### نهج البلاغه ### سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
### نهج البلاغه ###
صفحه 23 از 24 نخستنخست ... 13192021222324 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 239
  1. #221
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 223
    [1] از سخنان امام عليه السلام اين سخن را به هنگام تلاوت اين آيه فرموده :
    يا ايها الانسان ما غرک بربک الکريم [2] [ اين آيه ] کوبنده ترين
    دليل در برابر شنونده و قطع کننده ترين عذر شخص مغرور است همو که
    جهالت و نادانيش او را خوشحال ساخته [ مي فرمايد ] : [3] ای انسان چه
    چيز تو را بر گناه جرئت داده ؟ و چه چيز تو را در برابر پروردگارت
    مغرور ساخته ؟ و چه چيز تو را بر هلاکت خويشتن علاقمند نموده است ؟
    [4] مگر اين بيماری تو بهبودی نمي يابد ؟ و يا اين خوابت بيداری ندارد ؟
    [5] چرا همانگونه که به ديگری رحم مي کنی به خود رحم نمي کنی ؟ تو که هرگاه
    کسی را در دل آفتاب سوزان بيابی بر او سايه مي افکنی [6] و هرگاه بيماری
    را ببينی که سخت ناتوان گشته از روی رحم بر او مي گريی [7] پس چه چيز تو
    را بر اين بيماريت شکيبائی بخشيده ؟ و بر اين مصائبت صبور ساخته ؟ [8] و
    چه چيز تو را از گريه بر خويشتن تسلی داده ؟ در حالی که هيچ چيز برای
    تو عزيزتر از خودت نيست [9] و چگونه ترس از فرودآمدن بلا شب هنگام تو
    را بيدار نکرده ؟ با اينکه در درون معصيت و گناه غوطه وری و در زير
    سلطه و قدرت خداوند قرار داری [10] بيا اين بيماری دوری از خدا را
    با داروی تصميم و عزم راسخ مداوا کن و اين خواب غفلتی که چشمت
    را فراگرفته با بيداری برطرف ساز [11] بيا مطيع خداوند شو و به ياد او
    انس گير خوب تصور کن که به هنگام روی گردانيدنت از خدا [12] او با
    دادن نعمت به تو روی مي آورد به عفو و بخشش خويش دعوتت مي کند و تو
    را در زير پوشش فضل و برکات خود قرار مي دهد . [13] اما در عين حال تو
    همچنان به او پشت کرده و به ديگری روی مي آوری بلند مرتبه باد
    خداوندی که با اين قدرت عظيم کريم است [14] و اما تو با اين ضعف و
    حقارت چه بر معصيت او جرات ورزيده ای در صورتی که تو در کنف نعمتش
    قرار داری [1] و در فراخنای فضل و رحمتش در حرکتی اما او فضل خويش
    را از تو منع نکرده و پرده گناهانت را ندريده است [2] بلکه حتی يک
    چشم برهم زدن از دائره لطفش بيرون نبوده ای : يا در نعمتی قرار داری که
    به تو بخشيده [3] يا در گناهی که از آن پرده پوشی کرده و يا بلا و مصيبتی که
    از تو برطرف ساخته است بنگر اگر از در اطاعتش در مي آمدی ديگر چگونه
    بود ؟ [4] سوگند بخدا اگر اين وضع بين دو نفر که در نيرو و توان مساويند
    وجود داشت [5] تو نخستين حاکمی بودی که خود بر مذموميت اخلاق و بدی
    کردارت حکم مي کردی [6] حقا بايد بگويم : دنيا مغرورت نساخته و اين تو
    هستی که به آن مغرور شده ای [7] در حالی که پندهای فراوانی در آن مي يابی
    و تو را به عدل و انصاف دعوت کرده است [8] دنيا به هشدارهائی که در
    مورد ريختن بلا به جانت و کاستن از نيرو و قدرتت به تو مي دهد
    راستگوتر و وفادارتر است از اينکه به تو دروغ گويد و يا مغرورت سازد
    [9] چه بسيار نصيحت کننده و پنددهنده ای است که نزد تو متهم است و چه
    بسيار راستگويانی در مورد دنيا که تو آنها را دروغگو مي شماری [10] اگر
    دنيا را از روی شهرهای ويران شده و خانه های در هم فروريخته بشناسی [11] آن
    را يادآوري کننده ای دلسوز و واعظی گويا همچون دوستی مهربان که در رسيدن
    اندوه به تو بخل مي ورزد خواهی يافت . [12] [ دنيا ] چه خوب سرائی است
    اما برای آنها که آن را خانه هميشگی ندانند [13] و چه خوب محلی است برای
    کسی که آن را وطن برنگزيند سعادتمندان به وسيله دنيا در قيامت کسانی
    هستند که امروز از زرق و برق آن فرار مي کنند . [14] هنگامی که نفخه صور
    بدمد و قيامت آشکار گردد و اهل هر معبدی به آن ملحق [15] و بندگان هر
    معبودی به او بپيوندند و مطيعان به مطاع خود برسند [16] در آن هنگام نه
    چشمی بر خلاف حق و عدالت در هوا گشوده [17] و نه قدمی آهسته در زمين جز به
    حق برداشته شود . و در آن روز چه دليلهائی که ابطال نمي گردد و چه
    عذرهائی که قطع نمي شود ؟ [1] بنابراين در جستجوی چيزی باشيد که عذر
    خويش را با آن مدلل داريد و حجت و دليل خود را با آن استوار سازيد [2] و
    آنچه باقی ماندنی است از ميان آنچه باقی نمي ماند انتخاب کنيد [3] و
    وسيله ای برای سفر [ آخرت ] آماده نمائيد و چشم به جرقه های برق نجات
    بدوزيد و بار و بنه اين سفر را محکم بر پشت مرکبها ببنديد .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #222
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 224
    [4] از سخنان امام ( ع ) که در آن از ظلم و ستم تبری مي جويد [ و
    داستان آهن تفتيده و برادرش عقيل را بازگو مي کند ] [5] سوگند بخدا اگر
    شب را بر روی خارهای سعدان بيدار بسر برم و يا در غلها و
    زنجيرها بسته و کشيده شوم [6] برايم محبوبتر است از اينکه خدا و رسولش
    را روز قيامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده [7] و
    چيزی از اموال دنيا را غصب نموده باشم . چگونه به کسی ستم روا دارم
    آنهم برای جسمی که تار و پودش به سرعت بسوی کهنگی پيش مي رود [ و از
    هم مي پاشد ] [8] و مدتهای طولانی در ميان خاکها مي ماند . [9] سوگند بخدا عقيل
    برادرم را ديدم که به شدت فقير شده بود و از من مي خواست که يک من
    از گندمهای شما را به او ببخشم . [10] کودکانش را ديدم که از گرسنگی
    موهايشان ژوليده و رنگشان بر اثر فقر دگرگون گشته [11] گويا صورتشان با نيل
    رنگ شده بود . [12] عقيل باز هم اصرار کرد و چند بار خواسته خود را
    تکرار نمود من به او گوش فرادادم [13] خيال کرد من دينم را به او
    مي فروشم و به دلخواه او قدم برمي دارم و از راه و رسم خويش دست
    مي کشم [ اما من برای بيداری و هشداريش ] آهنی را در آتش گداختم
    [1] سپس آن را به بدنش نزديک ساختم تا با حرارت آن عبرت گيرد ناله ای
    همچون بيمارانی که از شدت درد مي نالند سر داد [2] و چيزی نمانده بود که
    از حرارت آن بسوزد به او گفتم : [3] هان ای عقيل زنان سوگمند در سوگ
    تو بگريند از آهن تفتيده ای که انسانی آن را به صورت بازيچه سرخ
    کرده ناله مي کنی [4] اما مرا به سوی آتشی مي کشانی که خداوند جبار با
    شعله خشم و عضبش آنرا برافروخته است تو از اين رنج مي نالی و من از
    آتش سوزان نالان نشوم ؟ [5] از اين سرگذشت شگفت آورتر داستان کسی است
    که نيمه شب ظرفی سرپوشيده پر از حلوای خوش طعم و لذيذ به درب خانه
    ما آورد [6] ولی اين حلوا معجونی بود که من از آن متنفر شدم گويا آن را با
    آب دهان مار يا استفراغش خمير کرده بودند [7] به او گفتم : هديه
    است يا زکات و يا صدقه ؟ که اين دو بر ما اهل بيت حرام است . [8] گفت
    نه اين است و نه آن بلکه هديه است به او گفتم : زنان بچه مرده
    بر تو گريه کنند [9] آيا از طريق آئين خدا وارد شده ای که مرا بفريبی ؟
    دستگاه ادراکت به هم ريخته ؟ يا ديوانه شده ای ؟ [10] و يا هذيان مي گوئی ؟
    بخدا سوگند اگر اقليمهای هفتگانه با آنچه در زير آسمانها است به من
    دهند [11] که خداوند را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه ای نافرمانی کنم
    هرگز نخواهم کرد [12] و اين دنيای شما از برگ جويده ای که در دهان ملخی
    باشد نزد من خوارتر و بي ارزشتر است . [13] علی را با نعمتهای فناپذير
    و لذتهای نابودشدنی دنيا چه کار از به خواب رفتن عقل و لغزش های
    قبيح به خدا پناه مي بريم و از او ياری مي جوئيم .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #223
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 225
    [14] از دعاهای امام عليه السلام که با آن از خدا مي خواهد از همگان بي نيازش کند .
    [15] پروردگارا آبرويم را با بي نيازی نگهدار و شخصيتم را در اثر فقر
    ساقط مگردان . [1] که از روزي خواران تو درخواست روزی کنم و از اشخاص
    پست خواستار عطوفت و بخشش باشم [2] به ستودن آن کس که کمکم مي کند
    مبتلا گردم و به مذمت و بدگوئی از آنکه به من نمي بخشد آزمايش شوم
    [3] و تو در ماورای همه اينها سرپرست منی که ببخشی و يا منع نمائی و تو
    بر همه چيز قادری انک علی کل شی قدي
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #224
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 226
    [4] از خطبه های امام ( ع ) که در تنفر از زرق و برق دنيا ايراد فرموده
    [5] [ دنيا ] سرائی است که بلاها آن را احاطه کرده و به بي وفائی و مکر
    معروف است حالاتش يکنواخت نمي ماند و ساکنانش ايمن نيستند .
    [6] احوالش گوناگون و حالاتش گذرنده زندگی در آن مذموم [7] و امنيت در آن
    غير ممکن است اهل آن همواره هدف تيرهای بلا هستند [8] که مرتبا به سوی
    آنها پرتاب مي شود و با مرگ نابودشان مي سازد . [9] ای بندگان خدا
    بدانيد شما و آنچه در آن از اين دنيا هستيد در همان راهی قرار داريد
    که پيشينيان شما بودند [10] همانها که عمرشان از شما طولاني تر و سرزمينشان
    آبادتر و آثارشان از شما بيشتر بود [11] ناگاه صداهايشان خاموش نيروها و
    حرکتهاشان راکد [12] اجسادشان کهنه سرزمينشان خالی و آثارشان مندرس گرديد
    قصرهای بلند و محکم [13] و بساط عيش و پشتيهای نرم و راحت آنها به سنگ
    و آجر و لحدهای گورستان تبديل شد [14] همان گورهائی که بنای آن بر خرابی
    گذارده شده [1] و با خاک آن را محکم کرده اند محل قبرها به هم نزديک [2] و
    ساکنان آنها از هم غريب و دور در ميان محله وحشت زدگان و
    فارغ بالهای گرفتار و مشغول قرار دارند . [3] با وطنهای خود انس نمي گيرند
    و همچون همسايگان با هم ارتباطی ندارند با اينکه به هم نزديکند و
    خانه هايشان در کنار هم قرار دارد [4] چگونه مي توانند با هم ديدار کنند
    در حالی که فنا و فرسودگی با سينه خود آنها را در هم کوبيده و سنگ و
    خاکها آنان را خورده اند . [5] در پيش خود مجسم سازيد که شما نيز مانند
    آنها خواهيد شد و در گرو همان قبر [6] و در دل همان وديعه گاه قرار خواهيد
    گرفت . چگونه خواهيد بود آنگاه که امور پايان پذيرد [ و دوران برزخ
    تمام شود ] [7] مردگان از قبرها برخيزند آنجا است که هر کس از آنچه از
    پيش فرستاده آگاه مي شود [8] و به سوی خداوند که مولا و سرپرست همگان است
    باز مي گردند و افتراها و سخنهای نابجائی که در دنيا دست آويزشان بود
    به دردشان نمي خورد
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #225
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 227
    [9] از دعاهای امام ( ع ) که در آن از خداوند تقاضای هدايت به خير و
    سعادت مي کند [10] پروردگارا تو برای دوستانت مانوس ترين مونس هائی و
    برای توکل کنندگانت بهترين برطرف کننده [11] مشکلات درون دل آنان را
    مي دانی و از اسرار ضميرشان آگاهی [12] و از اندازه ديد چشمانشان باخبری
    اسرار آنها برايت مکشوف [13] و قلوبشان به تو متوجه است و اگر غربت
    آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونس تنهائی آنهاست [14] و اگر مصائب و
    مشکلات بر آنان فروبارد به تو پناه مي آورند [15] چه اينکه مي دانند زمام
    امور به دست تو است و سرچشمه آنها به فرمان تو [1] پروردگارا اگر از
    بيان خواسته خود عاجز شوم و يا در پيداکردن راه و رسم درخواست خود
    نابينا گردم [2] تو مرا بر مصالح خويش راهنمائی کن و قلبم را به سوی
    آنچه رشد و صلاح من است رهبری فرما که اين کار از هدايتهای تو به دور
    نيست [3] و برآوردن چنين خواسته هائی برای تو تازگی ندارد .[4] پروردگارا
    با عفو و بخشش خود با من رفتار کن نه با عدل و دادگريت
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #226
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 228
    [5] از سخنان امام ( ع ) که به بعضی از اصحابش اشاره مي کند . [6] خداوند
    به او خير دهد که کژيها را راست کرد و بيماريها را مداوا نمود [7] سنت
    را به پاداشت و فتنه را پشت سر گذاشت با جامه ای پاک و کم عيب از
    اين جهان رخت بربست [8] به خير و نيکی آن رسيد از شر و بدی آن رهائی
    يافت وظيفه خويش را نسبت به خداوند انجام داد و آنچنان که بايد
    از مجازات او مي ترسيد [9] خود رفت و مردم را بر سر چندراهی باقی
    گذاشت که نه گمراهان در آن هدايت مي يافتند و نه جويندگان هدايت به
    يقين راه خويش را پيدا مي کردند .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #227
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 229
    [10] از سخنان امام ( ع ) پيرامون بيعت مردم با او در امر خلافت
    شريف رضی مي گويد : نظير اين سخن با تعبيرهای ديگری قبلا گذشت .
    [11] شما [ برای بيعت ] دستم را گشوديد و من بستم . شما آن را به سوی خود
    کشيديد و من آن را برگرفتم [12] پس از آن همچون شتران تشنه که روز وعده
    آب به آبخورگاه حمله کنند و به يکديگر پهلو زنند به گردم ريختيد
    آنچنانکه بند کفشم پاره شد [1] عبا از دوشم افتاد و ضعيفان پايمال گرديدند
    سرور و خوشحالی مردم آن روز به خاطر بيعت با من چنان شدت داشت [2] که
    کودکان به وجد آمده و پيران خانه نشين [3] با پای لرزان خود برای ديدار
    منظره اين بيعت به راه افتاده بودند بيماران برای مشاهده بر دوش
    افراد سوار شده و دوشيزگان نو رسيده [ بر اثر عجله و شتاب ] بدون
    نقاب در مجمع حاضر شده بودند
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #228
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 230
    [4] از خطبه های امام ( ع ) پيرامون مسائل گوناگون [5] تقوا و ترس از خدا
    کليد گشايش هر دری است و ذخيره رستاخيز و سبب آزادی از هر گونه
    بردگی [ شيطان ] [6] و نجات از هر گونه هلاکت در پرتو تقوا طالبان پيروز
    و فرارگنندگان رهائی مي يابند و با آن به هر هدف و آرزوئی مي توان رسيد
    [7] ارزش عمل [8] عمل کنيد [ تا هنگامی ] عمل [ شما به پيشگاه خدا ] بالا
    مي رود و توبه نفع مي بخشد و به دعاهای شما ترتيب اثر داده مي شود [ عمل
    کنيد تا زمانی که ] احوال آرام و قلمهای [ فرشتگان برای نوشتن اعمال ]
    در جريان است [9] به انجام اعمال صالح مبادرت ورزيد پيش از آنکه عمرتان
    پايان يابد [10] يا بيماری مانع گردد و يا تير مرگ شما را هدف قرار دهد
    چه اينکه مرگ از بين برنده لذات است [11] و مکدرکننده تمايلات و
    فاصله افکن ميان شما و اهدافتان ديدارکننده ای است دوست نداشتنی
    [12] حريفی است مغلوب ناشدنی جنايتکاری است تعقيب نکردنی هم اکنون
    دامهايش بر دست و پای شما آويخته [13] و ناراحتيها و مشکلاتش شما را
    احاطه نموده تيرهايش شما را هدف قرار داده [14] تسلطش بر شما ع ظيم است
    و حملاتش پي درپی 000 [1] کمتر ممکن است تيرش به هدف اصابت نکند و
    ضربه اش کارگر نشود چقدر نزديک است که سايه های مرگ [2] و شدت دردهای
    آن و تيرگی بيهوشي ها و ظلمت سکرات [3] و تالمات خروج روح از تن و
    تاريکی زمان چشم به هم گذاشتن و ناگواری آن شما را فراگيرد . [4] خوب
    پيش خود مجسم سازيد که ناگهان مرگ به شما حمله ور مي شود و شما را حتی
    از گفتن سخن آهسته ساکت مي سازد . دوستان مشاورتان را از گردتان
    پراکنده مي کند [5] آثارتان را محو و خانه هايتان را معطل مي گذارد وارثان
    شما را برمي انگيزاند تا ارث شما را تقسيم کنند [6] اينها يا دوستان خاصی
    هستند که نمي توانند به هنگام مرگ به شما نفعی ببخشند و يا نزديکان
    غمزده ای که نمي توانند جلوی مرگ را بگيرند و يا مسروران و
    شماتت کنندگانی که از مرگ شما غم به خاطر راه نمي دهند [7] تلاش و کوشش
    [8] با جديت و کوشش [ در انجام اعمال نيک ] بپردازيد برای اين سفر
    آماده شويد و زاد و توشه از اين منزل فراوان برگيريد . [9] دنيا شما را
    مغرور نسازد چنانکه پيشينيان و امتهای گذشته را در اعصار و قرون قبل
    مغرور ساخت [10] همانها که شير از پستان دنيا دوشيدند [11] و به غفلتهای آن
    گرفتار شدند مدت آن را به پايان بردند و تازه های آن را کهنه ساختند .
    ولی سرانجام مسکنهای آنها گورستان [12] و ثروتهاشان ميراث برای ديگران
    گرديد هم اکنون کسی که نزد آنان برود وی را نمي شناسند و به آنها که
    برايشان مي گريند اهميت نمي دهند [13] و به کسانی که آنان را مي خوانند پاسخ
    نمي گويند . از زرق و برق دنيا برحذر باشيد [14] که غدار است و مکار
    فريبنده است و حيله گر بخشنده ای است منع کننده پوشنده ای است
    برهنه سازنده [15] آرامش آن بي دوام مشکلاتش بي سرانجام و بلاهايش جاودانی و
    قطع ناشدنی [16] قسمتی ديگر از اين خطبه که در توصيف زاهدان است . آنها
    گروهی از مردم دنيا بودند اما اهل آن نبودند يعنی در دنيا بودند اما
    همچون کسانی که در آن نبودند [1] به آنچه درک مي کردند عمل مي نمودند و از
    آنچه بايد برحذر باشند پيشی مي گرفتند [2] آنها جز با کسانی که اهل آخرت
    بودند نشست و برخاست نداشتند [3] مي ديدند که دنياپرستان مرگ اجساد را
    بزرگ مي شمرند اما اينها مرگ قلبهای زندگان را بزرگتر مي دانند
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #229
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 231
    [4] از خطبه های امام ( ع ) اين خطبه را امام در ذي قار هنگام حرکت به
    سوی بصره ايراد فرمود واقدی اين خطبه را در کتاب الجمل
    آورده است . [5] پيامبر ( ص ) برای انجام فرمان خداوند قيام کرد و
    رسالتهای پروردگارش را ابلاغ نمود به وسيله او شکافهای اجتماعی را پر
    کرد [6] و فاصله ها را پيوستگی بخشيد بين خويشاوندان يگانگی برقرار ساخت
    [7] بعد از آنکه آتش دشمنی در سينه ها و کينه های برافروخته در دلها
    جايگزين شده بود .
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #230
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ### نهج البلاغه ###




    خطبه 232
    [8] از سخنان امام عليه السلام عبدالله ابن زمعه که از شيعيان آن حضرت
    بود به هنگام خلافتش نزد امام آمد و از او درخواست مالی کرد امام ( ع )
    سخنان ذيل را در پاسخش فرمود : [9] اين ثروت نه مال من است و نه
    از آن تو غنيمتی است مربوط به مسلمانان [10] که با شمشيرهاشان به دست
    آورده اند اگر تو در نبرد همراهشان بوده ای سهمی همچون سهم آنان داری
    [11] وگرنه دستچين آنها برای غير دهان آنان نخواهد بود
    ### نهج البلاغه ###
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 23 از 24 نخستنخست ... 13192021222324 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •