ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ





    نه، نه، نه
    اين هزار مرتبه
    گفتم :
    - نه
    ديگر توان نمانده،
    - توانايي،
    در بند بند من
    از تاب رفته است .
    شب با تمام وحشت خود خواب رفته است
    و در تمام اين شب تاريك،
    تاريك، چون تفاهم من،
    - با تو !
    انسان،
    افسانه مكرر اندوه و رنج را
    تكرار مي كند .

    گفتي :
    « اميد ها ست،
    « در نااميد بودن من؛
    - اما،
    اين ابر تيره را نم باران نبود و نيست
    اين ابر تيره را سر باريدن .
    انسان به جاي آب،
    هرم سراب سوخته مي نوشد .

    گلهاي نو شكفته،
    اين لاله هاي سرخ،
    گل نيست ؛
    - خون رسته ز خاك است .
    ***
    باور كن اعتماد.
    از قلبهاي كال
    بار رحيل بسته
    و مهرباني ما را،
    خشم و تنفر افزون،
    از ياد برده است .

    باور نمي كني ؟
    كه حس پاك عاطفه در سينه مرده است .

    ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ







    سيماب صبحگاهي
    از بلند ترين كوهها
    فرو مي ريخت
    ***
    « برخيز و خواب را ...
    « برخيز و باز روشني آفتاب را ...
    وقتي كه بامدادان
    مهر سپهر، جلوه گري را،
    آغاز مي كند؛
    وقتي كه مهر، پلك گرانبار خواب را،
    با ناز و با كرشمه ز هم باز مي كند
    آنگه ستاره سحري،
    - در سپيده دم -
    خاموش مي شود
    ***
    آري
    من آن ستاره ام، كه فراموش گشته ام
    و بي طلوع گرم تو در زندگانيم
    خاموش گشته ام .

    ღ.• ღديوان اشعار حميد مصدقღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •