╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 128
  1. #41
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬






    دیدگاه علما واندیشمندان اهل سنت درباره واقعه غدیر



    پرسش: دیدگاه علماء و دانشمندان اهل سنت، درباره غدیرخم چیست؟


    پاسخ: در کتاب هاى بسیارى از دانشمندان اهل تسنن (و همه کتب معروف شیعه) اعم از تفسیر و حدیث و تاریخ بیان شده است که آیه شریفه:

    «یَـأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یَهْدِى الْقَوْمَ الْکَـفِرِینَ
    (مائده،67)
    اى پیامبر! آن چه را از سوى پروردگارت نازل شده است، به طور کامل ]به مردم برسان [و اگر نکنى رسالت او را انجام نداده اى و خداوند تو را از خطرهاى ]احتمالى[ مردم نگاه مى دارد و خداوند جمعیت کافران لجوج را هدایت نمى کند»

    در شأن امیرالمؤمنین على(علیه السلام) نازل شده است.


    این روایات را گروه بسیارى از صحابه، از جمله: «ابوسعید خُدرى»، «زیدبن ارقم»، «جابربن عبدالله انصارى»، «ابن عباس»، «براءبن عازب»، «حذیفه»، «ابوهریره»، «ابن مسعود» و «عامر بن لیلى» نقل کرده اند.

    بنابراین روایاتى که در این زمینه در کتب معروف اهل سنت و شیعه نقل شده بیش از آن است که کسى بتواند آن ها را انکار کند.



    علاوه بر روایات فوق، روایات فراوان دیگرى در دست است که با صراحت مى گوید:

    این آیه در ماجراى غدیر خم و خطبه پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و معرفى امیرالمؤمنین على (علیه السلام) به عنوان وصى و ولىّ نقل شده است و عدد آن ها به مراتب بیش از روایات گذشته است.

    تا آن جا که محقق بزرگ، علامه امینى در کتاب الغدیر، حدیث غدیر را از 110 نفر از صحابه و یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله) با اسناد و مدارک معتبر نقل مى کند و همچنین از 84 نفر از تابعین و 360 دانشمند و مؤلف معروف اسلامى نام مى برد.

    .

    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
    ویرایش توسط parsa : 12-09-1388 در ساعت 23:55

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  2. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  3. #42
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬







    فشرده جریان «غدیر»، که از روایات فوق استفاده شده، از این قرار است:


    در آخرین سال حیات مبارک پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) و بر خلاف سنوات قبل، پیامبراکرم (صلى الله علیه وآله) با ارسال نامه هایى به اطراف، از مسلمانان درخواست نمودند که امسال براى انجام مراسم حج، مسلمانان در کنار پیامبر (صلى الله علیه وآله) حاضر شوند مراسم حجة الوداع، با شکوه هر چه تمام تر در حضور پیامبر (صلى الله علیه وآله) به پایان رسید.

    یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله) که عدد آن ها فوق العاده زیاد بود، از خوشحالى درک این فیض و سعادت بزرگ در پوست نمى گنجیدند.

    ظهر نزدیک شده بود، کم کم سرزمین «جحفه» و سپس بیابان هاى خشک و سوزان «غدیرخم» از دور نمایان مى شد، این نقطه سه یا چهار راهى بود که حجاج در آن جا از یکدیگر جدا مى شدند.

    ناگهان دستور توقف از طرف پیامبر (صلى الله علیه وآله) به همراهان داده شد. مؤذن پیامبر (صلى الله علیه وآله) با صداى «الله اکبر» مردم را به نماز ظهر دعوت کرد. مردم به سرعت آماده نماز مى شدند.

    بعد از خواندن نماز ظهر، مسلمانان تصمیم داشتند، فوراً به خیمه هاى کوچکى که با خود حمل مى کردند، پناهنده شوند، ولى پیامبر (صلى الله علیه وآله) به آن ها اطلاع داد که همه باید براى شنیدن یک پیام تازه الهى که در ضمن خطبه مفصلى بیان مى شد خود را آماده کنند.


    آن گاه پیامبر (صلى الله علیه وآله) منبر رفت و نخست حمد و سپاس پروردگار به جا آورد و خود را به خدا سپرد; سپس مردم را مخاطب ساخت و چنین فرمود:

    «من به همین زودى دعوت خدا را اجابت کرده، از میان شما مى روم. من مسئولم، شما هم مسئولید; شما درباره من چگونه شهادت مى دهید؟»

    مردم صدا بلند کردند و گفتند: «ما گواهى مى دهیم تو وظیفه رسالت را ابلاغ کردى و شرط خیرخواهى را انجام دادى و آخرین تلاش و کوشش را در راه هدایت ما نمودى، خداوند تو را جزاى خیر دهد».

    آن گاه فرمود: «... اکنون بنگرید با این دو چیز گرانمایه و گرانقدر که در میان شما به یادگار مى گذارم چه خواهید کرد؟

    یکى از میان جمعیت صدا زد، کدام دو چیز گرانمایه یا رسول الله؟!

    پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: «اوّل ثقل اکبر، کتاب خداست که یک سوى آن به دست پروردگار و سوى دیگرش در دست شماست، دست از دامن آن برندارید تا گمراه نشوید و امّا دومین یادگار گرانقدر من، خاندان منند و خداوند لطیف خبیر به من خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نشوند تا در بهشت به من بپیوندند; از این دو پیشى نگیرید که هلاک مى شوید و عقب نیفتید که باز هلاک خواهید شد.»

    ناگهان مردم دیدند پیامبر (صلى الله علیه وآله) به اطراف خود نگاه کرد; گویا کسى را جستجو مى کند و همین که چشمش به امیرالمؤمنین على (علیه السلام) افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد; آن چنان که سفیدى زیر بغل هر دو نمایان شد و همه مردم او را دیدند و شناختند که او همان افسر شکست ناپذیر اسلام است.

    در این جا صداى پیامبر (صلى الله علیه وآله) رساتر و بلندتر شد و فرمود: «چه کسى از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آن ها سزاوارتر است؟!»

    مردم گفتند: «خدا و پیامبر (صلى الله علیه وآله) داناترند.

    پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «خدا، مولى و رهبر من است و من مولى و رهبر مؤمنانم و نسبت به آن ها از خودشان سزاوارترم»

    سپس فرمود: «فمن کنت مولاه فعلى مولاه
    هر کس من مولا و رهبر او هستم، على مولا و رهبر او است»



    و این سخن را سه بار و به گفته بعضى از راویان حدیث، چهار بار تکرار کرد و به دنبال آن سر به سوى آسمان برداشت و عرض کرد:

    «خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار; محبوب بدار آن کس که او را محبوب دارد و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد; یارانش را یارى کن و آن ها را که ترک یاریش کنند از یارى خویش محروم ساز و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن.»

    سپس فرمود: «آگاه باشید، همه حاضران وظیفه دارند این خبر را به غایبان برسانند.»


    و هنوز صفوف جمعیت از هم متفرق نشده بود که امین وحى خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر (صلى الله علیه وآله) خواند:

    «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى...;
    (مائده،3)
    امروز آیین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم»


    در این هنگام پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «الله اکبر، همان خدایى که آیین خود راکامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد و از نبوت و رسالت من و ولایت على(علیه السلام) پس از من راضى و خشنود گشت».


    در این هنگام، شور و غوغایى در میان مردم افتاد و امیرالمؤمنین على (علیه السلام) را به این موقعیت تبریک مى گفتند و از افراد سرشناس که به او تبریک مى گفتند، ابوبکر و عمر بودند که این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جارى ساختند:

    «آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، اى فرزند ابوطالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدى». و ابن عباس گفت: «به خدا سوگند که این امر [ولایت على(علیه السلام)] بر همه واجب گشت».


    سپس حسان بن ثابت شاعر معروف، از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) اجازه خواست که به این مناسبت اشعارى بسراید.

    پس از سرودن اشعار، پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) عرض کرد: «بارالها! دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار...»

    .

    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
    ویرایش توسط parsa : 13-09-1388 در ساعت 00:03

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  4. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  5. #43
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    جمله معروف پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله)، که در همه کتب بیان شده است (من کنت مولاه فعلى مولاه) حقایق بسیارى را روشن مى سازد.

    البته بسیارى از نویسندگان اهل سنّت اصرار دارند که «مولى» را در این جا به معناى «دوست و یار و یاور» تفسیر کنند; زیرا یکى از معانى معروف «مولى» همین است.

    ما هم قبول داریم که یکى از معانى «مولى» دوست و یار و یاور است، ولى قرائن متعدّدى درکار است که نشان مى دهد، «مولى» در حدیث یاد شده به معناى «ولى» و «سرپرست» و «رهبر» مى باشد.


    این قرائن به طور فشرده چنین است:

    1. مسئله دوستى على (علیه السلام) با همه مؤمنان، مطلب مخفى و پنهان و پیچیده اى نبود که به این همه تأکید و بیان نیاز داشته باشد; آن هم میان بیابان خشک و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعتراف هاى پى در پى از جمعیت.

    2. جمله «ألست أولى بکم من أنفسکم; آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر و اولى نیستم، در این روایت هیچ تناسبى با بیان یک دوستى ساده ندارد.

    3. تبریک هایى که از سوى مردم در این واقعه تاریخى به على(علیه السلام) گفته شد، مخصوصاً تبریکى که «عمر» و «ابوبکر» به ایشان گفتند، نشان مى دهد، مسئله، جز موضوع نصب خلافت نبوده است.

    4. اشعارى که حسان بن ثابت، در این روایت سروده، با آن مضمون و محتواى بلند و آن تعبیر صریح و روشن، نیز گواه دیگرى بر این مدّعاست.

    .
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
    ویرایش توسط parsa : 13-09-1388 در ساعت 00:07

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  6. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  7. #44
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    پس با این که حدیث غدیرخم و قضیه ولادت حضرت على (علیه السلام) در کعبه، در کتاب هاى معتبر اهل سنت موجود و حدیث غدیرخم یکى از احادیث متواتر و معتبر است که از طریق اهل سنت و شیعه نقل شده و هیچ کس (به جز لجوج ها) در صحت حدیث شکى ندارد.


    اما به عللى که در ذیل خواهد آمد، برخى از صحابه از عمل به آن سرپیچى کردند. همان گونه که در زمان پیامبر گرامى، با فرامین و روش هاى ایشان مخالفت کردند.
    مانند مخالفت با فرمانده قرار دادن اسامه، مخالفت با صلح حدیبیه، مخالفت با نوشتن مطلبى هنگام احتضار از جانب پیامبر و...


    برخى از علت هاى سرپیچى از عمل به حدیث غدیر خم از این قرار است:


    1. از آنجا که حضرت على(علیه السلام) در جنگ هاى متعدد، برادرها و پدران عده اى را به خاک افکنده بودند، پذیرفتن ولایت حضرت از سوى آنان به جهت کینه اى که داشتند سنگین بود.


    2. برخى از علماى اهل سنت در دلالت حدیث غدیر خدشه مى کنند و «مولا» را به معناى دوست مى دانند که این توجیه، با توجه به قراین موجود در صدر حدیث (اَلَستُ أولى بکم) که در مورد گرفتن شهادت از مردم بر توحید و رسالت است، درست نیست.

    زیرا مناسب است که بعد از آن، شهادت بر امامت باشد. و عده دیگر این مسأله را بهانه کردند که حضرت جوان است و براى حفظ وحدت جامعه و... ایشان را از منصب ولایت کنار گذاشتند.


    3. اصولا طرز تفکر و روحیه خاص حاکم بر علماى اهل سنت و به تبع آنها بر مردم عوام این است که اشتباه گذشتگان را نمى پذیرند; چون آنها همه صحابه را عادل و داراى تقوا مى دانند; به گونه اى که معتقدند صحابه هیچ مخالفتى با کتاب و سنت ندارند.

    به عبارت دیگر، آنها فقط ظاهر را نگاه مى کنند و دیدشان آنقدر تیز نیست که باطن و حقیقت هر واقعه اى را ببینند.

    آنها اعتقاد دارند که اگر عده اى از صحابه و پیرمردها و سابقه دارهاى اسلام راهى را رفتند، نمى توان گفت اشتباه کرده اند.

    با این طرز تفکر است که عمل خلیفه اوّل و دوم را در غصب خلافت توجیه مى کنند; حال آنکه چنین طرز تفکرى با صریح قرآن و احادیث نبىّ اکرم (صلى الله علیه وآله) در تضاد است.

    قرآن کریم مى فرماید:

    «فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرت بإِذن الله
    پس برخى از آنان ]حاملان کتاب [بر خود ستمکارند و برخى از ایشان میانه رو و برخى از آنان در کارهاى نیک به فرمان خدا پیشگامند.» و...



    4. حقیقت آن است که واقعه سقیفه، از نظر تاریخى، معلول علل و توطئه هاى دقیق از پیش طراحى شده اى است که بحث از آن از عهده این پاسخ نامه خارج است.



    -----------------------------------------------------------

    پاورقی ها:

    1. ر.ک: شواهد التنزیل، الحاکم الحسکانى، ج 1، ص 239، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه
    2. ر.ک: الغدیر، علامه امینى، جلد اول.
    3. ر.ک: پیام قرآن، آیة الله مکارم شیرازى و دیگران، ج 9، ص 181 ـ 200، دارالکتب الاسلامیه
    4. فاطر، 32.
    5. ر.ک: الالهیات، جعفر سبحانى، ج 4، ص 82 ـ 105، مؤسسه امام صادق(علیه السلام).


    .
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
    ویرایش توسط parsa : 13-09-1388 در ساعت 00:13

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  8. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  9. #45
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬







    غدیر در کلام دانشمندان اهل تسنن


    شمار اعترافات و تصریحات كوچك و بزرگ، از دانشمندان تا عموم اهل تسنن در ‏طول تاریخ كم نیست و این پیشینه‌ی عریض و طویل در بیان و نقل و تفسیر این ‏واقعه از یك سو و سر تافتن و گاهی بدگویی از امیر مومنان علیه السلام از سوی ‏دیگر، بُهت برانگیز است.‏

    علت نپذیرفتن ولایت و جانشینی امیرمومنان توسط اهل تسنن ‏را نباید در نرسیدن پیام رسول خدا بر آنان و یا در نوع برداشت آنان از حدیث غدیر و ‏كلمه‌ی "مولا" جست.

    چرا كه مستندات فراوانی در دریافت صحیح حدیث غدیر ‏از سوی آنان در دست ما و آنهاست و این سندها به قدری است كه بیشتر كتاب ‏‏20 جلدی "الغدیر" را محتوای منابع آنان تشكیل داده است. ‏


    در این سلسله مقالات "بر كرانه‌ی الغدیر" گزیده‌ای از آن مطالب انبوه را برایتان ‏می‌آوریم .


    در زیر نظرات برخی از بزرگان و علما‌ی اهل تسنن در معنای "حدیث غدیر" را ‏خواهید خواند.‏


    ابن زولاق؛ حسن بن ابراهیم، ابو محمد مصری (م 387هـ) در تاریخ مصر ‏چنین آورده است:

    «در هجده ذی حجه سال 362 هجری که روز غدیر است ‏گروه بسیاری از مردم مصر و مغرب و پیرامونشان برای دعا گرد آمدند، چرا ‏که آن روز، عید است، زیرا در آن روز فرستاده خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم ‏ولایت را به امیرمومنان علی بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام سپرد و او را جانشین ‏خویش کرد».‏


    ابوحامد غزالی (م 505 هـ) در سر العالمین 9(20)، گوید:
    «... همه ‏مسلمانان بر متن حدیث غدیر در خطبه پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم در ‏روز غدیر خم اتفاق نظر دارند که فرمود: «هر که را مولای اویم علی مولای ‏اوست» و عمر گفت: «به‌‌به به تو ای ابوالحسن! حقا که مولای من و مولای ‏هر زن و مرد مومنی گردیدی». و این سخن عمر به معنای تسلیم و رضا و ‏فرمانبری است، پس از این بود که ریاست‌خواهی و هوی و هوس چیره ‏شد».‏


    سبط بن جوزی حنفی (م 654هـ) در تذکرة الخواص 18(30)، گوید: ‏‏

    «سیره‌نویسان اتفاق نظر دارند که رویداد غدیرخم پس از بازگشت پیامبر ‏صلی‌الله علیه وآله وسلم از حجةالوداع در هجده ذی حجه بوده است که در ‏حضور یکصد و بیست هزار نفر از اصحاب و مردم فرمود: «هر که را مولای ‏اویم علی مولای اوست» این حدیث، نص صریح پیامبر صلی‌الله علیه وآله ‏وسلم بر ولایت و امامت علی علیه‌السلام است.


    ابواسحاق ثعلبی در الکشف و البیان (خطی. برگ 234) گوید:

    «... اما ‏سخن نبوی که فرمود: «هر که را مولای اویم علی مولای اوست»، علمای ‏لغت عرب برای مولی ده معنا نوشته‌اند که معنای دهم «اولی» است و نُه ‏معنای دیگر بی‌ربط است زیرا مراد از حدیث غدیر، اطاعت محض است. پس ‏همان معنای دهم که "اولی" است درست می‌باشد، یعنی: «هر که را به ‏او از خودش سزاوارترم علی به او از خودش سزاوارتر است».


    ابوالفرح یحیی بن سعید ثقفی در مرج البحرین، به همین معنا تصریح کرده ‏است، او حدیث غدیر را به سندش نقل کرده و گوید: «هر که را مولای اویم ‏و به او از خودش سزاوارترم، علی ولی اوست». پس دانسته شد که مولی ‏به معنا اولی است، چرا که این سخن نبوی که فرمود: «آیا به مومنان از ‏خودشان سزاوارتر نیستم؟» به همین معنا دلالت دارد و این‌ نص صریح در ‏اثبات امامت علی علیه‌السلام و قبول طاعت اوست...»‏


    کمال‌الدین بن طلحه شافعی (م 652هـ) در مطالب السوول 16،

    پس از نقل ‏حدیث غدیر و نزول آیه تبلیغ، گوید: «این سخن نبوی صلی‌الله علیه وآله ‏وسلم که فرمود: «هر که را مولای اویم علی مولای اوست» یعنی هر ‏انسانی که فرستاده خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم مولای اوست علی ‏علیه‌السلام مولای اوست و واژه مولی هم به معنای اولی است...».‏


    ابوعبدالله گنجی شافعی (م 658هـ) در کفایة الطالب 69 (166/36)، گوید: ‏‏

    «... حدیث غدیرخم دلیل بر ولایت علی و جانشینی وی است...».‏


    --------------------------------------------------------------------

    ر.ك: خلاصه الغدیر، صص 294-297، دكتر محمود رضا افتخارزاده
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬
    ویرایش توسط parsa : 13-09-1388 در ساعت 00:23

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  10. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  11. #46
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    حدیث غدیر و خلافت امام علی(ع)

    مناظره دكتر تيجاني و دانشمند تونسي (سني)



    دكتر محمّد سماوی تیجانی پس از آنكه با تحقیق و آگاهی كامل، شیعه شد، می‌گوید:

    با یكی از دانشمندان اهل تسنّن در كشور تونس به گفتگو پرداختیم،‌ در این گفتگو و مناظره به او چنین گفتم:

    آیا شما حدیث غدیر را قبول دارید؟ (كه پیامبر‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ در صحرای غدیر در حضور بیش از صد هزار نفر مسلمان، فرمود: «مَنْ‌ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌّ مَوْلاهُ : كسی كه من مولاو رهبر او هستم،‌علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ مولاو رهبر او است».

    دانشمند تونسی: آری قبول داریم،‌حدیث صحیح می‌باشد، من در مورد قرآن،‌ تفسیری نوشته‌ام، اتّفاقاً (به مناسبت آیه 67 مائده) حدیث غدیر را مطرح كرده‌ام، و به صحّت آن اعتراف نموده‌ام.

    آنگاه تفسیرش را به من داد، و همان‌جا را كه حدیث غدیر را ذكر كرده بود، به من نشان داد، دیدم در آن كتاب بعد از ذكر حدیث غدیر چنین نوشته است:

    «شیعیان معتقدند كه این حدیث (غدیر) به روشنی صراحت بر صحّت خلافت سیّد ما علی ‌(كَرَّمَ اللّهُ وَجْهَهُ) به‌جای پیامبر ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ دارد، ولی این عقیده (یعنی دلالت این حدیث بر خلافت علی علیه السّلام) از نظر اهل تسنّن،‌ باطل است، ‌زیرا با خلافت آقای ما ابوبكر صدیق و آقای ما عمر فاروق و آقای ما عثمان صاحب دو نور (دو همسر كه هر دو دختران پیامبرـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ بودند) منافات دارد.

    پس لازم است كه از ظاهر صراحت حدیث دست برداریم و آن را تأویل كنیم (یعنی به گونه‌ دیگر معنی كنیم و بگوئیم منظور از «مَوْلی» (رهبر نیست بلكه به معنی) دوست و یاور می‌باشد.

    چنان‌كه چنین لفظ در قرآن به معنای دوست و یاور آمده است، و خلفای راشدین (ابوبكر و عمر و عثمان) و اصحاب بزرگ پیامبر ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ نیز از این لفظ (مولی) چنین فهمیده‌اند،‌ سپس تابعین و علمای مسلمین،‌ همین مطلب را پیروی نموده و پذیرفته‌اند، بنابر این اعتباری به عقیده شیعیان نیست ...»


    دكتر سماوی: آیا اصل ماجرای غدیر خُم، در تاریخ رخ داده است یا نه؟

    دانشمند تونسی: ‌آری، اگر رخ نمی‌داد علماء و محدّثان،‌آن را نقل نمی‌كردند.[1].

    دكتر سماوی: آیا شایسته است كه رسول خداـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ بیش از صد هزار نفر از اصحاب خود را (پس از سفر حجّ) ـ با این‌كه در میان آن‌ها زنان و سالخوردگان بودند ـ در صحرای بسیار داغ در برابر تابش سوزان خورشید،‌ نگهدارد و برای آن‌ها خطبه طولانی بخواند، فقط برای این‌كه به آن‌ها بگوید: «علی‌ ـ‌علیه السّلام‌ـ دوست و یاور شما است؟»،‌ آیا چنین تأویل و توجیهی را برای دست برداشتن از ظاهر و صریح حدیث غدیر، می‌پسندید؟

    دانشمند تونسی: بعضی از اصحاب،‌از ناحیه علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ (در جنگها) صدمه دیده بودند،‌و بعضی كینه و عداوت علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ را در دل داشتند،‌ پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ با مطرح كردن ماجرای غدیر خواست كینه آنها را نابود سازد و به آن‌ها تفهیم كند كه علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ دوست و یاور شما است، تا آن‌ها علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ را دوست بدارند و با او دشمنی نكنند.[2]

    دكتر سماوی: مطرح كردن مسأله دوستی علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ اقتضا نمی‌كند كه پیامبر ‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ آن‌همه جمعّیت را در بیابان داغ نگه‌دارد، و نماز جماعت بخواند و سپس خطبه طولانی ایراد نماید، و در فرازهای خطبه مطالبی بگوید كه مناسب با مقام رهبری برای علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ است نه موضوع دوستی و یاوری علی!

    مثلاً یكی از فرازهای خطبه این است كه پیامبر ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ در آغاز خطبه به حاضران رو كرد و فرمود:‌ «اَلَسْتَ اَوْلی بِكُمْ مِن اَنْفُسِكُمْ : آیا من از جان شما به شما اَوْلَویّت ندارم؟».

    حاضران اقرار كردند كه: «آری چنین اولَویّتی داری»: واژه «اولی» معنی واژه «مولی» را كه در حدیث غدیر آمده، توضیح می‌دهد كه منظور مقام رهبری است.

    وانگهی اگر آنچه شما می‌گوئید را ملاك قرار دهیم، برای پیامبر ‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ ممكن بود كه دشمنان علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ و آنان را كه كینه علی‌ ـ‌علیه السّلام‌ـ را در دل داشتند، احضار كند و به آن‌ها بفرماید: «علی‌ ـ‌علیه السّلام‌ـ دوست و یاور شما است» و غائله تمام می‌شد، بی آن‌كه آن‌همه جمعیّت را در بیابان داغ خسته و كوفته، مدّتی طولانی نگه دارد.

    انسان خردمند هرگز نمی‌پذیرد كه پیامبر‌ ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ به خاطر بیان این‌كه: علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ دوست و یاور شماست بیش از صد هزار نفر را در بیابان خشك و سوزان نگه‌دارد.


    از این‌رو خود ابوبكر و عمر نیز از واژه «مولی» مسأله رهبری امام علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ را فهمیدند، و در همان صحرای غدیر نزد علی‌ ـ‌علیه السّلام‌ـ آمده و به او چنین تبریك گفتند:

    «بَخٍّ بَخٍّ لَكَ یَابْنَ اَبِی طالِبٍ اَصْبَحْتَ مَوْلایَ وَ مَوْلا كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ: به به به تو ای پسر ابوطالب كه مولای من و مولای هر مرد و زن مسلمان شدی»، كه به حدیث تبریك و تهنیت معروف است، و این حدیث را دانشمندان بزرگ اهل تسنّن و شیعه نقل كرده‌اند».[3]

    اینك می‌پرسیم كه آیا یك دوستی ساده، جای این را دارد كه عمر و ابوبكر به علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ با تعبیر فوق، تبریك بگویند، و یا پیامبر ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ بعد از خطبه اعلام كند: كه ای مسلمانان! «سَلِّمُوا عَلَیْهِ بِاِمْرَهِ الْمُؤْمِنینَ: بر علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ به عنوان رئیس مؤمنان، سلام كنید»

    به علاوه، پیامبر ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ ماجرای غدیر را بعد از نزول آیه 67 سوره مائده عنوان كرد كه در آن آیه می‌خوانیم:

    «ای پیامبر! آن‌چه از طرف پروردگارت برتو نازل شده‌ است به مردم ابلاغ كن و اگر نكنی رسالت خدا را انجام نداده‌‌ای»

    آیا مسأله دوستی، آنقدر در سطح بالا بود كه اگر پیامبر ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ آن را مطرح نمی‌كرد، اصلاً رسالتش را ابلاغ ننموده بود؟!


    دانشمند تونسی: پس چرا بعد از رحلت پیامبر ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ مسلمانان و خلفا با علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ بیعت نكردند؟

    آیا گناه كردندو با فرمان رسول خدا مخالفت نمودند، «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ» از این سخن!

    دكتر سماوی: وقتی كه خود علمای اهل تسنّن در كتاب‌های خود گواهی می‌دهند كه اصحاب رسول خدا ‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ چند دسته بودند، بعضی با اوامر پیامبر ‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ در عصر خودش، مخالفت نمودند[4]، بنابراین جای تعجّب نیست كه بعد از رحلت رسول خدا‌ ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ با آن حضرت مخالفت نموده باشند.

    وقتی كه (مطابق نقل شیعه و سنّی) اغلب مسلمین در مورد این كه پیامبر‌ ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ ، ‌نوجوانی به نام «اُسامه بن زید» را فرمانده لشگر كرد، به خاطر این كه سنّ كم داشت، ایراد نمودند ‌ـ ‌با این‌كه پیامبر‌ ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ او را امیر لشگر برای جنگ محدود، برای مدّت كوتاه نمود ‌ـ چگونه مقام رهبری مطلق علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ را كه سنّش از دیگران كمتر بود‌(حدود 33 سال داشت) برای تمام مدّت عمرش می‌پذیرند، و تو خود قبلاً اقرار كردی كه بعضی از اصحاب، نسبت به علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ كینه و عداوت داشتند ‌(پس چنین نبود كه همه اصحاب قلب صاف داشته باشند).

    دانشمند تونسی: اگر علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ می‌دانست كه پیامبر‌ ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ او را خلیفه خود قرار داده است، بعد از رسول خدا‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ سكوت نمی‌كرد، بلكه با آن شجاعت و صلابت بی‌نظیری كه داشت، از حقّ خود دفاع می‌نمود.

    دكتر سماوی: آقای من‌! این بحث، بحث دیگری است، كه نمی‌خواهم وارد آن شوم، وقتی كه تو حدیث صریح را تأویل می‌كنی، با بحث درباره سكوت امام علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ چگونه قانع می‌شوی؟!

    دانشمند تونسی لبخندی زد و گفت: «سوگند به خدا من از كسانی هستم كه علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ را برتر از دیگران می‌دانم، اگر كار در دست من بود هیچ كس را بر علی ‌ـ‌علیه السّلام‌ـ مقدّم نمی‌داشتم، زیرا او «مَدینه العلم و اسدالله الغالب» (شهر علم نبوّت و شیر پیروز خدا) است، ولی خدا چنین خواسته، بعضی را مقدّم می‌دارد و بعضی را تأخیر می اندازد، درباره مشیّت (و قضا و قدر) الهی چه بگویم؟»

    من نیز لبخندی زدم و گفتم: بحث «قضا و قدر» نیز موضوع دیگری است و ربطی به بحث ما ندارد.

    دانشمند تونسی: «من بر عقیده خود باقی هستم و آن را تغییر نخواهم داد».

    آری به این ترتیب، از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرید، بی‌آنكه موضوع اوّل كامل شود، و این خود دلیل درماندگی او، و آنان است كه در برابر استدلال طفره می‌روند...

    ---------------------------

    [1] . مدارك و اسناد این حدیث در كتب اهل تسنّن به طور مشروح آمده، به جلد اوّل الغدیر مراجعه شود.

    [2] . در این‌جا باید به این دانشمند تونسی گفت: اگر بنا است علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ را دوست بدارتد، یكی از طرق دوستی این است كه سخن علی‌ـ‌علیه السّلام‌ـ را بپذیرند و با پذیرش سخن او، او را خشنود سازند، در حالی كه آن حضرت بعد از رسول خدا‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ ادّعای خلافت كرد، سخنش را رد كردند و با اجبار او را برای بیعت بردند، یارانش را سرزنش كرده و بعصی از آن‌ها (مثل سلمان) را كتك زدند.

    [3] . مسند احمدبن حنبل، ج 4، ص 281 ـ علاّمه امینی در كتاب الغدیر،‌ جلد اوّل، این حدیث را از شصت نفر از علمای اهل سنّت نقل كرده است.

    [4]. صحیح بخاری و صحیح مسلم، مخالفت بعضی از اصحاب با پیامبر‌‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ را در ماجرای«صلح حُدَیْبِیَّه» و فاجعه روز پنجشنبه كه عمر گفت: پیامبر‌ـ‌صلّی‌ اللّه علیه وآله‌ـ هذیان می‌گوید و ... ذكر نموده‌اند.

    «برگرفته از سایت: www.andisheqom.com»

    ...............
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  12. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  13. #47
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    اثبات خلافت علی (ع)

    مناظره حسيني قمي با عالم سني


    حسینی قمی: اصولا از نظر عقلی و وجدانی این مطلب مورد قبول همگان است كه كسی باید پس از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ زمام امور مسلمین را به دست بگیرد كه از غیرخود به احكام اسلام آگاهتر باشد و افضل از سایرین باشد.

    عالم سنی: آری ما نیز به این مطلب معترفیم.

    حسینی قمی: اكنون بگو پس از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چه كسی افضل امت است.

    عالم سنی: برخی از علمای اهل تسنن قائل به برتری ابوبكر شده‌اند ولی برخی دیگر و خود من معتقدیم كه علی ـ علیه السلام ـ برترین صحابه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌باشد.

    حسینی قمی: با این وصف چرا افضل را رها كرده‌ای و از مفضول پیروی می‌كنی؟ آیا این كار عاقلانه است؟!

    عالم سنی: فرمایش شما متین است و لكن خداوند خواست كه در امر خلافت، مفضول بر فاضل مقدم شود، چنان كه یكی از علمای ما، به نام ابن ابی الحدید در مقدمه كتاب مشهورش كه شرحی است بر نهج البلاغه سیدنا علی می‌گوید:

    «الحمدلله الّذی قَدّمَ المفضول علی الفاضل»؛ سپاس خدایی را كه مفضول (ابوبكر) را بر فاضل (علی ـ علیه السلام ـ) مقدم داشت.

    حسینی قمی: آقا چرا كم لطفی می‌كنید! توبه كنید از این كه این امور را به خداوند نسبت دهید. روح و جان قرآن و روایات انبوهی، ما را به امامت امام علی ـ علیه السلام ـ بعد از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هدایت می‌كند. و ادعای شما را صریحاً رد می‌كند.

    مگر نه این است كه قرآن می‌فرماید:

    «أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدی إِلاَّ أَنْ یُهْدی؟ فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ»؛[1] آیا كسی كه هدایت به حق می‌كند برای پیروی شایسته‌تر است یا آن كسی كه خود هدایت نمی‌شود مگر این كه هدایتش كنند. شما را چه می‌شود؟ چگونه داوری می‌كنید؟

    و نیز رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرموده است:

    «مَن تَقَدَّمَ عَلَی المُسْلِمینَ وَ هُوَ یَری اَنَّ فیهِمْ مَن هُوَ اَفْضَلُ مِنهُ، فَقَد خَان اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ المُؤمِنینَ»؛[2] كسی كه بر مسلمانان پیشدستی كند با این كه در میان آنها كسی را كه برتر از اوست می‌نگرد، چنین كسی قطعا به خدا ورسولش و به انسانهای مؤمن خیانت نموده است.

    شما را به خدا قسم، برای ساختن منزل خود از معمار درجه یك استفاده می‌كنید یا از معمار درجه دو. و یا جهت تحصیل علم نزد استاد باسواد می‌روید یا كم سواد؟!!

    عالم سنی
    با حالت خجالت زده سر خود را به زیر انداخت.

    حسینی قمی: بنابراین خداوند كه عادل و عالم است هرگز مفضولی مانند ابوبكر را بر «اَصْلَح و اَوْرَع» آن هم كسی مانند امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ كه در تقوی و علم و اجتهاد، و هجرت و انفاق مال و... یگانه است در امر مهم خلافت مقدم نمی‌كند. و نسبت دادن این قبیل امور به خداوند قطعاً كفر است.

    --------------------------------------

    [1] . یونس، 35.
    [2] . الغدیر، ج 7

    برگرفته از سایت: www.andisheqom.com
    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  14. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  15. #48
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    دلالت حدیث غدیر بر ولایت علی (ع)

    مناظره دانشمند شيعه با يكي از علماي مخالف


    دانشمند سنی: شیعیان معمولاً از حدیث غدیر دم می‌زنند در حالی كه این حدیث بر فرض صحت دلالتی بر نصبت مولانا علی (كرّم اللهُ وجهه) به مقام خلافت و امامت ندارد.

    مؤلف: آیا حاضری در مورد این حدیث به مناظره بنشینیم.

    دانشمند سنی: به به! چه خوب پس ابتدا شما حدیث غدیر را بیان كنید تا استفاده كنیم.

    مؤلف: حدیث غدیر از متواترات است كه 110 نفر صحابی و 84 نفر تابعی و بسیاری از علماء و محدثین در قرون بعدی إلی زماننا هذا آن را نقل كرده‌اند كه مجمل شأن صدور آن این است:

    پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به مردم برای خروج به سوی حجّ در سال دهم هجری اذن داده و حداقل 90 هزار نفر با او حركت كردند.

    پس از به جا آوردن مناسبك حج و در حال بازگشت از مكه و مدینه به غدیر (دَرّه) خُم رسیدند و آن روز پنج شنبه هشتم ذی الحجّه بود كه جبرئیل امین از ناحیه‌ خداوند بر آن حضرت نازل و آیه شریفه: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ»[1] را قرائت نمود.

    پس حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ امر به بازگشت جلو رفتگان و رسیدن و نگاه داشتن عقب ماندگان نمود، تا این كه همه بار افكندند و ندای نماز ظهر داده شد و نماز جماعت خوانده شد.

    سپس در مقام خطابه میان قوم بر جهاز شتران بپا خواست و پس از حمد و ثنا بر خداوند سبحان و گرفتن اقرار از حاضرین به توحید و نبوت و معاد و وصیّت ثقلین (كتاب و عترت) و بیان این كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مؤمنین به خودشان اولی است دست امام علی بن ابیطالب را گرفت و بالا برد، تا آن جا كه روایت شده سفیدی زیر بغل حضرت می‌درخشید و همه قوم او را شناختند.


    سپس فرمود: «مَن كنتُ مولاه فعلیُّ مَولاهُ» و این مطلب را سه مرتبه تكرار فرمود.


    سپس برای محببین او دعا و برای دشمنانش نفرین نمود و فرمود كه حاضرین و شاهدین، غائبین را از این ماجرا آگاه نمایندو هنوز متفرق نشده بودند كه جبرئیل امین نازل شد و شریفه:

    «الیومَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً»؛[2] را تلاوت فرمود.


    سپس حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:

    «اللهُ اكبرُ عَلی اِكمالِ الدّینِ وَ اِتمامِ النّعمهِ و رِضَی الرَّبُ بِرِسالتی وَ الوِلایَهُ لَعَلیٍّ مِن بَعْدی».


    سپس مردم تهنیت گویان هر یك آمدند، در حالی كه در پیشاپیش آنان ابوبكر وعمر بودند، با حضرت مصافحه كردند و چنین تهنیت گفتند:

    «بَخٍّ بَخٍّ لَكَ یَا ابْن ابیطالبٍ. اَصْبَحتَ مولایَ وَ مَولی كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَهٍ»؛ خلافت مبارك باد. مبارك باد بر تو ای فرزند ابیطالب. از این پس مولای من و مولای هر زن و مردی هستی.


    دانشمند سنی در حالی كه لبخندی مصنوعی می‌زد گفت: آفرین، لیكن این تازه آغاز بحث است.

    مؤلف: اشكال خود را بیان نما تا پیرامون آن سخن بگویم.

    دانشمند سنی: شما كلمه «مولی» را چه چیزی معنا كردید؟

    مؤلف: به معنای أولی به تصرف در شئون مؤمنین و سرپرست و حاكم.

    دانشمند سنی: معلوم می‌شود كه معانی لغات را نمی‌دانید. بهتر است ابتدا به كتاب‌های لغت رجوع كنید تا معنای «مولی» برایتان روشن شود. آن گاه برای ادامه بحث تشریف بیاورید.

    مؤلف: معانی «مولا» را بیان فرمایید تا استفاده كنیم.

    دانشمند سنی: احسنت، اكنون از راه صواب در آمدی.

    بدان كه مولی از كلماتی است كه مشترك است بین معانی فراوان. شما چه گونه از بین این همه معانی مولی را به «سرپرست» ترجمه می‌كنید؟!

    مؤلف: معانی «مولی» را بیان فرمایید.

    دانشمند سنی: مولی به معنای: ربّ، عمو، إبن، إبن الاخت، مُعتِق، عبد، مالك، منعم ٌعلیه، شریك، حلیف، صاحب (همراه)، جار (همسایه) نریل (میهمان) و قریب و... آمده است كه من تمام آن معانی را در خاطر ندارم.

    مؤلف: قرائن حالیه (مقامیه) حاكی از آن است كه اگر بپذیریم كلمه «مولی» مشترك است بین معانی بسیاری كه بعضی از بزرگان شما گفته‌اند، باز در این مقام و شأن نزول حدیث، جز در معنای «اُولی به تصرف» را نتوان مراد داشت،

    زیرا:

    اگر «مولی» را به معنای «رب» (خدا) بگیریم مستلزم كفر است زیرا علی ـ علیه السلام ـ خدا نبود.

    و اگر آن را به معنای «عمو»، و «ابن» و «إبن الاخت»، و «مُعْتق» (آزاد كننده غلام) و «عبد» و «مالك»، و «منعمُ علیه» و «شریك» و «حلیف» بگیریم بی‌تردید كذب است زیرا حضرت علی ـ علیه السلام ـ هیچ یك از اوصاف فوق را نداشت. یعنی امام علی ـ علیه السلام ـ عمو، پسر، پسر خواهر، آزاده كننده غلام، مالك و... رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نبود.

    معنای صاحب (همراه)، و جار (همسایه) و نزیل (میهمان) و قریب گرفتن از كلمه مولی نیز صحیح نیست، به خاطر سخافت و سبكی خصوصاً در آن اجتماع عظیم و در بین راه و گرما گرم روز و آن وضعیت سخت و مشكل؛ آیا خنده‌دار نیست كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مرادش این باشد كه هركس من میهمان، همسایه، و نزدیك اویم، علی ـ علیه السلام ـ ، همسایه و میهمان و نزدیك اوست؟!!

    و اگر بخواهیم «مولی» را به معنای مُنعِم بگیریم ملازمه‌ای وجود ندارد بین این كه هر كسی كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر او انعام كرد، علی ـ علیه السلام ـ نیز بر او انعام نماید.

    اما مولی به معنای ناصر و محِبّ (دوستدار) نیز در این روایت بی‌معناست چه كلام رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را خبری بدانیم یا انشایی (امری) چرا كه این سخن كه «هر كس من دوستدار اویم از این پس علی دوستدار و یاور اوست خبری یا انشایی (امری) مسئله‌ای مجهول نبود و آن قدر اهمیت نداشت تا ابلاغ آن در شرائط سخت و دشوار بر پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ واجب گردد.

    بنابر آن چه گفته شد از میان معانی متعددی كه برای مولی بیان نموده‌اید معنایی كه مناسب با حال و مقام و شأن نزول و اهمیت مطلب باشد جز معنای «ولایت در تصرّف و حكومت» نمی‌تواند باشد. و این همان است كه «تفتازانی» از علمای بزرگ اهل سنت بدان اقرار نموده ولی گفته روایت غدیر متواتر نیست (خدایا به او انصاف مرحمت كن!)

    همو گوید: مخفی نیست كه ولایت بر مردم و تولّی و مالكیت برای تدبیر امور آنان و تصرف در امورشان همانند تصرف و ولایت نبی، همان امامت است.

    اما بعضی قرائن مقالیه:

    الف. صدر حدیث چنان كه از 64 عالم حافظ از اهل سنت نقل شده چنین است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
    «اَلَسْتُ اَولی بِكُم مِنْ اَنفُسِكُم»؛ آیا من از جانتان بر شما اولی نیستم؟ كه همگی گفتند: بلی یا رسول الله.

    حال قرینه سخن این جاست كه حضرت جمله «فَمَن كُنتُ مَولاه فَعَلیٌّ مَوْلاه» را بوسیله «فاء» تفریع بر آن اقرار (صدر) متفرع نمود. پس كلمه «مولی» به همان معنای «اَولی» در صدر است.

    ب. این كه حضرت بر اكمال دین در زمانی كه جمعیت هنوز متفرق نشده بود و جبرئیل امین آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ...» را بر آن حضرت نازل كرد تكبیر گفت.

    حال سخن این جاست كه آن چیز چه معنایی بود كه دین بدان به كمال رسیده و نعمت تمام می‌شود و پروردگار در عرض رسالت بدان راضی می‌گردد، جز امامتی كه به بركت آن اتمام رسالت و كمال نشر آن استحكام پایه‌های آن محقق می‌گردد.

    ج. پیامبر خدا مرگ و رحل اقامت خود را در آینده به مردم ابلاغ نمود و جز این نیست كه خلاء هائل وجود مبارك آن حضرت تنها با نصب امیر مؤمنان علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ در مقام ولایت می‌توانست پر شود.

    دانشمند سنی: آفرین ای استاد بزرگ. اما خداوند خود می‌داند كه سؤالی هست كه لحظه‌ای مرا آرام نمی‌كند.

    مؤلف: سؤالت را بپرس.

    دانشمند سنی: اگر حدیث غدیر در مقام نصب علی ـ علیه السلام ـ بر خلافت و جانشینی و ولایت بعد از پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ دلالت داشت پس چرا صحابه آن را به عنوان محور و مقیاس بعد از نبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ نگرفتند، و صحیح نخواهد بود كه صحابه و جمهور امت اجتماع نمایند بر رد كردن آن چه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در آن اجتماع عظیم ابلاغ نمود.

    مؤلف: هر كس به تاریخ صحابه رجوع نماید امثال تخلفات صحابه بعد از اوامر پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را فراوان خواهد یافت كه اكثراً سیاسی بوده‌اند[3] و ترك عمل به حدیث غدیر و اعراض از آن نیز از همین قبیل است و مانند سایر تخلفات صحابه چون تخلف از همراهی با «اسامه» در سریّه‌ای كه به نام او معروف است و نیز اعتراض گروهی از صحابه به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مورد صلح حدیبیه و غیره كه مرحوم «سید شرف الدین موسوی» صاحب «المراجعات» حدود هفتاد و اندی از تخلفات صحابه را در كتاب دیگرش «النصّ و الاجتهاد» ذكر نموده است.

    اشكال اهل سنت آن است كه بر عمل صحابه لباس عصمت پوشاندند، گو این كه هرگز به اندازه سر سوزنی از كتاب و سنت تخلف ننموده‌اند فلذا بر آنان قول به مخالفت با نصّ نبی اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و تنصیص امام علی ـ علیه السلام ـ گران آمد.

    سخن كه به این جا رسید دانشمند سنی عرق شرم از پیشانی خود پاك كرد و آن گاه نگاهی به ساعت خود انداخت و گفت:

    استاد! بسیار محظوظ شدیم انشاء الله اگر عمری باقی ماند بحث را در فرصتی دیگر پی می‌گیریم و آن گاه آرام برخاست و رفت.

    ---------------------------

    [1] . مائده، 67.
    [2] . مائده، 3.
    [3] . ر.ك: داستان‌های شرح شرم نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، اثر مؤلف.

    برگرفته از: www.andisheqom.com

    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  16. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  17. #49
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬




    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  18. تشكرها 8

    لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

  19. #50
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬





    ╬♥╬ *~.* ╬♥╬ويژه نامه عيدفرخنده غدير╬♥╬ *~.* ╬♥╬

  20. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (13-09-1388), لحظه هاي سبز (14-09-1388), مناجات (13-09-1388), مرصاد (13-09-1388), شكوفه ياس (13-09-1388), علم الهدى (13-09-1388), عاشورا (13-09-1388)

صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •