### نهج البلاغه ### سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
### نهج البلاغه ###
صفحه 11 از 24 نخستنخست ... 78910111213141521 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 239
  1. #101
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 101
    [10] از خطبه های امام ( ع ) است در اين خطبه امام ( ع ) از قسمتی از
    حوادث آينده پرده بر ميدارد [11] ستايش مخصوص خداوندی است که نخستين
    هستی است قبل از همه نخستين هاو آخرين هستی است بعد از همه آخرها [12] به
    خاطر نخستين بودنش آغازی ندارد و به خاطر آخرين بودنش پايانی برای
    او متصور نيست [13] شهادت مي دهم که معبودی جز ذات پاک او نيست شهادتی
    که درون و برون در آن هماهنگ و دل با زبان همصدا باشد . [14] ای مردم
    دشمنی و مخالفت با من شما را تا مرز گناه پيش نبرد و نافرمانی من
    شما را به پيروی از هوای نفس نکشاند [1] به هنگام شنيدن سخنانم با چشم
    به يکديگر نگاه نکنيد [ و قيافه انکار بخود نگيريد ] سوگند به آن کس
    که دانه را [ در اعماق زمين ] شکافت [2] و بشر را آفريد آنچه به شما خبر
    ميدهم از پيغمبر امی است [3] نه آن کس که به من گفته دروغ گفته و نه
    شنونده بي خبر بوده است [4] گويا مي بينيم شخص بسيار گمراهی بر مردم شام
    همچون حيوانات بانگ زند [ و آنان را گرد آورد ] و پرچمهای خويش را
    در اطراف کوفه نصب کند [5] هنگامی که دهن باز کند و طغيان او به
    اوج رسد و جای پايش در زمين محکم گردد [ ستم او همه جا را بگيرد ] [6] و
    فتنه فرزندان خويش را بگزد و آتش جنگ زبانه کشد [7] روزها چهره گرفته و
    عبوس خود را ظاهر سازند و شبها رنج و مشکلات خويش را آشکار نمايند
    [8] هنگامی که کشت او بمرحله درو برسد و برای چيدنش بپاخيزد و به هيجان
    در آيد [9] و برق شمشيرش بدرخشد در آن هنگام پرچمهای فتنه ها و شورشهای
    پيچيده به اهتزاز در آيد [10] و همچون شب تار و دريای متلاطم رو آورند .
    علاوه بر اين چه طوفانهای سختی که شهر کوفه را بشکافد [11] و چه تندبادهائی
    که بر آن وزيدن گيرد و به زودی دسته های مختلف به جان هم افتند آنانکه
    سر پا هستند درو شوند و آنها که از پاافتاده اند لگدمال گردند
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #102
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 102
    [12] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرمود : اين خطبه نيز همانند
    خطبه سابق به حوادث آينده اشاره دارد . [13] آن [ رستاخيز ] روزی است که
    خداوند اولين و آخرين را برای رسيدگی به حساب دقيق و رسيدن به پاداش
    کردارشان جمع مي کند [14] همه در حال خضوع بپاخيزند عرق [ از سر و رويشان
    فرو مي ريزد ] و اطراف دهانشان را احاطه کرده لرزش زمين تمام اندامشان
    را مي لرزاند . [1] نيکوترين و خوشحال ترين افراد در آن روز کسی است
    که جای پائی پيدا کند و يا محلی برای ايستادن خود بدست آورد . [2] قسمتی
    از اين خطبه که از آينده خبر مي دهد . [3] فتنه هائی است همچون پاره های شب
    تار که هيچکس نمي تواند در برابر آن بپاخيزد [4] و هيچ پرچمی نتواند پرچمش
    را به زير آورد اين فتنه ها به سوی شما مي آيند همچون شتری که مهار شده
    جهاز بر پشتش گذارده اند و زمامدارش آن را مي کشاند [5] و سوارش به سرعت
    ميراند [ تمام وسائل پيش رفت را آماده دارد ] . طرفداران و حاميان
    اين شورشها جمعيتی هستند که ضربه آنها شديد و امکاناتشان کم است .
    [6] ولی گروهی بپا مي خيزند و در راه خدا با آنها نبرد مي کنند که نزد
    متکبران و گردنکشان خوارند و در روی زمين ناشناس اما در آسمانها
    معروفند [7] در اين هنگام وای بر تو ای بصره از لشکری که به عنوان
    کيفر الهی بدون گرد و غبار و بدون سر و صدا به تو حمله ور مي گردد [8] و به
    زودی ساکنانت به مرگ سرخ و گرسنگی شديدی که رنگ چهره آنها را
    02 دگرگون مي سازد مبتلا خواهند شد
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #103
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 103
    [9] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده [10] ای مردم به دنيا
    همچون زاهدان و اعراض کنندگان از آن بنگريد [11] به خدا سوگند دنيا به
    زودی ساکنان خود را از ميان مي برد و هوسبازانی که به آن اطمينان دارند
    به مصيبت مي کشاند . [12] آنچه از دست رفته و پشت کرده هيچگاه بر نمي گردد
    و آينده معلوم نيست تا در انتظارش باشيم [13] شادی آن با اندوه آميخته
    توانائی و استقامت مردان نيرومند در آن به ضعف و سستی مي گرايد .
    [1] زيبائيهای فراوانش شما را مغرور نسازد زيرا مدت کمی بيش باقی
    نخواهد بود . [2] رحمت خدای بر آن کس باد که فکر کند و عبرت گيرد و
    بينا گردد . [3] به زودی خواهيد دانست که گويا آنچه هم اکنون از دنيا
    موجود است اصلا نبوده . و آنچه از آخرت است همواره خواهد بود [4] هر چيز
    که به شمارش آيد [ همچون ساعات عمر ] سرانجام پايان گيرد و هر چه
    انتظارش را داريد خواهد آمد و هر آينده ای قريب و نزديک است . [5] دانا
    کيست ؟ [6] دانا کسی است که قدر خود را بشناسد . و برای نادانی انسان
    همين بس که از قدر خويش بيخبر ماند [7] . مبغوض ترين افراد نزد خدا
    بنده ای است که خدا او را به خودش واگذاشته [8] از راه راست منحرف گشته
    و بدون راهنما گام برمي دارد [9] اگر به کشتزار دنيا خوانده شود [ اجابت
    مي کند ] و برای آن مي کوشد و اگر به کشتزار آخرت و نعمتهای گوناگونش
    دعوت شود سستی مي ورزد [10] گويا آنچه انجام مي دهد بر او واجب است و آنچه
    از آن شانه خالی مي کند از دوش او برداشته شده است . [11] دوران آخر زمان
    [12] و آن زمانی است که از فتنه نجات نمي يابد مگر مؤمنانيکه بي نام و
    نشانند [13] اگر در حضور باشند شناخته نشوند و اگرغائب گردند کسی سراغ
    آنها را نمي گيرد آنها برای سيرکنندگان در شب ظلمانی جامعه ها چراغهای
    هدايت [14] و نشانه های روشنند نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگيز نه در پی
    اشاعه [ فحشايند ] و نه مردمی سفيه و لغو گو [15] اينانند که خداوند
    درهای رحمتش را به سويشان باز مي کند و سختيها و مشکلات را از آنان بر
    طرف مي سازد . [1] ای مردم به زودی زمانی مي رسد که اسلام همچون ظرفيکه
    واژگون شود و آنچه در آن است بريزد واژگون گردد [ و مردم حقايق آن را
    به کلی فراموش کنند ] . [2] ای مردم خداوند به شما ظلم نخواهد کرد و از
    اين نظر به شما تامين داده است ولی هرگز به شما تامين نداده که شما
    را آزمايش نکند . [3] زيرا خداوند در قرآن فرموده : [ ان فی ذلک لايات و
    ان کنا لمبتلين ]
    [4] سيدرضی ره مي گويد : منظور امام ( ع ) از جمله کل مؤمن
    نومه آن است که گمنام است و المساييح جمع مسياح کسی است
    که در بين مردم به نمامی و شر و فساد اشتغال دارد و المذاييع جمع
    مذياع کسی است که چون کار زشتی را بشنود اشاعه دهد و البذر
    جمع بذور کسی را گويند که بسيار سفيه و بيهوده گو است .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #104
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 104
    [5] اما بعد خداوند محمد [ص ] را مبعوث ساخت
    [6] در حاليکه هيچ کس از عرب کتاب آسمانی نداشت و ادعای
    نبوت و وحی نمي نمود [7] او با يارانش به مبارزه با مخالفان
    پرداخت تا آنان را به سرمنزل نجات سوق دهد [8] و پيش از آنکه مرگشان
    فرارسد در آمادگی آنان مبادرت ورزد ببرکت وجود او ناتوانان و خستگان
    توان مي يابند و شکسته حالان بر سرپا مي ايستند [9] تا آنان را به منزل مقصود
    برساند جز گمراهان غير قابل هدايت [ و اينکار را همچنان ادامه داد ]
    [10] تا وسيله نجاتشان را به آنها نشان داد و در محل مناسبشان جايگزين
    ساخت آسيای زندگی آنها بگردش در آمد و نيزه آنها صاف شد [ هم وضع
    دينی و اقتصادی آنها روبراه شد و هم نيروی نظامی آنها قوی ] . [11] به خدا
    سوگند من دنبال اين لشکر بودم و آنها را به پيشروی واميداشتم تا باطل
    بکلی عقب نشينی کرد [12] و همه تحت رهبری اسلام در آمدند در اين راه هرگز
    ناتوان نشدم و ترس مرا احاطه نکرد و خيانت ننمودم و سستی در من راه
    نيافت . [13] به خدا سوگند [ هم اکنون نيز در اين راه مي روم ] و شکم باطل
    را مي شکافم تا حق را از درون آن خارج سازم . [1] شريف رضی مي گويد : جملات
    برگزيده اين خطبه را پيشتر [ در خطبه 33 ] نيز آورديم جز اينکه من آن
    را در اين روايت با کمی اختلاف يافتم لذا آن را بار ديگر در اينجا آوردم .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #105
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 106
    [1] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده : و در آن برتری اسلام و
    يادآوری رسول اکرم ( ص ) و سپس سرزنش اصحابش آمده عظمت و شکوه
    آئين اسلام : [2] ستايش مخصوص خداوندی است که اسلام را تشريع فرمود و
    راههای فراگرفتن و عمل کردن به احکام آن را برای آنان که خواهانند
    آسان گردانيد [3] ارکانش را در برابر آنان که به ستيزه برميخيزند استوار
    نمود و آن را برای کسانی که دست به دامنش زنند پناهگاه امنی
    قرارداده و برای آنها که به حريمش گام نهند وسيله صلح و سلامت ساخت
    [4] و برای آنان که از منطقش پيروی کنند دليل و برهان و برای آنها که از
    آن دفاع کنند گواه و برای افرادی که از آن روشنی بگيرند نور [5] و برای
    شخصی که آن را تعقل کند فهم و برای آن که تدبر کند عقل است نشانه
    است برای آن کس که علامتش را بپذيرد [6] مايه روشن بينی است برای آنکه
    عزم بر درک حق دارد درس عبرتی است برای آنکه بپذيرد مايه نجات و
    رهائی است برای آنکه تصديقش کند وسيله آرامش و اطمينان است برای
    کسی که بر آن تکيه کند [7] موجب آسايش انسانی است که کار خود را به آن
    واگذارد و سپری است برای آنان که اهل استقامتند و بطور خلاصه روشنترين
    راهها [8] و واضحترين مسلکها است . دلائل روشني بخشش بلند و آشکار
    جاده هايش درخشان [9] چراغهايش پرفروغ به ميدان مسابقه ای ميماند که :
    محيط پاکی برای تمرين دارد و پرچم نقطه آخر مسابقه بلند و به خوبی
    ديده مي شود [10] اسب های اصيل و پرارزشی برای مسابقه مهيا ساخته جائزه
    مسابقه دهندگان بسيار عالی و سوار کاران آن مردمی شريف مي باشند
    [11] برنامه اين مسابقه تصديق حق و اعمال صالح راهنمای روشني بخش و مرگ
    پايان و دنيا ميدان تمرين و قيامت مرکز اجتماع برای مسابقه نهائی و
    جائزه بزرگش بهشت است . [12] قسمتی از اين خطبه که درباره پيامبر گرامی
    است . .[13] تا اينکه خداوند [ پيامبرش را فرستاد ] و شعله ای برای
    آنها که مي خواهند روشن گردند برافروخت و چراغی پرفروغ بر سر
    راه گمشدگان وادی ضلالت قرار داد [14] او [ پيامبر ] امين مورد
    اطمينان و شاهد و گواه روز رستاخير تو است . او نعمتی است که
    برانگيخته ای [1] و رحمتی است که به حق فرستاده ای . خداوندا بهره وافری
    از عدل خويش به وی اختصاص ده [2] و از فضل و کرمت پاداش مضاعف به
    او عطا فرما بار خدايا بنای آئين او را بلندترين بناها قرار ده [3] و او
    را بر سر خوان مهمانی خويش گرامی دار بر شرافت مقام او در نزد خود
    بيفزا و وسيله تقرب خويش را به وی عنايت کن رفعت و بلندی مقام
    و فضيلت را به او عطا فرما [4] و ما را در زمره [ دوستان و پيروان او ]
    محشور گردان در حالی که بخاطر کرده های خويش نه رسوا باشيم و نه
    شرمسار نه پشيمان و نه منحرف [5] نه پيمان شکن نه گمراه نه گمراه کننده و
    نه فريب خورده . [6] شريف رضی ره مي گويد : اين سخن در [ خطبه 72 ] گذشت
    باز هم بخاطر اضافاتی آن را در اينجا آورديم . [7] و قسمتی ديگر از اين
    خطبه که درباره يارانش مي باشد : [8] از لطف خداوند بزرگ به مقامی
    رسيده ايد که حتی کنيزان شما را گرامی مي دارند [9] و به همسايگان شما محبت
    مي کنند . کسانی که شما از آنها برتر نيستيد و بر آنها حقی نداريد برای
    شما تعظيم مي کنند [10] کسانی از شما حساب مي برند که ترسی از حکومت شما
    ندارند و نه بر آنها حکومتی داريد [11] با اين حال مي بينيد قوانين و
    پيمانهای الهی شکسته شده اما شما به خشم نمي آئيد در حالی که اگر
    تعهدات پدرانتان نقض گردد ناراحت مي شويد [12] دستورات خدا به شما
    مي رسيد و از شما به مردم و سپس نتيجه آن به شما بازمي گشت [13] مقام خويش
    را به ستمگران واگذارديد و زمام امور خويش را به دست آنان سپرديد [14] و
    ماموريتهای الهی را به آنان تسليم کرديد آنان به شبهات عمل مي کنند و
    در شهوات غوطه ورند [15] به خدا سوگند اگر دشمنان شما را در زير ستارگان
    آسمان پراکنده کنند باز خداوند [ نسلهائی از ] شما را برای روز انتقام
    از آنان گردآوری مي کند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #106
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 105
    [2] از خطبه هائی که امام ( ع ) ايراد فرموده پيرامون قسمتی از صفات
    پيامبر اسلام ( ص ) و تهديد بني اميه و موعظه مردم پيامبر گرامی :
    [مردم سخت در گمراهی بودند ] [3] تا اينکه خداوند محمد ( ص ) را مبعوث
    ساخت که ناظر و گواه بر کردار آنها باشد و بشارت و بيم دهنده آنان
    [4] در کودکی شايسته ترين مخلوق و در سن کهولت نجيبترين و کريمترين آنان
    بود اخلاقش از همه پاکان پاکتر و باران جود و بخشش او از همه
    بادوامتر بود . [5] شما ای بني اميه : [6] تنها زمانی از لذت و شيرينی دنيا
    بهره برديد و از پستان آن شير نوشيديد [7] که افسارش رها و بند زيرتنه
    جهازش نبسته بود . [ زمانيکه براثر حکومت عثمان و مردمی که در عصر
    او پرورش يافته بودند تمرکز اخلاقی و سياسی مسلمانان از ميان رفته و
    تعليمات اسلام و پيامبر در ميان آنها ضعيف شده بود ] [8] تا آنجا که
    حرام دنيا از نظر اقوامی همچون درخت سدر بی خار بود [9] و حلالش غير
    موجود . به خدا سوگند دنيائی که شما با آن روبرو هستيد همچون سايه ايست
    گسترده تا سرآمدی معين [10] امروز زمين برای شما آزاد و دستهايتان
    باز است اما دستهای رهبران واقعی بسته [11] شمشيرهای شما بر آنان مسلط و
    شمشيرهای آنان از شما باز گرفته شده . [12] آگاه باشيد هر خونی خونخواهی و
    هر حقی صاحب و طالبی دارد انتقام گيرنده خونهای ما [13] همانند کسی است
    که برای خود داوری کند [ و بر استيفاء حق خود کاملا مسلط باشد ] و او
    خداوندی است که از گرفتن کسی ناتوان نگردد [1] و کسی از پنجه عدالتش فرار
    نتواند کرد . ای بني اميه بخدا سوگند بزودی اين خلافت را در دست
    ديگران و در خانه دشمنان خود مي بينيد [2] آگاه باشيد بيناترين چشمها آن
    است که شعاعش در دل نيکيها نفوذ کند [3] و شنواترين گوشها آنست که
    تذکر و يادآوريها را در خود جای دهد [4] پند و اندرز مردم : [5] شما ای
    مردم چراغ دل را از شعله گفتار گويندگان با عمل روشن سازيد ظرفهای
    خويش را از آب زلال چشمه هائيکه از آلودگيها پاک است پر کنيد . [6] ای
    بندگان خدا به نادانيهای خود تکيه نکنيد و تسليم هوسهای خويش
    نباشيد [7] چه اينکه آن کس که به جهالت خود تکيه ورزد و اسير هواهايش
    گردد همچون کسی است که بر لب پرتگاه قرار گرفته [ بزودی زمين زير
    پايش فرو ميريزد و در دره هلاکت سقوط ميکند ] [8] بار هلاکت و فساد و
    گناه را بدوش مي کشد و از جائی بجای ديگر مي برد [9] و برای توجيه نظرات
    متناقضش مطالب بي ربط و نامتناسب را به هم پيوند مي دهد . [10] زنهار
    زنهار شکايت خويش را نزد کسی که نمي تواند آن را حل کند و قدرت
    ندارد با فکر خود گره از کارتان بگشايد مبريد [11] امام و پيشوا غير از
    آنچه از طرف خدا مامور است وظيفه ای ندارد [ وظائف او از اين قرار
    است ] : با پند و اندرز فرمان خدا را اعلام دارد [12] کوشش در خيرخواهی
    مردم کند احيای سنت و اقامه حدود بر آن کس که مستحق کيفر است نمايد
    [1] و حق مظلومان به آنها بازگرداند . در فراگرفتن دانش بکوشيد [14] پيش از
    آنکه بخود مشغول گرديد [ و در دنيا فرورويد ] از معدن علوم دانش
    استخراج کنيد [15] مردم را از منکرات باز داريد و خود هم مرتکب نشويد زيرا
    شما موظفيد اول خود مرتکب گناه نشويد آنگاه مردم را از آن نهی نمائيد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #107
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 107
    [1] سخنی است که امام ( ع ) در يکی از روزهای جنگ صفين فرموده [2] فرار و
    هزيمت شما را با چشم خود ديدم کناره گيری شما را از صفوف خود مشاهده
    کردم [ ديدم ] جفاکاران و کوته فکران [3] و اعراب باديه نشين شام شما را
    از صفوفتان کنار زدند با اينکه شما از بزرگان و سرشناسان عرب [4] و از
    سران شرف هستيد . زندگی شما در چهره اجتماع همچون بينی است در
    صورت و همچون کوهان بلند و عظيم است بر پشت شتران [5] اما خوشبختانه
    به ناراحتي های درونم شفا بخشيديد چون سرانجام ديدم همانطور که شما
    را هزيمت دادند صفوفشان را در هم شکستيد [6] و آنان را از لشکرگاه خود
    رانديد همانطور که آنها شما را کنار زدند [ مي ديدم ] آنها را به باد
    تير و نيزه گرفتيد [7] و فراريان و کشتگان دشمن همچون شتران تشنه طرد
    شده ای که از ورود آب بازشان دارند روی هم مي ريختند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #108
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 108
    [8] از خطبه های امام ( ع ) است که از وقايع مهم و حوادث آينده پيش گويي
    ميکند خداوند بزرگ [9] ستايش مخصوص خداوندی است که با آفرينش
    خود بر انسانها تجلی کرده و با حجت و دليل وجود خويش را بر قلبشان
    آشکار ساخته است . [10] مخلوقات را بدون نياز به فکر و انديشه آفريد چه
    اينکه انديشه مخصوص کسانی است که دارای روح و ضمير باطن باشند [11] و او
    چنين نيست . علم و دانشش اعماق پرده های غيب را شکافته [12] و به عقايد
    پيچيده و پنهان احاطه کرده است . [1] و قسمتی از اين خطبه در وصف پيامبر
    [2] وی را از شجره پيامبران از سرچشمه نور از مقامی رفيع و بلند [3] از
    سرزمين بطحاء . از چراغهای برافروخته در تاريکی و از چشمه های
    حکمت برگزيد . [4] و نيز از اوصاف او طبيبی است سيار که با طب
    خويش همواره به گردش مي پردازد . مرهمهايش را به خوبی آماده ساخته
    حتی برای مواقع اضطرار و برای داغ کردن محل زخمها ابزارش را گداخته است
    [5] تا در آنجا که مورد نياز است قرار دهد برای قلبهای نابينا
    گوشهای کر و زبانهای گنگ [6] با داروی خود در جستجوی بيماران فراموش شده
    و سرگردان است با فروغ حکمت عقل و خرد خويش را روشن
    نساخته [7] و با آتش افروزی دانشهای روشنگری فکر خود را شعله ور ننموده اند
    آنها در اين قسمت همچون چهارپايان صحرائی و سنگهای سخت و نفوذ
    ناپذيرند . [8] حقائق برای آنها که اهل بصيرتند آشکار است و راه حق برای
    گمراهان هويدا [9] و رستاخيز نقاب را از چهره خويش بر کنار زده و
    نشانه های حقيقت برای زيرکان و آنان که در جستجوی حقند ظاهر شده است
    [10] . چرا شما را پيکرهائی بي روح و روحهائی بي پيکر مي بينم ؟ چه شده
    شما را عبادت کنندگانی بي صلاح [11] و تجاری بي سود بيدارانی در خواب
    حاضرانی غائب [12] نگاه کنندگانی نابينا شنوندگانی کر و سخن گويانی
    گنگ مشاهده ميکنم ؟ پرچم گمراهی در جايگاه خود نصب گرديده [13] و
    گروههای طرفداران آن در همه جا پراکنده شده اند آنها شما را با
    پيمانه های گمراهی مي پيمانند [14] و با دست خويش شاخ و برگ شما را فرو
    مي ريزند ؟ رهبر اين گروه از ملت اسلام خارج و بر پايه ضلالت و گمراهی
    ايستاده است . [1] آنگاه که بر شما چيره شوند جز تعداد کمی از شما همچون
    ته مانده ديگ باقی نخواهد ماند [2] و يا همانند بقايائی که از خوردن غذا
    در اطراف ظرف چسبيده است . همچون پوستهای چرمی شما را بهم پيچيده و
    تحت فشار قرار ميدهند و همچون خرمن شما را ميکوبند [3] همچون پرنده ای
    که دانه های درشت را از لاغر جدا مي کنند اين گمراهان مؤمنان را از بين
    شما جدا مي سازند [ و نابود مي کنند ] . [4] آخر اين روشهای گمراه کننده شما
    را بکجا مي کشد ؟ تاريکي ها و ظلمتها تا کی شما را متحير مي سازد ؟
    دروغپردازي ها تا کی شما را مي فريبد ؟ [5] از کجا در شما نفوذ ميکنند و
    چگونه شما را اغفال مي نمايند ؟ . برای هر سرآمدی نوشته ای است و برای
    هر غيبتی بازگشتی [6] به سخن مرد خدا و ربانی خويش گوش فرادهيد دلهای
    خود را در پيشگاه او حاضر سازيد و هنگاميکه [ بخاطر احساس خطر ]
    فرياد ميکشد بيدار شويد [7] فرمانده شما صادقانه سخن مي گويد افکار خود
    را جمع و محتويات ذهن خويش را برای نجات شما آماده ساخته است
    [8] حقايق را برای شما بخوبی شکافته همانند مهره هائيکه برای شناسائی
    درونشان آنها را می شکافند [9] و حقيقت را از باطل همچون شيره درختی که
    از بدنه آن جدا مي کنند برای شما جدا ساخته است . در اين هنگام است
    که باطل موضع گرفته و جهالت بر مرکبهای خويش سوار گرديده [10] طاغوت
    عظمت يافته و داعيان حق به کمی گرائيده اند روزگار بسان درنده خطرناکی
    حمله ور شده [11] و پس از مدتها سکوت باطل ناله سر داده مردم در شکستن
    قوانين خدا دست بدست هم داده اند [12] و در فاصله گرفتن از دين متحد
    آن هنگام فرزندان به جای دوستی با پدران دشمنی ميکنند و باران گرمی
    مي باريد [14] لک يمان همه جا را پر مي کنند و نيکان بزرگوار کمياب ميشوند
    مردم آن زمان همچون گرگان [15] و رؤسای آنها درندگان طبقه متوسط طعمه و
    مستمندان مردگان خواهند بود [16] راستی از بين آنان رخت برمي بندد و دروغ
    فراوان ميشود با زبان اظهار دوستی ميکنند و با دل دشمنی [17] مردم به گناه
    افتخار ميکنند و از پاکدامنی در شگفتی فرو مي روند و اسلام را همچون
    پوستينی وارونه مي پوشند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #109
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 109
    از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده در بيان قدرت خداوند[1]
    و عظمت مقام او و مسأله رستاخيز است . [2] همه چيز در برابرش خاضعند و
    همه چيز به ياری او پابرجااست بي نياز کننده هر مستمند [3] و عزت بخش هر
    فرد خوار و ذليل نيروی هر ناتوان و پناهگاه هر مصيبت زده است . [4] هر
    کس تکلم کند سخنش را مي شنود و هر کس سکوت کند اسرار درونش را
    مي داند هر کس زنده باشد روزيش بر او است [5] و هر کس بميرد بازگشتش
    بسوی او است . [ خداوندا ] چشمها تو را نديده تا از تو خبر دهند [6] بلکه
    پيش از آنکه مخلوقات از تو سخن گويند بوده ای آفريدگان را به خاطر رفع
    وحشت تنهائی نيافريدی [7] و برای منفعت خود آنها را بکار وا نداشتنی .
    هيچکس از دست قدرت تو نتواند فرار کند و هر کس را بگيری از حيطه
    قدرتت بيرون نرود [8] معصيت گناهکاران از عظمتت نمي کاهد و اطاعت مطيعان
    بر ملکت نمي افزايد [9] آنکس که از قضای تو به خشم آيد نمي تواند فرمانت
    را برگرداند و هر کس که به فرمانت پشت کند از تو بي نياز نمي گردد .
    [10] هر سری نزد تو آشکار و هر پنهانی در پيش تو حاضر است . تو يک وجود
    ابدی هستی که زمان برايت مفهوم ندارد [11] تو پايانی هستی که جز بازگشت
    به سوی تو راهی نيست وعده گاهی هستی که نجات از حکم تو جز به سوی تو
    ممکن نيست . [12] زمام هر جنبده ای به دست تو و بازگشت هر انسانی به سوی
    تو است . [13] پروردگارا منزهی چه بزرگ است مقام تو منزهی چه بزرک
    است آنچه را که از آفريده هايت مينگريم [14] و چه کوچک است هر بزرگی در
    برابر قدرت تو و چه هول انگيز است آنچه از ملکوتت را مشاهده
    ميکنيم . [1] و چه کوچک است آنچه ديده ميشود در برابر بخشهائی از قلمرو
    حکومتت که از ما پنهان است [2] چه قدر نعمت های دنيايت فراوان و پر
    اهميت است و با اين حال چه کوچکند اينها در برابر نعمت های آخرتت
    [3] قسمتی از اين خطبه است : فرشتگان والامقام [4] گروهی از فرشتگانی که آنها
    را در آسمانهای خود سکونت بخشيده ای و از زمينت بالا برده ای [5] آنها از
    همه مخلوقاتت نسبت به تو آگاهترند و بيشتر از تو ميترسند و به تو
    نزديکترند [ آنها ] در صلب پدران قرار نگرفته اند [6] و رحم مادران آنها
    را در خود جای نداده و از آبی پست خلق نشده اند [7] ناراحتيها و مشکلات
    زندگی آنان را متفرق نساخته با اين مقام و قربی که با تو دارند و
    منزلتی که نزد تو يافته اند [8] و تمايلاتی که در تو خلاصه کرده اند و طاعتهای
    فراوانی که برای تو انجام ميدهند [9] و با اينکه از فرمان تو کمتر غفلت
    ميورزند اگر کنه آنچه از تو بر آنها پوشيده است مشاهده ميکردند اعمال
    خويش را حقير ميشمردند [10] و بر خويشتن عيب ميگرفتند و خوب مفهميدند که
    حق عبادت تو را انجام نداده اند و آنطور که سزاوار مقام تو است
    اطاعتت ننموده اند . [11] بندگان سرکش [12] تو منزهی که هم آفريدگار و هم
    معبودی از نعمت های نيکی که به آفريدگان عطا کرده ای اين است که
    سرائی آفريدی [ بنام سرای آخرت ] [13] و در آن سفره ای گستردی [ که همه چيز
    در آن يافت ميشود ] آشاميدنی و خوردنی همسران و خدمتگزاران [14] کاخهاو
    نهرها و کشتزارها و ميوه ها در آن قراردادی سپس کسی را فرستادی تا
    مردم را به سوی آن دعوت کند [15] نه دعوت کننده را اجابت کردند و نه در
    آنچه ترغيب کرده ای رغبت ورزيدند و نه به آنچه تشويق نمودی مشتاق
    شدند [16] به مرداری روی آوردند که با خوردن آن رسوا گشتند و در دوستی آن
    توافق کردند . [1] هرکس به چيزی [ ديوانه وار ] عشق ورزد نابينايش ميکند
    و قلبش را بيمار ميسازد با چشمی معيوب مينگرد [2] و با گوشی غير شنوا
    ميشنود خواسته های دل عقلش را نابود ساخته [3] دنيا قلبش را ميميراند و
    شيفته آن ميکند او بنده دنيا است [4] و بنده کسی که چيزی از دنيا در دست
    دارد دنيا به هر طرف بلغزد او هم مي لغزد و به هر جانب رو کند به
    همان سو رو مي نمايد [5] هر چه بيمش دهند از خدا نميترسد و از هيچ واعظی
    پند نمي پذيرد [6] در حاليکه ميبيند عده ای ناگهان گرفتار شدند [ و مرگ
    آنها را از پای درآورد ] در جائيکه نه فسخ پيمان ممکن است و نه راه
    بازگشتی دارد [7] چگونه بلاهائيکه نمي دانستند و انتظار آن را هم نداشتند بر
    سر آنها فرود آمد و دنيائی را که جاودانی مي پنداشتند بزودی از آن جدا
    شدند . [8] و به آنچه در آخرت به آنها وعده داده بودند رسيدند .
    بلاهائی که بر آنها فرود آمده قابل توصيف نيست :
    [9] سکرات مرگ و حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر آنها هجوم آورد در
    سکرات مرگ اعضاء بدنشان سست گرديد [10] و در برابر آن رنگ خود را
    باختند سپس کم کم مرگ درآنها نفوذ کرد [11] بين آنها و بين زبانشان جدائی
    افکند . او همچنان در ميان خانواده خود با چشم نگاه ميکند و با گوشش
    مي شنود [12] در حاليکه عقلش سالم است فکرش باقی است ميانديشد که عمرش
    را در چه راه فانی کرده [13] و روزگارش را در چه راهی سپری نموده است به
    ياد ثروتهائی که جمع کرده مي افتد همان ثروتی که در جمع آوری آن چشمها
    را بهم گذارده [14] و از حلال و حرام و مشکوک گرفته و گناه جمع آوری آنها
    همراه او است [15] هنگام جدائی از آنها فرارسيده برای وارث بجای ميماند
    از آن متنعم ميشوند و از آن بهره ميگيرند [16] راحتی آن برای ديگری و
    سنگينی گناهش بر دوش او است و او در گرو اين اموال است پس او
    دست خود را از پشيمانی مي گزد [ و اين ] [17] بخاطر چيزهائی است که به
    هنگام مرگ برايش روشن ميگردد [18] او در اين حال نسبت به آنچه در زندگی
    به آن علاقه داشت بي اعتنا است . آرزو ميکند که : [1] ای کاش آن کس که
    در گذشته بر ثروت او غبطه مي خورد و بر آن حسد مي ورزيد او اين اموال
    را جمع کرده بود [2] مرگ همچنان بر اعضاء بدنش چيره مي شود تا آنجا که
    گوشش همچون زبانش از کار مي افتد [3] بطوريکه در ميان خانواده اش
    نمي تواند با زبانش سخن گويد و با گوشش بشنود پيوسته به صورت آنان
    مي نگرد [4] و حرکات زبانشان را مي بيند اما صدای کلام آنان را نمي شنود سپس
    چنگال مرگ تمام وجودش را فراميگيرد [5] چشم او نيز همچون گوشش از کار
    خواهد افتاد و روح از بدنش خارج مي شود [6] و همچون مرداری بين
    خانواده اش مي افتد آنچنانکه از نشستن نزدش وحشت مي کنند و از او دور
    مي شوند [7] نه سوگواران را ياری مي کند و نه به آن کس که او را صدا مي زند
    پاسخ مي گويد سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمين حمل مي کنند [8] و
    به دست عملش مي سپارند و از ديدارش برای هميشه چشم مي پوشند [9] صحنه
    قيامت [10] و اين وضع همچنان ادامه مي يابد تا عمر جهان پايان گيرد و
    مقدرات به اينها برسد و آخرين مخلوق به نخستين ملحق گردد [ همه
    بميرند ] [11] و فرمان خدا درباره تجديد خلقت صادر گردد . در اين هنگام
    آسمان را به حرکت آورد و از هم بشکافد [12] و زمين را بلرزش آورد و به
    سختی تکان دهد کوهها از جا کنده [13] از هيبت جلال و سطوتش به يکديگر
    کوبيده و متلاشی شوند و با خاک يکسان گردند . هر کس را که در زمين به
    خاک رفته است بيرون آورد [14] و پس از فرسودگی نوسازی کند و بعد از
    پراکندگی آن را جمع نمايد [15] سپس آنها را برای پرسشهائی که از اعمال
    مخفی و کارهای پنهانيشان مي خواهد بکند از هم جدا ساخته و دو دسته
    مي کند [ سرانجام ] [16] به عده ای نعمت مي بخشد و از ديگری انتقام مي گيرد
    اما فرمانبرداران را در جوار رحمت خويش قرار مي دهد [17] و در سرای
    جاودانيش آنان را مخلد مي سازد : سرائی که اقامت کنندگانش هرگز کوچ
    نمي کنند و احوالشان تغيير نمي پذيرد [1] خوف و ترس به آنان روی نياورد
    بيماريها در وجود آنان رخنه نکند [2] خطرات به آنان عارض نشود و سفری در
    پيش ندارند تا از منزلی به منزل ديگر به اجبار کوچ کنند . [3] و اما
    گناهکاران را در بدترين منزلگاه جای دهد و دست آنها را با غل و زنجير
    به گردنشان مي بندد آن چنان که سرشان را با پاها بهم نزديک کند
    [4] جامه هائی از موادی که زود آتش ميگيرد و لباسهائی از قطعه های آتش بر
    آنها بپوشانند : در عذابی که حرارت آن بسيار شديد است [5] و درش به روی
    آنها بسته است در آتشی که بخروشد و زبانه کشد [6] شعله اش ساطع است و
    صدايش هراس انگيز آنها که در آنند از آن خارج نگردند و برای آزادی
    اسيرانش غرامت پذيرفته نمي شود [7] و زنجيرهايشان گسسته نمي گردد مدتی
    برای اين خانه تعيين نشده تا پايان پذيرد و نه سرآمدی تا تمام گردد
    [8] قسمتی از اين خطبه درباره پيامبر ( ص ) است زهد پيامبر ( ص ) او
    دنيا را بس حقير مي شمرد [9] و در چشم ديگران آن را کوچک جلوه مي داد آن
    را خوار مي دانست و در پيش ديگران خوارش مي شمرد آگاه بود که خداوند
    برای احترام او با اختيار دنيا را از وی گرفت [10] و آن را به غير او به
    خاطر کوچکيش گشاده ساخت او با قلب و روح خود از دنيا اعراض نمود
    و ياد آن را در دل خود ميرانيد [11] دوست مي داشت که زينتهای آن از پيش
    چشمش پنهان باشد تا از آن لباس فاخری تهيه نکند [12] يا اقامت در آن را
    آرزو ننمايد در تبليغ احکام از ناحيه پروردگار برای قطع عذر آنان اصرار
    ورزيد امت خويش را برای بيم از عذاب خدا نصيحت کرد . [13] مردم را بسوی
    بهشت دعوت نمود و بشارت داد و از آتش سوزان جهنم برحذر مي داشت .
    [14] خاندان پيامبران ( ص ) [15] ما شجره نبوتيم جايگاه رسالت و مرکز رفت و
    آمد فرشتگان . [1] معادن دانش و چشمه سارهای حکمتها ياور و دوستار ما
    رحمت حق را منتظر است [2] و اعداء و دشمنان ما در انتظار مجازاتند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #110
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 110
    [3] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده ارکان اسلام : [4] برترين
    وسيله ای که متوسلان ميتوانند با آن بسوی خداوند تقرب جويند : [5] ايمان
    به او و پيامبر او است و همچنين جهاد در راه او . چه اينکه
    جهاد قله مرتفع اسلام است . [6] و نيز کلمه اخلاص [ شهادت به
    يگانگی خدا و رسالت پيامبر ] که هماهنگ با فطرت بشر است و به
    پاداشتن نماز که آئين اسلام است و ادای زکات [7] که فريضه ای است
    واجب و روزه ماه رمضان که سپری است در برابر مجازات خدا [8] و حج و
    عمره خانه خدا که نابودکننده فقر و شستشوکننده گناه است [9] و صله
    رحم که باعث فزونی مال و طول عمر است و صدقه های پنهانی [10] که
    کفاره خطاها است و صدقه های آشکار که از مرگهای ناگهانی و بد
    پيش گيری ميکند [11] نيکوکاری که از لغزشها و شکستهای خوارکننده باز
    مي دارد . [12] دائما به ياد خدا باشيد که بهترين ذکرهاست . و به آنچه به
    پرهيزگاران وعده داده اند دل بنديد [13] که وعده اش درسترين وعده ها است
    براه و رسم پيامبرتان اقتدا کنيد که بهترين راه و رسم ها است .
    [14] رفتارتان را با روش پيامبر ( ص ) تطبيق دهد که هدايت کننده ترين
    روشها است . [1] برتری قرآن بر همه چيز [2] قرآن را فراگيريد که بهترين
    گفته ها است و در آن بينديشيد که بهار قلبها است [3] از نور آن شفا بجوئيد
    که شفای دلهای بيمار است آن را به نيکوترين وجه تلاوت کنيد که سود
    بخشترين سرگذشتها است [4] دانشمندی که به غير علمش عمل کند همچون جاهل
    سرگردانی است که هرگز از جهل بهوش نمي آيد [5] بلکه حجت بر آن دانشمند
    عظيمتر و حسرت برای او ثابت تر است و در پيشگاه خدا سزاوار سرزنش
    بيشتر .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 11 از 24 نخستنخست ... 78910111213141521 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •