╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 128
  1. #31
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    غدير و پرسشها
    بدون شك واقعه غدير نقش سرنوشت‏سازى در تعيين مسير آينده اسلام داشته است. واقعه‏اى كه طى آن پيامبر اسلام، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، مهمترين مأموريت خود را به انجام رساندند. مأموريتى كه انجام آن مساوى بود با تبليغ تمام رسالت و كوتاهى در مورد آن به منزله از بين رفتن زحمات چندين ساله پيامبر اكرم و بى نتيجه ماندن فداكاريهاى مسلمانان صدر اسلام محسوب مى‏شد.
    مأموريتى كه در آن پيامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، بطور رسمى جانشين خود را انتخاب كردند و باعث يأس و نااميدى مخالفان اسلام شدند.
    واقعه غدير از جهات مختلفى قابل تأمل و بررسى است و يكى از نكاتى كه لازم است در مقطع كنونى مورد بررسى دقيق قرار گيرد پاسخگوئى به پرسشها و شبهاتى است كه در اين خصوص مطرح شده است.

    پرسشها و اشكالاتى كه در مورد حديث غدير مطرح شده است دو گونه است: يكى اشكالات و پرسشهايى كه در مورد اصل صدور حديث از پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، مطرح شده است و ديگر اشكالات و پرسشهايى كه در مورد دلالت حديث (بر نصب على، عليه‏السلام، به ولايت) مطرح شده است.
    در اينجا به بررسى برخى از اين پرسشها و انتقادات مى‏پردازيم:

    پرسش اول:
    اگر حديث غدير واقعيت داشت پس چرا از ميان آن جمعيت انبوهى كه در مراسم حجةالوداع شركت كرده بودند تنها 110 نفر از صحابه پيامبر آنرا نقل كرده‏اند؟1

    جواب:
    اولاً، گروه زيادى از مسلمانان كه اهل مدينه نبودند، در جحفه از پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، جدا شدند و بنابراين نقلى از آنهادر تاريخ ثبت نشده است.
    ثانياً، بسيارى ازكسانى كه در سفر حجةالوداع شركت داشتند اهل نقل روايت و كتابت نبوده‏اند و راويانى كه اين حديث را نقل كرده‏اند بطور كلى كسانى هستند كه احاديث ديگر پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در اصول و فروع را نقل كرده‏اند. خلاصه تمام كسانى كه اهل حل و عقد شمرده مى‏شوند، و از اكابر اصحاب پيامبر مى‏باشند اين حديث را نقل كرده‏اند و كمتر واقعه‏اى به اندازه واقعه غدير خم راوى دارد.
    ثالثاً، با توجه به مخالفت شديد با امامت على، عليه‏السلام، و عداوت و بغض نسبت به ايشان، بخصوص در اوائل حكومت بنى‏اميه، انگيزه‏هاى زيادى براى كتمان اين حديث وجود داشته است؛ بطورى كه ضبط همين مقدار (تعداد 110 نفر) نيز از امور خارق‏العاده محسوب مى‏شود.
    خلاصه انتشار اين حديث با سياستهاى خلفاى جور در تضاد بوده لذا به هر وسيله از نقل آن جلوگيرى به عمل مى‏آورده‏اند.
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  2. تشكرها 13

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (12-09-1388), قطره (12-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), ترنم باران (12-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  3. #32
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬





    پرسش دوم:

    چرا با وجود آنهمه تاكيد پيامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در روز غدير نسبت به ولايت على، عليه‏السلام، و برگزارى مراسم بيعت با آن حضرت و تبريك مردم و اكابر اصحاب پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، به اميرالمومنين هنوز بيش از هفتاد روز از آن واقعه نگذشته بود كه مردم همه چيز را فراموش كرده و حديث پيامبر پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، هيچ نگرانى نسبت به زمان حيات خود ندارند و تمام نگرانى او از آينده اسلام است؛ زيرا كسى كه مى‏گويد: »من بزودى از ميان شما خواهم رفت« پيداست كه در صدد تعيين جانشين براى خويش است و براى آينده برنامه‏ريزى مى‏كند.

    جواب:
    غالبا در هر جامعه‏اى عده انگشت‏شمارى هستند كه سرنوشت جامعه را رقم مى‏زنند و معمولا توده مردم تابع آنها هستند و كمتر از خود رأى مستقلى دارند.
    پس از رحلت پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله،ك انى كه به عنوان اكابر صحابه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، شناخته مى‏شدند؛ با توجه به اوضاع بحرانى آن زمان، مصلحت جامعه اسلامى را چنين تشخيص دادند كه از وصيت پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در مورد على، عليه‏السلام، صرف‏نظر كنند و »رأى« را بر »نصّ« مقدم دارند. لذا باعجله با ابوبكر بيعت كرده و توده مردم هم از آن تبعيت كردند. عده‏اى هم كه با اينكار مخالف بودند در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند و بخاطر حفظ حكومت نوپاى اسلامى و وحدت ميان مسلمان سكوت كردند.
    سردمداران حكومت نيز بتدريج به مردم تلقين كردند كه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، على، عليه‏السلام، را صرفا معرفى كرده و او را شايسته خلافت دانسته نه اينكه آن حضرت را به خلافت نصب كرده باشد.
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  4. تشكرها 12

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (12-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), ترنم باران (12-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  5. #33
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    پرسش سوم:

    اگر اين حديث از پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، صادر شده پس چرا »بخارى« و »مسلم« آنرا در صحيحين كه مهمترين كتب حديثى اهل سنت محسوب مى‏شوند نقل نكرده‏اند؟2

    جواب:
    اولاً، صحيح مسلم بطور خلاصه به اين واقعه اشاره كرده است، البته همين مقدار هم نكات مبهم زيادى را نسبت به واقعه غدير آشكار مى‏كند. بدين جهت ما حديث مسلم را نقل مى‏كنيم.
    يزيدبن حيان مى‏گويد: من و حفصين بن سَيره و عمربن مسلم نزد زيدبن ارقم رفتيم. هنگامى كه نزد او نشسته بوديم حصين گفت: اى زيد تو به سعادت بزرگى نائل شده‏اى پيامبر را ملاقات كرده‏اى؛ احاديث آن حضرت را شنيده‏اى؛ در ركاب او در جنگها شركت كرده‏اى؛ پشت سر او نماز خوانده‏اى؛ در مورد آنچه كه از پيامبر شنيده‏اى براى ما سخن بگو!
    زيد گفت: به خدا قسم سن من زياد شده و پير شده‏ام و بعضى از احاديثى راكه‏ازپيامبر،صلّى‏اللَّ ه‏عليه‏و[آله]سلّم، حفظ كرده بودم فراموش كرده‏ام پس آنچه را كه براى شما نقل مى‏كنم بپذيريد و آنچه را نقل نمى‏كنم مرا درتكلف وسختى نيندازيد.
    سپس گفت: پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏و[آله]سلّم، روزى در كنار (بركه) آبى كه به آن »خفم« مى‏گفتند و ميان مكه و مدينه قرار داشت، براى ما خطبه‏اى خواند و پس از حمد و ثناى الهى و موعظه مردم فرمودند: چيزى نمانده كه از طرف پروردگار خوانده شوم و دعوت حق را لبيك گويم. من دو گوهر گرانبها را در ميان شما مى‏گذارم اولين آنها كتاب خداست كه در آن نور و هدايت است؛ پس به كتاب خدا تمسك كنيد... سپس گفت: و ديگرى اهل‏بيتم. در مورد اهل بيتم خدا را فراموش نكنيد در مورد اهل‏بيتم خدا را فراموش نكنيد؛ در مورد اهل‏بيتم خدا را فراموش نكنيد...3
    از اين حديث بخوبى روشن مى‏شود كه اوضاع سياسى آن زمان »زيدبن ارقم« را ناچار به كتمان حديث غدير نموده است؛ زيرا مى‏گويد: آنچه قبل از اين از پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، روايت كرده‏ام بپذيريد و بيش از اين مرا به تكلف و سختى نيندازيد.
    زيدبن ارقم تازمان حكومت مروان بن حكم زنده بوده و در سال 68 ق. وفات مى‏كند4 و مسلّم است در سايه حكومتى كه او را وادار به دشنام على، عليه‏السلام، مى‏كند، نقل حديث غدير براى او مشكلاتى ايجاد خواهد كرد. از اين رو از مردم پوزش مى‏طلبد و به بهانه سالخوردگى و فراموشى از حاضران مى‏خواهد كه بيش از اين او را در تنگنا قرار ندهند.
    در عين حال زيد، تلويحاً به اين واقعه بزرگ اشاره مى‏كند و با ذكر تأكيد پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در مورد اهل‏بيت خود با جمله »در مورد اهل‏بيتم خدا را فراموش نكنيد« به پايمال شدن حق اهل‏بيت و از ياد بردن سفارش پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، نيز اشاره دارد.
    ثانياً، بسيارى از احاديث معتبرى كه علماى اهل سنت آنها را معتبر دانسته‏اند در اين دو كتاب ذكر نشده است.
    ثالثاً، كتب حديثى اهل سنت منحصر در صحيح بخارى نيست و كتب معتبر ديگر مانند »سنن ابن ماجه5« و »مسند احمد« 6حديث غدير را بتفصيل ذكر كرده‏اند و اشاره شد كه صحيح مسلم هم اجمالاً آن را ذكر كرده است.


    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  6. تشكرها 12

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (12-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), ترنم باران (12-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  7. #34
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬





    پرسش چهارم:

    اگر پيامبر اكرم،صلّى‏اللَّه‏عليه‏و له، على، عليه‏السلام، را در روز غدير به ولايت منصوب كرده باشند لازمه‏اش اين است كه در زمان حيات پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، دو ولى بر مسلمين حاكم باشند و اين باطل است؛ زيرا مسلّم است كه پيامبر هنوز در آن زمان ولى مسلمين بودند؛ پس على، عليه‏السلام، نمى‏توانست ولى باشد.7

    جواب:
    اين معنى مسلّم است كه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، هيچ نگرانى نسبت به زمان حيات خود ندارند و تمام نگرانى او از آينده اسلام است؛ زيرا كسى كه مى‏گويد: »من بزودى از ميان شما خواهم رفت« پيداست كه در صدد تعيين جانشين براى خويش است و براى آينده برنامه‏ريزى مى‏كند.
    علاوه بر اينكه اين عبارت پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، »الله‏اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت پروردگار از رسالت من و ولايت على بن ابى‏طالب بعد از من« تصريح در اين دارد كه نصب اميرالمؤمنين براى آينده اسلام است.

    پرسش پنجم:

    بعضى از كسانى كه صدور حديث از پيامبر را پذيرفته‏اند اشكال كرده‏اند كه اين حديث دلالت بر ولايت و خلافت على، عليه‏السلام، ندارد؛ زيرا كلمه مولى معانى مختلفى دارد8 كه از جمله مى‏توان به موارد زير اشاره كرد:
    1- اولى؛ مانند: »مأواكم النّار هى مولاكم«؛9
    2- ناصر و ياور؛ مانند: »ذلك بأنّ اللّه مولى الّذين امنوا و أنّ الكافرين لا مولى لهم«؛10
    3- وارث؛ مانند: »إنّى خفت الموالى من ورائى«؛11
    4- دوست و صديق؛ مانند: »يوم لا يغنى مولاً عن مولاً شيئاً«.12
    و به احتمال زياد كلمه »مولى« در حديث غدير به معناى دوست و ياور است. شاهد براى اين معنى، اين است كه عده‏اى از كسانى كه همراه على، عليه‏السلام، در يمن بودند به دليل اينكه از او سختگيرى ديده بودند از دست او ناراحت شده و درباره او حرف مى‏زدند و از او عيب مى‏گرفتند؛ بدين جهت پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در روز غدير خطبه‏اى خواند و فضائل على، عليه‏السلام، را بر شمرد؛ تا جلالت قدرش را بر مردم روشن سازد و سخنان بيهوده كسانى را كه نسبت به او بدگوئى كرده بودند، رد نمايد. بنابراين گفته، پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله »هر كس من دوست
    و ياور او هستم على دوست و ياور اوست« هيچگونه دلالتى بر نصب على، عليه‏السلام، بر خلافت و ولايت ندارد.13

    جواب:
    اين مهمترين اشكالى است كه بر دلالت حديث غدير شمرده است و اهل سنت نيز تاكيد زيادى روى آن دارند و غالبا حديث را بر همين معنى حمل مى‏كنند. لكن حديث را نمى‏توان بر اين معنى حمل كرد. در اينجا ابتدا شاهدى را كه براى اين معنى ذكر كرده‏اند بررسى مى‏كنيم سپس به معناى كلمه »مولى« مى‏پردازيم.
    اما شاهدى كه ذكر كرده‏اند هيچ دلالتى بر اينكه »مولى« به معناى دوست و ياور باشد ندارد؛ زيرا پيامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، دو بار على، عليه‏السلام، را به يمن فرستادند؛ ابتدا در سال هشتم كه در همين بار بود كه عده‏اى پس از بازگشت شكايت او را پيش پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، بردند و پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، از آنها سخت ناراحت شد؛ آنچنانكه خشم چهره مبارك حضرت را فرا گرفت. يكى ازكسانى كه در مورد على، عليه‏السلام، شكايت كرد »بفريده« نام داشت كه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، به او فرمودند:
    اى بريده! كارى نكن كه بخواهى مرا بر على [عليه‏السلام] خشمناك سازى!14
    و ديگر پس از اين واقعه كسى چنين حرفهايى در مورد على، عليه‏السلام، نزد.
    بار ديگر كه پيامبر على، عليه‏السلام، را به يمن فرستاد سال دهم بود كه على، عليه‏السلام، در بازگشت از يمن در مراسم حجةالوداع به پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، پيوست و اين بار هيچكس درباره على، عليه‏السلام، چيزى نگفت و به پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، شكايتى نكرد.15
    علاوه بر اينكه شكايت چند نفر از على، عليه‏السلام، موجب اين نمى‏شود كه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در آن بيابان گرم در وسط روز با آن كيفيت كاروان را متوقف كند و در مورد وفات قريب‏الوقوع خود خبر دهد و اولويت خود را بر مؤمنان به آنان يادآورى كند و آنهمه مدح و ثناى على، عليه‏السلام، را بگويد و فضائل آن حضرت را بر شمرد و او را دعا كند و بعد هم به مردم بگويد به على، عليه‏السلام، تبريك بگوييد و با او بيعت كنيد.
    اما كلمه مولى همچنانكه اشاره شد، معانى متعددى دارد لكن هيچيك از آنها غير از معناى »اولى به تصرف« در اينجا نمى‏تواند صحيح باشد.
    مرحوم علامه امينى در كتاب شريف »الغدير« مى‏فرمايند هنگامى كه كلمه »مولى« بدون قرينه اطلاق مى‏شود معناى »اولى بالشى‏ء« از آن متبادر مى‏شود و به فرض كه كسى اين تبادر را نپذيرد، قرائن محكمى در خود حديث وجود دارد كه دلالت مى‏كند بر اينكه مقصود ازكلمه مولى غير از اولويت چيز ديگرى نمى‏تواند باشد.16
    سپس ايشان حدود بيست قرينه بر اين معنى اقامه مى‏كنند كه در اينجا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:
    قرينه اول، بعد از آنكه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، نسبت به ولايت خود بر مردم از آنها اعتراف گرفتند بلافاصله فرمودند:
    من كنت مولاه فعلىٌّ مولاه.
    يعنى همچنانكه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، بر مؤمنين اولويت دارد على، عليه‏السلام، هم چنين است و اين همان معناى ولايت و خلافت است.
    به عبارت ديگر، از اينكه پيامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، ابتدا با اشاره به آيه شريفه، اولويت خود را به مردم يادآورى مى‏كنند؛سپس مى‏فرمايند: »من كنت مولاه فعلىٌّ مولاه« فهميده مى‏شود كه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در صدد هستند كه آن ولايتى را كه خداوند به ايشان تفويض كرده همان را براى على، عليه‏السلام، اثبات كنند در غير اينصورت اشاره به اولويت خود بر مؤمنين هيج وجهى ندارد بلكه لغو است.
    قرينه دوم، پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، ابتدا با اشاره به وفات قريب الوقوع خود مى‏فرمايند: »بزودى از طرف پروردگار خوانده مى‏شوم و دعوت حق را لبيك مى‏گويم« بعد مى‏فرمايند: »من كنت مولاه فعلىٌّ مولاه« كه بخوبى دلالت دارد بر اينكه پيامبر، كلمه مولى معانى متعددى دارد لكن هيچيك از آنها غير از معناى »اولى به تصرف« در اينجا نمى‏تواند صحيح باشد.
    صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در صدد تعيين جانشين براى خود مى‏باشد.
    بنابراين غير از معناى »اولى به تصرف« معناى ديگرى در اينجا متناسب نيست.
    قرينه سوم، اينكه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در آخر خطبه فرمودند: »الله‏اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت پروردگار به رسالت من و ولايت على بن ابى‏طالب بعد از من« بخوبى دلالت دارد براينكه مقصود از مولى معناى اولويت بر مردم و خلافت مى‏باشد؛ زيرا رضايت خدا به ولايت على، عليه‏السلام، را در سياق رضايت او به رسالت خود قرار داده و ولايتى كه در كنار رسالت قرار مى‏گيرد به معناى خلافت برمردم است.
    در اين عبارت قرينه ديگرى نيز دلالت دارد كه پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، على، عليه‏السلام، را بر خلافت نصب كرده‏اند و آن كلمه »من بعدى« مى‏باشد؛ زيرا اين كلمه احتمال اينكه ولايت به معنى دوستى يا نصرت باشد، منتفى ساخته و معناى »اولى به تصرف« را متعيّن مى‏سازد.
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  8. تشكرها 12

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (12-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), ترنم باران (12-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  9. #35
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,235 در 2,891 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    پرسش ششم:
    بعضى از كسانى كه دلالت حديث بر ولايت على، عليه‏السلام، را پذيرفته‏اند چنين گفته‏اند: قبول داريم كه مقصود از مولى اولويت به امامت است ليكن چون حديث نسبت به زمان امامت تعرضى ندارد؛ پس مقصود اين است كه على، عليه‏السلام، را به عنوان خليفه آينده معرفى مى‏كنم و آن هنگامى است كه مردم با او بيعت كنند و اين معنى هيچ منافاتى با خلافت سه نفر ديگر ندارد و بدين ترتيب احترام صحابه گرانقدر پيامبر نيز حفظ مى‏شود.17

    جواب:
    اولاً، اگر پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، مى‏خواستند على، عليه‏السلام، را به عنوان خليفه چهارم معرفى كنند پس چرا اسمى از خليفه اول و دوم و سوم نبردند در حالى كه تعيين خليفه اول در آن زمان كه چيزى به وفات پيامبر نمانده بود لازمتر از خليفه چهارم بود.18
    ثانياً، از اينكه كسى ابتدا از مرگ قريب الوقوع خود خبر دهد، سپس ولايت خود را نسبت به مردم به آنها يادآورى كند و بعد شخصى را به عنوان جانشين خود انتخاب كند، استفاده مى‏شود كه آن شخص جانشين بلافصل او مى‏باشد.
    ثالثاً، لازمه ابن معنا اين است كه على بر خلفاى ثلاثه ولايت نداشته باشد در حالى كه عمربن خطاب در روز غدير تصريح كرد كه:
    به به يا على! گوارا باد تو را كه مولاى هر مرد و زن مومن گرديدى.19
    كه بخوبى دلالت دارد كه اميرالمؤمنين على، عليه‏السلام، مولاى همه مسلمانان در تمام اعصار و زمانها مى‏باشد و ولايت او منحصر به مدت كوتاه خلافت آن حضرت نمى‏شود.




    پى‏نوشتها:
    1. ناظم‏زاده قمى، سيداصغر، مظهر ولايت، ص590.
    2. همان، ص618.
    3. صحيح مسلم، ج4، ص122.
    4. همان، تعليق، ص123.
    5. سنن ابن‏ماجه، ج1، ص55 و 58.
    6. مسند احمد حنبل، ج1، ص84، 88، 118.
    7. ر.ك: شرف‏الدين الموسوى، سيد عبدالحسين، المراجعات، ص285.
    8. مرحوم علاّمه امينى در كتاب شريف »الغدير« حدود 27 معنا براى كلمه »مولى« ذكر كرده است. ر.ك: الغدير، ج1، ص362.
    9. سوره حديد (57)، آيه 15.
    10. سوره محمد (47)، آيه 11.
    11. سوره مريم (19)، آيه 5.
    12. سوره دخان (44)، آيه 41.
    13. ر.ك: الامينى، عبدالحسين بن احمد، الغدير، ج1، ص362.
    14. ر.ك: شرف‏الدين الموسوى، سيد عبدالحسين، همان، ص278.
    15. ر.ك: همان، ص222.
    16. ر.ك: همان، ص282.
    17. ر.ك: الامينى، عبدالحسين بن احمد، همان، الغدير، ج1، ص370.
    18. ر.ك: شرف‏الدين الموسوى، سيد عبدالحسين، همان، ص285.
    19. ر.ك: ناظم‏زاده قمى، سيداصغر، همان، ص618.

    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  10. تشكرها 13

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (12-09-1388), قطره (12-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), ترنم باران (12-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  11. #36
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,690      تشکر : 51,014
    162,198 در 45,330 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬





    شیعه جوشیده ‏ست از غدیر

    جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر
    ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

    رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد
    موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

    هدیه جبریل بود« الیوم اكملت لكم»
    وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

    با وجود فیض« اتممت علیكم نعمتى»
    از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

    بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت‏
    آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

    بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست‏
    گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

    « بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست‏
    شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

    گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت‏
    مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

    باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏
    عمر كوتاهى ‏ست در لبخند گل ها در غدیر

    دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند
    این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

    دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ‏
    كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر

    "محمد جواد غفورزاده" (شفق)


    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  12. تشكرها 10

    parsa (12-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), ترنم باران (12-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  13. #37
    عضو كوشا
    ترنم باران آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 152      تشکر : 2,132
    902 در 158 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ترنم باران آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬






    جلوه‌گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر
    ریخت از خم ولایت، مى‏ به مینا در غدیر
    مى‏تراوید از دل صحراى سوزان بوى عشق
    موج مى‏زد عطر انفاس مسیحا در غدیر
    چتر زرین آفتاب آورد و ماه از آسمان‏
    نقره مى‏پاشید بر دامان صحرا در غدیر
    رودها با یكدیگر پیوست، كم كم سیل شد
    «موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر»
    هدیه جبریل بود «الیوم اكملت لكم»
    وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر
    با وجود فیض «اتممت علیكم نعمتى»
    از نزول وحى غوغا بود، غوغا در غدیر
    بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت:
    آفتاب و ماه زیبا بود، زیبا در غدیر
    آى ابراهیمیان! در موسم حج وداع‏
    این خلیل بت شكن، این مرد تنها در غدیر
    سرنوشت امت اسلام را ترسیم كرد
    غنچه لب‌هاى پیغمبر كه شد وا در غدیر
    بر لبش گلواژه «من كنت مولا» تا نشست
    گلبن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر
    منزلت بنگر! كه چون هارون امام راستان
    لوح ده فرمان گرفت از دست موسى، در غدیر
    بوى پیراهن شنید آن روز یعقوب صبور
    یوسف گم گشته‏اش را كرد پیدا در غدیر
    زمزم توحید جوشید از دل آن آبگیر
    نخل ایمان سبز شد از صبح فردا در غدیر
    «بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست
    شیعه جوشیده‏ست از آن تاریخ، آن جا در غدیر
    بعد از این اشراق صبح صادق از این منظر است
    پیش از این گر شام یلدا بود، یلدا در غدیر
    فطرت حق جوى ما را دید و عهدى تازه بست
    رشته پیوند عترت با دل ما در غدیر
    دست در دست دعا دارند گلهاى امید
    تا بگیرد این نهال آرزو پا در غدیر
    گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت
    مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر!
    باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست
    عمر كوتاهی‌‏ست در لبخند گلها در غدیر
    دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند
    این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟
    از على مظلومتر تاریخ آزادى ندید
    چون شكست آیینه «من كنت مولا» در غدیر
    دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود، اى دریغ!
    كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر!
    شد امیر سال‌ها، سال امیرالمؤمنین
    سرنوشتى نو رقم خورده‌ست گویا در غدیر
    در جوار روشه پاك «رضا» دارم امید
    بشكفد همچون «شفق» گلخنده ما در غدیر



    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬


  14. تشكرها 11

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  15. #38
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه
    علی ابن ابی طالب والائمه
    المعصومین
    علیهم السلام

    اللهم اخذل جمیع اعداء علی



    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  16. تشكرها 12

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), خراباتي (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  17. #39
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    بسم الله الرحمن الرحیم

    آری خواستیم از مولای مظلوممان حرفی نوشته باشیم؛مولائی که در روز هیجدهم ذی الحجة عید غدیر خم ابلاغ واعلام ولایت اوشد بفرمان خداوند تبارک وتعالی توسط گُل سرسبد وجود .

    جبرئیل شرفیاب محضر مبارک مخاطب خطاب لولاک لما خلقت الأفلاک شد،عرض نمود حق می فرماید :یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین.(آیه شریفه67سوره مبارکه مائده).

    ای رسول ابلاغ فرما آنچه را نازل نموده شد بسوی تو از جانب پرودگارت واگر انجام ندهی ابلاغ رسالت ننموده ای، خداوند ترا از مردم حفظ می نماید، بدرستیکه خداوند تعالی گروه کافران را هدایت نمی فرماید.

    قصه ابلاغ ولایت مولا علیه السلام در غدیر خم بعد از حجة الوداع روشنتر از خورشید است لذا دشمنان مولا علیه السلام چون نمی توانند منکر شوند به تحریف معنای مولا و ولی پرداختند .

    مطلب از لحاظ سندی در بین شیعه وغیر شیعه آنقدرواضح است که دهها جلد کتاب در باب طروق سند حدیث غدیر نوشته شد .رجوع شود بتفاسیر شیعه وغیر شیعه ذیل آیه شریفه ؛والغدیر، عبقات ،احقاق؛ و........

    قصه، قصه ابلاغ واعلان است . نه اینکه از غدیر ببعد مولا ولی شد.

    علی علیه السلام ولی الله است قبل از اینکه عوالم امکانیه وجود پا به عرصه وجود بگذارند.

    لذا خاتم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:لو یعلم الناس متی سمّی علي امیرالمؤمنین

    ما انکروا فضله سمّی امیرالمؤمنین وآدم بین الروح والجسد.(تأویل الآیا ت ص186،احقاق الحق ج3ص307؛ینابیع المودة ص197چ بمبئی؛وذیل آیه شریقه 172سوره مبارکه اعراف تفاسیر روائی بحارج39ص290ببعدو...).

    پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود :اگر مردم می دانستنداز چه زمانی علي علیه السلام امیر المؤمنین نامیده شد انکارفضل اورا نمی نمودند،نامیده شد امیر المؤمنین درحالی که آدم (علی نبینا وآله وعلیه السلام )بین روح وجسد بود .ودربعضی روایات بین آب وگل.

    در روایات کثیره از شیعه وغیرشیعه نقل شده که بعث انبیاء بر ولایت امیر المؤمنین علیه

    السلام بوده است (رجوع شود به ذیل آیه شریفه وسئل من ارسلنامن قبلک من رسلنا.......45سوره مبارکه زخرف به تفاسیر روائی

    شیعه مثل برهان، نورالثقلین، تأویل الآیات، لوامع النورانیه؛و کافی ج1ص437بحارو... وغیرشیعه مثل شواهد التنزیل وسایر کتب مثل مناقب خوارزمی، ینابیع المودة قندوزی

    ذیل الئالی سیوطی، غرائب قران یاتفسیرنظام نیشابوری، حلیةالأولیاء أبونعیم ، درالمنثور سیوطی و.........)

    وبالاتر از همه اینها آیه شریفه43سوره مبارکه زخرف که خطاب فرمود به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم؛ فاستمسک بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم .

    حبیب ما چنگ بزن بآ نچه بتو وحی شد(درموردعلي علیه السلام)بدرستکه تو (درولایت علي)بر صراط مستقیم هستی .(وعلي علیه السلام صراط مستقیم است)

    با اینکه شخص خاتم صلی الله علیه وآله وسلم صاحب ولایت است به او گفته شد تمسک کن بولایت علي علیه السلام که علي راه مستقیم است .کافی ج1ص416امالی طوسی مجلس13ح11مناقب شهر آشوب، تفسیر برهان، نور الثقلین ،تأویل الآیات،لوامع ،بحار و........وازغیر شیعه شواهد التنزیل حاکم حسکانی ذیل آیه شریفه،ینابیع المودة ،مناقب ابن مغازلی و.......

    لذا در روایات کثیره از شیعه وغیر شیعه امده که منکر ولایت علي علیه السلام کافر است ودرقعر جهنم جای دارد تنها بنقل راویتی از غیر شیعه اکتفاء می کنیم.

    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لعلي علیه السلام :

    یا علي: لو انّ عبداً عبد الله عزوجل مثل ما قام نوح فی قومه وکان له مثل احد ذهباً فأنفقه فی سبیل الله ومدّ فی عمره حتی حجّ الف عام علی قدمیه ثم قتل مظلوماً بین الصفاءوالمروه ثم لایوالک یا علي لم یشم رائحة الجنةولم یدخلها.

    یای علي: اگر بنده ای باندازه عمر نوح بندگی خدا کند وباندازه کوه احد طلا از مال خودش انفاق فی سبیل الله کند وآنقدر عمرش طولانی شود که هزار حج پیاده رود وبین صفاومروه مظلومانه کشته شود ؛امّا معتقد بولایت وامامت تو نباشد بوی بهشت به مشام او نمی رسد وداخل بهشت نمی شود (در بعض روایات دیگراست که از صورت پرتاب در جهنم می شود).مناقب خوارزمی ص67،ینلبیع المودةص209و.........واز شیعه عقاب الاعمال صدوق (ره)بحار39/256و280وج27/166که71روایت نقل شده ،وسائل الشیعه ج1باب29امالی صدوق مجلس51آخرین حدیث وم73ح12،امالی مفید م1ح2،و.....
    یا علی
    مددی 1001اللهم العن الجبت والطا غوت وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط بهعلمک
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  18. تشكرها 11

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), خراباتي (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  19. #40
    عضو صمیمی

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 52      تشکر : 8
    144 در 46 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عطر یاس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬






    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  20. تشكرها 12

    parsa (12-09-1388), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), نسيم وحي (13-09-1388), خراباتي (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •