کیمیای عشق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
کیمیای عشق
صفحه 1 از 18 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 175
  1. #1
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض کیمیای عشق






    پيشگفتار



    الحمد للّه‏ رب العالمين والصلاة والسلام على عبده المصطفى محمّد وآله الطاهرين و خيار صحابته أجمعين.
    امروز ، جهان بيش از هر وقت ديگر ، تشنه دوستى و الفت و مهر و محبّت است.
    در دنياى امروز كه بدبينى ، كينه‏توزى ، خشونت و ترور بر جهان حكومت مى‏كند ، جامعه بشرى بيش از هر زمانى احساسِ نياز به كيمياى محبّت دارد.
    كيمياى محبّت ، اصلى‏ترين عامل تنش‏زدايى در سطح بين‏الملل و تنها راه رسيدن به صلح همه‏جانبه و فراگير است.
    امّا بايد توجّه داشت كه تنها با سخن و شعار و گفتگو ، نمى‏توان به اين كيميا دست يافت . راه دست‏يابى به اين كيميا ، خودسازى و اصلاح فرهنگ عمومى است و نخستين گام در اين راه ، مبارزه با عوامل كينه و نفرت ، و گام دوم ، ايجاد و تقويتِ بنيادهاى مهر و محبّت است .



    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2.  

  3. #2
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    بهترين آموزگار محبّت
    حركت در اين راه ، نياز به تعليم ، تربيت ، آموزش و آموزگار دارد و بهترين و بزرگ‏ترين آموزگارِ مهر و محبّت ، مهربان‏ترين مهربانان ، آفريدگار جهان است . او كه سخن خود را با انسان در قرآن با نام «رحيم» و «رحمان» آغاز مى‏كند (اشاره به اين‏كه او نه تنها «رحيم» است و به اهلِ ايمان و انسان‏هاى شايسته ، سخت مهر مى‏ورزد ، بلكه «رحمان» نيز هست) . او همه را دوست دارد و خوب و بد ، از رحمت و محبّت عامّه او بهره مى‏گيرند كه :
    «وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْ‏ءٍ» [ اعراف ، 156 .]
    اديم زمين ، سفره عام او استچه دشمن بر اين خوان يغما ، چه دوست [ بوستان سعدى : ديباچه بوستان .]


    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #3
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    امير مؤمنان عليه‏السلام با الهام از اين سنّت خداى مهربان ، در منشور حكومت مصر به مالك اشتر مى‏نويسد :

    وَأشعِر قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ ، وَالمَحَبَّةَ لَهُم ، وَاللُّطفَ بِهِم ، وَلا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبُعا زارِيا تَغتَنِمُ أكلَهُم ، فَإِنَّهُم صِنفانِ : إمّا أخٌ لَكَ فِى الدّينِ ، وَإمّا نَظيرٌ لَكَ فِى الخَلقِ؛ [ نهج البلاغة ، نامه 53 .]
    احساس رحمت ، محبّت و لطفِ به شهروندان را بر دلت بپوشان و بر آنان ، درنده‏اى آسيب‏رسان مباش كه خوردن شكارش را غنيمت داند ؛ چرا كه آنان ، دو دسته‏اند : دسته‏اى برادرِ دينى تو اند ، و دسته‏اى ديگر ، در آفرينش ، همانندِ تو.
    و نيز مى‏فرمايد :

    أَبلَغُ ما تَستَدَرُّ بِهِ الرَّحمَةَ أن تُضمِرَ لِجَميعِ النّاسِ الرَّحمَةَ . [ غرر الحكم : 3353 .]
    بهترين راه جذب رحمت [و مهربانىِ] الهى اين است كه [در دل ،] نيّتِ رحمت [و مهربانى] به همه مردم داشته باشى.
    بارى ، آفريدگار مهربان ، نه تنها بزرگ‏ترين آموزگار دوستى است ، بلكه همه مهرورزى‏ها ريشه در رحمت و محبّت او دارند و بدون پيوند با او ، هيچ محبّتى نمى‏پايد و هيچ كينه و دشمنى‏اى از جهان رخت برنخواهد بست و آرزوى فراگير شدن مهر و دوستى در جامعه بشرى و حاكميّت صلح همه‏جانبه هرگز تحقّق نخواهد يافت .
    كتاب دوستى در قرآن و حديث ، شرح اين اجمال است . انتشار اين كتاب به زبان عربى مورد استقبال فرهيختگان جهان اسلام قرار گرفت تا آنجا كه برخى از چهره‏هاى علمى حجاز ضمن تأكيد بر نياز همه مسلمانان به اين نوشتار پيشنهاد انتشار آن را در سطح گسترده در جوامع اسلامى ارائه كردند .
    به دنبال اين پيشنهاد ، كتاب «دوستى» توسط فاضل گرانمايه جناب آقاى عبدالهادى مسعودى تلخيص گرديد و اينك گزيده آنچه از اين كتاب مربوط به مهرورزى انسان‏ها نسبت به خداى منّان است با عنوان «كيمياى عشق» در برابر شماست . «كيمياى عشق» گزيده بخش دوم كتاب «دوستى در قرآن و حديث» است كه تقريبا همه عناوين اصلى و فرعى آن حفظ و تنها از تعداد احاديث آن كاسته شده است ، بديهى است مطالعه اصل كتاب براى آگاهى كامل‏تر از رهنمودهاى اسلام در زمينه مهرورزى انسان‏ها به پروردگارشان ضرورى است .
    به اميد روزى كه با بهره‏گيرى از رهنمودهاى سازنده اسلام قلب مردم جهان مالامال از محبّت و عشق به خداى سبحان شود ، طبعا چنين عشقى ، الفت و سازگارى مردم با يكديگر را نيز در كامل‏ترين شكل آن در پى خواهد داشت.
    در اينجا از همه كسانى كه در مركز تحقيقات دار الحديث به گونه‏اى در تهيه اين مجموعه ارزنده سهيم هستند صميمانه سپاسگزارى مى‏نمايم به ويژه حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى محمّد تقديرى كه متن اصلى كتاب با همكارى ايشان سامان يافت و نيز حجت الاسلام جناب آقاى عبدالهادى مسعودى كه گزيده آن را تهيه كردند ، همچنين حجت الاسلام جناب آقاى سيد حسن اسلامى كه زحمت ترجمه آن را پذيرا شدند ، و براى همه آنان از خداوند منان پاداشى در خور فضل و كرامت خود مسئلت دارم .


    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #4
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    رؤيايى شگفت!
    در پايان ، جالب است به رؤيايى شگفت‏انگيز درباره ترجمه اين كتاب به زبان اردو ، اشاره كنم :
    گفتنى است كه ترجمه كتاب دوستى به زبان اردو ، اخيرا به وسيله «مؤسسّه امام المنتظر» و با همّت حجت الاسلام جناب آقاى سيّد نياز نقوى منتشر شد .
    ايشان نقل كرده كه : كارِ تايپ و تنظيم ترجمه كتاب به زبان اردو ، به عهده دامادش آقاى سيّد محمّد رضا نقوى بود كه مدّتى پيش در سنّ بيست و هفت سالگى به رحمت ايزدى پيوست ؛ رضوان اللّه‏ تعالى عليه! دو روز پس از وفات وى ، يكى از دوستانش آقاى سيّد ظهير الحسنين شيرازى كه از نقش مرحوم سيّد محمّد رضا در تنظيم ترجمه كتاب دوستى به زبان اردو ، بى‏اطّلاع بوده ، به وى (آقاى سيّد نياز نقوى پدر خانم آن مرحوم) مراجعه مى‏كند و مى‏پرسد :
    جريان كتاب محبّت چيست؟ چون من او را در عالم رؤيا ديدم و گفت : «مشكل من (در عالم برزخ) به خاطر مفاتيح الجنان و كتاب محبّت حل شد» ... .
    با توجّه به اين‏كه بيننده خواب ، از جريان كارِ آن مرحوم در مورد اين كتاب بى‏اطّلاع بوده ، مى‏توان اطمينان يافت كه اين رؤيا از رؤياهاى صادقه است . لذا از آقاى نقوى خواستم كه آقاى سيّد ظهير ، عين آنچه را در رؤيا ديده ، برايم بنويسد . ايشان نوشت :
    بنده چند سالى با مرحوم آقاى سيّد محمّد رضا نقوى ـ اعلى اللّه‏ مقامه ـ آشنايى و رفاقت داشتم . او دو روز بعد از وفاتش به خواب من آمد (شب چهارشنبه نزديك اذان صبح) و به من گفت : «حالم بسيار خوش است . زياد به فكر من نباشيد . فقط در دعاها مرا فراموش نكنيد . بعضى‏ها به من مى‏گفتند : هميشه مشغول كار تايپ و تنظيم كتاب‏ها هستى و دارى وقتت را ضايع مى‏كنى ؛ [امّا] تايپ و تنظيم كتاب مفاتيح الجنان و المحبّة فى الكتاب والسنة (به اردو) ، خيلى بدردم خورد و باعث نجاتم شد!
    آرى ، آنچه بيش از هر چيز ديگر ، براى انسان در اين جهان و جهانِ پس از مرگ ، كارساز است ، كيمياى محبّت است :
    يك جو ثمر نمى‏برد از خرمن كمالدر دل ، هر آن كه تخم محبّت نكِشته است
    إلهى! لم يكن لى حول فأنتقل به عن معصيتك إلاّ فى وقت أيقظتنى لمحبّتك ، فانهج لى إلى محبّتك سبيلاً سهلة أكمل لى بها خير الدنيا والآخرة .
    محمّد محمّدى رى شهرى
    10 / 9 / 1382



    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #5
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    درآمد


    شاهراه تكامل دست از مسِ وجود چو مردان ره بشوى
    تا كيمياى عشق بيابى و زر شوى
    حافظ
    اسلام كه دينِ همه انبياى راستين و برنامه تكامل انسان است ، ريشه در محبّت خدا دارد . امام على عليه‏السلام در اين باره مى‏فرمايد :
    إنَّ هذَا الإِسلامَ دينُ اللّه‏ِ الَّذِي اصطَفاهُ لِنَفسِهِ . . . وأقامَ دَعائِمَهُ عَلى مَحَبَّتِهِ . اين اسلام ، دين خداوند است كه آن را براى خود برگزيده است و ستون‏هايش را بر محبّت خويش استوار ساخته‏است . [ ر . ك : دوستى در قرآن و حديث ، ص 309 ح 954 .] و اين ، بدان معناست كه خدا دوستى ، اصلى‏ترين پايه‏هاى سازندگى فردى و اجتماعى و تكامل مادّى و معنوى انسان است و همه آنچه انبياى الهى براى هدايت جامعه بشر آورده‏اند ، در صورتى به نتيجه مطلوب مى‏رسد كه بر اين پايه استوار باشد و تا انسان به كيمياى محبّتِ خدا دست نيافته ، به فلسفه خلقت خود ، دست نخواهد يافت . [ عاشق شو ار نه روزى، كار جهان سرآيد ناخوانده نقش مقصود ، از كارگاه هستى]
    امام سجاد عليه‏السلام در دعاى «مكارم الأخلاق» از صحيفه سجاديه ، به كيمياگرى محبّت اشاره كرده‏است ، آنجا كه مى‏فرمايد :
    وَانهَج لي إلى مَحَبَّتِكَ سَبِيلاً سَهلَةً أكمِل لي بِها خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ . به سوى محبّتت ، راهى آسان برايم بگشا كه بدان ، خير دنيا و آخرت را برايم كامل كنى [ ر. ك : دوستى در قرآن و حديث ، ص 321 ح 976 .] . بر اين اساس ، هر چه محبّت انسان نسبت به آفريدگار جهان ، بيشتر و قوى‏تر باشد ، توفيق بيشترى براى رسيدن به راز آفرينش خود و كسب كمالات انسانى دارد . لذا در زيارت پيشوايان دين ، اهل بيت رسول خدا كه در اوج قلّه انسانيت و امامت قرار دارند ، با صفت «التّامّينَ في مَحَبَّةِ اللّه‏ِ (كاملان در دوستى خدا)» [ ر . ك : بخش دوم ، فصل اول ، ص 47 (كاملانِ در خدا دوستى) .] مورد خطاب قرار مى‏گيرند .
    فصل اوّل از بخش دوم اين كتاب ، درباره آيات و احاديثى است كه با بيانهاى گوناگون ، اهل ايمان را به تحصيل كيمياى محبّت خدا دعوت مى‏كنند .



    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #6
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    راه خدا دوستى
    مسئله اصلى ، چگونگىِ به دست آوردن محبّت خداست . رهنمودهاى اهل بيت در اين باره ، در فصل دوم خواهد آمد . خلاصه اين رهنمودها اين است كه اصلى‏ترين مبادى محبّت خدا پس از فضل و رحمتش ، معرفت است . خداوند سبحان ، به فضل و رحمت خود ، عشق به خوبى‏ها و زيبايى‏ها را در سرشت انسان نهاد و از آنجا كه خود ، جامعِ همه كمالات و زيبايى‏هاست ، ممكن نيست كسى حقيقتا او را بشناسد و او را دوست نداشته باشد . از اين رو ، امام مجتبى عليه‏السلامتأكيد مى‏فرمايد كه :
    مَن عَرَفَ اللّه‏َ أحَبَّهُ . [ تنبيه الخواطر : 1 / 52 .] هركه خدا را بشناسد ، دوستش خواهد داشت . انواع معرفت خدا
    دو نوع معرفت براى انسان نسبت به حضرت حق ـ جلّ و علا ـ امكان‏پذير است : اوّل، معرفت از طريق برهان كه تكيه‏گاه ايمان است و دوم ، معرفت از طريق شهود كه يقين ناميده مى‏شود . لذا وقتى مى‏گوييم : معرفت خدا ، مبدأ محبّت اوست ، اين سؤال پيش مى‏آيد كه كدام معرفت ؟ معرفت برهانى يا شهودى ، و يا هر دو ؟
    پاسخ اين است كه : هر دو . هر قدر انسان نسبت به خداوند متعال معرفت پيدا كند ، به همان ميزان ، با زيبايى‏ها و كمالات او آشنا مى‏شود و نسبت به او علاقه پيدا مى‏نمايد . به همين جهت ، معرفت برهانى هم مى‏تواند مبدأ محبّت خدا باشد و از اين رو وقتى حضرت داوود عليه‏السلام از خداوند مى‏پرسد : «كَيفَ اُحَبِّبُك إلى خَلقِكَ ؟؛ چه گونه محبّت ترا بين مردم ايجاد كنم؟» ، پاسخ مى‏شنود : «اُذكُر أيادِىَّ عِندَهُم ، فَإِنَّكَ إذا ذَكَرتَ لَهُم ذلِكَ أحَبّونى؛ دست احسانم به ايشان را ياد كن كه اگر به يادشان بياورى دوستم خواهند داشت». [ ر . ك : دوستى در قرآن و حديث ، بخش دوم ، فصل اوّل ص 301 ح 941 .]
    با اين همه ، ترديدى نيست كه محبّت تامّ و كامل كه از آن به عشق تعبير مى‏شود ، جز از طريق معرفت شهودى حاصل نمى‏گردد . به گفته برخى از اهل معرفت :
    تمام مطلب اين است كه تا انسان ، معرفت شهودى نسبت به خدا پيدا نكند ، عاشق نمى‏شود . اگر اين‏گونه عارف شد ، مى‏بيند كه همه خوبى‏ها در خدا جمع است : «ءَآللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ » . [ ر . ك : سوره نمل ، آيه 59 .] بنابر اين ، محال است انسان به غير خدا توجّه كند . [ كيمياى محبت ، فصل سوم : كيمياى سازندگى ص 158 مبادى محبّت خدا .]


    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #7
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    بالاترين درجات محبّت
    بر اين اساس ، آنان كه معرفتشان نسبت به خداوند متعال ، معرفت شهودى است ، بالاترين درجات عشق و محبّت را نسبت به ذات مقدس او دارند ، و آنان دو طايفه‏اند : يكى «ملائكه» و ديگرى «أولوا العلم» ؛ همان‏گونه كه خداوند سبحان مى‏فرمايد :
    شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُو لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلَـلـءِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ . [[ سوره آل عمران ، آيه 18 .]
    خداوند گواهى مى‏دهد كه جز او هيچ معبودى نيست ؛ و نيز فرشتگان [او] و دانشوران .
    امام على عليه‏السلام درباره شدّت محبّت طايفه اوّل ، يعنى فرشتگان ، نسبت به حضرت حق ـ عزّوجل ـ چنين مى‏فرمايد :

    . . . قَدِ استَفرَغَتهُم أشغالُ عِبادَتِهِ و وَصَلَت حَقائِقُ الإِيمانِ بَينَهُم و بَينَ مَعرِفَتِهِ وقَطَعَهُمُ الإِيقانُ بِهِ إلَى الوَلَهِ إِلَيهِ، و لَم تُجاوِز رَغَباتُهُم ما عِندَهُ إلى ما عِندَ غَيرِهِ،قَد ذاقوا حَلاوَةَ مَعرِفَتِهِ، وشَرِبوا بِالكَأسِ الرَّوِيَّةِ مِن مَحَبَّتِهِ. اشتغال به عبادتش ، آنان را از هر چيز ديگر بازداشته است و حقايق ايمان ، آنان را به معرفت پروردگارشان پيوند داده‏است و يقين به او ، آنان را از ديگران بريده و شيفته او ساخته است و خواسته‏هايشان از آنچه نزد اوست ، به آنچه نزد ديگرى است ، درنمى‏گذرد . آنان ، شيرينى معرفتش را چشيده و از جام لبريز محبّتش نوشيده‏اند . [ ر. ك: نهج البلاغه ، خطبه 91، ص 311 ح 959 .]


    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #8
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    و لذّت طايفه دوم از معرفت خدا را امام صادق عليه‏السلام چنين توصيف مى‏نمايد :

    لَو يَعلَمُ النّاسُ ما في فَضلِ مَعرِفَةِ اللّه‏ِ ـ عَزَّوجَلَّ ـ ما مَدّوا أعيُنَهُم إلى ما مَتَّعَ اللّه‏ُ بِهِ الأَعداءَ مِن زَهرَةِ الحَياةِ الدُّنيا و نَعيمِها ، و كانَت دُنياهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا يَطَؤونَهُ بِأَرجُلِهِم ولَنَعِموا بِمَعرِفَةِ اللّه‏ِ ـ جَلَّ وعَزَّ ـ وتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم يَزَل في رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولِياءِ اللّه‏ِ . اگر مردم از فضيلت شناخت خداى ـ عزّوجل ـ باخبر مى‏شدند ، به نعمت‏ها و خوشى‏هاى زندگى دنيوى كه خداوند دشمنان را از آن برخوردار ساخته است ، چشم نمى‏دوختند و دنيايشان از آنچه با گام‏هايشان بر آن پاى مى‏نهند نيز كمتر مى‏شد و با نعمت خدا متنعّم مى‏شدند و از آن لذّت مى‏بردند ؛ لذّت بردن كسى كه همواره در باغ‏هاى بهشت ، در كنار اولياى خداست . [ كافى ، ج 8 ، ص 247 ح 347 و ر. ك: دوستى در قرآن و حديث ، ص 319 ح 968 .] راه رسيدن به معرفت شهودى
    راه رسيدن به معرفت شهودى ، تخليه و تجليه قلب است . تخليه قلب ، به معناى پاكسازى آينه دل از كدورت‏ها و زنگار كارهاى ناشايسته است . امام سجاد عليه‏السلام در دعايى‏كه ابوحمزه ثمالى از آن حضرت نقل كرده‏است ، خطاب به خداوند متعال مى‏فرمايد:
    وأنَّ الرَّاحِلَ إلَيكَ قَرِيبُ المَسافَةِ وأنَّكَ لاَ تَحتَجِبُ عَن خَلقِكَ إلاّ أن تَحجُبَهُمُ الأَعمالُ دونَكَ . [ ر. ك: مصباح المتهجد: ص 583 ح 691.] آن‏كه به سوى تو كوچ كرده‏است، راهش بس نزديك است و تو از خلقت در حجاب نشده‏اى، جز آن كه كردارشان ، آنان را از تو مى‏پوشاند .
    امام در اين كلام ، تصريح مى‏كند كه جمالِ جميل حضرت حق ـ جلّ و علا ـ حجاب ندارد . حجاب ، از ناحيه كارهاى ناشايسته است ، و اگر حجابِ زنگارهاى اعمال ناشايسته از آينه دل زدوده شود ، انسان به معرفت شهودى مى‏رسد .
    با عنايت به اين مقدمه ، به اين نتايج مى‏رسيم كه :
    اولاً تجليه قلب ، راه دوم براى معرفت شهودى محسوب نمى‏شود ؛ بلكه تخليه و پاكسازى دل از زنگارهاى كارهاى ناشايسته ، براى رسيدن به معرفت شهودى كافى است و تجليه دل ، به وسيله كارهاى شايسته ، بر قوّت اين معرفت ، خواهد افزود .
    ثانيا حجابهاى معرفت خدا ، با موانع محبّت او يكى است ؛ زيرا چنان‏كه دانستيم ، معرفت شهودى خداوند متعال ، با محبّت او همراه است . از اين رو كسانى كه با عنصر تقوا حجاب‏هاى معرفت شهودى را كنار زده‏اند ، با كيمياى محبّت خدا رشته محبّت غير او را گسسته‏اند . امام باقر عليه‏السلام آنها را چنين توصيف مى‏فرمايد :
    ... قَطَعوا مَحَبَّتَهُم بِمَحَبَّةِ رَبِّهِم ... ونَظَروا إلَى اللّه‏ِ ـ عَزَّوجَلَّ ـ و إلى مَحَبَّتِهِ بِقُلوبِهِم . محبّت خويش را [به دنيا] براى محبّت پروردگارشان بريده‏اند .. . و با دل‏هاى خود ، به خداوند عزّوجل و محبتش نگريسته‏اند . [ ر . ك : دوستى در قرآن و حديث ، اسباب خدا دوستى، تقوا: ص 323 ح 977.]
    ثالثا برخى از عناوينى كه در «اسباب خدا دوستى» [ ر. ك : ص 65 .] آمد و يا در «اسباب محبوبيت نزد خدا» [ ر. ك : ص 81 .] مى‏آيد ؛ مانند : تقوا و توبه ، اسباب تجليه قلب و بيشتر آنها اسباب تحليه قلب نيز محسوب مى‏شوند .
    تفكيك ميان «اسباب خدا دوستى» و «اسباب محبوبيت» ، به دليل آن است كه دسته اوّل ، اسباب محبّت بنده نسبت به خداى تعالى را توضيح مى‏دهد و دسته دوم ، اسباب محبّت خداوند متعال نسبت به بنده را بيان مى‏نمايد ؛ ولى به كار بردن اسباب هر يك از اين دو طايفه در مورد هدفِ اسباب طايفه ديگر ، بلامانع است . مثلاً در متن قرآن و حديث ، توبه ، سبب محبّت خدا به بنده شمرده شده است ؛ ليكن با توضيحاتى كه داده شد ، سبب محبّت بنده به خدا نيز هست ؛ يا معرفت خدا، تقوا و دعا كه جزء اسباب محبّت بنده نسبت به خدا ذكر شده‏اند ، در صورتى كه موجب محبّت خدا به بنده نيز هستند و در بعضى از اسباب (مانند «ياد خدا» [ ر. ك: ص 69 .] ) به اين نكته تصريح شده‏است كه موجب محبّت خدا به بنده و بنده به خداوند متعال است .


    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #9
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    خطرناك‏ترين آفات محبّت خدا
    دنيا دوستى ، اصل هر گناه ، ريشه هر حجاب و بذر هر يك از موانع خدا دوستى است . از اين رو در باب اوّل از ابواب موانع محبّت خدا ، آن را (خطرناك‏ترين مانع) [ ر. ك: ص 149 .] محبّت خدا ناميده‏ايم . بر اساس نصوص اين باب ، محبّت خدا به هيچ وجه قابل جمع با محبّت دنيا نيست و تا ذرّه‏اى از غبار اين محبّت بر آينه دل نشسته باشد ، معرفت و محبّت حقيقى خدا براى انسان ، امكان‏پذير نيست .
    در اين‏جا اين سؤال پيش مى‏آيد كه : دنيا چيست؟ و چرا محبّت آن ، با محبّت خدا قابل جمع نيست ؟
    دنيا در فرهنگ نصوص اسلامى عبارت است از هدف قرار دادن امكانات و لذايذ مادّى و دنيوى . اگر برخوردارى از لذايذ مادّى و دنيوى ، مقدمه معنويت و آخرت و رسيدن به قرب الهى باشد ، در فرهنگ اسلام ، دنيا محسوب نمى‏شود . لذا نه تنها مانع براى محبّت خدا نيست؛ بلكه مقدمه آن است . امّا اگر كاميابى‏هاى مادّى هدف قرار گرفت ، خطرناك‏ترين آفات معنويت و محبّت است : «مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِى جَوْفِهِى؛ خداوند در درون يك فرد دو دل قرار نداده‏است» [ سوره احزاب، آيه 4.] . دلى كه ظرف محبّت دنيا و لبريز از تاريكى‏هاى معنوى است ، چگونه مى‏تواند عرش رحمان باشد و نور آسمان‏ها و زمين را در خود جاى دهد ؟ لذا امام‏العارفين مى‏فرمايد :
    كَما أنَّ الشَّمسَ وَاللَّيلَ لا يَجتَمِعانِ كَذلِكَ حُبُّ اللّه‏ِ وحُبُّ الدُّنيا لا يَجتَمِعانِ. [ ر. ك: دوستى در قرآن و حديث ، ص 411 ح 1186.] همان گونه كه خورشيد و شب ، جمع نمى‏شوند ، خدا دوستى و دنيا دوستى نيز بايد يكديگر جمع نمى‏شوند.
    در اين باب، تفاوتى ميان كاميابى‏هاى حلال و حرام نيست. كاميابى‏هاى حلال هم اگر هدف باشد ، تاريكى مى‏آورد و مانع محبّت حقيقىِ نورِ مطلق است . لذا پيامبر اكرم به ابوذر فرمود :
    لِيَكُن لَكَ فِي كُلِّ شَيءٍ نِيَّةٌ صالِحَةٌ حَتَّى الأَكلَ وَالنَّومَ . [ ميزان الحكمة ، ش 20999، مكارم الاخلاق: 2 / 370 / 2661 .] در هر چيز بايد نيتى شايسته داشته‏باشى ؛ حتّى در خورد و خواب .
    البته‏ترديدى‏نيست كه ظلمت كاميابى‏هاى حرام، بيشتر و بازدارندگى‏اش افزون‏تر است.
    اجتناب از مطلق دنيادوستى ، بالاترينِ مراتب تقواست كه اگر انسان بدان دست يابد ، به كيمياى محبّت و بالاترين درجات كمالات معنوى دست يافته‏است . امام باقر عليه‏السلام درباره اين گروه از متّقين و كسانى كه به اين مرتبه رسيده‏اند مى‏فرمايد :
    قَطَعوا مَحَبَّتَهُم بِمَحَبَّةِ رَبِّهِم.. . ونَظَروا إلَى اللّه‏ِ . . . [ ر. ك: دوستى در قرآن و حديث ، ص 323 (تقوا).]
    محبّت خويش را [به دنيا] به خاطر دوستىِ خدا بُريدند و چشم به خدا دوختند ... درمان دنيادوستى
    دنيادوستى ، ريشه در بيمارى‏هاى دل دارد . قلب سليم ، از محبّت دنيا خالى است . امام صادق عليه‏السلام در تبيين آيه شريف «إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ؛ جز آن‏كه با دلى سليم در پيشگاه الهى حاضر شود» [ سوره شعرا، آيه 89.] مى‏فرمايد :
    هُوَ القَلبُ الَّذِي سَلِمَ مِن حُبِّ الدُّنيا . [ تفسير مجمع البيان : 7 / 305.] آن دلى است كه از محبّت دنيا فارغ است .
    در اين‏جا اين سؤال پيش مى‏آيد : ريشه بيمارى‏هاى دل كه سبب محبّت دنيا نيز هست ، چيست ؟
    پاسخ اين‏است‏كه ريشه بيمارى‏هاى‏قلب و سبب همه رذايل اخلاقى ، خودخواهى است. بنابراين ، براى درمان اساسى دنيادوستى ، راهى جز مبارزه با خودخواهى وجود ندارد .
    امام خمينى رحمه‏الله در اين باره ، خطاب به فرزندش چنين مى‏فرمايد :
    فرزندم! از خودخواهى و خودبينى به در آى كه اين ، ارث شيطان است كه به واسطه خودبينى و خودخواهى از امر خداى تعالى به خضوع براى ولى و صفىّ او ـ جلّ و علا ـ سر باز زد ؛ و بدان كه تمام گرفتارى‏هاى بنى‏آدم ، از اين ارث شيطانى است كه اصل اصول فتنه است و شايد آيه شريفه «وَقَـتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُو لِلَّهِ» [ سوره انفال، آيه 39.] در بعضى مراحل آن ، اشاره به جهاد اكبر و مقاتله با ريشه فتنه كه شيطان بزرگ و جنود آن كه در تمام اعماق قلوب انسان‏ها شاخه و ريشه دارد، باشد؛ و هركس ، براى رفع فتنه از درون و برون خويش ، بايد مجاهده نمايد و اين جهاد است كه اگر به پيروزى رسيد ، همه چيز و همه كس اصلاح مى‏شود . [ صحيفه نور: 22 / 371 و 372.]


    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  11. #10
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : کیمیای عشق






    رمز خودسازى
    در اين‏جا ، فرصت نقد و بررسى روش علماى اخلاق در مبارزه با خودخواهى و معالجه رذايل اخلاقى و سالم‏سازى دل از طريق ممارست بر ضدّ آنها نيست . لذا تنها به بحث و بررسى درباره رهنمود مهم امام على عليه‏السلام بسنده مى‏كنيم . ايشان درباره اساسى‏ترين كارى كه به سالم‏سازى قلب مى‏انجامد ، چنين مى‏فرمايد :
    أَصلُ صَلاحِ القَلبِ اشتِغالُهُ بِذِكرِ اللّه‏ِ . [ غرر الحكم: 3083.] اصل صلاح دل ، مشغول داشتن آن به ياد خداست .
    اين سخن ، از سخنان درخشان و برجسته امام على عليه‏السلام است ؛ بلكه از معجزات علمى آن بزرگوار محسوب مى‏شود . در اين كلام ، امام ، دقيق‏ترين درس‏هاى سالم‏سازى دل و سير و سلوك الى اللّه‏ را به كسانى كه طالب اين راه هستند ، داده است .
    بر اساس اين رهنمود ، ياد خدا رمز خودسازى است . ياد خدا ، در واقع انسان را از خودِ حيوانى تهى مى‏كند و بدين‏وسيله ، انسان مى‏تواند خويشتن را از رذايل اخلاقى پاك نمايد و خودِ انسانىِ خويش را بيابد و با اين دريافت ، به معرفت و محبّت خدا برسد كه «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ ؛ [ غرر الحكم : 5162 ، مناقب خوارزمى : ص 375 ح 395 نقل از مائة كلمه جاحظ عن امام على عليه‏السلام ، شرح نهج البلاغه : ج 20 ص 292 ح 239 ، صراط المستقيم : ج 1 ص 156 ، عوالى اللآلى : ج 4 ص 102 ح 149 .] هركس خود را شناخت ، پروردگارش را شناخته است» .


    کیمیای عشق
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 1 از 18 1234511 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •