سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 87

موضوع: یک جرعه کوثر

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض




    شد حرمت بیت خدا شکسته
    خاکم به سر ، این در چرا شکسته

    آل کسا در این سرا چو جمعند
    شد حرمت آل کسا شکسته


    مرآت حق نماست قلب آنان
    سنگ جفا ، آئینه ها شکسته

    این در چو قبله گاه جبرئیل است
    باب حریم کبریا شکسته


    اینجا ملک اذن ورود گیرد
    از چیست باب این سرا شکسته؟

    چون خانه ی مولود کعبه اینجاست
    شد حرمت بیت خدا شکسته


    این خانه بیت رحمت الهی ست
    دشمن چرا این باب را شکسته

    مابین این دیوار و در خدایا
    آئینه احمد نما شکسته

    زهرا بُوَد چون بضعه ی پیمبر
    زین ضربه صدر مصطفی شکسته

    از کشتن ششماهه محسن او
    قلب علیّ مرتضی شکسته


    بر سینه دست غم چگونه کوبد؟
    چون سینه ی صاحب عزا شکسته

    ***استاد حبیب الله چایچیان (حسان)***


    امضاء




  2. تشكرها 5


  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,242
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,459 در 29,286
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    نمی‏دانم کجایی اما...



    نمی‏دانم کجایی، اما هر روز برایت گل می‏چینم.

    اگر بودی، مردانگی‏ها، بوی تعفن نمی‏گرفت و دست‏های سیاه تفرقه،
    کشورهایمسلمان‏ نشین را نمی‏ بلعید.


    ما در تنهایی خویش، غرق می‏شویم و آوازهای ابوجه ل‏ها را صیقل می‏دهیم.

    ما از تو دور افتادیم.

    هنوز بوی در نیم‏سوخته را از کوچه‏ های تنگ مدینه می‏شنویم؛

    از پشت صفحات غبارگرفته تاریخ.


    هنوز کلمات و آیین‏ه ای زندگی تو زنده ‏اند.

    اگر سیره تو فراگیر شود، دوباره عطر امامت
    مشام روزهای تنها مانده ما را خواهد آکند.



    کاش به ما یادآوری می‏کردی شیوه پیروان حقیقی را!

    کاش ما از این خواب زمستانی برخیزیم!



    عباس محمدی


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 02-12-1394 در ساعت 12:38
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ




  4. تشكرها 5


  5. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,509
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,538
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    « جای خالی یاس »

    سنگ‏ها بر سوگ تو ندبه می‏خوانند؛
    در غروبی که شاخه‏ات را شکسته بودند.

    امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی،
    بی‏حدیث حضور او، خاموش است.


    ... علی، شبانه یاس می‏کارد!
    شبانه، داغ دلش را به خاک می‏گوید؛

    اگرچه فردا صبح، از سمت خانه همسایه بوی نان آید.
    دوباره بغض حسن با حسین می‏گیرد.


    و جای خالیِ مادر به خانه می‏پیچد.
    کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟

    رزیتا نعمتی



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,242
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,459 در 29,286
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    گریه فاطمه علیهاالسلام ذوالفقار است




    به گریه‏ام نخندید، خواب‏آلوده مردم مدینه!

    گریه من، ذوالفقار من است.

    دختر رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله را با گریه چه نسبتی است؟

    مرا با گریه نسبتی نیست؛

    اگر گوشتان را سر شنیدن ندای حق باشد،
    مگر جز گریه، راه چاره‏ای هست برای بیدار کردن شما؟!

    گریه ‏ام، ذوالفقار من است؛

    پس بهراسید از گریه فاطمه تا دامن خوابتان را نگیرد و از نادانی بیدارتان نکند!



    حسین امیری

    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 23-12-1394 در ساعت 08:34
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  7. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,509
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,538
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ی ایّوب بلاها؛ای یعقوب فراق ها؛
    ای یوسف جغاها؛ای کوه پر ابهت؛


    ای جاری محبّت؛ای چشمه طهارت؛
    ای اسوه خدایی؛ای جلوه الهی؛
    ای عشق کبریایی؛...ای آفتاب سفر کرده،

    من فریاد سبز تو را، که از پشت دیوار قرن ها
    هنوز به گوش می رسد شنیدم. ...


    من در جغرافیای خانه گلی تو،
    تا ریخ های تاریخ را دیدم.

    من در ناله های تو
    بر زمینِ از دست رفته ات،
    طهارت چشمه غدیر را و در ارتفاع نگاهت
    قیام طوفان را دیدم...



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  8. تشكرها 3


  9. Top | #56

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض




    ای مسیحا نفسم از چه بریده نفست

    رفتی و زود برآورده شد آخر هوست


    با پر زخم چگونه تو شکستی قفست

    زتو شرمنده نشد تاکه شوم دادرست


    بی وداع از برمن رفتی وحسرت خوردم

    کاش ای فاطمه جان قبل تو من می مردم


    خبرت را که شنیدم بدنم لرزان شد

    دیده ام سیل شد و رود شد و باران شد


    شعله شد آه من و ناله من طوفان شد

    گریه کردم بخدا قاتل تو خندان شد

    وقت پیروزی دشمن شد و حیدر افتاد
    پیش مردم بخدا شیر تو با سر افتاد


    ای جوانی که خوشی زعمر ندیده برخیز
    هیجده ساله از غصه خمیده خمیده برخیز


    ای گلی که به تنت چکمه دویده برخیز

    چه کسی پارچه بر روت کشیده برخیز


    شاه این عالمم و بی تو بدون تاجم

    قبله حاجت من ،سخت به تو محتاجم


    چه کنم کار من افتاده به اینجا چه کنم
    رفتی و مانده ام و دست تمنّا چه کنم


    ای سپاهم تو بگو من تک و تنها چه کنم
    مانده ام مات که با غسل تو زهرا چه کنم


    تن حوریه نمای تو پر از آثار است
    بدنت نقش پراز میخ در و دیوار است


    می روی خاطره کوچه تو می ماند
    حسنم خون زبصر از غم تو می راند


    راز آن چادر خاکی تو را می داند
    زیر لب روضه سیلی تو را می خواند


    عقده اش این شده که از تو دفاعی ننمود
    خود خوری میکند از اینکه نشد کوچک بود


    سر نهاده است به پای تو حسینت زهرا
    تا که او را بکنی یاد تو در عاشورا

    سرنهاده ست بپایت که بیایی آنجا
    تا که آرام دهد جان وسط آن دریا


    خس خس زیر گلویش به زیر آن خنجر
    بخدا یک کلمه هست بیا ای مادر




    (مجتبی صمدی)

    امضاء





  10. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,680
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,586
    مورد تشکر
    24,502 در 7,123
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بالله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود...








    بالله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود...

    باز بوی فاطمیه می‌آید.

    بوی روضه‌های مکشوف.

    بوی بغض فروخورده از درد بی‌مادری.

    بوی غیرتی که خشم می‌شود از شنیدن قصه‌ی مسمار و تازیانه و کوچه و لهیب می‌شود و می‌گدازد و دل ریش می‌کند.

    بوی بندهای عاشقانه‌ای که هر کدام به وسع خود از مادر و غصه‌ی جان‌سوز علی گفته‌اند که؛

    «با صورت به زمین خوردن میراث مادرانه‌ی اولادِ علیست»

    یا؛
    «بانو!

    مگر می‌شود پهلوی تو بود و شکسته نبود...»

    یا؛
    «شبیه شمع چکیدن به تو نمی‌آید

    و مرگ را طلبیدن به تو نمی‌آید

    خودت بگو که مگر چند سال داری تو

    جوانِ شهر، خمیدن به تو نمی‌آید»

    یا؛

    «بیر خانیم وِرمیشَم اَلدَن کی اَلیمنَن یاپیشاردی...»

    ...
    لعن الله قاتلیک یا فاطمه‌الزهراء








    امضاء


  11. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (24-01-1392), عبدالله91 (23-01-1392)

  12. Top | #58

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    گریه فاطمه علیهاالسلام ذوالفقار است »

    به گریه‏ام نخندید، خواب‏آلوده مردم مدینه! گریه من، ذوالفقار من است. دختر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را با گریه چه نسبتی است؟ مرا با گریه نسبتی نیست؛ اگر گوشتان را سر شنیدن ندای حق باشد، مگر جز گریه، راه چاره‏ای هست برای بیدار کردن شما؟! گریه‏ام، ذوالفقار من است؛ پس بهراسید از گریه فاطمه تا دامن خوابتان را نگیرد و از نادانی بیدارتان نکند!

    حسین امیری





    امضاء


  13. Top | #59

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    «آه از اندوه ریحانه رسول »


    فاطمه علیهاالسلام ، صبر لایزال نبوی بود که در هیأت عفتی سر به فلک کشیده، چادر به سر می‏کشید و در کوچه‏های مدینه، در تمام رهگذرهای هستی، حضور خدا را به کائنات، یادآور می‏شد.
    سیلی ستم و تازیانه کینه را به جان خرید تا هجوم تندبادِ انکار، شمع یک‏تنه حقیقت را خاموش نکند.
    افسوس از سوره کوثر که در آن خانه گِلین، همسایه اهالی غفلت و سنگدلی شد! آه از زمزمه‏های شرحه شرحه بتول که در نیمه‏شبِ سجاده و تسبیح، ارکان عرش را به لرزه می‏افکند! آه از ریحانه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که در مشام حسادتِ زمین، به هدر می‏رفت و چشمانِ حقیقت‏ستیز زمانه، رخساره طهارتش را طاقت نداشت.

    سودابه مهیجی





    امضاء


  14. Top | #60

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    « چقدر مظلوم بودی »


    و چقدر مظلوم بودی و علی از تو هم، مظلوم‏تر.
    و آن‏گاه که پدر، در بسترِ ارتحال افتاد، قلبت شکست.
    هیچ‏وقت، تو را چنین غمگین ندیده بودم.

    پدر که گریه‏هایت را دید، در آغوشت کشید؛ هر چند خود نیز می‏گریست! راستی! نگفتی پدر، برایت چه گفت؟

    چه زود او را فراموش کردند و حرف‏هایش را! چه زود، تو را خشمگین کردند و خدا را.
    آمده بودند تا علی را بِبَرند. یادت می‏آید؟ هر چند، به یاد آوردنش نیز قلبم را می‏آزارد. هر چند، هیچ‏کس نمی‏خواهد تو را به یاد بیاوَرَد، اما من شهادت می‏دهم خونِ تو را و کودک نیامده‏ات را و «فضه» نیز با من همزبانی خواهد کرد آغوشِ گرم و خونینت را.

    تمامِ مظلومیت، در چشم‏های علی علیه‏السلام جمع شده بود و ریسمان، فریاد را در گلویش می‏شکست.

    دیگر وقتِ نشستن نبود. انگار پیامبر بود که برخاست و از پسِ پرده ـ در مسجد مدینه ـ سخن گفت؛ برآشفت و تو ـ دیگر ـ هیچ نگفتی؛ هر چند کودکانت را در برابر دیدگان اشکبارِ علی علیه‏السلام در آغوش گرفتی؛ هر چند علی علیه‏السلام ۳۰ سال، تنها شد؛ هر چند... .






    امضاء


صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی