنگر
    آنچه را که قرآن از صفات او بيان مي کند به آن اقتدا کن [4] و از نور
    هدايتش بهره گير شيطان تو را به مشقت فراگرفتن بيش از آنچه در
    کتاب خدا بر تو واجب است [5] و در سنت پيامبر ( ص ) و ائمه هدی
    آمده است نيفکند [6] چيزی را که از صفات او نمي دانی به خدا واگذار چه اين
    منتها حق خداوند برتوست .[7] آگاه باش راسخان در علم آنهايند که
    خداوند آنها را با اقرار اجمالی به تمام آنچه از آنها پوشيده است [8] و
    تفسير آن را نمي دانند از فرورفتن در اسرار نهانی بي نياز ساخته [9] و خدا
    آنان را از اين جهت که در برابر آنچه از تفسير آن بي خبرند به عجز و
    ناتوانی خويش اعتراف دارند ستوده است [10] و ترک بحث و تعمق در آنچه
    خداوند به عهده آنان نگذاشته است رسوخ در علم ناميده [ و آنان را از
    راسخان در علم خوانده ] [11] . به همين مقدار اکتفا کن و عظمت خدای
    سبحان را با مقياس عقل خود اندازه مگير [12] که هلاک خواهی شد . او
    قادری است که اگر نيروی اوهام و عقول برای درک اندازه قدرتش به کار
    افتد [13] و افکار بلند انديشمندان مبرای از خطر وسوسه ها برای فهم عميق
    غيبهای ملکوتش به جولان در آيد [14] و قلب های مملو از عشق مشتاقان برای
    پي بردن به کيفيات اوصافش به سختی به کوشش پردازند [15] و عقلها به
    گونه ای وصف ناشدنی در بدست آوردن علم ذاتيش از راههای بسيار باريک
    گام بردارند [ آری اگر اينها همه بکار افتند ] [16] دست رد به سينه همه
    آنها مي گذارد در حاليکه در تاريکيهای غيب برای خلاص خود به خداوند
    سبحان پناه مي برند [ و هيچيک قادر به درک کنه ذاتش نخواهند بود . ]
    [1] و چون که با رنج و تلاش مايوس شده اند بازمي گردند و اعتراف مي کنند که
    کنه معرفتش را بدست نتوانند آورد [2] و با فکر و عقل نارسای بشر او را
    نتوان درک کرد و اندازه جلال و عزتش در قلب انديشمندان خطور نکند.
    [3] خداوندی که موجودات را از عدم به وجود آورد بدون اينکه از نقشه
    قبلی ديگری اقتباس کند، و يا در آفرينش از آفريننده ای قبل از خود سرمشق
    گرفته باشد.[4] و آن قدر از ملکوت قدرت خود و شگفتيهای آثار حکمتش را
    [5] که با زبان گويا گواهی به وجود آفريدگار توانا مي دهند ، به ما نشان
    داده [6] که ما را بي اختيار به معرفت و شناسائيش دعوت مي کند
    آثار صنع و نشانه های حکمتش در آفريده های بديعش هويدا است [7] آنچه
    آفريده حجت و دليلی بر وجود او هستند هر چند به ظاهر مخلوقی خاموشند
    [8] ولی دليل گويا بر تدبير ذات پاک او مي باشند و گواهی آنها بر
    آفريدگار همواره ادامه دارد . [9] [ خداوندا ] شهادت مي دهم آن کس که تو
    را به مخلوقاتت تشبيه مي کند و برای تو همانند آنها اعضای مختلف و
    مفاصل به هم پيوسته [10] که به فرمان حکمت در لابلای عضلات پنهان گشته قائل
    مي شود هرگز در اعماق ضمير خود تو را نشناخته [11] و يقين به اين حقيقت در
    درون جان او قرار نگرفته که : هرگز شبيه و نظيری برای تو نيست . و
    گويا بيزاری پيروان [ گمراه را در قيامت ] از رهبران خود را
    نشنيده اند [12] که مي گويند : به خدا سوگند ما در گمراهی آشکار بوديم که
    شما را با پروردگار جهانيان مساوی ميشمرديم [13] دروغ گفتند آنان که از
    تو عدول کردند و تو را به بتهای خود تشبيه نمودند [14] و با اوهام و
    خيالات خود لباس صفات مخلوقين را به تو پوشاندند . يا همچون اجسام
    در عالم پندار خويش تو را تجزيه کردند [15] و هر يک با سليقه شخصی خود به
    مخلوقاتی که قوای گوناگون دارد مقايسه ات کردند . [16] گواهی مي دهم آنان که
    تو را با چيزی از مخلوق مساوی بشمردند از تو روی برتافته اند [17] و آنکس
    که از تو روی برتابد به گفته آيات محکماتت و شهادت دلائل روشنت
    کافر است 000 [1] تو همان خدای نامحدودی هستی که در مسير وزش افکار [2] در
    کيفيت خاصی قرار نگيری تا به تصرف آنها آئی و محدود شوی . [3] قسمت
    ديگری از اين خطبه آنچه را آفريد بدرستی اندازه گيری نمود و به خوبی
    تدبير کرد [4] و در مسير خويش قرار داد نه از حد و منزلت آن تجاوز کرد و
    نه قبل از رسيدن به قدرت کوتاهی نمود . [5] و آنها نيز در برابر فرمان او
    سرپيچی نکردند [6] چگونه ممکن است سرپيچی کنند در حاليکه همه از اراده او
    سرچشمه مي گيرند . موجودات را بدون احتياج به تفکر و انديشه و بدون
    غريزه ای که در درون پنهان داشته باشد ايجاد کرد [7] او بدون تجربه از
    پيش آمدهای گذشته و بدون شريکی که در ايجاد امور شگفت انگيز ياريش
    کند موجودات را آفريد . [8] با فرمانش خلقت آنها را کامل کرد سر بر
    فرمان او نهادند و دعوتش را اجابت کردند [9] و در برابرش سستی نکردند
    آفريده ای نبوده که در اطاعت امرش سستی و درنگ نمايد .[10] موجودات را
    بدون هيچگونه کژی برپا داشت و راه و رسمی که بايد بپيمايند معين
    ساخت با قدرتش بين اشياء متضاد الفت ايجاد نمود [11] و وسائل ارتباط
    آنان را فراهم ساخت موجودات را به اجناس مختلفی از نظر حدود اندازه
    غرائز و اشکال و هيک ت تقسيم نمود [12] مخلوقات را آفريد و در آفرينش
    آنها حکمت به خرج داد و آنها را آنسان که مي خواست ابداع نمود .
    [13] قسمتی ديگر در توصيف آسمان است . [14] پستی و بلندی و فاصله های وسيع
    [آسمانها] را بدون اينکه به چيزی تکيه داشته باشند نظام بخشيد
    [1] و فاصله ها و شکافهای آن را به هم پيوند داد 000 آسمانها را با پيوندهای
    خاصی به يکديگر مربوط ساخت [2] و مشکل بالا و پائين رفتن فرشتگان را برای
    بردن اعمال مخلوقات آسان نمود . و در حالی که به صورت دود و بخار
    بود به آن فرمان داد [3] پس رابطه های آنها را بر قرار ساخت [ و با نيروی
    جاذبه هر کدام يکديگر را جذب کردند ] سپس [ آسمانها ] را از هم جدا
    نمود [ و با نيروی گريز از مرکز ] بين آنها فاصله انداخت [4] و بر هر
    راهی از آنها نگهبانی از شهابها گماشت [5] و با دست قدرتش آنها را از
    حرکات ناموزون در ميان فضا نگاه داشت . [6] به آنها دستور داد که در
    برابر فرمانش تسليم باشند خورشيد را نشان روشني بخش روز در تمام ايام
    [7] و ماه را نوری کمرنگ برای [ زدودن شدت تيرگی ] شبها قرار داد . و آن
    دو را در مجرای خودشان به جريان انداخت [8] و مراحلی را که بايد بپيمايند
    اندازه گيری نمود تا ميان شب و روز تفاوت حاصل شود [9] و با رفت و آمد
    آنها شماره سالها و حساب آن را بتوان فهميد . سپس در جو آسمان فلکش
    را آفريد [10] و آنچه زينت بخش آن بودند از ستارگان مخفی و کم نور و اقمار
    و ستارگان پرفروغ در آن جايگزين ساخت [11] و آنان را که استراق سمع کردند
    با شهابهای ثاقب تيرباران نمود . [12] ستارگان ثوابت و سيارات هبوطکننده
    و صعودکننده سعد و نحس همه را به امر و اراده خود مسخر ساخت .
    [13] قمست ديگری از اين خطبه که در توصيف فرشتگان است . [14] سپس خداوند
    سبحان برای سکونت بخشيدن در آسمانها و آبادساختن بالاترين قسمت از
    ملکوت خويش [15] مخلوقاتی بديع يعنی فرشتگان را آفريد که تمام صحنه های
    آسمان را پر کنند [16] و فاصله جو آن را از آنها مالامال ساخت هم اکنون
    صدای تسبيح آنها فاصله ها را پر کرده [17] و در بارگاه قدس و در درون
    پرده های حجاب [1] و صحنه های مجد و عظمت پروردگار طنين انداز است 000 و
    در ماورای آنها زلزله هائی است که گوشها را کر ميکند [2] و شعاعهای
    خيره کننده نور چشمها را از ديدن بازمي دارد و از روی ناچاری به توقف
    وامي دارد . [3] آنها را به صورتهای مختلف و اندازه های گوناگون آفريد [4] و
    بال و پرهائی برای آنها قرار داد . آنها که همواره تسبيح جلال و عزت
    او مي گويند هيچگاه از اسرار شگفت انگيزی که در مخلوقات است به خود
    نسبت نمي دهند [ گر چه خود واسطه در خلق باشند ] [5] و هرگز ادعا نمي کنند
    که مي توانند چيزی را که آفرينش آن مخصوص ذات او است بيافرينند
    [6] بلکه بندگان گراميند که در سخن بر او پيشی نمي گيرند و به فرمانش
    عمل مي کنند [7] آنان را امين وحی خود ساخته و برای رساندن ودائع امر و
    نهيش به پيامبران آنها را روانه داشته [8] و از ترديد در شبهات مصونيت
    بخشيده است و هيچکدام از آنها از راه رضای حق منحرف نمي شوند . [9] آنها
    را از ياری خويش بهره مند ساخته و قلبشان را با تواضع و خشوع و سکينه
    و وقار آگاه نموده است [10] طرق آسانی برای عبادت خويش به روی آنها
    گشوده است چراغهای روشنی برای نشانه های توحيدش نصب نموده [11] و
    سنگيني های گناهان [ مردم ] هرگز آنان را در کار خود دلسرد نکرد رفت و
    آمد شب و روز آنان را بسوی مرگ کوچ نداده [12] تيرهای شک و ترديد در
    ايمان پرعزم آنان خللی ايجاد نکرده و گمانها بر پايگاه يقين آنها راه
    نيافته اند [13] و آتش کينه بين آنها افروخته نشده است . حيرت و سرگردانی
    [ در فهم و کنه او ] آنان را آن مقدار ايمان که در دل دارند [14] و آنچه از
    هيبت و جلالش در درون نهفته اند جدا نساخته است . وسوسه ها در آنها
    راه نيافته تا شک و ترديد بر آنها مسلط شود 000 گروهی از آنان در
    آفرينش ابرهای پر آب [1] و در آفرينش کوههای عظيم و مرتفع و خلقت
    ظلمت و تاريکی دست در کارند . [2] و گروهی ديگر قدمهايشان تا قعر زمين
    پائين رفته [3] و همچون پرچمهای سفيدی دل هوا را شکافته و در زير آن
    بادهائی است [4] که به نرمی حرکت مي کند و در حدود معينی نگاهش مي دارد .
    [5] اشتغال به عبادت او آنان را از کار ديگر بازداشته و حقيقت ايمان
    ميان آنها و معرفت حق ارتباط ايجاد کرده [6] يقين به حق آنها را مشتاق وی
    گردانيده و علاقه ای به غير از آنچه نزد پروردگار است ندارند . [7] شيرينی
    معرفتش را چشيده و از جام محبتش سيراب شده اند . [8] ترس و خوف او در
    اعماق جانشان راه يافته [9] از کثرت اطاعت و عبادت قامتشان خم شده و
    رغبت فراوان به او تضرع آنها را از بين نبرده است . [10] مقام برجسته
    آنان طوق خشوع را از گردنشان بيرون نياورده [11] عجب آنها را فرانگرفته که
    اعمال گذشته خود را بشمارند [12] و خضوع و خشوع در برابر ذات باعظمتش
    سهمی برای بزرگ شمردن خود باقی نگذارده است . [13] گذشت زمان آنان را از
    انجام وظيفه خسته نکرده و از رغبتشان نکاسته است [14] تا از اميد آن به
    درگاه پروردگار خود عدول کنند . مناجاتهای طولانی زبان آنان را کند
    نکرده [15] و اشتغال به غير خداوند آنها را تحت تسلط خود نياورده . تا
    ندای بلند آنان را به تضرع و خشوع کوتاه سازد . [16] در مقام عبادت دوش
    به دوش هم ايستاده اند [17] راحت طلبی آنها را به تقصير در دستوراتش
    وانداشته کودنی و غفلتها بر تلاش و کوشش و عزم راسخ آنان تسلط
    نمي يابد . [18] فريب شهوت همتهای آنان را تيرباران نمي کند 000
    [1] آنها آفريننده و صاحب عرش را ذخيره روز بينوائی خود قرار داده [2] و به
    هنگام رونمودن خلق به مخلوق رغبت خود را متوجه خالق ساخته اند هيچگاه
    عبادتش را پايان نمي دهند [3] و علاقه خود را از لزوم طاعتش بازنمي گردانند
    مگر خواسته هائی از قلوب [4] که از رجاء و خوف او انقطاع نپذيرفته است .
    عوامل ترس آنها از مسک وليت قطع نگرديده [5] تا در جديت خود سستی به خرج
    دهند طمعها به آنان شبيخون نزده تا کوشش [ در امور دنيا را ] بر
    جديت در کار آخرت مقدم دارند . [6] اعمال گذشته خود را بزرگ نشمرده اند
    اگر بزرگ بشمرند اميد بيش از حد خوف آنها را از بين مي برد [7] و در
    مورد پروردگار خويش به خاطر وسوسه های شيطانی اختلاف نکرده اند . بدی
    برخوردها آنان را از هم جدا نساخته [8] کينه های حسادت آنها را از هم دور
    ننموده عوامل شک و ترديد آنان را پراکنده نگردانيده [9] و افکار گوناگون
    آنان را تقسيم ننموده است . آنان پايبند ايمانند [10] و طوق ايمان در
    گردنشان هيچگاه اين طوق را به سبب شک و ترديد و سستی از گردن
    برنمي دارند . [11] در تمام آسمانها به اندازه جای پوستينی نتوان يافت جز
    اينکه فرشته ای به سجده افتاده يا موجودی تلاشگر و سريع مشغول کار است
    [12] طاعت فراوان آنها بر يقين و معرفتشان نسبت به پروردگارشان مي افزايد
    و عزت پروردگار به قلبشان عظمت بيشتری مي بخشد . [13] قسمتی ديگر از اين
    خطبه در توصيف زمين و گسترش آن [ خشکيهای ] [14] زمين را بر روی امواج
    پرهيجان و درياهای مملو از آب قرار داد [15] قسمتهای بالای امواج را متلاطم
    ساخت و آنها که به هم مي خوردند سخت به حرکت در آورد [16] تا رويه ای از
    کف همانند کفهای دهان شتر هنگام مستی بر روی آنها پديد آمد سپس
    قسمتهای سرکش آب بر اثر سنگينی خضوع نموده [17] هيجان آنها براثر تماس
    با سينه زمين فرو نشست 000 [1] زيرا زمين با پشت بر آن مي غلطيد [2] و آن همه
    سر و صدا که در اثر امواج پيدا شده بود ساکن و آرام شد [3] و همچون اسب
    افسارشده اسير و رام گرديد . و خشکيهای زمين در دل امواج گسترده شد [4] و
    آب را از کبر و غرور و خودبينی و نشاط بي حد بازداشت و از شدت
    حرکتش کاست . [5] و بعد از آن همه حرکت ساکن شد و پس از آن همه جست و
    خيز متکبرانه به جای خويش ايستاد . [6] هنگامی که هيجان آب در اطراف
    زمين فرو نشست و کوههای سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل نمود
    [7] چشمه های آب از بينی کوهها جاری ساخت [ و آب ] آنها را در پهن
    دشت و گودالها و رودخانه ها جاری نمود . [8] حرکات زمين را با صخره های
    عظيم و قله کوههای بلند و محکم تعديل کرد [9] و زمين به خاطر نفوذ کوهها
    در سطح آن [10] و فرورفتن ريشه های آن در بينی آن و سوارشدن بر گردن دشتها و
    صحراها از لرزش و اضطراب بازايستاد .[11] بين زمين و جو فاصله افکند و
    نسيم هوا را برای ساکنان آن آماده ساخت تمام نيازمنديها و وسائل
    زندگی را برای اهل زمين استخراج کرد . [12] سپس هيچکدام از بلنديهای زمين
    را که آب چشمه ها به آن نمي رسد [13] و جدولهای نهرها به آن راه ندارد بحال
    خود وانگذاشت بلکه ابرهائی را آفريد تا قسمتهای مرده آن را احيا
    سازند و گياهان آن را برويانند . [14] قطعه های پراکنده ابرها را به هم
    پيوست تا سخت به حرکت آمدند 000 [1] و برق در اطرافش درخشيدن گرفت
    ولی از درخشندگی ابرهای سفيد کوه پيکر و متراکمش کاسته نشد [2] آنها را
    پي درپی فرستاد آنچنان که زمين را احاطه کردند و بادها شير آن را از
    پستانش دوشيدند [3] و به شدت به زمين فروريختند ابرها سينه بر زمين
    سائيدند [4] و آنچه بردوش داشتند پاشيدند و بوسيله آن در بخشهای بي گناه
    زمين گياهانی رويانيد [5] و در دامن کوهها سبزه ها به وجود آورد . پس
    زمين به وسيله باغهای زيبای خود همگان را به سرور و شادی دعوت مي کند
    [6] و با لباس نازک گلبرگها که بر خود پوشيده در شگفتی فرومي برد و از
    زينت و زيوری که از گلوبند گلهای گوناگون بافته بيننده را به وجد
    مي آورد [7] و فراورده های نباتی را توشه و غذای انسانها و روزی حيوانات
    قرار داد . در گوشه و کنار آن دره های عميق آفريد [8] و راهها و نشانه ها
    برای آنان که بخواهند در جاده های وسيعش قدم بردارند تعيين کرد .
    هنگامی که زمين را آماده سکونت نمود و فرمان خويش را
    جاری ساخت آدم ( ع ) را از ميان مخلوقاتش برگزيد [9] و او را نخستين
    برترين مخلوق خويش قرار داد وی را در بهشت خود جای داد و خوراکهای
    گوارا در اختيارش نهاد و از آنچه ممنوعش کرده بود وی را بيم داد
    [10] آگاهش ساخت که اقدام بر آن نافرمانی خواهد بود و منزلت و مقام او
    را به خطر مي افکند . [11] ولی آدم مرتکب آنچه نهی شده بود گرديد و علم
    خداوند در مورد او به وقوع پيوست . پس از توبه او را از بهشت به
    زمين فرستاد تا با نسل خود زمين را آباد سازد [12] و بدين وسيله حجت را بر
    بندگان تمام کرد پس از مرگ آدم زمين را از حجت خالی نگذاشت [13] و ميان
    فرزندان آدم و شناسائی خود پيوندی برقرار کرد [14] قرن به قرن حجتها و
    دليلها را بر زبان پيامبران برگزيده و حاملان رسالت خويش برای آنها
    اقامه نمود [15] تا اينکه بوسيله پيامبر ما محمد ( ص ) حجتش تمام گرديد
    [1] 000 و بيان احکام و انذار و بشارت و بيم او به سرمنزل آخر رسيد .
    روزيها را مقدر و اندازه گيری کرد : گاهی کم و گاهی زياد [2] و به تنگی و
    وسعت بطور عادلانه تقسيم فرمود تا هر که را بخواهد به وسعت روزی و يا
    تنگی آن بيازمايد [3] و با آن شکر و صبر غنی و فقير را مورد
    آزمايش قرار دهد . [4] سپس روزی وسيع را با فقر و بيچارگی در آميخت و
    تندرستی را با حوادث دردناک توام نمود [5] دوران شادی و سرور را با غصه
    و اندوه مقرون ساخت سرآمد زندگی را آفريد و آن را گاهی طولانی و گاهی
    کوتاه قرار داد [6] آن را مقدم و يا مؤخر داشت و برای مرگ اسبابی فراهم
    ساخت و با مرگ رشته های زندگی را در هم پيچيد [7] و پيوندهای مختلف را
    از هم گسست [ و همه اينها اسباب و عواملی است برای آزمون انسانها ]
    خداوند از اسرار پنهانی مردم آگاه است و هم از
    نجوای آنان که آهسته سخن مي گويند [8] و از آنچه در افکار بواسطه گمان خطور
    مي کند و از تصميمائی که با يقين مي پيوندد [9] و از شعاعهای خيانت آميز چشم
    که از لابلای پلکها خارج مي گردد . و از آنچه در مخفيگاههای دلها قرار
    دارد [10] و از همانها که در پشت پرده های ظلمانی غيبت پنهان است و از
    آنچه پرده های گوش مخفيانه مي شنود . [11] و از اندرون لانه های تابستانی
    مورچگان و خانه های زمستانی حشرات . [12] از آهنگ اندوهبار زنان غمديده و
    صدای آهسته قدمها . [13] و از جايگاه پرورش ميوه در درون پرده های شکوفه ها
    [14] و از مخفيگاه غارهای حيوانات وحشی در دل کوهها و اعماق دره ها [15] از
    نهانگاه پشه ها بين ساقه ها و پوست درختان و از محل پيوستگی برگها به
    شاخها[16] و از آنجا که نطفه ها از اصلاب حرکت کرده [17] و در درون رحمها به هم
    مي آميزند . از آنچه پرده ابر را به وجود مي آورد و به هم مي پيوندد [18] و از
    قطرات درهائی که ابرهای متراکم مي بارند و از آنچه گردبادها با دامن
    خويش از روی زمين برمي دارند و بارانها با سيلاب خود آن را فرو
    مي نشانند و محو مي کنند . [1] از ريشه های گياهان زمين که در ميان تلهای شن
    و ماسه پنهان شده است . از لانه های پرندگانی که [2] در قله بلند کوهها
    قرار دارند و از نغمه های مرغان در آشيانه های تاريک [3] و از لؤلؤهائی که
    در دل صدفها پنهان است و امواج درياها آنها را در دامن خويش پرورش
    داده اند . [4] از آنچه تاريکی شب آن را فراگرفته و يا خورشيد به آن نور
    افشانده است [5] و آنچه ظلمتها و امواج نور پي درپی آن را در برمي گيرند .
    [6] از اثر هر گامی و احساس هر حرکتی و آهنگ هر سخنی و جنبش هر لبی [7] و
    مکان هر انسانی و وزن هر ذره ای و ناله هر صاحب اندوه و غمی . [8] و آنچه
    از ميوه بر شاخه درختان قرار دارد و برگهائی که روی زمين ريخته . و از
    قرارگاه نطفه [9] و يا جمع شدن خون و مضغه و يا پرورش دهنده انسان و نطفه .
    [ آری از همه آنچه برشمردم او به خوبی آگاه است ] و در اين آگاهی
    هيچگونه مشقتی برايش وجود ندارد [10] و در حفظ و نگاهداری آنچه از
    مخلوقات به وجود آورده ناراحتی برای او نيامده [11] و در بکارانداختن
    امور و تدبير مخلوقات سستی و ملالتی بر او عارض نشده [12] بلکه علمش در
    آنها نفوذ يافته و شمارش آنان را احصاء کرده و عدالتش همه آنها را
    شامل شده [13] و با کوتاهی آنها در آنچه شايسته مقام او است باز از فضل
    خود محرومشان نساخته است [14] دعاء [15] بار خدايا تو دارای اوصاف جميل و
    صفات کمال بي منتهائی . اگر بتو اميد داريم چون تو بهترين مايه اميدی
    [16] . پروردگارا به من فصاحت و منطق و زبان گويا داده ای غير از تو را با
    آن مدح نمي گويم و بجز تو بر ديگری ثنا نمي خوانم [17] و آن را در راه آنان
    که آرزو را قطع مي کنند و مورد اعتماد نيستند بکار نمي بندم در پرتو
    ايمان زبانم را از مديحه سرائی انسانها و ثناگوئی بر مخلوق بازداشته ای
    [1] . خداوندا هر ثناخوانی از سوی کسيکه ثنايش مي گويد پاداشی دارد [2] من
    بتو اميدوارم که راهنمايم به سوی ذخاير رحمت و گنجهای آمرزشت گردی .
    [3] کردگارا اين است وضع آنکس که تو را در توحيد خاص خودت يکتا
    بشمارد [4] و غير از تو را مستحق اين ستايش و مدحها نداند . [5] من بتو نيازی
    دارم که جز فضل تو نمي تواند آنرا جبران کند : و اين فقر و پريشانی را
    جز احسان وجود تو نتواند رفع نمايد [6] پس در اين مقام رضای خويشتن را به
    ما عطا کن و دست نياز ما را از دامن غير خود کوتاه گردان انک
    علی کل شي ء قدير تو بر هر چيز توانائی .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #92
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 92
    [7] يکی از سخنانی است که بعد از کشته شدن عثمان هنگام بيعت مردم با
    وی بيان فرموده است اگر روش گذشتگان را خواهيد ديگری را طلب
    کنيد [8] مرا واگذاريد و ديگری را طلب کنيد زيرا ما به استقبال چيزی
    مي رويم که چهره های مختلف و جهات گوناگونی دارد [ در زمان امارت
    خلفاء دستورات اسلام تغيير داده شده و به همين دليل اصلاحات انقلابی
    امام ( ع ) با مخالفتهائی روبرو مي شد و لذا امام مي فرمايد ] : [9] دلها بر
    اين امر استوار و عقلها ثابت نمي ماند چهره افق حقيقت را ابرهای تيره
    فساد گرفته [10] و راه مستقيم حق ناشناس مانده . آگاه باشيد اگر دعوت
    شما را اجابت کنم [11] طبق آنچه خود مي دانم با شما رفتار ميکنم و به سخن
    اين و آن و سرزنش سرزنش کنندگان گوش فرانخواهم داد [12] اگر مرا رها کنيد
    من هم چون يکی از شما هستم شايد من شنواتر و مطيع تر از شما نسبت به
    رئيس حکومت باشم . [13] و در چنان حالی من وزير و مشاورتان باشم بهتر از
    آن است که امير و رهبرتان گردم .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #93
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 93
    [1] يکی از خطبه های امام ( ع ) است که در آن از دانشهای خود و فتنه
    بني اميه ياد فرموده است فتنه های کور [2] پس از حمد و ستايش
    خداوند ای مردم بعد از آنکه امواج فتنه ها در همه جا گسترده [3] و
    به آخرين درجه شدت رسيده بود و کسی جرئت نداشت وارد معرکه گردد [4] اين
    من بودم که چشم فتنه را کور کردم بنابراين پيش از آنکه مرا از دست
    بدهيد هر چه ميخواهيد از من بپرسيد [5] سوگند به کسی که جانم در دست
    قدرت او است ممکن نيست از آنچه بين امروز تا قيامت واقع مي شود [6] و
    نه درباره گروهی که صد نفر را هدايت و يا صد نفر را گمراه کنند از من
    پرسش کنيد جز آنکه از دعوت کننده و رهبر و آن کس که زمام اين گروه
    را بدست دارد [7] و جايگاه خيمه و خرگاه و محل اجتماع آنها و آنان که از
    گروهی کشته مي شوند [8] يا به مرگ طبيعی مي ميرند [از همه اينها ] شما را
    آگاه مي سازم اگر مرا از دست دهيد و ناراحتيهای زندگی و مشکلات
    بر شما فروبارد [9] بسياری از پرسش کنندگان سر در پيش افکنده و به حيرت
    فروروند [ که سرانجام چه خواهد شد ] و گروه بسياری از مسک ولان از پاسخ
    فرومانند . [10] اين حوادث و بلاها هنگامی است که جنگ بر شما طولانی شود و
    دامن به کمر زند [11] و دنيا آنچنان بر شما تنگ گردد که ايام بلا را بس
    طولانی بشماريد . [ اين وضع همچنان ادامه دارد ] [12] تا آن دم که خداوند
    پرچم فتح و پيروزی را برای باقيمانده نيکان شما به اهتراز در آورد .
    [13] فتنه ها آنگاه که رو آورند با حق مشتبه مي شوند و هنگامی که پشت کنند
    ماهيت آنها بر همه کس روشن مي گردد [14] فتنه همچون بادها دور مي زند به
    برخی از شهرها اصابت مي کند و از بعضی مي گذرد . [15] آگاه باشيد ترسناکترين
    فتنه ها برای شما از نظر من فتنه بني اميه است [16] فتنه ای است کور و
    ظلماتی که حکومتش همه جا را فراگيرد و بلای آن مخصوص نيکوکاران است
    [1] . هر کس در آن فتنه بصير و بينا باشد [ و با آن ستيزه جوئی کند ] بلا و
    سختی به او مي رسد و هر کس در برابر آن نابينا باشد حادثه ای برای او
    رخ نمي دهد . [2] به خدا سوگند بني اميه بعد از من برای شما زمامداران بدی
    خواهند بود آنها همچون شتر بدخوئی هستند [3] که صاحب خود را دندان مي گيرد
    و با دستش بر سر او مي کوبد و با پا وی را دور مي کند و از شير خود
    آنها را منع مي نمايد . [4] همواره با شما با سختی رفتار کنند جز کسانی که
    برايش
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #94
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 94
    [13] در اين خطبه نخست صفات خداوند سپس فضيلت پيامبر ( ص ) و اهل بيت
    را بيان کرده و در پايان مردم را اندرز مي دهد [14] پربرکت است
    خداوندی که همتهای بلند قادر به درک او نيستند و گمان زيرک به
    مقامش نرسد [1] آغازی است که پايان ندارد تا به آخر رسد و آخری ندارد تا
    پايان پذيرد . [2] قسمتی از اين خطبه که در توصيف پيامبران است [3] نطفه
    پاک آنها را در بهترين جايگاه به وديعت گذارد و در بهترين مکان آنها
    را مستقر ساخت [4] از صلب کريمانه پدران به رحم پاک مادران منتقل نمود
    هر زمان يکی از آنان بدرود حيات گفت ديگری برای پيشبرد دين خدا بپا
    مي خواست . [5] رسول خدا و اهلبيت او [6] تا اينکه اين منصب بزرگ به محمد
    ( ص ) منتهی شد [7] و نهاد اصلی وی را از بهترين معادن استخراج کرد . و
    نهال وجود او را در اصيل ترين و عزيزترين سرزمينها غرس نمود [8] و شاخه
    هستی او را از همان درختی که پيامبران را از آن آفريد به وجود آورد از
    همان شجره اي که امينان درگاه خود را از آن برگزيد . [9] عترت او بهترين
    عترتها خاندانش بهترين خاندانها و درخت وجودش از بهترين درختان
    بود . [10] در حرم امن خداوند روئيد و در آغوش خانواده کريمی بزرگ شد
    شاخه های بلندی دارد [11] که دست [ فرومايگان ] به ميوه های آن نرسد او
    پيشوای پرهيزگاران و وسيله بينائی هدايت خواهان است [12] چراغی است که
    نورش درخشان ستاره ای است فروزان و آتش افروزی است که برقش زبانه
    مي کشد . [13] راه و رسم او معتدل و روش او صحيح و متين و سخنانش روشنگر
    حق از باطل و حکمش عادلانه [14] هنگامی او را به رسالت برگزيد که با زمان
    پيامبران پيشين فاصله زيادی افتاده بود جهانيان از انجام عمل نيک
    دوری گزيده و منحرف گشته و ملتها به جهل و نادانی گرائيده بودند .
    [15] موعظه مردم [16] خدا شما را رحمت کند بر طبق نشانه های روشن [ و قوانين و
    احکام واضح او ] عمل کنيد که راه روشن است 000 [1] و شما را به خانه امن
    و امان دعوت مي کند . هم اکنون در منزلگاهی هستيد که مي توانيد با
    فرصت و وقتی که داريد رضايت خدا را جلب کنيد [2] پرونده ها هنوز گشوده
    قلمها آماده نوشتن بدنها سالم [3] زبانها گويا و آزاد توبه پذيرفته و
    اعمال قبول مي گردد .


    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #95
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 95
    [4] يکی از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده و اشاره به مقامات
    پيامبر ( ص ) نمود [5] او را در زمانی فرستاد که مردم در حيرت و گمراهی
    سرگردان بودند و در فتنه و جهل و فساد غوطه ور [6] هوا و هوسهای سرکش آنها
    را به سوی خود جذب کرده تکبر و خود خواهی آنها را از جاده حق دور
    ساخته بود [7] جهل و نادانی آنها را سبک مغز بارآورده و در کارهای خود
    مضطرب و حيران ساخته و به جهل و نادانی مبتلا گشته بودند [8] در اين هنگام
    پيامبر ( ص ) در نصيحت و اندرز آنها کوشش کرد و آنان را به راه
    راست رهنمون شد [9] و به سوی حکمت و دانش و موعظه نيکو دعوت کرد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #96
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 96
    [10] يکی از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده و سخن از خدا و
    پيامبر ( ص ) به ميان آورده [11] ستايش مخصوص خداوندی است که نخستين
    وجود بوده پس چيزی قبل از او نبوده آخرين وجود است پس چيزی بعد از
    او نخواهد بود [ ازلی و ابدی است ] [12] آنچنان آشکار است که از او
    آشکارتر چيزی نيست و آنچنان مخفی است که چيزی از او مخفي تر نتوان
    يافت [ يعنی اصل وجودش از همه چيز آشکارتر و کنه ذاتش از همه چيز
    مخفي تر است ] . [1] اين خطبه قسمتی از فضائل نبی اکرم ( ص ) را يادآوری
    مي کند [2] قرارگاه او بهترين قرارگاه و محل پرورشش شريفترين محلها بود در
    معدن بزرگوار [3] و گاهواره سلامت رشد کرد دلهای نيکوکاران شيفته او
    گشته توجه چشمها به سوی او است . به برکت وجودش خداوند کينه ها را
    دفن کرد و آتش دشمنيها را با او خاموش ساخت [5] بواسطه وجود او در ميان
    دلها الفت افکند و افراد دور افتاده را در سايه آئينش برادر ساخت
    و نزديکانی را [ که در ايمان به او هماهنگ نبودند ] از هم دور
    ساخت ذليلان محروم در پرتو او عزت يافتند و عزيزان خودخواه بوسيله او
    ذليل شدند [6] کلامش بيان و سکوتش زبان بود
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #97
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 97
    [7] يکی از خطبه هائی است که امام ( ع ) پيرامون ياران خود و ياران
    پيامبر ( ص ) ايراد فرموده [ چنين نيست که ] [8] اگر خداوند ستمگر را
    [چند روزي ] مهلت دهد فرصت از دستش برود او بر سر راه در کمينگاه
    ستمگران است [9] و گلوی آنها را در دست دارد که هر زمان بخواهد حتی
    نگذارد آب دهان فروبرند . [10] آگاه باشيد سوگند به خدايی که جانم در
    دست قدرت اوست که اينها [ معاويه و اطرافيانش ] سرانجام بر شما
    پيروز مي شوند . [11] اما نه اينکه آنها در حق از شما پيشی دارند . بلکه
    برای آنکه آنها در راه باطلی که زمامدارشان مي رود سريع و کوشايند [12] در
    حاليکه شما در برابر حق من کند و سست هستيد ملتهای جهان همواره از
    ظلم زمامدارانشان در وحشتند [13] در حاليکه من از ظلم پيروانم مي ترسم شما
    را برای جهاد با دشمن برانگيختم اما نرفتيد به گوش شما خواندم اما
    نشنيديد [14] در آشکار و نهان از شما دعوت کردم اجابت ننموديد اندرزتان
    دادم قبول نکرديد . [15] مگر شما حاضران غائبيد [ که سخنانم را نمي شنويد ]
    و يا بردگانيد در قيافه مالکان فرمان خدا را بر شما مي خوانم از آن
    فرار مي کنيد 000 [1] و به اندرزهای رسا شما را موعظه مي کنم به پراکندگی
    مي گرائيد به مبارزه با سرکشا ن ترغيبتان مي کنم [2] هنوز سخنانم به آخر
    نرسيده مي بينم همچون [ قوم سبا ] پراکنده مي شويد [3] و به جلسات خود
    بازمي گرديد و در لباس اندرز يکديگر را فريب مي دهيد تا اثر موعظه مرا
    از بين ببريد . صبحگاهان شما را مستقيم مي سازم [4] و شامگاهان به همان
    حالت کجی نخست بازمي گرديد همانند کمان سخت و محکمی که نه کسی
    قدرت صاف کردن آن را دارد و نه خودش قابليت صاف شدن را [5] ای کسانی
    که بدنهاتان حاضر است و عقلهای شما پنهان و خواسته هاتان متفاوت [6] و ای
    کسانيکه زمامدارانتان مبتلا شده اند رهبر شما خدای را اطاعت مي کند و
    شما با او مخالفت مي ورزيد [7] اما زمامدار اهل شام خدای را معصيت مي کند
    و آنها وی را اطاعت مي نمايند . [8] به خدا سوگند دوست دارم معاويه شما را
    با نفرات خود مبادله کند همچون مبادله کردن دينار بدرهم [9] ده نفر از
    شما را بگيرد و يک نفر از آنها را به من بدهد . [10] ای اهل کوفه من
    به سه چيز که [ در شما هست ] و دو چيز که [ در شما نيست ] مبتلا
    شده ام : گوش داريد اما کريد [11] سخن مي گوئيد اما گنگيد چشم داريد اما
    کوريد نه هنگام نبرد آزاد مردان صادقيد [12] و نه به هنگام آزمايش
    برادران قابل اعتماد دستتان خاک آلوده باد ای مردم شما به شتران
    بي ساربانی مي مانيد [13] که هرگاه از يک سو جمعشان کنند از طرف ديگر
    پراکنده مي گردند . [14] به خدا سوگند شما را چنين مي بينم که اگر جنگ سخت
    درگير شود و آتش آن زبانه کشد [15] از گرد فرزند ابوطالب جدا مي شويد
    همانند جداشدن زن [ هنگام زائيدن ] از بچه خويش . [16] من نشانه و دليل
    روشن [ بر حقانيت خود ] از پروردگارم دارم و بر طريق آشکار پيامبر
    ( ص ) راه مي روم من در راهی روشن قرار دارم و با آگاهی در آن گام
    برمي دارم . [1] ياران و خاندان رسول خدا ( ص ) [2] به اهل بيت پيامبر بنگريد
    از آن سمت که آنها گام برمي دارند منحرف نشويد و قدم به جای قدمشان
    بگذاريد [3] آنها هرگز شما را از جاده هدايت بيرون نمي برند و به پستی و
    هلاکت بازنمي گردانند اگر سکوت کردند سکوت کنيد [4] و اگر قيام کردند قيام
    کنيد از آنها پيشی نگيريد که گمراه مي شويد از آنان عقب نمانيد که
    هلاک مي گرديد . [5] من اصحاب محمد ( ص ) را ديده ام [6] اما هيچکدام از شما
    را مانند آنان نمي بينم آنها [ در تنگنای مشکلات صدر اسلام ] موهائی
    پراکنده و چهره هائی غبارآلوده داشتند : [7] شب تا به صبح در حال سجده و
    قيام به عبادت بودند گاه پيشانی و گاه گونه ها را در پيشگاه خدا بخاک
    ميگذاردند [8] از وحشت رستاخيز همچون شعله های آتش لرزان بودند . [9] پيشانی
    آنها از سجده های طولانی پينه بسته بود و هنگامی که نام خدا برده مي شد
    آنچنان چشمشان اشکبار مي شد که گريبان آنها ترمی گرديد [10] و همچون بيد که
    از شدت تندباد بخود مي لرزد مي لرزيدند [ اينها همه ] از ترس مسک وليت
    و اميد به پاداش الهی بود .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #98
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 98
    [11] از سخنان امام ( ع ) است که در آن اشاره به ستمهای بني اميه مي کند
    [12] به خدا سوگند آنها همچنان به ستم پردازند تا آنجا که حرامی باقی
    نگذارند و همه را حلال شمرند و تمام پيمانهای الهی را بشکنند [13] حتی
    خانه و خيمه ای باقی نماند مگر آنکه ستمشان در آنجا راه يابد و فساد و
    سوء تدبير آنها مردم را از خانه های خويش فراری دهد [14] تا آنجا که مردم
    دو دسته شوند و هر دو دسته بگريند [15] گروهی برای دينشان و گروهی برای
    دنيايشان کار به قدری سخت شود که شما همچون بردگانی که خود را مجبور
    به ياری اربابان مي بينند ناچار از کمک به آنها شويد 000 [1] در حضور
    ناگزير از اطاعت باشيد و در غياب بدگوئی نمائيد [2] و تا آنجا که هر کس
    به خدا اميدوارتر [ و پرهيزگارتر ] است بيش از همه مصيبت و رنج
    بيند [3] پس اگر خداوند برای شما عافيت و سلامت و گشايش و فرجی پيش
    آورد بپذيريد [ خدا را شکر کنيد ] و اگر به رنج و ناراحتی گرفتار شديد
    شکيبا باشيد که سرانجام پيروزی با پرهيزگاران است .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #99
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 99
    [4] يکی از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده . و در آن از زهد
    و ترک دنياپرستی سخن مي گويد [5] او را بر نعمتهائی که عطا فرموده ستايش
    مي کنيم و در کارهای خود از او استعانت مي جوئيم [6] از او سلامت در دين
    مي خواهيم همان گونه که تندرستی در بدن از او تقاضا داريم [7] ای بندگان
    خدا شما را به ترک اين دنيائی که سرانجام شما را رها مي سازد توصيه
    مي کنم گر چه شما ترک آن را دوست نداريد [8] دنيائی که جسمهای شما را
    کهنه و فرسوده مي کند با اينکه دوست داريد هميشه تازه و نو باشيد .
    [9] شما و دنيا به مسافرانی مي مانيد که تازه گام در جاده نهاده اند احساس
    مي کنند به انتهاء رسيده اند [10] و تا قصد رسيدن نشانه ای در وسط راه مي کنند
    گويا به آن رسيده اند . [ آنچنان دنيا به سرعت مي گذرد که هنوز گام در
    آن نگذارده پايان مي يابد ] در حاليکه برای رسيدن به مقصد نهائی بايد
    راه زيادی را به پيمايد . اما چگونه مي تواند به مقصد برسد [11] کسی که روز
    معينی در پيش دارد و از آن تجاوز نخواهد کرد . مرگ به سرعت او را
    مي راند [12] و عوامل مختلف او را به زور و بر خلاف ميل به جدائی از دنيا
    وادار مي سازد . [13] پس در عزت وافتخارات [ موهوم ] اين جهان سر و دست
    نشکنيد و به زينت و نعمتهای آن فريفته نگرديد [14] و از رنج و سختيهای آن
    جزع و زاری نکنيد زيرا عزت و افتخارات آن به زودی پايان مي گيرد [15] و
    زيور و نعمتهايش زايل مي گردد و رنج و سختی آن تمام مي شود [1] و هر خوب و
    بد در دنيا پايان مي يابد 000 و هر موجود زنده ای به سوی فنا پيش مي رود
    [2] آيا برای شما در آثار پيشينيان وسيله عبرت نيست که شما را از
    [کردار بد] باز دارد و آيا اگر انديشه کنيد در آثار پدران خود عبرت
    نخواهيد گرفت ؟ [3] مگر نمي دانيد گذشتگان شما برنمي گردند [4] و بازماندگان
    باقی نمي مانند مگر مردم دنيا را مشاهده نمي کنيد [5] که شبانه روز حالات
    گوناگونی دارند يکی مي ميرد و بر او مي گريند و ديگری باقی مي ماند و به
    او تسليت مي گويند و يکی در بستر بيماری افتاده [6] ديگری به عيادت او
    مي آيد و ديگری در حال جان کندن است . يکی به دنبال دنيا مي دود در حالی
    که مرگ به دنبال او در حرکت است [7] و يکی در عالم غفلت فرورفته در
    حالی که مرگ و حوادث دنيا او را فراموش نکرده اند و به همين گونه
    بازماندگان به دنبال گذشتگان مي روند . [8] به هوش باشيد نابودکننده لذات
    و برهم زننده کاميابيها و قطع کننده آرزوها [ يعنی مرگ را ] بسيار
    بخاطر بياوريد [9] در آن هنگام که تصميم بر کارهای زشت داريد . و برای
    ادای حق واجب خدا و نعمتهای بيشمار و احسان های بي پايانش از او
    استعانت جوئيد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #100
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 100
    [10] يکی از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده . اين خطبه درباره
    پيامبر ( ص ) و اهل بيت او مي باشد . [11] ستايش مخصوص خداوندی است که
    فضل خويش را در مخلوقات منتشر ساخته و دست جود و سخايش را بسوی
    آنان گشوده [12] او را در تمام کارهايش مي ستائيم و برای مراعات حقوقش از
    او ياری مي طلبيم گواهی مي دهيم جز او معبودی نيست [13] . و محمد ( ص )
    بنده و فرستاده او است .او را برای اجرای اوامر و بيان و فرمان
    و ذات و صفاتش فرستاد . [1] او با امانت رسالت خويش را انجام داد و
    با راستی و درستی براه خود رفت و پرچم حق را در ميان ما به يادگار
    گذارد . [2] که هر کس از آن پيشی گيرد از دين خارج شود و آن کس که
    از آن عقب بماند هلاک گردد و هر کس که از آن جدا نشود به او رسد
    [3] راهنمای اين پرچم با تانی سخن مي گويد و دير به پای مي خيزد اما به
    هنگامی که بپاخاست به سرعت پيش مي رود [4] و هرگاه شما تحت فرمان او
    در آمديد و رهبری او بر شما مسلم شد متاسفانه دوران او سپری شده و
    مرگش فرامي رسد . [5] و بعد از او بايد مدتی منتظر باشيد تا اينکه
    خداوند شخصی را برانگيزد که شما را جمع کند وپراکندگی شما را به هم
    پيوند بخشد [6] به چيزی که نيامده دل نبنديد و از آنکه گذشته است مايوس
    و نگران نباشيد . [7] چه اينکه آن کس که پشت کرده ممکن است يکی از
    پاهايش بلغزد و ديگری برقرار ماند سپس هر دو با هم بجای خود
    برگردند و برقرار مانند . [8] آگاه باشيد آل محمد ( ص ) همانند ستارگان
    آسمانند [9] که هرگاه يکی از آنها غروب کند ستاره ديگری طلوع مي کند. گويا
    مي بينم در پرتو خاندان پيامبر ( ص ) نعمتهای خدا بر شما تمام شده و
    شما به آنچه آرزو داريد رسيده ايد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 10 از 24 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •