### نهج البلاغه ### سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
### نهج البلاغه ###
صفحه 22 از 24 نخستنخست ... 1218192021222324 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 239
  1. #211
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 213
    [11] از خطبه های امام ( ع ) در اين خطبه امام ( ع ) از مجد و عظمت خداوند
    سخن به ميان آورد . [12] ستايش مخصوص خداوندی است که از شباهت به
    مخلوقات والاتر است و از توصيف واصفان بالاتر [13] بر همه ناظران و
    بينايان به وسيله تدبير شگفت آورش آشکار و با جلال و عزتش از فکر
    متفکران پنهان دانا است [1] اما نه اينکه معلوماتش اکتسابی باشد و بر آن
    افزوده گردد و نه اينکه از کسی فراگيرد [2] تقدير و اندازه جميع امور به
    دست او است بدون اينکه نياز به تفکر و يا رجوع به ضمير و وجدان
    داشته باشد خداوندی که تاريکی نمي تواند برايش ستر و پوششی گردد [ که
    نتواند اشياء را ببيند ] [3] و برای ديدن موجودات نياز به استفاده از نور
    ندارد شب وی را نمي پوشاند و روز بر او جريان ندارد . [4] نه اشياء را با
    حسن بينائی درک مي کند و نه علم و دانشش از طريق اخبار و آگاهی به
    دست مي آيد [5] قسمت ديگری از اين خطبه درباره پيامبر ( ص ) [6] او را با
    نور و روشنائی فرستاد و از ميان مخلوقش برگزيد و بر همه مقدم داشت
    پراکندگيها را به وسيله او از بين برد و اتحاد و الفت ايجاد فرمود
    [مفاسد را ريشه کن و به جای آن مصالح گذاشت ] [7] شورشی بر ضد زورمندان به
    دست آن حضرت به وجود آورد [ تا همه سر تسليم فرودآوردند ] مشکلات و
    صعوبتها را بوسيله او خاضع و ناهمواريها را به دست وی هموار ساخت [8] تا
    آنجا که ضلالت و گمراهی را از هر سو عقب راند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #212
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 214
    [9] از خطبه های امام ( ع ) امام ( ع ) در اين خطبه از صفات اصيل پيامبر
    ( ص ) و اوصاف دانشمندان و پند و اندرز به تقوا سخن به ميان آورده .
    [10] گواهی مي دهم که خداوند عادل است و دادگر و حاکمی است جداکننده حق از
    باطل و نيز گواهی مي دهم که محمد ( ص ) بنده و فرستاده او [11] و سرور
    مخلوقات است . هر زمان خدا انسانها را به دو بخش تقسيم کرد نور
    وجود آن حضرت را در بهترين آن دو به وديعه نهاد [12] ناپاکدامنان در او
    سهمی و فاجران و گناهکاران در او هيچ دخالتی نداشتند . [13] آگاه
    باشيد خداوند برای خير و نيکی اهلی قرار داده و برای حق ستون و
    پايه هائی [14] و برای اطاعت فرمانش نگهدارنده ای در هر گامی که در طريق
    اطاعتش برمي داريد کمک و ياوری از جانب او تعيين شده : که اين
    اعانت وکمک بر زبانها جاری [1] و قلبها را ثابت نگه مي دارد که برای کسی
    که بخواهد به آن اکتفا نمايد کفايت و برای آنان که شفا بخواهند شفا
    است [2] صفات دانشمندان [3] آگاه باشيد که بندگان خدا آنها که علم خدای
    را حافظند به مصونيت او مصون هستند [4] آنها چشمه های علوم خداوند را جاری
    مي سازند و با دوستی پيوستگی ايجاد می کنند با محبت يکديگر را
    ملاقات [5] و با ظرفی سيراب سازنده يکديگر را سيراب مي کنند و با رفع
    تشنگی خارج مي شوند شک و ترديد در آنها راه نمي يابد [6] و غيبت در آنها
    به سرعت پيش نمي رود سرشت و اخلاقشان بر اين وضع پي ريزی شده [7] به خاطر
    خدا با هم دوستند و برای او با هم پيوند رفاقت برقرار مي سازند اينها
    نسبت به بقيه مردم همچون بذرهای انتخاب شده هستند [8] که دانه های خوب را
    جهت کاشتن انتخاب و بقيه را رها مي کنند و اين امتياز در اثر
    خالص ساختن و پاک کردن آنها [ و به خوبی از عهده امتحان برون آمدن است ]
    [9] پند و اندرز به تقوا [10] اين نصيحت را به قيمت قبولش از من بپذيريد
    [ که جز قبول آن پاداشی از شما نمي طلبم ] و از مرگ پيش از رسيدنش
    بر حذر باشيد [11] انسان بايد در اين کوتاه مدت عمرش و اقامت اندکش را
    در اين جايگاه نظر افکند تا آن را به منزلگاهی بهتر مبدل سازد [12] بايد
    برای جائی که وی را مي برند و برای شناسائی خانه ديگرش کوشش کند .
    خوشا به حال آن کس که قلبی سليم دارد : [13] از کسی که هدايتش مي کند
    اطاعت و از آنکه وی را به پستی مي کشاند دوری جويد به راه امن و درست
    با بينائی کسی که بينايش سازد برسد [14] به اطاعت آن کس که به هدايت
    دعوتش کند گردن نهد و به سرای هدايت پيش از آنکه درهايش بسته شود
    و اسبابش قطع گردد مبادرت ورزد [15] در توبه را بگشايد و گناه را از بين
    ببرد [16] اگر چنين کند بر جاده حق قرار گرفته و به راه راست و وسيع حق
    هدايت شده است .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #213
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 215

    1] از دعاهای امام عليه السلام که همواره خدای را با آن مي خوانده [2] ستايش
    ويژه خداوندی است که مرا بيمار نساخته و مرگم را فرانرسانده است به
    بيماريهای بد منظر و برص دچار نگردانده [3] و به کيفر بدترين اعمالم
    نرسانده و مرا بلاعقب قرار نداده است مرتد از دين [4] و منکر پروردگارم
    ننموده چنانم نساخته که از ايمانم وحشت داشته باشم و نيز ديوانه ام
    نکرده [5] و به کيفر و عذاب ملتهای پيشين گرفتارم ننموده است . شب را
    به روز آوردم در حالی که بنده ای مملوکم و در حالی که به نفس خود ستم
    نموده ام . [6] خداوندا حجت تو بر من تمام و من حجت و دليلی در برابر
    تو ندارم . جز آنچه تو مي بخشی نمي توانم چيزی تهيه کنم و جز اينکه تو
    مرا نگه مي داری من قدرت ندارم خويش را از چيزی حفظ کنم . [7] پروردگارا
    به تو پناه مي برم نکند بي نيازئی که به من بخشيده ای سلب گردد و
    نيازمند گردم و در هدايتت گمراه شوم در سايه حکومتت بر من ستم شود و
    با وجود اينکه همه چيز در دست تو است مقهور و مغلوب گردم . [8] خداوندا
    نخستين نعمت گرانبها از نعمتهای خويش را که از من مي گيری جانم
    قرار ده و نخستين وديعه ای که از من بازمي ستانی نعمت جانم از ميان
    همه نعمتها گردان [ و تا آخر عمر ساير نعمتها را بر من ارزانی دار ]
    [9] الها از اين به تو پناه مي بريم که از گفتارت روی گردانيم يا به
    کناره گيری از آئينت فريفته شويم و يا اينکه هوا و هوسهای سرکش دل
    نه هدايت تو برما چيره گردد
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #214
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 216
    [10] از خطبه های امام ( ع ) که در صفين ايراد فرمود . [11] اما بعد
    خداوند برای من بر شما به واسطه سرپرستی امورتان حقی قرار داده [12] و در
    مقابل برای شما همانند آن حقی بر گردن من گذاشته است بنابراين دائره
    حق در توصيف و در مرحله سخن از هر چيز وسيعتر است . [1] ولی به هنگام
    عمل کم وسعت ترين دائره هاست . حق به نفع کسی جريان نمي يابد جز اينکه
    در مقابل برايش مسک وليتی به وجود مي آورد . [2] و حق بر زيان کسی جاری
    نمي شود جز اينکه به همان اندازه به سود او جريان مي يابد . و اگر قرار
    بود حق به سود کسی جريان يابد و مسک وليت برايش ايجاد نکند [3] اين
    مخصوص خداوند بود نه مخلوقش و اين بواسطه قدرتش بر بندگان [4] و
    عدالتش در تمام چيزهائی که فرمانش بر آنها جريان دارد خواهد بود اما
    [ در عين حال ] خداوند حق خود را بر بندگان اين قرار داده که اطاعتش
    کنند [5] و در برابر پاداش آنان را حقی بر خود به طور تفضل چندين برابر
    قرار داده و حتی بيشتر از آن برای کسانی که اهلش باشند مقرر فرموده
    است . [6] حقوق زمامداران بر رعيت و به عکس [7] سپس خداوند از حقوقی که
    قرار داده حق بعضی از مردم را بر بعضی ديگر است [8] و آن را از هر نظر
    برای افراد مساوی قرار داده است . بعضی از اين حقوق بعضی ديگر را به
    دنبال دارد و بعضی از اين حقوق حتما در پی حق ديگری است . [ چنانکه
    اگر زمامدار مثلا عدالت نکند حق اطاعت ندارد ] [9] از ميان حقوق خداوند
    بزرگترين حقی را که فرض شمرده است حق والی و زمامدار بر رعيت و حق
    رعيت بر والی و حاکم است . [10] اين فريضه ای است که خداوند برای هر يک
    از زمامداران و رعايا بر ديگری قرار داده است [11] و آن را نظام الفت و
    پيوستگی آنان با يکديگر و عزت و نيرومندی دينشان گردانيده . [12] بنابراين
    رعيت هرگز اصلاح نمي شود جز با اصلاح شدن واليان و زمامداران . و زمامداران
    اصلاح نمي گردند جز با روبراه بودن رعايا [13] پس آنگاه که رعيت حق
    حکومت را اداء کند و حکومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد حق در
    ميانشان قوی و نيرومند خواهد شد [14] و جاده های دين صاف و بی دست انداز
    مي گردد نشانه و علامتهای عدالت اعتدال مي پذيرد [15] و راه و رسمها درست در
    مجرای خويش به کار مي افتد بدين ترتيب زمان صالح مي شود [16] به بقاء
    دولت اميدوار بايد بود و دشمنان مايوس خواهند شد . [17] اما آنگاه که
    رعيت بر والی خويش چيره گردد و يا رئيس حکومت بر رعايا اجحاف
    نمايد نظام بر هم مي خورد 000 [1] نشانه های ستم و جور آشکار خواهد گرديد
    دستبرد در برنامه های دينی بسيار مي شود [2] و جاده های وسيع سنن و آداب
    مذهبی متروک خواهد ماند بر طبق ميل و هوا عمل مي کنند و احکام خداوند
    تعطيل مي گردد [3] و بيماريهای اخلاقی بسيار خواهد شد [ مردم ] از حقوق بزرگی
    که تعطيل مي شود و باطلهای عظيمی که رواج مي يابد وحشتی نمي کنند [4] در چنين
    وضعی نيکان خوار و ذليل گردند و اشرار و بدان عزيز و قدرتمند شوند و
    مجازاتهای الهی بر بندگان بزرگ مي نمايد [ در حالی که اين کيفرها را
    با اعمال خود به وجود آورده اند ] [5] در اين هنگام بر شما لازم است که
    يکديگر را بر اداء اين حقوق نصيحت کنيد و به خوبی در انجام آن همکاری
    نمائيد [6] [ اما در عين حال بدانيد ] هيچکس گرچه سخت در بدست آوردن
    خشنودی خداوند حريص باشد و در اين راه آنچه مي تواند تلاش کند نمی
    تواند اطاعتی که شايسته مقام خداوند است انجام دهد . [7] بلی از حقوق
    واجب خداوند بر بندگان اين است که به اندازه توانائی خود در
    خيرخواهی و نصيحت بندگانش کوشش کنند [8] و در راه برقراری حق در ميان
    خود همکاری نمايند [ و نيز توجه داشته باشيد ] هيچگاه نمي توان کسی را
    يافت هر چند در مقام و منزلت بزرگ باشد [9] و سابقه دار در دين در
    انجام حقی که به عهده دارد نياز به کمک نداشته باشد . [10] و همچنين هرگز
    کسی را نتوان پيدا نمود هر چند مردم او را کوچک شمارند و با چشم
    حقارت وی را بنگرند که در کمک کردن به حق يا کمک به او در انجام
    حق از او بي نياز بود . [11] اينجا يکی از ياران امام [ به پاخاست ] و با
    سخنی طولانی که در آن فراوان آن حضرت را ستود به امام پاسخ مثبت داد
    و اطاعت و شنوائی خويش را در همه حال از دستورات آن حضرت اعلام
    کرد . امام ( ع ) در اينجا فرمود : [12] سزاوار است آن کس که جلال خداوند
    در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش پر عظمت است [13] همه چيز جز خداوند
    در نظرش کوچک جلوه کند [14] و سزاوارترين کسی که چنين است آن کس است
    که نعمت خداوند بر او بزرگ و مشمول لطف و احسان خاص او گرديده :
    [15] زيرا هر قدر نعمت خدا بر کسی افزونتر گردد حق او [ به همان نسبت ]
    بيشتر مي شود 000 [1] و [ بدانيد ] از بدترين حالات زمامداران در پيشگاه
    صالحان اين است که گمان برده شود آنها فريفته تفاخر گشته [2] و کارشان
    شکل برتري جوئی به خود گرفته من از اين ناراحتم که حتی در ذهن شما جولان
    کند [3] که مدح و ستايش را دوست دارم از شنيدن آن لذت مي برم . من به
    حمدالله چنين نيستم [4] و اگر [ فرضا ] دوست هم مي داشتم به خاطر خضوع
    در اين ذات پر عظمت و کبريائی خدا که از همه کس به ثنا و ستايش
    سزاوارتر است آن را ترک گفتم . [5] گاهی هست که مردم ستودن افراد را
    به خاطر مجاهده ها و تلاشهايشان لازم مي شمرند [ و اين برای مردم بي عيب
    است اما من از شما مي خواهم ] [6] مرا با سخنان جالب خود نستائيد [ و
    اينکه مي بينيد در راه اجرای فرمان خداوند تلاش مي کنم ] برای اين است
    که : مي خواهم خود را از مسک وليت حقوقی که بر گردنم هست خارج سازم
    [7] حقوقی که خداوند و شما بر گردنم داريد و هنوز کاملا از انجام آنها
    فراغت نيافته ام [8] و واجباتی که به جای نياورده و بايد به مرحله اجراء
    گذارم بنابراين آنگونه که با زمامداران ستمگر سخن مي گوئيد با من سخن
    مگوئيد [9] و آنچنانکه در پيشگاه حکام خشمگين و جبار خود را جمع و جور
    مي کنيد در حضور من نباشيد [10] و به طور تصنعی [ و منافقانه ] با من رفتار
    منمائيد و هرگز گمان مبريد در مورد حقی که به من پيشنهاد کرده ايد کندی
    ورزم [ يا ناراحت شوم ] [11] و نه اينکه خيال کنيد من در پی بزرگ ساختن
    خويشتنم زيرا کسی که شنيدن حق و يا عرضه داشتن عدالت به او برايش
    مشکل باشد [12] عمل به آن برای وی مشکلتر است با توجه به اين از گفتن
    سخن حق و يا مشورت عدالت آميز خودداری مکنيد [13] زيرا من [ شخصا به عنوان
    يک انسان ] خويشتن را مافوق آنکه اشتباه کنم نمي دانم و از آن در
    کارهايم ايمن نيستم [14] مگر اينکه خداوند مرا حفظ کند.[15] من و شما بندگان و
    مملوک خداوندی هستيم که جز او خدائی نيست او آنچنان در وجود ما
    تصرف دارد که ما بدانگونه قدرت تصرف در خويش را نداريم [16] خداوند ما
    را از آنچه بوديم خارج ساخت و به صلاح و رستگاری آورد [17] به جای ضلالت
    هدايت بخشيد و پس از نابينائی و کوردلی بصيرت و بينائی عطا کرد
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #215
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 217
    [1] از سخنان امام ( ع ) که در شکايت از قريش فرموده است . [2] بارخداوندا
    من در برابر قريش و همدستانشان از تو استمداد مي جويم [ و به تو
    شکايت مي آورم ] آنها پيوند خويشاونديم را قطع کردند پيمانه حقم را
    واژگونه ساختند [3] و همگی برای مبارزه با من در مورد حقی که از همه به آن
    سزاوارتر بودم متفق گشتند [4] و گفتند : پاره ای از حقوق را بايد بگيری و
    پاره ای را بايد صرف نظر کنی [ و حق خلافت از نوع دوم است ] [5] اکنون
    يا با همين غم و اندوه شکيبائی کن ، يا با تاسف بمير من در امر خود
    نظر افکندم نه ياوری ديدم و نه مدافع و همکاري ، [6] مگر اهلبيتم که مايل
    نبودم جانشان به خطر بيفتد بنابراين چشمان پر از خاشاک را برهم گذاردم .
    [7] و همچون کسی که استخوان در گلويش گير کرده باشد آب دهان فرو بردم ،[8] و
    با خويشتن داری و فروخوردن خشم در امری که از حنظل تلختر و از تيزی دم
    شمشير برای قلب دردناکتر بود شکيبائی ورزيدم . [9] سيدرضی
    مي گويد : اين سخن در اثناء يکی از خطبه های پيشين [ خطبه 172 ] گذشت ،و
    من به خاطر تفاوت بين دو روايت آن را تکرار کردم .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #216
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 218
    [10] از سخنان امام ( ع ) که درباره کسانی که برای مبارزه با وی به سوي
    بصره حرکت کردند فرموده است [11] بر ماموران من و خزانه داران
    بيت المال مسلمانان که در اختيار من است وارد شدند [12] و در شهری که همه
    مردمش در اطاعت و بيعت من هستند قدم گذاردند وحدت آنها را بر هم
    زدند و جمعيت آنها را 000 که همه با من بودند به شورش واداشتند [1] و بر
    شيعيان من حمله بردند عده ای را از روی خدعه و ناجوانمردانه کشتند [2] و
    گروهی هم با شهامت دست به شمشير برده استقامت ورزيدند و شديدا با
    دشمن جنگيدند تا آنکه خداوند را صادقانه ملاقات کردند [ و شربت
    شهادت را نوشيدند ]
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #217
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 219
    [3] از سخنان امام ( ع ) و اين سخن را امام هنگامی فرمود که از کنار
    کشته طلحه بن عبدالله و عبدالرحمان بن عتاب بن اسيد در روز جنگ
    جمل عبور نمود [4] ابومحمد در اين مکان غريب مانده است [5] سوگند به
    خدا من نمي خواستم قريش در زير اين آسمان کشته افتاده باشند [6] انتقام
    خود را از بني عبدمناف گرفتم [ و قصاص خون شيعيان را نمودم ] و
    اما رؤسای بني جمح از دست من فرار کردند . [7] آنها به سوی امری گردن
    کشيده بودند که اهليت آن را نداشتند و پيش از آنکه به آن برسند
    گردنهاشان شکسته شد
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #218
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 220
    [8] از سخنان امام ( ع ) اين سخن در توصيف پوينده راه خدا است [9] عقلش را
    زنده ساخته و شهواتش را ميرانده است تا آنجا که جسمش به لاغری
    گرائيده [10] و خشونت و غلظت اخلاقش به لطافت تبديل شده برقی پر نور در
    وجودش درخشيده و راه هدايت را برايش روشن ساخته [11] و در طريق الهی او
    را به راه انداخته همواره در مسير تکامل از بابی به باب ديگر منتقل
    شده تا به باب سلامت و سرای زندگی جاودانی راه يافته [12] و در قرار امن و
    راحت با آرامش و اعتماد قرار گرفته است . [ اينها همه به خاطر ] آن
    است که عقل و قلبش را به کار واداشته و پروردگارش را راضی ساخته
    است .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #219
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 221
    [1] از سخنان امام ( ع ) اين سخن را پس از تلاوت اين آيات الهاکم
    التکاثر حتی زرتم المقابر بيان فرمود . [2] شگفتا چه هدف بسيار
    دوری و چه زيارت کنندگان غافلی و چه افتخار موهوم و رسوائی به
    ياد استخوانهای پوسيده کسانی افتاده اند که سالها است خاک شده اند
    آن هم چه يادآوری آنها با اين فاصله [3] به ياد تفاخر به کسانی افتاده اند
    [که هيچگونه سودی به حالشان نخواهد داشت ] [4] آيا به خوابگاه ابدی پدران
    خويش افتخار مي کنند ؟ و يا با شمارش تعداد مردگان و نابودشدگان خود
    را بسيار مي شمرند ؟ [5] [ گوئی ] خواهان بازگشت اجسادی هستند که تار و
    پودشان از هم گسيخته و حرکاتشان به سکون تبديل يافته [6] [ اين اجساد
    پوسيده ] اگر مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا باعث افتخار [7] اگر
    با توجه به وضع آنان به آستانه تواضع فرود آيند عاقلانه تر است تا آنان
    را وسيله سربلندی قرار دهند [8] [ اما ] به آنها با چشمان کم سو نگاه
    انداختند و در اثر اين کوته بينی در دريای جهل و غرور فرورفتند . [9] اگر
    شرح حال آنان را از عرصه های ويران آن ديار و خانه های خالی بپرسند [10] پاسخ
    خواهند داد در زمين گم شدند [ و بدنهاشان خاک و خاک آنها معلوم
    نيست در کجا پراکنده و جزء چه موجودی شده است ] شما نيز بعد از
    آنان در غرور و جهل قرار گرفته ايد [11] بر جمجمه آنها قدم مي گذاريد و بر
    اجساد آنها زراعت مي کنيد [12] و از آنچه باقی گذارده اند مي خوريد و در کهنه
    خانه های آنها سکونت مي گزينيد [13] و زمان در فاصله بين شما و آنها بر شما
    نوحه گری و زاری مي کند . [14] آنها پيش از شما به کام مرگ فرورفتند و برای
    تعيين آب خورگاه از شما پيشی گرفتند [15] [ آری ] همانها که دارای مقامهای
    عزت و درجات افتخار بودند سلاطين بودند و يا رعايای آنها 000 [1] [ پس
    از مرگ ] در درون قبرها خزيدند و زمين بر آنها مسلط شد [2] از گوشتشان
    خورد و از خونهايشان آشاميد [3] در حفره های گورستان به صورت جمادی بي رشد
    و ناپيدا که اميد يافت شدن آن هرگز نيست قرار گرفتند . [4] ديگر وقوع
    حوادث هراس انگيز آنها را به وحشت نمي اندازد و دگرگونيها آنها را
    محزون نمي سازد به زلزله ها و اضطرابات اعتنائی ندارند [5] و به سر و
    صداهای شديد گوش فرانمي دهند غائبانی هستند که انتظارشان کشيده نمي شود
    و حاضرانی هستند که حضور نمي يابند جمع بودند و پراکنده شدند به
    يکديگر الفت داشتند و جدا گرديدند [7] اگر اخبارشان به دست فراموشی
    سپرده شده و ديارشان در سکوت فرورفته است براثر طول زمان و بعد محل
    سکونت آنان نيست [8] بلکه جامی به آنها نوشانده اند که به جای سخن گفتن
    گنگ و به جای شنوائی کر شدند [9] و حرکاتشان به سکون تبديل يافته است
    و در ديد نخست پنداری که به خواب رفته اند [10] همسايگانی هستند که با
    يکديگر انس نمي گيرند دوستانی هستند که به ديدار يکديگر نمي روند
    [11] پيوندهای شناسائی در ميان آنها به کهنگی گرائيده و اسباب برادری قطع
    گرديده [12] همه با اينکه جمعند تنهايند و با اينکه دوستند از يکديگر
    دورند [13] نه برای شب صحبگاهی مي شناسند و نه برای روز شامگاهی [14] شب يا
    روزی که رخت سفر مرگ در آن بسته اند برای آنها جاودان شده خطرات آن
    جهان را وحشتناک تر از آنچه مي ترسيدند يافتند [15] و نشانه های آن را بزرگتر
    از آنچه در نظر داشتند مشاهده کردند [16] برای وصول به هر يک از دو نتيجه
    [ بهشت يا دوزخ ] تا محل قرارگاهشان مهلت داده شده و عالمی از بيم و
    اميد برايشان فراهم ساخته [17] اگر مي خواستند آنچه را که در آنجا مشاهده
    کرده اند و با چشم ديده اند توصيف کنند زبانشان عاجز مي ماند 000 [1] ولی
    اگر آثارشان محو شده و اخبارشان منقطع گشته چشمهای عبرت گير آنها را
    مي نگرد [2] و گوش دل اخبار آنان را مي شنود و با غير زبان خود حرف مي زنند
    [3] و مي گويند : چهره های خرم و زيبا پژمرده شده و در حالت عبوسی فرو رفته
    و اجسام و بدنهائی که در ناز و نعمت پرورش يافته بود از هم متلاشی
    گرديده است [4] بر اندام خويش لباس کهنگی پوشيده ايم و تنگی قبر ما را
    سخت در فشار قرار داده [5] وحشت و ترس را از يکديگر به ارث مي بريم و
    خانه های خاموش [ قبر ] بر ما فروريخته [6] زيبائيهای اجساد ما را محو
    کرده و نشانه های شناسائی چهرهای ما را دگرگون ساخته [7] اقامت ما در اين
    خانه های وحشت زا طولانی شده نه از اين مشکلات فرجی يافته ايم و نه از
    تنگی [ قبر ] گشايشی . [8] اگر آنها را در نظر خود مجسم کنيد و يا پرده ها
    کنار رود آنان را ببينيد [9] در حالی که گوشهای آنان را حشرات خورده و کر
    شده اند : [10] چشمهايشان به جای سرمه پر از خاک گرديده و فرو رفته اند و
    زبانهائی که با سرعت و فصاحت سخن مي گفتند قطعه قطعه گرديده اند [11] قلبها
    در سينه ها پس از بيداری به خاموشی گرائيده [12] و در هر يک از اعضای آنان
    پوسيدگی تازه ای آشکار گشته و آنها را زشت ساخته [13] و راه آفات به سوی
    اجسامشان به آسانی گشوده شده است همه تسليمند نه دستی برای دفاع
    دارند و نه قلبی که با آن جزع کنند . [14] [ آری ] هنگامی که اينان را در
    نظر مجسم سازی قلبهای پر غم و چشمانی پر خاشاک را مي بينی که از هر
    نظر بيچاره اند همان بيچارگی که از آنها دور نمي شود [15] و شدت و اضطرابی
    که جلا و روشنی را ندارد چقدر زمين اجساد عزيزان خوش سيما را که در
    دنيا با غذاهای لذيذ و رنگين پرورش يافتند و در آغوش ناز و نعمت
    بزرگ شدند به کام خود فروبرده [16] همانها که مي خواستند با سرور و خوشحالی
    غمها را از دل بزدايند و به هنگام مصيبت برای از بين نرفتن طراوت
    زندگی 000 با لهو و لعب خود را سرگرم مي ساختند [1] و در آن هنگام که در
    سايه زندگی [ پر ناز و نعمت و ] غفلت زا آنها به دنيا و دنيا به
    آنها مي خنديد [2] ناگهان روزگار با خارهای آلام و مصائب آنان را در هم
    کوبيد، گذشت روزگار نيرويشان را در هم ريخت [3] مرگ از نزديک به آنان
    نظر افکند و غم و اندوهی که از آن آگاهی نداشتند با آنها درآميخت
    [4] غصه های پنهانی که حتی خيال آن را نمي کردند در وجودشان راه يافت و در
    حالی که شديدا به سلامت و تندرستی انس داشتند بيماريها در پيکرشان
    تولد يافت [5] در اين هنگام هراسان به آنچه پزشکان آنها را عادت داده
    و آموخته بودند که حرارت را با برودت و برودت را با
    حرارت تسکين بخشند روی آوردند [6] [ اما ] هيچ حرارتی را با برودت
    خاموش نساختند جز اينکه حرارت شعله ورتر شد و هيچ برودتی را [ با
    داروی حرارت ] تحريک نکردند جز اينکه برودت را تهييج نمود [7] و برای
    اعتدال مزاج به وسيله هيچ داروئی نپرداختند جز اينکه آنها را آماده
    بيماری ديگری نمود [8] تا آنجا که تسلي دهنده اش سست و پرستارش به غفلت
    گرائيد و خاندانش از بيماريش خسته و ناتوان شدند [9] و از پاسخ سائلان در
    مورد بيماری او عاجز ماندند و درباره همان خبر حزن آوری که از او کتمان
    مي نمودند در پيش او به گفتگو پرداختند : [10] يکی مي گفت : تا هنگام مرگ
    به همين وضع باقی است [ و با همين بيماری از دنيا مي رود ] ديگری
    آرزوی بازگشت بهبوديش را داشت [11] سومی آنان را به شکيبائی در فقدانش
    دعوت مي کرد و گذشتگان را به يادشان مي آورد [12] در همين حال که وی در شرف
    سفر مفارقت دنيا و ترک دوستان بود [13] ناگهان عارضه ای گلوگير برايش
    پيش آمد که فهم و درکش در حيرت افتاد و زبانش به خشکی گرائيد . [14] چه
    وصايای لازم و مطالب مهمی که پاسخ آنها را مي دانست اما زبانش از
    گفتن آنها بازمانده [15] و چه سخنان دردناکی که مي شنيد و خود را به کری
    مي زد : [ اين زخم زبانها ] يا از شخص بزرگی بود که او را محترم
    مي داشته و يا از کوچکی است که به او ترحم نموده است [16] [ خلاصه اينکه ]
    مرگ دشواريهائی دارد که هراس انگيزتر از آن است که بتوان در قالب
    الفاخ ريخت و يا انديشه های مردم دنيا بتوانند آنها را درک نمايند
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #220
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 222
    [1] از سخنان امام ( ع ) اين سخن را به هنگام تلاوت اين آيه فرموده :
    [ يسبح له فيها بالغدو و الاصال رجال لاتلهيهم تجاره و لا بيع عن ذکر الله ]
    [2] خداوند ياد خويش را جلای قلبها قرارداده که در اثر آن گوش پس از
    سنگينی مي شنود [3] و چشم پس از کم سوئی مي بيند و بدين وسيله پس از لجاجت
    و دشمنی منقاد و رام مي گردد . [4] خداوند که نعمتهايش بزرگ باد در
    هر عصر و زمانی همواره بندگانی داشته که به فکر آنها الهام مي کرده [5] و
    در وادی عقل و انديشه با آنان سخن مي گفته است . [ اين بندگان ] با
    نور بيداری عقول چراغ فهم و بينائی در چشمها گوشها و دلها روشن
    مي ساخته اند [6] انسانها را به ياد روزهای خاص الهی مي انداختند و از مقام
    عظمت پروردگار آنان را بيم مي دادند اين افراد به منزله راهنمايان
    بيابانها بودند [7] کسانی که راه مستقيم وسط را پيش گرفته طريقشان را
    مي ستودند و آنان را به نجات بشارت مي دادند [8] و افرادی که به جانب چپ
    و راست متمايل مي شدند از آنها انتقاد کرده و از هلاکت بيمشان مي دادند
    [9] بدينگونه اين بندگان پاک چراغ آن تاريکيها و راهنمای آن پرتگاهها
    بودند . [10] ياد خدا اهلی دارد که آن را به جای زرق و برق دنيا
    برگزيده اند لذا هيچ تجارت و داد و ستدی آنها را از ياد خدا
    بازنداشته است . [11] با همين وضع زندگی خود را ادامه مي دهند و غافلان را
    با فريادهای خود متوجه کيفر محرمات الهی مي کنند [12] به عدالت فرمان
    مي دهند و خود به آن عمل مي نمايند [13] مردم را از بدی باز مي دارند و خود به
    گرد آن نمي چرخند با اينکه در دنيا هستند گويا آن را رها کرده و به
    آخرت پيوسته اند [14] آنها ماورای دنيا را مشاهده کرده گويا از پشت ديوار
    اين جهان سر برآورده و به جهان برزخيان مي نگرند 000 [1] و اقامت طولانی
    آنجا را مشاهده مي کنند . و گويا رستاخيز وعده های خود را برای آنها
    عملی ساخته است : آنها اين پرده ها را برای جهانيان کنار زده [2] حتی گويا
    چيزهائی را مي بينند که ديگران نمي بينند و مطالبی را مي شنوند که ديگران
    نمي شنوند . [3] اگر آنان را در پيشگاه عقل خود مجسم سازيد و مقامات ستوده
    و مجالس آشکار آنان را بنگريد [4] مي بينيد که نامه های اعمال خويش را
    گشوده و برای حسابرسی اعمال خود آماده شده اند [5] برای حساب هر کار کوچک
    و بزرگی که به آن دستور داشته اند و کوتاهی کرده اند [6] و يا از آن نهی شده
    و مرتکب گرديده اند سنگينی بار گناهانشان را به دوش گرفته [7] نمي توانند
    کمر راست کنند گريه گلويشان را گرفته و با فرياد مي گريند و گريان با
    هم گفتگو مي کنند [8] و با صدای بلند در پيشگاه پروردگار خويش در مقام
    پشيمانی و اعتراف به تقصيرند [ آری اگر آنها را در پيشگاه عقلتان
    مجسم کنيد ] خواهيد يافت که آنها نشانه های هدايتند [9] و چراغهای تاريکی
    فرشتگان آنان را در ميان گرفته آرامش بر آنها نازل گرديده [10] درهای
    آسمان به رويشان گشوده شده و مقام محترمی برايشان فراهم آمده است :
    [11] مقامی که خداوند به آن نظر رحمت انداخته آنها را مي نگرد از سعی و
    کوشش آنان راضی و موقعيتشان را مي ستايد . [12] با دعای خود از او آرامش
    عفو و گذشت مي طلبند اينان گروگانان نيازمندی فضل و کرم اويند و
    اسيران عظمت او . [13] غم و اندوه طولانی قلبشان را مجروح ساخته و گريه های
    بسيار چشمهايشان را، [14] به هر دری که اميدواری به خدا در آن وجود دارد
    دستی برای کوبيدن از سوی آنان دراز است از کسی درخواست مي کنند که
    سختی و تنگی برايش معنی ندارد و اميدواران را محروم نمي سازد . [15] اکنون
    به خاطر خود حساب خويشتن را برس زيرا ديگران حسابرسی غير از تو
    دارند
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 22 از 24 نخستنخست ... 1218192021222324 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •