سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ


    نه، نه، نه
    اين هزار مرتبه
    گفتم :
    - نه
    ديگر توان نمانده،
    - توانايي،
    در بند بند من
    از تاب رفته است .
    شب با تمام وحشت خود خواب رفته است
    و در تمام اين شب تاريك،
    تاريك، چون تفاهم من،
    - با تو !
    انسان،
    افسانه مكرر اندوه و رنج را
    تكرار مي كند .

    گفتي :
    « اميد ها ست،
    « در نااميد بودن من؛
    - اما،
    اين ابر تيره را نم باران نبود و نيست
    اين ابر تيره را سر باريدن .
    انسان به جاي آب،
    هرم سراب سوخته مي نوشد .

    گلهاي نو شكفته،
    اين لاله هاي سرخ،
    گل نيست ؛
    - خون رسته ز خاك است .
    ***
    باور كن اعتماد.
    از قلبهاي كال
    بار رحيل بسته
    و مهرباني ما را،
    خشم و تنفر افزون،
    از ياد برده است .

    باور نمي كني ؟
    كه حس پاك عاطفه در سينه مرده است .

    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ




    سيماب صبحگاهي
    از بلند ترين كوهها
    فرو مي ريخت
    ***
    « برخيز و خواب را ...
    « برخيز و باز روشني آفتاب را ...
    وقتي كه بامدادان
    مهر سپهر، جلوه گري را،
    آغاز مي كند؛
    وقتي كه مهر، پلك گرانبار خواب را،
    با ناز و با كرشمه ز هم باز مي كند
    آنگه ستاره سحري،
    - در سپيده دم -
    خاموش مي شود
    ***
    آري
    من آن ستاره ام، كه فراموش گشته ام
    و بي طلوع گرم تو در زندگانيم
    خاموش گشته ام .

    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی