سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 87

موضوع: یک جرعه کوثر

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نامت بلند مادر پهلو گرفته ‏ام!



    همه دیدند تابشِ جسم تو را در فراغ پدرو اشک‏هایت را که تاب از توان ربوده ‏بود،

    چه غمگین می‏چکید بر گونه ‏هایت!

    علی چه غمگینانه خاتون خانه ‏اش را می‏نگرد و می‏داند زهرا , تنها بهانه
    لبخندش در تدارک سفری است به سوی پدر.

    علی اندیشناک لحظه‏ های بی‏ فاطمه، ناله ‏هایش را سوارباد می‏کندو باد می‏رود تا دردهای
    بی‏شمار علی رابه گوش چاه برساند و چاه را چه‏ چاره از گریست؟


    اکنون من حافظه
    کوچه ‏های کهنه مدینه را به شهادت می‏طلبم.

    آی کوچه ‏های مدینه!
    شهادت دهید، صورت سیلی خورده را،شهادت دهید اشک‏های
    بر زمین ریخته کودکان علی را.

    و شهادت دهید فریاد را؛
    فریادی که از شنیدن آن، مدینه هنوز اشک می‏ریزد.

    فریادی با پایانی پر از سکوت.

    آی زمین! امشب از گردش بمان.
    آی فدک! امشب دیگر سخن مگو که من فاطمه را می‏خواهم.

    و آی چاه بنی ‏نجّار!
    امشب پژواک فریادهای علی را در خود فرو بر.

    و ای علی، حسن، حسین و...دختر کوچکم زینب!
    به جان مادرتان امشب دست در دست سکوت، بدن مرا به بقیع بسپارید

    و من چشم در چشم تاریخ، هنوز در انتظار اعتراف بقیع مانده ‏ام تا روزی بگوید.

    مادرم را در خود پنهان داشته و نمی‏ نمایاند.

    تا آن زمان هم‏چنان زمزمه می‏کنم:
    نامت بلند مادر پهلو گرفته‏ ام!




    حبیب مقیمی

    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  2. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    راز خاموش مدينه

    " باسمه و بذکر وليه "

    و خدا نوري آفريد .
    ناميدش سرور خلائق .
    خواند او را حبيبش .
    کائنات را بوجودش آفريد .

    گذشت و گذشت ...
    آن يگانه را هديه اي داد از بهشت .
    کوثري براي خلقت .

    وجودش را بهانه وجود حبيبش خواند!
    بانويي به قامت زمين تا آسمان.
    به عظمت عرش کبريايي اش .

    هنگام ورودش ميان اهل محشر ندا مي آيد :
    چشمانتان را زير افکنيد فاطمه زهرا (س) ...
    انسيه حوراء ... ناموس خدا آمد ...!


    نه ! اندکي درنگ ! ازو و از آمدنش نگوييم ...
    از پدر بگوييم که رفت و اورا يادگاري از بهشت ،
    براي زمينيان قرار داد !
    يگانه يادگار حبيب خدا،ريحانه عالم ... !

    روزگاري نه چندان طولاني ...
    اما سخت ... بر او گذشت!
    گلبرگهاي ريحانه، يکي يکي پر پر شد.
    تا نوبت به اخرينش رسيد ...!


    ريحانه اميرش را خواند:
    آرام جانم لحظه جدايي است ...
    مرا شبانه غسل ده ...
    شبانه کفن کن و شبانه به خاک بسپار ... --

    بانويم چرا؟ ...
    عزيز دل نميخواهم
    آنها که مرا آزردند همراهيم کنند!!


    ابر مرد عالم ،
    آرام و صبور با محرمترين محرمان...
    در سياهي شب...

    ياس کبود و پرپرش را نزد خاک امانت نهاد ...
    آن شب چه سخت به صبح نزديک شد!
    و صبح نه ياس بود و نه نشاني ازو ... !!!


    محرمترينان به حرمت آخرين کلام حوراي بهشت،
    مهر سکوت بر لبان زدند!

    آدميان ناپاک ندا دادند :
    اي واي بر ما يک پيامبر و يک ريحانه !
    از چه روي در مراسم وداعش ما را نخوانديد؟
    گفتند: اذن نداده بود ...!!!


    و ديگر کسي نپرسيد چرا ؟
    و نگفتند عده اي او را آزردند،
    گلبرگهايش را دريدند، وجودش را سوزاندند،
    حريمش را شکستند و با شکايت اهل دنيا
    روانه بهشتش کردند!!!

    آن سکون زمين و آسمان نميخواست
    نامردمان روزگار با او وداع کنند ...
    نپرسيدند که بودند آنها ؟
    مگر چه کرده بودند؟


    به تو نگفتند همانها که ميخ در و آتش
    و نوازشهاي تازيانه را پيشکشي کردند
    به قدرداني رسالت ! ميشناسي آنها را؟
    ميداني که بودند و چه کردند ؟

    صبوري ديگر نشايد.
    وقت است تا گوش به نجواي تاريخ،
    نه بلکه فرياد تاريخ !!! بسپاريم
    و راز آن يگانه امانتگاه مخفي عالم را بيابيم!
    راز پنهان يادگار رسول را !


    از تاريخ بپرسيم .... که چرا
    نشان تمام آدميان باقي است
    از بهترينها تا خبيث ترينها.ا
    لا امانتگاه مادر !!!!

    بپرسيم چه شد فاطمه را ؟
    چه شد مودت ذي القربي ؟
    بپرسيم: فاطمه آيا ذوي القربي نبود؟
    يا محبت را جز اين معنا نبود؟!


    از تاريخ ميپرسم چراها را،
    اما ميدانيم
    نشاني ياس نزد آخرين يادگار ياس است و بس!

    پس به ياد مادر سلامش ميکنيم
    و تسليتي در اين روزهاي حزن و اندوه
    که طاقتش را به نهايت ميرساند......



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  3. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    چاره ‏ای جز صبر نیست



    این جماعت را خدا فقط برای گریستن آفریده و این شهر را تنها برای تماشا.

    آن لحظه که صدایشان کردی، بی ‏پاسخت گذاشتند و اینک که خاموش
    شده‏ای، برایت به سر و سینه می‏کوبند!

    تنهاترین مرد مدینه، به ابوذر می‏فرماید:
    «برو، با صدای بلند، اعلام کن که به خانه ‏هایشان برگردند،
    تشییع جنازه فاطمه علیهاالسلام به تأخیر افتاده!»

    کم‏کم مدینه در سکوت فرو می‏رود و کودکانت در خویش!


    چاره ‏ای جز صبر نیست که اینان وارثان زخم غربت تواند!



    محبوبه زارع
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  4. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,524 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    « آه از اندوه ریحانه رسول »

    فاطمه علیهاالسلام ، صبر لایزال نبوی بود که در هیأت عفتی سر به فلک کشیده،

    چادر به سر می ‏کشید و در کوچه ‏های مدینه،

    در تمام رهگذرهای هستی، حضور خدا را به کائنات، یادآور می ‏شد.

    سیلی ستم و تازیانه کینه را به جان خرید تا هجوم تندبادِ انکار، شمع یک‏ تنه حقیقت را خاموش نکند.

    افسوس از سوره کوثر که در آن خانه گِلین، همسایه اهالی غفلت و سنگدلی شد!

    آه از زمزمه‏ های شرحه شرحه بتول که در نیمه‏ شبِ سجاده و تسبیح،

    ارکان عرش را به لرزه می‏ افکند!

    آه از ریحانه رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله

    که در مشام حسادتِ زمین،

    به هدر می ‏رفت و چشمانِ حقیقت ‏ستیز زمانه،

    رخساره طهارتش را طاقت نداشت.





    امضاء



  5. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نگاه سبزت را از زمین دریغ مدار



    علی علیه‏السلام به مزار بی‏نشانت خیره مانده و عالم به علی علیه‏السلام .

    تو از شرقی‏ترین زاویه عرش، به تماشای زمین نیم‏ مرده نشسته‏ ای.

    چشم از این تماشای پرشکوه، آنی و کمتر از آنی برندار که بی ‏رونق نگاه سبزت،
    زمین دوامی نخواهد داشت.

    علی علیه‏السلام به خانه برمی‏گردد؛
    با غربتی که هیچ‏کس جز تو، ارتفاعش را درک نکرد.

    ذوالفقار را در نیام فرو می‏برد و خود به نیام خانه برمی‏گردد،
    اما به راستی، کدام خانه؟!

    مگر علی علیه‏السلام بی‏فاطمه علیهاالسلام خانه دارد؟!
    این سؤالی است که آفرینش از پاسخ به آن ناتوان است!



    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  6. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    مریم از یک نسبت عیسی عزیز
    از سه نسبت حضرت زهرا عزیز


    نور چشم «رحمة للعالمین»
    آن امام اولین و آخرین


    آن که جان در پیکر گیتی رسید
    روزگار تازه آیین آفرید


    بانوی آن تاجدار «هل اتی»
    مرتضی مشکل گشا شیر خدا


    مادر آن مرکز پرگار عشق
    مادر آن کاروان سالار عشق


    آن یکی شمع شبستان حرم
    حافظ جمعیت خیر الأُمَم


    تا نشینند آتش پیکار و کین
    پشت پا زد بر سر تاج و نگین

    و آن دگر مولای ابرار جهان
    قوّت بازوی احرار جهان


    در نوای زندگی سوز از حسین
    اهل حق حریت آموز از حسین


    سیرت فرزندها از اُمّهات
    جوهر صدق و صفا از اُمّهات


    بهر محتاجی دلش آن گونه سوخت
    با یهودی چادر خود را فروخت


    مزرع تسلیم را حاصل بتول
    مادران را اسوه کامل بتول



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  7. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    هیچ کس، تو را نشکست
    حتی پهلویت را!
    نامِ زیبایت هست...

    و من ـ امّا ـ هرچند شکستم، هنوز پهلویت هستم.


    چرا بی‏نشانت می‏خوانند شاعران؟!
    این‏ها ـ همه ـ نشانه‏های توست، اما تو مثل این‏ها نیستی!

    من شاعر نیستم.
    فقط می‏دانم نامت که می‏آید، چشم‏هایت
    شمعی در دلم می‏افروزند و به داغت می‏سوزند.


    هیچ‏کس، تو را نشکست. و دلم می‏گوید:

    «فاطمه، فاطمه است»!


    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نگاه سبزت را از زمین، دریغ مدار!



    علی علیه السلام به مزار بی نشانت خیره مانده و عالم به علی علیه السلام .

    تو از شرقی ترین زاویه عرش، به تماشای زمین نیم مرده نشسته ای.

    چشم از این تماشای پرشکوه، آنی و کمتر از آنی برندار که بی رونق نگاه سبزت،
    زمین دوامی نخواهد داشت.

    علی علیه السلام به خانه برمی گردد؛


    با غربتی که هیچ کس جز تو، ارتفاعش را درک نکرد.

    ذوالفقار را در نیام فرو می برد و خود به نیام خانه برمی گردد،
    اما به راستی، کدام خانه؟!

    مگر علی علیه السلام بی فاطمه علیهاالسلام خانه دارد؟!
    این سؤالی است که آفرینش از پاسخ به آن ناتوان است!




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  9. Top | #69

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نمی دانم کجایی، اما هر روز برایت گل می‏چینم.

    اگر بودی، مردانگی‏ها، بوی تعفن نمی‏گرفت و دست‏های سیاه تفرقه،
    کشورهای مسلمان‏نشین را نمی‏بلعید.

    ما در تنهایی خویش، غرق می‏شویم و آوازهای ابوجهل‏ها را صیقل می‏دهیم.
    ما از تو دور افتادیم.

    هنوز بوی در نیم‏سوخته را از کوچه‏های تنگ مدینه می‏شنویم؛
    از پشت صفحات غبارگرفته تاریخ.

    هنوز کلمات و آیین‏های زندگی تو زنده‏اند.
    اگر سیره تو فراگیر شود، دوباره عطر امامت،
    مشام روزهای تنها مانده ما را خواهد آکند.

    کاش به ما یادآوری می‏کردی شیوه پیروان حقیقی را!
    کاش ما از این خواب زمستانی برخیزیم!


    عباس محمدی






    امضاء


  10. Top | #70

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,305
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,560 در 29,341
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آی کوچه های مدینه



    نامت بلند مادر پهلو گرفته ‏ام!

    همه دیدند تابشِ جسم تو را در فراغ پدر و اشک‏هایت را که تاب
    از توان ربوده‏بود، چه غمگین می‏چکید بر گونه ‏هایت!


    علی چه غمگینانه خاتون خانه ‏اش را می‏نگرد و می‏داند، زهرا ـ بهانه لبخندش ـ در
    تدارک سفری است به سوی پدر.

    علی اندیشناک لحظه‏ های بی‏ فاطمه، ناله‏ هایش را سوار باد می‏کند و باد می‏رود تا دردهای
    بی‏شمار علی را به گوش چاه برساند و چاه را چه‏ چاره از گریستن.


    اکنون من حافظه کوچه‏ های کهنه مدینه را به شهادت می‏طلبم.
    آی کوچه‏ های مدینه!

    شهادت دهید، صورت سیلی خورده را،شهادت دهید
    اشک‏های بر زمین ریخته کودکان علی را.


    و شهادت دهید فریاد را؛
    فریادی که از شنیدن آن، مدینه هنوز اشک می‏ریزد.
    فریادی با پایانی پر از سکوت.

    آی زمین! امشب از گردش بمان.
    آی فدک! امشب دیگر سخن مگو که من فاطمه را می‏خواهم.
    و آی چاه بنی‏ نجّار! امشب پژواک فریادهای علی را در خود فرو بر.


    و ای علی، حسن، حسین و...!
    دختر کوچکم زینب!

    به جان مادرتان امشب دست در دست سکوت، بدن مرا به بقیع بسپارید
    و من چشم در چشم تاریخ، هنوز در انتظار اعتراف بقیع مانده ‏ام تا روزی بگوید.


    مادرم را در خود پنهان داشته و نمی ‏نمایاند.
    تا آن زمان هم‏چنان زمزمه می‏کنم:

    نامت بلند مادر پهلو گرفته ‏ام!


    حبیب مقیمی
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی