### نهج البلاغه ### سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
### نهج البلاغه ###
صفحه 16 از 24 نخستنخست ... 6121314151617181920 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 239
  1. #151
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 153
    [4] از خطبه های امام ( ع ) صفات پاره ای از گمراهان [5] او در اين چند روز
    که خداوند مهلتش داده با غافلان و بي خبران در راه هلاکت قدم مي نهد و
    تمام روزها را با گنهکاران بسر مي آورد بدون اينکه در طريقی گام نهد که
    او را بحق رساند . و يا پيشوائی برگزيند که قائد و راهنمايش باشد .
    [6] صفات غافلان : قسمت ديگری از اين خطبه است [7] تا به آن هنگام که خداوند
    کيفر گناهانشان را به آنها نشان داد و آنان را از پشت پرده های غفلت
    بيرون آورد [8] به استقبال آن چه پشت کرده [ سرای ديگر ] شتافتند و از آن
    چه روی آورده [ سرای دنيا ] روی برتافتند . [9] آن چه را طلب نمودند و به
    آن رسيدند نفعی نبردند . و از اموری که بدست آوردند لذتی نچشيدند .
    [10] من شما و خويشتن را از چنين وضعی برحذر مي دارم . هر کس بايد از
    خويشتن بهره گيرد [11] زيرا شخص بصير و بينا آن است که بشنود و بينديشد
    نگاه کند و ببيند و عبرت گيرد و از آن چه موجب عبرت است نفع برد .
    [12] سپس در جاده ی روشنی گام نهد و از راههائی که به سقوط و گمراهی و
    شبهات اغوا کننده منتهی مي ش ود دوری جويد 000 [1] و گمراهان را بر ضد
    خويش بوسيله سختگيری در حق يا تحريف در سخن و يا ترس از راستگوئی
    تحريک نکند . [2] اندرز به مردم : [3] ای شنونده از مستی خود به هوش آی
    از غفلتت بيدار شو و از عجله و شتابت بکاه [4] و در انجام آنچه از
    زبان پيامبر امی صلی الله عليه و آله و سلم به تو رسيده [5] که راه فراری
    از آن نيست فکر را به کار بند و با کسيکه اين روش را به کار نمي بندد
    و به جانب ديگری متمايل مي گردد مخالفت کن [6] و او را با آنچه برای
    خويش پسنديده است واگذار فخرفروشی را کنار بگذار و از مرکب
    تکبر به زير آی [7] به ياد قبرت باش که گذرگاه تو به سوی عالم آخرت
    از آنجاست . همانگونه که به ديگران جزا ميدهی به تو جزا خواهند داد و
    همانگونه که بذر مي افشانی درو خواهی کرد [8] و آنچه امروز از پيش مي فرستی
    فردا بر آن وارد خواهی شد . پس برای خود در سرای ديگر جائی مهيا ساز
    [9] و برای آنروزت چيزی از پيش فرست . ای شنونده زنهار زنهار و
    ای غافل کوشش کوشش [10] و [ بدان ] هيچکس جز شخص آگاه تو را از
    حقايق امور با خبر نمي سازد . [11] از واجبات مسلم خداوند در کتاب حکيمش
    که بر آن پاداش و کيفر مي دهد [12] و بخاطر آن خرسند مي شود و خشم مي گيرد
    اين است که انسان هر چند خويش را به زحمت اندازد و عملش را
    خالص گرداند نفعی به حالش نمي بخشد ا[13] گر پس از مرگ خدای را با يکی
    از اين خصلتها بدون توبه ملاقات کنند : [14] [ نخست اينکه ] شريکی برای
    خدا در عباداتی که بر او فرض کرده قائل شود يا خشم خويش را با کشتن
    بي گناهی فرونشاند [15] يا بر شخصی از کاری که ديگری انجام داده عيب گيرد
    يا برای انجام حاجتی که به مردم دارد [16] بدعتی در دين خدا بگذارد . يا
    مردم را با دو چهره ملاقات کند [ و دورو باشد ] و يا در ميان آنان با
    دو زبان سخن گويد . [1] در آنچه گفتم تعقل کن که مشت نمونه خروار است .
    [2] حيوانات تمام همشان شکم آنها است و درندگان همشان تجاوز و ستم به
    غير خودشان مي باشد [3] و زنان [ بي ايمان ] تمام فکرشان زيورهای حيات و
    زندگی دنيا و فساد در آن است . اما مؤمنان خاضعند [4] مؤمنان [ از
    مسؤوليت هايشان ] ترسانند و خائفند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #152
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 154
    [5] از خطبه های امام ( ع ) که در فضائل اهلبيت فرموده : [6] عاقل با چشم
    قلبش پايان کار را مي نگرد و پستی و بلندي های آن را تشخيص مي دهد .
    [7] دعوت کننده حق [ پيامبر ( ص ) ] دعوت خويش را به پايان رسانيد . و
    سرپرست و رهبر امت [ امام عليه السلام ] به سرپرستی قيام نمود .
    دعوت کننده حق را اجابت کنيد و از امام و رهبرتان تبعيت نمائيد .
    [8] [گروهي ] در درياهای فتنه فرورفته بدعتها را گرفته و سنتها را
    واگذاردند مؤمنان کناره گرفتند [ و سکوت اختيار کردند ] [9] و گمراهان و
    تکذيب کنندگان به سخن آمدند . ما محرم اسرار حق و ياران راستين [10] و
    گنجينه ها و درهای علوم پيامبريم و هيچکس به خانه ها جز از در وارد
    نمي شود [11] و کسی که از غير در وارد گردد سارق خوانده مي شود.[12] قسمت ديگری
    از اين خطبه درباره آنها [ اهلبيت ( ع ) ] آيات کريمه قرآن نازل شده
    است اينان گنجهای علوم خداوند رحمانند [13] اگر سخن گويند راست گويند و
    اگر سکوت کنند کسی از آنان سبقت نگيرد . بايد راهنمای جمعيت به
    افراد خود راست بگويد [14] و عقل خود را حاضر سازد و بايد از فرزندان
    آخرت باشد . زيرا از آنجا آمده و به آنجا باز خواهد گشت 000
    [1] بنابراين آنکس که با چشم عقلش مي بيند و با بينائی به عمل مي پردازد
    بايد در آغاز کار توجه کند که آن عمل به سود او است يا به زيانش ؟ .
    [2] اگر به سود او است اقدام مي کند و اگر بر زيانش است از عمل
    بازمي ايستد [3] زيرا کسی که بدون آگاهی به عمل مي پردازد همچون کسی است که
    از بيراهه مي رود و چنين شخصی هرچه جلوتر مي رود از سرمنزل مقصود
    خويش بيشتر فاصله مي گيرد [4] اما کسی که از روی آگاهی عمل مي کند همچون
    رهروی است که در جاده واضح قدم برمي دارد [5] و نيز شخص بايد خوب بنگرد
    ره مي سپرد و به پيش مي رود و يا به عقب برمي گردد . [6] بدان که هر ظاهری
    باطنی مطابق خود دارد : آنچه ظاهرش پاک بود باطنش معمولا نيز پاک [7] و
    آنچه آشکارش خبيث و بد بود باطنش نيز غالبا خبيث و زشت است .
    پيامبر صادق و راستگو ( ص ) فرموده است : [8] گاهی خداوند بنده ای را
    دوست مي دارد ولی عملش مبغوض است و گاهی خداوند عمل را دوست
    مي دارد اما شخص عامل را دشمن [9] آگاه باش هر عملی رويشی دارد و هر
    نبات و رويشی از آب بي نياز نمي تواند باشد آبها گوناگون و مختلف اند :
    [10] آنچه آبياريش پاکيزه باشد غرس و نشای آن پاکيزه و ميوه اش شيرين
    است [11] و آنچه آبياريش ناپاک درخت آن ناپاک و ميوه اش تلخ خواهد
    بود .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #153
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 155
    [12] از خطبه های امام ( ع ) که در آن از شگفتيهای آفرينش خفاش سخن به
    ميان آورده ستايش خداوند : [13] ستايش مخصوص خداوندی است که اوصاف از
    بيان کنه ذاتش باز مانده و عظمتش عقلها را متحير ساخته . [1] آنچنان که
    راهی برای رسيدن به منتهای ملکوتش نيافته [2] او خداوند حق و آشکار
    است و سزاوارتر و آشکارتر است از آنچه چشمها مي بيند . دست توانای
    عقول نمي تواند وی را در حدی محدود سازد [3] تا شبيهی برای او بيابد و
    نيروی پرجولان افکار به اندازه گيری او نرسيده تا مثالی برای او فرض
    کند [4] مخلوقات را بدون نقشه قبلی و مشورت مشاوری و بدون کمک مددکاری
    آفريد . [5] و خلقت و آفرينش موجودات تنها با فرمان وی کامل گرديد و
    همه به اطاعتش اذعان و اعتراف نمودند . فرمانش را اطاعت کردند و
    رد ننمودند و رام و تسليم گرديدند و به مخالفت برنخاستند [6] آفرينش
    خفاش [7] از لطائف صنعتش و شگفتيهای خلقتش همان اسرار پيچيده [8] حکمتی
    است که در وجود شب پره ها به ما نشان داده است . همان جاندارانی که
    روشنی روز با آنکه همه چيز را مي گشايد چشمانشان را مي بندد [9] و پرده
    تاريکی شب که همه چيز را در ظلمت خويش مي کشد چشمان آنها را باز و
    گسترده مي سازد چگونه چشمهايشان به طوری نابينائی يافته [10] که نمي توانند
    از خورشيد نورانی استمداد جويند و به راههای خويش هدايت گردند [11] و با
    روشنی خورشيد به سرمنزل مقصود خويش برسند ؟ و چگونه خدا با درخشش
    نور آفتاب آنها را از حرکت در ميان امواج روشنائی باز داشته ؟ [12] و در
    پناهگاههای خود از رفتن در دل نور مخفی ساخته [13] به هنگام روز پلکهای
    چشمهاشان بر روی هم مي افتد و شب را برای خود چراغ روشنی قرار داده [14] و
    در ظلمتگاه شبها روزی خود را جستجو مي کنند نه تاريکی شديد شب چشم
    آنها را از ديدن بازمي دارد [15] و نه ظلمت سختش آنها را از حرکت در آن
    مانع مي گردد اما آنگاه که خورشيد نقاب را از چهره برگرفت [16] و روشنائی
    روز آشکار گرديد و تا درون لانه بر سوسمارها نور خويش را پاشيد [17] ناگهان
    پلکهای چشم اين شب پره ها روی هم قرار مي گيرد . [1] و به آنچه در تاريکی
    شب برای ادامه زندگی فراهم ساخته قناعت مي کنند منزه است خداوندی که
    [2] شب را برای آنها روز و موقع بدست آوردن معاش و روز را هنگام راحتی
    و آرامش قرار داد . از گوشتها برای آنها بالهائی آفريد [3] تا بدان وسيله
    به هنگام نياز پرواز کنند اين بالها گوئی لاله های گوشند [4] ولی بالهای
    بدون پر و بدون ني هائی در ميان آن اما مواضع رگها به روشنی پيدا
    است . [5] دوبال دارند نه آنقدر نازک که بشکنند و نه آنقدر ضخيم که
    سنگينی کنند [6] [ عجيب اينکه ] آنها مي پرند در حاليکه جوجه هايشان به
    آنها چسبيده و به مادرانشان پناه جسته اند . هر زمان مادران بنشينند
    همراه آنانند و هرگاه به پرواز آيند با آنان در حرکتند [7] و تا آندم که
    پر و بال و اعضای پيکر اين جوجه ها محکم نگردد از آنها جدا نمي شوند . و
    تا آندم که بالهايشان قدرت حمل آنها را [8] نداشته و راه و رسم زندگی و
    مصالح خويش را نشناسند جدا نمي گردند منزه است آفريدگار تمام اشياء
    که در آفرينش آنها کسی از او سبقت نگرفته است .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #154
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 156
    [9] از سخنان امام ( ع ) و در آن اهل بصره را مخاطب ساخته و از
    پيشامدهای آينده آنها را آگاه نموده است [10] آن کس که مي تواند خويشتن
    را وقف بر اطاعت پروردگار سازد بايد چنين کند [11] اگر از دستور من
    پيروی کنيد من به خواست خدا شما را به سوی بهشت خواهم برد [12] هر چند
    که راه بهشت پرمشقت و تلخيهائی به همراه دارد [13] اما فلان زن [عايشه ]
    خيالات و افکار زنانه دامنش را گرفت و کينه ای که در سينه خود
    پنهان مي داشت همچون بوته آهنگران که آهن در آن ذوب گردد به غليان
    آمد[14] اگر او را دعوت مي کردند که مانند همين کار را درباره غير من
    انجام دهد نمي کرد .[15] با اينحال [ در نظر من ] همان احترام نخستينش
    برقرار و حسابش با خدا است . [1] توصيف ايمان [2] قسمتی از اين سخن است
    [ ايمان ] روشنترين راه است و نوراني ترين چراغ . انسان در پرتو
    ايمان راه اعمال به صالح مي يابد [3] و با اعمال شايسته راه به ايمان [ و
    اين دو در يکديگر تاثير دارند ] به وسيله ايمان کاخ علم و دانش آباد
    خواهد شد [4] و با علم هراس از مرگ [ و مسک وليتهای پس از آن ] حاصل
    مي گردد . با مرگ دنيا پايان مي گيرد و با دنيا مي توان آخرت را بدست
    آورد . [5] و با بر پا شدن قيامت بهشت نزديک مي گردد و جهنم برای
    بدکاران آشکار مي شود [6] مردم به جز قيامت توقفگاهی ندارند و به سرعت به
    سوی آن سرمنزل آخرين رهسپار مي گردند . [7] چگونگی حال مردگان در قيامت
    [8] قسمتی ديگر از اين سخن است : از قبرها خارج شده و به سوی سرمنزل
    آخرين رهسپار گرديده اند،[9] هر کدام از [ بهشت و جهنم ] ساکنانی دارند که
    تبديل و تحول در آن نيست و از آن به جای ديگر انتقال نمي يابند .
    [10] امربه معرف و نهي ازمنکر دو صفت از صفات خداوندند[11] که نه اجل و سرآمد
    زندگی کسی را نزديک ميکنند و نه از روزی کسی مي کاهند، کتاب خدا را
    محکم بگيريد[12] زيرا رشته ای است محکم و نوری است آشکار داروی شفابخش و
    پرمنفعت و سيراب کننده ای است که عطش [تشنگان حقيقت ] را فرو مي نشاند.
    [13] هرکس به آن تمسک جويد او را نگاه ميدارد و هرکس به دامنش چنگ زند
    نجاتش ميدهد، کژی در آن راه ندارد تا نياز به راست نمودن داشته باشد[14] و
    منحرف نمي گردد و خطا نميکند تا پوزش بطلبد.
    تکرارش موجب کهنگی و يا ناراحتی سامعه نگردد[ و هر قدر آنرا بخوانند و
    تکرار کنند باز روحپرورتر است و شيرينيش دلپذيرتر] [15] کسی که با قرآن
    سخن بگويد راست گفته ، و آن کس که به آن عمل کند [بر دگران ] پيشی گرفته
    [1] در اينجا مردی به پا خاسته گفت : ای امير مؤمنان ع ما را از فتنه آگاه
    ساز و آيا در اين باره از پيامبرص پرسشی نموده ای امام ع فرمود:
    [2] آنگاه که خداوند اين آيه را الم احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و
    هم لايفتنون آيا مردم خيال ميکنند همينکه ميگويند ايمان آورديم بدون
    آزمايش رها مي شوند نازل فرمود[3] [و من ] ميدانستم تا زمانی که پيامبر ص
    در بين ما است آزمايش [نهائی نمي شويم ،[4] پرسيدم ای رسولخدا ص [5] پس منظور
    از اين آزمايش و فتنه چيست که خداوند تو را آگاه ساخته ؟
    فرمود: ای علی پس از من پيروانم در بوته آزمايش قرار ميگيرند
    [6] عرض کردم ای پيامبر خدا ص مگر نه اين است که در جنگ احد پس از آنکه
    افرادی شهيد شدند[7] و من از اينکه به سعادت شهادت نرسيده بودم ناراحت
    شدم [8] به من فرمودی بشارت باد بر تو که سرانجام شهيد خواهی شد
    [9] در پاسخم فرمود: آن گفته درست است ولی بگو در آن موقع چگونه صبر
    خواهی کرد؟[10] عرض کردم چنين موردی از موارد صبر نيست ، بلکه از موارد
    بشارت و شکر است [شهادت نعمت است نه مصيبت ] [11] آنحضرت به من فرمود،
    ای علی اين مردم پس از من با ثروتشان آزمايش مي گردند و دينداربودن را
    منتی بر خدا قرار ميدهند،[12] و با اين حال انتظار رحمتش دارند و از قدرت
    و خشمش خود را در امان مي بينند حرام او را با شبهات دروغين [13] و هوسهای
    غفلت را حلال مي شمردند، شراب را به نام نبيذ ،[14] رشوه را بنام
    هديه و ربا را به اسم تجارت حلال ميدانند. گفتم ای پيامبر
    کار آنها را در چه مرتبه ای قرار دهم ؟[15] آيا به منزله ارتداد و بازگشت از
    دين و يا در مرحله فتنه و آزمايش بدانم ؟ فرمود: در مرحله آزمايش و
    فتنه بدان
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #155
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 157
    [1] از خطبه های امام ( ع ) که در آن مردم را به تقوا تشويق نموده است
    [2] ستايش مخصوص خداوندی است که حمد را کليد يادآوريش قرار داده و
    آن را سبب ازدياد فضل و رحمتش و راهنمای نعمتها و عظمتش گردانيده
    است [3] بندگان خدا روزگار بر باقيماندگان آنسان مي گذرد که بر پيشينيان
    گذشت آنچه از آن گذشته باز نمي گردد [4] و آنچه در آن است جاودان نمي ماند
    آخرين کارش همچون اولين کار او است اعمال و رفتارش همچون يکديگر [5] و
    نشانه هايش روشن و آشکار است گويا پايان زندگی جهان شما را به پيش
    مي راند [6] همانگونه که ساربان شتران را به سرعت مي راند . آن کس که
    توجهش را از خويش بازدارد در تاريکيها متحير مي ماند [7] و در مهلکه ها
    غوطه ور مي گردد و شياطين او را در مسير طغيان به پيش مي رانند [8] و اعمال
    ناشايسته اش را در نظرش جلوه مي دهند [ آگاه باشيد که ] بهشت سرمنزل
    مقصود پيشتازان و آتش پايان کار کوتاهي کنندگان است . [9] ای بندگان خدا
    بدانيد که تقوا قلعه ای محکم و نيرومند است اما بدکاری و گناه حصاری
    است سست و بي دفاع [10] که اهلش را از بدی بازنمي دارد و کسی که به آن
    پناهنده شود نگهداريش نمي کند آگاه باشيد [11] با تقوا مي توان زهر گناهان
    را از بين برد و با يقين به برترين درجه مقصود رسيد . [12] ای بندگان خدا
    خدا را خدا را مراقب عزيزترين و محبوبترين اشخاص نسبت به خويش
    [ يعنی خودتان ] باشيد چه اينکه [13] خداوند مقصد حق را واضح و راههای آن
    را برايتان روشن ساخته است سرانجام کار يا بدبختی دائمی است [14] و يا
    سعادت هميشگی پس در اين ايام فانی برای ايام باقی زاد و توشه تهيه
    کنيد [ خداوند ] زاد و توشه مورد نياز را به شما معرفی کرده اند [15] و به
    کوچ کردن فرمان تان داده اند و با سرعت به حرکت در آمده ايد شما همچون
    کاروانی هستيد که در جائی توقف کرده ايد . [1] و نمي دانيد چه وقت دستور
    حرکت به شما داده مي شود . بدانيد آن کس که برای آخرت آفريده شده با
    دنياپرستی چه کار ؟ [2] و آن کس که به زودی ثروتش را از او مي گيرند با
    [اين همه ] اموال دنيا چه مي کند ؟ آن هم ثروتی که مواخذه و حسابش بر
    او است [ و سودش برای ديگران ] . [3] ای بندگان خدا آنچه را که
    خداوند وعده نيک نسبت به آن داده نبايد رها ساخت و بديهائی که از
    آن نهی کرده قابل توجه و دوست داشتنی نيستند . [4] بندگان خدا از روزی
    که اعمال مورد بررسی قرار مي گيرد لرزشها در آن فراوان و کودکان [ از
    ناراحتی ] پير مي شوند برحذر باشيد . [5] ای بندگان خدا بدانيد که
    مراقبانی از خودتان بر شما گماشته شده و ديده بانانی از اعضای پيکرتان
    ناظر شمايند [6] و نيز بدانيد حساب گران راستگو اعمال شما را ثبت مي کنند
    و حتی عدد نفسهايتان را نگه مي دارند [7] نه ظلمت شب تاريک شما را از
    آنها پنهان مي دارد و نه درهای محکم و بسته [8] راستی چه فردا به امروز
    نزديک است . [9] امروز با آنچه در آن است سپری مي شود و فردا همچنان به
    آن ملحق مي گردد . [10] گوئی که هم اکنون به سرمنزل تنهائی و گودال گور
    خويش وارد شده ايد . [11] ای وای از آن خانه تنهائی و منزلگاه وحشت و
    جايگاه غربت [12] گوئی نفخه صور فرارسيده و قيامت شما را در برگرفته و
    در صحنه دادگاه الهی حاضر گشته ايد [13] باطل ها از شما رخت بربسته و
    عذرتراشيها از ميان رفته و حقايق برا يتان مسلم شده [1] و اوضاع شما را به
    سرچشمه اصلی رسانده [ و از حقايق امور آگاه شده ايد ] از عبرتها پند
    گيريد [2] از تغييرات و دگرگونی [ نعمتها] اندرز پذيريد و از هشدارهای
    [روزگار] استفاده کنيد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #156
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 158
    [3] از سخنان امام ( ع ) که در آن از فضائل پيامبر بزرگ و قرآن مجيد و
    سپس از وضع دولت بني اميه سخن به ميان آورده است پيامبر و قرآن [4] وی
    را در آن هنگام که از زمان پيامبران فاصله گرفته بود و ملتهای جهان به
    خواب فرورفته بودند [5] و تاروپود حقائق از هم گسسته بود [ برای هدايت
    انسانها ] فرستاد [ محتوی رسالت او برای اين مردم ] تصديق کتابهای
    آسمانی پيشين بود و نوری که بايد به آن اقتدا کنند [6] اين نور همان قرآن
    است آن را به سخن آريد اگر چه هرگز [ با زبان عادی ] سخن نمي گويد .
    اما من از جانب او شما را آگاهی مي دهم : [7] بدانيد در قرآن علوم آينده و
    اخبار گذشته داروی بيماريها و نظم حيات اجتماعی شما است . [8] دولت
    بني اميه قسمتی ديگر از اين خطبه است : [9] در آن هنگام خانه ای در شهر يا
    خيمه ای در بيابان باقی نخواهد ماند جز اينکه ستمگران غم و اندوه را در
    آن وارد سازند [10] و بلا و بدبختی را در آن داخل مي کنند در آن روز [ برای
    ستمگران و اتباعشان ] نه در آسمان پذيرنده عذری است [11] و نه در زمين يار
    و ياوری [ به آنها خطاب مي شود ] زمامداری را به غير اهلش سپرده [12] و آن
    را در غير موردش قرار داده ايد [ اما بدانيد ] بزودی خداوند از
    ستمگران انتقام مي کشد و کارهايشان را مو به مو رسيدگی مي کند و کيفر
    مي دهد خوردنی به خوردنی [13] و آشاميدنی را به آشاميدنی : در برابر هر جرعه
    نوشين جامی تلخ و در مقابل هر لقمه لذيذی لقمه ای بس ناگوار و زهرآلود
    خواهد خورد 00 [1] [ و همانگونه که مردم را در ترس و وحشت و زيربار
    شکنجه مي گذاردند ] از درون وحشت و از برون شمشير را بر آنها مسلط
    خواهد کرد [2] اين گروه مرکب های معاصی و شتران بارکش گناهانند . سوگند
    ياد مي کنم باز هم سوگند مي خورم که [3] پس از من بني اميه خلافت را
    همچون اخلاط سر و سينه به ناچار بايد بيرون اندازند و تا آندم که شب و
    روز برقرار است طعم آنرا نخواهند چشيد و هرگز از آن بهره نخواهند
    گرفت [ و همواره در برابر سيل اعتراض و مخالفت ناراحت خواهند بود ]
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #157
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 159
    [4] از خطبه های امام ( ع ) در اين خطبه از روش نيک خود با رعايا سخن
    گفته است : [5] من برايتان همسايه نيکی بودم و با کوشش و تلاش در پشت سر
    نيز به پاسداری از شما پرداختم [6] از بند ذلت و حلقه های زنجير ستم و
    خواری آزادتان ساختم اين سپاس فراوان من است در برابر نيکی کمی که
    شما انجام داده ايد [7] [ و نسبت به گروهی ديگر از شما ] از منکرات
    فراوانی که انجام مي دهند که چشم مشاهده مي کند و بدن آن را لمس
    مي نمايد چشم پوشی و اغماض کردم [ زيرا رهبر بايد نسبت به نيکان نيکی
    کند و از گناه فريب خوردگان صرفنظر نمايد شايد به خود آيند و بازگردند ]
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #158
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 160
    [8] از خطبه های امام ( ع ) که در مورد عظمت خداوند ايراد فرموده است
    [9] فرمانش قضا و حکمت است و رضايش امان و رحمت با علم داوری مي کند و
    با حکم مي بخشايد . [10] ستايش خداوند [11] پروردگارا ستايش مخصوص توست
    بر آنچه مي گيری و بر آنچه عطا مي کنی و بر بهبودی و عافيتی که مي دهی و
    بر آزمايشی که مي نمائی 000 [1] ستايشی که رضايت بخشترين حمدها برايت و
    محبوب ترين ستايشها به سويت و برترين آنها نزد تو باشد . [2] ستايشی که
    تمام عوالم خلقت را پر سازد و تا آنجا که اراده کنی برسد حمدی که از
    تو دور و در پيشگاهت قصوری نداشته باشد . [3] ستايشی که عددش پايان
    نپذيرد و در پهنه زمان فنا در آن راه نيابد ما کنه عظمت تو را درک
    نمي کنيم . [4] تنها اين را مي دانيم که تو زنده و قائم به ذات خود هستی و
    ديگران قائم به تواند هيچگاه خواب سبک و سنگينی تو را فرانخواهد
    گرفت [ و از حال بندگانت غافل نمي شوی ] شعاع نگاهها به تو نمي رسد [5] و
    بينائی تو را درک نخواهد کرد . ولی تو چشمها را مشاهده مي کنی و اعمال
    و کردار را احصا مي نمائی [6] و زمام همگان در اختيار توست اما آنچه از
    مخلوقاتت مشاهده مي کنی و بدنبال آن از قدرتت در شگفتی فرومي رويم [7] و
    سلطنت عظيمت را توصيف مي کنيم در برابر آنچه از ما پنهان است [8] و
    چشمانمان از آنها قاصر و انديشه و افکار ما در برابر درکشان زانو زده
    و پرده های غيب بين ما و آنها فاصله انداخته بس عظيمتر است . [9] آن کس
    که قلبش را از همه چيز [ جز ياد تو ] خالی کند و فکرش را بکار
    اندازد تا بداند چگونه عرش قدرتت را برقرار ساخته ای [10] و مخلوق را
    آفريده ای و چگونه آسمانها و کرات را در هوا معلق کرده [11] و زمينت را بر
    روی امواج آب گسترده ای [ بدون ترديد ] ديده فهمش وامانده شود [12] و
    عقلش مبهوت شنوائيش حيران و انديشه اش سرگردان فروماند . [13] اميد به
    خدا چگونه است ؟ قسمت ديگری از اين خطبه است [14] [ پاره ای ] گمان
    مي برند بخدا اميدوارند . [ اما ] سوگند به خداوند بزرگ که دروغ
    مي گويند [15] [اگر راست مي گويند پس ] چرا اين اميدواری در عملشان به چشم
    نمي خورد زيرا هر کس اميدی داشته باشد مي توان آن را در عملش مشاهده
    نمود 000 [1] هر اميدی جز اميد بخدا نابجا و هر ترس مسلمی [2] جز ترس
    از خدا نادرست است [ گروهی ] در مسائل مهم بخدا اميد دارند و در
    مسائل کوچک ببندگان خدا [3] ولی اميدشان به بندگان بيش از اميدشان
    بخدا است اما چرا توجهشان بخدا کمتر است از توجهشان به بندگان ؟ [4] آيا
    مي ترسی در اظهار اميد به خدا دروغگو باشی ؟ [5] يا او را شايسته اميد
    نمي دانی ؟ و نيز [ اين گروه ] اگر از يکی از بندگان خائف باشند [6] به
    اندازه ای احترامش مي کنند که به خدا چنين رفتار نمي نمايند ترس از
    بندگان را نقد مي شمرند [7] و خوف از خدا را وعده ای دور از عمل آری
    چنين است کسی که دنيا در چشمش بزرگ جلوه نموده [8] و موقعيت آن در
    قلبش بزرگ قرار گرفته آن را بر خدای مقدم مي دارد [9] از همه جا مي برد و
    به دنيا مي پيوندد و سخت برده آن مي شود .[10] پيامبر خدا ( ص ) [11] کافی است
    که روش پيامبر را سرمشق خويش قرار دهی [12] و نيز او سرمشق توست در
    بي ارزش بودن دنيا و رسوائي ها و بدي هايش [13] چه اينکه دنيا از او گرفته
    شده اما برای ديگران مهيا گرديد [14] از پستان دنيا وی را جدا ساختند و از
    زخارف و زيبائيهای آن کنار رفت . [15] اگر بخواهی نفردوم را موسي
    کليم ( ع ) معرفی مي کنم آنجا که مي گويد : [16] پروردگارا :
    هر چه به من از نيکی عطا کنی نيازمندم بخدا سوگند [ آن روز ] موسی
    غير از قرص نانی که بخورد از خدا نخواست [17] زيرا وی [ مدتی بود ] از
    گياهان زمين استفاده مي کرد تا آنجا که 000[1] در اثر لاغری [ و جذب شدن
    مواد اين گياهان ] سبزی گياه از پشت پرده شکمش آشکار بود .
    [2] و چنانچه دوست داشته باشی سومين نفر را داود ( ع ) صاحب
    مزامير [3] و قاری بهشتيان نمونه آورم وی با دست خويش از ليف خرما
    زنبيل ميبافت [4] و بدوستان و رفقايش ميگفت : کداميک از شما ميتواند
    برای من اينها را بفروشد و از بهای آن قرص نان جوی تهيه کرده مصرف
    کند . [5] و اگر بخواهی سرگذشت عيسي بن مريم ( ع ) را برايت
    بازگو ميکنم او سنگ را بالش خويش قرار مي داد [6] لباس خشن مي پوشيد نان
    خشک ميخورد نانخورشش گرسنگی [7] چراغ شبهايش ماه مسکنش در
    زمستان مشرق و مغرب آفتاب بود [ صبحها در جانب مغرب و عصرها در
    جانب مشرق روبروی آفتاب قرار مي گرفت ] [8] ميوه و گلش گياهانی بود که
    زمين برای بهائم ميرويانيد . نه همسری داشت که وی را بفريبد [9] و نه
    فرزندی که او را غمگين نمايد و نه ثروتی که او را به خود مشغول دارد و
    نه طمعيکه خوارش سازد . [10] مرکبش پاهايش و خادمش دستهايش بود .
    [11] پس از پيامبر پاک و پاکيزه ات صلي الله عليه و آله پيروی کن [12]
    زيرا راه و رسمش سرمشقی است برای آن کس که بخواهد تاسی جويد و انتسابی است
    [عالي ] برای کسی بخواهد منتسب گردد، و محبوبترين بندگان نزد خداوند کسی
    است که از پيامبرش سرمشق گيرد000
    [1] و قدم بجای او گذارد پيامبر ( ص ) بيش از حداقل نياز از متاع دنيا استفاده
    نکرد و به آن تمايلی نشان نداد. [2] پهلويش از همه لاغرتر و شکمش از همه
    گرسنه تر بوده . [3] دنيا به وی عرضه شد [ تا آنچه مي خواهد انتخاب
    کند ] اما از پذيرفتن آن امتناع ورزيد او از آنچه مبغوض خداوند است آگاهی داشت
    لذا خود نيز آنها ر منفور ميشمرد [4] و آنچه خداوند آن را حقير شمرده بود او نيز
    حقير ميدانست و کوچکها را کوچک و کم اهميت . اگر در ما چيزی جز محبت
    آنچه مورد غضب خدا و رسول [5] و بزرگداشت آنچه خداوند و پيامبرش آن را
    کوچک شمرده اند نباشد همين خود برای مخالفت ما با خدا و سرپيچی از
    فرمانش کافی است . [6] پيامبر ( ص ) روی زمين [ بدون فرش ] مي نشست و
    غذا ميخورد [7] و با تواضع همچون بردگان جلوس ميکرد با دست خويش کفش
    و لباسش را وصله ميکرد [8] بر مرکب برهنه سوار ميشد [9] و حتی کسی را پشت
    سر خويش سوار مينمود پرده ای را بر در اطاقش ديد که در آن تصويرهائی
    بود،[10] همسرش را صدا زد و گفت : آن را از نظرم پنهان کن که هر گاه
    چشمم به آن مي افتد به ياد دنيا و زرق و برقش مي افتم [11] او با تمام
    قلب خويش از زرق و برق دنيا اعراض ، و ياد آن را در وجودش ميراند،[12] وی
    سخت علاقمند بود که زينتها و زيورهای دنيا از چشمش پنهان گردد، تا از
    از آن لباس زيبائی تهيه نکند
    [13] و آن را قرارگاه هميشگی نداند . و اميد اقامت دائم در آن
    نداشته باشد . لذا آن را از روحش بيرون راند [14] از قلبش دور ساخت و از
    چشمش پنهان ساخت [15] [ آری ] چنين است کسيکه چيزيرا منفور ميدارد نگاه
    کردن و يادآوری آن را نيز منفور ميشمرد . [16] در زندگی رسول خدا ( ص )
    اموری است که تو را به عيوب دنيا واقف ميسازد [17] چه اينکه او و
    نزديکانش در آن گرسنه بودند و با اينکه منزلت و مقام عظيمی در
    پيشگاه خداوند داشت زينتهای دنيا را از او دريغ داشت [18] بنابراين هر
    کس با عقل خويش بايد بنگرد که 000 آيا خداوند با اين کار پيامبرش
    را گرامی داشته يا به او اهانت نموده است ؟ [1] اگر کسی بگويد او را
    تحقير کرده که به خدا سوگند اين دروغ محض است [2] و اگر گويد او را
    گرامی داشته بايد بداند خداوند ديگران را [ که زينتهای دنيا به آنها
    داده ] گرامی نداشته است [3] چه اينکه دنيا را برای آنها گسترده و از
    مقربترين افراد به او دريغ داشته است بنابراين [ کسی که بخواهد
    خوشبختی واقعی پيدا کند ] بايد به اين فرستاده خداوند اقتدا و تاسی
    نمايد [4] گام در جای گامهايش بگذارد و از هر دری او داخل شده وارد شود و
    اگر چنين نکند از هلاکت ايمن نگردد [5] زيرا خداوند محمد ( ص ) را
    نشانه قيامت [6] بشارت دهنده بهشت و انذارکننده از عقوبتها و کيفرها
    قرار داده است او با شکم گرسنه از اين جهان رفت [7] و با سلامت روح و
    ايمان به سرای ديگر ورود کرد وی تا آندم که به راه خود رفت و دعوت
    حق را اجابت نمود سنگی روی سنگ نگذاشت . [8] چه منت بزرگی خدا بر ما
    گذاشته که چنين پيشوا و رهبری به ما عنايت کرده تا راه او را بپوئيم
    [9] به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن خود را وصله زدم که از وصله کننده آن
    شرم دارم [10] کسی به من گفت : چرا اين لباس کهنه را بيرون نمي اندازی ؟
    [11] گفتم از من دور شو صبحگاهان رهروان شب ستايش مي شوند [ آنها که
    بيدار بودند و ره سپردند و به مقصد رسيدند از آنها که خواب ماندند و
    به مقصد نرسيدند شناخته مي شوند ]
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #159
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 161
    [12] از خطبه های امام ( ع ) در اين خطبه از اوصاف پيامبر و خاندان و
    پيروان آئينش سخن به ميان آورده و مردم را به تقوا دعوت نموده است
    . پيامبر و اهلبيت و پيروان مکتبش [13] وی را با نوری روشني بخش [قرآن ]
    و برهان و دليلی آشکار راهی واضح [14] و کتابی هدايت کننده برانگيخت
    خاندانش بهترين خاندانها و درخت وجودش بهترين درختان است که
    شاخه هايش موزون [15] و ميوه هايش در دسترس همگان قرار دارد زادگاهش
    مکه و هجرتگاهش مدينه طيبه بود 000 [1] همان شهری که آوازه او از
    آن برخاست و صدايش از آنجا پخش شده او را با دليل کافی و اندرزی
    شفابخش و برنامه ای پيش گيرنده از فساد فرستاد [2] به وسيله او دستورات
    ناشناخته الهی را آشکار ساخت بدعتهائی که به نام دين در ميان
    مردم بود از بين برد [3] و احکامی که هم اکنون نزد ما روشن است به وسيله
    او بيان داشت [4] با اين حال کسی که جز اسلام آئينی برگزيند زيانش مسلم
    دستگيره ايمانش گسسته و سقوط او شديد خواهد بود [5] و سرانجام غم و
    اندوهی طولانی و عذابی مهلک خواهد داشت [6] به خدا توکل ميکنم توکلی با
    توبه و بازگشت به او و از او ارشاد مي طلبم به راهی که به سوی بهشتش
    منتهی و به محل و منزل مورد رضايش پايان يابد . [7] نصيحت به تقوا [8] ای
    بندگان خدا شما را به تقوا و اطاعت خداوند توصيه مي کنم که موجب
    رستگاری فردا و نجات ابدی است . [9] [ خداوند بزرگ ] انذار کرده و به
    شدت ابلاغ فرموده و به آخرين حد ترغيب و تشويق نموده دنيا و ناپايداری
    آن و زوال انتقالش را برای شما توصيف کرده [10] پس از اين زرق و برقهائی
    که برای شما اعجاب انگيز است به خاطر کوتاهی دورانش چشم بپوشيد
    [11] دنيا نزديکترين منزل به خشم خدا و دورترين آن از رضا و خشنودی اوست
    [12] پس ای بند گان خدا خود را همواره سرگرم آن نسازيد زيرا از فراق و
    دگرگونی حالات آن با خبريد [13] لذا همچون دوستی مهربان ناصح کوشا که برای
    نجات رفيقش تلاش مي کند خويشتن را از دنياپرستی بر حذر داريد
    [14] و از آنچه در ميدانهای نابودی قرون پيشين ديده ايد عبرت گيريد [15] :از
    همانها که پيوندهای اعضايشان گسسته چشم و گوشهای آنها نابود [16] شرافتمندی
    و عزتشان از ميان رفته و نعمتها و سرورشان منقطع گرديده است همانها
    که بجای قرب فرزندان 000 به فراق آنها مبتلا شدند [1] و بجای همدمی همسران
    مفارقتشان را گزيدند اکنون نه بر يکديگر تفاخر مي کنند و نه توليد نسل
    مي نمايند [2] نه يکديگر را ديدار و نه با هم سخن مي گويند پس ای بندگان
    خدا بر حذر باشيد همچون کسی که بر نفس خود پيروز [3] و بر شهوتش غالب
    و با چشم عقلش مي نگرد زيرا امر [ دنيا و آخرت ] واضح [4] نشانه های اين
    راه برجا طريق صاف و آشکار و راه مستقيم است .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #160
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 162
    [5] از سخنان امام عليه السلام که در پاسخ بعضی از يارانش از طايفه
    بني اسد فرموده است وی از آنحضرت پرسيد : چگونه شما را از اين مقامی
    که سزاوارتر بوديد بر کنار نمودند ؟ امام ( ع ) در پاسخ فرمود : [6] ای
    برادر اسدی تو مردی مضطرب و دستپاچه ای بي موقع پرسش ميکنی [7] اما در
    عين حال احترام خويشاوندی و بستگی برقرار و حق پرسش محترم است اکنون
    که مي خواهی بدانی بدان [8] اما استبداد [ خلفاء ] در برابر ما نسبت به
    مقام خلافت با اينکه ما از نظر نسب بالاتر [9] و از جهت ارتباط با پيغمبر
    ( ص ) پيوندمان محکم تر مي باشد [10] بدينجهت بود که عده ای بر اين مقام بخل
    ورزيده [ و با نداشتن شايستگی آن را تصاحب نمودند ] و گروهی ديگر
    [خود ما] با سخاوت از آن صرف نظر کردند [11] حاکم و داور خداوند است و
    باز گشت در قيامت به سوی او [ در اينجا امام ( ع ) به شعر امرء
    القيس تمثل جست که حاصل معنی آن اين است ] [12] سخن از گذشتگان بگذار
    و سخن از آنچه امروز با آن روبرو هستم [ يعنی معاويه ] بگوی
    [13] روزگار پس از آنکه مرا گريانيد به خنده آورد [14] به خدا سوگند اين تعجب
    ندارد اوه چه جريان عجيبی که ديگر تعجبی باقی نگذارده و کژی 000
    فراوان به بار آورده است [1] آنها کوشيدند تا نور خدا را که از چراغش
    مي درخشيد خاموش سازند و فوران چشمه الهی را مسدود نمايند [2] و اين آب
    گوارا را بين من و خودشان گل آلود و پر درد کنند اگر اين مشکلات موجود
    برطرف گردد [3] آنها را به سوی حق خالص سوق خواهم داد و اگر چنين نشد و
    نتيجه حوادث به سود مخالفان گرديد [4] بر آنان حسرت مخور زيرا خداوند از
    آنچه انجام مي دهند آگاه است
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 16 از 24 نخستنخست ... 6121314151617181920 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •