### نهج البلاغه ### سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
### نهج البلاغه ###
صفحه 20 از 24 نخستنخست ... 10161718192021222324 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 239
  1. #191
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 193
    [1] از خطبه های امام ( ع ) که در آن صفات و روحيات و اعمال پرهيزکاران
    را به وضوح شرح مي دهد . نقل شده : يکی از اصحاب امير مؤمنان ( ع )
    به نام همام که مردی عابد و پرهيزکار بود به آنحضرت عرض کرد : ای
    امير مؤمنان پرهيزکاران را برايم آن چنان توصيف کن که گويا آنان را
    با چشم مي نگرم اما امام ( ع ) در پاسخش درنک فرمود: آن گاه
    فرمود : ای همام از خدا بترس و نيکی کن که خداوند با کسانی
    است که تقوا پيشه کنند و با کسانيکه نيکوکارند ولی همام باين
    مقدار قانع نشد [ و در اين باره اصرار ورزيد ] تا اينکه امام تصميم
    گرفت صفات متقين را مشروحا برايش بازگو کند . پس از آن خدای را
    ستايش و ثنا نمود و بر پيامبرش درود فرستاد . سپس فرمود : [2] اما بعد
    خداوند سبحان مخلوق را آفريد [3] در حاليکه از اطاعتشان بي نياز و از
    معصيت آنان ايمن بود زيرا نه نافرمانی گناهکاران به او زيان مي رساند [4] و
    نه اطاعت مطيعان به او نفعی مي بخشد . روزی و معيشت آنان را بينشان
    تقسيم کرد و هر کدام را در دنيا به جای خويش قرار داد [5] اما پرهيز
    کاران در دنيا دارای اين صفات برجسته اند : گفتارشان راست [6] پوشش
    آنان ميانه روی و راه رفتنشان تواضع و فروتنی است . چشمان خويش را از
    آن چه خداوند بر آنها تحريم نموده پوشيده اند [7] و گوش های خود را وقف
    شنيدن علم و دانش سودمند ساخته اند . [8] در بلا و آسايش حالشان يکسان
    است [ و تحولات آنها را دگرگون نميسازد ] [9] و اگر نبود اجل و سرآمد
    معينی که خداوند برای آن ها مقرر داشت . روحهای آنان حتی يک چشم بر
    هم زدن از شوق پاداش و از ترس کيفر در جسمشان قرار نمي گرفت [10] خالق و
    آفريدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده [ بهمين جهت ] غير خداوند
    در نظرشان کوچک است . آنها به کسی مي مانند که بهشت را با چشم ديده
    [11] و در آن متنعم است و همچون کسی هستند که آتش دوزخ را مشاهده کرده و
    در آن معذب است [12] قلب هاشان پر از اندوه و [ انسان ها ] از شرشان در
    امان بدن هاشان لاغر و نيازمندي هايشان اندک 000 [1] و ارواحشان عفيف و
    پاک است برای مدتی کوتاه در اين جهان صبر و استقامت ورزيدند و
    راحتی بس طولانی بدست آوردند [2] تجارتی است پر سود که پروردگارشان
    برايشان فراهم ساخته دنيا [ با جلوه گريهايش ] خواست آنها را بفريبد
    ولی آنها فريبش را نخوردند و آنرا نخواستند [3] دنيا [ با لذاتش ] آنها
    را اسير خود سازد ولی آنها با فداکاری خويشتن را آزاد ساختند .
    [ پرهيزکاران ] در شب همواره بر پا ايستاده اند [4] قرآن را شمرده و با تدبر
    تلاوت مي کنند با آن جان خويش را محزون مي سازند و داروی درد خود را از
    آن مي گيرند [5] هر گاه به آيه ای برسند که در آن تشويق باشد با علاقه فراوان
    به آن روی آورند [6] و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره شود و آن را
    همواره نصب العين خود مي سازند [7] و هر گاه به آيه ای برخورد کنند که در
    آن بيم باشد . گوشهای دل خويشتن را برای شنيدن آن باز مي کنند [8] و صدای
    ناله و به هم خوردن زبانه های آتش با آن وضع مهيبش در درون گوششان
    طنين انداز است [9] آنها در پيشگاه خدا به رکوع مي روند و جبين و دست و
    پا به هنگام سجده بر خاک مي سايند [10] و از او آزادی خويش را از آتش
    جهنم درخواست ميکنند . [11] و اما در روز دانشمندانی بردبار و نيکوکارانی
    با تقوا هستند ترس و خوف بدنهای آنها را همچون چوبه تيری لاغر ساخته
    [12] چنانکه ناطران آنها را بيمار مي پندارند اما هيچ بيماری در وجودشان
    نيست [13] بيخبران مي پندارند آنها ديوانه اند [14] در حالی که انديشه های بس
    بزرگ آنان را به اين وضع در آورده . از اعمال اندک خويش خشنود
    نيستند [15] و اعمال فراوان خود را زياد نمي بينند آنان خويش را متهم
    مي سازند و از کردار خود خوفناکند . [16] هر گاه يکی از آنها ستوده شوند از
    آن چه درباره اش گفته شده در هراس مي افتد و ميگويد : [17] من از ديگران
    نسبت بخود آگاه ترم و پروردگارم به اعمالم از من آگاه تر است 000
    [مي گويد] [1] بار پروردگارا ما را در مورد گناهانی که به ما نسبت مي دهند
    مؤاخذه مفرما و نسبت به نيکي هائی که درباره ما گمان مي برند ما را
    از آن برتر قرارده و گناهانی را که نميدانند بيامرز [2] از نشانه های
    آنان اين است : در دين نيرومند نرمخو و دورانديش [3] با ايمانی مملو از
    يقين حريص در کس ب دانش و دارای علم توام با حلم ميانه رو در حال غنا
    [4] در عبادت خاشع در عين تهيدستی آراسته در شدائد بردبار [5] طالب حلال در
    راه هدايت با نشاط از طمع دور [6] اعمال نيک را انجام مي دهد اما باز هم
    ترسان است روز را شام ميسازد و همش سپاسگزاری است شب را به روز
    مي آورد و تمام فکرش ياد خدا است [7] مي خوابد اما ترسان است و برميخيزد
    شادمان است ترس او از غفلت [8] و شادمانی او به خاطر فضل و رحمتی است
    که به او رسيده . [9] هرگاه نفس او در انجام وظائفی که خوش ندارد سرکشی
    کند او هم از آنچه دوست دارد محرومش مي سازد . [10] روشنی چشمش در چيزی
    است که زوال در آن راه ندارد و بي علاقه گی و زهدش در چيزی است که
    باقی نمي ماند علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با کردار هم آهنگ
    ساخته [11] آرزويش را نزديک مي بينی لغزش ش را کم قلبش را خاشع نفسش را
    قانع [12] خوراکش را اندک امورش را آسان دينش را محفوخ شهوتش را مرده
    و خشمش را فروخورده است [13] همگان به خيرش اميدوار و از شرش در امانند
    اگر در ميان غافلان باشد جزو ذاکران محسوب مي گردد [14] و اگر در ميان
    ذاکران باشد جزو غافلان محسوب نمي شود . [15] ستمکار [ پشيمان ] را مي بخشد
    و به آنکه محرومش ساخته عطا مي کند با آنکس که پيوندش را قطع کرده
    مي پيوندد [16] از گفتار زشت و ناسزا بر کنار است گفته هايش نرم بديهايش
    پنهان و نيکيهايش آشکار است . [1] نيکي هايش رو کرده و شرش رخ برتافته
    است . در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام در برابر ناگواريها شکيبا و
    بردبار [2] و در موقع نعمت و راحتی سپاسگزار است نسبت به کسی که دشمنی
    دارد ظلم نمي کند و به خاطر دوستی با کسی مرتکب گناه نمي شود [3] پيش از
    آنکه شاهد و گواهی بر ضدش اقامه شود خود به حق اعتراف مي کند آنچه را
    به او سپرده اند ضايع نمي کند [4] و آنچه را به او تذکر داده اند به فراموشی
    نمي سپارد مردم را با نامهای زشت نمي خواند به همسايه ها زيان نمي رساند
    [5] مصيبت زده را شماتت نمي کند در محيط باطل وارد نمي گردد و از دائره حق
    بيرون نمي رود [6] اگر سکوت کند سکوتش وی را مغموم نمي سازد و اگر بخندد
    صدايش به قهقهه بلند نمي شود [7] و اگر به او ستمی [ از دوستان ] شود صبر
    مي کند تا خدا انتقام وی را بگيرد . خود را در سختی قرار مي دهد [8] اما
    مردم از دستش در آسايشند خود را بخاطر آخرت به زحمت مي اندازد و
    مردم را در راحتی قرار مي دهد [9] کناره گيری او از کسانی که دوری می کند از
    روی زهد و به خاطر پاک ماندن است و معاشرتش باآنان که نزديکی دارد
    توام با مهربانی و نرمش است [10] دورکشي اش از روی تکبر و خودبرتربينی
    نيست و نزديکيش بخاطر مکر و خدعه نخواهد بود . [11] راوی مي گويد : هنگامی
    که سخن به اينجا رسيد ناگهان همام ناله ای از جان برکشيد که روحش
    همراه آن از کالبدش خارج شد . [12] اميرمؤمنان ( ع ) فرمود : آه من از
    اين پيشامد مي ترسيدم . [13] سپس فرمود : مواعظ و پند و اندرزهای رسا به
    آنان که اهل موعظه اند چنين مي کند [14] کسی عرض کرد : پس شما چطور ای
    اميرمؤمنان ؟ [ يعنی توصيف پرهيزکاران با همام چنين کرد پس خود شما
    چطور ؟ ] [15] امام ( ع ) فرمود : وای بر تو هر اجلی وقت معينی دارد که
    از آن نمي گذرد و سبب مشخصی که از آن تجاوز نمي کند [16] آرام باش ديگر
    چنين سخن مگوی اين حرفی بود که شيطان بر زبانت نهاد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #192
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 194
    [1] از خطبه های امام عليه السلام که درباره صفات منافقان ايراد فرموده .
    [2] خداوند را بر توفيقی که بر اطاعتش داده و حمايتی که در جلوگيری از
    نافرمانيش کرده ستايش مي کنيم [3] و از او مي خواهيم که نعمتش را کامل و
    دست ما را به ريسمان محکمش متصل سازد و گواهی مي دهيم که محمد صلی
    الله عليه و آله و سلم بنده و فرستاده اوست [4] هم او که در راه رضای
    حق در هرگونه شدت و ناراحتی فرورفت و جام مشکلات و سختيها را نوشيد
    [5] در حالی که بستگان و نزديکانش متلون و ناپايدار و بيگانگان در
    دشمنيش مصمم بودند [6] اعراب برای نبرد با او زمام مرکبها را رها ساخته
    با تازيانه به پهلوی آنها مي زدند [7] تا اينکه از دورترين نقطه و
    پرفاصله ترين خانه دشمنی خويش را در برابرش قرار دادند . [8] ای بندگان
    خدا شما را به تقوا و پرهيزکاری سفارش مي کنم و از منافقان بر حذر
    مي دارم [9] زيرا آنها گمراه و گمراه کننده اند . خطاکار و خطااندازند به
    رنگهای گوناگون بيرون مي آيند [10] و به قيافه ها و زبانهای متعدد خودنمائی
    مي کنند از هر وسيله ای برای فريفتن و در هم شکستن شما استفاده مي کنند
    و در کمينگاهی به کمين شما مي نشينند [11] بدباطن و خوش ظاهرند [12] و در نهان
    برای فريب مردم گام برمي دارند . از بيراهه ها حرکت مي کنند [13] و گفتارشان
    به ظاهر شفابخش اما کردارشان دردی است درمان ناپذير بر رفاه و
    آسايش مردم حسد مي ورزند [14] و [ اگر بر کسی ] بلائی وارد شود خوشحالند و
    اميدواران را مايوس مي کنند آنها در هر راهی کشته ای دارند [15] و در هر دلی
    راهی و در هر مصيبتی اشک ساختگی مي ريزند . مدح و تمجيد را به يکديگر
    قرض مي دهند [16] و انتظار پاداش و جزا مي کشند اگر چيزی بخواهند اصرار
    مي ورزند و اگر ملامت کنند پرده دری مي نمايند . [1] و اگر سرپرستی به
    عهده شان گذارده شود از حد تجاوز مي کنند در برابر هر حقی باطلی در
    برابر هر دليلی قطعی شبهه ای [2] برای هر زنده ای قاتلی برای هر دری کليدی و
    برای هر شبی چراغی تهيه کرده اند [3] با اظهار ياس و بي رغبتی مي خواهند به
    مطامع خويش برسند تا بازار خود را گرم سازند و کالای خويش را به
    فروش برسانند [4] سخن مي گويند ولی باطل خود را شبيه حق جلوه مي دهند .
    توصيف مي کنند ولی با آراستن ظاهر راه فريب پيش مي گيرند راه ورود به
    خواسته خود را آسان [5] و طريق خروج از دام خويش را تنگ و پر پيچ و خم
    جلوه مي دهند آنها دار و دسته شيطانند و شراره های آتش دوزخ [6] [ خداوند
    مي فرمايد ] آنان حزب شيطانند و بدانيد حزب شيطان در زيانند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #193
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 195
    [7] از خطبه های امام عليه السلام که در آن پس از ستايش خدا و ثنا بر
    پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم مردم را اندرز مي دهد .ستايش خدا
    [8] ستايش خداوندی را است که از آثار قدرت و جلال کبريائيش آنقدر آشکار
    ساخته که چشم از عجائب قدرتش در حيرت فرورفته [9] و انديشه های بلند
    انسانها را از ساختن کنه صفاتش بازداشته است .[10] شهادتين [11] از روی ايمان
    و يقين و اخلاص و اعتقاد گواهی مي دهم که معبودی جز خداوند يکتا نيست
    [12] و نيز شهادت مي دهم که محمد ص بنده و فرستاده او است . وی را
    هنگامی فرستاد که نشانه های هدايت به کهنگی گرائيده [13] و جاده های دين محو
    و نابود شده بود او حق را آشکار ساخت و مردم را نصيحت نمود .[1] و آنها
    را به سوی کمال هدايت کرد و فرمان ميانه روی و عدالت داد درود بر او
    و خاندانش باد .[2] پند و اندرز [3] ای بندگان خدا آگاه باشيد خداوند
    شما را بيهوده نيافريده و مهمل و بدون سرپرست نگذاشته [4] از مقدار و
    اندازه نعمتش بر شما آگاه و احسان و نيکی خود را بر شما احصاء فرموده
    است بنابراين از او درخواست پيروزی بر دشمن و رستگاری کنيد [5] دست
    نياز را به سوی او دراز و عطا و بخشش را تنها از او بخواهيد قطعا
    ميان شما و او حجابی نيست [6] و دری بين او و شما بسته نشده است . او در
    همه جا در هر لحظه و هر ساعت [7] و با هر کس هست . عطا و بخشش از
    قدرت و دارائيش نمي کاهد [8] و سائلان نعمتش را تمام نمي کنند و عطاشدگان
    از خزائنش کم نمي کنند توجه به يک شخص وی را از ديگری غافل نمي سازد
    [9] و شنيدن صدائی او را از شنيدن صدای ديگری بازنمي دارد عطا و بخشش وی
    به کسی مانع از سلب نعمت از ديگری نمي شود [10] غضبش او را از رحمت
    بازنمي دارد و رحمتش او را از کيفر و عذاب غافل نمي سازد [11] پنهان بودنش
    [ از چشمها ] مانع از آشکاربودنش [ در پيشگاه عقل به خاطر آثارش ]
    نيست و ظاهربودنش [ در نزد خرد ] وی را از پنهان بودن [ از چشمها ]
    جدا نمي سازد [12] نزديک است و در عين حال دور ،بلندمرتبه است و در همين
    حال نزديک ،آشکار است و پنهان ، پنهان است و آشکار[13] از همه حساب مي کشد
    و کسی از او حساب نتواند خواست . موجودات را با [ نياز ] به فکر و
    انديشه نيافريده و از آنان به خاطر خستگی و تعب کمک نخواسته است .
    [14] ای بندگان خدا شما را به تقوا سفارش مي کنم که زمام عبادات و
    قوام زندگی پر سعادت به تقوا است [15] پس به وسيله های مطمئن متمسک شويد
    و به تقوای حقيقی چنگ زنيد که شما را به سرمنزل آرامش [16] و منزلگاههای
    پر وسعت و قلعه های محکم و سراهای عزت مي رساند 000 [1] [ اين مراحل
    سعادت را روزی به انسان مي بخشد که ] چشمها در آن روز خيره مي شود و از
    حرکت بازمي ايستد همه جا در نظر انسان تاريک و گله های شتر [ بهترين
    ثروت عرب ] و مال و اموال فراموش مي گردند [2] در صور دميده مي شود
    قلبهااز کار مي افتند زبانها بند مي آيد [3] کوههای بلند و سنگهای محکم به
    هم خورده آنچنان که قسمتهای سخت و محکم [4] در هم ريخته نرم مي شوند جای
    آنها چنان صاف و هموار مي گردد که گويا کوهی وجود نداشته است [5] [ در
    آنروز ] نه شفيعی است که شفاعت کند و نه دوستی که سودی بخشد و نه عذر
    موجهی که کيفر را برطرف سازد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #194
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 196
    [6] از خطبه های امام عليه السلام است . بعثت پيامبر ( ص ) هنگامي
    پيامبر ( ص ) را مبعوث ساخت که نه نشانه ای [ از دين ] بر پا و نه
    چراغ هدايتی روشن و نه طريق حقی آشکار بود [7] موعظه به زهد [8] ای بندگان
    خدا شما را به تقوا توصيه مي کنم و از دنيا بر حذر مي دارم زيرا دنيا
    سرای ناپايدار [9] و جايگاه سختی و مشقت است ساکنانش مسافر و مقيمانش
    مجبور به جدائی از آن هستند .[10] دنيا همچون کشتی است که در دل درياها
    بادهای تند و شديد آن را مضطرب مي سازد اهل خود را هميشه در اضطراب و
    ناراحتی قرار مي دهد ،[11] [سرنشينان آن ] بعضی غرق شده و هلاک گرديده اند و
    برخی در ميان امواج در حال نجاتند ،[12] بادها آنها را از اين سو به آن سو
    مي برند و در جاهای هولناک قرار مي دهند . [13] اما آنها که هلاک شده اند
    بازيافتنشان ممکن نيست و آنان که نجات يافته اند نيز در شرف هلاکند .
    [1] ای بندگان خدا از هم اکنون به هوش باشيد هنوز زبانها آزاد بدنها
    سالم [2] اعضاء و جوارح آماده محل رفت و آمد وسيع و مجال بسيار است [3] [ به
    هوش باشيد ] پيش ازآنکه فرصت از دست برود و مرگ فرارسد آمدن مرگ
    را مسلم و تحقق يافته شماريد نه آنکه منتظر آن باشيد [ که در عمل سستی
    و تاخير کنيد ]


    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #195
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 197
    [4] از سخنان امام ( ع ) که درآن موقعيت خويش و لزوم اطاعت فرمانش را
    تاکيد مي کند [5] اصحاب و ياران محمد ( ص ) که حافظان و نگهداران اسرار
    او هستند به خوبی مي دانند [6] که من حتی يک لحظه به معارضه با [ احکام و
    دستورات ] خدا و پيامبر برنخاسته ام بلکه با در کف گذاشتن جان خود
    [7] در صحنه های نبردی که شجاعان قدمهايشان مي لرزيد و پشت کرده فرار
    مي کردند با حضرتش مواسات کردم و اين شجاعتی است که خداوند مرا به
    آن اکرام فرموده است .[8] رسول خدا صلی الله عليه و آله وسلم در حالی که
    سرش برسينه ام قرار داشت قبض روح گرديد [9] و جانش در دستم جريان پيدا
    کرد آنرا به چهره کشيدم . من متصدی غسل آن حضرت بودم [10] و فرشتگان مرا
    ياری مي کردند [ گوئی ] در و ديوار خانه اش به ضجه در آمده بودند .[11]
    گروهی [ از فرشتگان ] به زمين مي آمدند و گروهی به آسمان مي رفتند گوش
    من از صدای آهسته آنان [12] که بر آن حضرت نماز مي خواندند خالی نمي شد تا
    آنگاه که او را در ضريح خود بخاک سپرديم . [13] بنابراين چه کسی به آن
    حضرت به هنگام حيات و مرگ از من سزاوارتر است ؟ با بينش خويش
    بسوی جهاد سرعت کنيد 000 [1] بايد نيت شما در صحنه جهاد عملتان را
    تصديق کند سوگند به آن کسی که جز او آفريدگار و معبودی نيست من در
    جاده حق قرار دارم [2] و آنها [ مخالفان ] در لغزش گاه باطل مي گويم آن
    چه را که مي شنويد و برای خود و شما از خداوند درخواست مغفرت و
    آمرزش مي کنم
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #196
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 198
    [3] از خطبه های امام ( ع ) که در مورد احاطه علم خداوند به تمام جزئيات
    و تشويق به تقوا و برتری اسلام و قرآن ايراد فرموده است . [4] [ خداوند ]
    از صدای نعره حيوانات وحشی در کوهها و بيابانها گناه و معصيت بندگان
    در خلوت گاهها [5] آمد و شد و حرکات ماهيان در اقيانوس های ژرف و تلاطم
    امواج آب در اثر وزش تندبادها [ از همه اينها ] آگاه است .[6] و گواهی
    مي دهم که محمد ( ص ) برگزيده خدا سفير وحی و رسول رحمت او است
    [7] توصيه به پرهيزکاری [8] اما بعد من شما را به ترس از خدائی توصيه مي کنم
    که آفرينشتان را آغاز کرده و به سوی او بازگشت مي کنيد . [9] خدائی که
    خواسته های شما را برمي آورد،آخرين نقطه اميد و ميل شما اوست ،راه
    راست و معتدل شما به او ختم مي شود [10] و به هنگام ترس و فزع تنها
    پناهگاهتان او مي باشد . تقوا و ترس از خدا،داروی بيماريهای قلوب ، [11]
    بينائی دلها، شفای آلام جسماني ،صلاح و مرهم زخمهای جانها،[12] پاکيزه کننده
    آلودگی ارواح ، جلای نابينائی چشمها،000 [1] امنيت در برابر ناآراميها و
    اضطراب ها و روشنائی تيرگيهای شما است . بنابراين اطاعت خداوند را
    جامه زيرين قرار دهيد نه روئين [2] بلکه آن را داخل بدن و زير پوست نه
    جامه زيرين بلکه بالاتر از آن ، آن را با اعضاء و جوارح و قلب خويش
    بياميزيد . [3] اطاعت او را امير و فرمانده امور خود راه ورود به آب گاه
    [ زندگی ] [4] شفيع برای رسيدن به خواسته ها سپر برای روز اضطراب چراغ
    قبرها [5] آرامش برای وحشت های طولانی و راه گشايش برای لحظات سخت و
    مشکل زندگی خود قرار دهيد [6] زيرا اطاعت خداوند وسيله نگهدارنده ای
    است از حوادث هلاک کننده و از وحشتگاههائی که انتظار آنرا داريد و از
    حرارت آتشهای برافروخته شده . [7] آنکس که دست به دامن تقوا زند شدائد و
    سختي ها از وی دور گردند [8] تلخيها شيرين امواج ناراحتيهای متراکم از هم
    گشوده [9] مشکلات پی در پی و خسته کننده آسان مجد و عظمت و بزرگواريهای از
    دست رفته همچون باران دانه درشت بر او فروبارند [10] رحمت قطع شده خداوند
    به او عطف توجه کند نعمتها پس از فرونشستن به جوشش آيند [11] و برکات
    کم شده ، به فراوانی بر او ببارند.
    [12] بنابراين از خداوندی بترسيد که با پند و اندرزش به
    شما سود بخشيده به وسيله رسالتش شما را اندرز داده و با نعمتش بر
    شما منت گذارده [13] خويشتن را برای پرستش او خاضع سازيد و با انجام
    وظائف حق اطاعتش را به جا آوريد .[14] فضيلت اسلام [15] سپس [آگاه باشيد]
    اسلام آئينی است که خداوند برای خويشتن انتخاب فرموده و آن را با ديد
    علم خويش آماده ساخته [ و سخت به آن اهتمام ورزيده است ] [16] و بهترين
    مخلوقش را [ يعنی محمد ص ] برای تبليغ آن برگزيده است پايه های آنرا
    بر محبت خويش قرار داده و اديان و مذاهب 000 را با عزت و قدرت
    اسلام ضعيف نمود [1] مذاهب ديگر را با اعتلای آن پائين قرار داد و با
    احترام و نفوذ آن دشمنانش را خوار گردانيد و با نصرت و ياری آن
    مخالفان سرسختش را مخذول کرد [2] و با نيرومندساختنش ارکان ضلالت را در
    هم کوبيد و تشنگان را از چشمه زلال آن سيراب ساخت [3] و آبگاهش را پر آب
    کرد . [ خداوند ] اسلام را طوری قرار داده که هرگز پيوندهايش شکسته
    نشود [4] حلقه هايش گسسته نگردد اساس و ريشه اش ويرانی نپذيرد در
    پايه هايش زوال راه نيابد [5] درخت وجودش برکنده نشود مدتش پايان نگيرد
    قوانينش غبار کهنگی به خود راه ندهد [6] شاخه هايش قطع نگردد ضيق و تنگی
    در راههايش يافت نشود سهولت آن موجب دشواری نگردد [7] تيرگی در
    روشنائيش به چشم نخورد و در طريق مستقيمش کژی راه نيابد ستونش
    پيچيدگی نبيند [8] و در جاده های وسيع آن لغزندگی نباشد در چراغش خاموشی و
    در شيرينيش تلخی پيدا نشود . [9] بنابراين آئين اسلام ستونی است که
    خداوند آن را در اعماق حق استوار ساخته [10] اساس و پی آن را ثابت قرار
    داده و چشمه ای است که آب آن فوران مي کند چراغی است که شعله های آن
    برافروخته شده [11] منار هدايتی است که مسافران راه حق با آن رهبری مي شوند
    پرچمی است که برای راهنمائی پويندگان [ راه خدا ] نصب گرديده [12] و
    آبگاهی است که واردان آن سيراب مي شوند . خداوند منتهای خشنودی خود
    بزرگترين ستونهايش [ يعنی عبادات ] و قله بلند اطاعتش [ يعنی جهاد]
    را در آن قرار داده است . [13] اسلام در پيشگاه خداوند دارای ارکانی
    مطمئن بنائی بلند دليلی درخشنده شعله ای روشني بخش برهانی نيرومند و
    مناره ای بلندپايه است که ستيز و معارضه با آن امکان پذير نيست [14] پس آن
    را گرامی داريد از آن تبعيت کنيد حق آن را ادا نمائيد و آن را در
    جايگاه مناسب و شايسته خود قرار دهيد و آن چنانکه هست آنرا بپذيريد
    [15] پيامبر اعظم ( ص ) [16] خداوند محمد صلی الله عليه و آله و سلم را
    هنگامی به حق مبعوث ساخت که 000 [1] دنيا به پايان يافتن نزديک شده
    نشانه های آخرت روي آورگرديده [2] رونق آن پس از روشنائی به ظلمت گرائيده
    و اهل خويش را از ناراحتی سر پا نگهداشته بود بسترش ناهموار [3] و آماده
    زوال و نابودی بود مدتش پايان مي گرفت و علامتهای زوالش نزديک مي شد
    [4] اهلش در حال نابودی حلقه زندگی در آن شکسته [5] اسبابش از هم گسيخته
    پرچم هايش کهنه و پوسيده پرده هايش دريده و عمر طولانی آن به کوتاهی
    گرائيده بود . [6] [ در اين هنگام ] خداوند وی را ابلاغ کننده رسالتش
    افتخارآفرين برای امتش باران بهاری برای تشنگان اهل زمانش [7] سربلندی
    برای پيروانش و مايه شرف برای ياران و انصارش قرار داد .[8] قرآن کريم
    [9] سپس کتاب آسمانی يعنی قرآن را بر او نازل فرمود: نوری که خاموشی ندارد،
    چراغی که افروختگی آن زوال نپذيرد،[10] دريائی که اعماقش را درک نتوان نمود،
    راهی که گمراهی در آن وجود ندارد،[11] شعاعی که روشنی آن تيرگی نگيرد، فرقان و
    جداکننده حق از باطلی که درخشش دليلش به خاموشی نگرايد،[12] بنيانی که ارکان
    آن منهدم نگردد، بهبودي بخشی که با وجود آن ، بيماريها وحشت نياورد، قدرتی که
    ياورانش شکست ندارند[13] و حقی که مددکارانش خذلان نبينند.
    قرآن معدن ايمان است و مرکز آن ،[14] چشمه های دانش است و درياهای آن ، منابع
    عدالت است و غديرهای آن ، پايه های اسلام است و بنيان آن ،[15] نهرهای زلال های حق
    است و سرزمينهای مطمئن آن ، دريائی ست که بهره گيران تشنه کام ، آبش را تمام
    نتواند کشيد،[16] و چشمه هائی است که از آن کم نتوانند کرد، محل برداشت آبی
    است که هرچه از آن برگيرند کم نمي شود،[1] منازلی است که مسافران ، راه آن را
    گم نمي کنند نشانه هائي است که از چشم سيرکنندگان پنهان نمي ماند[2] و کوهساری
    است که [ديده رهگذران را به خود متوجه ساخته ] از آن نمي گذرند.
    [3] خداوند اين قرآن را فرونشاننده عطش دانشمندان ، باران بهاری برای قلب
    درک کنندگان ، و جاده وسيع برای صالحان قرار داده است .[4] قرآن داروئی است که
    پس از آن بيماری باقی نمي ماند، نوری است که بعداز آن ظلمتی يافت نمي شود،
    [5] ريسماني است که دستگيره آن مطمئن ، پناهگاهی است که قله بلند آن مانع
    دشمنان ، نيرو و قدرتی است برای کسی که به آن چنگ زند، محل امنی است برای
    هرکس که به آن وارد شود،[6] راهنمائی است برای آنکه به آن اقتدا کند، انجام
    وظيفه ای است برای آنکس که مذهب خويش گرداند، برهانی است برای کسی که
    به گفته هايش استدلال کند،[7] شاهد و گواهی است برای آنکه از آن سخن بگويد،
    پيروزی و غلبه است برای افرادی که با آن استدلال نمايند،[8] نجات دهنده ای است
    برای کسی که حامل آن باشد و به آن عمل کند، مرکب راهواری است برای کسی که
    آن را بکار گيرد، نشانه ای است برای کسی که با آن علامت گذاری کند، سپری
    است برای آنکس که لباس رزم بپوشد،[9] دانشی است برای کسی که حفظ کند،
    گفتار پرارزشی است برای آنکه روايت کند و حکم و فرمانی است برای کسی که
    قضاوت و به عهده گيرد.



    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #197
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 199
    [10] از سخنان امام ( ع ) که همواره يارانش را به آن توصيه مي کرد
    [11] نماز را به پا داريد محافظت آن را بر عهده گيريد زياد به آن توجه
    کنيد و فراوان نماز بخوانيد و به وسيله آن به خدا تقرب جوئيد [12] زيرا
    نماز به عنوان فريضه واجب در اوقات مختلف شبانه روز بر مؤمنان
    مقرر شده است [13] مگر به پاسخ دوزخيان در برابر اين پرسش که چه چيز
    شما را به دوزخ کشانيده است گوش فرانداده ايد که مي گويند [14] ما از
    نمازگزاران نبوديم 000 نماز گناهان را همچون برگهای پائيزی مي ريزد
    و غل و زنجيرهای معاصی را از گردنها مي گشايد . [15] پيامبر ( ص ) نماز
    را به چشمه آب گرمی که [1] بر درب خانه کسی باشد و شبانه روزی پنج بار
    خود را در آن شتشو دهد تشبيه کرده است [2] که بدون ترديد چرک و آلودگی
    در بدن چنين کسی باقی نخواهد ماند [3] گروهی از مؤمنان که زينت و متاع
    اين جهان و چشم روشنی آن يعنی فرزندان و اموال آنان را به خود مشغول
    نداشته حق نماز را خوب شناخته اند [4] خداوند سبحان مي گويد : مردانی
    هستند که تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و
    پرداخت زکات بازنمي دارد [5] رسول خدا ( ص ) بعد از بشارت به بهشت
    خويش را در مورد نماز به تعب و مشقت انداخته بود [6] زيرا خداوند به او
    فرموده بود : خانواده خويش را به نماز فرمان ده و در برابر آن
    شکيبا باش [7] لذا آن حضرت پی در پی اهل بيت خود را به نماز امر مي کرد
    و خود نيز در انجام آن شکيبائی داشت . [8] زکات [9] [ و بدانيد که ] زکات
    همراه نماز مايه تقرب مسلمانان به خداوند است بنابراين کسی که زکات
    را با طيب خاطر عطا کند [10] کفاره [ گناهان ] او محسوب مي شود و مانع و
    حاجبی از آتش برای او خواهد بود [11] پس نبايد کسی چشم به دنبال آنچه
    پرداخته بدوزد و در ادای آن برای خويش مشتقت ببيند يا بخاطر آن
    حسرت خورد [12] زيرا آن کس که بدون طيب نفس برای دريافت مزد بيشتری آن
    را بپردازد نسبت به سنت پيامبر ( ص ) جاهل است [13] و از اجر و ثواب
    مغبون و در عمل گمراه و بسيار پشيمان خواهد شد . [14] ادای امانت [15] سپس
    [وظيفه الهی هر کس ] اداء امانت است چه اينکه آن کس که اهل امانت
    نباشد هرگز به مقصد نمي رسد [ بدانيد ] امانت بر آسمانهای بناشده
    [16] زمينهای گسترده کوههای مرتفع که : [1] از آنها طولاني تر عريضتر و بلندتر و
    عظيمتر پيدا نشود عرضه شد [ ولی آنها قدرت تحمل آن را نيافتند ] [2] و
    اگر قرار بود چيزی به واسطه طول ، عرض ، قوت و نيروئی که دارد از
    پذيرفتن امانت امتناع ورزد و تکبر به خرج دهد حتما [ آسمان زمين و
    کوهها ] بودند ولی اينها [ به خاطر غرور و قدرت خود امتناع نورزيدند
    بلکه ] از کيفر تحمل و عدم قدرت بر ادای آن وحشت داشتند [3] و آنچه را
    که موجود ناتوان تری يعنی انسان به آن جاهل بود درک کردند قرآن در اين
    باره مي فرمايد : انسان ستمگر و نادان بود [4] علم خداوند [5] آنچه را که
    بندگان در شب و روز انجام مي دهند بر خداوند متعال پوشيده نيست [6] به
    طور دقيق از اعمال آنها آگاه است و با علم بي پايانش به آنها احاطه
    دارد [7] اعضای شما گواه او و اندام شما سپاهيان او ضمير و وجدانتان
    جاسوسان وی و خلوتهای شما در برابر او آشکار و عيان است .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #198
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 200
    [8] سخنی است که امام ( ع ) درباره معاويه ايراد فرموده [9] من از همه
    سياستمدارترم سوگند بخدا معاويه از من سياستمدارتر نيست اما
    او نيرنگ مي زند و مرتکب انواع گناه مي شود اگر نيرنگ ناپسند و
    ناشايسته نبود من سياستمدارترين مردم بودم [10] ولی هر نيرنگی گناه است و
    هر گناهی يک نوع کفر است [11] در قيامت هر غدار و مکاری پرچم خاصی
    دارد که به آن وسيله شناخته مي شود . [12] به خدا سوگند من با کيد و مکر
    اغفال نمي شوم و در روياروئی با شدايد ناتوان نمي گردم .


    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #199
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 201
    [1] از سخنان امام ( ع ) که در آن توصيه فرموده راه روشن را انتخاب کنند
    [2] ای مردم در طريق هدايت از کمی نفرات وحشت نکنيد [3] زيرا
    مردم در اطراف سفره ای اجتماع کرده اند که مدت سيری آن کوتاه و گرسنگی
    آن طولانی است . [4] ای مردم رضايت و نارضائی [ بر عملی ] موجب وحدت
    پاداش و کيفر مردم مي گردد [ يعنی عاملان و کسانی که راضی به آن عملند
    در کيفر يا پاداش شريکند ] [5] ناقه ثمود را يک نفر بيشتر پی نکرد
    اما عذاب و کيفر آن همه قوم ثمود را فراگرفت زيرا همه به عمل او
    راضی بودند [6] خداوند سبحان مي فرمايد : فعقروها فاصبحوا نادمين :
    آن را پی کردند ولی [ سرانجام پس از نزول بلا ] پشيمان شدند [7] سرزمين
    آنان همچون آهن گداخته ای که در زمين نرم فرورود يکباره فريادی برآورد
    و فروکش کرد [ و به اين طريق کيفر اعمال خلاف خود را ديدند ] [8] ای
    مردم آن کس که از راه آشکار و جاده واضح برود به آب مي رسد اما آن
    کس که مخالفت کند و از اين طريق منحرف گردد در حيرت و سرگردانی
    قرار خواهد گرفت [ و تشنه کام جان مي دهد ]


    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #200
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 202
    [9] از سخنان امام عليه السلام است روايت شده که : اين سخن را امام ( ع )
    در کنار قبر فاطمه عليهاالسلام سيده زنان جهان به هنگام دفن او فرموده
    و گويا با پيامبر ( ص ) سخن مي گويد [10] ای رسول خدا صلی الله عليه و
    آله و سلم از جانب من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرودآمده [11] و به
    سرعت به تو ملحق شده است سلام ای پيامبر از فراق دختر
    برگزيده و پاکت پيمانه صبرم لبريز شده و طاقتم از دست رفته 000
    [1] اما پس از روبروشدن با مرگ و رحلت تو هر مصيبتی به من برسد کوچک است
    [2] [ فراموش نمي کنم ] با دست خود تو را در ميان قبر قرار دادم [3] و هنگام
    رحلتت سرت برسينه ام بود که قبض روح شدی فانا لله و انا اليه
    راجعون : ما از آن خدائيم و به سوی او بازمي گرديم . [4] [ ای
    پيامبر ] امانتی که به من سپرده بودی هم اکنون بازداده شده و گروگان را
    بازپس دادم اما اندوهم هميشگی است و شبهايم همراه بيداری [5] تا آندم
    که خداوند سرمنزل تو را که در آن اقامت گزيده ای برايم انتخاب کند [6] به
    زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امتت در ستم کردن به وی
    اجتماع کرده بودند سرگذشت وی را از او بی پرده بپرس [7] و چگونگی را از
    وی خبر گير وضع اين چنين است در حاليکه هنوز فاصله ای با زمان حيات
    تو نيفتاده و يادت فراموش نگرديده [8] سلام من به هر دوی شما باد سلام
    وداع کننده نه سلام کسی که يا خشنود يا خسته دل باشد اگر از خدمت تو
    بازمي گردم از روی ملالت نيست [9] و اگر در کنار قبرت اقامت گزينم
    نه به خاطر سوءظنی است که به وعده نيک خدا در مورد صابران دارم
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 20 از 24 نخستنخست ... 10161718192021222324 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •